اولگا نیکولاونا
| اولگا نیکولاونا | |||||
|---|---|---|---|---|---|
Photo, c. 1914 | |||||
| زاده | ۱۵ نوامبر ۱۸۹۵ پوشکین | ||||
| درگذشته | ۱۷ ژوئیهٔ ۱۹۱۸ (۲۲ سال) | ||||
| آرامگاه | ۱۷ ژوئیه ۱۹۹۸ | ||||
| |||||
| خاندان | دودمان رومانوف | ||||
| پدر | نیکلای دوم | ||||
| مادر | آلکساندرا فیودوروفنا، ملکه روسیه | ||||
| امضاء | |||||
دوشس بزرگ اُلگا نیکولایونا روسیه (روسی: Ольга Николаевна؛ ۱۵ نوامبر [سبک قدیمی: ۳ نوامبر] ۱۸۹۵ – ۱۷ ژوئیه ۱۹۱۸) نخستین فرزند آخرین امپراتور روسیه، نیکلای دوم و همسرش آلکساندرا فیودوروفنا، ملکه روسیه بود.
در طول زندگیاش، ازدواج آیندهٔ اُلگا موضوع گمانهزنیهای گستردهای در روسیه بود. شایعاتی دربارهٔ ازدواج او با دوشس بزرگ دیمیتری پاولویچ روسیه، کارول دوم، ادوارد هشتم، بزرگترین پسر جرج پنجم بریتانیا و الکساندر یکم، پادشاه یوگسلاوی مطرح میشد. خود اُلگا میخواست با یک روس ازدواج کند و در کشورش بماند. در طول جنگ جهانی اول، او در بیمارستان نظامی از سربازان مجروح پرستاری میکرد تا زمانی که عصبانیت و خستگی او را از کار بازداشت و پس از آن، بر امور اداری بیمارستان نظارت داشت.
اعدام خانوادهٔ رومانوف پس از انقلاب روسیه باعث شد که اُلگا توسط کلیسای ارتدکس روسی به عنوان قدیس شهید تقدیس شود. در دههٔ ۱۹۹۰، بقایای او از طریق آزمایش ژنتیک شناسایی و در یک مراسم تدفین در کلیسای جامع سنت پیتر و پاول در سن پترزبورگ، همراه با والدین و دو خواهرش، به خاک سپرده شد.
ظاهر و شخصیت
[ویرایش | اشتراکگذاری]

اُلگا موهایی به رنگ بلوط روشن، چشمانی آبی روشن، صورتی پهن و بینی کمی سربالا داشت. هنگامی که ده ساله بود، معلمش Pierre Gilliard نوشت که او «بسیار روشن» با «چشمانی شرور و درخشان و بینی کمی سربالا» است.[۱] بارونس Sophie Buxhoeveden، خدمتکار مادرش، چنین توصیف کرد: «او روشن و قدبلند بود، با چشمانی آبی و خندان، بینی نسبتاً کوتاه که آن را «بینی کوچک و فروتن من» مینامید و دندانهایی زیبا داشت.»[۲] او از نظر ظاهر کمتر از خواهرانش، تاتیانا نیکولایونا رومانوا و ماریا نیکولایونا، شاهدخت بزرگ روسیه زیبا به نظر میرسید،[۳] اما با گذر زمان زیباییاش بیشتر شد. دوست مادرش، Lili Dehn نوشت: «در کودکی ساده بود، اما در پانزده سالگی زیبا شد. قدش کمی بالاتر از متوسط بود، پوستش شفاف، چشمانش آبی عمیق، موهایش بلوطی روشن و فراوان و دست و پای زیبایی داشت.»[۴]
در خاطراتش، Meriel Buchanan ظاهر اُلگای ۱۷ ساله در یک بال سلطنتی در سال ۱۹۱۲ را چنین توصیف کرده است: «وی ویژگیهای منظم و زیبایی تقریباً اسرارآمیز خواهرش تاتیانا را نداشت، اما با بینی کمی سربالا، دهان پهن خندان و چشمان آبی درخشانش، جذابیتی تازه و سرشار داشت که او را غیرقابل مقاومت میکرد.»[۵]
اُلگا دلسوز بود و همیشه میخواست به دیگران کمک کند. وقتی کودک بود، دختری کوچک را دید که در جاده گریه میکرد. او عروسک خود را از کالسکه بیرون انداخت و گفت: «گریه نکن دختر کوچک، این هم یک عروسک برای تو.»[۶] بارونس سوفی باکشهویدن به یاد آورد: «او سخاوتمند بود و هر درخواستش فوراً پاسخ داده میشد. میگفت: «آه، باید به فلانی کمک کرد. باید به نحوی کمک کنم.»»[۲]
وقتی ۲۰ ساله شد، بخشی از ثروت قابل توجه خود را در اختیار گرفت و بهطور مستقل به درخواستهای خیریه پاسخ داد. روزی که در حال گردش بود، کودکی را دید که از عصا استفاده میکرد. از وضعیت کودک پرسید و دریافت والدین او خیلی فقیر بودند و توانایی درمانش را ندارند. او بودجهای برای پوشش هزینههای درمان کودک اختصاص داد.[۷] یک مسئول دربار، الکساندر موسولوف، یادآور شد که شخصیت اُلگا «متعادل، خوب و با مهربانی تقریباً فرشتهوار» بود، زمانی که به زن جوانی تبدیل شد.[۸]
اُلگا به خاطر زودجوش بودن و تغییر خلقیاتش شهرت داشت. وقتی کودک بود، به یک نقاش پرتره گفت: «تو مرد بسیار زشتی هستی و من اصلاً تو را دوست ندارم!»[۹] دوست مادرش، آنا ویروبووا نوشت که ویژگیهای اصلی اُلگا «ارادهٔ قوی و عادت منحصر به فرد به فکر و عمل مستقیم» بود… این ویژگیها در یک زن تحسینبرانگیزند، اما در کودکی گاهی مشکلساز میشوند و اُلگا به عنوان دختری کوچک گاهی لجباز و حتی نافرمان بود.[۱۰]
در ۱۱ ژانویه ۱۹۰۹، آلکساندرا اُلگای ۱۳ ساله را به دلیل بیادبی و رفتار ناپسند سرزنش کرد. او به نوجوان گفت که باید با خدمتکاران مؤدب باشد، چون آنها از او مراقبت میکنند و بهترین تلاش خود را انجام میدهند، و نباید پرستارش را زمانی که خسته یا ناخوش است «عصبانی» کند.[۱۱] اُلگا در ۱۲ ژانویه پاسخ داد که تلاش خواهد کرد بهتر رفتار کند، اما آسان نیست زیرا پرستارش بدون دلیل با او عصبانی میشود.[۱۲] با این حال، Elizaveta Ersberg، یکی از خدمتکاران، به خواهرزادهاش گفت که گاهی خدمتکاران دلیل خوبی برای عصبانی شدن از اُلگا داشتند، زیرا دوشس بزرگ میتوانست لوس، دمدمی و تنبل باشد.[۱۳]
در ۲۴ ژانویه ۱۹۰۹، آلکساندرا دوباره نوجوان فعال را سرزنش کرد، کسی که یکی از نامههایش را با لقب «کازاک سوارنشده» امضا کرده بود: «تو خیلی بزرگ شدی — اینقدر وحشی و پرخاشگر نباش و پاهایت را نشان نده، این زیبا نیست. من در سن تو یا کوچکتر از آن هرگز چنین نکردهام.»[۱۴] بنا بر گفتهٔ آنا، اُلگا «بسیار زیبا، با چشمان آبی درخشان و پوستی زیبا بود. اُلگا از نظر ریزهکاریهای چهره شبیه پدرش بود، به ویژه در بینی ظریف و کمی سربالا.»[۱۵] و قدش ۱۶۵ سانتیمتر بود.[۱۶]
معلمها و سرپرستان اُلگا متوجه برخی گرایشهای استبدادی او شدند. در بازدیدی از موزهای که کالسکههای دولتی در آن به نمایش گذاشته شده بود، اُلگا به یکی از خدمتکاران دستور داد بزرگترین و زیباترین کالسکه را برای رانندگی روزانهاش آماده کند. خواستههای او اجرا نشد که باعث آسودگی خاطر پرستارش، Margaretta Eagar شد.
اُلگا بسیار باهوش بود و مطالعه را دوست داشت. معلم سوئیسی او، Pierre Gilliard، یادآوری کرد: «بزرگترین، اُلگا نیکولایونا، مغزی بسیار تیز داشت. او قدرت استدلال خوبی داشت، ابتکار عمل داشت، بسیار مستقل بود و توانایی پاسخ سریع و سرگرمکننده داشت.»[۱۷] او از خواندن اخبار و مسائل سیاسی لذت میبرد و انتخاب کتاب از میان کتابهای مادرش را دوست داشت. وقتی پیش از مادرش کتابی را میخواند، به شوخی به آلکساندرا میگفت که مادر باید منتظر بماند تا اُلگا تشخیص دهد این کتاب مناسب است یا خیر.[۱۸]
اُلگا در موسیقی هم استعداد داشت. معلمانش گفتند که او «گوشی کاملاً درست» دارد.[۲] بارونس Sophie Buxhoeveden نوشت: «او میتوانست هر چیزی را که شنیده بود از روی گوش بنوازد، قطعات پیچیده را منتقل کند، سختترین همراهیها را در نگاه اول بنوازد و لمسش روی پیانو دلنشین بود. او زیبا آواز میخواند و در محدودهٔ آواز میتزو سوپرانو بود. در تمرین تنبل بود، اما وقتی انگیزه داشت، ساعتها مینواخت.»[۲]
اُلگا معتقد بود حقوق فرزندان بزرگ باید حفظ شود. وقتی داستان یوسف و پیراهن رنگارنگش را شنید، با برادران بزرگتر همدردی کرد نه با یوسف. او همچنین در داستان جالوت با جالوت همدردی داشت نه داوود.[۹] وقتی معلم فرانسوی او، پیر ژیلارد، صرفها و افعال کمکی فرانسوی را آموزش میداد، اُلگای ده ساله پاسخ داد: «میفهمم، آقای معلم. افعال کمکی خدمتکاران افعال هستند. فقط ‘avoir’ فقیر است که خودش باید کار کند.»[۱۷]
به دلیل زندگی محافظتشده، اُلگا تجربه کمی از جهان داشت. او و خواهرانش درک کمی از پول داشتند، زیرا فرصت خرید در فروشگاه یا دیدن پول رد و بدل شدن را نداشتند. یک بار اُلگا فکر کرد که کلاهساز کاخ، کلاهی جدید به او هدیه داده است. او یک بار ترسید وقتی پلیسی کسی را در خیابان دستگیر کرد، فکر کرد پلیس برای دستگیری او میآید زیرا برای خانم اِگار بد رفتار کرده است. هنگام خواندن درس تاریخ، گفت خوشحال است که در زمان حال زندگی میکند، وقتی مردم خوب هستند و به بدی گذشته نیستند.
اُلگا به بهشت و زندگی پس از مرگ علاقه داشت. در نوامبر ۱۹۰۳، اُلگای ۸ ساله با مرگ اولین دخترخالهاش، شاهزاده الیزابت هسن و راین بر اثر حصبه هنگام بازدید از رومانوفها در املاک لهستانی آنها آشنا شد. اِگار نوشت: «فرزندانم زیاد دربارهٔ دخترخالهام الا صحبت کردند و فهمیدند که خدا روحش را گرفت و بعداً بدنش را نیز به بهشت خواهد برد.» او ادامه داد: «صبح کریسمس وقتی اُلگا بیدار شد، فوراً گفت: ‹خدا بدن دخترخاله الا را شب گذشته فرستاد؟ › من از چنین پرسشی شگفتزده شدم، اما پاسخ دادم: ‹نه عزیزم، هنوز نه. › او بسیار ناامید شد و گفت: ‹فکر کردم او را برای کریسمس با خودش فرستاده باشد. ›»[۹]
زندگی اولیه
[ویرایش | اشتراکگذاری]


اُلگا در ۱۵ نوامبر ۱۸۹۵ به دنیا آمد. او نخستین فرزند و دختر نیکلای دوم و آلکساندرا فیودوروفنا، ملکه روسیه بود. تولد دشوار بود و آلکساندرا ۱۳ ساعت درد زایمان داشت. در نهایت، دکتر اُت با استفاده از فورسپس اُلگا را به دنیا آورد.[۱۹] وزن او هنگام تولد ۴٫۵ کیلوگرم بود و آنقدر سالم بود که نیکلای گفت که شبیه نوزاد به نظر نمیرسد.[۲۰] والدینش بسیار خوشحال بودند و اصرار داشتند که از اینکه نخستین فرزندشان دختر است، ناامید نشدهاند. وقتی توسط دربار به او تبریک گفته شد، نیکلای اظهار داشت: «خوشحالم که فرزندمان دختر است. اگر پسر بود متعلق به مردم میشد، اما چون دختر است متعلق به ماست.»[۲۱] آلکساندرا موافقت کرد: «برای ما جنسیت مسئلهای ندارد. فرزندمان صرفاً هدیهای از طرف خداست.»[۲۱]
در سال ۱۸۹۶، نیکلای و آلکساندرا اُلگا را به بازدیدی از اسکاتلند، فرانسه و دارمشتات بردند. در بالمورال، ملکه ویکتوریا، مادربزرگ آلکساندرا و مادربزرگبزرگ اُلگا، برای نخستین بار با اُلگا ملاقات کرد. ملکه ویکتوریا از اُلگا رضایت داشت و اعلام کرد: «این کودک فوقالعاده است.»[۲۲] در فرانسه، اُلگا بسیار محبوب بود. نیکلای به مادرش گفت: «دخترمان در همهجا تأثیر بزرگی گذاشت.»[۲۳] اُلگا با شعار «Vive la bebe!» استقبال شد.[۲۳]
اُلگا و خواهر و برادرانش تا حد امکان ساده بزرگ شدند. آنها روی تختهای سخت اردوگاه میخوابیدند مگر اینکه بیمار باشند و هر صبح دوش آب سرد میگرفتند.[۲۴] خدمتکاران اُلگا و خواهر و برادرانش را با نام کوچک و پدرنامی صدا میکردند و از عناوین سلطنتی استفاده نمیکردند.[۲۵]
اُلگا چهار خواهر و برادر داشت: دوشسهای بزرگ تاتیانا نیکولایونا رومانوا، شاهدخت بزرگ دوشز ماریا نیکولایونا از روسیه، آناستازیا نیکولائونا رومانوا و الکسی نیکولایویچ. مادربزرگبزرگش، ملکه ویکتوریا، یکی از مادرخواندههای او بود.
عنوان روسی اُلگا (Velikaya Knyazhna Великая Княжна) دقیقترین ترجمهاش «دوشس بزرگ» است، به این معنا که اُلگا به عنوان یک «عالیجناب امپراتوری» رتبهای بالاتر از سایر شاهدختهای اروپایی داشت که «عالیجناب سلطنتی» بودند. با این حال، ترجمه معمول انگلیسی «Grand Duchess» است.[۲۶] دوستان و خانوادهٔ اُلگا معمولاً او را به سادگی اُلگا نیکولایونا صدا میکردند یا با لقبهای کوچک «Olishka", "Olenka» یا «Olya» خطاب میکردند.
اُلگا بیشتر با خواهرش تاتیانا همراه بود. این دو دختر یک اتاق را با هم داشتند، لباسهای مشابه میپوشیدند و به عنوان «جفت بزرگ» شناخته میشدند.[۲۵]
در سال ۱۹۰۰، پیش از تولد برادرش الکسی نیکولایویچ، پدرش به شدت به حصبه مبتلا شد. در این دوران، امپراتریس تلاش کرد شوهرش را متقاعد کند تا قوانین جانشینی در روسیه را تغییر دهد تا در غیاب وارثان مرد، زنان بتوانند تاج و تخت را به ارث ببرند، به طوری که اُلگا امپراتوری را به جای عمویش، دوک بزرگ میخائیل آلکساندرویچ به ارث ببرد. در نهایت، این تغییرات اعمال نشد.[۱۶]
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ Pierre Gilliard, Thirteen Years at the Russian Court, p. 20
- 1 2 3 4 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامalexanderpalace.orgوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Massie, Nicholas and Alexandra, pp. 132–133
- ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامDehnوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Meriel Buchanan.
- ↑ Helen Rappaport, The Romanov Sisters, p. 93.
- ↑ Massie, p. 136
- ↑ Maylunas and Mironenko, p. 370.
- 1 2 3 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامEagarوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامVyrubovaوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Maylunas and Mironenko, pp. 318–319.
- ↑ Maylunas and Mironenko, p. 319
- ↑ Radzinsky, The Last Tsar, p. 116
- ↑ Maylunas and Mironkenko, p. 320
- ↑
{{cite web}}: یادکرد خالی (کمک) - 1 2 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام:0وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - 1 2 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامGilliardوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامMassie-1967وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Carolly Erickson, The Last Tsarina, p. 93.
- ↑ Helen Rappaport, The Romanov Sisters, p. 32.
- 1 2 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامHelen Rappaport p. 33وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Helen Rappaport, The Romanov Sisters, p. 40.
- 1 2 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامHelen Rappaport p. 41وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Massie (1967), p. 132
- 1 2 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامMassieوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Zeepvat, p. xiv.
پیوند به بیرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]- اعدامشدگان سده ۲۰ (میلادی) توسط روسیه
- پرستاران جنگ جهانی اول
- پرستاران زن در جنگ جهانی اول
- خاکسپاریها در کلیسای جامع پتر و پاول
- خاکسپاریهای مجدد سلطنتی
- درگذشتگان ۱۹۱۸ (میلادی)
- دودمان هولشتاین-گوتورپ-رومانوف
- زادگان ۱۸۹۵ (میلادی)
- زنان اعدامشده اهل روسیه
- زنان سده ۱۹ (میلادی) اهل روسیه
- زنان سده ۲۰ (میلادی) اهل روسیه
- قدیسان مسیحی در سده ۲۰ (میلادی)
- قربانیان دوره وحشت سرخ در شوروی