ایل بهمئی
عشایر بهمئی درحال کوچ | |
| کل جمعیت | |
|---|---|
| نامشخص [به جهت پراکندگی بسیار] | |
| مناطق با جمعیت چشمگیر | |
| کهگیلویه و بویراحمد، فارس، خوزستان، بوشهر | |
| زبانها | |
| لری بهمئی | |
| دین | |
| به طور رسمی اسلام شیعه | |
ایل بهمئی یکی از ایلات قوم لر و از دسته لر بزرگ و لرهای جنوبی و از بزرگترین ایلات ایران است که بهطور گسترده در استانهای خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد ساکن هستند. بهمئیها به زبان لری و با گویش بهمئی صحبت میکنند.[۱][۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵]
گزارشهای سفرنامهای و مطالعات سدههای ۱۸۰۰ و ۱۹۰۰ میلادی نشان میدهد که بهمئیها در سرزمینهای گستردهای از جنوبغرب ایران، از بهبهان تا کهگیلویه، پراکنده و نیروی قابل توجهی داشتهاند، طوریکه حضوری قدرتمند در این بخش از ایران داشتهاند.[۱۶]
تاریخ
[ویرایش]ریشه
[ویرایش]درباره ریشههای شکلگیری ایل بهمئی، دو نظریه موجود است. برخی ایل بهمئی را از نژاد بختیاری و جزوی از طایفه بهداروند میدانند که در گذشته به کهگیلویه و بویراحمد کوچانده شدهاند، اما نظر اصلی تاریخپژوهان بر این اساس است که ایل بهمئی در اصل از لرهای کهگیلویه و از شاخه لیراوی میباشد.[۱۷][۱۸] به هر صورت، نظریه مشترک در میان همهی طایفههای ایل بهمئی، این است که همگی، نسب اولیهی خود را از بهمن درازدست پادشاه کیانی میدانند.[نیازمند منبع] علاءالدین بهمنشاه بنیانگذار خاندان بهمنی، خود را از نسل بهمن، فرزند اسفندیار معرفی کرده است.[۱۹]
در بیشتر گویشهای لری، حرف «ن» در آخر کلمه، به زبان نمیآید و جای خود را به حرف «ه» میدهد. بهطور مثال کلمهی «بکن» (جدا کن/در بیاور) را بهصورت «بکه»، یا کلمهی «بزن» را بهصورت «بزه» تلفظ میکنند، به همین دلیل واژهی «بهمن» را بهصورت «بهمه» و واژهی «بهمنی» را بهصورت «بهمهای یا بهمئی» تلفظ میکنند.[۲۰]
از نقطههای مشترک بهمئیها با بختیاریها، این است که در گذشته، آیین کوچنشینی و دامداریِ فصلی در میان این مردم نیز رایج بوده است؛ از سدهٔ بیستم میلادی به بعد، روندِ ایلی/کوچنشینی کاهش و بخشهایی از ایل، به سکونت دایمی (در روستا/شهر) روی آوردند.[۲۱]
تاکنون چندین کتاب دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و آداب و رسوم مردم بهمئی به چاپ رسیده است. کتاب «مونوگرافی ایل بهمئی» نوشته نادر افشارنادری،[۲۲][۲۳] «مقاله ایل بهمئی» در نشریه هنر و مردم توسط علی بلوکباشی، کتاب «سفرنامه بهمئی و لشکر کشی به طیبی»، به نوشته چارلز نوئل محقق و جهانگرد انگلیسی،[۲۴] و کتاب «زنان ایل بهمئی» نوشته الویا رسترپو مردمشناس کلمبیایی[۲۵] از مهمترین آثار دربارهٔ بهمئیها هستند.
جنگ کی کاووس بهمئی ۱۳۰۳
[ویرایش]در سال ۱۳۰۳ بهمئیها به رهبری حسینخان بهمئی از سران کمیته قیام سعادت و رهبر جنگ کیکاووس بهمئی در سال ۱۳۰۳، همراه با فیلیها، بختیاریها و عربها علیه حکومت تازه تأسیس پهلوی در عملیاتی به نام کمیته قیام سعادت دست به شورش زدند که در نهایت سران این کمیته ازجمله شیخ خزعل کعبی، غلامرضاخان فیلی و یوسف خان امیر مجاهد همگی در همان سال تسلیم رضا شاه شدند، ولی حسین خان بهمئی تا آخر جنگید و در قلعه خود یعنی قلعه نادر در بهبهان همراه با یاران خود در محاصره نیروهای نظامی قرار گرفته و کشته شدند.[نیازمند منبع]
جنگ سال ستون
[ویرایش]یکی از مهمترین درگیریهای ایل بهمئی با حکومتها مربوط به سال ۱۳۱۶ میباشد که در میان مردم بهمئی به جنگ سال ستون یا قیام سال ۱۳۱۶ بهمئی معروف شده است که علیه سیاست رضاشاه و کوچ و یکجانشینی اجباری عشایر معروف به تخته قاپو صورت گرفته است و این درگیری که از سال ۱۳۱۵ شروع شد با کشته شدن بیش از ۴۰۰ نظامی و ۲۵۰ نفر از عشایر و در نهایت با کشته شدن خداکرمخان بهمئی معروف به خان طلا و سایر افراد و خانوادهاش پایان یافت.[۲۶]
جنگ دشت شیر ۱۳۲۱
[ویرایش]این جنگ در سال ۱۳۲۱ در منطقه دشت شیر میداوود علیه حکومت پهلوی و با مشارکت ایل بختیاری و ایل بهمئی صورت گرفت. رهبر نیروهای بختیاری در این جنگ ابوالقاسم خان بختیار و رهبر نیروهای بهمئی سردار خان بهمئی معروف به بوری خان بود.[نیازمند منبع]
جغرافیا
[ویرایش]بیشترین تمرکز جمعیتی مردم بهمئی در ایران، در استانهای خوزستان، فارس، بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد میباشد، طوری که بیشتر جمعیت شهرستانهای بهمئی، صیدون، باغملک و رامهرمز، بهمئی هستند.[۲۰]
فعالیت عشایر
[ویرایش]پرورش دام
ایل بهمئی و جامعه عشایر سیار کهگیلویه و خوزستان، یک جامعه مولد میباشد که با کمترین توقع و امکانات، بیشترین تولید و بازدهی را دارد. پرورش دام از مهمترین پیشههای ایل بهمئی بهشمار میرود که بهجهت آن، سالانه هزاران تن گوشت قرمز، انواع فراوردههای لبنی، پشم گوسفند و موی بز تولید میشود.
- تولید محصولات کشاورزی و باغی مورد نیاز
بهمئیها در سردسیر و گرمسیر به کشاورزی و باغداری میپردازند. محصولات آنها گندم، جو، برنج، حبوبات، سبزی و مرکبات است. زنان در همه کارها با مردان همکاری میکنند.
- امورات منزل و تولیدات لبنی
تمام کارهای خانه به عهده زن هاست. دختران و زنان ایل هر صبح از کوه و دشت، هیزم سوخت خود را گرد آوری میکنند و پس از آن از رودخانه یا چشمه، مشکهای آب را پر میکنند و به پشت میگیرند و به چادر میآورند. سپس گندم و برنج را در هاونهای سنگی به نام «سرکو» میکوبند و پوست آنها را میگیرند. پس از آن آرد را خمیر و چانه میکنند و از آن نان میپزند. نان را روی ساجهای فلزی میپزند. نخست ساج را روی اجاق جلوی چادر گرم میکنند؛ و سپس چانههای خمیر را روی «نان بند» پهن مینمایند و روی ساج میاندازند تا پخته شود. تمام خوراکهای گوناگون دیگر نیز روی همین اجاقهای جلوی چادر تهیه میشود. نان کلگ از دیگر صنایع غذایی ویژه بهمئیها است که از بلوط درست میشود، به این صورت که بلوطها را در سرکو خورد کرده و پس از چند روز که خیسانده شده آن را بر روی توک (تابه) گذاشته تا برشته شود، نان گلگ را به همراه ماست و گوشت استفاده میکنند.[۲۷]زنان از شیر انواع لبنیات شامل کره، ماست، کشک، قره قروت، سرشیر و جز آن تهیه میکنند. ماست را در مشکهایی که به سهپایه چوبی متصل است میآویزند و آنقدر تکان میدهند تا کره و دوغ بهدست آید.
- صنایع پوستی
مردم ایل از پوست گوسفند بهعنوان ظروف و کارهای دیگر استفاده میکنند. مواردی که در آن از پوست گوسفند استفاده میشود مثل مشک آب، خیگ روغن حیوانی، خیگ ماستینه و کیسهٔ حبوبات و مشک دوغ زنی استفاده میکنند. برای تهیهٔ مشک آب پس از تمیز کردن پوست و دوختن قسمتهای مورد نیاز آن سپس در جفت یا پوست بلوط خیسانده تا محکم شود و بوی آن گرفته شود. برای تهیه مشک دوغ زنی که سختتر از مشک آب است پس از تمیزکردن موهای آن، سپس آن را در آب نمک و دوغ میخوابانند و سپس کمکم لایهٔ روی آن را میتراشند و آن را دود میدهند.
- طناب بافی
این نوع دست بافته در ایل مصرف زیادی دارد و برای بستن دام، محکم کردن وسایل بر پشت حیوانات و طنابهای تزئینی از پشم و موی بز استفاده میشود. برای هرنوع کاری از طناب ویژه به خود استفاده میشود. برای بستن دام از طناب معمولی و برای زین اسب از طناب پهن و برای گردن اسب از طناب چهارگوش و برای بستن دام و شتر از طناب هشت لای بیضی شکل استفاده میکنند.
افراد معروف
[ویرایش]خدا کرم خان بهمئی معروف به خان طلا زاده ۱۲۷۳ در منطقه علا در شهرستان صیدون بود. او پس از پدرش سرهنگ خان به مقام ایلخانی بهمئیها رسید. خداکرم خان رهبر جنگ ستون بهمئی در سال ۱۳۱۶ علیه رضا شاه بود. وی پس از یک سال درگیری با نیروهای ارتش رضاشاه در نهایت در ۲۰ آذر ۱۳۱۶ پس از تسلیم شدن به قوای دولتی در منطقهای به نام چهل پلکان کشته شد.[۲۸]
حسین خان بهمئی از سران کمیته قیام سعادت و رهبر جنگ کی کاووس بهمئی در سال ۱۳۰۳ علیه حکومت رضا شاه و همچنین سردار خان بهمئی معروف به بوری خان رهبر نیروهای بهمئی در جنگ دشت شیر در سال ۱۳۲۱ علیه حکومت پهلوی میباشند.[۲۹]
لباس بهمئی
[ویرایش]فرهنگ
[ویرایش]کوچ ایل بهمئی
[ویرایش]اگر چه در دهههای آغازینِ سده حاضر گروههای بسیاری از ایل بهمئی نیز همانند سایر ایلها و عشایر ایران یکجانشین شدند، اما هنوز هم بخشی از طایفههای ایل بهمئی، کوچرو هستند. کوچروهای بهمئی زمستان را در دشتهای خوزستان و تابستان را در دشتهای کهگلویه و بویراحمد به سر میبرند.[۳۰]
موسیقی
[ویرایش]موسیقی مردم بهمئی شاخهای از موسیقی لری است. این موسیقی به وسیله سازهایی مانند سرنا، کُرنا و کوس و سازهای بادی کوچکتر از سرنا و کرنا نواخته میشود. مراسم عروسی در این ایل به این شکل است که همه روستا اعم از زن و مرد، پیر و جوان جمع شده و به شادی با رقص ویژه به این ایل میپردازند. تا اواخر دهه هشتاد رسم ترکه زنی و بیتخوانی در این جشنها امری رایج بود که به مرور کمرنگ شد. یار یار بهمئی نیز نوعی موسیقی معروف بهمئی است که بسیار پرطرفدار است و به نوعی شناسنامه موسیقی ایل بهمئی شمرده میشود.[۳۱]
عزاداری
[ویرایش]در رسومات مردم بهمئی هرگاه کسی از دنیا میرود مثل اینکه همهٔ طایفه عضوی از خانواده را از دست داده و ماتم زده میشوند. مراسم عزاداری در بین بهمئیها به شکل خاصی برگزار میشود و بهطور تقریبی تمام روستا و طایفه بر سر مزار شخص فوت شده جمع و به سینهزنی و عزادارای میپردازند، یک خواننده هم به سرود خوانی مشغول میشود که در گویش بهمئی به آن خطیر میگویند.[۳۲]
جمعیت
[ویرایش]طبق آمار و سر شماریهای انجام شده، جمعیت ایل بهمئی در کل کشور حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار نفر میباشد.[۳۳][۳۴]
طایفهها
[ویرایش]ایل بهمئی به دو بخش احمدی و محمدی (گویش لریجنوبی: مَهمِدی) تقسیم شده است که خود دارای زیر مجموعههای بسیاری هستند؛ و در ادامه، بهمئیهای سرزمینهای سردسیر را مهمدی، و بهمئیهای سرزمینهای گرمسیر را احمدی میگفتند.[۱۸]
احمدی شامل بیژنی و جلالی است.[۳۵] بیژنی از دوازده (۱۲) طایفه بندری، طایفه بتلی، طایفه غیبی، طایفه ویسی، طایفه گهرلی، طایفه شهروئی، طایفه بالیاوی، طایفه بلواسی، طایفه تاکائیدی، طایفه شه مصیری، طایفه مشهدی مهمدی و طایفه ایسوی (یوسفی) تشکیل شده است.[۱۸]
جلالی از چهار طایفه باولی، طایفه کمبری، طایفه شوسنی (شاه حسینی) و طایفه شه نظری تشکیل شده است.
طایفههای سادات وابسته به ایل بهمئی از شش (۶) طایفه سادات عباسی، طایفه سادات میرسالاری، طایفه سادات رضا توفیق، طایفه سادات منگزوری، طایفه سادات بابا احمدی (شیوخ) و طایفه سادات یوسفی تشکیل شده است.
تیره مهمدی از نه (۹) طایفه نریمیسا، طایفه مهمدمیسا، طایفه علاءالدینی، طایفه کمایی، طایفه خلیلی، طایفه بناری، طایفه کلاه کج، طایفه نوروزی و طایفه عالی مهمدی تشکیل شده است.
طایفه علادینی یا تیره علادینی پرجمعیتترین طایفه ایل بهمئی است که از طوایفی به نام طایفه میراحمدی، طایفه نعمتاللهی (نمتلا)، طایفه خواجهامیری (خاجمیری)، طایفه شیخی، طایفه محمدی و طایفه قنبری تشکیل شده است.
جستارهای وابسته
[ویرایش]پانویس
[ویرایش]- ↑ خلیلیپور، غلام محمد (۱۳۹۳). شهریاران جنوب و تاریخ ایل بهمئی. تهران: سازمان چاپ و انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی. شابک ۹۷۸۹۶۴۱۰۲۸۹۷۰.
- ↑ فتحی، غفور (۱۳۹۹). ایل بهمئی. گنج علم. شابک ۹۷۸۶۲۲۶۹۶۵۵۰۷.
- ↑ «BAHMAʾĪ». ایرانیکا. ۱۵ دسامبر ۱۹۸۸. دریافتشده در ۱ بهمن ۱۴۰۳.
- ↑ «بهمئی». دانشنامه جهان اسلامی. دریافتشده در ۲ بهمن ۱۴۰۳.
- ↑ «دایرةالمعارف بزرگ اسلامی/بهمئی». دایرةالمعارف. ۱۳ مهر ۱۳۹۹.
- ↑ «معنی بهمئی/لغت نامه دهخدا». واژه یاب. دریافتشده در ۱ بهمن ۱۴۰۳.
- ↑ «کتاب «هَیبِلَه چین، هَوال بَر» رونمایی شد». خبرگزاری کتاب. ۲۶ مهر ۱۴۰۳. دریافتشده در ۲ بهمن ۱۴۰۳.
- ↑ «جشن بزرگ فرهنگ و هنر ایل بهمئی در دیشموک برگزار شد». خبرگزاری مهر. ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲.
- ↑ «سفرنامه بهمئی و لشکر کشی به طیبی منتشر شد». خبرگزاری مهر. ۲۱ بهمن ۱۴۰۲.
- ↑ «مستند ایل من بهمئی». ایسنا. ۸ آذر ۱۴۰۳.
- ↑ «نگاهی جدید به تاریخ ایل بهمئی/از تمدن ایلامی گرفته تا تاریخ ایران معاصر». الیما نیوز. ۱۶ بهمن ۱۴۰۳.
- ↑ «لباس محلی ایل بهمئی ثبت ملی شد». تسنیم. ۹ تیر ۱۳۹۸.
- ↑ «تصویری زیرخاکی از زنان ایل بهمئی به روایت جهانگرد انگلیسی». خبرگزاری دانا. ۱۵ مرداد ۱۳۹۹.
- ↑ «تازهها و چاپهای انتشارات خجسته/از تاریخ اجتماعی ایران تا ایل بهمئی». خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا). ۱۰ اسفند ۱۳۹۳. دریافتشده در ۲۲ دی ۱۴۰۳.
- ↑ «سابقه تاریخی دهدشت و بهمئی درکهکیلویه وبویراحمد به شش هزارسال قبل میرسد». ایرنا. ۲۶ بهمن ۱۳۸۵.
- ↑ «BAHMAʾĪ». Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی). دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۸.
- ↑ دهبانیپور، ابوتراب (۱۳۹۷). سیری در تاریخ ایل بهمئی از لیراوی تا لیکک. اصفهان: فرهنگ مانا. شابک ۹۷۸۶۰۰۸۷۰۷۵۰۹.
- 1 2 3 «قوم لر | تاریخچه و طوایف قوم لر + تفاوت لر و بختیاری». هوشمند نیوز | SHMI News Agency. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۸.
- ↑ خلیلی، حاج ناصر (۱۳۹۷). تاریخ ایل بهمئی. تهران: آتیه. شابک ۹۷۸۶۰۰۳۱۴۵۰۵۴.
- 1 2 توصیف زبانشناختی گویش لری شهرستان بهمئی. انتشارات پژوهندگان راه دانش. ۱۳۹۹.
- ↑ علی مرادی بهمئی. «ایل بهمئی: میراث داران فرهنگ لر در گذرگاه سنت و مدرنیته».
- ↑ افشار نادری، نادر (١٣٩١). ایل بهمئی. خجسته. شابک ۹۷۸۹۶۴۶۲۳۳۹۸۰.
- ↑ صیفی نژاد، جواد (۱۳۸۱). لرهای ایران: لربزرگ، لرکوچک. تهران: آتیه. شابک ۹۶۴ - ۷۴۰۹- ۲۲-۲.
- ↑ ویلیام چارلز نوئل، میجر ادوارد (۱۴۰۱). سفرنامه بهمئی و لشکرکشی به طیبی. ترجمهٔ کاوه بیات. نامک. شابک ۹۷۸-۶۲۲۶۶۷۰۳۱۹.
- ↑ «با «فیروزآبادی در مجلس چهاردهم»، کتاب «زنان ایل بهمئی» به چاپ رسید». ایسنا. ۱۸ شهریور ۱۳۸۷.
- ↑ قیام طایفه علادینی علیه رضاخان پهلوی در سال ۱۳۱۶. چویل. ۱۳۸۷. شابک ۹۷۸۹۶۴۷۹۳۰۹۹۴.
- ↑ «فیلم/تولید نان کلگ از بلوط در سال ۱۳۵۰ در ایل بهمئی». خبرگزاری مهر. ۲ تیر ۱۳۹۴. دریافتشده در ۱۸ بهمن ۱۴۰۳.
- ↑ خلیلی، حاج ناصر (۱۳۹۷). تاریخ ایل بهمئی. تهران: آتیه. شابک ۹۷۸۶۰۰۳۱۴۵۰۵۴.
- ↑ قیام طایفه علادینی علیه رضاخان پهلوی در سال ۱۳۱۶. چویل. ۱۳۸۷. شابک ۹۷۸۹۶۴۷۹۳۰۹۹۴.
- ↑ «آغاز پلاک کوبی دام عشایر بهمئی با خرید ۴ هزار پلاک هویت». باشگاه خبرنگاران جوان. ۲۵ مرداد ۱۳۹۸.
- ↑ «ترکه زنی تفریح سنتی اما رو به افول در ایل بهمئی». ایرنا. ۱۸ فروردین ۱۳۹۸.
- ↑ «وای حمزه شهیدم/نوای جانسوز شروه ایل بهمئی در رثای شهید وطن». ایرنا. ۶ آبان ۱۴۰۳.
- ↑ خلیلی، حاج ناصر (۱۳۹۷). تاریخ ایل بهمئی. تهران: آتیه. شابک ۹۷۸۶۰۰۳۱۴۵۰۵۴.
- ↑ «شاهکار رسانه ملی این بار با ایل بهمئی». کبنا نیوز. ۸ آذر ۱۳۹۴. دریافتشده در ۲ بهمن ۱۴۰۳.
- ↑ افشار نادری، نادر (١٣٩١). ایل بهمئی. خجسته. شابک ۹۷۸۹۶۴۶۲۳۳۹۸۰.