صفحه نیمه‌حفاظت‌شده

ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسیEnglish

مختصات: ۳۲° شمالی ۵۴° شرقی / ۳۲°شمالی ۵۴°شرقی / 32; 54

جمهوری اسلامی ایران
ایران
پرچم نشان ملی
شعار ملیاستقلال، آزادی، جمهوری اسلامی
سرود ملیسرود ملی جمهوری اسلامی ایران

پایتخت
(و بزرگترین شهر)
تهران
۳۵°۴۱′ شمالی ۵۱°۲۵′ شرقی / ۳۵.۶۸۳°شمالی ۵۱.۴۱۷°شرقی / 35.683; 51.417
زبان رسمی فارسی
نوع حکومت جمهوری اسلامی
نام حاکمان 
 • رهبر
 • رئیس‌جمهور
 • معاون اول
 • رئیس مجلس
 • رئیس قوهٔ قضائیه
 • رئیس مجمع تشخیص
 • رئیس مجلس خبرگان
 • دبیر شورای نگهبان

سید علی خامنه‌ای
حسن روحانی
اسحاق جهانگیری
علی لاریجانی
صادق لاریجانی
سید محمود هاشمی شاهرودی
احمد جنتی 
قوه مقننه مجلس شورای اسلامی
 -  مجلس علیا شورای نگهبان
موارد منجر به تشکیل
اولین تمدن‌های ایرانی شناخته‌شده (تمدن نیا-عیلام، کاسیان، تپه سیلک و…)
 -اعلام پیروزی انقلاب

روز جمهوری اسلامی
سال ۵۰۰۰ ق.م
سقوط دودمان پهلوی
۲۲ بهمن ۱۳۵۷
۱۲ فروردین ۱۳۵۸
مساحت
 -  مساحت ۱٬۶۴۸٬۱۹۵کیلومتر مربع (هفدهم)
 -  آب‌ها (٪) ۰٫۷
جمعیت
 -  سرشماری ۷۹٬۹۲۶٬۲۷۰ نفر در سال ۱۳۹۵[۱] تا بیش از ۸۰ میلیون در سال ۱۳۹۵[۲] 
(هجدهم)
 -  تراکم جمعیت ۴۸ تن بر کیلومتر مربع‎/km۲‏ (صد و شصت و دوم)
تولید ناخالص داخلی (تخمین ۲۰۱۳ م.)
 -  مجموع ۵۵۸٬۳۸۵ میلیارد دلار[۳] (سی و دوم)
 -  سرانه ۷٬۵۹۶ دلار[۴] (صد و دوم)
جینی (۲۰۰۸ م.) ۳۸[۵](متوسط) 
شاخص توسعه انسانی (۲۰۱۳ م.) 0.742[۶] (بالا) (هفتاد و سوم)
واحد پول تومان (IRR)
منطقه زمانی یوتی‌سی ۳:۳۰+ (ساعت جهانی+۳:۳۰)
 -  تابستانی (DST) یوتی‌سی ۴:۳۰+ (ساعت جهانی)
نوع تقویم هجری خورشیدی
جهت رانندگی راست
دامنه اینترنتی ir.
پیش‌شماره تلفنی +۹۸
برق
 -  اختلاف پتانسیل ۲۴۰~۲۲۰ ولت
 -  بسامد ۵۰ هرتز

ایران (دربارهٔ این پرونده تلفظ ، به معنی: سرزمین آریاییان[۷]) کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقه خاورمیانه با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع وسعت (هجدهم درجهان)[۸] و بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۵ دارای ۷۹٬۹۲۶٬۲۷۰ نفر جمعیت (هجدهم درجهان)[۹] است که شامل ۷۸٬۱۶۶٬۸۲۲ ایرانی، ۱٬۵۸۳٬۹۷۹ افغانستانی، ۳۴٬۵۳۲ عراقی، ۱۴٬۳۲۰ پاکستانی، ۷۱۳ ترکیه ای، ۲۰٬۸۴۴ سایر کشورها و ۱۰۵٬۰۶۰ اظهار نشده می‌باشد.[۱۰] در خصوص جمعیت ایران باید توجه کرد که این آمار مربوط به پایان زمان سرشماری در انتهای آبان ماه ۱۳۹۵ است (نه پایان سال ۱۳۹۵)،[۱۱] همچنین حدود یک و نیم تا دو میلیون نفر اتباع غیرمجاز افغانستانی (افغانستانی‌ها در ایران)[۱۲] و ایرانیان خارج از کشور که بین سه تا شش میلیون نفر برآورد می‌شوند، لحاظ نشده‌اند[۱۳][۱۴] و در برخی مناطق شرقی و جنوبی ایران هم عده زیادی فاقد شناسنامه و مدارک هویتی هستند.[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]

ایران از شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان، از شرق با افغانستان و پاکستان و از غرب با ترکیه و عراق همسایه است و همچنین از شمال به دریای خزر (کاسپین) و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود می‌شود، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.

پایتخت، بزرگ‌ترین شهر و مرکز فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اداری ایران، تهران است. ایران یک قدرت متوسط و منطقه‌ای مهم[۱۹][۲۰] در خاورمیانه است که بواسطه ذخایر بزرگ سوخت فسیلی‌اش که شامل بزرگترین میدان گاز طبیعی در جهان و چهارمین ذخایر نفتی بزرگ کشف و تأیید شده می‌شود، نفوذ و نقش قابل توجهی در امنیت بین‌المللی انرژی ‏(en) داشته[۲۱][۲۲] و صنعت نفت، پتروشیمی و گاز طبیعی در ایران پیشتاز است. همچنین ایران میراث فرهنگی غنی دارد که بخشی از آن به عنوان ۱۹ میراث جهانی در یونسکو ثبت شده‌است که به عنوان چهارمین رتبه در آسیا و ۱۲مین رتبه در جهان است.[۲۳] ایران به واسطهٔ قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا موقعیتی راهبردی دارد.

ایران از اعضای مؤسس سازمان ملل متحد، سازمان اکو، جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی و اوپک است. سیستم سیاسی کنونی ایران بر اساس قانون اساسی ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) بنا شده‌است که ترکیبی از یک دموکراسی نیابتی (دموکراسی پارلمانی یا مجلسی) با یک حاکمیت دینی است که توسط فقهای اسلامی تحت یک مفهوم رهبری برتر ‏(en) (رهبر ایران) حکمرانی می‌شود. پیش از سال ۱۳۵۷ نظام ایران سکولار بود و با انقلاب ۱۳۵۷ اسلام، دین رسمی و مذهب آن تشیّع گشت. حکومت مشروطه سلطنتی دودمان پهلوی در ایران با انقلاب ۱۳۵۷ سرنگون شده و نظام جمهوری اسلامی جایگزین شد. این نظام حکومتی در قانون اساسی مصوّب ۱۳۵۸ (و بازنگری ۱۳۶۸) تشریح شده‌است. مقام رهبری در ایران بالاترین جایگاه رسمی است که از سال ۱۳۶۸ تاکنون در اختیار سید علی خامنه‌ای قرار دارد.

ایران کشوری با چندگانگی فرهنگیست که از گروه‌های زبانی و نژادی بسیاری تشکیل شده‌است که به‌طور رسمی اکثریت شیعه هستند. بسیاری از ایرانیان به زبان‌های فارسی، زبان ترکی آذربایجانی، کردی، لری، بلوچی، گیلکی، تالشی و عربی عراقی صحبت می‌کنند اما زبان رسمی در ایران زبان فارسی است. ایران به عنوان یک سرزمین و یک ملت، پیشینه‌ای کهن دارد و یکی از تاریخی‌ترین کشورهای جهان به‌شمار می‌رود.

واژه‌شناسی

در طول تاریخ «ایران» یکی از رایج‌ترین نام‌های سرزمین و جغرافیای نام‌های ایران بوده‌است. واژهٔ ایران (به پارسی باستان: «اَئیریَه‌نا»، به پارسی میانه: Eranshahr.svg، تلفظ با یای مجهول)، و برگرفته از کلمه «آریانام خَشَترام» و به معنای «سرزمین آریاییان» است که در گذر زمان به ایران تبدیل شده‌است.[۲۴][۲۵]

آریاییان سرزمین خود را ایریوشَیُنِم یا ایریو دئینگهونام یعنی «مساکن آریاییان» می‌خواندند و بعدها که دارای حکومت و پادشاهی شدند میهنشان را ایریانو خْشَثْرُ یعنی «پادشاهی ایرانیان» خواندند. این نام بعدها اِئران شَتْر و «ایران شَهر» شده که «ایران» کوتاه‌شده همین نام است.[۲۶]

واژهٔ «آریا» در زبان‌های اوستایی، پارسی باستان و سانسکریت به ترتیب به شکل‌های «اَئیریه»، «آریه»، و «اَریه» به کار رفته‌است. همچنین در زبان سانسکریت «اریه» به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه» به معنی مَردِ شایستهٔ بزرگداشت و حرمت است و آریایی به زبان اوستایی «ائیرین» و به زبان پهلوی و پارسی دری «ایر» خوانده می‌شود.

«ایران» در واژه به معنی «سرزمین آریاییان» است و مدت‌ها پیش از اسلام نیز نام بومی آن ایران، اِران، یا ایران‌شهر بود. یونانیان که با ایران در زمان هخامنشیان آشنا شده بودند آن را پِرس (برگرفته از پارس) می‌نامیدند و در دیگر زبان‌های اروپایی هم تلفظ‌های مختلف این واژه (Persia در انگلیسی و Perse در فرانسوی) رایج شده بود. دولت رضاشاه در سال ۱۳۱۳ ش به دولت‌های خارجی اعلام کرد که از این پس فقط از نام «ایران» (Iran) در اشاره به این کشور استفاده شود.[۲۷] این تصمیم مورد اعتراض گروهی از سیاست‌مداران و پژوهشگران قرار گرفت که معتقد بودند این کار موجب شکاف بین پیشینه تاریخی کشور با ایران امروز می‌شود. در نهایت محمدرضا پهلوی در سال ۱۹۵۹ اعلام کرد که هر دو نام قابل استفاده است.[۲۸]

در ۱ فروردین ۱۳۱۴ طبق بخشنامه وزارت امور خارجه نام کشور در مکاتبات رسمی از پرس و پرشیا به ایران تبدیل شد.[۲۹]

تاریخ

نقشه ایران و گستره حکومتی سلسله‌های مختلف از هخامنشیان تا جمهوری اسلامی. در این نقشه حکومت‌های محلی ذکر نشده‌اند. همچنین هنگامی که سرزمین کنونی ایران بخشی از یک امپراتوری خارجی بوده در این نقشه ثبت نشده‌است. به عنوان مثال وقتی ایران زیر حکومت سلوکیان، خلافت اسلامی و مغول بوده‌است.
قدیمیترین انیمیشن دنیا که نزدیک به ۵ هزار سال قدمت دارد در شهر سوخته کشف شده‌است.

پیش از تاریخ

یافته‌های باستان‌شناسی، نشان از حضور انواع انسان در ایران از دوره دیرینه‌سنگی دارد. ابزارهای متعلق به فرهنگ الدوایی و آشولی در ایران یافته شده‌اند. در دوران میان‌سنگی بقایای انسان‌های نئاندرتال نیز در ایران به ویژه در زاگرس پیدا شده‌است.

انسان خردمند در حدود ۴۰ هزار سال پیش وارد ایران شد. آثار مربوط به دوره نوسنگی در اطراف کرمانشاه، خرم‌آباد، مرودشت، سنگ نگاره‌های تیمره گلپایگان، کاشان و هفشجان یافت شده‌است. فرهنگ ابزارسازی این دوره تیغه و ریزتیغه برادوستی است. آثار دوره بعدی فراپارینه سنگی در غرب زاگرس و شمال البرز بدست آمده که فرهنگ زرزی خوانده می‌شود.

پیش از مادها (به‌شکل تمدن)

تمدن جیرفت، تمدن تپه سیلک، تمدن اورارتو، کاسی‌ها، تمدن تپه گیان، شهر سوخته و ایلامیان از تمدن‌ها و حکومت‌های باستانی ایران پیش از دوران مادها هستند.

تمدن جیرُفت در استان کرمان در نزدیکی جیرفت و هلیل‌رود قرار داشته‌است. این تمدن مربوط به ۷۰۰۰[۳۰][۳۱][۳۲][۳۳][۳۴][۳۵] سال پیش (پیش از تمدن بین‌النهرین) است؛ و به این روش به عنوان کهن‌ترین تمدن خاور شناخته می‌شود که در دشت خوش آب و هوا و حاصلخیز هلیل‌رود سکنی داشته‌اند. در این محل چند لوح گلی یافت شده که به خطی هندسی روی آنها مطالبی نوشته شده‌است. با اینکه این لوح‌ها هنوز رمزگشایی نشده‌اند ولی در کل می‌توانند روایت‌گر آن باشند که این مردم سازنده خط و زبان بوده‌اند نه سومریان. پیش از این پنداشته می‌شد نخستین مخترعین خط، در آغاز سومریان (۳۶۰۰ پ. م) و سپس ساکنان نواحی جنوبی میان‌رودان و تمدن ایلام در خوزستان باشند.[۳۶][۳۷][۳۸][۳۹][۴۰][۴۱][۴۲][۴۳][۴۴]

شهر سوخته بقایای شهری باستانی دارای تمدن است که بین شهرهای زابل و زاهدان واقع شده‌است. این شهر در ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد پایه‌گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد در آن سکونت داشته‌اند. به باور برخی باستان‌شناسان این شهر را باید کهن‌ترین شهر جهان دانست چرا که معدود شهرهای پیش از آن، از نظر امکانات و اصول شهرنشینی با آن قابل مقایسه نیستند.[۴۵]

ایلامیان یکی از اقوام سرزمین کنونی ایران بودند که از ۳۲۰۰ تا ۶۴۰ پیش از میلاد، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی فلات ایران فرمانروایی می‌کردند. تمدن ایلام یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان است. ایلام باستان از سواحل خلیج فارس تا جنوب دریاچه ارومیه را شامل می‌شد.[۴۶]

از مادها تا پیش از اسلام

ماد قومی هندواروپایی و مرتبط با پارسها بود که در سده ۱۷ پیش از میلاد در سرزمینی که بعدها به نام ماد شناخته شد نشیمن گزید.[۴۷] بر پایه برخی منابع مادها میان سده‌های ۹ تا ۷ پیش از میلاد حکومتی یکپارچه برای سرزمین‌های مادی تشکیل ندادند[۴۸] همچنین آنچه از متون آشوری - که اسنادی معاصر با دوران مادها هستند - برمی‌آید، آن است که مادها از سدهٔ نهم تا هفتم پ.م. نتوانسته بودند چنان پیش‌رفتی بیابند که سبب هم‌گرایی و یک پارچگی و سازمان‌یافتگی قبایل و طوایف پراکندهٔ ماد بر محور یک رهبر و فرمانروای برتر و یگانه - که بتوان وی را پادشاه کل سرزمین‌های مادنشین نامید؛ آن گونه که هردوت «دیوکس» را چنین می‌نماید - شده باشد.[۴۹]
پس از مادها، هخامنشیان بودند.

هخامنشیان
پهناوری پادشاهی هخامنشیان (۵۵۹–۳۳۰ پیش از میلاد)

هخامنشیان دودمانی از قوم پارس بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکردهٔ طایفه پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده‌است. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند. به قدرت رسیدن پارسی‌ها و سلسله هخامنشی یکی از رویدادهای مهم تاریخ گذشته‌است. اینان دولتی بنیان نهادند که بخش بزرگی از جهان را تحت تسلط خود درآورد. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند. هخامنشیان ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۳۳۰ پیش از میلاد) بر بخش بزرگی از جهان شناخته شده آن روز از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال شرقی آفریقا فرمان راندند. شاهنشاهی هخامنشی به دست اسکندر مقدونی برافتاد. پس از مرگ اسکندر در ۳۲۳ پیش از میلاد فتوحاتش میان سردارانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسیایی او که ایران هستهٔ آن بود به سلوکوس اول رسید. به این ترتیب ایران تحت حکومت سلوکیان درآمد. سلوکیان میان سال‌های ۳۲ تا ۶۴ پیش از میلاد بر آسیای غربی فرمان می‌راند. پس از مدتی پارتها نفوذ خود را گسترش دادند و سرانجام توانستند عاملی برای نابودی سلوکیان شوند.

Medes and Persians at eastern stairs of the Apadana, Persepolis.JPG
اشکانیان

اشکانیان (۲۵۰ پ. م تا ۲۲۴ م) که از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان امروزی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده‌است که به زبان پارتی پهلوی می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در خاور دریای مازندران در آمل می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.

این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس گسترش یافت. در دوران اشکانی جنگ‌های ایران و روم آغاز شد. حاصل عمده فرمانروایی اشکانیان، رهائی کشور ایران از سلطهٔ همه جانبهٔ یونانی که هدف نابودی ایران گرائی رادر سر می‌پروراند و پاسداشت تمدن ایران از یورشهای ویرانگر طوایف مرزهای شرقی و نیز، پاسداشت تمامیت ایران در برابر تجاوز خزنده روم به سوی خاور بود. در هر سه مورد، مساعی آنان اهمیت قابل ملاحظه‌ای برای تاریخ ایران داشت اما جنگهای فرساینده با روم عامل عمده‌ای در ایجاد ناخرسندی میان طبقات جامعه شد.

ساسانیان

ساسانیان خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بر ایران فرمانروایی کردند؛ بنیان این شاهنشاهی یکپارچه را «اردشیر» (یا ارتخشتره؛ از «ارت»: مقدس، و «خشتره»: شهریار)[۵۰] بنا کرد. شاهنشاهان ساسانی که ریشه‌شان از استان پارس بود، بر پهنه بزرگی از آسیای باختری چیرگی یافته، گستره فرمانروایی خود؛ کشور ایران (به پهلوی کتیبه‌ای a y r a n sh t r y ) را برای نخستین بار پس از هخامنشیان، یکپارچه ساخته و زیر فرمان تنها یک دولت شاهنشاهی آوردند.[۵۱] پایتخت ایران در این دوره، شهر تیسفون در نزدیکی بغداد در عراق امروزی بود.

تاریخ ایران
تاریخ ایران
دوران باستان
نیا-ایلامی ۳۲۰۰–۲۷۰۰ پیش از میلاد
عیلام ۲۷۰۰–۵۳۹ پیش از میلاد
منائیان ۸۵۰–۶۱۶ پیش از میلاد
شاهنشاهی
ماد ۶۷۸–۵۵۰ پیش از میلاد
(سکاها ۶۵۲–۶۲۵ پیش از میلاد)
هخامنشیان ۵۵۰–۳۳۰ پیش از میلاد
سلوکیان ۳۱۲–۶۳ پیش از میلاد
اشکانیان ۲۴۷ پیش از میلاد–۲۲۴ پس از میلاد
ساسانیان ۲۲۴–۶۵۱
سده‌های میانه
خلافت راشدین ۶۵۱–۶۶۱
امویان ۶۶۱–۷۵۰
خلافت عباسیان ۷۵۰–۱۲۵۸
طاهریان ۸۲۱–۸۷۳
زیاریان
۹۲۸–۱۰۴۳
صفاریان
۸۶۷–۱۰۰۲
آل بویه
۹۳۴–۱۰۵۵
سامانیان
۸۷۵–۹۹۹
غزنویان ۹۶۳–۱۱۸۶
سلجوقیان ۱۰۳۷–۱۱۹۴
خوارزمشاهیان ۱۰۷۷–۱۲۳۱
ایلخانان ۱۲۵۶–۱۳۳۵
چوپانیان
۱۳۳۵–۱۳۵۷
مظفریان
۱۳۳۵–۱۳۹۳
جلایریان
۱۳۳۶–۱۴۳۲
سربداران
۱۳۳۷–۱۳۷۶
تیموریان ۱۳۷۰–۱۴۰۵
قراقویونلو
۱۴۰۶–۱۴۶۸
تیموریان
۱۴۰۵–۱۵۰۷
آق‌قویونلو
۱۴۶۸–۱۵۰۸
مرعشیان
۱۳۵۹–۱۵۸۲
معاصر اولیه
صفویان
۱۵۰۱–۱۷۲۱
هوتکیان
۱۷۰۹–۱۷۳۸
افشاریان ۱۷۳۸–۱۷۵۰
زندیان
۱۷۵۰–۱۷۹۴
افشاریان
۱۷۵۰–۱۷۹۶
قاجاریان ۱۷۹۶–۱۹۲۵
معاصر
دودمان پهلوی ۱۹۲۵–۱۹۷۹
دولت موقت ایران ۱۹۷۹–۱۹۸۰
جمهوری اسلامی ۱۹۸۰–امروز

پس از اسلام

در دوران حکومت اعراب

بیشتر ایران در دوران خلیفه دوم، عمر بن خطاب، به تصرف سپاه اسلام درآمد و به مدت حدود ۱۵۰ سال قسمت‌های گسترده‌ای از آن بخشی از خلافت اسلامی شد، البته در طول این دوره نیز حکومت‌های ایرانی کوچک و اغلب در شمال ایران نیز وجود داشتند. پس از خلفای چهارگانه، خلافت به امویان منتقل شد و در ابتدای قرن دوم عباسیان به کمک ابومسلم خراسانی و ایرانیان همیار او (سیاه جامگان)، خلافت را به دست آوردند اما منصور دوانیقی، خلیفه دوم عباسیان، ابومسلم را کشت. بعدها قیام‌هایی از جمله خیزش المقنع نیز علیه عباسیان صورت گرفت که سرکوب شد.

طاهریان

طاهریان(۲۵۹–۲۰۵ه/۸۷۲–۸۲۰م) اولین حکومت مستقل ایران پس از حملهٔ اعراب بودند. در اوایل سده سوم، طاهر بن حسین، یکی از سرداران مأمون عباسی از طرف او امیر خراسان شد و به دلیل آن که عدم اطاعت خود را از مأمون اعلام کرد، اولین حکومت مستقل ایرانی پس از اسلام در ایران تشکیل شد و حکومت او به طاهریان معروف شد. در زمان طاهریان نیشابور به پایتختی برگزیده شد. طاهریان در جنگ با خوارج در شرق ایران به پیروزی دست یافتند و سرزمینهای دیگری مانند سیستان و قسمتی از ماوراءالنهر را به تصرف درآوردند و نظم و امنیت را در مرزها بر قرار کردند. گفته می‌شود که در زمان حکومت طاهریان، به جهت اهمیت دادن آنان به کشاورزی و عمران و آبادی، کشاورزان به آسودگی زندگی می‌کردند. در زمان طاهریان قیامهای بابک و مازیار که به ترتیب در آذربایجان و طبرستان (مازندران) رخ داد باعث شد که آنها از توجه به شرق ایران بازدارد. به همین دلیل خوارج دست به شورش زدند. آخرین امیر طاهری محمد بن طاهر نیز فردی مقتدر نبود. در نتیجه حکومت طاهریان رو به ضعف نهاد و سرانجام در میانه‌های سده سوم هجری به دست یعقوب لیث سرنگون شد.

صفاریان

صَفّاریان از دودمان‌های ایرانی فرمانروای بخش‌هایی از ایران بودند. پایتخت ایشان شهر زَرَنگ بود. یعقوب لیث نخستین امیر این خانواده بود که دولت مستقل اسلامی صفاریان را بنیاد نهاد. لیث سه پسر داشت بنامهای یعقوب و عمر و علی، هر سه پسران لیث حکومت کردند اما دورهٔ حکومتشان چندان نپایید.

سامانیان

سامانیان (۲۶۱–۳۹۵ ق / ۸۷۴–۱۰۰۴ م) یکی از دودمان‌های ایرانی بودند که تقریباً بر تمامی سرزمین‌های خراسان، هیرکان، مکران، سیستان، خوارزم و کرمان حکومت کردند و باعث رشد و شکوفایی زبان پارسی دری شدند.

خاندان سامانی از مردم بلخ بوده و آیین زردشتی داشتند، سامان خدا بنیان‌گذار اعلی خانواده از روشناسان محل و فرمانروای بلخ بود. اسد والی عربی خراسان در میانه سده هشتم با سامان دوست شد. سامان دین اسلام را برگزید و نام پسر خود را اسد گذاشت. پسران اسد اشخاص با کفایتی بودند و در سده نهم عهد مأمون عباسی به حکمرانی محلی ماوراءالنهر و هرات برگزیده شدند. مانند: علی در سمرقند، احمد در فرغانه و الیاس در هرات. ابراهیم پسر الیاس بود که بعدها به سپهسالاری دولت طاهری افغانستان رسید. احمد حاکم فرغانه در ۸۷۴ فوت، و نصر پسرش در سمرقند جانشین او گردید. اسمعیل برادر نصر حاکم بخارا شد و همین شخص است که بعدها دولت حسابی سامانی را در سال ۸۹۲ پس از مرگ نصر گرفت و در سمرقند پایه گذاشت.

زیاریان

زیاریان و آل بویه دو خانواده دیلمی از نواحی دیلمستان بودند که توانستند به حکومت ایران غربی برسند.

در غرب و مرکز ایران دو سلسله دیلمی به نام آل زیار (۳۲۰ ه‍. ق) و آل بویه که هر دو از مناطق شمال برخاسته‌اند نواحی مرکزی و غربی ایران و پارس را از تصرف خلفا آزاد کردند. دیلمی نام قوم و گویشی در منطقه کوهستانی دیلمستان بود. دیلمیان سخت نیرو گرفتند و مدت ۱۲۷ سال حکومت راندند و چون خلفا در برابر آن‌ها چاره‌ای جز تسلیم ندیدند حکومت بغداد را به آنها واگذاشتند و خود بعنوان خلیفگی و احترامات ظاهری قناعت کردند. در واقع، پس از حکومت نیمه مستقل طاهریان و پس از صفاریان و در ایام امارت امرای سامانی در ماوراءالنهر، خانواده‌هایی از مازندران و سپس گیلان توانستند بر قسمت عمده ایران غربی، یعنی از خراسان تا بغداد تسلط یابند. حکومت این خانواده‌ها به نام دیلمیان شهرت یافته‌است.

بوییان

آل بویه یا بوییان یا بویگان، (۳۲۰–۴۴۷ ق / ۹۳۲–۱۰۵۵ م) از دودمان‌های دیلمیان و شیعهٔ ایران پس از اسلام است که در بخش مرکزی و غربی و جنوبی ایران و عراق فرمانروایی می‌کردند.

بوییان دارای تباری دیلمی بودند و به زبانی ایرانی صحبت می‌کردند.[۵۲] سرزمین بوییان دیلمستان بود. این واژه به همه مازندران و گیلان و سرزمین کوهستانی البرز در جنوب گیلان و مازندران گفته می‌شده‌است.

غزنویان

دولت غزنوی یا غزنویان (۹۷۵–۱۱۸۷ م) (۳۴۴ ه‍.ق - ۵۸۳ ه‍. ق) یک دولت ترک نژاد،[۵۳] نظامی و اسلامی بود. دولت غزنوی خاستگاه نژادی و پایگاه ملی خاصی نداشت، اما به عنوان مروج و ناشر اسلام مورد توجه و تأیید خلافت عباسی بود. زبان رسمی این حکومت فارسی بود. شهرت این حکومت در جهان، بیشتر به خاطر فتوحاتی است که در هندوستان انجام داده‌است.

از آنجا که غزنویان نخستین پایه‌های شهریاری را در شهر غزنین آغاز نمودند به غزنویان نامدار شدند. بنیانگذار این دودمان کسی به نام سلطان محمود غزنوی بود. پدران او بردگان ترکی بودند که در زمان سامانیان خریداری شده و برای این دودمان ایرانی خدمت می‌کردند. کار ایشان کم‌کم گرفت و به شهریاری هم رسیدند. نام‌آورترین شهریاران این دودمان سلطان محمود و پسرش سلطان مسعود بودند. پس از سلطان مسعود این دودمان رو به ناتوانی گذارد و چندی پستر حوزهٔ فرمانروای‌اش به بخش‌هایی از هندوستان و افغانستان کنونی محدود شد. حکومت غزنویان هند از نظر هنردوستی و توجه به شاعران پارسی سرا از اهمیت بالایی برخوردار است.

در اواخر حکومت سامانیان یکی از سپه سالاران ترک به نام الب‌تکین کوشید با همدستی عده‌ای دیگر، یکی از اعضای خاندان سامانی به نام نصربن عبدالملک بن نوح را به حکومت برساند اما نتوانست و پسر عموی وی یعنی منصور بن نوح به جای وی بر تخت نشست. پس از این ماجرا البتکین راهی شهر غزنه در افغانستان شد و در آنجا حکومت را بر دست گرفت.

سلجوقیان
کتیبه نقش رستم

سَلجوقیان یا سَلاجقه، یا آل سلجوق، نام دودمانی است که در سده‌های پنجم و ششم هجری قمری (یازدهم و دوازدهم میلادی) بر بخش‌های بزرگی از آسیای غربی، شامل ایران کنونی، فرمانروایی داشتند.

سلجوقیان در اصل غزهای ترکمان بودند که در دوران سامانی در اطراف دریاچه خوارزم (آرالسیردریا و آمودریا می‌زیستند.

سلجوقیان که به اسلام رو آورده بودند، پس از ریاست سلجوق بن دقاق، نام سلاجقه را به خود گرفتند و به سامانیان در مبارزه با دشمنانشان بسیار کمک کردند. پسر سلجوق بنام میکاییل که پس از مرگ او ریاست این طایفه را بعهده داشت، چندین حکم جهاد برای مبارزه با (به قول مورخین) کفار صادر کرد.

میکاییل سه پسر داشت به نامهای یبغو، چغری و طغرل. این قبیله که یک‌بار در زمان سلجوق بن دُقاق به دره سیحون کوچ کرده بودند، بار دگر پس از مرگ سلجوق به سرکردگی سه پسر زاده‌اش به نزدیکی پایتخت سامانیان کوچ کردند. اما سامانیان از نزدیکی این طایفه به پایتخت احساس خطر کردند؛ بنابراین سلاجقه بار دگر از روی اجبار بار سفر بسته و به بغرا خان افراسیابی پناه بردند. این حاکم از سر احتیاط، طغرل پسر بزرگ را زندانی کرد؛ ولی طغرل به کمک برادر خود چغری از زندان رهایی پیدا کرد و با طایفه خود به اطراف بخارا کوچ کردند.

در سال ۴۱۶ هجری ترکان سلجوقی به ریاست اسرائیل بن سلجوق برادر میکاییل دست به شورش زدند. اما سلطان محمود او را گرفت و در هند زندانی کرد. از طرف دیگر گروهی از یارانش دست به شورش زدند.

خوارزمشاهیان

«نوشتکین» نیای بزرگ خوارزمشاهیان، غلامی بود از اهالی غرجستان که توسط سپهسالار کل سپاه خراسان در زمان سلجوقیان خریداری شد. این غلام رفته رفته در دوران فرمانروایی سلجوقیان به سبب استعداد سرشار و کفایتی که از خود نشان داد به زودی مدارج ترقی را طی کرد و به مقامات عالی رسید تا این که سرانجام به امارت خوارزم برگزیده شد. «نوشتکین» صاحب ۹ پسر بود که بزرگ‌ترین آنها، قطب‌الدین محمد نام داشت. پس از «نوشتکین»، فرزندش محمد از جانب برکیارق به ولایت خوارزم رسید «۴۹۱ ق / ۱۰۹۸ م» و سلطان سنجر نیز بعدها او را در آن سمت ابقاء کرد. بدین ترتیب دولت جدیدی بنیانگذاری شد که بیش از هر چیز برآورده و دست پرورده سلجوقیان بود. قطب‌الدین محمد به مدت سی سال تحت قیومیت و اطاعت سلجوقیان امارت کرد. پسرش اتسز هم که پس از او در ۵۲۲ ق / ۱۱۲۸ م به فرمان سنجر امارت خوارزم یافت، از نزدیکان درگاه سلطان سلجوقی بود. هر چند بعدها کدورتی بین وی و سلطان سنجر پدید آمد که به درگیریهای متعددی هم منجر شد، اما تا زمان حیات سلطان سنجر، اتسز نتوانست به توسعه قلمرو خوارزمشاهیان کمک چندانی بکند. چون اتسز پیش از سنجر وفات یافت، پسرش ایل ارسلان «۵۵۱ ق / ۱۱۵۶ م» امیر خوارزم شد. اما در زمان او که سلطان سنجر نیز وفات یافته بود، نزاع داخلی سلجوقیان، امکانی را فراهم آورد تا ایل ارسلان به قسمتی از خراسان «۵۵۸ ق / ۱۱۶۳ م» و ماوراءالنهر «۵۵۳ ق / ۱۱۵۸ م» که هر دو در آن ایام دچار فترت بودند، دست یابد و به این ترتیب نزدیک به پانزده سال به عنوان خوارزمشاه حکومت کند.

ایلخانیان

ایلخانان ایران نام سلسله‌ای است که از سال ۶۵۴ تا ۷۵۰ ه‍.ق معادل ۱۲۵۶ تا ۱۳۳۵ میلادی در ایران حکومت می‌کردند و فرزندان چنگیزخان مغول بودند. لشکریان چنگیزخان نخستین بار در سال ۶۱۸ ه‍.ق معادل ۱۲۲۱ میلادی به خراسان حمله نمودند. چنگیزخان سال ۱۲۲۵ میلادی به مغولستان بازگشت و در آنجا درگذشت. سال ۱۲۵۱ م. منگو، خان بزرگ یا قاآن، بر آن شد تا با اعزام برادرانش هولاکو و کوبلای خان (قوبیلای) به ترتیب به ایران و چین پیروزی‌های مغولان را تحکیم و تکمیل کند. هولاکو با فتح ایران سلسله ایلخانیان ایران و قوبیلای با فتح چین سلسله یوان چین را بنیاد گذاردند. ایلخانان یعنی خانان محلی می‌گویند و غرض از این عنوان آن بوده‌است که سمت اطاعت ایلخانان را نسبت به قاآنان می‌رسانند و این احترام همه وقت از طرف ایلخانان ایران رعایت می‌شده‌است. فتح ایران به دست هلاکوخان پیامدهای مهمی چون پایان کار اسماعیلیان و انقراض خلافت عباسیان در پی داشت. ایلخانان در ابتدا دین بودایی داشتند اما به تدریج به اسلام گرویدند. ایلخانان مسلمان خود را سلطان نامیده و نام‌های اسلامی برگزیدند.

در دوران ملوک‌الطوایفی

برگی از کتاب جامی که تاریخ ۱۵۵۳ میلادی کشیده شده، نمونه‌ای از هنر شکوفای دوره تیموریان

با ضعف حکومت ایلخانان مغول حکومت‌های محلی در نقاط مختلف ایران سر برداشتند. حکومت‌های زودگذر سربداران در خراسان، چوپانیان در آذربایجان، مرعشیان در مازندران، کیائیان در گیلان، اتابکان لر در لرستان، و قراقویونلو و آق‌قویونلو در غرب و شمال غربی ایران از جمله این حکومت‌های محلی بودند. تیمور گورکانی نیز که در ماوراءالنهر دولتی قدرتمند تشکیل داده بود به ایران لشکر کشید و بخش‌های شمالی ایران برای مدتی در تصرف حکومت تیموریان بود.

در دوران حکومت‌های ملی

صفویه

صفویه دودمانی ایرانی و شیعه بودند که از ۹۰۷ تا ۱۱۳۵ ه‍.ق بر ایران فرمانروایی کردند. بنیانگذار پادشاهی صفوی، شاه اسماعیل یکم است که در تبریز تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه راستین صفوی، شاه سلطان حسین است که در سال ۱۱۳۵ از شورشیان افغان شکست خورد.

دوره صفویه از مهم‌ترین دوران تاریخی ایران به‌شمار می‌آید، چرا که پس از نهصد سال پس از نابودی شاهنشاهی ساسانیان، یک فرمانروایی پادشاهی متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی کند. پس از اسلام، چندین پادشاهی ایرانی مانند صفاریان، سامانیان، آل بویه و سربداران ساخته شد، ولی هیچ‌کدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود جای دهند و یکپارچگی میان مردم ایران پدیدآوردند.[۵۴]

صفویان، آیین شیعه را دین رسمی ایران جای دادند و آن را به عنوان عامل همبستگی ملّی ایرانیان برگزیدند. شیوه فرمانروایی صفوی تمرکزگرا و نیروی مطلقه (در دست شاه) بود. پس از ساختن پادشاهی صفویه، ایران اهمیتی بیشتر پیدا کرد و از ثبات و یکپارچگی برخوردار شد و در زمینهٔ جهانی نام‌آور شد.[۵۵] در این دوره روابط ایران و کشورهای اروپایی به (دلیل) دشمنی امپراتوری عثمانی با صفویان و نیز جریان‌های بازرگانی (به ویژه داد و ستد ابریشم از ایران) گسترش فراوانی یافت. در دوره صفوی (به ویژه نیمه نخست آن) جنگ‌های بسیاری میان ایران با امپراتوری عثمانی در باختر و با ازبکها در خاور کشور رخ داد که شوند (علت) این جنگ‌ها جریان‌های زمینی و دینی بود.[۵۶]

افشاریه

نادر شاه رئیس طایفه قرخلو از ایل افشار بود که ابتدا از فرماندهان سپاه صفوی بود. سپس به پادشاهی ایران رسید و بنیانگذار دودمان افشاریه شد. او دوازده سال (از ۱۱۱۴ تا ۱۱۲۶) بر ایران حکومت کرد. پایتخت وی شهر مشهد بود. وی ماوراءالنهر و و هند نیز لشکر کشید اما با مرگ او بیشتر متصرفاتش سر به شورش برداشتند.[۵۷]

زندیه

حکومت زندیان توسط کریم خان زند در سال ۱۱۶۳ ه‍.ق بنیان نهاده شد[۵۸] و میان فروپاشی افشاریان تا برآمدن قاجار به درازای چهل و شش سال در ایران بر سر کار بودند. کریم خان خود را وکیل الرعایا نامید و از لقب شاه پرهیز کرد. شیراز را پایتخت خود گردانید و در آبادانی آن کوشش نمود. ارگ، بازار، حمام و مسجد وکیل شیراز از کریمخان زند وکیل الرعایا به یادگار مانده‌است.

وقتی جنگ‌های خانگی بازماندگان نادر شاه بی‌کفایتی آنان را برای مملکت‌داری آشکار ساخت و عرصه را برای ظهور قدرت‌های جدید مستعد گردانید، خان زند به همراه علی مردان خان بختیاری و ابوالفتح خان بختیاری اتحاد مثلثی تشکیل دادند و کسی را از سوی مادری از تبار صفویان بود را به نام شاه‌اسماعیل سوم به شاهی برداشتند؛ ولی چون هیچ‌یک از آنان خود را از دیگری کمتر نمی‌شمرد، ناچار به نزاع‌های داخلی روی آوردند. سرانجام کریم خان توانست پس از شانزده سال مبارزه دایمی بر تمامی حریفان خود از جمله محمدحسن خان قاجار و آزاد خان افغان غلبه کند و صفحات مرکزی و شمالی و غربی و جنوبی ایران را در اختیار بگیرد. وی به انگلیسها روی خوش نشان نداد و همواره می‌گفت آن‌ها می‌خواهند ایران را مانند هندوستان کنند. برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال ۱۱۸۹ هجری قمری بصره را از حکومت عثمانی منتزع نماید و به این ترتیب، نفاذ اوامر دولت ایران را بر سراسر اروندرود و بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.

قاجاریه

قاجاریان از حدود سال ۱۱۷۰ تا ۱۳۰۴ ه‍.ش بر ایران فرمان راندند. ایل قاجار یکی از طایفه‌های ترکمان بود که بر اثر یورش مغول از آسیای میانه به ایران آمدند. آنان ابتدا در پیرامون ارمنستان ساکن شدند و در دوران صفویه به سپاه قزلباش حامی صفویان پیوستند. شاه عباس بزرگ یک دسته از آنان را در استرآباد (گرگان) ساکن کرد و حکومت قاجاریه نیز از قاجارهای استرآباد تشکیل یافته‌است. بنیانگذار این سلسله آغامحمد خان است که رسماً در سال ۱۱۷۴ در تهران تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه قاجار، احمد شاه است. رضاخان میر پنج با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به کمک سید ضیاالدین طباطبایی در سال ۱۳۰۴ احمد شاه را برکنار کرد و رضاشاه پهلوی، جای او را گرفت.[۵۹]

پهلوی
Mohammad Pahlavi Coronation (cropped version).jpg

دودمان پهلوی پس از انحلال سلسله قاجار بر ایران حکومت کردند. رضاخان میر پنج با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به کمک سید ضیاالدین طباطبایی و طراحی انگلیس به قدرت رسید.[۶۰] او ابتدا وزیر جنگ سید ضیاء شد و چندی بعد به مقام ریاست الوزرایی احمد شاه قاجار رسید. رضا خان در سال ۱۳۰۴ حکومت قاجار را منحل و حکومت پهلوی را ایجاد کرد.

با حمله متفقین به ایران در شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه از قدرت خلع و از ایران تبعید شده و پسرش محمدرضا شاه پهلوی به جای او به قدرت رسید. در سال ۱۳۳۲ در جریان ملی شدن صنعت نفت، محمدرضاشاه از ایران گریخت اما با کودتای ۲۸ مرداد علیه مصدق، به ایران بازگشت و قدرت خود را تحکیم کرد. او با وقوع انقلاب اسلامی ایران برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام ۲۵۰۰ ساله سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. ملی شدن صنعت نفت مهم‌ترین رویداد دوران وی محسوب می‌شود. انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، انقلابی بود که با شرکت اکثر مردم و احزاب اسلام‌گرا، ملی‌گرا، سوسیالیستی، و روشنفکران ایران، نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و پیش‌زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران را فراهم کرد. این انقلاب به رهبری خمینی به پیروزی رسید. سلطنت پهلوی با انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ برچیده شد.

جمهوری اسلامی
First Night of Fatimiyah Mourning Days in Imam Khomeini Husainiyah (13930111 0926039).jpg

نظام جمهوری اسلامی ایران حکومت کنونی ایران است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ و در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، طی یک همه‌پرسی با رأی آری ۹۸٫۲٪ درصد از شرکت‌کنندگان تشکیل شد.[۶۱]

کلیه بخشهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران، با انتخاب مردم (به صورت مستقیم یا غیر مستقیم) تشکیل می‌شود[۶۲] ساختار سیاسی ایران شامل اشخاص حقیقی و حقوقی زیر است. رهبر در رأس هرم قدرت قرار دارد. پس از رهبر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بر پایه سه قوه مجریه، قضائیه، و مقننه است. مجلس خبرگان وظیفه انتخاب رهبری را برعهده دارد و مجمع تشخیص مصلحت نظام ۸ وظیفه بر عهده دارد که یکی از آنها رسیدگی به اختلافات مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان است.[۶۳]

جغرافیا

ایران در شرق با افغانستان و پاکستان؛ در شمال شرقی با ترکمنستان، در بخش میانی شمال با دریای خزر، در شمال غربی با جمهوری آذربایجان و ارمنستان؛ در غرب با ترکیه و عراق؛ و سرانجام در جنوب با آب‌های خلیج فارس و دریای عمان همسایه‌است.

تصویربرداری فضایی از ایران

پراکندگی ناهمواری‌ها در ایران

از دید طبیعی ایران از شمال به رود اترک، دریای خزر و رود ارس، از خاور به کوه‌های هندوکش و کوه‌های باختری دره سند، از باختر به دامنه‌های باختری کوه‌های زاگرس و حوضه آبریز اروندرود و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود می‌شود.

بیش از نیمی از ایران کویری و نیمه کویری است. حدود یک سوم ایران نیز کوهستانی است و بخش کوچکی از ایران (شامل جلگهٔ جنوب دریای خزر و جلگهٔ خوزستان) از جلگه‌های حاصلخیز تشکیل شده‌است. بلندترین کوه ایران دماوند (۵۶۷۱ متر) می‌باشد. از دید جغرافیایی؛ غربی‌ترین شهر ایران کلیساکندی، شرقی‌ترین شهر جالق، شمالی‌ترین شهر پارس‌آباد و جنوبی‌ترین شهر چابهار است.[۶۴]

تقسیمات کشوری


براساس آخرین تقسیمات کشور در سال ۱۳۹۳ ایران از ۳۱ استان تشکیل می‌شود.

بر اساس قانون بخش‌بندی کشوری (مصوب ۱۲۸۶ شمسی) ایران به ۴ ایالت «آذربایجان»، «خراسان»، «فارس»، و «کرمان و بلوچستان» و ۱۰ ولایت (جدا از ایالات) تقسیم شد. این تقسیمات تا سال ۱۳۱۶ با دگرگونی‌های کوچکی به همین گونه ماند. در سال ۱۳۱۶ با تصویب قانون جدید تقسیمات کشوری، ایران به ۱۰ استان و ۴۹ شهرستان تقسیم شد. به مرور زمان با ایجاد استان‌های جدید، تعداد استان‌های ایران افزایش یافت. برای مدت‌های مدیدی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران همچنان دارای ۲۴ استان بود. از سال ۱۳۷۲ به‌ترتیب استان اردبیل، استان قم، استان قزوین، گلستان تشکیل شده، خراسان به سه استان خراسان جنوبی، خراسان شمالی و خراسان رضوی تقسیم شده و در سال ۱۳۸۹ البرز آخرین استانی بود که تاکنون تأسیس شده‌است.

واحد تقسیمات کشوری ایران مسئول نهاد مرتبط مرکز
کشور وزیر کشور وزارت کشور پایتخت
استان استاندار استانداری مرکز استان
شهرستان فرماندار فرمانداری (ویژه) مرکز شهرستان
بخش بخشدار بخشداری مرکز بخش
دهستان دهدار دهداری مرکز دهستان
شهر شهردار شهرداری ندارد
روستا دهیار دهیاری ندارد



آب و هوا

نقشه اقلیمی ایران

██ معتدل خزری بسیار مرطوب

██ معتدل خزری

██ مدیترانه‌ای با باران بهاره

██ مدیترانه‌ای

██ کوهستانی سرد

██ کوهستانی بسیار سرد

██ نیمه‌بیابانی سرد

██ نیمه‌بیابانی گرم

██ بیابانی خشک

██ بیابانی خشک گرم

██ خشک ساحلی گرم

██ خشک ساحلی

ایران از لحاظ آب و هوایی یکی از منحصربه‌فردترین کشورهاست. اختلاف دمای هوا در زمستان میان گرمترین و سردترین نقطه گاهی به بیش از ۵۰ درجهٔ سانتیگراد می‌رسد.

داغ‌ترین نقطهٔ زمین در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ میلادی، در نقطه‌ای در کویر لوت ایران بوده‌است.[۶۵]

ایران از لحاظ بارندگی در سطح نیمه‌خشک و خشک است.

آب و هوای ایران متأثر از چندین سامانه‌است:

  1. سامانه پرفشار سیبریایی که با ریزش به عرض‌های جنوبی در نوار شمالی بارش باران و برف و کاهش دما و در سایر نقاط فقط کاهش دما را به همراه دارد.
  2. سامانه باران‌زای مدیترانه‌ای که از سمت غرب وارد ایران می‌شود و موجب ریزش باران یا برف در بسیاری از نقاط غربی و میانی و شرق ایران می‌شود.
  3. سیستم کم فشار جنوبی که در نوار جنوب و جنوب غرب موجب رگبار باران می‌شود.

میزان بارندگی در ایران بسیار متغیر است. در شمال به بیش از ۲۱۱۳ میلیمتر (رشت، ۱۳۸۳) نیز می‌رسد. در نواحی کویری بارش عمدتاً بسیار کم و در حدود ۱۵ میلیمتر است. بارش نواحی شمال غرب و غرب، دامنه‌های جنوبی البرز و شمال شرق تا حدودی قابل توجه (حدود ۵۰۰ میلیمتر) می‌باشد. در سایر نقاط میزان بارش از ۲۰۰ میلیمتر بیشتر نمی‌شود. ایران با مشکلات کم‌آبی دست و پنجه نرم می‌کند. پیش‌بینی می‌شود ایران در سال ۲۰۲۵ در وضعیت تنش آبی قرار بگیرد.[۶۶]

اختلاف دمای هوا در ایران در نقاط مختلف زیاد است. در حالی که در فصل زمستان دمای شهرکرد در شب به ۳۰- درجه هم می‌رسد، مردم اهواز هوای تابستانی (۵۰ درجه) را تجربه می‌کنند. هوای سواحل شمالی در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان معتدل می‌باشد. نواحی شمال غرب و غرب تابستانهای معتدل و زمستان‌های سرد و نواحی جنوبی تابستان‌هایی به شدت گرم و زمستان‌هایی معتدل دارند.

جامعه

مردم

در مورد ترکیب جمعیتی اقوام در ایران گزارش‌های مختلفی منتشر شده‌اند.
براساس نتایج سرشماری سال ۱۳۷۵ دربارهٔ ترکیب قومی ملّت ایران، جمعیت فارس‌ها حدود ۷۳ تا ۷۵ درصد جمعیت ایران است. آمار سرشماری سال ۱۳۷۵ نشان می‌دهد که ۸۲ تا ۸۳ درصد مردم فارسی صحبت می‌کنند و ۸۶/۲ درصد از آنها فقط فارسی را می‌فهمند.[۶۷]

ایرانیان در کنسرتی به‌مناسبت نوروز

ترکیب قومیتی ایران بر اساس گزارش صندوق جمعیت سازمان ملل متحد ۵۱٪ فارسی‌زبان، ۲۴٪ آذربایجانی، ۸٪ گیلک و مازندرانی ۷٪ کرد، ۳٪ عرب، ۲٪ بلوچ، ۲٪ لر، ۲٪ ترکمن و ۱٪ نیز از دیگر اقوام است.[۶۸] ترکیب قومیتی ایران بر اساس داده‌های «کتاب واقعیت‌های جهان سیا» ۶۱٪ فارسی‌زبان، ۱۶٪ آذربایجانی، ۱۰٪ کرد، ۶٪ لر، ۲٪ بلوچ، ۲٪ عرب، ۲٪ ترکمن و ۱٪ از دیگر اقوام است.[۶۹]

تخمین‌های کتابخانه کنگره به این ترتیب هستند: فارسی‌زبان (۶۵٪)، آذری (۱۶ ٪)، کرد (۷٪)، لر (۶٪)، عرب (۲٪)، بلوچ (۲٪)، ترکمن (۱٪)، گروه‌های ترک‌تبار قبیله‌ای همچون قشقایی (۱٪)، و گروه‌های غیر ایرانی و غیرترک همچون ارمنی، آشوری، و گرجی (کمتر از ۱٪). همچنین زبان فارسی به عنوان زبان مادری توسط حداقل ۶۵٪ جمعیت و به عنوان زبان دوم توسط بخش بزرگی از ۳۵٪ دیگر گویش می‌شود.[۷۰] مازندرانی، گیلک، تات، لک، تالش، خلج، مندایی (صائبی)، سیستانی و یهودی نیز از دیگر گروه‌های قومی ایران هستند.[۷۱]

بنابر گزارش سال ۲۰۰۸ دفتر کنترل مواد و جرایم سازمان ملل متحد، نزدیک به سه درصد جمعیّت ۱۵ تا ۶۴ سال ایران مواد مخدر مصرف می‌کنند که این بالاترین درصد مصرف مواد مخدر در جهان است.[۷۲] ایران بر اساس برآورد سال ۲۰۰۹ بیش از ۳۲ میلیون کاربر در اینترنت دارد.[۷۳]

میزان تراکم جمعیت در استان‌های ایران.

در سال ۲۰۱۴ مؤسسه مشاوره مدیریتی گالوپ گزارشی از نظرسنجی سال ۲۰۱۳ مبنی بر بررسی وضعیت خشنودی و خوشحالی در بین ۱۳۸ کشور منتشر کرد که بنا به این گزارش، ایران، دومین کشور غمگین جهان است.[۷۴][۷۵] مجله تجاری فوربز در سال ۲۰۱۳ همزمان با گالوپ، با اشاره به «شاخص رفاه لگاتوم» ایران را از کشورهای بسیار غمگین در کنار سوریه اعلام کرد البته رتبه‌ای در این گزارش به چشم نمی‌خورد.[۷۶] مهرنیوز در ۴ مرداد ۱۳۹۳ (۲۶ ژوئیه ۲۰۱۴) مدعی شد که مجله فوربز ایران را در رتبه یازدهم در نمودار غمگین‌ترین کشورهای دنیا اعلام کرده‌است و با استناد به آن دقت آمارها را زیر سؤال برد البته برای این ادعا منبعی را ارائه نکرد.[۷۷] سال ۱۳۹۴ خبرگزاری‌های داخلی ایران از نظرسنجی سال ۲۰۱۴ موسسه جهانی مدیریتی گالوپ در بین ۱۵۳ هزار نفر از ۱۴۳ کشور جهان خبر دادند که ملت ایران در کنار عراق و کامبوج عصبانی‌ترین مردم در بین این ۱۴۳ کشور بودند.[۷۸][۷۹] مردم ایران در این نظرسنجی اظهار کردند که رخدادهای منفی زیادی را در زندگی روزمره خود تجربه می‌کنند. ۴۹ درصد از جمعیت کشور برابر سؤال «آیا به‌تازگی عصبانی شده‌اید؟» پاسخ مثبت دادند. سیدحسن چلک، رئیس انجمن مددکاری ایران برابر این موضوع اظهار داشت که فشارها و استرس‌های روزانه مردم ایران باعث وقوع چنین مسئله‌ای شده‌است.[۷۸][۷۹]

در سال ۲۰۱۶ شاخص رفاه لگاتوم (که فوربز نیز به آن اشاره کرده بود) رتبه شکوفایی ایران از ۱۴۹ کشور در جهان را رتبه ۱۱۸ اعلام کرد و توضیح داد:[۸۰]

ایرانیان نوعی از بدترین نوع عملکرد آزادی شخصی و حکومتی در جهان را تحمل می‌کنند. بیشتر از هرچیز این دو شاخص هستند که شکوفایی کلی ایران را از سال ۲۰۰۷ در سطح پایینی نگه داشته‌اند. محدودیت‌های آزادی‌های شهروندی در دو سال گذشته تنگ شده‌اند و کشمکش‌های منطقه‌ای و کشاکش سیاسی حاکم ادامه دارد. برخلاف این زمینه، شاخص تحصیلی و فرهیختگی ایران، در حالی که در رتبه مطلقاً پایینی است، اما به همتایان منطقه‌ای ایران بسیار وابسته می‌باشد و از سال ۲۰۰۷ بهبود یافته‌است.[۸۰]

شهریور و آبان ۱۳۹۵ خبرگزاری‌های ایران از ۲ میلیون زائر ایرانی کربلا خبر دادند.[۸۱][۸۲][۸۳]

زبان

زبان و نژاد مردم ایران.

بر اساس تقسیم‌بندی دانشنامه اتنولوگ در ایران در مجموع حدود ۷۵ زبان رواج دارد[۸۴] و بزرگ‌ترین گروه‌های زبانی ایران را فارسی، ترکی آذربایجانی، کردی، لری، ترکمنی، گیلکی، مازندرانی، عربی و بلوچی تشکیل می‌دهند. از دیگر زبان‌های رایج در ایران می‌توان به تاتی، تالشی و زبان‌های مرکزی ایران اشاره کرد.

ترکیب زبانی جمعیت ایران بر اساس «کتاب واقعیت‌های جهان سیا» ۵۳٪ فارسی و گویش‌های آن، ۱۸٪ آذربایجانی و دیگر زبان‌های ترکی، ۱۰٪ کردی، ۷٪ گیلکی و مازندرانی، ۶٪ لری، ۲٪ بلوچی، ۲٪ عربی و ۲٪ زبان‌های دیگر است.[۶۹]

براساس نتایج سرشماری سال ۱۳۷۵ دربارهٔ ترکیب قومی ملّت ایران، جمعیت فارس‌ها حدود ۷۳ تا ۷۵ درصد جمعیت ایران است. آمار سرشماری سال ۱۳۷۵ نشان می‌دهد که ۸۲ تا ۸۳ درصد مردم فارسی صحبت می‌کنند و ۸۶/۲ درصد از آنها فقط فارسی را می‌فهمند.[۶۷]

زبان رسمی و اداری ایران فارسی است. این زبان از شاخه جنوب غربی زبان‌های ایرانی در خانواده هند و اروپایی است. براساس اصل پانزدهم قانون اساسی ایران کتابهای درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس آزاد است.

جمعیت

تغییرات جمعیت ایران بین سال‌های ۱۲۶۰ تا ۱۳۹۵ هجری شمسی

پیش بینی می‌شود با نرخ رشد کنونی، جمعیت ایران تا سال ۲۰۵۰ به ۱۰۵ میلیون تن افزایش یابد.[۸۵] جمعیت ایران بر اساس برآورد مرکز آمار در سال ۱۳۹۱ حدود ۷۷ میلیون و ۱۷۶ هزار نفر بوده‌است. رشد جمعیت ایران در حال کاهش است و در سال ۱۳۹۰ به ۱٫۲۹ درصد رسیده‌است. میانگین اندازه خانوارهای ایرانی نیز ۳٫۵۵ نفر است.[۸۶] در سال ۱۳۹۰ ایران هجدهمین کشور پرجمعیت جهان بوده‌است.[۸۷]

دین

سهم نسبی اقلیت‌های مذهبی در جمعیت ایران (سهم در کل جمعیت ۰٫۶۲٪)
کیش درصد
مسیحی
  
۰٫۱۶٪
کلیمی
  
۰٫۰۱٪
زرتشتی
  
۰٫۰۳٪
سایر
  
۰٫۰۷٪
اظهار نشده
  
۰٫۳۵٪
مسلمان
  
۹۹٫۳۸٪

همچنین آیین‌های دیگر در برخی دوره‌ها رواج یافته‌اند مانند دین مزدک، مانی و مسیحیت پیش از اسلام. در پانصد سال گذشته، پس از تشکیل دولت صفویان همواره تشیع آیین رسمی ایران بوده‌است. بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰از ۷۵٬۱۴۹٬۶۶۹ نفر سرشماری شده در خصوص نوع دین، ۹۹/۳۸ درصد (۷۴٬۶۸۲٬۹۳۸ نفر) مسلمان، ۰/۱۶ درصد (۱۱۷٬۷۰۴ نفر) مسیحی، ۰/۰۱ درصد (۸٬۷۵۶ نفر) کلیمی، ۰/۰۳ درصد (۲۵٬۲۷۱ نفر) زرتشتی، ۰/۰۷ درصد (۴۹٬۱۰۱ نفر) سایر ادیان و ۰/۳۵ درصد (۲۶۵٬۸۹۹ نفر) اظهار نشده ثبت شده‌است.[۸۸] برآوردهای خارجی انجام شده از جمعیت ایران، ۸۹٪ شیعه، ۹٪ سنی و ۲٪ مسیحی، زرتشتی، یهودی، بهائی و پیروان سایر ادیان هستند که با آمارهای رسمی اندکی متفاوت است.[۶۹]

در اصل ۱۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اسلام و مذهب جعفری دوازده امامی دین رسمی است و مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنفی، شافعی، حنبلی، مالکی) و شیعیان زیدی نیز به عنوان اقلیت مذهبی قانونی شناخته شده‌اند. همچنین در اصل ۱۳ قانون اساسی، ایرانیان مسیحی، یهودی و زرتشتی به عنوان اقلیت دینی پذیرفته شده‌اند و می‌توانند در حدود قانون بر اساس کیش خود عمل نمایند.

خودکشی در ایران

طبق آماری که پزشکی قانونی ایران رسماً اعلام کرد، ایران در رتبه شصت و نهم کشورها براساس تعداد خودکشی‌های موفق قرار دارد.[۸۹] همچنین در سال ۲۰۱۰، ۴/۷ نفر در هر صد هزار نفر بر اثر مرگ‌های مشکوک به خودکشی فوت کرده‌اند.

پرچم

پرچم سه‌رنگ شیر و خورشید سابق
پرچم سه‌رنگ شیر و خورشید که تا سال ۱۳۵۷ به‌طور رسمی بکارگرفته می‌شده‌است.
پرچم سه‌رنگ لااله‌الاالله
پرچم سه‌رنگ لا اله الا الله جمهوری اسلامی ایران که از سال ۱۳۵۷ بکارگرفته می‌شود.
تشریح نشان
تشریح نشان لا اله الا الله وسط پرچم[۹۰]

پیش از قاجاریان و همچنین پیش از ورود اسلام به ایران پرچم این کشور در سده‌های مختلف تغییرات متفاوتی داشت اما شناخته‌شده‌ترین پرچم‌های ایران در عصر حاضر یکی پرچم رسمی جمهوری اسلامی ایران است که از سال ۱۳۵۷ در نظر گرفته شد و دیگری پرچم سه رنگ شیر و خورشید است که در زمان قاجار به ویژه صدارت امیرکبیر در سال ۱۸۴۹ در نظر گرفته شد،[۹۱] اگرچه قدمت نشان شیر و خورشید در پرچم به دوره تیموریان در سال ۸۲۶ هجری قمری بر می‌گردد و همچنین در مُهرها و ضرب سکه قدمت بیشتری دارد حدود قرن ششم یا هفتم هجری. ترسیم متداول خورشید به صورت زنانه بود و ریشه این نشان به صور فلکی اسد در منطقةالبروج در اخترشناسی مرتبط است.[۹۲] در پرچم سه رنگ دوره قاجار در آغاز خورشید چهرهٔ زنانه داشت اما در زمان رضا شاه پهلوی چهره زنانه خورشید حذف شد.[۹۲] از سال ۱۳۵۷ پرچم سه رنگ حفظ شد و نشان لا اله الا الله همراه دو نوار الله‌اکبر جایگزین نشان شیر و خورشید شدند. نسبت ابعاد پرچم نیز ۲:۳ است.

سیاست

این مقاله بخشی از رشته مقالات دربارهٔ سیاست در ایران است
سیاست در ایران
Emblem of Iran.svg
نظام جمهوری اسلامی ایران

نشان درگاه درگاه ایران


روابط خارجی

ایران یکی از ۱۹۲ کشور عضو سازمان ملل متحد است. همچنین در سازمان کشورهای صادر کنندهٔ نفت (اوپکسازمان کنفرانس اسلامی، جنبش عدم تعهد، سازمان اکو نیز عضویّت دارد.

روابط خارجی ایران در دورهٔ جمهوری اسلامی با تنش‌های فراوانی روبرو بوده‌است.

از جمله چالش‌های ایران پس از انقلاب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

نظام حقوقی

نظام حقوقی ایران ترکیبی از فقه شیعه و نظام حقوقی رومی-ژرمنی است و عناصری از هر دو سیستم را در خود دارد.[۹۳] رهبر رئیس قوه قضائیه را انتخاب می‌کند و او نیز رئیس دیوان عالی و دادستان کل کشور را منصوب می‌کند. چندین نوع دادگاه در ایران فعالیت می‌کند. دادگاه‌های عادی به دادگاه‌های حقوقی (اختلاف میان اشخاص) و جزایی (صدور حکم مجازات برای مجرمین) تقسیم می‌شوند. دادگاه خانواده به اختلافات خانوادگی رسیدگی می‌کند. دادگاه انقلاب اسلامی صلاحیت رسیدگی به جرایم مربوط به امنیت ملی را دارد و دادگاه ویژه روحانیت هم مخصوص رسیدگی به اتهامات روحانیون است.

نیروی نظامی

ایران دو نوع نیروی مسلح دارد. یکی ارتش ایران که یک نیروی متعارف نظامی است و دیگری سپاه پاسداران که وظیفه دفاع از انقلاب و امنیت داخلی را نیز بر عهده دارد. یک نیروی شبه‌نظامی و داوطلب با نام بسیج هم زیر نظر سپاه سازماندهی می‌شود. استراتژی نظامی ایران پیرامون دو هدف اصلی بنا شده‌است:

  • حفظ امنیت داخلی کشور و جلوگیری از خیزش‌های ناسیونالیستی در اقلیت‌های قومی و مذهبی. درگیری‌ها در همسایگان شمالی ایران و افغانستان پتانسیل این نوع شورش‌ها را افزایش داده‌است.
  • محدود کردن دسترسی ایالات متحده به خلیج فارس. استقرار موشک‌های ضدکشتی در تنگه هرمز و خریداری زیردریایی‌های کلاس کیلو با قابلیت مین‌گذاری از این هدف استراتژیک حکایت دارد.
IRIA soldiers marching in formation.jpg

به نوشته گلوبال سکیوریتی؛ نیروی زمینی ایران فاقد توانایی عملیات‌های نظامی مشترک مدرن است. این به دلیل پایبندی به دکترین‌های نظامی قدیمی و ساختار نظامی نامناسبی است که بر آرایش‌های مستقیم پیاده‌نظام تأکید دارد و اجازه ترکیب مؤثر عملیات‌های هوایی و زمینی را در جغرافیای ناهموار و وسیع کشور نمی‌دهد. نیروی هوایی و دفاع هوایی ضعیفترین حلقه در ساختار دفاعی کلی کشور هستند. این وضعیت تا زمانی که هواپیماهای ایرانی تعویض نشده، موجودی قطعات یدکی آنها افزایش پیدا نکند و آموزش‌های خلبانان ارتقاء نیابد ادامه خواهد داشت چون اکثر هواگردهای ایران جنگنده‌های آمریکایی و جنگنده-بمب‌افکن‌های چینی و روسی سالخورده هستند. با این وجود نیروی هوایی همچنان سطح قابل قبولی از قابلیت تهاجمی را حفظ کرده اما به دلیل ضعف در پدافند هوایی در مقابل حملات هوایی آسیب‌پذیر است.[۹۴]

ایران نهمین کشور در تعداد پرسنل نیروهای نظامی[۹۵] و دهمین کشور در تعداد تانک‌های نظامی است.[۹۶]

غذاها و خوراک‌ها

نام فارسی نام انگلیسی نوع ترکیبات اصلی تصویر
آش Āsh میان‌وعده آب، سبزیجات، رشته، حبوبات Ashe-jo.jpg
اشکنه Eshkenh غذا تخم مرغ، نان، پیاز، آب، ادویه اشکنه خوراک ایرانی.jpg
باقلاپلو Baghla Polo غذا باقالا، برنج، سبزیجات، گوشت Baghala polo.jpg
بریانی Beryani غذا گوشت، روغن، نعنا، گردو Iranianbyryani2.jpg
ترشی Torshi چاشنی میوه‌جات، سبزیجات، سرکه، آب Mixed Pickles (9370-72).jpg
حلوا Halva دسر آب، آرد، شکر، هل، گلاب Հալվա.jpg
خاگینه Khagine دسر تخم مرغ، نعنا، زردچوبه
خورش Khoresh غذا لپه، گوشت، آب، سیب‌زمینی Gheyme.jpg
سمبوسه Sambose غذا نان، گوشت، سبزیجات، حبوبات Samosachutney.jpg
شربت Sharbat نوشیدنی آب، شکر، طعم دهنده مصنوعی Sharbat.jpg
شله زرد Shole Zard دسر آب، برنج، زعفران، ادویه‌جات Eftar sholezard sangak.jpg
آبگوشت AbGosht غذا آب، گوشت، سبزیجات، حبوبات Abgoosht.jpg
شیربرنج ShirBerenj چاشنی شیر، شکر، برنج، شیره Risalamande.jpg
شیرین پلو Shirin Polo غذا برنج، پرتغال، زعفران، فلفل سیاه Stamps of Azerbaijan, 2005-701.jpg
عدس پلو Adas Polo غذا عدس، برنج، ادویه‌جات، سبزیجات Adas polo.JPG
حلیم Halim میان‌وعده گندم، جو، عدس، گوشت Hyderabadihaleem.JPG
فرنی Kheer غذا آرد برنج، گندم، شیر، شکر، زعفران Kheer.jpg
عدسی Adasi غذا عدس، پیاز، نعنا، آرد، ادویه‌جات
کاچی Kachi دسر آرد، شکر، گلاب، روغن، زعفران Kachi-ghaza.jpg
کباب Kabab غذا کباب، ادویه‌جات، خمیر نان Kebab.jpg
کله پاچه KalePache غذا سر گوسفند، روغن، آب، ادویه‌جات Khash (dish).jpg
کلوچه Koloche میان‌وعده آرد گندم، شکر، روغن Chocolate chip cookies.jpg
کوفته Kofteh غذا سبزیجات، گوشت، آب، برنج Koufte Ber.JPG
آلبالوپلو Albalo Polo غذا آلبالو، برنج، آب، سبزیجات
دلمه Dolme غذا گوشت، سبزی، برگ مو، سیب زمینی Yarpaq dolması.jpg
دمپختک Dampokhtak غذا برنج، رب، پیاز، روغن، فلفل Dampokhtak.JPG
رشته پلو Reshte Polo غذا گوشت، پیاز، کشمش، خرما
کوکو KoKo غذا سبزیجات، تخم مرغ، آرد، سیب‌زمینی Kookoo-sabzi.jpg
زرشک پلو Zershk Polo غذا مرغ، گوشت، برنج، رب، ادویه‌جات

Zereshk polo.jpg

سبزی پلو Sabzi Polo غذا برنج، سبزیجات، زعفران، ماهی

Sabzi polo.jpg

کتلت Kotlet غذا گوشت، سیب‌زمینی، پیاز، تخم مرغ

Kotleta.JPG

کلم پلو Kalam Polo غذا کلم، برنج، سبزیجات
کله جوش KalJosh غذا پیاز، کشک، زردچوبه، روغن، گردو

Kələkoş.jpg

لوبیا پلو Loobiya Polo غذا باسمانی، برنج، لوبیا سبز، گوشت

Loobia Polo.jpg

میرزاقاسمی Mirza Ghassemi غذا بادنجان، ادویه‌جات، تخم مرغ، سبزیجات

Mirza-Qasemi dish.jpg

نخودپلو Nokhod Polo غذا نخود، برنج، حبوبات، سبزیجات
یتیمچه Yatimche غذا بادنجان، گوجه، سیب‌زمینی، پیاز

راه‌ها

پل ورسک در سوادکوه از پل‌های مهم راه‌آهن سراسری ایران

حمل‌ونقل در ایران با توجه به یارانه‌های دولتی که به بنزین و گازوئیل تعلق می‌گیرد ارزان است و همین یارانه‌ها بخش هنگفتی از خزانه دولت را می‌بلعد و منجر به الگوی اسراف‌کارانه مصرف سوخت، قاچاق به کشورهای همسایه و آلودگی هوا شده‌است. در سال ۲۰۰۸ بیش از یک میلیون نفر در بخش حمل‌ونقل مشغول به کار بوده‌اند. طول جاده‌های ایران در سال ۲۰۱۱ به ۱۷۳ هزار کیلومتر می‌رسیده که ۷۳ درصد آن آسفالت است. خطوط ریلی کشور نیز در همین سال ۱۱۰۶ کیلومتر بوده‌است.

سالانه ۸۰۰ هزار تصادف در ایران روی می‌دهد که از حیث آمار مرگبارترین حوادث جاده‌ای، ایران رتبه اول را در جهان دارد.[۹۷]

اقتصاد

ایران ۱۱٪ ذخایر نفت و ۱۸٪ ذخایر گاز جهان را در اختیار دارد.
بناهای تاریخی همچون پاسارگاد از جاذبه‌های گردشگری ایران است.

در ۳۰ سال گذشته جمعیت ۳۶ میلیونی ایران به ۷۷ میلیون تن افزایش پیدا کرده و نخستین موج این نسل نو به بزرگسالی رسیده‌است. بر اساس آمارهای رسمی نرخ بیکاری به ۲۲ درصد رسیده‌است اما برخی کارشناسان رقم آن را ۱۲٫۲ درصد برآورد می‌کنند.

از سال ۱۳۵۳ بیش از چهار دهه است که ایران با نرخ تورم بالا دست و پنجه نرم می‌کند. پایین‌ترین تورم درطول این سال‌ها ۷ درصد و گاهی نیز در حدود ۵۰ درصد بوده‌است و نرخ بیکاری زمانی ۳ درصد و گاهی بیش از ۱۶ درصد بوده‌است. در سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ (دو سال اخیر حکومت محمود احمدی‌نژاد) ایران شاهد تورم شدید و رشد منفی اقتصادی روبرو شد. با به قدرت رسیدن حسن روحانی در سال ۱۳۹۲ سرعت رشد تورم بسیار کمتر شد اما با این وجود نرخ تورم ایران در سال ۲۰۱۳ بعد از ونزوئلا بالاترین رقم در جهان بوده‌است.[۹۸]

در حالی که در زمینه بدهی خارجی، این رقم برای مدت‌ها صفر بوده ولی گاه چنان افزایش یافته که دولت را با بحران بازپرداخت مواجه کرده‌است. خصوصی‌سازی، رهایی از اقتصاد متکی به نفت و همگام شدن با اقتصاد جهانی پیشنهادهایی است که از سوی تحلیلگران برای بهبود اوضاع اقتصادی ایران مطرح می‌شود.

وابستگی شدید به درآمدهای غیرقابل اعتماد نفتی، برنامه‌ریزی اقتصادی ایران را همواره شکننده کرده‌است. برنامه دولت این است که وابستگی به درآمدهای نفتی را که ۸۰ درصد درآمدهای ارزی ایران را تشکیل می‌دهد، کاهش دهد اما هر گونه تلاش برای خارج کردن درآمدهای نفتی به معنای آن است که درآمدهای مالیاتی چند برابر شود. در همین راستا دولت اقدام به اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها نموده‌است.

صنعت ایران پس از سال‌ها همچنان زیر پوشش یک رشته قوانین حمایتی دولتی فعالیت می‌کند و اگر در برابر فشارهای رقابتی جهانی قرار گیرد ممکن است بسیاری از کارخانه‌ها تعطیل شود و بیکاری افزایش یابد.

ایران در سالیان مختلف رشد اقتصادی مختلفی را تجربه کرده‌است. بر پایه‌گذارش صندوق بین‌المللی پول در سال ۲۰۰۹ میلادی رشد اقتصادی ایران ۱٫۱ بوده که این رقم در سال ۲۰۱۰ میلادی به ۱٫۶ درصد رسیده‌است که پس از قرقیزستان کمترین نرخ رشد اقتصادی را در بین کشورهای منطقه داشته‌است. بر پایه پیش بینی صندوق بین‌المللی پول نرخ رشد ایران در سال ۲۰۱۱ میلادی به صفر درصد نزول می‌کند و در سال ۲۰۱۲ میلادی به ۳ درصد خواهد رسید.[۹۹]

ایران تا سال ۲۰۱۲ م. بزرگترین تولیدکننده پسته،[۱۰۰] زعفران،[۱۰۱] خاویار،[۱۰۲] زرشک،[۱۰۳] فیروزه،[۱۰۴] میوه‌های شفتی (مثل زردآلو)[۱۰۰] و فرش دستباف[۱۰۵] در جهان بوده و پس از مصر رتبه دوم تولید خرما[۱۰۰] را دارد. همچنین بزرگترین ذخیره فلز روی در جهان است.[۱۰۶]

ایران همچنین هشتمین تولیدکننده میوه،[۱۰۷] دومین تولیدکننده خیار،[۱۰۸] چهارمین تولیدکننده سیمان،[۱۰۹] نهمین تولیدکننده آهن،[۱۱۰] هشتمین تولیدکننده لیمو،[۱۱۱] دهمین تولیدکننده انگور،[۱۱۲] دومین تولیدکننده زردآلو،[۱۱۳] هشتمین تولیدکننده مرغ،[۱۱۴] سومین تولیدکننده گاز طبیعی،[۱۱۵] ششمین تولیدکننده نفت،[۱۱۶] سومین صادرکننده نفت،[۱۱۷] ششمین تولیدکننده پیاز،[۱۱۸] دومین تولیدکننده گردو،[۱۱۹] سومین تولیدکننده هندوانه،[۱۲۰] هفتمین تولیدکننده گوجه فرنگی،[۱۲۱] هفتمین تولیدکننده مرکبات،[۱۲۲] چهارمین تولیدکننده بادام[۱۲۳] و هفتمین تولیدکننده پشم[۱۲۴] در جهان است.

کشاورزی

ایران در زمینه کشاورزی و باغداری، در خصوص برخی تولیدات دارای رتبه‌های بالایی است. بنا بر آمار سال ۲۰۰۷ میلادی، این کشور در تولید خیار در جهان دارای مقام دوم،[۱۲۵] بادام مقام چهارم،[۱۲۶] سیب مقام پنجم[۱۲۷] گیلاس سوم،[۱۲۸] انجیر مقام سوم،[۱۲۹] پسته مقام اول،[۱۳۰] طالبی مقام چهارم،[۱۳۱] گردو مقام دوم،[۱۳۲] زردآلو مقام دوم،[۱۳۳] خرما مقام دوم،[۱۳۴] نخود مقام چهارم،[۱۳۵] هندوانه مقام پنجم،[۱۳۶] می‌باشد.

صنایع

عمده‌ترین صنایع پیشرفته ایران عبارت‌اند از: صنایع نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد، نساجی، شیمیایی، غذایی، خودروسازی، الکتریکی و الکترونیکی و…

سازه‌های مهم دستی و سنتی ایران عبارت‌اند از: فرش و قالی، گلیم بافی و زیلو، منبت‌کاری، خاتم‌کاری و سفال‌گری.

منابع و معادن

مهمترین صنایع و معادن ایران عبارتست از: نفت و گاز. ایران، سومین ذخایر نفتی جهان، یازده درصد ذخایر ثابت شده نفتی زمین معادل ۱۳۰ میلیارد بشکه؛ و نیز دومین ذخایر گازی جهان، هجده درصد ذخایر ثابت شده گاز زمین، معادل ۲۶ تریلیون متر مکعب را در اختیار خود دارد.[۱۳۷][۱۳۸] همچنین ایران دومین صادرکننده بزرگ سازمان اپک است که پتانسیل تبدیل شدن به یک ابرقدرت انرژی را دارد.[۱۳۹] مهم‌ترین منطقه‌های نفتی این کشور مسجد سلیمان، هفتگل، گچساران، آغاجاری و اسلام‌آباد غرب (شاه آباد پیشین) است. همچنین دریای مازندران نیز اندوخته نفتی بسیاری را در خود نهفته دارد. نفت قم نیز در حال بهره‌برداری است. مهمترین میدان گازی ایران، میدان گازی پارس، شامل: میدان گازی پارس جنوبی در منطقه عسلویه و میدان گازی پارس شمالی در منطقه مندستان هر دو در استان بوشهر واقع است.

بیشترین معادن در حال بهره‌برداری در استان‌های خراسان وجود دارد. دیگر معادن مهم ایران عبارت‌اند از: معادن کانیهای فلزی: آهن، منگنز، کرومیت، مس، سرب، روی، نیکل، کبالت، طلا، نقره و اورانیوم؛ معدنی شیمیایی: گوگرد، نمک؛ سنگهای تزئینی مانند فیروزه؛ شن و ماسه؛ و زغال سنگ.

گردشگری

گردشگری در ایران قابلیت زیادی برای گسترش دارد. بر پایهٔ گزارش سازمان جهانی جهانگردی، ایران رتبه دهم جاذبه‌های باستانی و تاریخی و رتبه پنجم جاذبه‌های طبیعی را در جهان دارا است، ولی با این وجود به دلیل محدودیتهای اجتماعی و تفریحی تاکنون چندان در جذب گردشگران خارجی موفق نبوده‌است.[۱۴۰] آمارهای رسمی از ورود گردشگران به ایران تفاوتی بین سفرهای تجاری، تفریحی و زیارتی نمی‌گذارد. اما به‌طور کلی در سال ۲۰۱۱ حدود ۳ میلیون نفر وارد ایران شدند و از این طریق بیش از دو میلیارد دلار وارد اقتصاد ملی ایران شد.[۱۴۱]

رده ایران در جدول فساد اقتصادی

مطابق امار سازمان شفافیت بین‌المللی، رده ایران در جدول فساد اداری و مالی، در سال ۲۰۱۵ صدو سی ام بوده. ایران از این لحاظ با کشورهایی چون اوکراین، کامرون، نپال، نیکاراگوئه و پاراگوئه در یک ردیف قرار گرفت.[۱۴۲]

هنر و فرهنگ

جام طلایی از مارلیک که در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می‌شود

فرهنگ ایرانی ریشه در تاریخ دارد. برای شناخت فرهنگ ایران باید به کشورهای مستقلی که در پیرامون ایران هستند نیز نگریست. افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، پاکستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و حتّی ارمنستان و گرجستان و همچنین کردهای عراق و ترکیه همگی کم و بیش گوشه‌ای از فرهنگ ایران را به ارث برده‌اند.

موسیقی ایرانی

ساز موزیکال ایرانی باستان، از قرن ۶ قبل از میلاد در موزه پرسپولیس نگهداری می‌شود.

موسیقی ایرانی به گونه‌های گوناگون بازشناخته می‌شود، موسیقی کلاسیک (یا موسیقی اصیل یا ردیف)، موسیقی محلی (نواحی)، موسیقی آیینی و مذهبی. به دلیل از بین رفتن بسیاری از قطعات و آثار تاریخی موسیقی دقیقاً روشن نیست اینگونه موسیقی در طول تاریخ چگونه اجرا می‌شده ولی در دوره معاصر، موسیقی ایرانی هم به صورت تکنوازی (عمدتاً مبتنی بر بداهه نوازی) و هم به گونه گروهی که دربرگیرنده خواننده، نوازنده و تنبک‌نواز است، نواخته می‌شود. موسیقی ایرانی هنگامی که به گونه تک‌نوازی نواخته می‌شود، مونوفونیک است، هرچند در تک‌نوازی نیز آکوردها برای آرایه‌بندی به کار می‌روند و در برخی فرم‌ها شاید در سراسر یک آهنگ نُت پدال نواخته شود. موسیقی که به گونه گروهی نواخته می‌شود، هته روفونیک است و آهنگی که خواننده آماده می‌کند، نوازنده به آسانی آن را بازتاب می‌دهد و کم و بیش آن را دگرگون می‌سازد.

نگارگری ایرانی

یک اسطرلاب ایرانی متعلق به دوره قاجار

نگارگری ایرانی که به اشتباه مینیاتور نیز خوانده می‌شود شامل آثاری از دوره‌های مختلف تاریخ اسلامی ایران است که بیشتر به صورت مصورسازی کتب ادبی (ورقه و گلشاه، کلیله و دمنه، سمک عیار)، علمی و فنی (التریاق، الادویه المفرده، الاغانی)، تاریخی (جامع التواریخ)، و همچنین، برخی کتب مذهبی، همچون، خاوران نامه می‌باشد.

اولین آثاری که بتوان نام نقاشی بر آنها نهاد، در غار دوشه لرستان و با حدود هشت تا ده‌هزار سال قدمت به دست آمده، و در دوره تاریخی آنچه را که بتوان نقاشی نامید در دیوارنگاری‌های اشکانی و ساسانی می‌توان دید. با ورود اسلام به ایران، این کشور تا مدت‌ها به دست امویان و عباسیان اداره شد، و از آن پس، با روی کار آمدن سلسله‌های ایرانی سامانیان، غزنویان، و آل بویه استقلال از دست رفتهٔ ایرانیان تا حدودی به آنها بازگشت. از این پس، زمینه برای احیای هنر و فرهنگ ایرانی به‌خصوص نگارگری ایرانی فراهم شد.

فرش بافی

قالی‌بافی همواره در فرهنگ ایران جایگاه خاصی داشته و امروزه بیشترین فرش‌های دستباف دنیا در ایران ساخته می‌شود. میزان صادرات فرش‌های دستباف ایران در سال حدود ۵۱۷ میلیون دلار بوده‌است. نقشه‌ها و طرح‌های قالی در مناطق مختلف کشور متفاوت است اما به‌طور کلی از رنگ‌های متنوعی برای به تصویر کشیدن گل‌ها و گیاهان، جانوران و پرندگان استفاده می‌شود. زیراندازهای دیگری مثل گبه و گلیم نیز بافته می‌شوند که از نظر شیوه گره‌زنی و بافت تاروپود با فرش تفاوت دارند.

ادبیات فارسی

ادبیات فارسی تاریخی هزار و صد ساله دارد. شعر فارسی و نثر فارسی دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند. برخی کتابهای قدیمی در موضوعات غیرادبی مانند تاریخ، مناجات و علوم گوناگون نیز دارای ارزش ادبی هستند و با گذشت زمان در زمره آثار کلاسیک ادبیات فارسی قرار گرفته‌اند.

آوازه برخی شاعران و نویسندگان ایرانی از مرزهای ایران فراتر رفته‌است. شاعران و نویسندگانی نظیر فردوسی، سعدی، حافظ شیرازی، مولوی، عمر خیام و نظامی شهرتی جهانی دارند. در میان چهره‌های شناخته شده ادبیات معاصر فارسی در جهان می‌توان به صادق هدایت در داستان، نیما یوشیج در شعر و بهرام بیضایی در نمایشنامه اشاره کرد.

اسطوره شناسی

اسطوره شناسی ایران شامل موجوداتی فوق‌العاده است؛ همچنین آنها منعکس‌کننده نگرش نسبت به مقابله خوبی و بدی، اعمال خدایان و سوءاستفاده از قهرمانان و موجودات افسانه‌ایست. بسیاری از اطلاعات فعلی از شاهنامه به‌دست آمده‌اند.

برخلاف داستان‌هایی که درباره قهرمانان ایرانی وجود دارد، که احتمال افسانه بودن آنها نیز هست، ایرانیان یک قهرمان به‌نام "شاه کوروش بزرگ"[۱۴۳][۱۴۴] دارند که وجود آن اثبات شده‌است.

معماری در ایران

گنبد سلطانیه از شاهکارهای معماری ایرانی

کلیه بررسی‌ها و کاوش‌های باستانشناسی حکایت از آن دارد که سابقه معماری ایران به حدود هزاره هفتم پیش −از میلاد می‌رسد. از آن زمان تا کنون پیوسته این هنر در ارتباط با مسائل گوناگون، به‌ویژه علل مذهبی، توسعه و تکامل یافته‌است.

معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی ویژه برخوردار است، ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.

خوشنویسی ایرانی

خوشنویسی ایرانی بخشی از خوشنویسی اسلامی است که در ایران و سرزمین‌های وابسته یا تحت نفوذ او همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان و شبه قاره هند به تدریج حول محور فرهنگ ایرانی شکل گرفت؛ و نه تنها از مفاخر هنر ایرانی بلکه از مفاخر هنر اسلامی و حتی هنر جهان به‌شمار می‌رود.

درحالی که عمدهٔ تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه در جهان اسلام، به‌عهده ایرانیان بوده‌است، رفته رفته ایرانیان سبک و شیوه‌هایی مختص به خود را در خوشنویسی ابداع کردند. هرچند این شیوه‌ها و قلم‌های ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ آن همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان، پاکستان و هند می‌باشد. در این منطقه نیز خوشنویسی همواره به عنوان والاترین شکل هنرهای بصری مورد توجه بوده و دارای لطافتی خاص است.[۱]

سینما

نخستین دوربین فیلم‌برداری در زمان مظفرالدین‌شاه به ایران آمد. نخستین فیلم صدادار پارسی، فیلم دختر لر بود که عبدالحسین سپنتا در سال ۱۳۱۷ خورشیدی ساخت.

ورود نخستین دستگاه سینماتوگراف به ایران در سال ۱۲۷۹ هجری خورشیدی توسط مظفرالدین‌شاه سرآغازی برای سینمای ایران به‌شمار می‌آید؛ هر چند ساخت اولین سالن سینمای عمومی تا سال ۱۲۹۱ سرنگرفت. تا سال ۱۳۰۸ هیچ فیلم ایرانی ساخته نشد و اندک سینماهای تأسیس شده به نمایش فیلم‌های غربی که در مواردی زیرنویس پارسی داشتند می‌پرداختند. نخستین فیلم بلند سینمایی ایران به نام آبی و رابی را در سال ۱۳۰۹ اوانس اوگانیانس با فیلمبرداری خان بابا معتضدی ساخت.

آیین‌های رسمی اصیل ایرانی

ایرانیان به‌دلیل پیشینه و تاریخ تمدن‌شان جشنواره‌ها و آیین‌های زیادی دارند که مهمترین آنها عبارتند از:

ورزش

ورزشگاه آزادی بزرگترین ورزشگاه ایران در سال ۱۳۵۰ افتتاح شد.

تهران نخستین شهر غرب آسیا بود که میزبان بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ شد. ورزشگاه آزادی که برای این رقابتها ساخته شد بزرگترین ورزشگاه ایران است. ورزش زورخانه‌ای و کشتی به عنوان ورزش‌های سنتی و ملی ایران شناخته می‌شوند. تیم ملی کشتی آزاد ایران شش بار قهرمان تیمی جهان شده‌است و بیشترین مدال‌های ایران در المپیک در این رشته به دست آمده‌است. غلامرضا تختی قهرمان المپیک و جهان در دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ به عنوان یک قهرمان اسطوره‌ای و نماد جوانمردی در ایران مورد احترام است.

فوتبال در ایران امروزه از محبوب‌ترین ورزش‌های ایران است. تیم ملی فوتبال ایران پنج بار به جام جهانی راه پیدا کرده، سه بار قهرمان آسیا و چهار بار برندهٔ مدال طلای بازی‌های آسیایی شده‌است. بسکتبال و والیبال ایران نیز از دههٔ ۱۳۸۰ به بعد موفقیت‌های زیادی کسب کرده‌اند. تیم ملی بسکتبال ایران در چهار دوره جام ملتهای آسیا از ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳ سه بار قهرمان شده‌است و تیم ملی والیبال ایران با کسب رتبه ششم در قهرمانی جهان ۲۰۱۴ و رتبه چهارم لیگ جهانی ۲۰۱۴ بهترین نتایج یک تیم آسیایی در این رشته ورزشی را کسب کرد.

دیزین مهم‌ترین پیست اسکی ایران و منطقه خاورمیانه

ایران زادگاه ورزش چوگان است و در متن‌های قدیمی همچون شاهنامه فردوسی به این بازی اشاره شده‌است. تخته نرد نیز از بازی‌هایی است که در ایران ابداع شده و بخش مهمی از تکامل شطرنج نیز در ایران اتفاق افتاده‌است. با توجه به محیط کوهستانی ایران ورزش‌های کوهنوردی و صخره‌نوردی نیز در ایران رایجند. چندین پیست اسکی هم در نزدیکی تهران واقع است و پیست اسکی توچال با ارتفاع ۳۷۳۰ متر از مرتفع‌ترین پیست‌های دنیاست.

ورزش‌های قدرتی همچون وزنه‌برداری نیز در ایران بسیار محبوب هستند. وزنه‌برداری پس از کشتی بیشترین مدال‌های المپیکی ایران را به دست آورده‌است. هنرهای رزمی متنوعی نیز در ایران تمرین می‌شوند. کونگ‌فو توآ در دهه ۱۳۵۰ در ایران با اقتباس از هنرهای رزمی چینی ابداع شد و ورزشکاران ایرانی در رشته‌های مختلف رزمی بارها قهرمان جهان شده‌اند.

از نخستین حضور رسمی ایران در المپیک در بازی‌های ۱۹۴۸ لندن تا ۲۰۱۲ لندن، ورزشکاران ایرانی موفق شدند تا در مجموع ۶۰ مدال برای کشورشان تصاحب کنند. ۱۵ مدال طلا، ۲۰ مدال نقره و ۲۵ مدال برنز حاصل تلاش ۳۹ ورزشکار ایرانی در ۱۵دوره از بازی‌های المپیک است. ۳۳ مدال در کشتی آزاد، ۱۶ مدال در وزنه‌برداری، ۵ مدال در کشتی فرنگی، ۵ مدال در تکواندو و یک مدال در پرتاب دیسک به دست آمده‌اند و هادی ساعی با دو مدال طلا و یک برنز پرافتخارترین ورزشکار ایران در المپیک است. بهترین مقام ایران رتبهٔ چهاردهم در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن است و بهترین نتیجه از نظر تعداد مدال هم در المپیک ۲۰۱۲ لندن با ۴ مدال طلا، ۵ مدال نقره و ۳ مدال برنز به دست آمد.[۱۴۵]

تحریم‌ها علیه ایران

تحریم‌ها علیه ایران در جهت تنبیه حکومت ایران یا وادار کردن این کشور به انجام یا عدم انجام عملی به کار گرفته شده‌است. عمدهٔ تحریم‌ها علیه ایران پس از وقوع انقلاب ۵۷، بعد از اشغال سفارت آمریکا در تهران شکل گرفت و در پی چالش بر سر برنامهٔ هسته‌ای ایران شدت بیشتری یافت. برنامه اتمی ایران از سال ۸۵ و به دنبال ارجاع پرونده این کشور از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به شورای امنیت، با تحریم‌های مختلفی مواجه شده‌است. تحریم‌های ایران را از نظر تحریم‌کنندگان می‌توان به ۴ دستهٔ کلی تقسیم‌بندی کرد: تحریم‌های چندجانبه هم‌چون تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل، تحریم‌های اتحادیهٔ اروپا، تحریم‌های یک‌جانبه از سوی کشورهای مختلف مانند ایالات متحده و تحریم‌های کنگره آمریکا.[۱۴۶][۱۴۷]

پانویس

  1. «گزیده نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۹۵». مرکز آمار ایران. 
  2. «جمعیت ایران به ٨٠ میلیون نفر رسید». بی‌بی‌سی فارسی. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در 19 مه 2016. 
  3. "Iran". International Monetary Fund. Archived from &br=1&c=429&s=NGDPD%2CNGDPDPC%2CPPPGDP%2CPPPPC%2CLP&grp=0&a=&pr.x=49&pr.y=10 the original on 06 May 2012. Retrieved 2010–04–21.  Check date values in: |archivedate= (help)
  4. http://www.tabnak.ir/fa/news/264313/افزایش-سرانه-تولید-ناخالص-داخلی-ایران
  5. CBI: Economic Trends ۲۰۰۸/۲۰۰۹. Retrieved 4 July 2009.
  6. "Human Development Report 2010". United Nations. 2010. Archived from the original on 06 May 2012. Retrieved 5 November 2010.  Check date values in: |archivedate= (help)
  7. ریشه لغت ایران (انگلیسی)، وب‌گاه ریشهٔ لغاتِ آنلاین. بازدید در ۲۰ تیر ۱۳۹۰.
  8. CIA
  9. "Official Iranian Population clock". Amar.org.ir. Archived from the original on 06 May 2012. Retrieved 13 Feb 2012.  Check date values in: |archivedate= (help)
  10. «گزیده سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵». مرکز آمار ایران. 
  11. http://www.mehrnews.com/news/3827840/سرشماری-نفوس-و-مسکن-۹۵-تا-اول-آذرماه-تمدید-شد
  12. http://www.iribnews.ir/fa/news/1178677/امسال-اتباع-غیرقانونی-افغان-در-ایران-ساماندهی-و-تعیین-تکلیف-می‌شوند
  13. http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/12/141210_u14_iranian_abroad
  14. http://www.bartarinha.ir/fa/news/31988/اعلام-دقیق-تعداد-ایرانیان-خارج-از-کشور
  15. http://www.iran-newspaper.com/Newspaper/BlockPrint/142361
  16. http://www.irna.ir/sb/fa/News/82289216/
  17. http://www.salamatnews.com/news/203142/مصائب-ادامه‌دار-زندگی-بدون-شناسنامه-شهروندان-سیستان-و-بلوچستان
  18. http://www.irna.ir/sb/fa/News/82488748/
  19. «Select Committee on Foreign Affairs, Eighth Report, Iran». Publications.parliament.uk. The Committee Office, House of Commons. بازبینی‌شده در 18 ژوئن 2011. 
  20. W. Herbert Hunt. «Iran @ 2000 and Beyond lecture series, opening address». petro-hunt.com، 18 می 2000. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در 2010-01-03. 
  21. «UPDATE 3-BP cuts global gas reserves estimate, mostly for Russia». Reuters.com، 2013. بازبینی‌شده در 29 نوامبر 2015. 
  22. «Iran». CIA World Factbook. بازبینی‌شده در 7 اوت 2012. 
  23. «UNESCO World Heritage Center - World Heritage List». UNESCO. 
  24. محسنی، محمدرضا ۱۳۸۹: «پان ترکیسم، ایران و آذربایجان» انتشارات سمرقند، ص ۲۱۲
  25. رضاییان، فرزین. هفت رخ فرخ ایران. چاپ ابیانه. انتشارات دایره سبز، ۱۳۸۶. ۱۷. 
  26. علیرضا شاهپور شهبازی. راهنمای مستند تخت جمشید. بنیاد پژوهشی پارسه-پاسارگاد. چاپ ۱۳۸۴. تهران: انتشارات سفیران و انتشارات فرهنگسرای میردشتی، ۱۳۸۴. 18. شابک ‎۴–۶–۹۱۹۶۰–۹۶۴. 
  27. http://nlai.ir/tabid/2598/mid/5853/ctl/asnad/Default.aspx?Subjectmid=5850&SubjectID=13093
  28. کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان صفحه ۲۲ تا۴۷ گفتار نام‌های سرزمین ایران
  29. «مشاهده تقویم تاریخ ۱ فروردین ۱۳۱۴». مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، برای مشاهده متن منبع، در بخش جستجو، «۱ فروردین» را انتخاب کنید.. بازبینی‌شده در ۲۹ نوامبر ۲۰۱۵. 
  30. , During two seasons of excavation, Caldwell unearthed 7 different sections of the massive 7000 year old village. He also discovered the oldest known center for copper smelting and bread baking ovens in the world.
  31. http://cpprot.te.verweg.com/2005-June/000718.html , Iran recently sent an appeal to a Belgian court asking for the return of nine boxes of smuggled ancient artifacts and a ۲۸۰۰-year-old pin stolen from the exposition "7000 Years of Persian Art".
  32. , The Municipality of Shoush (Susa) accepted a proposal by the cityÕs Cultural Heritage Department for the transfer of an under-construction passenger terminal from the ۷٬۰۰۰-year-old city, but conditioned destruction of the terminal to demolition of other constructions and residential units in the area.
  33. Jiroft Iran - Jiroft archaeology musuem - GLOBOsapiens
  34. Persia 7000 years of civilisation by David ABBASI(Siyavash AWESTA), The discovery in Iran of a civilisation old of 7000 turns all the archaeological data’s ups and down.
  35. , The south-western part of Iran was part of the Fertile Crescent where most of humanity's first major crops were grown. 7000 year old jars of wine excavated in the Zagros Mountains and ruins of 7000 year old settlements such as Sialk are further testament to this.
  36. Press TV - Iran finds world's oldest script
  37. CHN | News
  38. http://groups.google.com/group/historyoftamil/browse_thread/thread/23840a2363ca11a3
  39. Oelze, Sabine. “How Iran became a cradle of civilization | Culture | DW | 13.04.2017”. Deutsche Welle. 13.04.2017. Retrieved 2017-10-11. 
  40. Study of the ancient Indus script
  41. Jiroft: A Lost Kingdom of …?
  42. Ancient Scripts: Articles Archive
  43. Archaeologists Have Discovered The World's Oldest Inscription In Jiroft
  44. Chess, Goddess and Everything: Jiroft Again
  45. مقالهٔ «آغاز تمدن در ایران»، از روزنامه اعتماد ملی، شمارهٔ ۷ تیرماه
  46. «اینجا»(انگلیسی)‎. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۶ مه ۲۰۱۲. 
  47. Encyclopædia Britannica Encyclopedia Article: Media ancient region, Iran
  48. بریان، پی‌یر: «تاریخ امپراتوری هخامنشیان»، ترجمهٔ مهدی سمسار، انتشارات زریاب، ۱۳۷۸صفحهٔ ۹۳
  49. بریان، پی‌یر: «تاریخ امپراتوری هخامنشیان»، ترجمهٔ مهدی سمسار، انتشارات زریاب، ۱۳۷۸صفحهٔ ۹۴
  50. زند وهومن یسن و کارنامه اردشیر بابکان، صادق هدایت، انتشارات آزادمهر، چاپ نخست ۱۳۸۴
  51. کارنامه اردشیر بابکان، از متن‌های دوره ساسانی
  52. Wolfgang Felix, Wilferd Madelung. «DEYLAMITES». در Encyclopædia Iranica. ویرایش 1st Edition. 
  53. تاریخ ایران و جهان (۱)، ص ۲۷۵
  54. تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه (صص ۲۱ تا ۳۶)
  55. تاریخ ایران (۲)، ص ۱۲۲
  56. تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه (صص ۶–۲۸۴)
  57. کتاب درسی تاریخ سال سوم راهنمایی ایران، شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۷۹، شابک ۹۶۴۰۵۰۰۶۶۶
  58. Vladimir Minorsky, "The Guran" in Bulletin of School of Oriental and African Studies, 11, No. ۱, (۱۹۴۳).
  59. Fis - قاجار
  60. دکتر باقر عاقلی. روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی جلد اول. چاپ هشتم. تهران: نامک، ۱۳۸۷. 143. شابک: ‎۹۶۴-۶۸۹۵-۵۳-۰.
  61. همشهری آنلاین
  62. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
  63. هدیه‌لو، مریم. «مجمعی برای تشخیص مصالح نظام». جام‌جم آنلاین. ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۲.
  64. اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، تهران: ۱۳۸۳، نقشه‌ها.
  65. The Hottest Spot on Earth، وبگاه NASA. (انگلیسی)
  66. تنش آبی چهارده سال دیگر می‌رسد-دنیای اقتصاد پنج شنبه بیست آبان ۸۹
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی ایران
  68. http://iran.unfpa.org/country%20profile-fa.asp
  69. ۶۹٫۰ ۶۹٫۱ ۶۹٫۲ Iran The World Factbook
  70. Library of Congress, Library of Congress – Federal Research Division. "Ethnic Groups and Languages of Iran". Archived from the original on 06 May 2012. Retrieved 2009–12–02.  Check date values in: |archivedate= (help)
  71. تمام اقوام غیر پارسی زبان ایران ریشه ایرانی دارند
  72. BBC پارسی - ایران - ایران 'اولین مصرف‌کننده مواد مخدر در جهان'
  73. "Internet users, update for 2009". internetworldstats.com. Archived from the original on 06 May 2012. Retrieved 2009–05–17.  Check date values in: |archivedate= (help)
  74. «Happiness in Short Supply in Iran». Gallup (company)، 3 ژوئن 2014. 
  75. http://aftabnews.ir/fa/news/253727/ایران-دومین-کشور-غمگین-جهان
  76. «The World's Happiest (And Saddest) Countries, 2013». Forbes، 29 اکتبر 2013. 
  77. http://www.mehrnews.com/news/2407913/آیا-ایران-غمگین-ترین-کشور-جهان-است
  78. ۷۸٫۰ ۷۸٫۱ «عصبانی‌ترین مردم جهان». 
  79. ۷۹٫۰ ۷۹٫۱ «عصبانی‌ترین مردم جهان». 
  80. ۸۰٫۰ ۸۰٫۱ «Iran, THE LEGATUM PROSPERITY INDEX™ 2016». Legatum Prosperity Index. «Iranians endure some of the worst Governance and Personal Freedom performances in the world. More than anything, it is these two sub-indices that have kept Iran’s overall prosperity at a low level since 2007. Restrictions on civil liberties have only tightened in the past two years and regional conflict and domestic political strife continues. Despite this context, Iran’s performance in the Education sub-index, while at a low absolute rank, it is high relative to its regional peers and has improved since 2007.» 
  81. «پلیس: 2 میلیون نفر از ایران به کربلا رفته‌اند». فرارو، 30 آبان 1395. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در 20 نوامبر 2016. 
  82. «تشرف 2 میلیون زائر ایرانی به کربلا در ایام اربعین/ وزارت امور خارجه مسؤول پیگیری حقوقی شهدای منا/ عربستان در حادثه منا به‌جای ریگ، سنگی به کفش دارد». فارس‌نیوز، 21 شهریور 1395. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در 20 نوامبر 2016. 
  83. «بی ریاترین تجمع میلیونی استانداری کربلا: تا کنون 20 میلیون نفر وارد کربلا شده‌اند + تصاویر و ویدئو». فارس‌نیوز، 30 آبان 1395. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در 20 نوامبر 2016. 
  84. زبان‌های ایران
  85. «iran population». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۸ آوریل ۲۰۱۴. 
  86. جمعیت ایران به ۷۷٫۱ میلیون نفر رسید خبرگزاری فارس
  87. «ایران هجدهمین کشور پرجمعیت جهان باقی‌ماند». خبرگزاری ایسنا. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۶ مه ۲۰۱۲. بازبینی‌شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۰. 
  88. گزیده نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰
  89. BBC Perseian. «نگرانی پزشکی قانونی ایران از افزایش آمار خودکشی». 
  90. "مقرره 34473: تکلیف کلیه دستگاه‌های اجرایی نسبت به خودداری نمودن از نیم افراشته کردن پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران در ایام عزاداری و سوگواری". سامانه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران (فقط با فایرفاکس باز شود). معاونت تدوین، تنقیح و انتشار قوانین و مقررات - معاونت حقوقی ریاست جمهوری اسلامی ایران. 
  91. گردآورنده:علی آل داوود. نامه‌های امیر کبیر به انضمام رساله نوادر الامیر. چاپ اول. تهران: نشر تاریخ ایران، ۱۳۷۱.
  92. ۹۲٫۰ ۹۲٫۱ Shahbazi, Shapur A. (2001), "Flags (of Persia)", in E. Yarshater et al., دانشنامه ایرانیکا 10 
  93. رنه داوید؛ کامی ژوفره اسپینوزی. درآمدی بر حقوق تطبیقی و دو نظام بزرگ حقوقی معاصر. ترجمهٔ حسین صفایی. چاپ ششم. نشر میزان، ۱۳۸۴. ص ۷۸. شابک ‎۹۶۴-۷۸۹۶-۲۶-۳. 
  94. Iran Military Introduction Global Security
  95. TOP TEN COUNTRIES WITH LARGEST ARMY IN THE WORLD worldknowing.com
  96. TOP 10 COUNTRIES WITH MOST BATTLE TANKS IN THE WORLD worldknowing.com
  97. افزایش مجدد مرگ و میر ناشی از حوادث رانندگی در ایران
  98. نرخ تورم در ایران در سال گذشته به زیر ۱۵ درصد رسید رادیو فردا
  99. رشد اقتصادی امسال ایران، صفر خواهد بود؟-خبرآنلاین پنجشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۰
  100. ۱۰۰٫۰ ۱۰۰٫۱ ۱۰۰٫۲ faostat.fao.org فائو
  101. In summary, Saffron is a traditional production of Iran and production share of this product is 93.7% of the world total production idosi.org
  102. news.bbc.co.uk news.bbc.co.uk
  103. Photos: Picking Zereshk (dried fruit of Berberis vulgaris) in Birjand, Iran payvand.com
  104. Iran is the world's largest producer of this mineral; it is also mined in the Southwest US, primarily in Arizona and Nevada. wisegeek.org
  105. http://www.persian-n-oriental-rugs.com/serapi-rugs.html
  106. «IMAG - iranconmin.de - MARKET». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در 15 نوامبر 2006. 
  107. TOP 10 FRUIT PRODUCING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.com
  108. TOP 10 CUCUMBER PRODUCING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.com
  109. TOP 10 LARGEST CEMENT PRODUCING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.com
  110. TOP TEN IRON PRODUCING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.com
  111. TOP TEN LEMON PRODUCING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.co
  112. TOP 10 GRAPES PRODUCING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.com
  113. TOP 10 APRICOT PRODUCING COUNTRIES worldknowing.com
  114. TOP 10 CHICKEN PRODUCING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.com
  115. TOP 10 NATURAL GAS PRODUCING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.com
  116. TOP 10 HIGHEST OIL PRODUCING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.com
  117. TOP 10 LARGEST OIL EXPORTING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.com
  118. TOP 10 LARGEST ONION PRODUCING COUNTRY IN THE WORLD worldknowing.com
  119. TOP 10 LARGEST WALNUT PRODUCING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.com
  120. TOP 10 LARGEST WATERMELON PRODUCING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.com
  121. TOP 10 LARGEST TOMATO PRODUCING COUNTRY IN THE WORLD worldknowing.com
  122. TOP 10 LARGEST CITRUS PRODUCING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.com
  123. TOP 10 LARGEST ALMOND PRODUCING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.com
  124. TOP 10 LARGEST WOOL PRODUCING COUNTRIES IN THE WORLD worldknowing.com
  125. top5ofanything.com
  126. www.top5ofanything.com
  127. www.top5ofanything.com
  128. www.top5ofanything.com
  129. www.top5ofanything.com
  130. www.top5ofanything.com
  131. www.top5ofanything.com
  132. www.top5ofanything.com
  133. www.top5ofanything.com
  134. www.top5ofanything.com
  135. www.top5ofanything.com
  136. www.top5ofanything.com
  137. CIA - The World Factbook - Country Comparison:: Oil - proved reserves
  138. Department of Energy. Retrieved 23 January 2008.
  139. The EU should be playing Iran and Russia off against each other, by Julian Evans, Eurasian Home, 8 November 2006
  140. ایران مقصد جدید گردشگران اروپایی؟ (بی‌بی‌سی فارسی)
  141. iran surprise economic-success Washington Post
  142. «سالم‌ترین و فاسدترین کشورهای جهان معرفی شدند (+جدول)». 
  143. Beytoote. «7 آبان روز کوروش کبیر». 
  144. BBC. «تجمع مردم در پاسارگاد به مناسبت روز کوروش». 
  145. مدال‌آوران المپیک به تفکیک رشته کمیته ملی المپیک
  146. بی‌بی‌سی فارسی. «نوع تحریمی که گریبان ایران را گرفته چیست؟». 
  147. Paris School of Economics. “Sanctions and Exports Deflection: Evidence from Iran”. 

منابع

  • دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه (واژهٔ ایران)، انتشارات دانشگاه تهران، ۰۱۳۷۷
  • گیرشمن، رومن. ایران از آغاز تا اسلام. محمد معین. انتشارات معین، ۰۱۳۸۳
  • صفا، ذبیح‌اللّه، تاریخ ادبیات در ایران (۵ جلد)، انتشارات فردوس، ۰۱۳۶۷
  • میرهادی، توران (مقالهٔ ایران از مجموعه مقاله‌های فرهنگ‌نامهٔ کودک و نوجوان، به کوشش توران میرهادی)، شرکت تهیه و نشر فرهنگ‌نامهٔ کودکان و نوجوانان، ۰۱۳۷۹
  • «Iran»(انگلیسی)‎. بی‌بی‌سی انگلیسی، ۳ ژوئن ۲۰۰۸. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۶ مه ۲۰۱۲. بازبینی‌شده در ۱۰ مرداد ۱۳۸۷. 
  • درگاه ملی آمار، مرکز آمار ایران.
  • «ایران از نگاه سیا»، روزنامهٔ ایران، ۲۴ اردیبهش‍ت ۱۳۸۴، ص ۱۸.
  • کمیته ملی المپیک جمهوری اسلامی ایران
مقالهٔ هخامنشیان
مقالهٔ سلوکیان
  • تاریخ ایران - دکتر خنجی
  • تاریخ اجتماعی ایران. مرتضی راوندی. تهران، ۱۳۵۴
  • تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ا.آ. گرانتوسکی - م.آ. داندامایو، مترجم، کیخسرو کشاورزی، ناشر: مروارید ۱۳۵۸
  • تاریخ ایران از عهد باستان تا سده ۱۸، پیگولووسکایا، ترجمه کریم کشاورز، تهران، ۱۳۵۳.
  • تاریخ ایران باستان: دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ. ترجمه روحی ارباب. انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم ۱۳۸۰
  • مرتضی راوندی، تاریخ تحولات اجتماعی، جلد یکم، شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، چاپ دوم، تهران، ۱۳۵۸
  • اسدالله معروفی، تاریخ چهار هزار سالهٔ ارتش ایران از تمدن ایلام تا ۱۳۲۰ خورشیدی، جنگ ایران و عراق، جلد یکم، نشر ایمان، تهران، ۱۳۷۸، شابک: ‎۹۶۴-۶۸۲۰-۰۳-۴
  • مالکوم کالج، اشکانیان، برگردان مسعود رجب‌نیا، انتشارات هیرمند، چاپ دوم ۱۳۸۳، شابک: ‎۹۶۴-۵۵۲۱-۱۲-۲
  • Jona Lendering. «livius.org»(انگلیسی)‎. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۶ مه ۲۰۱۲. 

پیوند به بیرون

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد ایران اطلاعات بیشتری بیابید.


Search Wiktionary در میان واژه‌ها از ویکی‌واژه
Search Wikibooks در میان کتاب‌ها از ویکی‌کتاب
Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Wikisource در میان متون از ویکی‌نبشته
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار
Search Wikinews در میان خبرها از ویکی‌خبر


Islamic Republic of Iran
جمهوری اسلامی ایران (Persian)
Jomhuri-ye Eslāmi-ye Irān
Motto: 
استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی
Esteqlāl, Āzādi, Jomhuri-ye Eslāmi
"Independence, freedom, the Islamic Republic"
(de facto)[1]
Anthem: سرود ملی جمهوری اسلامی ایران‎‎
Location of Iran
Capital
and largest city
Tehran
35°41′N 51°25′E / 35.683°N 51.417°E / 35.683; 51.417
Official languages Persian
Recognised regional languages
Religion Official:
Islam (Shia)
Other recognized religions:
Demonym Iranian,
Persian (historically)
Government de jure:
Islamic Republic
de facto:
Theocratic-republican hybrid; unitary presidential republic subject to a Supreme Leader[3]
Ali Khamenei
Hassan Rouhani
Eshaq Jahangiri
Ali Larijani
Sadeq Larijani
Legislature Islamic Consultative Assembly
Guardian Council
Unification
c. 678 BC
550 BC
247 BC
224 AD[4]
934 AD
1501[5]
1 April 1979
24 October 1979
28 July 1989
Area
• Total
1,648,195 km2 (636,372 sq mi) (17th)
• Water (%)
7.07
Population
• 2017 estimate
80,829,192[6] (18th)
• Density
48/km2 (124.3/sq mi) (162nd)
GDP (PPP) 2017 estimate
• Total
$1.551 trillion[7] (18th)
• Per capita
$19,050[7]
GDP (nominal) 2017 estimate
• Total
$438.3 billion[7] (27th)
• Per capita
$5,383[7]
Gini (2013) 37.4[8]
medium
HDI (2014) Increase 0.766[9]
high · 69th
Currency Rial (ریال) (IRR)
Time zone IRST (UTC+3:30)
• Summer (DST)
IRDT (UTC+4:30)
Date format yyyy/mm/dd (SH)
Drives on the right
Calling code +98
ISO 3166 code IR
Internet TLD

Iran (Persian: ایران‎‎ Irān [ʔiːˈɾɒːn] (About this sound listen)), also known as Persia[10] (/ˈpɜːrʒə/),[11] officially the Islamic Republic of Iran (Persian: جمهوری اسلامی ایران‎‎ Jomhuri-ye Eslāmi-ye Irān (About this sound listen)),[12] is a sovereign state in Western Asia.[13][14] With about 81 million inhabitants,[6] Iran is the world's 18th-most-populous country.[15] Comprising a land area of 1,648,195 km2 (636,372 sq mi), it is the second-largest country in the Middle East and the 17th-largest in the world. Iran is bordered to the northwest by Armenia, the Republic of Azerbaijan,[a] and the Azerbaijani exclave of Nakhchivan; to the north by the Caspian Sea; to the northeast by Turkmenistan; to the east by Afghanistan and Pakistan; to the south by the Persian Gulf and the Gulf of Oman; and to the west by Turkey and Iraq. The country's central location in Eurasia and Western Asia, and its proximity to the Strait of Hormuz, give it geostrategic importance.[16] Tehran is the country's capital and largest city, as well as its leading economic and cultural center.

Iran is home to one of the world's oldest civilizations,[17][18] beginning with the formation of the Elamite kingdoms in the fourth millennium BC. It was first unified by the Iranian Medes in the seventh century BC,[19] and reached its greatest extent during the Achaemenid Empire founded by Cyrus the Great in the sixth century BC, stretching from Eastern Europe to the Indus Valley, becoming a larger empire than previously ever existed in the world.[20] The Iranian realm fell to Alexander the Great in the fourth century BC, but reemerged shortly after as the Parthian Empire, followed by the Sasanian Empire, which became a leading world power for the next four centuries.[21][22]

Arab Muslims conquered the empire in the seventh century AD, ultimately leading to the displacement of the indigenous faiths of Zoroastrianism and Manichaeism with Islam. Iran made major contributions to the Islamic Golden Age that followed, producing many influential figures in art and science. After two centuries, a period of various native Muslim dynasties began, which were later conquered by the Turks and the Mongols. The rise of the Safavids in the 15th century led to the reestablishment of a unified Iranian state and national identity,[4] which followed the country's conversion to Shia Islam, marking a turning point in Iranian and Muslim history.[5][23] By the 18th century, under Nader Shah, Iran briefly possessed what was arguably the most powerful empire at the time.[24] The 19th-century conflicts with the Russian Empire led to significant territorial losses.[25][26] Popular unrest culminated in the Constitutional Revolution of 1906, which established a constitutional monarchy and the country's first legislature. Following a coup instigated by the United Kingdom and the United States in 1953, Iran gradually became closely aligned with the West, and grew increasingly autocratic.[27] Growing dissent against foreign influence and political repression led to the 1979 Revolution, which followed the establishment of an Islamic republic,[28] a political system which includes elements of a parliamentary democracy vetted and supervised by a theocracy governed by an autocratic "Supreme Leader".[29] During the 1980s, the country was engaged in a war with Iraq, which lasted for almost nine years and resulted in a high number of casualties and financial loss for both sides.

According to international observers, the current Iranian regime (led by Ali Khamenei since 1989) is oppressive, with human rights abuses commonplace.[30] Since the 2000s, Iran's controversial nuclear program has raised concerns, which is part of the basis of the international sanctions against the country. The Joint Comprehensive Plan of Action, an agreement reached between Iran and the P5+1, was created on July 14, 2015, aimed to loosen the nuclear sanctions in exchange for Iran's restriction in producing enriched uranium.

Iran is a founding member of the UN, ECO, NAM, OIC, and OPEC. It is a major regional and middle power,[31][32] and its large reserves of fossil fuels – which include the world's largest natural gas supply and the fourth-largest proven oil reserves[33][34] – exert considerable influence in international energy security and the world economy.

The country's rich cultural legacy is reflected in part by its 22 UNESCO World Heritage Sites, the third-largest number in Asia and eleventh-largest in the world.[35] Iran is a multicultural country comprising numerous ethnic and linguistic groups, the largest being Persians (61%), Azeris (16%), Kurds (10%), and Lurs (6%).[34]

Name

The term Iran derives directly from Middle Persian Ērān, first attested in a third-century inscription at Rustam Relief, with the accompanying Parthian inscription using the term Aryān, in reference to the Iranians.[36] The Middle Iranian ērān and aryān are oblique plural forms of gentilic nouns ēr- (Middle Persian) and ary- (Parthian), both deriving from Proto-Iranian *arya- (meaning "Aryan", i.e. "of the Iranians"),[36][37] recognized as a derivative of Proto-Indo-European *ar-yo-, meaning "(skillfully) assembler".[38] In the Iranian languages, the gentilic is attested as a self-identifier, included in ancient inscriptions and the literature of the Avesta,[39][b] and remains also in other Iranian ethnic names Alan (Ossetian: Ир Ir) and Iron (Ирон).[37]

Historically, Iran has been referred to as Persia by the West, due mainly to the writings of Greek historians who referred to all of Iran as Persís (Ancient Greek: Περσίς; from Old Persian 𐎱𐎠𐎼𐎿 Pārsa),[40] meaning "land of the Persians", while Persis itself was one of the provinces of ancient Iran that is today defined as Fars.[41] As the most extensive interactions the Ancient Greeks had with any outsider was with the Persians, the term persisted, even long after the Persian rule in Greece.

In 1935, Reza Shah requested the international community to refer to the country by its native name, Iran. As The New York Times explained at the time, "At the suggestion of the Persian Legation in Berlin, the Tehran government, on the Persian New Year, Nowruz, March 21, 1935, substituted Iran for Persia as the official name of the country." Opposition to the name change led to the reversal of the decision, and Professor Ehsan Yarshater, editor of Encyclopædia Iranica, propagated a move to use Persia and Iran interchangeably.[42] Today, both Iran and Persia are used in cultural contexts, while Iran remains irreplaceable in official state contexts.[43]

Historical and cultural usage of the word Iran is not restricted to the modern state proper.[44][45][46] "Greater Iran" (Irānzamīn or Irān e Bozorg)[47] refers to territories of the Iranian cultural and linguistic zones. In addition to modern Iran, it includes portions of the Caucasus, Mesopotamia, Anatolia, and Central Asia.[48]

Pronunciation

The Persian pronunciation of Iran is [ʔiːˈɾɒːn]. Common English pronunciations of Iran are listed in the Oxford English Dictionary as /ɪˈrɑːn/ and /ɪˈran/,[49] in Merriam-Webster's online dictionary as /i-ˈrän, -ˈran; ī-ˈran/,[50] and in Random House Webster's Unabridged Dictionary as /i-ran', i-rän', ī-ran'/. The Cambridge Dictionary lists /ɪˈrɑːn/ as the British pronunciation and /ɪˈræn/ as the American pronunciation. The Collins English Dictionary lists the pronunciation solely as /ɪˈrɑːn/, and the pronunciation guide from the Voice of America provides "ih-RAHN".[51]

The English pronunciation /ˈræn/ ("eye-RANN") is sometimes heard in U.S. media. According to an article published by The Washington Post,[52] the correct pronunciation of Iran is "ee-RON", while "EYE-ran" is listed as the incorrect pronunciation. The American Heritage Dictionary of the English Language, in the dictionary's 2014 Usage Ballot, addressed the topic of the pronunciations of Iran and Iraq.[53] According to this study, the pronunciations "ih-RAHN" and "ih-RANN" were almost equally acceptable, while "ih-RAHN" was preferred by most panelists participating in the ballot. With regard to the "eye-RANN" pronunciation, however, more than 70% of the panelists deemed it unacceptable. Among the reasons given by those panelists were that "eye-RANN" has "hawkish connotations" and sounds "angrier", "xenophobic", "ignorant", and "not...cosmopolitan".

History

Prehistory

A cave painting in Doushe cave, Lorestan, from the 8th millennium BC.

The earliest attested archaeological artifacts in Iran, like those excavated at Kashafrud and Ganj Par in northern Iran, confirm a human presence in Iran since the Lower Paleolithic.[54] Iran's Neanderthal artifacts from the Middle Paleolithic have been found mainly in the Zagros region, at sites such as Warwasi and Yafteh.[55][56][page needed] From the 10th to the seventh millennium BC, early agricultural communities began to flourish in and around the Zagros region in western Iran, including Chogha Golan,[57][58] Chogha Bonut,[59][60] and Chogha Mish.[61][62][page needed][63]

The emergence of Susa as a city, as determined by radiocarbon dating, dates back to early 4,395 BC.[64] There are dozens of prehistoric sites across the Iranian Plateau, pointing to the existence of ancient cultures and urban settlements in the fourth millennium BC.[63][65][66] During the Bronze Age, the territory of present-day Iran was home to several civilizations, including Elam, Jiroft, and Zayanderud. Elam, the most prominent of these civilizations, developed in the southwest alongside those in Mesopotamia, and continued its existence until the emergence of the Iranian empires. The advent of writing in Elam was paralleled to Sumer, and the Elamite cuneiform was developed since the third millennium BC.[67]

From the 34th to the 20th century BC, northwestern Iran was part of the Kura-Araxes culture, which stretched into the neighboring Caucasus and Anatolia. Since the earliest second millennium BC, Assyrians settled in swaths of western Iran, and incorporated the region into their territories.

Classical antiquity

A bas-relief at Persepolis, depicting the united Medes and Persians.

By the second millennium BC, the ancient Iranian peoples arrived in what is now Iran from the Eurasian Steppe,[68] rivaling the native settlers of the region.[69][70] As the Iranians dispersed into the wider area of Greater Iran and beyond, the boundaries of modern-day Iran were dominated by Median, Persian, and Parthian tribes.

From the late 10th to the late seventh century BC, the Iranian peoples, together with the "pre-Iranian" kingdoms, fell under the domination of the Assyrian Empire, based in northern Mesopotamia.[71] Under king Cyaxares, the Medes and Persians entered into an alliance with Babylonian ruler Nabopolassar, as well as the fellow Iranian Scythians and Cimmerians, and together they attacked the Assyrian Empire. The civil war ravaged the Assyrian Empire between 616 and 605 BC, thus freeing their respective peoples from three centuries of Assyrian rule.[71] The unification of the Median tribes under king Deioces in 728 BC led to the foundation of the Median Empire which, by 612 BC, controlled almost the entire territory of present-day Iran and eastern Anatolia.[72] This marked the end of the Kingdom of Urartu as well, which was subsequently conquered and dissolved.[73][74]

In 550 BC, Cyrus the Great, the son of Mandane and Cambyses I, took over the Median Empire, and founded the Achaemenid Empire by unifying other city states. The conquest of Media was a result of what is called the Persian Revolt. The brouhaha was initially triggered by the actions of Median ruler Astyages, and was quickly spread to other provinces, as they allied with the Persians. Later conquests under Cyrus and his successors expanded the empire to include Lydia, Babylon, Egypt, parts of the Balkans and Eastern Europe proper, as well as the lands to the west of the Indus and Oxus rivers.

539 BC was the year in which Persian forces defeated the Babylonian army at Opis, and marked the end of around four centuries of Mesopotamian domination of the region by conquering the Neo-Babylonian Empire. Cyrus entered Babylon and presented himself as a traditional Mesopotamian monarch. Subsequent Achaemenid art and iconography reflect the influence of the new political reality in Mesopotamia.

The Achaemenid Empire around the time of Darius I and Xerxes I.

At its greatest extent, the Achaemenid Empire included territories of modern-day Iran, Republic of Azerbaijan (Arran and Shirvan), Armenia, Georgia, Turkey (Anatolia), much of the Black Sea coastal regions, northeastern Greece and southern Bulgaria (Thrace), northern Greece and the Republic of Macedonia (Paeonia and Macedon), Iraq, Syria, Lebanon, Jordan, Israel and the Palestinian territories, all significant population centers of ancient Egypt as far west as Libya, Kuwait, northern Saudi Arabia, parts of the United Arab Emirates and Oman, Pakistan, Afghanistan, and much of Central Asia, making it the first world government and the largest empire the world had yet seen.[20]

It is estimated that in 480 BC, 50 million people lived in the Achaemenid Empire.[75][76] The empire at its peak ruled over 44% of the world's population, the highest such figure for any empire in history.[77]

The Achaemenid Empire is noted for the release of the Jewish exiles in Babylon, building infrastructures such as the Royal Road and the Chapar (postal service), and the use of an official language, Imperial Aramaic, throughout its territories.[20] The empire had a centralized, bureaucratic administration under the emperor, a large professional army, and civil services, inspiring similar developments in later empires.[78][79]

Eventual conflict on the western borders began with the Ionian Revolt, which erupted into the Greco-Persian Wars and continued through the first half of the fifth century BC, and ended with the withdrawal of the Achaemenids from all of the territories in the Balkans and Eastern Europe proper.[80]

In 334 BC, Alexander the Great invaded the Achaemenid Empire, defeating the last Achaemenid emperor, Darius III, at the Battle of Issus. Following the premature death of Alexander, Iran came under the control of the Hellenistic Seleucid Empire. In the middle of the second century BC, the Parthian Empire rose to become the main power in Iran, and the century-long geopolitical arch-rivalry between the Romans and the Parthians began, culminating in the Roman–Parthian Wars. The Parthian Empire continued as a feudal monarchy for nearly five centuries, until 224 CE, when it was succeeded by the Sasanian Empire.[81] Together with their neighboring arch-rival, the Roman-Byzantines, they made up the world's two most dominant powers at the time, for over four centuries.[21][22]

Sasanian rock reliefs at Taq Bostan, in the heart of the Zagros Mountains.

The Sasanians established an empire within the frontiers achieved by the Achaemenids, with their capital at Ctesiphon. Late-antiquity Sasanian Empire is considered one of the most influential periods of Iran, as their influence reached the culture of ancient Rome (and through that as far as Western Europe),[82][83] Africa,[84] China, and India,[85] and played a prominent role in the formation of the medieval art of both Europe and Asia.[86]

A bas-relief at Naqsh-e Rostam, depicting the victory of Sasanian ruler Shapur I over Roman ruler Valerian.

Most of the era of the Sasanian Empire was overshadowed by the Roman–Persian Wars, which raged on the western borders at Anatolia, the Western Caucasus, Mesopotamia, and the Levant, for over 700 years. These wars exhausted both the Romans and the Sasanians, and led to the defeat of both by the Muslim invasion.

Throughout the Achaemenid, Parthian, and Sasanian eras, several offshoots of the Iranian dynasties established eponymous branches in Anatolia and the Caucasus, including the Pontic Kingdom, the Mihranids, and the Arsacid dynasties of Armenia, Iberia (Georgia), and Caucasian Albania (present-day Republic of Azerbaijan and southern Dagestan).

Medieval period

The prolonged Byzantine–Sasanian wars, most importantly the climactic war of 602–628, as well as the social conflict within the Sasanian Empire, opened the way for an Arab invasion of Iran in the seventh century.[87][88] The empire was initially defeated by the Rashidun Caliphate, which was succeeded by the Umayyad Caliphate, followed by the Abbasid Caliphate. Meanwhile, the prolonged and gradual process of Islamization was followed, which targeted Iran's then Zoroastrian majority and included religious persecution,[89][90][91] demolition of libraries[92] and fire temples,[93] a special tax penalty ("jizya"),[94][95] and language shift.[96][97]

In 750, the Abbasids overthrew the Umayyads, notably by the support from the "mawali" (converted Iranians).[98] The mawali formed the majority of the rebel army, which was led by converted Iranian general Abu Muslim.[99][100][101] The arrival of the Abbasid Caliphs saw a relative revival of Iranian culture and influence, as the role of the old Arab aristocracy was partially replaced by a Muslim Iranian bureaucracy.[102]

After two centuries of Arab rule, semi-independent and independent Iranian kingdoms—including the Tahirids, Saffarids, Samanids, and Buyids—began to appear on the fringes of the declining Abbasid Caliphate. By the Samanid era in the ninth and 10th centuries, the efforts of Iranians to regain their independence had been well solidified.[103]

Tomb of Hafez, the popular Iranian poet whose works are regarded as a pinnacle in Persian literature and have left a considerable mark on later Western writers, most notably Goethe, Thoreau, and Emerson.[104][105][106]

The blossoming literature, philosophy, medicine, and art of Iran became major elements in the formation of a new age for the Iranian civilization, during a period known as the Islamic Golden Age.[107][108] The Islamic Golden Age reached its peak by the 10th and 11th centuries, during which Iran was the main theater of scientific activities.[109] After the 10th century, Persian, alongside Arabic, was used for scientific, medical, philosophical, historical, and musical works, and renowned Iranian writers—such as Tusi, Avicenna, Qotb-od-Din Shirazi, and Biruni—had major contributions in scientific writing.

The cultural revival that began in the Abbasid period led to a resurfacing of the Iranian national identity; thus, the attempts of Arabization never succeeded in Iran. The Shu'ubiyya movement became a catalyst for Iranians to regain independence in their relations with the Arab invaders.[110] The most notable effect of this movement was the continuation of the Persian language attested to the works of epic poet Ferdowsi, now considered the most prominent figure in Iranian literature.

Tuğrul Tower, a 12th-century monument at Rhages.

The 10th century saw a mass migration of Turkic tribes from Central Asia into the Iranian Plateau.[111] Turkic tribesmen were first used in the Abbasid army as mamluks (slave-warriors), replacing Iranian and Arab elements within the army.[99] As a result, the mamluks gained a significant political power. In 999, large portions of Iran came briefly under the rule of the Ghaznavids, whose rulers were of mamluk Turkic origin, and longer subsequently under the Seljuk and Khwarezmian empires. These dynasties had been Persianized, and had adopted Persian models of administration and rulership.[111] The Seljuks subsequently gave rise to the Sultanate of Rum in Anatolia, while taking their thoroughly Persianized identity with them.[112][113] The result of the adoption and patronage of Iranian culture by Turkish rulers was the development of a distinct Turko-Persian tradition.

From 1219 to 1221, under the Khwarezmian Empire, Iran suffered a devastating invasion by the Mongol army of Genghis Khan. According to Steven R. Ward, "Mongol violence and depredations killed up to three-fourths of the population of the Iranian Plateau, possibly 10 to 15 million people. Some historians have estimated that Iran's population did not again reach its pre-Mongol levels until the mid-20th century."[114]

Following the fracture of the Mongol Empire in 1256, Hulagu Khan, grandson of Genghis Khan, established the Ilkhanate in Iran. In 1370, yet another conqueror, Timur, followed the example of Hulagu, establishing the Timurid Empire which lasted for another 156 years. In 1387, Timur ordered the complete massacre of Isfahan, reportedly killing 70,000 citizens.[115] The Ilkhans and the Timurids soon came to adopt the ways and customs of the Iranians, surrounding themselves with a culture that was distinctively Iranian.[116]

Early modern period

Venetian portrait of Ismail I, the founder of the Safavid Empire, kept at the Uffizi.

By the 1500s, Ismail I of Ardabil established the Safavid Empire, with his capital at Tabriz.[111] Beginning with Azerbaijan, he subsequently extended his authority over all of the Iranian territories, and established an intermittent Iranian hegemony over the vast relative regions, reasserting the Iranian identity within large parts of Greater Iran.[117] Iran was predominantly Sunni,[118] but Ismail instigated a forced conversion to the Shia branch of Islam,[119] spreading throughout the Safavid territories in the Caucasus, Iran, Anatolia, and Mesopotamia. As a result, thereof, modern-day Iran is the only official Shia nation of the world, with it holding an absolute majority in Iran and the Republic of Azerbaijan, having there the first and the second highest number of Shia inhabitants by population percentage in the world.[120][121] Meanwhile, the centuries-long geopolitical and ideological rivalry between Safavid Iran and the neighboring Ottoman Empire led to numerous Ottoman–Iranian wars.[114]

A portrait of Abbas I, the powerful, pragmatic Safavid ruler who reinforced Iran's military, political, and economic power.

The Safavid era peaked in the reign of Abbas I (1587–1629),[114][122] surpassing their Turkish archrivals in strength, and making Iran a leading science and art hub in western Eurasia. The Safavid era saw the start of mass integration from Caucasian populations into new layers of the society of Iran, as well as mass resettlement of them within the heartlands of Iran, playing a pivotal role in the history of Iran for centuries onwards. Following a gradual decline in the late 1600s and the early 1700s, which was caused by internal conflicts, the continuous wars with the Ottomans, and the foreign interference (most notably the Russian interference), the Safavid rule was ended by the Pashtun rebels who besieged Isfahan and defeated Sultan Husayn in 1722.

In 1729, Nader Shah, a chieftain and military genius from Khorasan, successfully drove out and conquered the Pashtun invaders. He subsequently took back the annexed Caucasian territories which were divided among the Ottoman and Russian authorities by the ongoing chaos in Iran. During the reign of Nader Shah, Iran reached its greatest extent since the Sasanian Empire, reestablishing the Iranian hegemony all over the Caucasus, as well as other major parts of the west and central Asia, and briefly possessing what was arguably the most powerful empire at the time.[24]

Statue of Nader Shah, the powerful Afsharid ruler, at Naderi Museum.

Nader Shah invaded India and sacked far off Delhi by the late 1730s. His territorial expansion, as well as his military successes, went into a decline following the final campaigns in the Northern Caucasus against then revolting Lezgins. The assassination of Nader Shah sparked a brief period of civil war and turmoil, after which Karim Khan of the Zand dynasty came to power in 1750, bringing a period of relative peace and prosperity.[114]

Compared to its preceding dynasties, the geopolitical reach of the Zand dynasty was limited. Many of the Iranian territories in the Caucasus gained de facto independence, and were locally ruled through various Caucasian khanates. However, despite the self-ruling, they all remained subjects and vassals to the Zand king.[123] The khanates exercised control over their affairs via international trade routes between Central Asia and the West.[124]

Another civil war ensued after the death of Karim Khan in 1779, out of which Agha Mohammad Khan emerged, founding the Qajar dynasty in 1794. In 1795, following the disobedience of the Georgian subjects and their alliance with the Russians, the Qajars captured Tblisi by the Battle of Krtsanisi, and drove the Russians out of the entire Caucasus, reestablishing the Iranian suzerainty over the region.

From the 1800s to the 1940s

A map showing the 19th-century northwestern borders of Iran, comprising modern-day eastern Georgia, Dagestan, Armenia, and the Republic of Azerbaijan, before being ceded to the neighboring Russian Empire by the Russo-Iranian wars.

The Russo-Iranian wars of 1804–1813 and 1826–1828 resulted in large irrevocable territorial losses for Iran in the Caucasus, comprising all of Transcaucasia and Dagestan, which made part of the very concept of Iran for centuries,[25] and thus substantial gains for the neighboring Russian Empire.

As a result of the 19th-century Russo-Iranian wars, the Russians took over the Caucasus, and Iran irrevocably lost control over its integral territories in the region (comprising modern-day Dagestan, Georgia, Armenia, and Republic of Azerbaijan), which got confirmed per the treaties of Gulistan and Turkmenchay.[26][125] The area to the north of Aras River, among which the contemporary Republic of Azerbaijan, eastern Georgia, Dagestan, and Armenia are located, were Iranian territory until they were occupied by Russia in the course of the 19th century.[26][126][127][128][129][130][131]

As Iran shrank, many Transcaucasian and North Caucasian Muslims moved towards Iran,[132][133] especially until the aftermath of the Circassian Genocide,[133] and the decades afterwards, while Iran's Armenians were encouraged to settle in the newly incorporated Russian territories,[134][135][136] causing significant demographic shifts.

Around 1.5 million people—20 to 25% of the population of Iran—died as a result of the Great Famine of 1870–1871.[137]

The first national Iranian Parliament, established in 1906.

Between 1872 and 1905, a series of protests took place in response to the sale of concessions to foreigners by Qajar monarchs Naser-ed-Din and Mozaffar-ed-Din, and led to the Constitutional Revolution in 1905. The first Iranian constitution and the first national parliament of Iran were founded in 1906, through the ongoing revolution. The Constitution included the official recognition of Iran's three religious minorities, namely Christians, Jews, and Zoroastrians,[138] which has remained a basis in the legislation of Iran since then. The struggle related to the constitutional movement was followed by the Triumph of Tehran in 1909, when Mohammad Ali Shah was defeated and forced to abdicate. On the pretext of restoring order, the Russians occupied northern Iran in 1911, and maintained a military presence in the region for years to come. But this did not put an end to the civil uprisings, and was soon followed by Mirza Kuchik Khan's Jungle Movement against both the Qajar monarchy and foreign invaders.

During World War I, the British occupied much of the territory of western Iran, and fully withdrew in 1921. Meanwhile, a famine in northern Iran killed between eight and 10 million people. The Persian Campaign commenced furthermore in northwestern Iran after an Ottoman invasion, as part of the Middle Eastern theatre of World War I. In the course of the Assyrian Genocide of 1914–1920 and the Armenian Genocide of 1915–1917, a large number of Iranian Assyrians and Armenians were subjected to mass murders committed by the Ottoman troops that were crossing the northwestern border, notably in and around Khoy, Maku, Salmas, and Urmia.[139][140][141][142][143]

Apart from the rule of Agha Mohammad Khan, the Qajar rule is characterized as a century of misrule.[111] The Iranian Cossack Brigade, which was the most effective military force available to the crown, began a military coup supported by the British in February 1921. The Qajar dynasty was subsequently overthrown, and Reza Khan, the former general of the Cossack Brigade, became the new Prime Minister of Iran. Eventually, he was declared the new monarch in 1925—thence known as Reza Shah—establishing the Pahlavi dynasty.

In the midst of World War II, in 1941, Nazi Germany began the so-called Operation Barbarossa and invaded the Soviet Union, breaking the Molotov–Ribbentrop Pact. This had a major impact on Iran, which had declared neutrality in the conflicts.[144] Later that year, following an Anglo-Soviet invasion of Iran, Reza Shah was forced to abdicate in favor of his son, Mohammad Reza Pahlavi.[145][146] Subsequently, Iran became a major conduit for British and American aid to the Soviet Union, until the end of the ongoing war.[147]

The Allied "Big Three" at the 1943 Tehran Conference.

At the 1943 Tehran Conference, the Allied "Big Three"—Joseph Stalin, Franklin D. Roosevelt, and Winston Churchill—issued the Tehran Declaration to guarantee the post-war independence and boundaries of Iran. However, at the end of the war, Soviet troops remained in Iran and local pro-Soviet groups established two puppet states in northwestern Iran, namely the People's Government of Azerbaijan and the Republic of Mahabad. Receiving a promise of oil concessions, the Soviets withdraw from Iran proper in May 1946. The two puppet states were soon overthrown following the Iran crisis of 1946, and the oil concessions were revoked.[148][149]

Contemporary era

Mohammad Mosaddegh, Iranian democracy advocate and deposed Prime Minister.

In 1951, Mohammad Mosaddegh was appointed as the Prime Minister. He became enormously popular in Iran after he nationalized Iran's petroleum industry and oil reserves. He was deposed in the 1953 Iranian coup d'état, an Anglo-American covert operation that marked the first time the United States had overthrown a foreign government during the Cold War.[150]

Mohammad Reza Pahlavi and the Imperial Family during the coronation ceremony of the Shah of Iran in 1967.

After the coup, the Shah became increasingly autocratic and sultanistic, and Iran entered a phase of decades-long controversial close relations with the United States and some other foreign governments.[151] While the Shah increasingly modernized Iran and claimed to retain it as a fully secular state,[27] arbitrary arrests and torture by his secret police, the SAVAK, were used to crush all forms of political opposition.

Ruhollah Khomeini, a radical Muslim cleric, became an active critic of the Shah's far-reaching series of reforms known as the White Revolution. Khomeini publicly denounced the government, and was arrested and imprisoned for 18 months. After his release in 1964, he refused to apologize, and was eventually sent into exile.

Due to the 1973 spike in oil prices, the economy of Iran was flooded with foreign currency, which caused inflation. By 1974, the economy of Iran was experiencing double digit inflation, and despite the many large projects to modernize the country, corruption was rampant and caused large amounts of waste. By 1975 and 1976, an economic recession led to increased unemployment, especially among millions of youth who had migrated to the cities of Iran looking for construction jobs during the boom years of the early 1970s. By the late 1970s, many of these people opposed the Shah's regime and began to organize and join the protests against it.[152]

Ruhollah Khomeini's return to Iran from exile, on February 1, 1979.

The 1979 Revolution, later known as the Islamic Revolution,[153][154][155] began in January 1978 with the first major demonstrations against the Shah.[156] After a year of strikes and demonstrations paralyzing the country and its economy, Mohammad Reza Pahlavi fled the country and Ruhollah Khomeini returned from exile to Tehran in February 1979, forming a new government.[157] After holding a referendum, Iran officially became an Islamic republic in April 1979.[158] A second referendum in December 1979 approved a theocratic constitution.[159]

The immediate nationwide uprisings against the new government began with the 1979 Kurdish rebellion and the Khuzestan uprisings, along with the uprisings in Sistan and Baluchestan and other areas. Over the next several years, these uprisings were subdued in a violent manner by the new Islamic government. The new government began purging itself of the non-Islamist political opposition, as well as of those Islamists who were not considered radical enough. Although both nationalists and Marxists had initially joined with Islamists to overthrow the Shah, tens of thousands were executed by the new regime afterwards.[160]

On November 4, 1979, a group of Muslim students seized the United States Embassy and took the embassy with 52 personnel and citizens hostage,[161] after the United States refused to return Mohammad Reza Pahlavi to Iran to face trial in the court of the new regime and all but certain execution. Attempts by the Jimmy Carter administration to negotiate for the release of the hostages, and a failed rescue attempt, helped force Carter out of office and brought Ronald Reagan to power. On Jimmy Carter's final day in office, the last hostages were finally set free as a result of the Algiers Accords.

The Cultural Revolution began in 1980, with an initial closure of universities for three years, in order to perform an inspection and cleanup in the cultural policy of the education and training system.[162]

Iranian soldier with chemical mask at front-line of the Iran–Iraq War.

On September 22, 1980, the Iraqi army invaded the western Iranian province of Khuzestan, launching the Iran–Iraq War. Although the forces of Saddam Hussein made several early advances, by mid 1982, the Iranian forces successfully managed to drive the Iraqi army back into Iraq. In July 1982, with Iraq thrown on the defensive, the Iranian regime took the decision to invade Iraq and conducted countless offensives in a bid to conquer Iraqi territory and capture cities, such as Basra. The war continued until 1988, when the Iraqi army defeated the Iranian forces inside Iraq and pushed the remaining Iranian troops back across the border. Subsequently, Khomeini accepted a truce mediated by the United Nations. The total Iranian casualties in the war were estimated to be 123,220–160,000 KIA, 60,711 MIA, and 11,000–16,000 civilians killed.[163][164]

Following the Iran–Iraq War, in 1989, Akbar Hashemi Rafsanjani and his administration concentrated on a pragmatic pro-business policy of rebuilding and strengthening the economy without making any dramatic break with the ideology of the revolution. In 1997, Rafsanjani was succeeded by moderate reformist Mohammad Khatami, whose government attempted, unsuccessfully, to make the country more free and democratic.[165]

The Green Movement's Silent Demonstration during the 2009–10 Iranian election protests.

The 2005 presidential election brought conservative populist candidate, Mahmoud Ahmadinejad, to power.[166] By the time of the 2009 Iranian presidential election, the Interior Ministry announced incumbent president Ahmadinejad had won 62.63% of the vote, while Mir-Hossein Mousavi had come in second place with 33.75%.[167][168] The election results were widely disputed,[169][170] and resulted in widespread protests, both within Iran and in major cities outside the country,[171][172] and the creation of the Iranian Green Movement.

Hassan Rouhani was elected as the president on 15 June 2013, defeating Mohammad Bagher Ghalibaf and four other candidates.[173][174] The electoral victory of Rouhani has relatively improved the relations of Iran with other countries.[175]

Geography

Mount Damavand, Iran's highest point, is located in Amol, Mazenderan.

Iran has an area of 1,648,195 km2 (636,372 sq mi).[34] It lies between latitudes 24° and 40° N, and longitudes 44° and 64° E. It is bordered to the northwest by Armenia (35 km or 22 mi), the Azeri exclave of Nakhchivan (179 km or 111 mi),[176] and the Republic of Azerbaijan (611 km or 380 mi); to the north by the Caspian Sea; to the northeast by Turkmenistan (992 km or 616 mi); to the east by Afghanistan (936 km or 582 mi) and Pakistan (909 km or 565 mi); to the south by the Persian Gulf and the Gulf of Oman; and to the west by Iraq (1,458 km or 906 mi) and Turkey (499 km or 310 mi).

Provinces of Iran by area (km2)

Iran consists of the Iranian Plateau, with the exception of the coasts of the Caspian Sea and Khuzestan. It is one of the world's most mountainous countries, its landscape dominated by rugged mountain ranges that separate various basins or plateaux from one another. The populous western part is the most mountainous, with ranges such as the Caucasus, Zagros, and Alborz, the last containing Mount Damavand, Iran's highest point at 5,610 m (18,406 ft), which is also the highest mountain on the Eurasian landmass west of the Hindu Kush.[177]

The northern part of Iran is covered by the lush lowland Caspian Hyrcanian mixed forests, located near the southern shores of the Caspian Sea. The eastern part consists mostly of desert basins, such as the Kavir Desert, which is the country's largest desert, and the Lut Desert, as well as some salt lakes.

The only large plains are found along the coast of the Caspian Sea and at the northern end of the Persian Gulf, where the country borders the mouth of the Arvand river. Smaller, discontinuous plains are found along the remaining coast of the Persian Gulf, the Strait of Hormuz, and the Gulf of Oman.

Climate

Having 11 climates out of the world's 13, Iran's climate is diverse,[178] ranging from arid and semi-arid, to subtropical along the Caspian coast and the northern forests.[179] On the northern edge of the country (the Caspian coastal plain), temperatures rarely fall below freezing and the area remains humid for the rest of the year. Summer temperatures rarely exceed 29 °C (84.2 °F).[180][181] Annual precipitation is 680 mm (26.8 in) in the eastern part of the plain and more than 1,700 mm (66.9 in) in the western part. Gary Lewis, the United Nations Resident Coordinator for Iran, has said that "Water scarcity poses the most severe human security challenge in Iran today".[182]

To the west, settlements in the Zagros basin experience lower temperatures, severe winters with below zero average daily temperatures and heavy snowfall. The eastern and central basins are arid, with less than 200 mm (7.9 in) of rain, and have occasional deserts.[183] Average summer temperatures rarely exceed 38 °C (100.4 °F).[180] The coastal plains of the Persian Gulf and Gulf of Oman in southern Iran have mild winters, and very humid and hot summers. The annual precipitation ranges from 135 to 355 mm (5.3 to 14.0 in).[180]

Fauna

The Asiatic cheetah, a critically endangered species living only in Iran.

The wildlife of Iran is composed of several animal species, including bears, the Eurasian lynx, foxes, gazelles, gray wolves, jackals, panthers, and wild pigs.[184][185] Other domestic animals of Iran include Asian water buffaloes, camels, cattle, donkeys, goats, horses, and the sheep. Eagles, falcons, partridges, pheasants, and storks are also native to the wildlife of Iran.

One of the most famous members of the Iranian wildlife is the critically endangered Asiatic cheetah, also known as the Iranian cheetah, whose numbers were greatly reduced after the 1979 Revolution.[186] The Persian leopard, which is the world's largest leopard subspecies living primarily in northern Iran, is also listed as an endangered species.[187] Iran lost all its Asiatic lions and the now extinct Caspian tigers by the earlier part of the 20th century.[188]

At least 74 species of the Iranian wildlife are on the red list of the International Union for Conservation of Nature, a sign of serious threats against the country's biodiversity. The Iranian Parliament has been showing disregard for wildlife by passing laws and regulations such as the act that lets the Ministry of Industries and Mines exploit mines without the involvement of the Department of Environment, and by approving large national development projects without demanding comprehensive study of their impact on wildlife habitats.[189]

Regions, provinces and cities

Iran is divided into five regions with thirty one provinces (ostān),[190] each governed by an appointed governor (ostāndār). The provinces are divided into counties (šahrestān), and subdivided into districts (baxš) and sub-districts (dehestān).

The country has one of the highest urban growth rates in the world. From 1950 to 2002, the urban proportion of the population increased from 27% to 60%.[191] The United Nations predicts that by 2030, 80% of the population will be urban.[192][not in citation given] Most internal migrants have settled around the cities of Tehran, Isfahan, Ahvaz, and Qom. The listed populations are from the 2006/07 (1385 AP) census.[193][not in citation given]

Iran's most populated cities (2010)

Tehran, with a population of around 8.8 million (2016 census), is the capital and largest city of Iran. It is an economical and cultural center, and is the hub of the country's communication and transport network.

The country's second most populous city, Mashhad, has a population of around 3.3 million (2016 census), and is capital of the province of Razavi Khorasan. Being the site of the Imam Reza Shrine, it is a holy city in Shia Islam. About 15 to 20 million pilgrims visit the shrine every year.[194][195]

Isfahan has a population of around 2.2 million (2016 census), and is Iran's third most populous city. It is the capital of the province of Isfahan, and was also the third capital of the Safavid Empire. It is home to a wide variety of historical sites, including the famous Shah Square, Siosepol, and the churches at the Armenian district of New Julfa. It is also home to the world's seventh-largest shopping mall, Isfahan City Center.

The fourth most populous city of Iran, Karaj, has a population of around 1.9 million (2016 census). It is the capital of the province of Alborz, and is situated 20 km west of Tehran, at the foot of the Alborz mountain range. It is a major industrial city in Iran, with large factories producing sugar, textiles, wire, and alcohol.

With a population of around 1.7 million (2016 census), Tabriz is the fifth most populous city of Iran, and had been the second most populous until the late 1960s. It was the first capital of the Safavid Empire, and is now the capital of the province of East Azerbaijan. It is also considered the country's second major industrial city (after Tehran).

Shiraz, with a population of around 1.8 million (2016 census), is Iran's sixth most populous city. It is the capital of the province of Fars, and was also the capital of Iran under the reign of the Zand dynasty. It is located near the ruins of Persepolis and Pasargadae, two of the four capitals of the Achaemenid Empire.

Government and politics

Iran's syncretic political system combines elements of an Islamic theocracy with vetted democracy.

The political system of the Islamic Republic is based on the 1979 Constitution.[197]

Leader

Ali Khamenei, the Supreme Leader of Iran, meeting with Chinese President Xi Jinping on January 23, 2016. – Iran and China are strategic allies.[198][199]

The Leader of the Revolution ("Supreme Leader") is responsible for delineation and supervision of the policies of the Islamic Republic of Iran.[200] The current longtime Supreme Leader, Ali Khamenei, has been issuing decrees and making the final decisions on the economy, environment, foreign policy, education, national plannings, and everything else in the country.[201][202][203][204][205][206][207][208][209] Khamenei also makes the final decisions on the amount of transparency in elections,[210] and has fired and reinstated presidential cabinet appointments.[211][212] The Supreme Leader Ali Khamenei directly chooses the ministries of Defense, Intelligence and Foreign Affairs, as well as certain other ministries, such as the Science Ministry.[213] Iran’s regional policy is directly controlled by the office of the Supreme Leader with the Ministry of Foreign Affairs’ task limited to protocol and ceremonial occasions. All of Iran’s ambassadors to Arab countries, for example, are chosen by the Quds Corps, which directly reports to the Supreme Leader.[201]

The Supreme Leader is the commander-in-chief of the armed forces, controls the military intelligence and security operations, and has sole power to declare war or peace.[200] The heads of the judiciary, the state radio and television networks, the commanders of the police and military forces, and six of the 12 members of the Guardian Council are directly appointed by the Supreme Leader.[200]

The Assembly of Experts elects and dismisses (to date, never did) the Supreme Leader on the basis of qualifications and popular esteem.[214] To date, the Assembly of Experts has not challenged any of the Supreme Leader's decisions.[215] The current head of the judicial system, Sadeq Larijani, appointed by the longtime Supreme Leader, said that it is illegal for the Assembly of Experts to supervise the Supreme Leader.[216] Due to Khamenei's very longtime unchallenged rule, many believe the Assembly of Experts has become a ceremonial body without any real power.[217][218][219][220] There have been instances when the current Supreme Leader publicly criticized members of the Assembly of Experts, resulting in their arrest and dismissal. For example, Khamenei publicly called then-member of the Assembly of Experts Ahmad Azari Qomi a traitor, resulting in Qomi's arrest and eventual dismissal from the Assembly of Experts. Another instance is when Khamenei indirectly called Akbar Hashemi Rafsanjani a traitor for a statement he made, resulting Rafsanjani to retract it.[221]

Guardian Council

Presidential candidates and parliamentary candidates must be approved by the Guardian Council (all members of which are directly or indirectly elected by the Leader) or the Leader before running, in order to ensure their allegiance to the Supreme Leader.[222] The Leader very rarely does the vetting himself directly, but has the power to do so, in which case additional approval of the Guardian Council would not be needed. The Leader can also revert the decisions of the Guardian Council.[223] The Guardian Council can, and has dismissed some elected members of the Iranian parliament in the past.[224] For example, Minoo Khaleghi was disqualified by Guardian Council even after winning election, as she had been photographed in a meeting without wearing headscarf.[225]

President

Iranian President Hassan Rouhani meeting with Russian President Vladimir Putin – Iran and Russia are strategic allies.[226][227][228]

After the Supreme Leader, the Constitution defines the President of Iran as the highest state authority.[200][229] The President is elected by universal suffrage for a term of four years, however, the president is still required to gain the Leader’s official approval before being sworn in before the Parliament (Majlis). The Leader also has the power to dismiss the elected president anytime.[230] The President can only be re-elected for one term.[229][dubious ]

The President is responsible for the implementation of the constitution, and for the exercise of executive powers in implementing the decrees and general policies as outlined by the Supreme Leader, except for matters directly related to the Supreme Leader, who has the final say in all matters.[200] Unlike the executive in other countries, the President of Iran does not have full control over anything, as these are ultimately under the control of the Supreme Leader.[197] Chapter IX of the Constitution of the Islamic Republic of Iran sets forth the qualifications for presidential candidates. The procedures for presidential election and all other elections in Iran are outlined by the Supreme Leader.[210][231] The President functions as the executive of affairs such as signing treaties and other international agreements, and administering national planning, budget, and state employment affairs, all as approved by the Supreme Leader.[202][203][231][204][205][206][207][208][232] The President appoints the ministers, subject to the approval of the Parliament, as well as the approval of the Supreme Leader, who can dismiss or reinstate any of the ministers at any time, regardless of the decisions made by the President or the Parliament.[211][212][233] The President supervises the Council of Ministers, coordinates government decisions, and selects government policies to be placed before the legislature.[234] The current Supreme Leader, Ali Khamenei, has fired as well as reinstated Council of Ministers members.[235][236] Eight Vice Presidents serve under the President, as well as a cabinet of twenty-two ministers, who must all be approved by the legislature.[237]

Legislature

The Islamic Consultative Assembly, also known as the Iranian Parliament.

The legislature of Iran, known as the Islamic Consultative Assembly, is a unicameral body comprising 290 members elected for four-year terms.[238] It drafts legislation, ratifies international treaties, and approves the national budget. All parliamentary candidates and all legislation from the assembly must be approved by the Guardian Council.[239]

The Guardian Council comprises twelve jurists, including six appointed by the Supreme Leader. Others are elected by the Parliament, from among the jurists nominated by the Head of the Judiciary.[240][241] The Council interprets the constitution and may veto the Parliament. If a law is deemed incompatible with the constitution or Sharia (Islamic law), it is referred back to the Parliament for revision.[229] The Expediency Council has the authority to mediate disputes between the Parliament and the Guardian Council, and serves as an advisory body to the Supreme Leader, making it one of the most powerful governing bodies in the country.[242] Local city councils are elected by public vote to four-year terms in all cities and villages of Iran.

Law

The Supreme Leader appoints the head of the country's judiciary, who in turn appoints the head of the Supreme Court and the chief public prosecutor.[215] There are several types of courts, including public courts that deal with civil and criminal cases, and revolutionary courts which deal with certain categories of offenses, such as crimes against national security. The decisions of the revolutionary courts are final and cannot be appealed.[215]

The Special Clerical Court handles crimes allegedly committed by clerics, although it has also taken on cases involving laypeople. The Special Clerical Court functions independently of the regular judicial framework, and is accountable only to the Supreme Leader. The Court's rulings are final and cannot be appealed.[215] The Assembly of Experts, which meets for one week annually, comprises 86 "virtuous and learned" clerics elected by adult suffrage for eight-year terms.

Foreign relations

The Iranian government's officially stated goal is to establish a new world order based on world peace, global collective security, and justice.[243][244] Since the time of the 1979 Revolution, Iran's foreign relations have often been portrayed as being based on two strategic principles; eliminating outside influences in the region, and pursuing extensive diplomatic contacts with developing and non-aligned countries.[245]

Iranian Foreign Minister Javad Zarif shaking hands with United States Secretary of State John Kerry during the Iranian nuclear talks.

Since 2005, Iran's nuclear program has become the subject of contention with the international community, mainly the United States, following earlier quotes of Iranian leadership favoring the use of an atomic bomb against Iran's enemies and in particular Israel.[citation needed] Many countries have expressed concern that Iran's nuclear program could divert civilian nuclear technology into a weapons program. This has led the United Nations Security Council to impose sanctions against Iran which had further isolated Iran politically and economically from the rest of the global community. In 2009, the U.S. Director of National Intelligence said that Iran, if choosing to, would not be able to develop a nuclear weapon until 2013.[246]

As of 2009, Iran maintains diplomatic relations with 99 members of the United Nations,[247] but not with the United States, and not with Israel—a state which Iran's government has derecognized since the 1979 Revolution.[248]

On July 14, 2015, Tehran and the P5+1 came to a historic agreement to end economic sanctions after demonstrating a peaceful nuclear research project that would meet the International Atomic Energy Agency standards.[249]

Iran is a member of dozens of international organizations, including the G-15, G-24, G-77, IAEA, IBRD, IDA, IDB, IFC, ILO, IMF, IMO, Interpol, OIC, OPEC,[250] WHO, and the United Nations, and currently has observer status at the World Trade Organization.

Military

The Islamic Republic of Iran has two types of armed forces: the regular forces of the Army, the Air Force, and the Navy, and the Revolutionary Guards, totaling about 545,000 active troops. Iran also has around 350,000 Reserve Force, totaling around 900,000 trained troops.[251]

The Iranian government has a paramilitary, volunteer militia force within the Islamic Revolutionary Guard Corps, called the Basij, which includes about 90,000 full-time, active-duty uniformed members. Up to 11 million men and women are members of the Basij who could potentially be called up for service. GlobalSecurity.org estimates Iran could mobilize "up to one million men", which would be among the largest troop mobilizations in the world.[252] In 2007, Iran's military spending represented 2.6% of the GDP or $102 per capita, the lowest figure of the Persian Gulf nations.[253] Iran's military doctrine is based on deterrence.[254] In 2014, arms spending the country spent $15 billion and were outspent by the states of the Gulf Cooperation Council by a factor of 13.[255]

The Iranian government supports the military activities of its allies in Syria, Iraq, and Lebanon (Hezbollah) with military and financial aid.[256]

Since the 1979 Revolution, to overcome foreign embargoes, the Iranian government has developed its own military industry, produced its own tanks, armored personnel carriers, missiles, submarines, military vessels, missile destroyer, radar systems, helicopters, and fighter planes.[257] In recent years, official announcements have highlighted the development of weapons such as the Hoot, Kowsar, Zelzal, Fateh-110, Shahab-3, Sejjil, and a variety of unmanned aerial vehicles (UAVs).[258] Iran has the largest and most diverse ballistic missile arsenal in the Middle East.[259] The Fajr-3, a liquid fuel missile with an undisclosed range which was developed and produced domestically, is currently the most advanced ballistic missile of the country.

Economy

Iran's provinces by their contribution to national GDP (2014)

Iran's economy is a mixture of central planning, state ownership of oil and other lar