ایل علیشروان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

علیشَروان (یا علی شَیروان)، از ایل‌های ساکن شهرستان بدره می‌باشد.

ایل علیشروان یکی از سه ایل شهرستان بدره، می‌باشد. ایل‌های شهرستان بدره به ایل بیری معروف‌اند.

(ایل‌های شهرستان بدره «ایل بَیرِی» به نام‌های: (ایل علیشروان - ایل هندمینی - ایل دوستان (دوسان) می‌باشند)

توضیحی در مورد ایل بیری[ویرایش]

در لغت‌نامه دهخدا در مورد ایل بیری بدره چنین آمده‌است:

ایل بزرگ بدره ای (بیری) یکی از بزرگترین و وسیع‌ترین ایلات کشور به حساب می‌آید و بزر گترین ایل در منطقهٔ غرب کشور است. ایلی با مردمانی نجیب وبا غیرت و فرهنگی غنی و عشایری دلیر. نکته مهم درمورد این ایل که غالب مردم ایلام و حتی قشر جوانتر خود ایل از آن بی خبرند این است که بدره خود یک شورای ایل خانی است که متشکل از سه ایل بزرگ: علیشروان و دوستان و هیندمینی می‌باشد که قبلاً بزرگان این ایل‌ها با هم متحد شده و ایل بزرگ بدره (بیری) را تشکیل داده. اما متأسفانه مردم به اشتباه ایل علیشروان را بدره می‌نامند در حالیکه در بین علیشروان و بدره یک ایل دیگر بنام دوستان وجود دارد.

زبان و گویش[ویرایش]

زبان و گویش ایل علیشروان شاخه‌هایی از کردی می‌باشد. اما لهجه اصلی ایل علیشروان به لهجه کوردی ایلامی (( سورانی )) معروف است؛ و خیلی شبیه به کوردی سورانی است و به نظر از یک ریشه باشد (تمام شایعات در مورد لر بودن این ایل جعلی است)

اصالت[ویرایش]

ایل علیشروان هویت هزار ساله دارد و سنگ نوشته‌های موجود هویت آن را اثبات می‌کند.قدمت قبرستان‌ها حاکی از سکونت هزار ساله مردم علیشروان در این منطقه دارد.


۱-اصل طایفه علیشروان که اکثراً معتقدند از دو نفر به نام‌های:

علی

و

شروان،

فرزندان علی و شروان تیره های : داراوندی ، صفروندی ، حیدروندی و چراغوندی را تشکیل داده اند.


وجه تسمیه[ویرایش]

در گذشته عدهٔ زیادی از افراد ایل به جاهای متعدد مهاجرت کرده. از جمله بغداد پایتخت کشور عراق، که کردهای پشتکوه در بغداد ک به لهجه بدره‌ای (بَیرَی) بسیار شبیه است.

طوایف ساکن بخش بدره بالاخص طایفه علیشروان به بدره‌ای یا بیری معروفند و این تسمیه می‌توان گفت فقط به کردهای بخش بدره و بالاخص طایفه علیشروان اطلاق می‌شود. در اینجا سؤالی مطرح است که کلمه بیری یا بدره‌ای از کجا بوجود آمده‌است نام بدره از نامی باستانی است و از شهر بدره عراق که در زمان ساسانی بادریا بوده مشتق شده‌است. بومی بادریا را که ر که ر میگفتند که تاریخ اصطخری که ر که رها را از ایلات شجاع کورد معرفی می‌کند

تیره‌ها[ویرایش]

انواع تیره های ساکن در دهستان علی شروان[ویرایش]

  • تیره 'داروندی یا "دارَوَنی"در روستای پاکل گراب سکونت دارند.
  • تیره 'صفروند یا "صَفَروَنی"در روستای چنارباشی و برخی درپخوشقدم سکونت دارند.
  • تیره 'قیطول یا قَیطیولی" در روستای چنارباشی ساکن هستند.
  • تیره 'حیدروند یا "حَیروَنی"در روستای زیفل پاکل گراب و مناطق ڃَمَنگِل تُرشَک آوَزا و چالسَر سکونت دارند.
  • تیره چراغوندی در پاکل گراب سکونت دارند.
  • تیره گَنجه در روستای گنجه سکونت دارند.
  • تیره موسی در روستای موسی سکونت دارند.
  • تیره جابری در روستای بلک و شباب سکونت دارند.
  • تیره مالیمان در کلم (روستا) سکونت دارند.

تیره جابری[ویرایش]

در مورد تیره جابری دو اعتقاد و نظر وجو دارد:

۱-اصل تیره جابری از نژادهای مختلف هستند و بعضی معتقدند از اولاد جابر بن حیان می‌باشند یا اینکه از ایل گوران هستند.

جابر ابن حیان شیمیدان معروف جهان اسلام در زمان (برامکه) به ایران فرار کرد و در نتیجه در بخش بدره دره شهر فوت می‌کند که در زمانصفویه بارگاهی برای او درست کرده‌اند و عده‌ای خود را از اولاد جابر معرفی کرده‌اند.

احتمال می‌رود جابر این حیان کوفی برای تحقیقات و ادامه به اکتشاف در رشته‌های اخترشناسی - طب - شیمی، و… از عراق عازم اصفهان بوده که در بخش بدره به رحمت ایزد منان پیوسته یا اینکه توسط اشرار در همان روستا مدفون شده و در زمان صفویه عده‌ای از مردم ایل گوران در اطراف مقبره زندگی کرده و مشغول دعانویسی و قرآن خواندن بوده که خود را از اولاد جابر معرفی کرده یا اینکه به لحاظ شناخته شدن در بین طوایف منطقه بنام طایفه یا تیره جابری معروف شده‌اند.

۲-بعضی معتقدند ازاولاد جابر بن عبدالله انصاری معروف در واقعه کربلا می‌باشند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • نژاد و تیره در استان ایلام
  • ایل‌ها و طوایف
  • لغت‌نامه دهخدا-بیری بدره‌ای
  • کتاب: مجموعه آراء، در مورد سرزمین پشتکوه ایلام، نویسنده: جعفر خیتال، ناشر: کتابخانه اسماعیلی، تیراژ: ۳۳۰۰، چاپ اول: ۱۳۶۹، مطالب برگرفته از صفحات ۲۸۶ تا ۲۹۳ کتاب.
  • کتاب: انساب شهری و عشایری استان ایلام، نویسنده: رستم رفعتی(۱۳۰۳)، ناشر: برگ آذین، چاپ۱۳۸۶، شابک:۹-۶۱-۷۳۷۲-۹۶۴-۰۹۷۸، مطالب برگرفته از صفحات ۳۱۳ تا ۳۲۱ کتاب.