انقلاب

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

انقلاب به معنای زیر و رو شدن یا پشت و رو شدن است و در آغاز از اصطلاحات علم اخترشناسی بود و در معنای چرخش دورانی افلاک و بازگشت ستارگان به جای اول به کار می‌رفت. فلسفه انقلاب را این گونه بیان می‌نمایند که ذات و ماهیت یک شیی لزوماً عوض شده باشد و در نگاه جامعه شناسان هر گونه جنبش اجتماعی توده‌ای که به فرایندهای عمده اصلاح یا دگرگونی اجتماعی بینجامد، انقلاب نامیده می‌شود. انقلاب‌های بزرگ به آن دسته از انقلاب‌ها گفته می‌شود که با تغییرات اساسی در حکومت و ساختار اجتماعی یک کشور یا جامعه همراه بوده‌اند که از آن جمله می‌توان به انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب ۱۹۱۷ روسیه اشاره کرد.

تاریخچه[ویرایش]

یک انقلابی مصری در جریان انقلاب مصر

پدیده انقلاب چنان‌که نوشته‌های متفاوت باقی‌مانده از دوران باستان نشان می‌دهد قدمت بسیار دارد. براساس یک پژوهش علمی، در فاصله ۶۰۰ ق. م تا ۱۴۶ ق. م، ۸۴ انقلاب در یونان باستان به وقوع پیوست و در فاصله ۵۰۹ ق. م تا ۴۷۶ م. رم باستان شاهد ۱۷۰ انقلاب و اغتشاش عمده ثبت شده بود.[۱]

تحلیل مفهوم انقلاب[ویرایش]

این واژه در معنای خود دارای ابهام بسیار بوده و از این رو می‌توان آن را یک «تغییر کیفی» دانست که بسته به مورد، یک یا چند صفت از صفات زیر نیز با آن همراه می‌شود.

انقلاب بسته به زمینهٔ رخداد[ویرایش]

  • تغییر کیفی که در حوزهٔ سیاسی رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ سیاسی»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ اجتماعی رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ اجتماعی»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ فرهنگ رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ فرهنگی»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ اقتصاد رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ اقتصادی»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ هنر رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ هنری»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ علم رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ علمی»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ ارتباطات رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ ارتباطات»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ اطلاعات رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ اطلاعات»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ فناوری رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ فناوری»

انواع انقلاب از منظر سرعت رخداد[ویرایش]

  • تغییر کیفی که به‌طور ناگهانی رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «ناگهانی»
  • تغییر کیفی که به‌طور تدریجی صورت می‌گیرد:اضافه نمودن صفت «تدریجی»

انواع انقلاب از منظر رابطه با خشونت[ویرایش]

  • تغییر کیفی که برای دستیابی به آن از خشونت استفاده شده‌است: اضافه نمودن صفت «خشونت‌آمیز»
  • تغییر کیفی که برای دستیابی به آن از خشونت استفاده نشده‌است: اضافه نمودن صفت «خشونت‌پرهیز».

انواع انقلاب از منظر میزان فراگیری[ویرایش]

  • تغییر کیفی که در همهٔ حوزه‌ها صورت می‌گیرد. اضافه نمودن صفت «همه‌جانبه»
  • تغییر کیفی که در یک حوزه صورت می‌گیرد. اضافه نمودن صفت «جزئی»

با ترکیب موارد بالا با یکدیگر، می‌توان توضیحی مناسب و تحلیلی از رخداد مذکور بدست داد[۱]. مثلاً می‌توان گفت:

  • ایران یک "تغییر کیفی، ناگهانی، خشونت‌پرهیز و جزئی (تنها در حوزهٔ سیاسی)" را در سال ۱۳۵۷ به چشم خود دید.
  • ایران یک "تغییر کیفی، تدریجی، خشونت‌پرهیز و جزئی (تنها در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی)" را در سال ۱۳۵۷ به چشم خود دید.
  • ایران یک "تغییر کیفی، تدریجی، خشونت‌آمیز و همه‌جانبه" را در دو قرن اخیر به چشم خود دیده است.

انقلاب‌های سده بیستم[ویرایش]

بیشتر انقلاب‌های قرن بیستم در جوامع در حال توسعه رخ داده‌اند، نه در کشورهای صنعتی. دو رویداد انقلابی که عمیق‌ترین نتایج را برای کل جهان داشته‌اند، انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و انقلاب ۱۹۴۹ چین بودند. هر دو انقلاب در جوامع عمدتاً روستایی و دهقانی رخ دادند، اگرچه شوروی از آن هنگام تاکنون به سطح بالایی از صنعتی شدن دست یافته‌است. بسیاری از کشورهای جهان سوم نیز انقلاب را در این قرن تجربه کرده‌اند برای مثال مکزیک، ترکیه، مصر، ویتنام، کوبا و نیکاراگوئه. ایران در سال ۱۳۵۷ شمسی (۱۹۷۸ میلادی) انقلابی را پشت سر گذاشت. برخی جامعه شناسان و متفکران غربی از پرداختن به انقلاب ایران و نظریه‌پردازی در مورد آن پرهیز کردند، گیدنز که یک جامعه‌شناس انگلیسی و مشاور تونی بلر نخست وزیر اسبق انگلیس می‌باشد در کتاب مبانی جامعه‌شناسی خود در بیان انقلاب‌هایی که در قرن بیستم رخ داده است نامی از انقلاب ۱۹۷۸ ایران نبرده است.[نیازمند منبع]در صورتی که انقلاب ایران از اساسی‌ترین انقلاب‌های جهان بود به طوریکه بزرگترین متحد ایران در جهان یعنی ایالات متحده آمریکا را به بزرگترین دشمن تبدیل کرد.همچنین روابط کشورهای عربی منطقه و اسرائیل با ایران زیر و رو شد.

نظریه‌های انقلاب[ویرایش]

از آنجا که انقلاب‌ها در تاریخ جهان طی دو قرن گذشته بسیار مهم بوده‌اند، شگفت‌انگیز نیست که نظریه‌های گوناگونی به منظور کوشش برای تبیین آن‌ها به وجود آمده‌است. برخی از این نظریه‌ها در اوایل عمر علوم اجتماعی تنظیم گردیدند؛ مهم‌ترین رویکرد در این زمینه نظریه کارل مارکس است. مارکس مدت‌ها پیش از هر یک از انقلاب‌هایی که به نام اندیشه‌های او رخ داده زندگی می‌کرد، اما بر آن بود که نظریاتش تنها به عنوان تحلیلی از شرایط دگرگونی انقلابی در نظر گرفته نشود، بلکه به عنوان وسیله‌ای برای پیشبرد این گونه دگرگونی‌ها مورد استفاده قرار گیرد. اندیشه‌های مارکس، صرف نظر از اعتبار حقیقی آنها، تأثیر عملی فوق‌العاده زیادی بر دگرگونی‌های اجتماعی قرن بیستم داشته‌اند. نظریه‌های مهم دیگر بسیار دیرتر به وجود آمدند و اندیشمندان کوشش کرده‌اند هم انقلاب‌های اولیه (مانند انقلاب‌های آمریکا یا فرانسه) و هم انقلاب‌های بعدی را تبیین کنند. برخی دامنه تحلیل را حتی گسترده‌تر ساخته و کوشیده‌اند فعالیت انقلابی را در ارتباط با شکل‌های دیگر شورش یا اعتراض تبیین کنند.

مارکس بر «چاره‌ناپذیری» یا ضرورت انقلاب سخت تکیه می‌کرد. وی بر آن بود که انقلاب ناشی از تکامل نیروهای تولیدگر جامعه است و از ناسازگاری آن نیروها با روابط و نظام سیاسی و اجتماعی کنونی، پدید می‌آید. هنگامی که این نظام و روابط جلوی رشد تولید را بگیرند، بحران سخت می‌شود و دورهٔ انقلاب‌های اجتماعی آغاز می‌شود. طبقات زبردست نمی‌خواند پایگاه خود را از دست بدهند و طبقات زیردست نمی‌خواند در وضع کنونی بمانند و این برخورد به انقلاب‌های خونین می‌انجامد. مارکس انقلاب را عامل ناگزیر پیشرفت و «لوکوموتیو تاریخ» می‌داند.[۲]

نظریه‌های حاصل از مطالعه انقلاب‌ها است. مطالعه و تجزیه و تحلیل انقلابات سنت سحرآمیز و پر افتخاری است که فلاسفه، تاریخدانان، دانشمندان علوم اجتماعی، و مفسران اجتماعی برای قرن‌ها با لذت از آن تغذیه علمی نموده‌اند. حکایت توده‌های در حال قیام همواره برای به هیجان آوردن یا به هراس افکندن کسانی که کارشان بررسی وقایع بزرگ اجتماعی و بیان علت وقوع این‌گونه رخدادهاست کافی بوده‌است. معهذا شگفت آن‌که پس از ارسطو که برای نخستین‌بار سرچشمه‌ها و منابع واقعی انقلاب را برای ما تشریح کرد نظریه‌پردازان بعدی سئوالات بیشماری را دربارهٔ ماهیت این‌گونه وقایع مطرح ساخته‌اند که خود توانایی پاسخگویی به همه آنها را نداشته‌اند. مهمتر آن‌که نظریه‌پردازانی که پدیده انقلاب را مورد ملاحظه قرار داده‌اند بر سر ماهیت آن دچار اختلاف نظر می‌باشند و به علاوه هنوز به نتایج عموماً پذیرفته شده‌ای دربارهٔ علت وقوع انقلابات دست نیافته‌اند.

عوامل مؤثر بر انقلاب[ویرایش]

نارضایتی عمیق از وضع جاری[ویرایش]

نارضایتی عنصر به وجود آورندهٔ تغییر است ولی هر نارضایتی نمی‌تواند به انقلاب تبدیل گردد، بلکه این نارضایتی باید به حد ناامیدی از اصلاح در پیکرهٔ سیاسی موجود درآمده باشد تا کم‌کم به عنصر خشم منجر شود. یکی دیگر از شاخصه‌های این نارضایتی، ظهور در طبقه‌ها و قشرها و نخبه گان است.

پیدایش و جایگزین ایدئولوژی‌های نو[ویرایش]

ایدئولوژی به معنی اشتراکات فرهنگی و عقیدتی است که به نحوی نمادین بیان می‌گردد، ایدئولوژی به معنای خاصش نوعی انقلاب گفتاری محسوب می‌شود که اهداف جدیدی را پیش روی افراد ناراضی از وضع موجود قرار می‌دهد تا در حول آن‌ها به ارائهٔ نظریات و ایده‌های جدید اقدام شود. برینتون گفته که هیچ انقلابی بدون ظهور ایدئولوژی جدید شکل نمی‌گیرد. این ایدئولوژی اهداف دور از دسترسی را که کمبود حکومت موجود است و حکومت نمی‌تواند آن‌ها را تحقق بخشد، نشانه می‌رود تا هم رضایتی عقلایی از ارضاء آن‌ها در آینده برای جذب عامیون استفاده کند و هم با آرمانهایش به ساختارهای نخبه گان ساخت بدهد و آن‌ها را در یک جهت هماهنگ کند.

ایدئولوژی هر انقلاب در چگونگی روندها و چهارچوب‌ها در حال و آیندهٔ پیروزی یا شکست آن انقلاب نقش بسیار اساسی دارد به عبارتی چگونگی پیروزی، حکومت جایگزین، نقش‌های رهبری و دیگر عوامل که با پیروزی یک انقلاب به دنبال آن می‌آیند از ایدئولوژی آن انقلاب برمی‌خیزند و هر چه این ایدئولوژی به آرمان‌های آن جامعه نزدیکتر باشد پیروزی نزدیکتر و موفق تر است.

گسترش روحیهٔ آنارشیستی[ویرایش]

گسترش روحیهٔ انقلابی آغاز دوران آنارشیستی یک انقلاب است. در این زمان جامعه دیگر به آن قدرت رسیده‌است که برای رسیدن به خواسته‌هایش در پی عمل کردن به آن‌ها باشد. شورش‌ها، انتقادهای مستقیم و خالی از کنایه، تظاهرات‌های غیر آرام و… همه و همه از نشانه‌های رسیدن جامعه به این سطح از نارضایتی است. در مرحلهٔ دوم، یعنی بروز ایدئولوژی، هنوز مردم عامی نوعی پشیمانی، برای مقابله با تغییرات در آینده و حفظ وضع موجود را با خود همراه دارند ولی در مرحلهٔ گسترش روحیه انقلابی دیگر این محافظه کاری به تدریج از بین می‌رود و به نوعی تنفر تبدیل می‌شود. هر چه این تنفر ریشه دارتر و بزرگتر باشد چهرهٔ انقلاب‌ها خونین تر و پر اضطراب تر نیز می‌شوند، زیرا در آن‌ها علاوه بر نابود شدن نهادهای حکومت پیشین، کارکنان و عوامل حکومت پیشین هم مورد خشم مردم قرار خواهند گرفت. به‌طور کلی به وجود آمدن این دوره شاخصهٔ بروز انقلاب است، هیچ‌کدام از مراحل قبل این حس را بر کل جامعه القاء نمی‌کنند که می‌توانند به انقلاب منجر شوند ولی ورود به دورهٔ آنارشیستی، بازگشت به عقب را ناممکن می‌کند و از طرفی وجود جهل در سران حکومت که تنها به ادامهٔ سرکوب ادامه می‌دهند، این روحیه را هر روز بیشتر از پیش می‌کند و تا آن حد پیش می‌رود که به انقلاب منجر گردد.

وجود رهبر[ویرایش]

وجود رهبر، تشابه بی‌حد و اندازه‌ای با ایدئولوژی دارد. در جریان یک انقلاب همیشه یک ایدئولوژی حاکم نمی‌شود، بلکه انواع ایدئولوژی‌ها در کنار یکدیگر فعال اند ولی ایدئولوژی عام تر و نزدیکتر به اکثریت (منظور کسانی است که در روند انقلاب نقش فعالتر و ایدئولوژی بارزتر و پذیرفتنی تری دارند) از درون خود رهبری را برای بسیج این نیروها در نظر می‌گیرد و نقش هم آوایی برای انقلاب شروع می‌گردد. این رهبر علاوه برداشتن ویژگی‌ها سیاسی و اجتماعی و قشری باید شجاعت ایستادن در مقابل حکومت را هم داشته باشد. همچنین تعادل و تعامل با دیگر گروه‌ها و دسته‌ها نیز در روند پیروزی نقش بسیار مهمی دارد فیدل کاسترو در کوبا رهبری انقلاب کوبا را بر عهده داشت، این انقلاب‌ها که با رهبری یک نفر به عنوان شاخصهٔ بروز آن‌ها به موفقیت می‌رسند را انقلاب‌های تک نفری می‌نامند ولی در غالب انقلاب‌ها این گونه نیست که یک نفر بتواند بسیج نیروها و نارضایتی‌ها را مهیا کند. گاهی مانند انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، الجزایر، انقلاب فرانسه، انقلاب ۱۹۷۹ نیکاراگوئه و انقلاب ۱۹۴۵ چین رهبری به یک گروه یا دسته بر می‌گردد که بیشترین پیروان را دارند و ایدئولوژی مقبول تر را در اختیار دارند، ولی در کل این دسته‌ها نیز شخصیت‌های مشهوری را دارند که حرف آخر رامی زنند مثلاً لنین و بلشویسم در انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، احمد آل در الجزایر، برینتون و روبسیر در انقلاب فرانسه، مائو در انقلاب ۱۹۴۵ چین.

آزادی انسان[ویرایش]

تمامی دلایلی که برای به وجود آمدن انقلاب گفته می‌شود ممکن است صحیح باشد، ولی فقط یک دلیل اصلی موجود است که مادر و ریشه تمام عوامل است و اینکه ذاتاً انسان موجودی آزاد است چه ازلحاظ عقیدتی یا سیاسی ویا اجتماعی. در تمامی جوامع، قوانین هرچند هم مثبت باشند، با ذات انسان در تضاد هستند، هرچند که، این تضاد درونی اندک باشد. باذکر این مثال که در تمامی انقلاب‌ها اکثر مردم بدون اطلاع کافی پیرو توده و جمعیت می‌شوند واگر انقلاب پیروز شود تا زمانی که هنوز سیستم جدید اعمال قدرت نکرده باشد مردم در شور و خوشحالی زیادی به سر می‌برند که ناشی از حس آزادی است و به محض تثبیت قدرت، خفقان ایجاد می‌شود که ان هم ناشی از حس سلب آزادی است. مثال واضح اینکه تخلفات رانندگی زمانی که پلیس راهنمایی ورانندگی اعمال قدرت ویا باشدت بیشتری رانندگان را کنترل کند به مراتب بیشتر از زمانی است که رانندگان فقط با یکسری علایم هشدار دهنده به رانندگی می‌پردازند. همکاری در جامعه و تمامی دنیا امری بسیار مثبت است که به پیشرفت اهداف در تمامی زمینه‌ها کمک می‌کند وباعث اتحاد می‌شود تا زمانی‌که سوءاستفاده، تبعیض، طمع، غرور، اعمال قدرت و عقیده و… راه خود را باز نکرده باشد

نتایج انقلاب[ویرایش]

وقایع بعد از انقلاب تا اندازه‌ای تحت تأثیر همان رویدادهایی است که منجر به انقلاب شده‌اند. گاهی بعد از یک دوره مبارزه انقلابی کشور فقیر شده و به شدت دچار نفاق و از هم گسیختگی می‌گردد. بقایای رژیم شکست خورده یا گروه‌های دیگری که برای قدرت مبارزه می‌کنند، ممکن است نیروهای خود را دوباره گردآوری کرده و مجدداً دست به تهاجم بزنند. اگر دولتهای مجاور با حکومت جدید دشمن باشند، احتمال موفقیت حکومت جدید در بازسازی اجتماعی کمتر می‌شود مگر آنکه آن‌ها از حکومت جدید طرفداری کرده و آماده حمایت جدی از آن باشند.

انقلاب‌های کلاسیک[ویرایش]

در ایران[ویرایش]


با حمایت انگلیس و عرب‌های منطقه

جنبش مشروطه ایران[ویرایش]

پوستر فتح تهران به دست مجاهدین بختیاری

جُنبِشِ مَشروطهٔ ایران مجموعه کوشش‌ها و رویدادهایی است که در دوره مظفرالدین شاه قاجار و سپس در دوره محمدعلی شاه قاجار برای تبدیل حکومت استبدادی به حکومت مشروطه رخ داد و منجر به تشکیل مجلس شورای ملی و تصویب اولین قانون اساسی ایران شد.


انقلاب ۱۳۵۷ ایران[ویرایش]

آیت‌الله خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران هنگام ورود به ایران

انقلاب سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی در ایران، (مشهور به انقلاب اسلامی) که با مشارکت اکثریت مردم، احزاب (توده،مجاهد،آزادیخواه، سوسیالیست، اسلام دموکرات و...)، روشنفکران و دانشجویان ایران انجام پذیرفت، نظام پادشاهی ایران را سرنگون، و زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی، به رهبری آیت‌الله روح‌الله خمینی، یک روحانی شیعه، در ایران را فراهم کرد. تفکرات و شخصیت‌های اسلامی، در این انقلاب حضور برجسته‌ای داشتند و خمینی آن را انقلاب اسلامی خواند. این انقلاب، با نام انقلاب بهمن ۵۷ نیز شناخته می‌شود.

دور نمای انقلاب اسلامی ایران: مرحله اول: که از تاریخ مهر ماه سال ۴۱ تا آبان سال ۴۳ را شامل می‌شود که سرچشمه‌های حرکت‌های انقلابی بود شامل وقایع مهمی مانند: مخالفت با انجمن‌های ایالتی و ولایتی، قیام ۱۵ خرداد، افشا گری‌های سید روح الله خمینی دستگیری و تبعید وی را شامل می‌شود. مرحله دوم: که از تاریخ آبان سال ۴۳ تا آبان سال ۵۶ را شامل می‌شود که دوران روشنگری و بسترسازی نامیده می‌شود شامل وقایع مهمی که ناشی از ۱۳ سال تلاش فرهنگی سید روح الله خمینی بود که با سازماندهی یاران وی همراه بود. مرحله سوم: از آبان سال ۵۶ تا بهمن ۵۷ که با کشته شدن مصطفی خمینی، موج جدید نهضت را در پی داشت و در پی ان قیام ۱۹ دی و سرایت آن به سایر مناطق کشور که منجر به بازگشت روح الله خمینی و پیروزی نهضت و شکست رژیم پهلوی گشت.[۳]

در جهان[ویرایش]


کبیر فرانسه[ویرایش]

انقلاب فرانسه (۱۷۹۹–۱۷۸۹) دوره‌ای از دگرگونی‌های اجتماعی سیاسی در تاریخ سیاسی فرانسه و اروپا بود. این انقلاب، یکی از چند انقلاب مادر در طول تاریخ جهان است که پس از فراز و نشیب‌های بسیار، منجر به تغییر نظام سلطنتی به جمهوری در فرانسه و ایجاد پیامدهای عمیقی در کل اروپا شد.


اکتبر ۱۹۱۷ روسیه[ویرایش]

انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، جنبشی سیاسی در روسیه بود که در سال ۱۹۱۷ با سرنگونی دولت موقت که بعد از حکومت تزارها به روی کار آمده بود به اوج خود رسید و به برپایی اتحاد شوروی (که تا سال ۱۹۹۱ برقرار بود) انجامید. این انقلاب در دو مرحله صورت گرفت.


۱۹۴۵ چین[ویرایش]


انقلاب آمریکا[ویرایش]

انقلاب آمریکا (به انگلیسی: American Revolution) مجموعه رویدادها و اندیشه‌ها و تغییراتی است که منجر به جدایی سیزده ایالت آمریکای شمالی از بریتانیا و تأسیس ایالات متحدهٔ آمریکا گردید. اولین درگیری‌ها از شهر بوستون شروع شد که به دنبال شدت عمل پادشاهی انگلستان به سرعت گسترش یافت. در ۱۷۶۵ در نیویورک کنگره‌ای متشکل از ۹ کوچ‌نشین تشکیل شد که سران این کوچ نشین‌ها در این کنگره برای اقدام علیه انگلیس هم پیمان شدند و در مه ۱۷۷۵ رهبران کوچ‌نشین از مردم درخواست کردند که برای مبارزه با اشغالگران آماده شوند.

جرج واشنگتن ژنرال و اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا

انقلاب‌های مخملی[ویرایش]

انقلاب‌های رنگی در شرق اروپا و آسیای میانه

به تحولاتی که در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم میلادی بر پایهٔ نظریهٔ مبارزات بدون خشونت، پس از فروپاشی کمونیسم در برخی اقمار شوروی سابق به وجود آمد و باعث تغییر تمایل هیئت حاکمهٔ این کشورها از بلوک شرق به بلوک غرب گردید، می‌گویند.
واسلاو هاول رئیس‌جمهور پیشین چک، که در آن زمان رهبر مخالفان این کشور بود، اولین بار این عبارت را به کار برد.

گل رز (گرجستان)[ویرایش]

انقلاب گل سرخ انقلابی بدون خون‌ریزی بود که در سال ۱۳۸۲ در کشور گرجستان اتفاق افتاد و رئیس‌جمهور وقت ادوارد شواردنادزه را برکنار کرد.

نارنجی (اوکراین)[ویرایش]

انقلاب نارنجی یکسری از اتفاقات و اعتراضات در اوکراین است که از نوامبر ۲۰۰۴ تا ژانویه ۲۰۰۵ انجام گرفت. بلافاصله بعد از پایان انتخابات در سال ۲۰۰۴ ادعا شد که در انتخابات فسادهای گستردهٔ مالی، ارعاب و تهدید رای‌دهندگان و تقلب مستقیم انجام گرفته‌است. مسموم شدن ویکتور یوشچنکو در جریان مبارزات انتخاباتی و احتمال دست داشتن ویکتور یانوکوویچ رقیب سرسخت یوشچنکو در این قضیه، آتش انقلاب نارنجی اوکراین را برافروخت. پس از ۶ روز تظاهرات حامیان یوشچنکو پارلمان این کشور نتیجه انتخابات (که یانوکوویچ نامزد مورد حمایت روسیه را برنده اعلام می‌کرد) مخدوش و ملغی اعلام کرد و با برگزاری دوبارهٔ انتخابات که زیر نظارت موشکافانه ناظران داخلی و بین‌المللی بود، ویکتور یوشچنکو با کسب ۵۲ درصد آرا قدرت را در دست گرفت.[۴][۵]

تفاوت انقلاب با شورش[ویرایش]

وجه تمایز «شورش» و «انقلاب» در اهدافی است که با توجه به نتایج دنبال می‌شود. در شورش‌ها، هدف مخالفان دولت معمولاً فراتر از اصلاح یا جبران ناخشنودیی خاص، یا تغییر فرد یا افرادی در دولت، یا خط مشی دولت نمی‌رود. اما در انقلاب‌ها مخالفان دولت اهداف و انگیزه‌های خود را در یک ایدئولوژی می‌گیرند که نهادهای موجود را ازبیخ و بن غلط یا شر معرفی می‌کند و میان دولت، نخبه‌ها و گروه‌های مردمی دست به دست شود، تصور فوق را تغییر داده است. تغییر در فناوری، سیاست بین‌الملل، و اقتصادِ جهانی منابع تازهای در اختیار گروه‌های گوناگونی می‌گذارد و بعضی دولت‌ها را قویتر و بعضی دیگر را ضعیفتر می‌کند. این تحولات خصوصاً در کشورهایی چشمگیرتر است که کاملاً درگیر رقابت استراتژیک ایالات متحده آمریکا و اتحاد شوروی بودهاند. از این رو، انقلاب (و تلاش برای انقلاب) در اواخر قرن بیستم به وفور دیده شده‌است- مثلاً در ایران، نیکاراگوئه، افغانستان، لهستان، فیلیپین- و احتمالاً همچنان از ویژگی‌های مستمر سیاست جهان خواهد بود.[۶]

پانویس[ویرایش]

  1. «انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن». کتابخانه اینترنتی تبیان.
  2. آشوری، داریوش (۱۳۸۷). دانشنامه سیاسی. مروارید. ص. ۴۸.
  3. کتاب دیباچه خروش/مهدی رنجبریان/صفحه ۱۷/نشرعابد ۱۳۹۰/شماره کتابشناسی ملی: ۱۹۴۶۹۲۶
  4. سالمی، فرزانه (۷ مرداد ۱۳۸۶)، «دموکراسی مسموم»، هفته‌نامه تحلیلی-خبری شهروند امروز (شماره ۳۹)، ص. ص ۳۲
  5. http://en.wikipedia.org/wiki/Orange_Revolution
  6. ُ فرهنگ علوم اجتماعی قرن بیستم، ویلیام آوتویت و تام باتامور، ترجمه حسن چاویشان، نشر نی ۱۳۹۲ص ۱۳۰.

منابع[ویرایش]

In political science, a revolution (Latin: revolutio, "a turn around") is a fundamental and relatively sudden change in political power and political organization which occurs when the population revolts against the government, typically due to perceived oppression (political, social, economic) or political incompetence.[1] In book V of the Politics, the Ancient Greek philosopher Aristotle (384–322 BC) described two types of political revolution:

  1. Complete change from one constitution to another
  2. Modification of an existing constitution.[2]

Revolutions have occurred through human history and vary widely in terms of methods, duration and motivating ideology. Their results include major changes in culture, economy and socio-political institutions, usually in response to perceived overwhelming autocracy or plutocracy.

Scholarly debates about what does and does not constitute a revolution center on several issues. Early studies of revolutions primarily analyzed events in European history from a psychological perspective, but more modern examinations include global events and incorporate perspectives from several social sciences, including sociology and political science. Several generations of scholarly thought on revolutions have generated many competing theories and contributed much to the current understanding of this complex phenomenon.

Notable revolutions during later centuries include the creation of the United States through the American Revolutionary War (1775–1783), the French Revolution (1789–1799), the Spanish American wars of independence (1808–1826), the 1848 European Revolutions, the Russian Revolution in 1917, the Chinese Revolution of the 1940s, and the Cuban Revolution in 1959.

Etymology

The word "revolucion" is known in French from the 13th century, and "revolution" in English by the late fourteenth century, with regard to the revolving motion of celestial bodies. "Revolution" in the sense of representing abrupt change in a social order is attested by at least 1450.[3][4] Political usage of the term had been well established by 1688 in the description of the replacement of James II with William III. This incident was termed the "Glorious Revolution".[5]

Types

A Watt steam engine in Madrid. The development of the steam engine propelled the Industrial Revolution in Britain and the world. The steam engine was created to pump water from coal mines, enabling them to be deepened beyond groundwater levels.

There are many different typologies of revolutions in social science and literature.

Alexis de Tocqueville differentiated between;

  • political revolutions, sudden and violent revolutions that seek not only to establish a new political system but to transform an entire society, and;
  • slow but sweeping transformations of the entire society that take several generations to bring about (such as changes in religion).[6]

One of several different Marxist typologies [7] divides revolutions into;

  • pre-capitalist
  • early bourgeois,
  • bourgeois,
  • bourgeois-democratic,
  • early proletarian
  • socialist

Charles Tilly, a modern scholar of revolutions, differentiated between;

Mark Katz[10] identified six forms of revolution;

  • rural revolution
  • urban revolution
  • Coup d'état, e.g. Egypt, 1952
  • revolution from above, e.g. Mao's Great leap forward of 1958
  • revolution from without, e.g. the allied invasions of Italy, 1944 and Germany, 1945.
  • revolution by osmosis, e.g. the gradual Islamization of several countries.

These categories are not mutually exclusive; the Russian revolution of 1917 began with urban revolution to depose the Czar, followed by rural revolution, followed by the Bolshevik coup in November. Katz also cross-classified revolutions as follows;

  • Central; countries, usually Great powers, which play a leading role in a Revolutionary wave; e.g. the USSR, Nazi Germany, Iran since 1979.[11]
  • Aspiring revolutions, which follow the Central revolution
  • subordinate or puppet revolutions
  • rival revolutions, e.g. communist Yugoslavia, and China after 1969

A further dimension to Katz's typology[12] is that revolutions are either against (anti-monarchy, anti-dictatorial, anti-communist, anti-democratic) or for (pro-fascism, communism, nationalism etc.).In the latter cases, a transition period is often necessary to decide on the direction taken.

Other types of revolution, created for other typologies, include the social revolutions; proletarian or communist revolutions (inspired by the ideas of Marxism that aims to replace capitalism with Communism); failed or abortive revolutions (revolutions that fail to secure power after temporary victories or large-scale mobilization); or violent vs. nonviolent revolutions.

The term revolution has also been used to denote great changes outside the political sphere. Such revolutions are usually recognized as having transformed in society, culture, philosophy, and technology much more than political systems; they are often known as social revolutions.[13] Some can be global, while others are limited to single countries. One of the classic examples of the usage of the word revolution in such context is the Industrial Revolution, or the Commercial Revolution. Note that such revolutions also fit the "slow revolution" definition of Tocqueville.[14] A similar example is the Digital Revolution.

Political and socioeconomic revolutions

Perhaps most often, the word "revolution" is employed to denote a change in social and political institutions.[15][16][17] Jeff Goodwin gives two definitions of a revolution. First, a broad one, including

any and all instances in which a state or a political regime is overthrown and thereby transformed by a popular movement in an irregular, extraconstitutional and/or violent fashion.

Second, a narrow one, in which

revolutions entail not only mass mobilization and regime change, but also more or less rapid and fundamental social, economic and/or cultural change, during or soon after the struggle for state power.[18]

Jack Goldstone defines a revolution as

an effort to transform the political institutions and the justifications for political authority in society, accompanied by formal or informal mass mobilization and non-institutionalized actions that undermine authorities.[19]

The storming of the Bastille, 14 July 1789 during the French Revolution.
Sun Yat-sen, leader of the Chinese Xinhai Revolution in 1911.

Political and socioeconomic revolutions have been studied in many social sciences, particularly sociology, political sciences and history. Among the leading scholars in that area have been or are Crane Brinton, Charles Brockett, Farideh Farhi, John Foran, John Mason Hart, Samuel Huntington, Jack Goldstone, Jeff Goodwin, Ted Roberts Gurr, Fred Halliday, Chalmers Johnson, Tim McDaniel, Barrington Moore, Jeffery Paige, Vilfredo Pareto, Terence Ranger, Eugen Rosenstock-Huessy, Theda Skocpol, James Scott, Eric Selbin, Charles Tilly, Ellen Kay Trimberger, Carlos Vistas, John Walton, Timothy Wickham-Crowley, and Eric Wolf.[20]

Scholars of revolutions, like Jack Goldstone, differentiate four current 'generations' of scholarly research dealing with revolutions.[19] The scholars of the first generation such as Gustave Le Bon, Charles A. Ellwood, or Pitirim Sorokin, were mainly descriptive in their approach, and their explanations of the phenomena of revolutions was usually related to social psychology, such as Le Bon's crowd psychology theory.[15]

Second generation theorists sought to develop detailed theories of why and when revolutions arise, grounded in more complex social behavior theories. They can be divided into three major approaches: psychological, sociological and political.[15]

The works of Ted Robert Gurr, Ivo K. Feierbrand, Rosalind L. Feierbrand, James A. Geschwender, David C. Schwartz, and Denton E. Morrison fall into the first category. They followed theories of cognitive psychology and frustration-aggression theory and saw the cause of revolution in the state of mind of the masses, and while they varied in their approach as to what exactly caused the people to revolt (e.g., modernization, recession, or discrimination), they agreed that the primary cause for revolution was the widespread frustration with socio-political situation.[15]

The second group, composed of academics such as Chalmers Johnson, Neil Smelser, Bob Jessop, Mark Hart, Edward A. Tiryakian, and Mark Hagopian, followed in the footsteps of Talcott Parsons and the structural-functionalist theory in sociology; they saw society as a system in equilibrium between various resources, demands and subsystems (political, cultural, etc.). As in the psychological school, they differed in their definitions of what causes disequilibrium, but agreed that it is a state of a severe disequilibrium that is responsible for revolutions.[15]

Finally, the third group, which included writers such as Charles Tilly, Samuel P. Huntington, Peter Ammann, and Arthur L. Stinchcombe followed the path of political sciences and looked at pluralist theory and interest group conflict theory. Those theories see events as outcomes of a power struggle between competing interest groups. In such a model, revolutions happen when two or more groups cannot come to terms within a normal decision making process traditional for a given political system, and simultaneously have enough resources to employ force in pursuing their goals.[15]

The second generation theorists saw the development of the revolutions as a two-step process; first, some change results in the present situation being different from the past; second, the new situation creates an opportunity for a revolution to occur. In that situation, an event that in the past would not be sufficient to cause a revolution (e.g., a war, a riot, a bad harvest), now is sufficient; however, if authorities are aware of the danger, they can still prevent a revolution through reform or repression.[19]

Many such early studies of revolutions tended to concentrate on four classic cases: famous and uncontroversial examples that fit virtually all definitions of revolutions, such as the Glorious Revolution (1688), the French Revolution (1789–1799), the Russian Revolution of 1917, and the Chinese Revolution (also known as the Chinese Civil War) (1927–1949).[19] In his The Anatomy of Revolution, however, the Harvard historian Crane Brinton focused on the English Civil War, the American Revolution, the French Revolution, and the Russian Revolution.[21]

In time, scholars began to analyze hundreds of other events as revolutions (see List of revolutions and rebellions), and differences in definitions and approaches gave rise to new definitions and explanations. The theories of the second generation have been criticized for their limited geographical scope, difficulty in empirical verification, as well as that while they may explain some particular revolutions, they did not explain why revolutions did not occur in other societies in very similar situations.[19]

The criticism of the second generation led to the rise of a third generation of theories, with writers such as Theda Skocpol, Barrington Moore, Jeffrey Paige, and others expanding on the old Marxist class conflict approach, turning their attention to rural agrarian-state conflicts, state conflicts with autonomous elites, and the impact of interstate economic and military competition on domestic political change Particularly Skocpol's States and Social Revolutions became one of the most widely recognized works of the third generation; Skocpol defined revolution as "rapid, basic transformations of society's state and class structures [...] accompanied and in part carried through by class-based revolts from below", attributing revolutions to a conjunction of multiple conflicts involving state, elites and the lower classes.[19]

The fall of the Berlin Wall and most of the events of the Autumn of Nations in Europe, 1989, were sudden and peaceful.

From the late 1980s a new body of scholarly work began questioning the dominance of the third generation's theories. The old theories were also dealt a significant blow by new revolutionary events that could not be easily explain by them. The Iranian and Nicaraguan Revolutions of 1979, the 1986 People Power Revolution in the Philippines and the 1989 Autumn of Nations in Europe saw multi-class coalitions topple seemingly powerful regimes amidst popular demonstrations and mass strikes in nonviolent revolutions.

Defining revolutions as mostly European violent state versus people and class struggles conflicts was no longer sufficient. The study of revolutions thus evolved in three directions, firstly, some researchers were applying previous or updated structuralist theories of revolutions to events beyond the previously analyzed, mostly European conflicts. Secondly, scholars called for greater attention to conscious agency in the form of ideology and culture in shaping revolutionary mobilization and objectives. Third, analysts of both revolutions and social movements realized that those phenomena have much in common, and a new 'fourth generation' literature on contentious politics has developed that attempts to combine insights from the study of social movements and revolutions in hopes of understanding both phenomena.[19]

Further, social science research on revolution, primarily work in political science, has begun to move beyond individual or comparative case studies towards large-N empirical studies assessing the causes and implications of revolution. Initial studies generally rely on the Polity Project’s data on democratization.[22] Such analyses, like those by Enterline,[23] Maoz,[24] and Mansfield and Snyder,[25] identify revolutions based on regime changes indicated by a change in the country’s score on Polity’s autocracy to democracy scale. More recently, scholars like Jeff Colgan have argued that Polity, which measures the degree of democratic or autocratic authority in a state's governing institutions based on the openness of executive recruitment, constraints on executive authority, and political competition, is inadequate because it measures democratization, not revolution, and fails to account for regimes which come to power by revolution but fail to change the structure of the state and society sufficiently to yield a notable difference in Polity score.[26] Instead, Colgan offers a new data set on revolutionary leaders which identifies governments that "transform the existing social, political, and economic relationships of the state by overthrowing or rejecting the principal existing institutions of society."[27] This most recent data set has been employed to make empirically-based contributions to the literature on revolution by identifying links between revolution and the likelihood of international disputes.

Revolutions have also been approached from anthropological perspectives. Drawing on Victor Turner’s writings on ritual and performance, Bjorn Thomassen has argued that revolutions can be understood as "liminal" moments: modern political revolutions very much resemble rituals and can therefore be studied within a process approach.[28] This would imply not only a focus on political behavior "from below", but also to recognize moments where "high and low" are relativized, made irrelevant or subverted, and where the micro and macro levels fuse together in critical conjunctions.

Economist Douglass North argued that it is much easier for revolutionaries to alter formal political institutions such as laws and constitutions than to alter informal social conventions. According to North, inconsistencies between rapidly changing formal institutions and slow-changing informal ones can inhibit effective sociopolitical change. Because of this, the long-term effect of revolutionary political restructuring is often more moderate than the ostensible short-term effect.[29]

While revolutions encompass events ranging from the relatively peaceful revolutions that overthrew communist regimes to the violent Islamic revolution in Afghanistan, they exclude coups d'état, civil wars, revolts, and rebellions that make no effort to transform institutions or the justification for authority (such as Józef Piłsudski's May Coup of 1926 or the American Civil War), as well as peaceful transitions to democracy through institutional arrangements such as plebiscites and free elections, as in Spain after the death of Francisco Franco.[19]

See also

Lists of revolutions

Bibliography

  • Popovic, Srdja. Blueprint for Revolution: How to use rice pudding, Lego men, and other nonviolent techniques to galvanize communities, overthrow dictators, or simply change the world. Spiegel and Grau, New York, 2015, ISBN 9780812995305
  • The International Encyclopedia of Revolution and Protest: 1500 to the Present, ed. by Immanuel Ness, Malden, MA [etc.]: Wiley & Sons, 2009, ISBN 1-4051-8464-7
  • Perreau-Sausine, Emile. "Les libéraux face aux révolutions : 1688, 1789, 1917, 1933", Commentaire, Spring 2005, pp. 181–193

References

  1. ^ The New Fontana Dictionary of Modern Thought Third Edition (1999), Allan Bullock and Stephen Trombley, Eds. pp. 754–46
  2. ^ Aristotle, The Politics V. Accessed 2013/4/24
  3. ^ OED vol Q-R p. 617 1979 Sense III states a usage "Alteration, change, mutation" from 1400 but lists it as "rare". "c. 1450, Lydg 1196 Secrees of Elementys the Revoluciuons, Chaung of tymes and Complexiouns." It's clear that the usage had been established by the early 15th century but only came into common use in the late 17th century in England.
  4. ^ onlineetymology.com
  5. ^ Richard Pipes, A Concise History of the Russian Revolution Archived 2011-05-11 at the Wayback Machine
  6. ^ Roger Boesche, Tocqueville's Road Map: Methodology, Liberalism, Revolution, and Despotism, Lexington Books, 2006, ISBN 0-7391-1665-7, p.86
  7. ^ (in Polish) J. Topolski, "Rewolucje w dziejach nowożytnych i najnowszych (xvii-xx wiek)", Kwartalnik Historyczny, LXXXIII, 1976, 251-67
  8. ^ Charles Tilly, ''European Revolutions, 1492-1992, Blackwell Publishing, 1995, ISBN 0-631-19903-9, Google Print, p.16
  9. ^ Bernard Lewis Archived 2007-04-29 at the Wayback Machine, "Iran in History", Moshe Dayan Center, Tel Aviv University
  10. ^ Mark N Katz, Revolutions and Revolutionary Waves, St Martin's Press, 1997, p4
  11. ^ Mark N Katz, Revolutions and Revolutionary Waves, St Martin's Press, 1997, p13
  12. ^ Mark N Katz, Revolutions and Revolutionary Waves, St Martin's Press, 1997, p12
  13. ^ Irving E. Fang, A History of Mass Communication: Six Information Revolutions, Focal Press, 1997, ISBN 0-240-80254-3, p. xv
  14. ^ Murray, Warwick E. Geographies of Globalization. Routledge, 2006, ISBN 0-415-31800-9. p.226
  15. ^ a b c d e f Jack Goldstone, "Theories of Revolutions: The Third Generation, World Politics 32, 1980:425-53
  16. ^ John Foran, "Theories of Revolution Revisited: Toward a Fourth Generation", Sociological Theory 11, 1993:1-20
  17. ^ Clifton B. Kroeber, "Theory and History of Revolution, Journal of World History 7.1, 1996: 21-40
  18. ^ Goodwin, p.9.
  19. ^ a b c d e f g h Jack Goldstone, "Towards a Fourth Generation of Revolutionary Theory", Annual Review of Political Science 4, 2001:139-87
  20. ^ Jeff Goodwin, No Other Way Out: States and Revolutionary Movements, 1945-1991. Cambridge University Press, 2001, p.5
  21. ^ Crane Brinton, The Anatomy of Revolution, revised ed. (New York, Vintage Books, 1965). First edition, 1938.
  22. ^ "PolityProject". www.systemicpeace.org. Retrieved 2016-02-17.
  23. ^ Enterline, A. J. (1998-12-01). "Regime Changes, Neighborhoods, and Interstate Conflict, 1816-1992". Journal of Conflict Resolution. 42 (6): 804–829. doi:10.1177/0022002798042006006. ISSN 0022-0027.
  24. ^ Maoz, Zeev (1996). Domestic sources of global change. Ann Arbor, MI: University of Michigan Press.
  25. ^ Mansfield, Edward D.; Snyder, Jack (2007). Electing to Fight: Why Emerging Democracies go to War. MIT Press.
  26. ^ Colgan, Jeff (2012-09-01). "Measuring Revolution". Conflict Management and Peace Science. 29 (4): 444–467. doi:10.1177/0738894212449093. ISSN 0738-8942.
  27. ^ "Data - Jeff D Colgan". sites.google.com. Retrieved 2016-02-17.
  28. ^ Thomassen, Bjorn (2012). "Toward an anthropology of political revolutions" (PDF). Comparative Studies in Society and History. 54 (3): 679–706. doi:10.1017/s0010417512000278.
  29. ^ North, Douglass C (1992). Transaction costs, institutions, and economic performance. San Francisco: ICS Press. p. 13.

External links