ایرن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از ایرن (بازیگر))
پرش به: ناوبری، جستجو
ایرن
Iren.jpg
نام اصلی ایرن زازیانس
زمینه فعالیت سینما، تئاتر
تولد ۲۰ مرداد ۱۳۰۶
اوت ۱۹۲۷
بابلسر، مازندران
والدین الکساندر زازیانس و واریا
مرگ ۷ مرداد ۱۳۹۱ (۸۴ سال)
۲۸ ژوئیه ۲۰۱۲
بیمارستان دی، تهران
محل زندگی تهران
مدفن گورستان ارامنه تهران (بوراستان)
ملیت ایرانی
پیشه هنرپیشه
سال‌های فعالیت در سینما: ۱۳۳۶–۱۳۶۰
همسر(ها) محمد عاصمی
شاهرخ رفیع
صفحه در وب‌گاه IMDb
صفحه در وب‌گاه سوره
Iren-actress.jpg
نقش «مهد علیا» در سریال «سلطان صاحبقران»
ایرج قادری و ایرن در فیلم موسرخه

ایرن زازیانس (ارمنی: Իրեն Զազյանց; زادهٔ ۲۰ مرداد ۱۳۰۶ در بابلسر - درگذشته ۷ مرداد ۱۳۹۱ تهران) هنرپیشهٔ ایرانی ارمنی‌تبار تئاتر، سینما و تلویزیون بود

ایرن بازیگری را از تئاتر فردوسی آغاز کرد و سپس به سینمای ایران راه یافت و تا زمان انقلاب به کار ادامه داد. او در حدود ۳۰ فیلم سینمایی بازی کرد که از بین آنها می‌توان به خداحافظ رفیق، محلل، بلوچ و مو سرخه اشاره کرد.

ایرن زازیانس در سال ۱۳۰۶ در بابلسر به دنیا آمد. در ۱۳۲۲ همراه خانواده اش به تهران مهاجرت کرد. در ۱۳۲۸ با بازی در نمایش «کارمند شریف» به طور جدی جذب تئاتر شد و در نمایش‌های بسیاری بازی کرد.[۱] وی از سال ۱۳۲۹ فعالیت خود را با گروه نوشین در تئاتر سعدی ادامه داد و در نمایش بادبزن نوشته اسکار وایلد بازی کرد.[۲] از ۱۳۳۶ به سینما روی آورد و طی بیست سال نزدیک به سی عنوان فیلم را در کارنامهٔ بازیگری اش ثبت کرد. نخستین فیلمش را با نام «مردی که رنج می‌برد» به کارگردانی محمدعلی جعفری بازی کرد و پس از آن با کارگردانانی چون شاپور قریب (در خروسامیر نادری (در خداحافظ رفیق) همکاری کرد. در دو فیلم ساموئل خاچیکیان به نام‌های دلهره و اضطراب نیز نقش آفرینی کرده است. در تمام سال‌های فعالیت سینمایی اش در نقش اصلی یا یکی از نقش‌های اصلی حضور داشته است.[۱]

او دربارهٔ نقش‌های سینمایی اش می‌گوید:

«بازیم در نقش‌های مختلف متفاوت بود. هر نقشی برایم ویژگی خودش را داشت و سعی می‌کردم زن‌هایی را که نقش شان را بازی می‌کردم، درک کنم. سیر در احوال این زن‌ها و مطالعه دربارهٔ آنها برایم خیلی جالب بود. به خصوص که همیشه می‌گفتم من به علاوه یک زن دیگر، یک تکامل است.»[۳]

از دیگر فیلم‌های کارنامهٔ این بازیگر می‌توان به جاده زرین سمرقند، ساحل دور نیست، شام آخر و … اشاره کرد. ایرن در کارنامهٔ سینمایی اش مجموعه‌های تلویزیونی غریبه، تخت ابونصر و سلطان صاحبقران (به کارگردانی علی حاتمی) را نیز ثبت کرده است که در مجموعهٔ اخیر نقش «مهد علیا» را برعهده داشت.[۱]

در سال‌های نخست استقرار جمهوری اسلامی در ایران، ایرن در دو فیلم سینمایی «جایزه» به کارگردانی علیرضا داوودنژاد و «خط قرمز» ساخته مسعود کیمیایی بازی کرد اما هردو فیلم توقیف شدند. وی همچنین در چند قسمت از سریال هزاردستان به کارگردانی علی حاتمی حضور داشت اما بخش‌هایی که ایرن در آن بازی کرده بود حذف شدند و در نهایت هم‌زمان با موج ممنوعیت کار بازیگران قبل از انقلاب، به صورت رسمی ممنوع الکار شد.[۲]

آخرین تصویر ایرن در فیلم «شیرین» (عباس کیارستمی، ۱۳۸۷) بر پرده نشست.[۴]

ایرن که در سال‌های آخر زندگی با بیماری سرطان ریه دست و پنجه نرم می‌کرد سرانجام بامداد روز شنبه هفتم مردادماه در سن ۸۵ سالگی در تهران درگذشت. مراسم تشییع وی روز دوشنبه نهم مرداد در «آرامستان بوراستان» به خاک سپرده شد.[۴][۵]

سال‌های نخست زندگی[ویرایش]

ایرن زازیانس در روز بیستم مردادماه سال ۱۳۰۶ در شهر بابلسر و در خانواده‌ای ارمنی به دنیا آمد. خانوادهٔ زازیانس از بازماندگان نسل‌کشی ارمنی‌ها در ۱۹۱۵ میلادی بودند که از نخجوان به ایران مهاجرت کردند. پدرش، «الکساندر زازیانس» از اهالی غرب ارمنستان بود که توانست از نسل‌کشی ارمنی‌ها توسط عثمانی‌ها جان سالم به دربرد و پس از ازدواج با دختر زیبای ارمنی به نام واریا که از ساکنین شرق ارمنستان بود، از این کشور بگریزد. وی پس از خروج از ارمنستان به ایران مهاجرت نمود و به اتفاق همسر و خانواده‌اش در مازندران اقامت گزید. اما سه فرزند نخست این خانواده به دلایلی همچون بیماری در سنین پایین از دنیا رفتند و ایرن، فرزند چهارم این خانواده به شمار می‌آمد.

کودکی[ویرایش]

ایرن در کودکی برای تحصیل به مدرسه شاهدخت بابلسر رفت و تحصیلات خویش را در همین مدرسه تا حدّ سیکل (سیکل اول) ادامه داد. وی از همان روزگار به ادبیات و هنر و داستان و مقولات نمایشی علاقه‌مند شد و اولین تجربیات بازیگری خویش را نیز در دوران تحصیل در مدرسه شاهدخت از سر گذراند.

ایرن در سن ۱۶ سالگی با «محمد عاصمی» (شاعر، نویسنده و ناشر مجله کاوه در آلمان) آشنا شد و به ازدواج او درآمد. چند سال بعد ایرن به اتفاق همسرش به تهران آمد و علاقه فراوان او به هنرهای نمایشی در کنار تلاش و پشتکار زیادش سبب شروع فعالیت هنری حرفه‌ای او در تهران گردید.

ورود به تئاتر[ویرایش]

ایرن زازیانس نخستین بار بازی در تئاتر را در سال ۱۳۲۸ تجربه نمود. در این سال وی در تئاتر فردوسی در نمایشی به نام «کارمند شریف» بازی کرد. اما ماجرای حضور او در این نمایش، بسیار اتفاقی بوده‌است:

ایرن که بسیار جوان بود، بعدازظهرها برای تماشا به «تئاتر فردوسی» در خیابان لاله‌زار می‌رفت. تئاتر فردوسی توسط عبدالحسین نوشین (بنیانگذار «تئاتر نوین در ایران») و همسرش بانو لرتا بنیانگذاری شده بود و در آن زمان گروهی از هنرمندان آن روز تئاتر از جمله نسرین جعفری، علی محزون، مهین دیهیم و هوشنگ سارنگ، زیر نظر آقای استپانیان در حال تمرین نمایش «کارمند شریف» بودند. ایرن هر روز به تئاتر فردوسی می‌رفت و تمرین آنها را تماشا می‌کرد. به او اجازه داده بودند تا در گوشه‌ای از جایگاه تماشاگران آرام و ساکت بنشیند و نحوهٔ تمرین استپانیان با هنرپیشه‌ها و سپس اجرای این نمایش را نگاه کند. از قضا در یکی از همین روزها مهین دیهیم به شدت مریض شد و نتوانست در اجرا حضور به هم برساند. از آنجا که اجرای گروه به خطر افتاده بود، از ایرن که در روزهای متعددی از روند تمرین این نمایش بازدید کرده بود، برای ایفای نقش به جای مهین دیهیم دعوت به عمل آمد. خود ایرن سالها بعد در زمینه پذیرش این نقش می‌گوید: «اگر امروز بود، جرات چنین کاری را پیدا نمی‌کردم. آن جسارت را باید به حساب جوانی‌ام نوشت…»

نخستین تجربه[ویرایش]

اما وقتی ایرن این نخستین تجربهٔ اجرای صحنه را در پایان اولین پرده نمایش پشت سر گذاشت، به حدی خوب ظاهر شده بود که آقای استپانیان او را در آغوش گرفت و گفت: «امشب لرتای دیگری متولد شد!...» بدین ترتیب بلافاصله با ایرن قراردادی بسته شد که اولین قرارداد بازی در زندگی ایرن بود و به موجب آن برای ۲۰ شب اجرا در هر ماه ۶۰۰ تومان به ایرن پرداخت می‌شد که ایرن تا مدتی این دستمزد را می‌گرفت.

اما این سال‌ها مصادف بود با خروج گروه عبدالحسین نوشین از تئاتر فردوسی و تلاش او و همسر هنرمندش لرتا و سایر اعضای گروهش برای راه‌اندازی «تئاتر سعدی». نوشین که از افکار چپ گرایانه داشت و از اعضای فعال و کادرهای مرکزی حزب توده ایران و یکی از اعضای گروه معروف ۵۳ نفر و ازجمله اعضای این گروه که با طراحی خسرو روزبه از زندان قصر گریختند، به شمار می‌آمد، در سال ۱۳۲۷، و پس از تیراندازی به محمدرضاشاه پهلوی یک بار دیگر همراه با گروهی از هم‌اندیشان خود به زندان افتاد.

بدین ترتیب وی از همان زندان، و توسط همسرش لرتا، که با او ملاقات‌های هفتگی داشت، گروه تئاتری خود در «تئاتر سعدی» را در اجرای نمایشنامه‌ها هدایت می‌کرد و حتی برای جذب بازیگران خوب به این گروه فعال بود. از جمله یک بار یکی از اصلی‌ترین اعضای این گروه یعنی نصرت کریمی را موظف نمود که نحوهٔ بازی ایرن زازیانس در نمایش‌های «تئاتر فردوسی» را زیر نظر بگیرد و در صورت مطلوب تشخیص دادن بازی ایرن از او برای عضویت در گروه نوشین در تئاتر سعدی دعوت به عمل آورد.

پیوستن به تئاتر سعدی[ویرایش]

بدین ترتیب ایرن در سال ۱۳۲۹ به گروه نوشین در «تئاتر سعدی» پیوست. یعنی درست در همان روزهایی که نوشین در زندان بود و «تئاتر سعدی» را که به تازگی دایر شده بود از زندان و از راه دور هدایت می‌کرد. البته گروه تئاتری نوشین سرشار از احترام و اطاعت نسبت به او بودند و به همین دلیل پیوستن «ایرن» به این گروه جز با موافقت نوشین امکان نداشت. با این اوصاف وقتی بانو لرتا، همسر نوشین، ایرن را برای بازی در نقش خانم «مارگریت ویندرمیر» در نمایشنامهٔ معروف «بادبزن خانم ویندیرمیر» نوشته «اسکار وایلد» نامزد می‌کند، او را به همراه خود در زندان به ملاقات نوشین می‌برد و پس از تأیید او، نقش مذکور به ایرن محول می‌شود. از آن پس ایرن زیر نظر بانو لرتا مشغول اجرای برنامه‌های هنری و فعالیتهای نمایشی می‌شود، طوریکه مجموع پیس‌هایی که ایرن در این سال‌ها در آنها شرکت داشته‌است، به حدود ۱۵ نمایشنامه می‌رسد. هرچند که شاخصترین و معروفترین این نمایشنامه‌ها همان نمایش بادبزن خانم ویندرمیر به شمار می‌آید.

اعتراض به انحلال تئاتر سعدی[ویرایش]

در سال ۱۳۳۰ که جلوی فعالیت «تئاتر سعدی» توسط دولت وقت به بهانهٔ اجرای تئاترهای کمونیستی و چپ گرایانه گرفته شد، ایرن زازیانس از جمله هنرمندانی بود که طی یک اقدام هماهنگ جمعی، در مجلس شورای ملی آن زمان، متحصن شدند، تا اینکه سرانجام پس از ۲۸ روز، که سه روز آن به اعتصاب غذا گذشت، موفق گردیدند که مجدداً پروانهٔ فعالیت «تئاتر سعدی» را از دولت وقت بگیرند. گواینکه فعالیت «تئاتر سعدی» بعد از این واقعه چندان به طول نمی‌انجامید و این تئاتر به خاطر عقاید چپ عبدالحسین نوشین همواره در معرض حملات مخالفین حزب توده بود و سرانجام نیز در وقایع مربوط به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به آتش کشیده شد.

اما پس از به آتش کشیده شدن «تئاتر سعدی» در نا آرامی‌های پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بعد از اینکه عبدالحسین نوشین ناگزیر از فرار به اتحاد شوروی گردید، گروه تئاتری وی متفرق شد و فعالیت هنری ایرن برای مدت قابل توجهی متوقف گردید.

اما بعد به ناچار به گروه محمدعلی جعفری در تئاتر فرهنگ پیوست. البته تئاتر فرهنگ هم جایی بود که نوشین در شکل گیری آن نقش مهم ایفا کرده بود و حتی در دوران آزادی خود شخصاً این تئاتر را اداره می‌کرد. در تئاتر فرهنگ ایرن زازیانس زیرنظر محمدعلی جعفری و عطاءالله زاهد به فعالیت هنری خود ادامه می‌دهد و از جمله در کنار توران مهرزاد و شهلا ریاحی در چند نمایش بازی می‌کند.

ایرن زازیانس در سال ۱۳۳۱ به همراه یک هیئت ۸ نفری به منظور شناساندن هنر ایران به اتحاد شوروی مسافرت نمود.

فعالیت در سینما[ویرایش]

پس از چند سال فعالیت ایرن زازیانس در «تئاتر فرهنگ» و زیرنظر محمدعلی جعفری و عطاالله زاهد، وقتی که این هنرمندان تصمیم به ساخت فیلم سینمایی گرفتند، از ایرن نیز برای حضور در سینما دعوت به عمل آوردند و بدین ترتیب ایرن فعالیت سینمایی خود را با بازی در فیلم «مردی که رنج می‌برد» (ساخته: محمدعلی جعفری) در سال ۱۳۳۶ آغاز نمود و سپس در اوایل سال ۱۳۳۷ با بازی در فیلم «چشم به راه» ساخته عطاالله زاهد فعالیت سینمایی خود را ادامه داد.

ایرن زازیانس بعد از این فیلم و در همان سال ۱۳۳۷ در فیلم «قاصد بهشت» ساخته ساموئل خاچیکیان نیز ظاهر شد که جنجال زیادی را به همراه داشت. در این فیلم ایرن در سن ۳۱ سالگی، و برای نخستین بار به عنوان یک زن ایرانی با لباس شنای دو تکه روی پرده سینما ظاهر شد، اقدامی که نه فقط تماشاگران سینمای ایران در دهه سی، بلکه حتی خود ساموئل خاچیکیان، کارگردان فیلم را نیز شوکه کرد. چرا که تا آن زمان ظهور ستاره‌های خارجی زن با لباس شنای دو تکه بر پرده سینماهای آن روز تهران بارها تجربه شده بود، امّا هیچ‌کس تا آن روز ستاره‌های ایرانی را با این هیئت در سینما ندیده بود.

ایرن می‌گوید آن زمان سینماها در تسخیر فیلم‌های ایتالیایی بود و مردم برای دیدن فیلم‌های سیلوانا مانگانو و سوفیا لورن سر و دست می‌شکستند. با نمایش فیلم «قاصد بهشت»، برای مدتی فیلم‌های ایتالیایی از رونق افتاد. استقبال از فیلم به حدی بود که اکثر سینماها به اجبار دو نوبت بیشتر فیلم را نمایش می‌دادند.

اما گرچه فیلم «قاصد بهشت» به خاطر پوشش خاص ایرن جنجال آفرید و حتی بنا به روایتی توقیف شد، اما این مسئله نام ایرن را هر چه بیشتر بر سر زبان‌ها انداخت و بخصوص محافل سینمایی و مطبوعاتی آن روزگار با نام بردن مکرر از ایرن و چاپ پی درپی تصاویر او، باعث افزایش شهرت او گردیدند. بعد از آن ایرن در فیلم‌های دیگری نیز ظاهر شد و موقعیت خود را به عنوان یک زن موفق در سینمای ایران تثبیت نمود. فیلم‌هایی همچون «چشمه آب حیات» (ساخته سیامک یاسمی محصول ۱۳۳۸) «دلهره» (ساخته ساموئل خاچیکیان محصول ۱۳۴۱) و «کشتی نوح» (ساخته خسرو پرویزی محصول۱۳۴۱) نمونه‌ای از دیگر فیلم‌هایی هستند که ایرن بازیگر آنها بوده‌است.

اما با این همه، محبوبیت ایرن دیری نپایید و با شیوع فیلم‌های «گنج قارونی»، او به کناره‌گیری موقت از سینما ناگزیر شد، چرا که در این دوران اغلب بازیگران زن فیلمفارسی ناگزیر بودند برقصند و با صدای خوانندگان معروف لب بزنند و این کار از ایرن برنمی‌آمد.

با این وجود از ابتدای دههٔ پنجاه، ایرن بار دیگر به سینما بازگشت و با بازی در فیلم‌هایی چون «محلل» (نصرت کریمی، ۱۳۵۰)، «بلوچ» (مسعود کیمیایی، ۱۳۵۱) و «حکیم‌باشی» (پرویز نوری، ۱۳۵۱) تا حدودی مورد توجه تماشاگران و فیلم‌سازان قرار گرفت و بدین ترتیب به تقریب تا واپسین سال‌های حکومت پهلوی در ایران به کار هنری خویش ادامه داد.

امّا یکی از پر سر و صداترین فیلم‌های ایرن زازیانس در این سال‌ها فیلم «محلل» است. فیلمی که پیوستن ایرن به جمع بازیگران آن و ایفای نقش او به عنوان هنرپیشهٔ زن نقش اول این فیلم «شمسی» ماجرایی داشت: نصرت کریمی، کارگردان فیلم، از تمام بازیگرانی که ممکن بود به نقش شمسی در فیلم هویت ببخشند، امتحان گرفت، اما علی‌رغم تلاش و جستجوی بسیار کسی را در حد ایفای چنین نقشی پیدا نکرد. از طرفی او نمی‌خواست نقش این زن سنتی مذهبی را به یک بازیگر مسیحی همچون ایرن بدهد. اما نهایتاً وقتی کریمی از همه ناامید شد به ناچار به سراغ ایرن آمد و با او شرط کرد که تا یک هفتهٔ تمام با یک خانوادهٔ سنتی و مذهبی که در «خیابان مولوی» تهران سکونت داشتند (و قرار بود فیلم در خانهٔ آنها فیلمبرداری شود)، زندگی کند، تا آداب و روش زندگی آنها را بیاموزد. بدین ترتیب فیلم محلل با تهیه کنندگی مهدی میثاقیه و کارگردانی نصرت کریمی در همین خانه فیلم‌برداری شد و ایرن موفق گردید که با شرکت در این فیلم نقطهٔ عطفی در کارنامهٔ سینمایی خود ایجاد کند. نصرت کریمی که همان کسی است که نخستین بار از سوی گروه نوشین مأمور شد تا بازی ایرن در «تئاتر فردوسی» را زیر نظر بگیرد و در صورت تأیید قدرت بازیگری‌اش، از او برای عضویت در گروه نوشین دعوت به عمل آورد، بعدها بارها اعلام کرد که به عنوان کارگردان این فیلم هرگز از انتخاب ایرن برای ایفای این نقش پشیمان نشده‌است.

اما ساخته شدن فیلم محلل در آن زمان (سال ۱۳۵۰)، علی‌رغم توقیف و لغو اکران آن تنها پس از سه روز یک حادثه بزرگ در سینمای ایران تلقی شد و گرچه عدهٔ زیادی زبان به اعتراض و انتقاد از مضمون این فیلم گشودند و مثلاً مرتضی مطهری در بهمن ۱۳۵۰ در روزنامه کیهان مقاله‌ای تند علیه این فیلم نوشت اما در مقابل عده‌ای هم از فیلم و بویژه نحوهٔ نقش آفرینی ایرن در آن تجلیل نمودند و از جمله شماری از منتقدین وقت سینمای ایران همچون هوشنگ حسامی از بازی ایرن در فیلم محلل دفاع و ستایش به عمل آوردند. در هر حال این فیلم در زندگی حرفه‌ای ایرن به یک فراز قابل توجه مبدل گردید و کار او را تا آنجا پیش برد که حتی او را نامزد دریافت جایزه سپاس نیز کرد.

اما ایرن به جز سینما و تئاتر، در تلویزیون نیز یادگارهای با ارزشی از خود بر جای گذاشته‌است که از آن میان می‌توان به بازی او در مجموعهٔ «تخت ابونصر» (که بر اساس نوشته صادق هدایت در تلویزیون ملی ایران ساخته شده و در ارگ بم واقع در استان کرمان فیلمبرداری شده بود)، و همین‌طور نقش آفرینی او به نقش «مهد علیا» در سریال تاریخی «سلطان صاحبقران» به کارگردانی علی حاتمی و نیز بازی اش در یک قسمت از مجموعه «دوستت دارم، دوستت دارم» از ساخته‌های حمید میر مطهری اشاره کرد.

وی که قبلاً از همسر نخست خود «محمد عاصمی» جدا شده بود، در همین دوران فعالیت‌های سینمایی‌اش، با دکتر شاهرخ رفیع (تهیه‌کنندهٔ سینما) آشنا شد که این آشنایی به ازدواج انجامید. هرچند که این ازدواج هم به سرانجام نرسید.

پس از انقلاب[ویرایش]

ایرن زازیانس پنج سال بعد از انقلاب ایران (۱۳۵۷) با توجه به کارنامهٔ قبل از انقلاب خویش از بازیگری در سینما و تلویزیون منع گردید. وی پس از انقلاب برای مدت چند سال در ایران ماند و حتی در دو فیلم سینمایی یعنی «خط قرمز» (ساختهٔ مسعود کیمیایی، ۱۳۵۹) و «جایزه» (ساختهٔ علی‌رضا داوودنژاد) بازی کرد. اما هر دو فیلم توقیف شد.[۶] اما با این وجود ایرن تا سال ۱۳۶۲ اجازه بازی در فیلم و سریال‌ها را داشت. به نحوی که حتی در سریال «هزاردستان» اثر معروف علی حاتمی نیز نقش آفرینی کرد، اما این بار هم تمامی صحنه‌های مربوط به بازی او از این سریال حذف گردیدند و در نهایت در سال ۱۳۶۲ و در پی موجی که منتهی به ممنوعیت کار بسیاری از هنرپیشگان سینمای قبل از انقلاب شد، ایرن نیز از سینما برای همیشه کنار گذاشته شد و پس از آن برای همیشه اجازهٔ بازی از او گرفته شد.

در سال ۱۳۶۲ و بعد از قطع امید کردن ایرن از بازیگری، وی برای دیدن خواهرش به آلمان رفت و به مدت دو سال در آلمان ماند. چرا که با توجه به مسدود شدن تنها راه امرار معاش او، یعنی دستمزدی که از بازیگری دریافت می‌کرد و نیز با توجه به اینکه شوهر و فرزندی نداشت، ناچار به آموختن کسب دیگری بود و به همین دلیل برای مدت چهارده ماه در فرانکفورت یک کلاس فشرده زبان و یک دوره تخصصی بهداشت و زیبایی پوست را گذراند. تخصصی که به او کمک کرد تا پس از بازگشت به ایران از طریق آن امرار معاش نماید. بدین ترتیب وی به رغم اصرار خواهرش، ترجیح داد تا به ایران برگردد و در کنار مردمی باشد که فیلم‌های او را می‌دیدند. پس در سال ۱۳۶۴ در بحبوحه بمباران‌های تهران، به این شهر بازگشت و بلافاصله کارش را در زمینهٔ پوست و زیبایی شروع کرد.

ایرن دور شدن از سینما را با حسرت اینگونه توصیف می‌کند:

«ما قبیله بزرگی بودیم. عاشقانه با هم کار می‌کردیم. تا روزی کاروان ما در جایی توقف می‌کند و فردا که قرار است این کاروان حرکت کند، یکی می‌آید و می‌گوید یک عده از شما نباید با این کاروان برود. چون کاروان سالار عوض شده. کاروان حرکت کرد. ما گرد آتش مانده از کاروان نشستیم. سرمان را به هم تکیه دادیم و آرام گریستیم. آتش کاروان به خاکستر گرایید. خاکستر بر سرمان نشست. پیر شدیم ... خاکستر بر سرمان نشست....»[۷]

بیماری و درگذشت[ویرایش]

در اواخر دههٔ هفتاد ایرن به مدت دو سال با بیماری سرطان دست و پنجه نرم کرد ولی پس از چند سال درمان و انجام دو جراحی سخت که او را بنا به توصیهٔ پزشکان معالجش وادار به کمتر کار کردن و بیشتر قناعت کردن نمودند، از دام این بیماری مهلک رست.[۸]

ایرن بعد از تحمل یک دوره طولانی بیماری سرطان ریه در روز شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۱ برابر ۲۸ ژوئیه ۲۰۱۲ با در سن ۸۵ سالگی بیمارستان دی در تهران درگذشت.[۹]

نمایش‌ها[ویرایش]

بادبزن خانم ویندرمیر، پرتگاه، پیچ خطرناک، تاواریش، جاده زرین سمرقند، رقیب، شب بحرانی، شوهر ایده‌آل، شیادان، ...[۱۰]

فیلم‌شناسی[ویرایش]

سینمایی[ویرایش]

ردیف نام فیلم سال کارگردان
۱ مردی که رنج می‌برد ۱۳۳۶ محمدعلی جعفری
۲ چشم به راه ۱۳۳۷ عطاءالله زاهد
۳ قاصد بهشت ۱۳۳۷ ساموئل خاچیکیان
۴ چشمه آب حیات ۱۳۳۸ سیامک یاسمی
۵ مروارید سیاه ۱۳۳۹ مهدی رئیس‌فیروز
۶ سایه سرنوشت ۱۳۴۰ اسماعیل کوشان
۷ ساحل دور نیست ۱۳۴۱ سردار ساگر
۸ دلهره ۱۳۴۱ ساموئل خاچیکیان
۹ تار عنکبوت ۱۳۴۲ مهدی میرصمدزاده
۱۰ کشتی نوح ۱۳۴۷ خسرو پرویزی
۱۱ جاده زرین سمرقند ۱۳۴۷ ناصر ملک‌مطیعی
۱۲ پسر زاینده‌رود ۱۳۴۹ حسین مدنی
۱۳ خداحافظ رفیق ۱۳۵۰ امیر نادری
۱۴ عمو یادگار ۱۳۵۰ پرویز کاردان
۱۵ محلل ۱۳۵۰ نصرت کریمی
۱۶ همای سعادت ۱۳۵۰ چاناکیا (هندی)
۱۷ حکیم‌باشی ۱۳۵۱ پرویز نوری
۱۸ تختخواب سه نفره ۱۳۵۱ نصرت کریمی
۱۹ بلوچ ۱۳۵۱ مسعود کیمیایی
۲۰ خروس ۱۳۵۲ شاپور قریب
۲۱ تعقیب تا جهنم ۱۳۵۲ روبرت اکهارت
۲۲ اکبر دیلماج ۱۳۵۲ خسرو پرویزی
۲۳ موسرخه ۱۳۵۳ عبدالله غیابی
۲۴ بابا خالدار ۱۳۵۴ مسعود اسداللهی
۲۵ اضطراب ۱۳۵۴ ساموئل خاچیکیان
۲۶ شام آخر ۱۳۵۵ شهیار قنبری
۲۷ برهنه تا ظهر با سرعت ۱۳۵۵ خسرو هریتاش
۲۸ زخم خنجر رفیق ۱۳۵۸ عزیزالله بهادری
۲۹ خط قرمز[۱۱][۱۲] ۱۳۶۰ مسعود کیمیایی
۳۰ جایزه[۱۱][۱۲] ۱۳۶۱ علی‌رضا داوودنژاد

مجموعه‌های تلویزیونی[ویرایش]

سال نام مجموعه کارگردان
دوستت دارم، دوستت دارم[۱۳] ۱۳۵۴–۱۳۵۳ حمید میرمطهری
سلطان صاحبقران[۱۱][۱۲] ۱۳۵۴ علی حاتمی
غریبه[۱۴] ۱۳۵۴ محمدعلی زرندی‌فر
تخت ابونصر[۱۲] ۱۳۵۵–۱۳۵۴ مرتضی علوی
هزاردستان[۱۵] ۱۳۶۶–۱۳۵۸ علی حاتمی

توضیحات[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ گروه تحقیق و پژوهش سینما. ارامنه و سینمای ایران. تهران: انتشارات روزنه کار، ۱۳۸۳. ۱۰۳. ISBN 964-6728-44-8. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ «ایرن زازیانس، بازیگر سینما و تئاتر درگذشت». رایو زمانه، ۰۷ مرداد ۱۳۹۱. 
  3. پارسی، لادن. «یادی از یک ستاره قدیمی». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۳ ژوئیه ۲۰۰۴. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ «بازیگر قدیمی سینمای ایران درگذشت». خبرآنلاین. 
  5. «ایرن بازیگر ایرانی درگذشت». بی‌بی‌سی فارسی، ۰۷ مرداد ۱۳۹۱. 
  6. «ایرن، نخستین ستاره ایران». جدید آنلاین. 
  7. فیروزه خطیبی. «بازیگران زن بر 'لبه تیغ' سینمای ایران». بی‌بی‌سی فارسی. بازبینی‌شده در ۲۴ فوریه ۲۰۱۷. 
  8. یادی از یک ستاره قدیمی «یادی از یک ستاره قدیمی». 
  9. «بازیگر قدیمی سینمای ایران درگذشت». خبرآنلاین. 
  10. فرهنگ سینمای ایران. تهران: مؤسسه انتشارات نگاه، ۱۳۷۷. ۵۸. شابک ‎۹۶۴–۶۱۷۴–۸۹–۲. 
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ «ایرن، نخستین ستاره ایران (مصاحبه با ایرن)». جدید آنلاین، ۷ مرداد ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۳ مرداد ۱۳۹۴. 
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ «ایرن بازیگر مشهور سینمای ایران درگذشت». دویچه‌وله فارسی، ۲۸ ژوئیه ۲۰۱۲. بازبینی‌شده در ۲۴ ژوئیه ۲۰۱۵. 
  13. «بازیگری برای تمام فصول… (ایرن: نمایش‌ها، فیلم‌ها، سریال‌ها)». روزنامهٔ الکترونیکی «روزآنلاین»، ۱۱ مرداد ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۳ مرداد ۱۳۹۴. 
  14. فرهنگ سریالهای تلویزیونی ایران از آغاز تا امروز؛ ماهنامه سینمایی «فیلم»، شماره ۲۴۵، ۱۵ آذر ۱۳۷۸، صفحهٔ ۱۱۶
  15. «از لاله‌زار تا هزاردستان: داستان زندگی نخستین ستاره زن سینمای ایران». رسانهٔ فرهنگی هنری پندار، ۸ مرداد ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۳ مرداد ۱۳۹۴. 

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]