پرش به محتوا

امپراتوری گورکانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از امپراتوری مغولی هند)
هندوستان[۱]
ولایت هندوستان[۲]
پادشاهی گورکانی

۹۰۵–۱۲۳۶ خورشیدی
گورکانی
امپراتوری در بزرگ‌ترین گستره خود، حدود ح. ۱۰۷۹ خورشیدی، در زمان اورنگ زیب
وضعیتپادشاهی
پایتخت
  • آگرا (۹۰۵–۹۰۹ خورشیدی؛ ۹۳۹–۹۵۰ خورشیدی؛ ۹۷۷–۱۰۲۷ خورشیدی)
  • دهلی (۹۰۹–۹۱۹ خورشیدی؛ ۱۰۱۸–۱۲۳۶ خورشیدی)
  • فاتح‌پور سیکری (۹۵۰–۹۶۴ خورشیدی)
  • لاهور (۹۶۵–۹۷۷ خورشیدی)[۳]
زبان(های) رسمیفارسی
زبان(های) رایجر. ک. زبان‌های آسیای جنوبی
دین(ها)
الگو:Udl
حکومتسلطنت
پادشاه 
• ۹۰۵–۹۰۹ خورشیدی (نخستین)
بابُر
• ۱۲۱۶–۱۲۳۶ خورشیدی (آخرین)
بهادرشاه دوم
نایب‌السلطنه 
• ۹۰۵–۹۱۹ خورشیدی (نخستین)
میر خلیفه
• ۱۱۷۳–۱۱۹۷ خورشیدی (آخرین)
دولت راو سیندیا
وزیر اعظم 
• ۹۰۵–۹۱۹ خورشیدی (نخستین)
میر خلیفه
• ۱۱۵۴–۱۱۷۶ خورشیدی (آخرین)
آصف‌الدوله
دوره تاریخیاوایل دوران مدرن
۱ اردیبهشت ۹۰۵ خورشیدی ۹۰۵ خورشیدی
۲۷ اردیبهشت ۹۱۹ – ۱ تیر ۹۳۴ خورشیدی
۱۴ آبان ۹۳۵ خورشیدی
۱ اردیبهشت ۹۰۵ – ۱۵ فروردین ۱۱۳۱ خورشیدی
۱۰۵۸–۱۰۸۶ خورشیدی
۱۱۱۷–۱۱۱۹ خورشیدی
۳۰ شهریور ۱۲۳۶ خورشیدی ۱۲۳۶ خورشیدی
۱۵ مهر ۱۲۳۷ خورشیدی
مساحت
۱۰۶۹ خورشیدی[۴][۵][۶]۴٬۰۰۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع (۱٬۵۰۰٬۰۰۰ مایل مربع)
جمعیت
• ۹۷۴ خورشیدی
۱۲۵٬۰۰۰٬۰۰۰[۷]
• ۱۰۷۹ خورشیدی
۱۵۸٬۴۰۰٬۰۰۰[۸]
واحد پولروپیه، تاکا، دام[۹]
پیشین
پسین
سلطان‌نشین دهلی
امپراتوری سور
سلطان‌نشین‌های دکن
راج بریتانیا
امروز بخشی از

هندوستان یا ولایت هندوستان یا پادشاهی گورکانی یک پادشاهی در دوران تاریخی اوایل دوران مدرن در آسیای جنوبی بود. در اوج خود، این پادشاهی از حاشیه بیرونی حوضه رود سند در غرب، افغانستان شمالی در شمال غرب، و کشمیر در شمال، تا سرزمین‌های مرتفع آسام امروزی و بنگلادش در شرق، و سرزمین‌های مرتفع فلات دکن در هند جنوبی گسترده شده بود.[۱۰][۱۱]

به‌طور متعارف گفته می‌شود که پادشاهی گورکانی در سال ۹۰۵ خورشیدی توسط بابُر، فرمانروای قسمت شرقی ایران بزرگ به پایتختی کابل با بهره‌گیری از کمک صفویان و امپراتوری عثمانی‌های همسایه،[۱۲] توانست ابراهیم لودی، سلطان دهلی، را در نخستین نبرد پانی‌پت شکست داده و به دشت‌های هند شمالی یورش برد. ساختار پادشاهی گورکانی، با این حال، گاهی به سال ۹۷۸ خورشیدی، زمان حکومت اکبر کبیر، نوه بابُر، نسبت داده می‌شود.[۱۳] این ساختار پادشاهی تا سال ۱۱۰۹ خورشیدی، مدت کوتاهی پس از مرگ آخرین پادشاه بزرگ، اورنگ زیب،[۱۴][۱۵] دوام داشت، دورانی که امپراتوری به حداکثر گستره جغرافیایی خود نیز رسید. این امپراتوری که متعاقباً تا سال ۱۱۴۰ خورشیدی به منطقه دهلی قدیم و اطراف آن کاهش یافته بود، پس از شورش ۱۸۵۷ هند، به‌طور رسمی توسط راج بریتانیا منحل شد.

اگرچه امپراتوری گورکانی از طریق جنگ‌های نظامی ایجاد و حفظ شد،[۱۶][۱۷][۱۸] اما فرهنگ‌ها و مردمی را که تحت سلطه خود درآورد، به شدت سرکوب نکرد؛ بلکه با شیوه‌های نوین اداری،[۱۹][۲۰] و نخبگان حاکم متنوع، به برابرسازی و آرامش آن‌ها پرداخت که این امر به حکومتی کارآمدتر، متمرکزتر و استانداردتر منجر شد.[۲۱] پایه ثروت جمعی امپراتوری، مالیات‌های کشاورزی بود که توسط سومین پادشاه گورکانی، اکبر، وضع شده بود.[۲۲][۲۳] این مالیات‌ها که بالغ بر بیش از نیمی از محصول یک کشاورز دهقان بود،[۲۴] با واحد پول نقره تنظیم‌شده‌ای پرداخت می‌شد[۲۱] و باعث ورود دهقانان و صنعتگران به بازارهای بزرگ‌تر می‌گردید.[۲۵]

آرامش نسبی حفظ شده توسط امپراتوری در بیشتر قرن یازدهم خورشیدی عاملی در گسترش اقتصادی هند بود.[۲۶] حضور فزاینده اروپاییان در اقیانوس هند و افزایش تقاضا برای محصولات خام و فرآوری شده هندی، ثروت زیادی برای دربار گورکانی به ارمغان آورد.[۲۷] مصرف نمایان در میان نخبگان گورکانی افزایش یافت،[۲۸] که به حمایت بیشتر از نقاشی، اشکال ادبی، منسوجات، و معماری، به ویژه در دوران حکومت شاه جهان، انجامید.[۲۹] از جمله میراث جهانی یونسکو گورکانی در آسیای جنوبی می‌توان به: قلعه آگرا، فاتح‌پور سیکری، قلعه سرخ دهلی، آرامگاه همایون، قلعه لاهور، باغ‌های شالیمار، و تاج محل اشاره کرد که «گوهر هنر اسلامی در هند و یکی از شاهکارهای مورد تحسین جهانی میراث جهانی» توصیف شده است.[۳۰]

نام

[ویرایش]

نزدیک‌ترین نام رسمی برای این امپراتوری، «هندوستان» بود که در آئین اکبری ثبت شده است.[۱] سوابق اداری گورکانی نیز از این پادشاهی با عنوان «قلمرو هندوستان» (Wilāyat-i-Hindustān),[۳۱] «کشور هند» (Bilād-i-Hind)، «سلطنت هند» (Salṭanat(i) al-Hindīyyah) همانگونه که در سنگ‌نوشته قبر پادشاه اورنگ زیب مشاهده شده است،[۳۲] یا نام‌گذاری بومی توسط پادشاه بهادرشاه ظفر به عنوان «سرزمین هند» (Hindostān) در هندوستانی یاد می‌کنند.[۳۳][۳۴] رویدادنامه‌های معاصر چینی از این پادشاهی با عنوان هندوستان (Héndūsītǎn) یاد کرده‌اند.[۳۵] در غرب، اصطلاح «موغال» برای پادشاه، و به تبع آن برای کل پادشاهی به کار برده می‌شد.[۳۶]

نامی که گورکانیان برای دودمان خود به کار می‌بردند، «گورکانیان» (Gūrkāniyān) بود که اشاره به تبار آن‌ها از امیرتیمور گورکانی، سَر دودمان تیموری داشت؛ کسی که پس از ازدواج با یک شاهزاده خانم چنگیزی، لقب Gūrkān به معنای «داماد» را گرفت.[۳۷] واژه «موغال» (که در انگلیسی به صورت Mogul[۳۸] یا Moghul نیز نوشته می‌شود) شکل هندی واژه مغول است که از فارسی وارد این زبان شده است. پیروان اولیه دودمان گورکانی، ترکان جغتایی بودند و نه مغول‌ها.[۳۹][۴۰] اصطلاح «مغول» به دلیل ارتباط با مغولان و برای متمایز کردن آن‌ها از نخبگان افغانی که بر سلطان‌نشین دهلی حکومت می‌کردند، در هند به آن‌ها اطلاق شد.[۳۹] این اصطلاح همچنان مورد مناقشه هندشناسان است.[۴۱] از نظر مارشال هاجسون، این دودمان باید «تیموری» یا «تیموری‌های هند» نامیده می‌شد.[۳۹]

سرگذشت

[ویرایش]

بابُر و همایون (۹۰۵–۹۳۵ خورشیدی)

[ویرایش]
نقشه هند در سال ۹۰۴ خورشیدی، درست پیش از آغاز حکومت گورکانی

پادشاهی گورکانی توسط بابُر (حکومت ۹۰۵–۹۰۹ خورشیدی) تأسیس شد؛ فرمانروایی از آسیای میانه که از طرف پدری از تبار امیر تیمور گورکانی، (بنیان‌گزار پادشاهی تیموری) و از طرف مادری از تبار چنگیز خان بود.[۴۲] بابُر از نظر پدری به قبیله برلاس از تبار مغول تعلق داشت که ترک‌سازی شده بود.[۴۳] بابُر که از قلمرو اجدادی خود در آسیای میانه رانده شده بود، برای ارضای جاه‌طلبی‌هایش به هند روی آورد.[۴۴] او ابتدا خود را در کابل مستقر کرد و سپس از مسیر سرزمینی که امروزه افغانستان نامیده میشود و از طریق گذرگاه خیبر، به‌طور پیوسته به سمت جنوب، یعنی هند، پیشروی کرد.[۴۲] نیروهای بابُر، ابراهیم لودی، سلطان دهلی، را در نخستین نبرد پانی‌پت در سال ۹۰۵ خورشیدی شکست داد. او با استفاده از سلاح‌های گرم و توپ، توانست ارتش ابراهیم را متلاشی کند، با وجود این‌که از نظر تعداد در مضیقه بود،[۴۵] گسترش قلمرو خود را تا میانه جلگه سند و گنگ رساند.[۴۶] پس از این نبرد، مرکز قدرت گورکانی به آگره منتقل شد.[۴۵] در سرنوشت‌ساز نبرد خنوه، که یک سال بعد در نزدیکی آگره رخ داد، نیروهای بابُر، ارتش‌های متحد راجپوت‌های رانا سانگا از پادشاهی میوار را شکست دادند و سواره نظام او تاکتیک‌های سنتی حملهٔ از جناحین را به کار گرفت.[۴۵][۴۷]

با این حال، مشغله جنگ‌ها و لشکرکشی‌ها به پادشاه جدید اجازه نداد تا دستاوردهایی را که در هند کسب کرده بود تثبیت کند.[۴۸] بی‌ثباتی پادشاهی در زمان پسر او، همایون (حکومت ۹۰۹–۹۳۵ خورشیدی)، آشکار شد، در زمانی که همایون توسط شیرشاه سوری که یک شورشی بود (حکومت ۹۱۹–۹۲۴ خورشیدی) مجبور به تبعید در ایران شد.[۴۲] تبعید همایون در ایران پیوندهای دیپلماتیک بین دربار صفوی و گورکانی ایجاد کرد و منجر به افزایش نفوذ فرهنگی ایرانی در پادشاهی گورکانی که بعداً مجدداً احیا شده بود شد.[۴۹] بازگشت پیروزمندانه همایون از ایران در سال ۹۳۴ خورشیدی، حکومت گورکانی را در برخی از مناطق هند احیا کرد، اما او سال بعد بر اثر یک حادثه درگذشت.[۵۰]

اکبر تا اورنگ زیب (۹۳۵–۱۰۸۶ خورشیدی)

[ویرایش]
اکبر در حال برگزاری مجمع مذهبی از ادیان مختلف در عبادت‌خانه در فاتح‌پور سیکری.

اکبر (حکومت ۹۳۵–۹۸۴ خورشیدی) با نام جلال‌الدین محمد[۵۱] در قلعه عمرکوت،[۵۲] از همایون و همسرش حمیده بانو بیگم، یک شاهزاده خانم ایرانی، متولد شد.[۵۳] اکبر با نیابت بیرام خان، که به تثبیت پادشاهی گورکانی در هند کمک کرد، بر تخت نشست.[۵۴] او از طریق جنگ، توانست پادشاهی را در تمام جهات گسترش دهد و تقریباً تمام شبه قاره هند در شمال رود گوداواری را تحت کنترل خود درآورد.[۵۵] او یک نخبه حاکم جدید وفادار به خود ایجاد کرد، یک اداره مدرن را پیاده‌سازی کرد و توسعه فرهنگی را تشویق نمود. او تجارت با شرکت‌های تجاری اروپایی را افزایش داد.[۴۲] هند یک اقتصاد قوی و با ثبات را توسعه داد که منجر به گسترش تجاری و توسعه اقتصادی شد.[نیازمند منبع] اکبر آزادی مذهب را در دربار خود مجاز دانست و تلاش کرد تا با ایجاد یک مذهب جدید، یعنی دین الهی، که ویژگی‌های قوی‌ای از آیین حاکم را داشت، اختلافات اجتماعی-سیاسی و فرهنگی را در پادشاهی خود حل کند.[۴۲] او برای پسرش یک دولت با ثبات داخلی به جا گذاشت که در اوج عصر طلایی خود بود، اما دیری نگذشت که نشانه‌های ضعف سیاسی ظهور کرد.[۴۲]جهانگیر (با نام تولد سلیم،[۵۶] حکومت ۹۸۴–۱۰۰۶ خورشیدی) پسر اکبر و همسرش مریم‌الزمانی، یک شاهزاده خانم هندی، بود.[۵۷] سلیم به نام صوفی هندی، سلیم چشتی، نامگذاری شد.[۵۸][۵۹] او «معتاد به تریاک بود، از امور دولتی غفلت می‌کرد و تحت نفوذ جناح‌های رقیب درباری قرار گرفت».[۴۲] جهانگیر با تلاش‌های قابل توجه برای جلب حمایت نهاد مذهبی اسلامی، خود را از اکبر متمایز کرد. یکی از راه‌های او برای این کار، اعطای تعداد بیشتری مدد معاش (بخشش‌های زمین بدون مالیات به افراد مذهبی یا شایسته روحانی) نسبت به اکبر بود.[۶۰] برخلاف اکبر، جهانگیر با رهبران مذهبی غیرمسلمان، به ویژه رهبر سیک‌ها، گورو ارجن، درگیر شد، که اعدام او اولین مورد از درگیری‌های متعدد بین پادشاهی گورکانی و جامعه سیک بود.[۶۱][۶۲][۶۳]

پرتره گروهی از حاکمان گورکانی، از بابُر تا اورنگ زیب، همراه جد گورکانیان، امیر تیمور گورکانی، که در وسط نشسته است. در سمت چپ: شاه جهان، اکبر و بابُر، به همراه ابوسعید از سمرقند و پسر تیمور، میران شاه. در سمت راست: اورنگ زیب، جهانگیر و همایون، و دو نفر دیگر از فرزندان تیمور، عمر شیخ و محمد سلطان میرزا. ساخته شده در حدود ۱۰۸۶–۱۰۹۱ خورشیدی.

شاه جهان (حکومت ۱۰۰۷–۱۰۳۷ خورشیدی) پسر جهانگیر و همسرش جگت گوسائین بود.[۵۶] سلطنت او آغازگر عصر طلایی معماری گورکانی بود.[۶۴] در طول حکومت شاه جهان، شکوه دربار گورکانی به اوج خود رسید، که تاج محل نمونه بارز آن است. با این حال، هزینه نگهداری دربار شروع به پیشی گرفتن از درآمدهای ورودی کرد.[۴۲] شاه جهان پادشاهی گورکانی را با پایان دادن به سلطان‌نشین احمدنگر و مجبور کردن عادل‌شاهیان و قطب‌شاهیان به پرداخت خراج، تا دکن گسترش داد.[۶۵]

بزرگ‌ترین پسر شاه جهان، دارا شکوه، در سال ۱۰۳۷ خورشیدی در نتیجه بیماری پدرش نایب او شد.[۴۲] دارا از یک فرهنگ تلفیقی هندویی و مسلمان حمایت می‌کرد و از پدربزرگ بزرگ خود یعنی اکبر تقلید می‌نمود.[۶۶] با این حال، با حمایت متعصبین اسلامی، پسر کوچکتر شاه جهان، اورنگ زیب (حکومت ۱۰۳۷–۱۰۸۶ خورشیدی)، تاج و تخت را تصرف کرد. اورنگ زیب، دارا را در سال ۱۰۳۸ خورشیدی شکست داد و او را اعدام کرد.[۴۲] اگرچه شاه جهان کاملاً از بیماری‌اش بهبود یافت، اما اورنگ زیب او را تا زمان مرگش در سال ۱۰۴۵ خورشیدی زندانی نگه داشت.[۶۷] اورنگ زیب پادشاهی را به بزرگ‌ترین گستره سرزمینی خود رساند،[۶۸] و بر افزایش اسلامی‌سازی دولت گورکانی نظارت داشت. او تغییر دین به اسلام را تشویق کرد، جزیه را برای غیرمسلمانان بازگرداند و فتاوی عالمگیری، مجموعه‌ای از قوانین اسلامی را تدوین کرد. اورنگ زیب همچنین دستور به اعدام رهبر سیک‌ها، گورو تیغ بهادر داد که منجر به نظامی‌سازی جامعه سیک شد.[۶۹][۶۲][۶۳] از دیدگاه پادشاهی، گرویدن به اسلام، نخبگان محلی را در دیدگاه پادشاه از شبکه‌ای از هویت مشترک ادغام می‌کرد که گروه‌های مختلف را در سراسر پادشاهی در اطاعت از پادشاه گورکانی متحد می‌ساخت.[۷۰] او لشکرکشی‌هایی را از سال ۱۰۶۱ خورشیدی در دکن رهبری کرد،[۷۱] و قدرت‌های مسلمان باقی‌مانده آن یعنی بیجاپور و گلکنده را ضمیمه کرد،[۷۲][۷۳] اگرچه درگیر یک درگیری طولانی در منطقه شد که تأثیر ویرانگری بر پادشاهی داشت.[۷۳]

اورنگ زیب جنجالی‌ترین پادشاه گورکانی در نظر گرفته می‌شود،[۷۴] با این حال، برخی از مورخان استدلال می‌کنند که محافظه‌کاری و عدم تحمل مذهبی او ثبات جامعه گورکانی را تضعیف کرد،[۴۲] در حالی که مورخان دیگر این موضوع را زیر سؤال می‌برند و اشاره می‌کنند که او بودجه ساخت یا حمایت از نهادهای غیرمسلمان را تأمین می‌کرد،[۷۵] او به‌طور قابل توجهی بیش از اسلاف خود، هندوها را در بوروکراسی پادشاهی خود به کار گرفت، و با تعصب علیه هندوها و شیعیان مخالفت می‌کرد.[۷۶]

زوال (۱۰۸۶–۱۲۳۶ خورشیدی)

[ویرایش]
دهلی در زمان فرخ‌سیر، پادشاه دست‌نشانده. قدرت مؤثر در دست برادران سید بود.

پسر اورنگ زیب، بهادرشاه یکم، سیاست‌های مذهبی پدرش را لغو کرد و تلاش نمود تا در اداره امور اصلاحاتی ایجاد نماید. «با این حال، پس از مرگ او در سال ۱۰۹۰ خورشیدی، دودمان گورکانی شروع به فرورفتن در هرج و مرج و درگیری‌های خشونت‌آمیز کرد. تنها در سال ۱۰۹۷ خورشیدی، چهار پادشاه پی در پی بر تخت نشستند»،[۴۲] این افراد صرفاً پادشاهان دست‌نشانده تحت حاکمیت انجمنی از اشراف متعلق به کاست مسلمانان هندی معروف به سادات بارهه بودند، که رهبران آن‌ها، برادران سید، عملاً حاکمان بالفعل پادشاهی شدند.[۷۷][۷۸]

در دوران سلطنت محمدشاه (حکومت ۱۱۹۷–۱۱۲۷ خورشیدی)، پادشاهی شروع به تجزیه کرد و بخش‌های وسیعی از مرکز هند از دست گورکانیان به دست مراتا افتاد. هنگامی که گورکانیان تلاش کردند تا استقلال نظام‌الملک آصف جاه اول در دکن را سرکوب کنند، او مراتا را تشویق کرد تا به مرکز و شمال هند حمله کنند.[۷۹][۸۰][۸۱] لشکرکشی نادرشاه، که پیش از این حاکمیت ایران را بر بیشتر غرب آسیا، قفقاز و آسیای میانه احیا کرده بود، با غارت دهلی به اوج خود رسید و بقایای قدرت و اعتبار گورکانی را در هم شکست و تمام خزانه‌های انباشته شده گورکانی را با خود برد. گورکانیان دیگر قادر به تأمین مالی ارتش‌های عظیمی که قبلاً با آن‌ها حکومت خود را اعمال می‌کردند، نبودند. بسیاری از نخبگان پادشاهی اکنون به دنبال کنترل امور خود بودند و جدا شدند تا پادشاهی‌های مستقلی را تشکیل دهند.[۸۲] اما ادای احترام لفظی به پادشاه گورکانی به عنوان بالاترین مظهر حاکمیت ادامه یافت. نه تنها اشراف مسلمان، بلکه رهبران مراتا، هندوها و سیک‌ها نیز در تصدیق‌های تشریفاتی پادشاه به عنوان حاکم هند شرکت می‌کردند.[۸۳]

در همین حال، برخی از حکومت‌های منطقه‌ای در داخل پادشاهی گورکانی که به‌طور فزاینده‌ای تکه‌تکه می‌شد، خود و دولت را درگیر درگیری‌های جهانی کردند که تنها به شکست و از دست دادن قلمرو در طول درگیری‌هایی مانند جنگ‌های کارناتیک و جنگ بنگال منجر شد.

بقایای پادشاهی در سال ۱۱۳۰ خورشیدی

پادشاه گورکانی شاه عالم دوم (۱۱۳۸–۱۱۸۵ خورشیدی) تلاش‌های بیهوده‌ای برای معکوس کردن زوال گورکانی انجام داد. دهلی توسط افغان‌ها غارت شد، و هنگامی که نبرد سوم پانی‌پت بین امپراتوری مراتا و افغان‌ها (به رهبری احمد شاه درانی) در سال ۱۱۳۹ خورشیدی درگرفت، که افغان‌ها در آن پیروز شدند، پادشاه با خفت به‌طور موقت به انگلیسی‌ها در شرق پناه برد. در سال ۱۱۵۰ خورشیدی، مراتا، دهلی را از روهیله‌ها بازپس گرفتند، و در سال ۱۱۶۳ خورشیدی، مراتا رسماً حامی پادشاه در دهلی شدند،[۸۴] وضعیتی که تا دومین جنگ انگلیس و مراتا ادامه یافت. پس از آن، کمپانی هند شرقی بریتانیا حامی دودمان گورکانی در دهلی شد.[۸۳] کمپانی هند شرقی بریتانیا در سال ۱۱۷۲ خورشیدی کنترل استان سابق گورکانی بنگال-بیهار را پس از لغو حکومت محلی (نظمت) که تا سال ۱۲۳۷ خورشیدی ادامه داشت، در دست گرفت و این امر آغازگر دوره استعماری بریتانیا بر شبه قاره هند بود. تا سال ۱۲۳۶ خورشیدی، بخش قابل توجهی از هند تحت کنترل کمپانی هند شرقی بود. آخرین پادشاه گورکانی، بهادرشاه ظفر پس از شکست کوبنده در شورش ۱۸۵۷ هند که او به‌طور اسمی رهبری آن را بر عهده داشت، توسط کمپانی هند شرقی بریتانیا عزل و در سال ۱۲۳۷ خورشیدی به یانگون، برمه، تبعید شد.[۸۵]

پرتره بهادرشاه ظفر

علل زوال

[ویرایش]

مورخان گزارش‌های متعددی دربارهٔ عوامل دخیل در فروپاشی سریع پادشاهی گورکانی بین سال‌های ۱۰۸۶ تا ۱۱۰۰ خورشیدی، پس از یک قرن رشد و شکوفایی، ارائه داده‌اند. جانشینی مجموعه‌ای از حاکمان ضعیف، بی‌کفایت و با دوره‌های حکومت کوتاه، و جنگ‌های داخلی بر سر جانشینی، بی‌ثباتی سیاسی را در مرکز ایجاد کرد. گورکانیان در طول سده هفدهم میلادی تقریباً تسخیرناپذیر به نظر می‌رسیدند، اما به محض از بین رفتن، گستره بیش از حد پادشاهی آن‌ها آشکار شد و وضعیت قابل جبران نبود. شرکت‌های تجاری اروپایی که به ظاهر بی‌ضرر بودند، مانند کمپانی هند شرقی بریتانیا، نقش واقعی در زوال اولیه نداشتند؛ آن‌ها همچنان در حال تلاش برای کسب اجازه از حاکمان گورکانی برای تأسیس تجارت و کارخانجات در هند بودند.[۸۶]

از نظر مالی، دربار درآمدهای لازم برای پرداخت به افسران ارشد خود، یعنی اُمرا (نجبا) و همراهانشان را از دست داد. پادشاه اقتدار خود را از دست داد، زیرا افسران پادشاهی که به‌طور گسترده پراکنده بودند، اعتماد خود را به مقامات مرکزی از دست دادند و معاملات خود را با افراد ذی‌نفوذ محلی انجام دادند. ارتش پادشاهی درگیر جنگ‌های طولانی و بی‌ثمر علیه مراتا شد و روحیه جنگندگی خود را از دست داد. در نهایت، مجموعه‌ای از درگیری‌های سیاسی خشونت‌آمیز بر سر کنترل تاج و تخت رخ داد. پس از اعدام پادشاه فرخ‌سیر در سال ۱۱۰۰ خورشیدی، حکومت‌های جانشین محلی گورکانی، قدرت را در منطقه پس از منطقه به دست گرفتند.[۸۷]

اداره و دولت

[ویرایش]
نقشه هند در سال ۹۸۴ خورشیدی و پایان سلطنت پادشاه اکبر؛ نقشه، استان‌های مختلف تحت اداره او را نشان می‌دهد.

پادشاهی گورکانی دارای یک دولت بسیار متمرکز و بوروکراتیک بود که بیشتر آن در طول حکومت سومین پادشاه گورکانی، یعنی اکبر، تأسیس شد.[۸۸][۷۱] دولت مرکزی توسط پادشاه گورکانی رهبری می‌شد؛ بلافاصله زیر نظر او چهار وزارتخانه قرار داشت. وزارت مالیه/درآمد، که توسط مقامی به نام دیوان رهبری می‌شد، مسئول کنترل درآمدهای قلمروهای پادشاهی، محاسبه درآمدهای مالیاتی، و استفاده از این اطلاعات برای توزیع تکالیف بود. وزارت نظامی (ارتش/اطلاعات) توسط مقامی با عنوان میر بخشی رهبری می‌شد که مسئول سازماندهی نظامی، خدمات پیام‌رسانی، و سیستم منصب‌داری بود. وزارت مسئول قانون/حمایت مذهبی، وظیفه صدرالصدور بود که قضات را منصوب می‌کرد و امور خیریه و مقرری‌ها را مدیریت می‌نمود. وزارت دیگری نیز به امور دربار پادشاهی و امور عمومی اختصاص داشت که توسط میر سامان رهبری می‌شد. از میان این وزرا، دیوان از اهمیت بیشتری برخوردار بود و معمولاً به عنوان وزیر (وزیر اعظم) پادشاهی عمل می‌کرد.[۸۵][۸۸][۸۹]

تقسیمات اداری

[ویرایش]

پادشاهی به استان‌های مختلف تقسیم می‌شد که هر یک توسط یک حاکم استانی به نام استاندار اداره می‌شد. ساختار دولت مرکزی در سطح استانی نیز منعکس شده بود؛ هر استان، بخشی، صدرالصدور و وزیر مالیه خاص خود را داشت که مستقیماً به دولت مرکزی گزارش می‌دادند، نه به استاندار. استان‌ها به واحدهای اداری معروف به سرکار تقسیم می‌شدند که این‌ها نیز به نوبه خود به گروه‌هایی از روستاها معروف به ناحیه تقسیم می‌شدند. حکومت گورکانی در ناحیه شامل یک قاضی مسلمان و یک مأمور محلی جمع‌آوری مالیات بود.[۸۵][۸۸] ناحیه‌ها واحد اصلی اداری پادشاهی گورکانی بودند.[۹۰]

تقسیمات اداری گورکانی ثابت نبودند. قلمروها اغلب برای کنترل اداری بهتر و گسترش کشت، بازآرایی و تجدید ساختار می‌شدند. به عنوان مثال، یک سرکار می‌توانست به یک استان تبدیل شود و ناحیه‌ها اغلب بین سرکارها جابه‌جا می‌شدند. سلسله مراتب تقسیمات گاهی مبهم بود، زیرا یک قلمرو می‌توانست تحت صلاحیت‌های چندگانه و همپوشان قرار گیرد. همچنین، مرزهای جغرافیایی تقسیمات اداری نیز نامشخص بود—دولت گورکانی منابع یا اقتدار کافی برای انجام نقشه‌برداری‌های دقیق زمین نداشت و در نتیجه، محدودیت‌های جغرافیایی این تقسیمات رسمیت نیافته بود و نقشه‌ای تهیه نمی‌شد. در عوض، گورکانیان آمار دقیقی در مورد هر تقسیمات ثبت می‌کردند تا ظرفیت درآمدی قلمرو را، بر اساس نقشه‌برداری‌های ساده‌تر زمین، ارزیابی نمایند.[۹۱]

پایتخت‌ها

[ویرایش]

گورکانیان پایتخت‌های پادشاهی متعددی داشتند که در طول دوران حکومتشان تأسیس شده بودند. این شهرها عبارت بودند از: آگره، دهلی، لاهور و فاتح پور سیکری. قدرت اغلب بین این پایتخت‌ها جابه‌جا می‌شد.[۹۲] گاهی اوقات این امر به دلیل الزامات سیاسی و نظامی ضروری بود، اما جابه‌جایی‌ها به دلایل ایدئولوژیک (به عنوان مثال، تأسیس فاتح پور سیکری توسط اکبر) یا حتی صرفاً به این دلیل که هزینه تأسیس یک پایتخت جدید حاشیه‌ای بود، نیز رخ می‌داد.[۹۳] موقعیت‌هایی که دو پایتخت همزمان وجود داشتند، چندین بار در تاریخ گورکانی اتفاق افتاد. برخی شهرها نیز به عنوان پایتخت‌های موقت استانی خدمت کردند، مانند مورد جابجایی اورنگ زیب به اورنگ‌آباد در دکن.[۹۲] کابل از سال ۹۰۵ تا ۱۰۶۰ خورشیدی پایتخت تابستانی گورکانیان بود.[۹۴]

اردوی پادشاهی، که برای لشکرکشی‌های نظامی و سفرهای سلطنتی استفاده می‌شد، به عنوان نوعی پایتخت اداری سیار و «بالفعل» نیز عمل می‌کرد. از زمان اکبر، اردوهای گورکانی در مقیاس بسیار بزرگ بودند و همراه با افراد متعددی مرتبط با دربار سلطنتی، و همچنین سربازان و کارگران بودند. تمام اداره و حکومت در داخل آن‌ها انجام می‌شد. پادشاهان گورکانی بخش قابل توجهی از دوره حکومت خود را در داخل این اردوها سپری کردند.[۹۵]

پس از اورنگ زیب، پایتخت گورکانی به‌طور قطعی شهر محصور شاه‌جهان‌آباد (دهلی قدیم) شد.[۹۶]

قانون

[ویرایش]
شهربان دهلی تحت فرمان بهادرشاه دوم، ۱۸۴۲

نظام حقوقی پادشاهی گورکانی وابسته به زمینه و در طول حکومت این پادشاهی تکامل یافت. این پادشاهی به عنوان یک دولت مسلمان، از فقه (فقه اسلامی) استفاده می‌کرد و بنابراین نهادهای اساسی قانون اسلامی مانند نهادهای مربوط به قاضی، مفتی (فقیه مشاور)، و محتسب (مأمور احتساب و نظارت بر بازار) به خوبی در پادشاهی گورکانی تثبیت شده بودند. با این حال، اجرای عدالت به عوامل دیگری نیز وابسته بود، مانند قوانین اداری، آداب و رسوم محلی، و مصلحت سیاسی. این امر به دلیل تأثیرات ایرانی‌ها بر ایدئولوژی گورکانی و این واقعیت بود که پادشاهی گورکانی بر اکثریت غیرمسلمان حکم می‌راند.[۹۷] یک محقق بنام معز خلفاوی، محقق، اشاره می‌کند که نهادهای حقوقی در نظام پادشاهی گورکانی به‌طور سیستماتیک از فساد قضات محلی رنج می‌بردند.[۹۸]

ایدئولوژی حقوقی

[ویرایش]

پادشاهی گورکانی از نظام فقهی حنفی اهل سنت پیروی می‌کرد. در سال‌های اولیه خود، این پادشاهی به منابع حقوقی حنفی تکیه داشت که از سلف خود، سلطان‌نشین دهلی، به ارث برده بود. این موارد شامل الهدایه (بهترین هدایت) و فتاوی تاتارخانیه (تصمیمات مذهبی امیر تاتارخان) بود. در اوج پادشاهی گورکانی، فتاوی عالمگیری به دستور پادشاه اورنگ زیب گردآوری شد. این مجموعه قانون حنفی به دنبال این بود که به عنوان یک مرجع مرکزی برای دولت گورکانی عمل کند که به جزئیات زمینه جنوب آسیا می‌پرداخت.[۹۸]

پادشاهی گورکانی همچنین از مفاهیم ایرانی الگوبرداری می‌کرد. به ویژه، این بدان معنا بود که پادشاه گورکانی به عنوان مرجع عالی در امور حقوقی در نظر گرفته می‌شد.[۹۷]

دادگاه‌ها

[ویرایش]

انواع مختلفی از دادگاه‌ها در پادشاهی گورکانی وجود داشت. یکی از این دادگاه‌ها، دادگاه قضا بود. قاضی گورکانی مسئول اجرای عدالت بود؛ این شامل حل و فصل اختلافات، قضاوت افراد به دلیل جرایم، و رسیدگی به امور ارث و یتیمان بود. قاضی در اسناد نیز اهمیت بیشتری داشت، زیرا مهر قاضی برای تأیید اسناد و سوابق مالیاتی مورد نیاز بود. قاضی‌ها یک موقعیت واحد را تشکیل نمی‌دادند، بلکه یک سلسله مراتب را شامل می‌شدند. به عنوان مثال، اساسی‌ترین نوع آن، قاضی ناحیه بود. موقعیت‌های معتبرتر، قاضی‌القضات بود که اردوی سیار پادشاهی را همراهی می‌کرد، و قاضی عسکر.[۹۷] قاضی‌ها معمولاً توسط پادشاه یا صدرالصدور (رئیس امور خیریه) منصوب می‌شدند.[۹۷][۹۹] صلاحیت قاضی هم توسط مسلمانان و هم غیرمسلمانان قابل استفاده بود.[۱۰۰]

جاگیردار (جمع‌آوری کننده مالیات محلی) نوع دیگری از رویکرد رسمی بود، به ویژه برای پرونده‌های با اهمیت بالا. رعایای پادشاهی گورکانی نیز شکایات خود را به دادگاه‌های مقامات مافوق می‌بردند که اقتدار و قدرت تنبیهی بیشتری نسبت به قاضی محلی داشتند. این مقامات شامل کوتوال (پلیس محلی)، فوج‌دار (افسری که چندین ناحیه و گروهی از سربازان را کنترل می‌کرد)، و قدرتمندترین آن‌ها، استاندار (حاکم استانی) بودند. در برخی موارد، پادشاه مستقیماً عدالت را اجرا می‌کرد.[۹۷] مشهور است که جهانگیر یک «زنجیر عدالت» در قلعه آگره نصب کرده بود که هر رعیت متضرری می‌توانست آن را تکان دهد تا توجه پادشاه را جلب کرده و از ناکارآمدی مقامات محلی صرف نظر کند.[۱۰۱]

دادگاه‌های خودمختار که در سطح جامعه یا روستا فعالیت می‌کردند، رایج بودند، اما مستندات کمی در مورد آن‌ها وجود دارد. به عنوان مثال، مشخص نیست که پنجایت (شوراهای روستا) در دوره گورکانی چگونه عمل می‌کردند.[۹۷]

اقتصاد

[ویرایش]

اقتصاد گورکانی بزرگ و مرفه بود.[۱۰۲][۱۰۳] هند تا سال ۱۱۳۰ خورشیدی ۲۴٫۵ درصد از تولیدات صنعتی جهان را تولید می‌کرد.[۱۰۴][۱۰۳] اقتصاد هند گورکانی به عنوان شکلی از شبه‌صنعتی‌شدن توصیف شده است، مانند اروپای غربی در سده هجدهم میلادی پیش از انقلاب صنعتی.[۱۰۵]

مورخان و محققان امروزی عموماً توافق دارند که ماهیت سیاست اقتصادی پادشاهی گورکانی در برخورد با تجارت و امور مالی برای دستیابی به اهداف اقتصادی، شبیه به نظام لسه فر است.[۱۰۶][۱۰۷][۱۰۸][۱۰۹]

گورکانیان مسئول ساخت یک سیستم جاده‌ای گسترده و ایجاد یک واحد پولی یکنواخت بودند.[۱۱۰] این پادشاهی دارای یک شبکه جاده‌ای گسترده بود که برای زیرساخت‌های اقتصادی حیاتی بود و توسط دپارتمان امور عمومی که توسط گورکانیان تأسیس شده بود، ساخته شد و جاده‌هایی را طراحی، ساخت و نگهداری می‌کرد که شهرک‌ها و شهرها را در سراسر پادشاهی به هم متصل می‌کرد و انجام تجارت را آسان‌تر می‌نمود.[۱۰۲]

پایه اصلی ثروت جمعی پادشاهی، مالیات‌های کشاورزی بود که توسط سومین پادشاه گورکانی، اکبر، وضع شد.[۲۲][۲۳] این مالیات‌ها، که به مراتب بیش از نیمی از محصول یک کشاورز دهقان را شامل می‌شد،[۲۴] با ارز نقره‌ای با قاعده و تنظیم‌شده پرداخت می‌شد،[۲۱] و باعث می‌شد دهقانان و صنعتگران وارد بازارهای بزرگتر شوند.[۲۵] در حدود سال ۹۷۴ خورشیدی، مورخان امروزی درآمد سالانه دولت پادشاهی گورکانی را حدود ۹۹٬۰۰۰٬۰۰۰ روپیه تخمین زده‌اند.[۱۱۱]

ضرب سکه

[ویرایش]
سکه اورنگ زیب، ضرب شده در کابل، مربوط به سال ۱۰۷۰ یا ۱۰۷۱ خورشیدی.

گورکانیان ارزهای روپیه (روپیا، یا نقره) و دام (مس) را که توسط پادشاه سور، شیرشاه سوری، در طول حکومت کوتاه وی معرفی شده بود، پذیرفته و استانداردسازی کردند.[۱۱۲] گورکانیان سکه‌هایی با خلوص بالا ضرب می‌کردند که هرگز تا دهه ۱۱۰۰ خورشیدی به زیر ۹۶ درصد نرسید و بدون کاهش ارزش پول بود.[۱۱۳]

با وجود اینکه هند ذخایر طلا و نقره خود را داشت، گورکانیان حداقل طلای خود را تولید می‌کردند اما بیشتر سکه‌ها را از شمش وارداتی ضرب می‌کردند، که نتیجه اقتصاد قوی صادرات‌محور پادشاهی بود، با تقاضای جهانی برای محصولات کشاورزی و صنعتی هند که جریان ثابتی از فلزات گرانبها را به هند سرازیر می‌کرد.[۱۱۴]

نیروی کار

[ویرایش]

شیرین موسوی، مورخ، تخمین می‌زند که از نظر سهم در اقتصاد گورکانی، در اواخر سده شانزدهم میلادی، بخش اولیه ۵۲ درصد، بخش ثانویه ۱۸ درصد و بخش سوم ۲۹ درصد سهم داشته است؛ سهم بخش ثانویه بالاتر از هند تحت حاکمیت بریتانیا در اوایل سده بیستم میلادی بود، جایی که بخش ثانویه تنها ۱۱ درصد در اقتصاد سهم داشت.[۱۱۵] از نظر تقسیم‌بندی شهری-روستایی، ۱۸ درصد از نیروی کار هند گورکانی شهری و ۸۲ درصد روستایی بودند که به ترتیب ۵۲ درصد و ۴۸ درصد در اقتصاد سهم داشتند.[۱۱۶]

طبق گفته موسوی، سرانه درآمد هند گورکانی، بر حسب گندم، در اواخر سده شانزدهم میلادی ۱٫۲۴ درصد بالاتر از سرانه هند بریتانیا در اوایل سده بیستم میلادی بود.[۱۱۷] با این حال، اگر کالاهای تولیدی، مانند لباس، در نظر گرفته می‌شد، این درآمد باید به سمت پایین تعدیل می‌شد. اگرچه در مقایسه با سرانه غذا، هزینه لباس بسیار کمتر بود، بنابراین درآمد نسبی بین سال‌های ۹۷۴ و ۹۷۵ خورشیدی باید قابل مقایسه با سال‌های ۱۲۸۰ تا ۱۲۸۹ خورشیدی باشد.[۱۱۸] با این وجود، در نظامی که ثروت توسط نخبگان احتکار می‌شد، دستمزدها برای کار بدنی پایین بود.[۱۱۹] در حالی که برده‌داری نیز وجود داشت، عمدتاً محدود به خدمتکاران خانگی بود.[۱۱۹]

کشاورزی

[ویرایش]

تولیدات کشاورزی هند تحت پادشاهی گورکانی افزایش یافت.[۱۰۲] انواع مختلفی از محصولات کشت می‌شد، از جمله محصولات غذایی مانند گندم، برنج، و جو، و محصولات غیرغذایی پردرآمد (تجاری) مانند پنبه، نیل و تریاک. در اواسط سده هفدهم میلادی، کشاورزان هندی شروع به کشت گسترده دو محصول جدید از قاره آمریکا، یعنی ذرت و تنباکو، کردند.[۱۰۲]

دولت گورکانی بر اصلاحات ارضی تأکید داشت که از زمان پادشاه غیرگورکانی، شیرشاه سوری، آغاز شده بود و اکبر آن را پذیرفت و با اصلاحات بیشتر توسعه داد. دولت مدنی به صورت سلسله مراتبی بر اساس شایستگی سازماندهی شده بود، با ارتقاء مقام بر اساس عملکرد.[۱۲۰] دولت گورکانی بودجه ساخت سیستم‌های آبیاری را در سراسر پادشاهی تأمین می‌کرد، که عملکرد محصول را بسیار بالاتر برد و پایگاه درآمد خالص را افزایش داد، و منجر به افزایش تولید کشاورزی شد.[۱۰۲]

یک اصلاح بزرگ گورکانی که توسط اکبر معرفی شد، نظام جدید مالیات بر زمین به نام زبط بود. او نظام خراج را که قبلاً در هند رایج بود و در آن زمان توسط ژاپن توکوگاوا استفاده می‌شد، با یک نظام مالیاتی پولی مبتنی بر واحد پولی یکنواخت جایگزین کرد.[۱۱۳] نظام درآمدی به نفع محصولات تجاری با ارزش بالاتر مانند پنبه، نیل، نیشکر، محصولات درختی و تریاک، جهت‌گیری داشت و مشوق‌های دولتی را برای کشت محصولات تجاری، علاوه بر افزایش تقاضای بازار، فراهم می‌کرد.[۱۱۴] تحت نظام زبط، گورکانیان همچنین نقشه‌برداری‌های کاداستری گسترده‌ای را برای ارزیابی سطح زیر شخم کشت شده انجام دادند، و دولت گورکانی با ارائه دوره‌های معافیت مالیاتی به کسانی که زمین جدیدی را زیر کشت می‌آوردند، کشت بیشتر زمین را تشویق می‌کرد.[۱۱۳] گسترش کشاورزی و کشت تحت پادشاهان بعدی گورکانی، از جمله اورنگ زیب، ادامه یافت.[۱۲۱]

کشاورزی گورکانی از برخی جهات در مقایسه با کشاورزی اروپا در آن زمان پیشرفته بود، که نمونه آن استفاده رایج از بذرکار در میان دهقانان هندی پیش از پذیرش آن در اروپا است.[۱۲۲] آسیاب‌های نورداننده شکر دارای دنده برای اولین بار در هند گورکانی ظاهر شدند که از اصل غلتک‌ها و همچنین چرخ‌دنده‌های حلزونی استفاده می‌کردند.[۱۲۳]

تولید صنعتی

[ویرایش]

آسیای جنوبی در طول حکومت گورکانیان، زمین بسیار حاصلخیزی برای فناوری‌های تولیدی بود که اروپایی‌ها پیش از انقلاب صنعتی در آرزوی آن بودند.[۱۲۴] تا سال ۱۱۳۰ خورشیدی، هند حدود ۲۵ درصد از تولید صنعتی جهان را تولید می‌کرد.[۱۲۵]

کالاهای تولیدی و محصولات تجاری پادشاهی گورکانی در سراسر جهان فروخته می‌شد.[۱۰۲] رشد صنایع تولیدی در شبه قاره هند در دوران گورکانی در سده‌های هفدهم و هجدهم میلادی، به عنوان شکلی از شبه‌صنعتی‌شدن، شبیه به اروپای غربی در سده هجدهم میلادی پیش از انقلاب صنعتی، توصیف شده است.[۱۰۵]

در اوایل اروپای مدرن، تقاضای قابل توجهی برای محصولات هند گورکانی وجود داشت، به ویژه منسوجات پنبه‌ای، و همچنین کالاهایی مانند ادویه جات، فلفل، نیل، ابریشم و شوره (برای استفاده در مهمات).[۱۰۲] برای مثال، مد اروپایی به‌طور فزاینده‌ای به منسوجات و ابریشم‌های هند گورکانی وابسته شد.[۱۲۶]

صنعت نساجی

[ویرایش]
بانوی مسلمان در حال استراحت یا دختری هندی با قلیان، نقاشی شده در داکا، سده هجدهم میلادی.

بزرگ‌ترین صنعت تولیدی در پادشاهی گورکانی، تولید منسوجات بود، به ویژه تولید منسوجات پنبه‌ای، که شامل تولید کالاهای قطعه‌ای، چیت‌ها و موسلین‌ها می‌شد. صنعت نساجی پنبه‌ای مسئول بخش بزرگی از تجارت بین‌المللی پادشاهی بود.[۱۰۲] هند در اوایل سده هجدهم میلادی ۲۵ درصد از تجارت جهانی منسوجات را در اختیار داشت،[۱۲۷] و مهم‌ترین کالاهای تولیدی در تجارت جهانی در سده هجدهم میلادی را به خود اختصاص داده بود.[۱۲۸] مهم‌ترین مرکز تولید پنبه، استان بنگال، به ویژه در اطراف شهر پایتخت آن، داکا، بود.[۱۲۹]

تولید پنبه با انتشار چرخ نخ‌ریسی در سراسر هند اندکی پیش از دوران گورکانیان توسعه یافت، که هزینه‌های نخ را کاهش داد و به افزایش تقاضا برای پنبه کمک کرد. انتشار چرخ نخ‌ریسی و گنجاندن چرخ‌دنده حلزونی و دسته لنگ در پنیه پاک‌کن غلتکی، منجر به گسترش شدید تولید منسوجات پنبه‌ای هند در دوران گورکانی شد.[۱۳۰]

صوبه بنگال

[ویرایش]
ویرانه‌های کاروانسرای بزرگ در داکا

استان صوبه بنگال به ویژه از زمان تصرف آن توسط گورکانیان در سال ۹۶۹ خورشیدی تا زمانی که کمپانی هند شرقی بریتانیا کنترل را در سال ۱۱۳۶ خورشیدی به دست گرفت، بسیار مرفه بود.[۱۳۱] سی. ای. بیلی، مورخ، نوشت که این منطقه احتمالاً ثروتمندترین استان پادشاهی گورکانی بوده است.[۱۳۲] در داخل کشور، بخش زیادی از هند به محصولات بنگال مانند برنج، ابریشم و منسوجات پنبه‌ای وابسته بود. در خارج از کشور، اروپایی‌ها به محصولات بنگال مانند منسوجات پنبه‌ای، ابریشم و تریاک وابسته بودند.[۱۲۶] این استان تولیدکننده پیشرو غلات، نمک، میوه‌ها، نوشیدنی‌های الکلی و شراب‌ها، فلزات گرانبها و زیورآلات بود.[۱۳۳]

پس از ۱۵۰ سال حکومت نایب‌السلطنه‌های گورکانی، بنگال در سال ۱۰۹۶ خورشیدی، تحت فرماندهی مرشدقلی خان، اولین نواب بنگال، استقلال *بالفعل* خود را به عنوان یک قلمرو به دست آورد.[۱۳۴] نواب‌ها به شرکت‌های اروپایی اجازه دادند تا پست‌های تجاری در سراسر منطقه ایجاد کنند، که بنگال را غنی‌ترین مکان برای تجارت می‌دانستند.[۱۳۳]

صنعت کشتی‌سازی

[ویرایش]

پادشاهی گورکانی دارای صنعت کشتی‌سازی بزرگی بود که آن هم عمدتاً در استان بنگال متمرکز بود. ایندراژیت ری، مورخ اقتصادی، تولید کشتی‌سازی بنگال در طول سده‌های شانزدهم و هفدهم میلادی را ۲۲۳٬۲۵۰ تن در سال تخمین می‌زند، در مقایسه با ۲۳٬۰۶۱ تن تولید شده در نوزده مستعمره در آمریکای شمالی از سال ۱۱۴۸ تا ۱۱۵۰ خورشیدی.[۱۳۵] او همچنین تعمیر کشتی را در بنگال بسیار پیشرفته ارزیابی می‌کند.[۱۳۵]

جمعیت‌شناسی

[ویرایش]

جمعیت

[ویرایش]

رشد جمعیت هند تحت پادشاهی گورکانی سرعت گرفت، با یک خیزش اقتصادی و جمعیتی بی‌سابقه که جمعیت هند را تا ۶۰٪[۱۳۶] تا ۲۵۳٪ در ۲۰۰ سال (در فاصله سال‌های ۸۷۹ تا ۱۰۷۹ خورشیدی) افزایش داد.[۱۳۷] جمعیت هند در طول دوران گورکانی رشد سریع‌تری نسبت به هر نقطه شناخته‌شده‌ای در تاریخ هند پیش از دوران گورکانی داشت.[۱۰۳][۱۳۶] در زمان سلطنت اورنگ زیب، در مجموع ۴۵۵٬۶۹۸ روستا در پادشاهی گورکانی وجود داشت.[۱۳۸]

جدول زیر تخمین‌های جمعیتی پادشاهی گورکانی را در مقایسه با کل جمعیت آسیای جنوبی شامل مناطق هند امروزی، پاکستان و بنگلادش، و در مقایسه با جمعیت جهان نشان می‌دهد:

سال جمعیت
پادشاهی گورکانی
کل جمعیت
هند
درصد از جمعیت
آسیای جنوبی
جمعیت
جهان
درصد از جمعیت
جهان
۱۵۰۰ ۱۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰[۱۳۶] ۴۲۵٬۰۰۰٬۰۰۰[۱۳۹]
۱۶۰۰ ۱۱۵٬۰۰۰٬۰۰۰[۱۳۸] ۱۳۰٬۰۰۰٬۰۰۰[۱۳۶] ۸۹ ۵۷۹٬۰۰۰٬۰۰۰[۱۳۹] ۲۰
۱۷۰۰ ۱۵۸٬۴۰۰٬۰۰۰[۸] ۱۶۰٬۰۰۰٬۰۰۰[۱۳۶] ۹۹ ۶۷۹٬۰۰۰٬۰۰۰[۱۳۹] ۲۳

حضور قابل توجهی از جوامع یهودی در پادشاهی گورکانی وجود داشت. جامعه یهودی در این پادشاهی به تجارت جواهرات و سنگ‌های قیمتی مشغول بود.[۱۴۰] سرمد کاشانی در دربار گورکانی به فعالیت‌های مذهبی می‌پرداخت.[۱۴۱]

شهرنشینی

[ویرایش]

به گفته عرفان حبیب، شهرها و شهرک‌ها تحت پادشاهی گورکانی رونق گرفتند، که در زمان خود از درجه شهرنشینی نسبتاً بالایی برخوردار بود، به طوری که ۱۵ درصد از جمعیت آن در مراکز شهری زندگی می‌کردند.[۱۴۲] این میزان بالاتر از درصد جمعیت شهری در اروپای معاصر در آن زمان و بالاتر از هند بریتانیا در سده نوزدهم میلادی بود؛[۱۴۲] سطح شهرنشینی در اروپا تا سده نوزدهم میلادی به ۱۵ درصد نرسید.[۱۴۳]

در زمان سلطنت اکبر در سال ۹۷۹ خورشیدی، جمعیت شهری پادشاهی گورکانی تا ۱۷ میلیون نفر بود که ۱۵ درصد از کل جمعیت پادشاهی را تشکیل می‌داد. این میزان از کل جمعیت شهری اروپا در آن زمان بیشتر بود، و حتی یک سده بعد در سال ۱۰۷۹ خورشیدی، جمعیت شهری انگلستان، اسکاتلند و ولز از ۱۳ درصد کل جمعیت آن‌ها فراتر نرفت،[۱۳۸] در حالی که هند بریتانیا در سال ۱۱۷۹ خورشیدی جمعیتی شهری کمتر از ۱۳ درصد کل جمعیت خود و در سال ۱۲۶۰ خورشیدی ۹ درصد داشت که کاهشی نسبت به دوران قبلی گورکانی را نشان می‌دهد.[۱۴۴] تا سال ۱۰۷۹ خورشیدی، هند گورکانی جمعیتی شهری معادل ۲۳ میلیون نفر داشت که از جمعیت شهری هند بریتانیا در سال ۱۲۵۰ خورشیدی (۲۲٫۳ میلیون نفر) بزرگتر بود.[۱۴۵]

این تخمین‌ها توسط تیم دایسون مورد انتقاد قرار گرفت، که آنها را اغراق‌آمیز می‌داند. به گفته دایسون، شهرنشینی پادشاهی گورکانی کمتر از ۹ درصد بود.[۱۴۶]

نظام‌الدین احمد (۹۳۰–۱۰۰۰ خورشیدی)، مورخ، گزارش داد که در زمان سلطنت اکبر، ۱۲۰ شهر بزرگ و ۳۲۰۰ شهرک وجود داشته است.[۱۴۲] چندین شهر در هند جمعیتی بین دویست و پنجاه هزار تا نیم میلیون نفر داشتند،[۱۴۲] و شهرهای بزرگتر شامل آگرا (در صوبه آگرا) با تا ۸۰۰٬۰۰۰ نفر، لاهور (در صوبه لاهور) با تا ۷۰۰٬۰۰۰ نفر،[۱۴۷] داکا (در صوبه بنگال) با بیش از ۱ میلیون نفر،[۱۴۸] و دهلی (در صوبه دهلی) با بیش از ۶۰۰٬۰۰۰ نفر بودند.[۱۴۹]

شهرها به عنوان بازار برای فروش کالاها عمل می‌کردند و محلی برای انواع بازرگانان، تاجران، مغازه‌داران، صنعتگران، رباخواران، بافندگان، صنعتگران، مقامات و شخصیت‌های مذهبی فراهم می‌کردند.[۱۰۲] با این حال، چندین شهر مراکز نظامی و سیاسی بودند تا مراکز تولیدی یا تجاری.[۱۵۰]

فرهنگ

[ویرایش]
غلام همدانی مصحفی، شاعری که اعتقاد بر این است که برای اولین بار در حدود سال ۱۱۵۹ خورشیدی نام «اردو» را برای زبانی که پیش از او با نام‌های مختلفی شناخته می‌شد، ابداع کرده است.[۱۵۱]

به‌طور کلی، تاریخ‌نگاری‌های کلاسیک، خاستگاه پادشاهی گورکانی را به عنوان یک جامعه کشاورزی یکجانشین به تصویر می‌کشند. با این حال، مورخان مدرن مانند آندره وینک، جوس جی. ال. گومنز، آناتولی خازانوف، توماس جی. بارفیلد و دیگران استدلال کرده‌اند که گورکانیان از فرهنگ کوچ‌نشینی نشأت گرفته‌اند.[۱۵۲] پیوس مالکانداتیل در عوض استدلال می‌کند که اگرچه درست است که گورکانیان خاستگاه خود را به عنوان تمدن کوچ‌نشین داشتند، اما با گذشت زمان، همان‌طور که سنت نظامی آنها نشان می‌دهد، بیشتر یکجانشین شدند.[۱۵۳] پادشاهی گورکانی در دوره‌های اوایل مدرن و مدرن تاریخ آسیای جنوبی تعیین‌کننده بود و میراث آن در هند، پاکستان، بنگلادش و افغانستان در مشارکت‌های فرهنگی زیر دیده می‌شود:

میر تقی میر، شاعر اردوزبان سده هجدهم میلادی پادشاهی گورکانی
تاج محل در سال ۱۲۵۰ خورشیدی
مسجد پادشاهی، لاهور، پنجاب، پاکستان
بلند دروازه در فتح‌پور سیکری، آگرا، هند

آداب و رسوم

[ویرایش]

مراسم ازدواج در میان خاندان سلطنتی پادشاهی گورکانی با گزارش‌های متعددی از هدایای پرهزینه ثبت شده است. یکی از این موارد در جریان ازدواج پسر پادشاه اکبر، سلیم، با دختر حاکم بیجاپور، راجا بهگوانت داس بود، که در آن هدیه ارائه شده توسط بهگوانت داس شامل اسب‌های بسیار، ۱۰۰ فیل، بردگان زن و مرد فراوان از نژادهای حبشی، قفقازی و بومی هندی بود که ظروف مختلف طلا و نقره را به عنوان جهیزیه با خود آوردند.[۱۶۱]

معماری

[ویرایش]

گورکانیان با توسعه سبک معماری متمایز خود، سهم عمده‌ای در شبه قاره هند داشتند. این سبک از معماری هند و اسلامی اولیه و همچنین از معماری ایرانی و معماری آسیای مرکزی (به ویژه معماری تیموری) گرفته شده بود، در حالی که تأثیرات بیشتری را از معماری هندو در خود جای داد.[۱۶۲][۱۶۳] معماری گورکانی از جمله با گنبدهای پیازی‌شکل، طاق‌های جناغی، نماهای با دقت ترکیب‌شده و صیقلی، و استفاده از سنگ ماسه قرمز سخت و مرمر به عنوان مصالح ساختمانی متمایز می‌شود.[۱۶۲][۱۶۴]

علاوه بر این، ویلیام دالریمپل اشاره کرد که در طول روزهای پایانی سقوط دهلی در سال ۱۲۳۶ خورشیدی (۱۸۵۷ م)، یک ساختمان یخچال در دهلی وجود داشته است.[۱۶۵] امپراتور شاه جهان نیز تأسیس یک یخچال را در سیرمور، در شمال دهلی، ثبت کرده است.[۱۶۶]

بسیاری از بناهای یادبود در دوران گورکانی توسط امپراتوران مسلمان، به ویژه شاه جهان، از جمله تاج محل ساخته شدند – یک میراث جهانی یونسکو که به عنوان «جواهر هنر اسلامی در هند و یکی از شاهکارهای جهانی تحسین شده میراث جهانی» محسوب می‌شود،[۳۰] و سالانه ۷ تا ۸ میلیون بازدیدکننده منحصربه‌فرد را جذب می‌کند. کاخ‌ها، مقبره‌ها، باغ‌ها و قلعه‌های ساخته شده توسط این خاندان امروزه در آگرا، اورنگ‌آباد، دهلی، داکا، فاتح‌پور سیکری، جیپور، لاهور، کابل، شیخوپورا و بسیاری از شهرهای دیگر هند، پاکستان، افغانستان و بنگلادش پابرجا هستند،[۱۶۷] مانند:

نمای هوایی قلعه لال‌باغ در داکا، بنگلادش
هند پاکستان بنگلادش افغانستان
  • باغ بابر در کابل، افغانستان
  • مسجد شاهجهانی در کابل، افغانستان

هنر و ادبیات

[ویرایش]
سرستون به شکل یک طوطی، پادشاهی گورکانی، سده هفدهم میلادی

سنت هنری گورکانی، که عمدتاً در مینیاتورهای نقاشی‌شده و همچنین اشیای کوچک لوکس بیان می‌شد، التقاطی بود و از عناصر سبکی و موضوعی ایرانی، هندی، چینی و اروپای رنسانس وام می‌گرفت.[۱۶۸] امپراتوران گورکانی اغلب صحافان، تصویرگران، نقاشان و خوشنویسان ایرانی را به دلیل اشتراکات سبک تیموری و به دلیل علاقه گورکانیان به هنر و خوشنویسی ایرانی، از دربار صفوی جذب می‌کردند.[۱۶۹] مینیاتورهایی که به سفارش امپراتوران گورکانی کشیده می‌شدند، در ابتدا بر پروژه‌های بزرگی تمرکز داشتند که کتاب‌هایی با صحنه‌های تاریخی پرحادثه و زندگی درباری را مصور می‌کردند، اما بعدها شامل تصاویر تکی بیشتری برای آلبوم‌ها شدند، که پرتره‌ها و نقاشی‌های حیوانات را به نمایش می‌گذاشتند و قدردانی عمیقی را از آرامش و زیبایی دنیای طبیعی نشان می‌دادند.[۱۷۰] به عنوان مثال، امپراتور جهانگیر هنرمندان درخشانی مانند استاد منصور را برای به تصویر کشیدن واقع‌گرایانه گیاهان و جانوران غیرمعمول در سراسر پادشاهی مأمور کرد.

آثار ادبی که اکبر و جهانگیر دستور تصویرسازی آن‌ها را دادند، از حماسه‌هایی مانند رزم‌نامه (ترجمه فارسی حماسه هندو، مهاباراتا) تا خاطرات تاریخی یا زندگی‌نامه‌های این خاندان مانند بابُرنامه و اکبرنامه، و توزک جهانگیری را در بر می‌گرفت. آلبوم‌های مجلّل (مرقع) که با خوشنویسی و صحنه‌های هنری تزئین شده بودند، بر روی صفحات با حاشیه‌های تزئینی نصب می‌شدند و سپس با جلدهایی از چرم مهرشده و زرکوب یا نقاشی‌شده و لاکی صحافی می‌شدند.[۱۷۱] اورنگ‌زیب (۱۰۳۷–۱۱۰۰ خورشیدی) هرگز حامی مشتاقی برای نقاشی نبود، عمدتاً به دلایل مذهبی، و در حدود سال ۱۰۴۷ خورشیدی، از جلال و شکوه تشریفات دربار فاصله گرفت، که پس از آن احتمالاً دیگر هیچ نقاشی‌ای سفارش نداد.[۱۷۲]

برگی از فرهنگ جهانگیری، یک فرهنگ لغت فارسی که در دوران گورکانیان گردآوری شده است.

زبان

[ویرایش]

اگرچه گورکانیان پیشینه ترکی-مغولی داشتند، اما به مرور زمان در اقوام بومی جذب شده، و حکومت آن‌ها به احیا و اوج‌گیری زبان فارسی در شبه قاره هند انجامید، و در پایان سده شانزدهم میلادی (سده دهم خورشیدی) زبان ترکی (جغتایی) توسط تعداد نسبتاً کمی در دربار فهمیده می‌شد.[۱۷۳] همراه با حمایت ادبی، فارسی به عنوان یک زبان رسمی و درباری نهادینه شد؛ این امر منجر به این شد که فارسی تقریباً به جایگاه زبان اول برای بسیاری از ساکنان هند گورکانی برسد.[۱۷۴][۱۷۵] مظفر عالم، مورخ، استدلال می‌کند که گورکانیان عمداً از فارسی به عنوان وسیله‌ای برای یک فرهنگ سیاسی هند و پارسی غالب استفاده کردند تا امپراتوری متنوع خود را متحد سازند.[۱۷۶] فارسی تأثیر عمیقی بر زبان‌های آسیای جنوبی گذاشت؛ یکی از این زبان‌ها، که امروزه به عنوان زبان هندوستانی شناخته می‌شود، در اواخر دوره گورکانی در پایتخت شاهنشاهی، دهلی، توسعه یافت. این زبان از دوران سلطنت شاه جهان شروع به استفاده به عنوان یک زبان ادبی در دربار گورکانی کرد، او این زبان را به عنوان زبان داستان‌های (رمان‌های منثور) خود توصیف کرد و جایگزین فارسی به عنوان زبان غیررسمی نخبگان مسلمان شد.[۱۷۷][۱۷۸] به گفته میر تقی میر، شاعر معاصر، «اردو به اقتدار شاه، زبان هندوستان بود.»[۱۷۹][۱۸۰]

نظامی

[ویرایش]

جنگ‌افزارهای باروتی

[ویرایش]
تفنگ فتیله‌ای گورکانی، سده شانزدهم میلادی

هند گورکانی یکی از سه امپراتوری باروتی اسلامی بود، در کنار امپراتوری عثمانی و ایران صفوی.[۳۹][۱۸۱][۱۸۲] تا زمانی که بابر توسط حاکم لودی در لاهور، دولت خان، دعوت شد تا از شورش او علیه سلطان ابراهیم خان لودی حمایت کند، بابر با باروت، سلاح گرم و توپخانه صحرایی و روش استقرار آنها آشنا بود. بابر از کارشناس عثمانی، استاد علی قلی، استفاده کرده بود، که آرایش استاندارد عثمانی را به بابر نشان داد – پیاده‌نظام مجهز به توپخانه و سلاح گرم که توسط واگن‌ها در مرکز محافظت می‌شدند و کماندار سواره در دو جناح قرار داشتند. بابر از این آرایش در نبرد نخست پانی‌پت در سال ۹۰۵ خورشیدی استفاده کرد، جایی که نیروهای افغان و راجپوت وفادار به سلطنت دهلی، اگرچه از نظر تعداد برتر بودند اما فاقد سلاح‌های باروتی بودند و شکست خوردند. پیروزی قاطع نیروهای تیموری یکی از دلایلی است که مخالفان به ندرت در طول تاریخ این پادشاهی، با شاهزادگان گورکانی در نبردهای میدانی روبرو شدند.[۱۸۳] در هند، تفنگ‌های ساخته شده از برنز در کالیکوت (۸۸۳ خورشیدی) و دیو، هند (۹۱۲ خورشیدی) کشف شدند.[۱۸۴] فتح‌الله شیرازی (حدود ۹۶۰ خورشیدی)، یک چندعلمی و مهندس مکانیک ایرانی که برای اکبر کار می‌کرد، یک تفنگ شلیک چندگانه اولیه را توسعه داد. برخلاف پولیبولوس و کمان پولادی تکرارشونده که به ترتیب پیش از این در یونان باستان و چین استفاده می‌شدند، تفنگ سریع‌الآتش شیرازی دارای چندین لوله تفنگ بود که توپ دستی‌های بارگیری شده با باروت را شلیک می‌کردند. این می‌تواند به عنوان نسخه‌ای از یک تفنگ ولِی در نظر گرفته شود.[۱۸۵]

تفنگدار گورکانی، سده هفدهم میلادی

تا سده هفدهم میلادی، هندی‌ها انواع متنوعی از سلاح‌های گرم را تولید می‌کردند؛ به ویژه تفنگ‌های بزرگ در تانجور، داکا، بیجاپور و مرشدآباد قابل مشاهده شدند.[۱۸۶]

توپ‌جنگی و مواد منفجره

[ویرایش]

در سده شانزدهم میلادی، اکبر اولین کسی بود که موشک‌های استوانه‌ای فلزی معروف به بانس را به‌ویژه علیه فیل‌های جنگی، در طول نبرد سمبل، به کار گرفت.[۱۸۷][۱۸۸] در سال ۱۰۳۶ خورشیدی (۱۶۵۷ میلادی)، ارتش پادشاهی گورکانی در جریان محاصره بیدار از موشک استفاده کرد.[۱۸۹] نیروهای شاهزاده اورنگ‌زیب هنگام بالا رفتن از دیوارها، موشک و نارنجک شلیک کردند. سیدی مرجان زمانی که یک موشک به انبار بزرگ باروت او برخورد کرد، به شدت زخمی شد، و پس از بیست و هفت روز نبرد سخت، بیدار توسط گورکانیان تصرف شد.[۱۸۹]

در کتاب تاریخچه آتش یونانی و باروت، جیمز ریدیک پارتینگتون موشک‌های هندی و مین‌های انفجاری را اینگونه توصیف کرده است:[۱۸۴]

موشک‌های جنگی هندی … پیش از استفاده از این موشک‌ها در اروپا، سلاح‌های هولناکی بودند. آنها میله‌های بامبو، بدنه موشکی که به میله بسته شده بود و نوک آهنی داشتند. آنها به سمت هدف نشانه می‌گرفتند و با روشن کردن فتیله شلیک می‌شدند، اما مسیر پرتاب نسبتاً نامنظم بود. استفاده از مین و ضدمین با محموله‌های انفجاری باروت برای دوران اکبر و جهانگیر ذکر شده است.

علم

[ویرایش]

یک برنامه درسی جدید برای مدرسه‌ها که بر اهمیت علوم منقول (علوم عقلی) تأکید داشت و موضوعات جدیدی مانند هندسه، پزشکی، فلسفه و ریاضیات را معرفی کرد. این برنامه درسی جدید مجموعه‌ای از دانشمندان، مهندسان و معماران برجسته را پروراند.[۱۹۰][۱۹۱]

ستاره‌شناسی

[ویرایش]
جنتر منتر در دهلی، ساخته شده توسط سوای جی سینگ دوم

در حالی که به نظر می‌رسد توجه کمی به ستاره‌شناسی نظری وجود داشته، اخترشناسان گورکانی در ستاره‌شناسی رصدی پیشرفت‌هایی داشتند و چندین رساله زیج تولید کردند. همایون یک رصدخانه شخصی در نزدیکی دهلی ساخت. به گفته سلیمان ندوی، جهانگیر و شاه جهان نیز قصد داشتند رصدخانه‌هایی بسازند، اما نتوانستند این کار را انجام دهند. ابزارهای نجومی و فنون رصدی مورد استفاده در رصدخانه‌های گورکانی عمدتاً برگرفته از ستاره‌شناسی اسلامی بودند.[۱۹۲][۱۹۳] در سده هفدهم میلادی، پادشاهی گورکانی شاهد ترکیبی بین ستاره‌شناسی اسلامی و هندو بود، جایی که ابزارهای رصدی اسلامی با فنون محاسباتی هندو ترکیب شدند.[۱۹۲][۱۹۳]

در طول دوران افول پادشاهی گورکانی، جی سینگ دوم، پادشاه هندو، کار ستاره‌شناسی گورکانی را ادامه داد. در اوایل سده هجدهم میلادی، او چندین رصدخانه بزرگ به نام یانترا ماندیر ساخت تا با رصدخانه رصدخانه الغ بیگ در سمرقند به رقابت بپردازد و محاسبات هندو قبلی در سیدهانتاها و مشاهدات اسلامی در زیج سلطانی را بهبود بخشد. ابزارهایی که او استفاده می‌کرد تحت تأثیر ستاره‌شناسی اسلامی بودند، در حالی که فنون محاسباتی از ستاره‌شناسی هندو گرفته شده بودند.[۱۹۲][۱۹۳]

فلزشناسی

[ویرایش]
کره سماوی توسط محمد صالح تتاوی، حدود ۱۶۶۳ میلادی[۱۹۴]

جامعه در پادشاهی گورکانی به اداره کارخانجات می‌پرداخت که به عنوان کارگاه‌هایی برای صنعتگران عمل می‌کردند. این کارخانجات تولیدکننده اسلحه، مهمات و همچنین اقلام مختلفی برای نیازهای دربار و امپراتور مانند لباس، شال، عمامه، جواهرات، ظروف طلا و نقره، عطر، دارو، فرش، رختخواب، چادر، و برای زین و یراق‌های اصطبل سلطنتی از آهن، مس و سایر فلزات بودند.[۱۹۵][۱۹۶][۱۹۷]

یکی دیگر از جنبه‌های اختراع قابل توجه در هند گورکانی، کره سماوی توخالی، بدون درز و ریخته‌گری شده با روش موم گمشده بود. این توسط علی کشمیری بن لقمان در کشمیر در سال ۹۹۸ هجری قمری (۹۶۸–۹۶۹ خورشیدی) اختراع شد. بیست کره دیگر از این نوع بعدها در لاهور و کشمیر در دوران پادشاهی گورکانی تولید شدند. قبل از اینکه این کره‌ها در دهه ۱۹۸۰ مجدداً کشف شوند، متالورژیست‌های مدرن معتقد بودند که تولید کره‌های فلزی توخالی بدون هیچ درزی از نظر فنی غیرممکن است.[۱۹۸] یک کره سماوی متعلق به سده هفدهم میلادی نیز توسط ضیاءالدین محمد در لاهور در سال ۱۰۴۷ خورشیدی (۱۶۶۸ میلادی) ساخته شد (که اکنون در پاکستان است).[۱۹۹]

زبان فارسی

[ویرایش]
بنای باشکوه تاج محل از آثار دوره گورکانیان

در زمان گورکانیان هند زبان فارسی در این کشور گسترش پیدا کرد. هر چند آشنایی هند به‌ویژه شمال آن مانند منطقه سند از قرن نهم با زبان فارسی آشنا شده بودند اما این گورکانیان بودند که زبان فارسی را زبان رسمی دیوان اعلام کردند و با حمایت از شاعران پارسی‌گوی به زبان فارسی خدمت زیادی کردند.[۲۰۰] اگر چه پیش از به قدرت رسیدن این خاندان در هند، دین اسلام توسط عرفای فارسی‌زبان در شبه قاره هند نفوذ کرده بود، اما تأثیر ظهور این خاندان در هندوستان، گسترش و رونق زبان فارسی را به اندازه ای رسانید که ادبیات فارسی نه تنها مایه حیات روحی مردم عام شد بلکه این زبان، زبان رسمی درباریان نیز گردید. این رویکرد باعث مهاجرت بسیاری از هنرمندان، نویسندگان و شاعران از ایران به هند شد.[۲۰۱] دوران طلایی ادب فارسی در هند، دورهٔ اکبر کبیر است. به دستور وی وزیرش تودارمال فرمانی را صادر کرد که به موجب آن، زبان فارسی، زبان تمام امپراتوری اعلام گردید. همچنین به فرمان اکبر شاه برخی از کتاب‌های مهم هندوان از سانسکریت به نظم و نثر فارسی ترجمه شد و بر غنای ادب فارسی افزوده گردید. اگر در دورهٔ غزنویان مرکز زبان فارسی در هند تنها شهر لاهور بود، این مرکزیت در سده‌های بعدی به ترتیب به مولتان و دهلی و اگره منتقل گردید. علاوه بر شاعران و عالمان و نویسندگان ایرانی که در مدت چند سده به هند مهاجرت کردند، از هندیان اعم از مسلمان و هندو، شاعران و نویسندگان و عالمان بزرگی ظهور کردند که از مهم‌ترین این چهره‌ها بیدل دهلوی از شاعران سبک هندی است. دوران فرمانروایی گورکانیان هند با دورهٔ فرمانروایی دودمان صفوی در ایران هم‌زمان است که این خود به گونه‌ای ناخواسته یکی از عوامل مؤثر در نیرو گرفتن زبان پارسی در هند به‌شمار می‌رود. نوع نگاه پادشاهان صفوی به ادبیات و فرهنگ به گونه‌ای بود که شاعران و نویسندگان ایران را از بخشش و نواخت پادشاهان صفوی ناامید می‌کرد و آنان گاه ناگزیر و گاه مشتاقانه رهسپار دربار ادب‌پرور گورکانی می‌شدند.[۲۰۲]

فهرست پادشاهان

[ویرایش]
تصویر نام ملقب نام تولد تولد دوران حکومت درگذشت
۱ بابر
بابر
ظهیرالدین محمد
ظهیر الدین محمد
۱۴ فوریه ۱۴۸۳ اندیجان، ازبکستان ۲۰ آوریل ۱۵۲۶ – ۲۶ دسامبر ۱۵۳۰ ۲۶ دسامبر ۱۵۳۰ (۴۷ ساله) آگرا، هند
۲ همایون
همایوں
نصیرالدین محمد
نصیر الدین محمد
۶ مارس ۱۵۰۸ کابل، افغانستان ۲۶ دسامبر ۱۵۳۰ – ۱۷ مه ۱۵۴۰

۲۲ فوریه ۱۵۵۵ – ۲۷ ژانویه ۱۵۵۶

(۱۰ سال، ۳ ماه و ۲۵ روز)

۲۷ ژانویه ۱۵۵۶ (۴۷ ساله) دهلی، هند
۳ اکبر
اکبر
جلال‌الدین محمد
جلال الدین محمد
۱۵ اکتبر ۱۵۴۲ عمرکوت، پاکستان ۱۱ فوریه ۱۵۵۶ – ۲۷ اکتبر ۱۶۰۵

(۴۹ سال و ۹ ماه)

۲۷ اکتبر ۱۶۰۵ (۶۳ ساله) آگرا، هند
۴ جهانگیر
جهانگیر
نورالدین محمد
نور الدین محمد
۳۱ اوت ۱۵۶۹ آگرا، هند ۳ نوامبر ۱۶۰۵ – ۲۸ اکتبر ۱۶۲۷

(۲۱ سال و ۱۱ ماه و ۲۳ روز)

۲۸ اکتبر ۱۶۲۷ (۵۸ ساله) بهیمبر، کشمیر آزاد، پاکستان[۲۰۳]
۵ شاه جهان
شاه جهان
شهاب‌الدین محمد
شهاب الدین محمد
۵ ژانویه ۱۵۹۲ لاهور، پاکستان ۱۹ ژانویه ۱۶۲۸ – ۳۱ ژوئیه ۱۶۵۸

(۳۰ سال و ۸ ماه و ۲۵ روز)

۲۲ ژانویه ۱۶۶۶ (۷۴ ساله) آگرا، هند
۶ اورنگ‌زیب
اورنگزیب

عالمگیر
عالمگیر

محی‌الدین محمد
محی الدین محمد
۳ نوامبر ۱۶۱۸ گجرات، هند ۳۱ ژوئیه ۱۶۵۸ – ۳ مارس ۱۷۰۷

(۴۸ سال و ۷ ماه)

۳ مارس ۱۷۰۷ (۸۸ ساله) احمدنگر، هند
۷ اعظم شاه
اعظم شاه
قطب‌الدین محمد
قطب الدین محمد
۲۸ ژوئن ۱۶۵۳ برهان‌پور، هند ۱۴ مارس ۱۷۰۷ – ۲۰ ژوئن ۱۷۰۷ ۲۰ ژوئن ۱۷۰۷ (۵۳ ساله) آگرا، هند
۸ بهادر شاه یکم
بهادر شاه
قطب‌الدین محمد
قطب الدین محمد
۱۴ اکتبر ۱۶۴۳ برهان‌پور، هند ۱۹ ژوئن ۱۷۰۷ – ۲۷ فوریه ۱۷۱۲

(۴ سال و ۲۵۳ روز)

۲۷ فوریه ۱۷۱۲ (۶۸ ساله) لاهور، پاکستان
۹ جهاندار شاه
جهاندار شاه
معزالدین محمد
معز الدین محمد
۹ مه ۱۶۶۱ دکن، هند ۲۷ فوریه ۱۷۱۲ – ۱۱ فوریه ۱۷۱۳

(۳۵۰ روز)

۱۲ فوریه ۱۷۱۳ (۵۱ ساله) دهلی، هند
۱۰ فرخ‌سیر
فرخ سیر
معین‌الدین محمد
موئن الدین محمد
پادشاه دست‌نشانده تحت فرمان برادران سید
۲۰ اوت ۱۶۸۵ اورنگ‌آباد، هند ۱۱ ژانویه ۱۷۱۳ – ۲۸ فوریه ۱۷۱۹

(۶ سال و ۴۸ روز)

۱۹ آوریل ۱۷۱۹ (۳۳ ساله) دهلی، هند
۱۱ رفیع‌الدرجات
رفیع الدرجات
شمس‌الدین محمد
شمس الدین محمد
پادشاه دست‌نشانده تحت فرمان برادران سید
۱ دسامبر ۱۶۹۹ ۲۸ فوریه ۱۷۱۹ – ۶ ژوئن ۱۷۱۹

(۹۸ روز)

۶ ژوئن ۱۷۱۹ (۱۹ ساله) آگرا، هند
۱۲ شاه جهان دوم
شاه جهان دوم
رفیع‌الدین محمد
رفع الدین محمد
پادشاه دست‌نشانده تحت فرمان برادران سید
۵ ژانویه ۱۶۹۶ ۶ ژوئن ۱۷۱۹ – ۱۷ سپتامبر ۱۷۱۹

(۱۰۵ روز)

۱۸ سپتامبر ۱۷۱۹ (۲۳ ساله) آگرا، هند
۱۳ محمد شاه
محمد شاه
نصیرالدین محمد
نصیر الدین محمد
۷ اوت ۱۷۰۲ غزنی، افغانستان ۲۷ سپتامبر ۱۷۱۹ – ۲۶ آوریل ۱۷۴۸

(۲۸ سال و ۲۱۲ روز)

۲۶ آوریل ۱۷۴۸ (۴۵ ساله) دهلی، هند
۱۴ احمد شاه بهادر
احمد شاه بهادر
مجاهدالدین محمد
مجاهد الدین محمد
۲۳ دسامبر ۱۷۲۵ دهلی، هند ۲۹ آوریل ۱۷۴۸ – ۲ ژوئن ۱۷۵۴

(۶ سال و ۳۷ روز)

۱ ژانویه ۱۷۷۵ (۴۹ ساله) دهلی، هند
۱۵ عالمگیر دوم
عالمگیر دوم
عزیزالدین محمد
عزیز اُلدین محمد
۶ ژوئن ۱۶۹۹ برهان‌پور، هند ۳ ژوئن ۱۷۵۴ – ۲۹ نوامبر ۱۷۵۹

(۵ سال و ۱۸۰ روز)

۲۹ نوامبر ۱۷۵۹ (۶۰ ساله) کوتلا فتح شاه، هند
۱۶ شاه جهان سوم
شاه جهان سوم
محی‌الملت
محی الملت
۱۷۱۱ ۱۰ دسامبر ۱۷۵۹ – ۱۰ اکتبر ۱۷۶۰

(۲۸۲ روز)

۱۷۷۲ (۶۰–۶۱ ساله)
۱۷ شاه عالم دوم
شاه عالم دوم
جلال‌الدین محمد علی گوهر
جلال الدین علی گوهر
۲۵ ژوئن ۱۷۲۸ دهلی، هند ۱۰ اکتبر ۱۷۶۰ – ۳۱ ژوئیه ۱۷۸۸

(۲۷ سال و ۳۰۱ روز)

۱۹ نوامبر ۱۸۰۶ (۷۸ ساله) دهلی، هند
۱۸ جهان شاه
جهان شاه
بیدار بخت محمود شاه بهادر جهان شاه
 بیدار بخت محمود شاه بهادر جهان شاه 
پادشاه دست‌نشانده تحت فرمان غلام قادر روهیله
۱۷۴۹ دهلی، هند ۳۱ ژوئیه ۱۷۸۸ – ۱۱ اکتبر ۱۷۸۸

(۶۳ روز)

۱۷۹۰ (۴۰–۴۱ ساله) دهلی، هند
۱۷ شاه عالم دوم
شاه عالم دوم
جلال‌الدین محمد علی گوهر
جلال الدین علی گوهر
پادشاه دست‌نشانده تحت فرمان کنفدراسیون مراتا
۲۵ ژوئن ۱۷۲۸ دهلی، هند ۱۶ اکتبر ۱۷۸۸ – ۱۹ نوامبر ۱۸۰۶

(۱۸ سال و ۳۴ روز)

۱۹ نوامبر ۱۸۰۶ (۷۸ ساله) دهلی، هند
۱۹ اکبر شاه دوم
اکبر شاه دوم
معین‌الدین محمد
میرزا اکبر
پادشاه دست‌نشانده تحت فرمان کمپانی هند شرقی
۲۲ آوریل ۱۷۶۰ موکوندپور، هند ۱۹ نوامبر ۱۸۰۶ – ۲۸ سپتامبر ۱۸۳۷

(۳۰ سال و ۳۲۱ روز)

۲۸ سپتامبر ۱۸۳۷ (۷۷ ساله) دهلی، هند
۲۰ بهادر شاه دوم ظفر
بهادر شاه ظفر
ابو ظفر سراج‌الدین محمد
ابو ظفر سراج اُلدین محمد
۲۴ اکتبر ۱۷۷۵ دهلی، هند ۲۸ سپتامبر ۱۸۳۷ – ۲۱ سپتامبر ۱۸۵۷

(۱۹ سال و ۳۶۰ روز)

۷ نوامبر ۱۸۶۲ (۸۷ ساله) رنگون، میانمار

جستارهای وابسته

[ویرایش]

یادداشت

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]
  1. ۱٫۰ ۱٫۱ Vanina, Eugenia (2012). Medieval Indian Mindscapes: Space, Time, Society, Man. Primus Books. p. 47. ISBN 978-93-80607-19-1. Archived from the original on 22 September 2023. Retrieved 19 October 2015.
  2. Hardy, P. (1979). "Modern European and Muslim Explanations of Conversion to Islam in South Asia: A Preliminary Survey of the Literature". In Levtzion, Nehemia (ed.). Conversion to Islam. Holmes & Meier. p. 69. ISBN 978-0-8419-0343-2. Archived from the original on 3 April 2023. Retrieved 19 March 2023.
  3. Sinopoli 1994, p. 294.
  4. Turchin, Peter; Adams, Jonathan M.; Hall, Thomas D. (2006). "East–West Orientation of Historical Empires and Modern States". Journal of World-Systems Research. 12 (2): 219–229. doi:10.5195/JWSR.2006.369. ISSN 1076-156X.
  5. Rein Taagepera (September 1997). "Expansion and Contraction Patterns of Large Polities: Context for Russia". International Studies Quarterly. 41 (3): 475–504. doi:10.1111/0020-8833.00053. ISSN 0020-8833. JSTOR 2600793. Archived from the original on 19 November 2018. Retrieved 6 July 2019.
  6. Bang, Peter Fibiger; Bayly, C. A.; Scheidel, Walter (2020). The Oxford World History of Empire: Volume One: The Imperial Experience (به انگلیسی). Oxford University Press. pp. 92–94. ISBN 978-0-19-977311-4.
  7. Dyson, Tim (2018). A Population History of India: From the First Modern People to the Present Day. Oxford University Press. pp. 70–71. ISBN 978-0-19-256430-6. مشاهدات نشان می‌دهد که عدم قطعیت قابل توجهی در مورد اندازه جمعیت هند در حدود ۹۷۴ خورشیدی وجود دارد. برآوردهای جدی از ۱۱۶ تا ۱۴۵ میلیون (با میانگین ۱۲۵ میلیون) متغیر است. با این حال، رقم واقعی ممکن است حتی خارج از این محدوده باشد. بر این اساس، در حالی که به نظر می‌رسد جمعیت در طول قرن هفدهم رشد کرده است، بعید است که ما هرگز بتوانیم تصویر خوبی از اندازه آن در ۱۰۸۶ خورشیدی داشته باشیم.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ József Böröcz (2009). The European Union and Global Social Change. Routledge. p. 21. ISBN 978-1-135-25580-0. Retrieved 26 June 2017.
  9. Richards 1995, pp. 73–74.
  10. (Stein 2010، صص. 159–). Quote: "قلمرو تعریف و اداره شده به این شکل، سرزمینی پهناور به مساحت تقریبی ۷۵۰٬۰۰۰ مایل مربع [۱٬۹۰۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع] بود که از مرز آسیای مرکزی در شمال افغانستان تا ارتفاعات شمالی فلات دکن، و از حوضه سند در غرب تا ارتفاعات آسام در شرق گسترش یافته بود."
  11. Richards, John F. (2012-03-28). The Mughal Empire (به انگلیسی). Cambridge University Press. ISBN 978-0-511-58406-0.
  12. Gilbert, Marc Jason (2017), South Asia in World History, Oxford University Press, p. 62, ISBN 978-0-19-066137-3, retrieved 15 July 2019 Quote: "بابُر سپس به طرز زیرکانه‌ای به عثمانی‌ها قول داد که در ازای کمک نظامی‌شان به آن‌ها حمله نکند، کمکی که به شکل جدیدترین اختراعات میدان نبرد، یعنی تفنگ فتیله‌ای و توپ‌های ریخته‌گری، و همچنین مربیانی برای آموزش افرادش جهت استفاده از آن‌ها، دریافت کرد."
  13. (Stein 2010، صص. 159–). Quote: "تاریخ احتمالی دیگری برای آغاز حکومت گورکانی، سال ۹۷۸ خورشیدی است، زمانی که نهادهای تعریف‌کننده این حکومت به طور مستحکمی برقرار شدند و قلب امپراتوری مشخص شد؛ هر دوی این‌ها دستاورد اکبر، نوه بابُر، بودند."
  14. (Stein 2010، صص. 159–). Quote: "به طور متعارف، عمر امپراتوری خاندان گورکانی در سال ۱۰۸۶ خورشیدی، هنگام مرگ اورنگ زیب، یکی از نوادگان نسل پنجم بابُر، به پایان رسیده تلقی می‌شود. سلطنت پنجاه ساله او در سال ۱۰۳۷ خورشیدی آغاز شد در حالی که به نظر می‌رسید دولت گورکانی همچنان قوی یا حتی قوی‌تر از همیشه است. اما در سال‌های پایانی اورنگ زیب، دولت به ورطه نابودی کشیده شد، که یک دهه و نیم پس از مرگ او از هم پاشید؛ تا سال ۱۱۰۰ خورشیدی، حکومت پادشاهی گورکانی عمدتاً به پایان رسیده بود و عصر دو قرن امپراتوری بسته شده بود."
  15. (Richards 1995، ص. xv). Quote: "تا تاریخ آخر (۱۱۰۰ خورشیدی)، ساختار اساسی دولت متمرکز به شکلی غیرقابل ترمیم از هم پاشیده بود."
  16. (Stein 2010، صص. 159–). Quote: "لاف‌زنی دربارهٔ چنین اجدادی، خصلت محوری رژیم گورکانی به عنوان یک دولت جنگجو را برجسته می‌کرد: این دولت در جنگ زاده شد و تا قرن دوازدهم خورشیدی که جنگ آن را نابود کرد، با جنگ حفظ شد."
  17. (Robb 2011، صص. 108–). Quote: "دولت گورکانی برای جنگ تجهیز شده بود و تا زمانی که در نبردهایش پیروز می‌شد، موفق بود. قلمرو خود را تا حدی از طریق شبکه پایگاه‌هایش، از پایتخت‌های مستحکم آن در آگرا، دهلی یا لاهور که قلب این سرزمین‌ها را تعریف می‌کردند، تا قلعه‌های تبدیل‌شده و گسترش‌یافته راجستان و دکن، کنترل می‌کرد. اراده پادشاه اغلب در میدان نبرد اجرا می‌شد. صدها پیشاهنگ ارتش منبع مهمی برای اطلاعات بودند. اما ساختار اداری امپراتوری نیز توسط جنگ تعریف شده و به سمت آن هدایت شده بود. پاسگاه‌های نظامی محلی یا «تانا» ها نظم را حفظ می‌کردند. فرماندهان نظامی و غیرنظامی پادشاهی که مستقیماً منصوب می‌شدند («فوج‌دار» ها)، سواره‌نظام و پیاده‌نظام، یا امور اداری را در هر منطقه کنترل می‌کردند. دهقانان نیز اغلب مسلح بودند، توانایی حمایت از قدرت‌های منطقه‌ای را داشتند و مستعد شورش به نفع خود بودند: آرام‌سازی مداوم از فرمانروایان انتظار می‌رفت."
  18. Gilbert, Marc Jason (2017), South Asia in World History, Oxford University Press, pp. 75–, ISBN 978-0-19-066137-3, archived from the original on 22 September 2023, retrieved 15 July 2019 Quote: "با کمک صفویان و عثمانی‌ها، گورکانیان به زودی به این دو قدرت در یک حکومت سه گانه از دولت‌های اوایل دوران مدرن که جنگجو محور، توسعه‌طلب، و هم از نظر نظامی و هم بوروکراتیک کارآمد بودند، پیوستند، دولت‌هایی که اکنون اغلب به دلیل مهارت مشترکشان در استفاده از چنین سلاح‌هایی برای تسخیر سرزمین‌هایی که به دنبال کنترل آن‌ها بودند، «امپراتوری‌های باروت» نامیده می‌شوند."
  19. Asher & Talbot 2006, p. 115.
  20. Robb 2011, pp. 99–100.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ ۲۱٫۲ Asher & Talbot 2006, pp. 152–.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ (Stein 2010، صص. 164–). Quote: "پایگاه منابع نظام جدید اکبر، درآمد حاصل از زمین بود."
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ (Asher و Talbot 2006، صص. 158–). Quote: "امپراتوری گورکانی در داخل یک توده زمینی بزرگ مستقر بود و بخش عمده درآمد خود را از کشاورزی به دست می‌آورد."
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ (Stein 2010، صص. 164–). Quote: "برآورد می‌شود که به خوبی بیش از نیمی از محصول مزارع در قلمرو او، پس از تأمین هزینه‌های تولید، از طریق مالیات‌های رسمی و عوارض غیررسمی از تولیدکنندگان دهقان گرفته می‌شد. علاوه بر این، پرداخت‌ها به صورت پول مطالبه می‌شد و این امر نیاز به یک واحد پول نقره‌ای با تنظیم خوب داشت."
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ (Asher و Talbot 2006، صص. 152–). Quote: "شرط او مبنی بر پرداخت مالیات زمین به صورت نقدی، دهقانان را وادار کرد تا وارد شبکه‌های بازار شوند، جایی که می‌توانستند پول لازم را به دست آورند، در حالی که استانداردسازی واحد پول پادشاهی، مبادله کالا در ازای پول را آسان‌تر کرد."
  26. (Asher و Talbot 2006، صص. 152–). Quote: "مهمتر از همه، دوره طولانی صلح نسبی که توسط قدرت اکبر آغاز شد و توسط جانشینان او حفظ گردید، به گسترش اقتصادی هند کمک کرد."
  27. (Asher و Talbot 2006، صص. 186–). Quote: "با رشد حضور اروپاییان در هند، تقاضاهای آن‌ها برای کالاهای هندی و حقوق تجاری افزایش یافت، که بدین ترتیب ثروت بیشتری را به دربارهای هندی که از قبل هم ثروتمند بودند، سرازیر کرد."
  28. (Asher و Talbot 2006، صص. 186–). Quote: "نخبگان پول بیشتری را صرف کالاهای لوکس و سبک زندگی باشکوه می‌کردند، و فرمانروایان گاهی اوقات شهرهای پایتخت کاملاً جدیدی می‌ساختند."
  29. (Asher و Talbot 2006، صص. 186–). Quote: "همه این عوامل منجر به حمایت بیشتر از هنرها، از جمله منسوجات، نقاشی‌ها، معماری، جواهرات، و سلاح‌ها برای برآورده کردن الزامات تشریفاتی پادشاهان و شاهزادگان شد."
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ Centre, UNESCO World Heritage. "Taj Mahal". UNESCO World Heritage Centre. Archived from the original on 1 February 2018. Retrieved 7 May 2020.
  31. Hardy, P. (1979). "Modern European and Muslim Explanations of Conversion to Islam in South Asia: A Preliminary Survey of the Literature". In Levtzion, Nehemia (ed.). Conversion to Islam. Holmes & Meier. p. 69. ISBN 978-0-8419-0343-2. Archived from the original on 3 April 2023. Retrieved 19 March 2023.
  32. "Name of the Monument/ site: Tomb of Aurangzeb" (PDF). asiaurangabad.in. Archived from the original (PDF) on 23 September 2015.
  33. Parvez, Aslam; Fārūqī, At̤har (2017). The life & poetry of Bahadur Shah Zafar. New Delhi, India: Hay House India. ISBN 978-93-85827-47-1. OCLC 993093699.
  34. "Indian History Collective". 2023-12-30. Archived from the original on 2023-12-30.
  35. Mosca, Matthew (2013). From Frontier Policy to Foreign Policy: The Question of India and the Transformation of Geopolitics in Qing China (به انگلیسی). Stanford University Press. pp. 78–94. ISBN 978-0-8047-8538-9. Archived from the original on 7 November 2023. Retrieved 7 November 2023.
  36. Fontana, Michela (2011). Matteo Ricci: A Jesuit in the Ming Court. Rowman & Littlefield Publishers. p. 32. ISBN 978-1-4422-0588-8. Archived from the original on 22 September 2023. Retrieved 19 October 2015.
  37. Zahir ud-Din Mohammad (2002). Thackston, Wheeler M. (ed.). The Baburnama: Memoirs of Babur, Prince and Emperor. New York: Modern Library. p. xlvi. ISBN 978-0-375-76137-9. در هند، این دودمان همیشه خود را گورکانی می‌نامیدند، برگرفته از لقب تیمور یعنی گورکان، که شکل فارسی شده واژه مغولی kürägän به معنای «داماد» بود، لقبی که او پس از ازدواج با یک شاهزاده خانم چنگیزی به خود گرفت.
  38. John Walbridge. God and Logic in Islam: The Caliphate of Reason. p. 165. Persianate Mogul Empire.
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ ۳۹٫۲ ۳۹٫۳ Hodgson, Marshall G. S. (2009). The Venture of Islam. Vol. 3. University of Chicago Press. p. 62. ISBN 978-0-226-34688-5.
  40. Canfield, Robert L. (2002). Turko-Persia in Historical Perspective. Cambridge University Press. p. 20. ISBN 978-0-521-52291-5.
  41. Huskin, Frans Husken; Dick van der Meij (2004). Reading Asia: New Research in Asian Studies. Routledge. p. 104. ISBN 978-1-136-84377-8.
  42. ۴۲٫۰۰ ۴۲٫۰۱ ۴۲٫۰۲ ۴۲٫۰۳ ۴۲٫۰۴ ۴۲٫۰۵ ۴۲٫۰۶ ۴۲٫۰۷ ۴۲٫۰۸ ۴۲٫۰۹ ۴۲٫۱۰ ۴۲٫۱۱ Berndl, Klaus (2005). National Geographic Visual History of the World. National Geographic Society. pp. 318–320. ISBN 978-0-7922-3695-5.
  43. Gérard Chaliand, A Global History of War: From Assyria to the Twenty-First Century, University of California Press, California 2014, p. 151
  44. Bayley, Christopher (1990). The European Emergence. The Mughals Ascendant. Time-Life Books. p. 151. ISBN 0-7054-0982-1.
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ ۴۵٫۲ Richards 1995, p. 8.
  46. Asher & Talbot 2006, p. 117.
  47. Asher & Talbot 2006, p. 116.
  48. Bayley, Christopher (1990). The European Emergence. The Mughals Ascendant. Time-Life Books. p. 154. ISBN 0-7054-0982-1.
  49. Majumdar 1974, pp. 59, 65.
  50. Richards 1995, p. 12.
  51. Ballhatchet, Kenneth A. "Akbar". Encyclopædia Britannica. Archived from the original on 25 May 2023. Retrieved 17 July 2017.
  52. Smith, Vincent Arthur (1917). Akbar the Great Mogul, 1542–1605. Oxford at The Clarendon Press. pp. 13–14.
  53. Begum, Gulbadan (1902). The History of Humāyūn (Humāyūn-Nāma). Translated by Beveridge, Annette S. Royal Asiatic Society. pp. 237–239.
  54. Stein 2010, p. 162.
  55. Asher & Talbot 2006, p. 128.
  56. ۵۶٫۰ ۵۶٫۱ Mohammada, Malika (2007). The Foundations of the Composite Culture in India. Aakar Books. p. 300. ISBN 978-81-89833-18-3.
  57. Gilbert, Marc Jason (2017). South Asia in World History. Oxford University Press. p. 79. ISBN 978-0-19-976034-3. Archived from the original on 22 September 2023. Retrieved 22 August 2017.
  58. Muhammad-Hadi (1999). Preface to The Jahangirnama. Translated by Thackston, Wheeler M. Oxford University Press. p. 4. ISBN 978-0-19-512718-8.
  59. Jahangir, Emperor of Hindustan (1999). The Jahangirnama: Memoirs of Jahangir, Emperor of India. Translated by Thackston, Wheeler M. Oxford University Press. p. 65. ISBN 978-0-19-512718-8.
  60. Faruqui, Munis D. (2012). The Princes of the Mughal Empire, 1504–1719. Cambridge University Press. pp. 268–269. ISBN 978-1-107-02217-1.
  61. Robb 2011, pp. 97–98.
  62. ۶۲٫۰ ۶۲٫۱ Asher & Talbot 2006, p. 267.
  63. ۶۳٫۰ ۶۳٫۱ "BBC – Religions – Sikhism: Origins of Sikhism". BBC (به انگلیسی). 30 September 2009. Archived from the original on 17 August 2018. Retrieved 19 February 2021.
  64. Mehta, Jaswant Lal (1984) [First published 1981]. Advanced Study in the History of Medieval India (به انگلیسی). Vol. II (2nd ed.). Sterling Publishers Pvt. Ltd. p. 59. ISBN 978-81-207-1015-3. OCLC 1008395679.
  65. Singhal, Damodar P. (1983). A History of the Indian People. Methuen. p. 193. ISBN 978-0-413-48730-8. Archived from the original on 22 September 2023. Retrieved 4 May 2021.
  66. Dara Shikoh بایگانی‌شده در ۳ آوریل ۲۰۲۳ توسط Wayback Machine Medieval Islamic Civilization: An Encyclopedia, by Josef W. Meri, Jere L Bacharach. Routledge, 2005. شابک ‎۰−۴۱۵−۹۶۶۹۰−۶. pp. 195–196.
  67. Truschke 2017, p. 68.
  68. Faruqui, Munis D. "Awrangzīb". In Fleet, Kate; Krämer, Gudrun; Matringe, Denis; Nawas, John; Rowson, Everett (eds.). Encyclopaedia of Islam, THREE. Brill Online. doi:10.1163/1573-3912_ei3_COM_23859. ISSN 1873-9830.
  69. Robb 2011, p. 98.
  70. Abhishek Kaicker (2020). The King and the People: Sovereignty and Popular Politics in Mughal Delhi. Oxford University Press. p. 160. ISBN 978-0-19-007067-0. Archived from the original on 3 April 2023. Retrieved 19 March 2023.
  71. ۷۱٫۰ ۷۱٫۱ Burton-Page, J.; Islam, Riazul; Athar Ali, M.; Moosvi, Shireen; Moreland, W. H.; Bosworth, C. E.; Schimmel, Annemarie; Koch, Ebba; Hall, Margaret (2012-04-24), "Mug̲h̲als", Encyclopaedia of Islam (به انگلیسی) (2nd ed.), Brill, doi:10.1163/1573-3912_islam_com_0778, archived from the original on 31 March 2022, retrieved 2022-03-31
  72. Richards 1995, pp. 220–222.
  73. ۷۳٫۰ ۷۳٫۱ Richards 1995, p. 252.
  74. Asher & Talbot 2006, p. 225.
  75. Copeland, Ian; Mabbett, Ian; Roy, Asim; Brittlebank, Kate; Bowles, Adam (2012). A History of State and Religion in India. London and New York: Routledge. pp. 118, 119, 154. ISBN 978-0-415-58066-3. (ص. ۱۵۴) حتی اورنگ زیب، که در تصور عمومی کلیشه‌ای از یک احیاگر سرسخت اسلامی با تمایلات شدید ضد هندو است، همان‌طور که در فصل ۵ نشان دادیم، به همان اندازه که معابد را تخریب می‌کرد، حامی ساخت آن‌ها بود، و در صورت نیاز، حامی برهمن‌ها نیز بود. (ص. ۱۱۹) … همین امر در مورد مسئله تخریب معابد نیز صدق می‌کرد. … چنین اعمالی در دوره سلطنت به دلایل مصلحت سیاسی انجام می‌شد، نه در نتیجه تعصب مذهبی، و این در زمان گورکانیان نیز چنین بود. حتی اورنگ زیب، که در تاریخ‌نگاری قدیمی به عنوان ویرانگر معابد بدنام است، در واقع معابد بسیار بیشتری را ساخت تا تخریب کند. (ص. ۱۱۸) مانند اکثر حاکمان شبه قاره، گورکانیان از نهادهای مسلمان و غیرمسلمان حمایت می‌کردند. آنها بودجه ساخت مساجد و تأمین مالی معابد را به‌طور یکسان تأمین می‌کردند.
  76. Truschke 2017, p. 58.
  77. Audrey Truschke (2021). the Language of History: Sanskrit Narratives of Indo-Muslim Rule. Publisher:Columbia University Press. ISBN 978-0-231-55195-3. Archived from the original on 3 April 2023. Retrieved 19 March 2023.
  78. Muhammad Yasin (1958). A Social History of Islamic India, 1605–1748. Upper India Publishing House. p. 18. Archived from the original on 3 April 2023. Retrieved 27 March 2023. به حاکمان واقعی و فرمانروایان "بالفعل" تبدیل شدند، زمانی که شروع به پادشاه کردن و عزل کردن پادشاهان نمودند. آن‌ها نوعی اخوت عمومی را در میان خود ایجاد کرده بودند.
  79. Columbia University Press (2000). Columbia Chronologies of Asian History and Culture. Columbia University Press. p. 285. ISBN 978-0-231-11004-4. Archived from the original on 3 April 2023. Retrieved 19 March 2023.
  80. Richard M. Eaton (2013). Eaton, Richard M.; Faruqui, Munis D.; Gilmartin, David; Kumar, Sunil (eds.). Expanding Frontiers in South Asian and World History Essays in Honour of John F. Richards. Cambridge University Press. p. 21. doi:10.1017/CBO9781107300002. ISBN 978-1-107-03428-0. من تمام این ارتش (مارات‌ها) را از آن خود می‌دانم… من با آن‌ها به توافق می‌رسم و ملوک‌گیری (غارت) در آن سوی نرمادا را به آن‌ها واگذار خواهم کرد.
  81. Pagadi, Setu Madhavarao (1970). "Maratha-Nizam Relations: Nizam-Ul-Mulk's Letters". Annals of the Bhandarkar Oriental Research Institute. 51 (1/4): 94. دربار گورکانی با نظام‌الملک خصومت داشت… نظام در فعالیت‌های مارات‌ها در مالوا و گجرات دخالت نکرد… نظام‌الملک ارتش مارات‌ها را در نظر گرفت…
  82. Salma Ahmed Farooqui (2011). A Comprehensive History of Medieval India: Twelfth to the Mid-eighteenth Century. Pearson Education India. p. 309. ISBN 978-8131732021. نکته نگران‌کننده‌تر این بود که اعلام استقلال به سایر نقاط پادشاهی نیز سرایت کرده بود و فرمانداران حیدرآباد، بنگال و اوده نیز به زودی پادشاهی‌های مستقلی را تأسیس کردند.
  83. ۸۳٫۰ ۸۳٫۱ Bose, Sugata; Jalal, Ayesha (2004). Modern South Asia: History, Culture, Political Economy (2nd ed.). Routledge. p. 41. ISBN 978-0-203-71253-5.
  84. Rathod, N.G. (1994). The Great Maratha Mahadaji Scindia. New Delhi: Sarup & Sons. p. 8. ISBN 978-81-85431-52-9.
  85. ۸۵٫۰ ۸۵٫۱ ۸۵٫۲ Conermann, Stephan (2015). "Mughal Empire". Encyclopedia of Early Modern History Online. Brill. doi:10.1163/2352-0272_emho_COM_024206. Retrieved 2022-03-28.
  86. Kirsten McKenzie; Robert Aldrich (2013). The Routledge History of Western Empires (ebook) (به انگلیسی). Taylor & Francis. p. 333. ISBN 978-1-317-99987-4. Retrieved 14 March 2024.
  87. Richards, J.F. (1981). "Mughal State Finance and the Premodern World Economy". Comparative Studies in Society and History. 23 (2): 285–308. doi:10.1017/s0010417500013311. JSTOR 178737. S2CID 154809724.
  88. ۸۸٫۰ ۸۸٫۱ ۸۸٫۲ Robinson, Francis (2009), "Mughal Empire", The Oxford Encyclopedia of the Islamic World (به انگلیسی), Oxford University Press, doi:10.1093/acref/9780195305135.001.0001, ISBN 978-0-19-530513-5, archived from the original on 29 March 2022, retrieved 2022-03-28
  89. Gladden, E.N. (2019). A History of Public Administration Volume II: From the Eleventh Century to the Present Day. Routledge. pp. 234–236. ISBN 978-0-429-42321-5.
  90. Michael, Bernardo A. (2012). Statemaking and Territory in South Asia. Anthem Press. p. 67. doi:10.7135/upo9780857285324.005. ISBN 978-0-85728-532-4.
  91. Michael, Bernardo A. (2012). Statemaking and Territory in South Asia. Anthem Press. pp. 69, 75, 77–78. doi:10.7135/upo9780857285324.005. ISBN 978-0-85728-532-4.
  92. ۹۲٫۰ ۹۲٫۱ Sinopoli 1994, pp. 294–295.
  93. Sinopoli 1994, pp. 304–305.
  94. Samrin, Farah (2005). "The City of Kabul Under the Mughals". Proceedings of the Indian History Congress. 66: 1307. JSTOR 44145943. Archived from the original on 29 June 2021. Retrieved 14 December 2021.
  95. Sinopoli 1994, pp. 296 & 298.
  96. Bosworth, Clifford Edmund (2008). Historic cities of the Islamic world. Brill. p. 127. ISBN 978-90-04-15388-2. OCLC 231801473.
  97. ۹۷٫۰ ۹۷٫۱ ۹۷٫۲ ۹۷٫۳ ۹۷٫۴ ۹۷٫۵ Chatterjee, Nandini (2019-12-01), "Courts of law, Mughal", Encyclopaedia of Islam, Three (به انگلیسی), Brill, doi:10.1163/1573-3912_ei3_com_25171, archived from the original on 13 December 2021, retrieved 2021-12-13
  98. ۹۸٫۰ ۹۸٫۱ Khalfaoui, Mouez. "Mughal Empire and Law". Oxford Islamic Studies Online. Archived from the original on 13 December 2021. Retrieved 13 December 2021.
  99. Conermann, Stephan (2015-08-04), "Mughal Empire", Encyclopedia of Early Modern History Online (به انگلیسی), Brill, doi:10.1163/2352-0272_emho_com_024206, archived from the original on 26 March 2022, retrieved 2022-03-25
  100. Chatterjee, Nandini (2014). "Reflections on Religious Difference and Permissive Inclusion in Mughal Law". Journal of Law and Religion. 29 (3): 396–415. doi:10.1017/jlr.2014.20. hdl:10871/15975. ISSN 0748-0814. S2CID 143513602. Archived from the original on 22 September 2023. Retrieved 13 December 2021.
  101. Eaton, Richard M. (2019). India in the Persianate Age: 1000–1765. University of California Press. p. 272. ISBN 978-0-520-97423-4. OCLC 1243310832.
  102. ۱۰۲٫۰ ۱۰۲٫۱ ۱۰۲٫۲ ۱۰۲٫۳ ۱۰۲٫۴ ۱۰۲٫۵ ۱۰۲٫۶ ۱۰۲٫۷ ۱۰۲٫۸ Schmidt, Karl J. (2015). An Atlas and Survey of South Asian History. Routledge. pp. 100–. ISBN 978-1-317-47681-8. Archived from the original on 22 September 2023. Retrieved 9 August 2017.
  103. ۱۰۳٫۰ ۱۰۳٫۱ ۱۰۳٫۲ Maddison, Angus (2003). Development Centre Studies The World Economy Historical Statistics: Historical Statistics. OECD Publishing. pp. 256–. ISBN 978-92-64-10414-3. Archived from the original on 20 January 2023. Retrieved 9 August 2017.
  104. Jeffrey G. Williamson & David Clingingsmith, India's Deindustrialization in the 18th and 19th Centuries بایگانی‌شده در ۲۹ مارس ۲۰۱۷ توسط Wayback Machine, Global Economic History Network, London School of Economics
  105. ۱۰۵٫۰ ۱۰۵٫۱ Roy, Tirthankar (2010). "The Long Globalization and Textile Producers in India". In Lex Heerma van Voss; Els Hiemstra-Kuperus; Elise van Nederveen Meerkerk (eds.). The Ashgate Companion to the History of Textile Workers, 1650–2000. Ashgate Publishing. p. 255. ISBN 978-0-7546-6428-4. Archived from the original on 2 July 2023. Retrieved 15 August 2017.
  106. J.J.L. Gommans 2002, p. 75.
  107. Streusand 2018, p. "... حاکمان گورکانی یک رویکرد اقتصادی لسه فرتر را دنبال می‌کردند، که از شکوفایی… سود می‌بردند.".
  108. A. Bayly, C.; Fibiger Bang, Peter; Scheidel, Walter, eds. (2020). The Oxford World History of Empire Volume Two: The History of Empires (به انگلیسی). Oxford University Press. p. 775. ISBN 978-0-19-753277-5. Retrieved 18 April 2024.
  109. Ali 2008.
  110. Richards 1995, pp. 185–204.
  111. Jorge Flores 2015, p. 73.
  112. "Picture of original Mughal rupiya introduced by Sher Shah Suri". Archived from the original on 5 October 2002. Retrieved 4 August 2017.
  113. ۱۱۳٫۰ ۱۱۳٫۱ ۱۱۳٫۲ Richards, John F. (2003). The Unending Frontier: An Environmental History of the Early Modern World. University of California Press. pp. 27–. ISBN 978-0-520-93935-6. Archived from the original on 22 September 2023. Retrieved 9 August 2017.
  114. ۱۱۴٫۰ ۱۱۴٫۱ Richards 1995.
  115. Moosvi 2015, p. 433.
  116. Maddison, Angus (1971). Class Structure and Economic Growth: India and Pakistan Since the Moghuls. Taylor & Francis. p. 33. ISBN 978-0-415-38259-5. Archived from the original on 22 September 2023. Retrieved 22 August 2017.
  117. Moosvi 2015, p. 432.
  118. Moosvi 2015, p. 450.
  119. ۱۱۹٫۰ ۱۱۹٫۱ Moosvi, Shireen (December 2011). "The World of Labour in Mughal India (c. 1500–1750)". International Review of Social History. 56 (S19): 245–261. doi:10.1017/S0020859011000526.
  120. Pagaza, Ignacio; Argyriades, Demetrios (2009). Winning the Needed Change: Saving Our Planet Earth. IOS Press. p. 129. ISBN 978-1-58603-958-5.
  121. Ludden, David (1999). An Agrarian History of South Asia. Cambridge University Press. p. 96. ISBN 978-0-521-36424-9. Archived from the original on 22 September 2023. Retrieved 29 April 2019.
  122. Habib, Kumar & Raychaudhuri 1987, p. 214.
  123. Irfan Habib (2011), Economic History of Medieval India, 1200–1500, p. 53 بایگانی‌شده در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۳ توسط Wayback Machine, Pearson Education
  124. Andrew de la Garza 2016, pp. 114–115.
  125. Jeffrey G. Williamson, David Clingingsmith (August 2005). "India's Deindustrialization in the 18th and 19th Centuries" (PDF). Harvard University. Archived (PDF) from the original on 13 December 2016. Retrieved 18 May 2017.
  126. ۱۲۶٫۰ ۱۲۶٫۱ اوم پراکاش، "Empire, Mughal بایگانی‌شده در ۱۸ نوامبر ۲۰۲۲ توسط Wayback Machine", History of World Trade Since 1450, edited by John J. McCusker, vol. 1, Macmillan Reference US, 2006, pp. 237–240, World History in Context. Retrieved 3 August 2017
  127. Angus Maddison (1995), Monitoring the World Economy, 1820–1992, OECD, p. 30
  128. Parthasarathi, Prasannan (2011), Why Europe Grew Rich and Asia Did Not: Global Economic Divergence, 1600–1850, Cambridge University Press, p. 2, ISBN 978-1-139-49889-0
  129. Richard Maxwell Eaton (1996), The Rise of Islam and the Bengal Frontier, 1204–1760, p. 202 بایگانی‌شده در ۴ آوریل ۲۰۲۳ توسط Wayback Machine, University of California Press
  130. Irfan Habib (2011), Economic History of Medieval India, 1200–1500, p. 54 بایگانی‌شده در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۳ توسط Wayback Machine, Pearson Education
  131. Roy, Tirthankar (November 2011). "Where is Bengal? Situating an Indian Region in the Early Modern World Economy". Past & Present (213): 115–146. doi:10.1093/pastj/gtr009.
  132. Bayly, C. A. (1988). Indian Society and the Making of the British Empire. The New Cambridge History of India. Vol. II.1. Cambridge University Press. p. 51. ISBN 978-0-521-38650-0. Archived from the original on 8 February 2023. Retrieved 8 February 2023.
  133. ۱۳۳٫۰ ۱۳۳٫۱ Nanda, J. N. (2005). Bengal: The Unique State. Concept Publishing Company. p. 10. ISBN 978-81-8069-149-2. Archived from the original on 22 September 2023. Retrieved 5 May 2016.
  134. Nitish K, Sengupta (2011). Land of Two Rivers A History of Bengal from the Mahabharata to Mujib. Penguin Books India. p. 16. ISBN 978-0-14-341678-4.
  135. ۱۳۵٫۰ ۱۳۵٫۱ Ray, Indrajit (2011). Bengal Industries and the British Industrial Revolution (1757–1857). Routledge. p. 174. ISBN 978-1-136-82552-1.
  136. ۱۳۶٫۰ ۱۳۶٫۱ ۱۳۶٫۲ ۱۳۶٫۳ ۱۳۶٫۴ Colin McEvedy; Richard Jones (1978). Atlas of World Population History (PDF). New York: Facts on File. pp. 184–185. Archived (PDF) from the original on 12 November 2020. Retrieved 7 August 2017.
  137. Angus Maddison (2001), The World Economy: A Millennial Perspective, p. 236 بایگانی‌شده در ۱۱ نوامبر ۲۰۲۰ توسط Wayback Machine, OECD Development Centre
  138. ۱۳۸٫۰ ۱۳۸٫۱ ۱۳۸٫۲ Habib, Kumar & Raychaudhuri 1987, p. 170.
  139. ۱۳۹٫۰ ۱۳۹٫۱ ۱۳۹٫۲ Jean-Noël Biraben, 1980, "An Essay Concerning Mankind's Evolution", Population, Selected Papers, Vol. 4, pp. 1–13
  140. Ishrat Alam (2004). "Jewish Merchants In The Mughal Empire". Proceedings of the Indian History Congress. 65: 267–275. Retrieved 18 August 2025.
  141. Walter Joseph Fischel (1948). "Jews and Judaism at the Court of the Moghul Emperors in Medieval India". Proceedings of the American Academy for Jewish Research. 18: 139–140, 151–152, 159–161. doi:10.2307/3622197. Retrieved 18 August 2025.
  142. ۱۴۲٫۰ ۱۴۲٫۱ ۱۴۲٫۲ ۱۴۲٫۳ Eraly, Abraham (2007). The Mughal World: Life in India's Last Golden Age. Penguin Books India. pp. 5–. ISBN 978-0-14-310262-5.
  143. Malanima, Paolo (2009). Pre-Modern European Economy: One Thousand Years (10th–19th Centuries). Brill Publishers. p. 244. ISBN 978-90-04-17822-9.
  144. Habib, Kumar & Raychaudhuri 1987, p. 165.
  145. Broadberry, Stephen; Gupta, Bishnupriya (2010). "Indian GDP before 1870: Some preliminary estimates and a comparison with Britain" (PDF). Warwick University. p. 23. Archived from the original (PDF) on 11 November 2020. Retrieved 12 October 2015.
  146. Dyson, Tim (2018). A Population History of India: From the First Modern People to the Present Day. pp. 63–65.
  147. Habib, Kumar & Raychaudhuri 1987, p. 171.
  148. Rob, Md. Abdur; Asaduzzaman, Md. (December 1997). "Historical Growth of Urbanization in Dhaka City". Social Science Review. Dhaka University. 14 (2): 126.
  149. Moosvi, Shireen (2008). People, Taxation, and Trade in Mughal India. Oxford University Press. p. 131. ISBN 978-0-19-569315-7.
  150. Chaudhuri, K. N. (2008). "Some Reflections on the Town and Country in Mughal India". Modern Asian Studies. 12 (1): 77–96. doi:10.1017/S0026749X00008155. ISSN 0026-749X. S2CID 146558617.
  151. Faruqi, Shamsur Rahman (2003). "A Long History of Urdu Literary Culture, Part 1". In Pollock, Sheldon (ed.). Literary Cultures in History. University of California Press. p. 806. ISBN 0-520-22821-9.
  152. Kaushik Roy & Peter Lorge 2014, p. 146.
  153. Pius Malekandathil (2016). The Indian Ocean in the Making of Early Modern India (Illustrated ed.). Routledge. p. 194. ISBN 978-1-351-99745-4. Retrieved 19 July 2024. ...Mughal army shed most of its post-nomadic...
  154. Mughal Empire – MSN Encarta. Archived from the original on 28 October 2009.
  155. "Indo-Persian Literature Conference: SOAS: North Indian Literary Culture (1450–1650)". SOAS. Archived from the original on 23 September 2009. Retrieved 28 November 2012.
  156. "Islam: Mughal Empire (1500s, 1600s)". Religions. BBC. Archived from the original on 13 August 2018. Retrieved 10 June 2018.
  157. Fatma, Sadaf (2012). "Waterworks in Mughal Gardens". Proceedings of the Indian History Congress. 73: 1268–1278. JSTOR 44156328.
  158. Alter, Joseph S. (May 1992). "The sannyasi and the Indian Wrestler: The Anatomy of a Relationship". American Ethnologist. 19 (2): 317–336. doi:10.1525/ae.1992.19.2.02a00070. ISSN 0094-0496.
  159. Alter, Joseph S. (1992). The Wrestler's Body: Identity and Ideology in North India. University of California Press. p. 2. ISBN 978-0-520-07697-6. Wrestling in modern India is a synthesis of two different traditions: the Persian form of the art brought into South Asia by the Moguls, and an indigenous Hindu form.
  160. "Mughal influence on Indian music". The Hindu. 8 February 2000. Archived from the original on 26 December 2019. Retrieved 5 April 2019.
  161. Harbans Mukhia (2008). The Mughals of India (به انگلیسی). John Wiley & Sons. p. 150. ISBN 978-0-470-75815-1. Retrieved 11 July 2024.
  162. ۱۶۲٫۰ ۱۶۲٫۱ Petersen, Andrew (1996). "Mughals". Dictionary of Islamic architecture. Routledge. pp. 199–205. ISBN 978-1-134-61366-3.
  163. Asher, Catherine Blanshard (1992). Architecture of Mughal India. The New Cambridge History of India, Part I (به انگلیسی). Vol. 4. Cambridge University Press. pp. 1–2, 15–17. ISBN 978-0-521-26728-1.
  164. Bloom, Jonathan M.; Blair, Sheila S., eds. (2009). "Architecture". The Grove Encyclopedia of Islamic Art and Architecture (به انگلیسی). Vol. 1. Oxford University Press. p. 182. ISBN 978-0-19-530991-1.
  165. William Dalrymple (2009). The Last Mughal: The Fall of Delhi, 1857. A&C Black. ISBN 978-1-4088-0688-3. Retrieved 23 July 2024. ... Ice House in which Zahir was sheltering...
  166. Keshavlal H. Kamdar (1933). History of the Mughal Rule in India, 1526-1761. M. C. Kothari. p. 141. Retrieved 8 August 2024.
  167. Ross Marlay; Clark D. Neher (1999). Patriots and Tyrants: Ten Asian Leaders. Rowman & Littlefield. p. 269. ISBN 978-0-8476-8442-7.
  168. Crill, Rosemary, and Jariwala, Kapil. The Indian Portrait, 1560–1860, pp. 23–27, National Portrait Gallery, London, 2010, شابک ‎۹۷۸−۱۸۵۵۱۴۴۰۹۵; Beach, Milo Cleveland (1987), Early Mughal painting, Harvard University Press, pp. 33–37, شابک ‎۹۷۸−۰−۶۷۴−۲۲۱۸۵−۷, google books بایگانی‌شده در ۲۶ مارس ۲۰۲۳ توسط Wayback Machine
  169. Soucek, Priscilla (1987). "Persian Artists in Mughal India: Influences and Transformations". Muqarnas. 4: 166–181. doi:10.2307/1523102. JSTOR 1523102.
  170. Blunt, Wilfrid (1948). "The Mughal Painters of Natural History". The Burlington Magazine. 90 (539): 48–50. JSTOR 869792.
  171. Sardar, Marika (October 2003). "The Art of the Mughals After 1600". The MET. Archived from the original on 4 February 2019.
  172. Losty, J. P. Roy, Malini (eds), Mughal India: Art, Culture and Empire, 2013, pp. 147, 149, British Library, شابک ‎۹۷۸−۰۷۱۲۳۵۸۷۰۵
  173. Seyller 2011, p. 329.
  174. "2. The Culture and Politics of Persian in Precolonial Hindustan", Literary Cultures in History, University of California Press, pp. 158–167, 2019, doi:10.1525/9780520926738-007, ISBN 978-0-520-92673-8, S2CID 226770775, archived from the original on 22 September 2023, retrieved 2021-07-26
  175. Abidi, S. A. H.; Gargesh, Ravinder (2008), Kachru, Braj B; Kachru, Yamuna; Sridhar, S. N (eds.), "Persian in South Asia", Language in South Asia, Cambridge: Cambridge University Press, p. 105, doi:10.1017/cbo9780511619069.007, ISBN 978-0-511-61906-9, archived from the original on 22 September 2023, retrieved 2021-07-26
  176. Alam, Muzaffar (2004). The languages of political Islam: India 1200–1800. University of Chicago Press. pp. 134, 144. ISBN 0-226-01100-3. OCLC 469379391.
  177. Faruqi, Shamsur Rahman (2003). "A Long History of Urdu Literary Culture, Part 1: Naming and Placing a Literary Culture". In Pollock, Sheldon (ed.). Literary Cultures in History. University of California Press. pp. 807–808, 811. doi:10.1525/9780520926738-019. ISBN 978-0-520-22821-4. S2CID 226765648.
  178. Matthews, David (6 August 2014). "Urdu". Encyclopaedia Iranica. Archived from the original on 29 April 2011. Retrieved 26 July 2021.
  179. Arthur Dudney (2015). Delhi:Pages From a Forgotten History. Hay House. ISBN 978-93-84544-31-7. Archived from the original on 9 June 2023. Retrieved 19 May 2023.
  180. S. R. Sharma · (2014). Life, Times and Poetry of Mir. Partridge Publishing. p. 4. ISBN 978-1-4828-1478-1. Archived from the original on 16 July 2023. Retrieved 19 May 2023.
  181. Streusand 2011.
  182. Charles T. Evans. "The Gunpowder Empires". Northern Virginia Community College. Archived from the original on 26 May 2011. Retrieved 28 December 2010.
  183. Streusand 2011, p. 255.
  184. ۱۸۴٫۰ ۱۸۴٫۱ Partington, James Riddick (1999) [First published 1960]. A History of Greek Fire and Gunpowder. Baltimore: Johns Hopkins University Press. p. 226. ISBN 978-0-8018-5954-0.
  185. Bag, A.K. (2005). "Fathullah Shirazi: Cannon, Multi-barrel Gun and Yarghu". Indian Journal of History of Science. 40 (3): 431–436. ISSN 0019-5235.
  186. Partington, James Riddick (1999) [First published 1960]. A History of Greek Fire and Gunpowder. Baltimore: Johns Hopkins University Press. p. 225. ISBN 978-0-8018-5954-0.
  187. Swati Shiwal; Dolamani Sahu (2022). "Political History of the Mughals: Influence on South Asia". IJRTS Journal of Research (به انگلیسی). 23 (23): 113. ISSN 2347-6117. Retrieved 16 July 2024.
  188. Andrew Lambert and narrator Stephen Kemble (6 November 2008). Ancient Discoveries: Ancient Tank Tech. History Channel. Mughal Emperor Akbar … in this battle a rocket hits one of the elephants and the inevitable happens, he stampedes, the other elephants stampede, a very large Gujarati army is defeated by a much smaller Mughal army
  189. ۱۸۹٫۰ ۱۸۹٫۱ Ghulam Yazdani (1995). Bidar: Its History and Monuments (1 ed.). Motilal Banarsidass. p. 15. ISBN 8120810716.
  190. Khan, Nasir Raza. Art and Architectural Traditions of India and Iran: Commonality and Diversity. Routledge, 2022.
  191. Nasir Raza Khan (۲۰۲۲). Art and Architectural Traditions of India and Iran Commonality and Diversity. Routledge India. ISBN 978-1-03-213481-9. Retrieved 20 March 2024. ... Shirazi and others revised the syllabi of the madrasas. In the new syllabi ...
  192. ۱۹۲٫۰ ۱۹۲٫۱ ۱۹۲٫۲ Sharma, Virendra Nath (1995), Sawai Jai Singh and His Astronomy, Motilal Banarsidass Publ., pp. 8–9, ISBN 978-81-208-1256-7
  193. ۱۹۳٫۰ ۱۹۳٫۱ ۱۹۳٫۲ Baber, Zaheer (1996), The Science of Empire: Scientific Knowledge, Civilization, and Colonial Rule in India, State University of New York Press, pp. 82–89, ISBN 978-0-7914-2919-8
  194. "A Celestial Globe, Made by Mughal Astrolabist Muhammad Salih of Thatta, Dated 1074 AH/1663 AD". www.orientalartauctions.com. Retrieved 2024-06-18.
  195. Verma, Tripta (1994). Karkhanas Under the Mughals, from Akbar to Aurangzeb: A Study in Economic Development (به انگلیسی). Pragati Publications. p. 18. ISBN 978-81-7307-021-1.
  196. Sharma, Sri Ram (1951). Mughal Government and Administration (به انگلیسی). Hind Kitabs. p. 61.
  197. Sumit (2012). "An Eighteenth Century Survey of Jaipur "Chhapakhana" Based on Jaipur "Karkhanajat" Records". Proceedings of the Indian History Congress. 73: 421–430. ISSN 2249-1937. JSTOR 44156233.
  198. Savage-Smith, Emilie (1985), Islamicate Celestial Globes: Their History, Construction, and Use, Smithsonian Institution Press, Washington, DC
  199. "Celestial globe". National Museums Scotland (به انگلیسی). Archived from the original on 14 June 2020. Retrieved 2020-10-15.
  200. عالم، مظفر. «آغازین مراحل اصلی تکوین فرهنگ و ادب فارسی در هندوستان». IranNamag. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۹-۰۹.
  201. ملا احمد تتوی، آصف خان قزوینی (۱۳۸۲). تاریخ الفی. ج. اول. تهران: انتشارات علمی فرهنگی. ص. ۱. شابک ۹۶۴۴۴۵۲۷۳۹.
  202. کورش جنتی (۷ آذر ۱۳۹۳). «پیوند زبانی و فرهنگی ایران و هند». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ فوریه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲۳ بهمن ۱۳۹۳.
  203. Allan, J.; Haig, Sir T. Wolsely; Dodwell, H. H. (1934). Dodwell, H. H. (ed.). The Cambridge Shorter History of India. Cambridge University Press. p. 398.

منابع

[ویرایش]

برای مطالعه بیشتر

[ویرایش]

فرهنگ

[ویرایش]

علم و اقتصاد

[ویرایش]
  • Chaudhuri, K.N. (1978), "Some Reflections on the Town and Country in Mughal India", Modern Asian Studies, 12 (1): 77–96, doi:10.1017/s0026749x00008155, JSTOR 311823, S2CID 146558617
  • Habib, Irfan. Atlas of the Mughal Empire: Political and Economic Maps (1982).
  • Habib, Irfan. Agrarian System of Mughal India (1963, revised edition 1999).
  • J. C. Sharman (2019). Empires of the Weak: The Real Story of European Expansion and the Creation of the New World Order (به انگلیسی). Princeton University Press. ISBN 978-0-691-18279-7.
  • Heesterman, J.C. (2004), "The Social Dynamics of the Mughal Empire: A Brief Introduction", Journal of the Economic and Social History of the Orient, 47 (3): 292–297, doi:10.1163/1568520041974729, JSTOR 25165051
  • Khan, Iqtidar Alam (1976), "The Middle Classes in the Mughal Empire", Social Scientist, 5 (1): 28–49, doi:10.2307/3516601, JSTOR 3516601
  • Masanori Sato (佐藤正哲); Nariaki Nakazato (中里成章); Tsukasa Mizushima (水島司) (1998). ムガル帝国から英領インドへ [From the Mughal Empire to British India]. 世界の歴史14 (به ژاپنی). 中央公論社.
    • second publishment ムガル帝国から英領インドへ [From the Mughal Empire to British India]. Chuokoron-Shinsha World History 14. 2009.
  • Rothermund, Dietmar. An Economic History of India: From Pre-Colonial Times to 1991 (1993)
  • Oleg Igorevich Krassov (2022). Land Law in Asian Countries (ebook) (به انگلیسی). Norma. p. 75. ISBN 9785001562566. Retrieved 18 April 2024.

منابع اصلی

[ویرایش]

تاریخ‌های قدیمی‌تر

[ویرایش]

پیوند به بیرون

[ویرایش]