امنیت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نصب حفاظ برای یک شیر آب در ترمینال به منظور جلوگیری از سرقت.

اَمنیَّت حالت فراغت نسبی از تهدید یا حمله یا آمادگی برای رویارویی با هر تهدید و حمله را گویند. امنیت از ضروری‌ترین نیازهای یک جامعه است.[۱] امنیت در گفتمان سلبی100 بر نبود خطر و تهدیدات استوار است؛ ولی امنیت در گفتمان ایجابی به تأمین و تضمین آسایش و آسودگی نظر دارد[۲] مفهوم‌های مرتبط با امنیت در فارسی کلاسیک با واژه‌های زِنهار و زینهاری ادا می‌شد.[۳]امنیت از درون انسان نشات می‌گیرد و ارتباط وثیقی با ایمان دارد. هر گاه آدمی بتواند به مدیریت عقل خویش تعادل لازم را بین قوای درونی خود مانند غضب، شهوت و ... برقرار کند انسان ایمنی است. انسانهای ایمن جامعهٔ ایمن و انسانهای ناایمن جامعهٔ نا ایمن را تشکیل می دهند. مفهوم امنیت از یک سو بسیط است بدین معنا که هر انسانی امنیت یا ناامنی را درک می‌کند؛ ولی از سوی دیگر پیچیده است و تعاریف متعدد و متنوعی از آن ارائه می‌شود. برای درک بهتر مفهوم امنیت، در مطالعات امنیتی تلاش می‌شود که این مفهوم را به اجزاء کوچکتر و قابل درک تری بشکنند. من جمله؛ تجزیهٔ مفهوم امنیت به ارکان آن. ارکان امنیت عبارتند از: مرجع امنیت، تهدید امنیت، تولید کنندهٔ امنیت، ابزار و روش تولید امنیت و بالاخره غایت امنیت. مهم‌ترین رکن امنیت مرجع امنیت است. مرجع امنیت ناظر بر این سوال اساسی است: که امنیت چه کسی؟ یا چه چیزی؟

قسم دیگری از شکستن مفهوم امنیت، برای درک بهتر مفهوم امنیت شکستن این مفهوم به سطوح امنیت است. این سطوح عبارتند از امنیت جهانی، امنیت بین‌المللی، امنیت منطقه ای، امنیت ملی، امنیت داخلی و خارجی، امنیت عمومی، امنیت اجتماعی و بالاخره امنیت فردی.

ابعاد امنیت نیز تلاشی برای فهم بهتر مفهوم امنیت است. این ابعاد امروزه شامل: نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی- اجتماعی و بالاخره زیست محیطی است.

گونه‌ها[ویرایش]

امنیت را بسته به زمینهٔ کاربرد می‌توان به چند گروه تقسیم نمود:

  • امنیت فردی: مرجع امنیت در امنیت فردی حق حیات،آزادی(محل زندگی،اعتقادات،شغل)،حق تأمین نیازهای ضروری، حق مالکیت و حفظ کرامت انسانی است. امنیت فردی بسیار به امنیت عمومی نزدیک است. تمایز امنیت فردی و عمومی را می‌توان در عامل تهدید آن را دریافت. امنیت فردی اغلب از طریق دولت‌ها نقض می‌شود در حالی که امنیت عمومی بیشتر از جانب سایر شهروندان آسیب می بیند.
  • امنیت عمومی: مرجع امنیت عمومی، جان، مال، آبرو و ناموس شهروندان به اعتبار شهروند بودنشان است. هر گاه جرم یا جنایتی علیه هریک از این ارزش‌های شهروندان اتفاق بیافتد امنیت عمومی آسیب دیده است. خواه این جرم از سوی سایر شهروندان باشد یا از سوی دولت اتفاق افتاده باشد. آسیبی که از سوی معارضین حکومت علیه کارگزاران حکومت وارد می‌شود، مانند ترور و ... به این جهت که به اعتبار شهروند بودنشان نیست؛ از حوزهٔ امنیت عمومی خارج است و در چارچوب امنیت داخلی تعریف می‌شود.
  • امنیت خانواده:به تفکرات و اقداماتی که اعضای یک خانواده در جهت حفظ ارامش روحی و سلامت جسمی خود در برابر مهاجمین اعم از مخاطراتی که به سبب حیوانات و یا توسط انسان‌ها انجام می‌شود گفته می‌شود .[۱]
  • امنیت اجتماعی: مرجع امنیت اجتماعی، گروه اجتماعی است. گروه اجتماعی دو عنصر اساسی دارد که عبارتند از جمعیت گروه و هویت گروه. هر گاه تهدیدی علیه هریک از این دو عنصر اساسی که مقوم گروه اجتماعی هستند روی دهد امنیت اجتماعی به خطر افتاده است. نسل کشی، کوچ اجباری، سیاست‌هایی که نتایج آن کاهش یا متفرق شدن جمعیت یک گروه است ؛ تهدیداتی هستند که جمعیت گروه را تهدید می‌کند. از سوی دیگر هر اقدامی که باعث شود فرهنگ، آداب و سنن و ارزش‌های گروه که هویت گروه را شکل می دهند آسیب ببیند تهدیدی علیه هویت گروه محسوب می‌شود. مانند ممنوعیت استفاده از زبان یا لباس بومی و امثال آن. موضوع امنیت اجتماعی اغلب گروه‌های مذهبی یا قومی هستند. اگر چه گروه‌های صنفی را نیز می‌توان موضوع امنیت اجتماعی قلمداد کرد؛ ولی احزاب سیاسی کاملا از حوزهٔ امنیت اجتماعی خارج هستند و بیشتر موضوع بعد سیاسی امنیت ملی و یا امنیت داخلی هستند.
  •  امنیت داخلی:به نظر مي‌رسد امنيت داخلي بيش‌تر بر اساس يك تقسيم‌بندي جغرافيايي تعريف مي‌شود. به گفته‌ي باري بوزان امنيت داخلي بر اساس معيار جغرافيايي، در نقطه  مقابل امنيت خارجي تعريف شده‌است و بر اين مبنا  همه‌ي موضوعاتي را كه در قلمرو ملي قرار دارند  شامل مي‌شود.امنيت داخلي و خارجي را سطوحي از امنيت ملي نيز مي‌دانند. با اين نگاه درحالي‌كه امنيت خارجي معطوف به تهديدهاي ناشي از كشورهاي رقيب يا دشمن است؛ امنيت داخلي مربوط به براندازي و چالش از جانب گروه‌هايي است كه اقتدار دولت را نپذيرفته‌اند. در امنيت‌داخلي، آسيب‌پذيري‌ها ناشي از نقاط ضعف مزمني است كه ساختار، امكانات و توانايي‌هاي موجود قادر به پاسخ‌گويي به آن‌‌ها نباشد. در تعريف امنيت داخلي دو رويكرد انفعالي و ايجابي قابل تميز است با رويكرد اول، ولفرز و كساني كه مثل او مي‌انديشند امنيت داخلي را نبود اجبار، نبود خطر خارجي، رفع نيازمندي‌هاي خارجي يا تركيبي از آن‌ها مي‌دانند كه تحصيل آن رسالت دولت مي‌باشد. اما رويكرد دوم كه به صاحب‌نظراني چون رابرت ماندل منتسب است امنيت داخلي را به احساس رضايت و اطمينان خاطر تعريف مي‌كند. درنتيجه بي‌ترديد امنيت‌داخلي بخشي از امنيت ملي است كه كم‌وبيش با موجوديت‌هاي داخلي سروكار دارد و عمدتا در بر گيرنده‌ي امنيت حاكميت است. مرجع امنيت داخلي اغلب حكومت، يا به تعبير دقيق‌تر هسته‌ي مركزي حاكميت تلقي مي‌شود. پليس و نهادهاي اطلاعاتي در تامين امنيت داخلي نقش كليدي دارند. گرچه نمي‌توان كاركرد ارتش، در شرايط بحراني، كه تهديد امنيت داخلي ريشه‌هاي خارجي دارد را ناديده گرفت. ارتش مي‌تواند كاركرد منفي نيز داشته‌باشد، به‌ويژه در كشورهاي غيردموكراتيك كه با دفاع از حاكميت ممكن است مرزهاي امنيت فردی و امنيت اجتماعي را نيز درنوردد. ايفاي چنين نقشي مي‌تواند عليه امنيت ملي و به تبع آن امنيت داخلي ارزيابي شود. اين كاركرد منفي از طرف پليس و نهادهاي اطلاعاتي نيز دور از ذهن نيست.
  • امنیت ملی: حالتی است که ملتی فارغ از تهدید از دست دادن تمام یا بخشی از جمعیت، دارایی، یا خاک خود به سر برد. امروزه، کمابیش در همهٔ کشورها نوعی پلیس سیاسی یا امنیتی وجود دارد که مقصود از آن بنا بر فرض، جلوگیری از نفوذ عوامل محرک و ویرانگر و جاسوس به داخل کشور و سرکوبی کسانی که از راه‌های غیرقانونی تهدیدکنندهی نظم سیاسی موجود به‌شمار می‌آیند. هرچه نظامی تمامیت‌خواه‌تر باشد قدرت پلیس سیاسی و شدت و خشونت آن در آن نظام بیشتر است. این گونه نظام‌های سیاسی که مجالی برای مخالفت علنی و قانونی نمی‌گذارند، مخالفان یا دشمنان خود را همواره به نام «دشمنان امنیت ملی» یا نام‌های دیگر سرکوب می‌کنند.[۱]
  • امنیت منطقه‌ای: هنگامی که یک کشور اطراف کشور دیگری را مورد حمله و تهاجم قرار می‌دهد در این صورت امنیت منطقه‌ای آن کشور به هم خورده‌است.[۱]
  • امنیت بین‌الملل: حالتی است که در آن قدرت‌ها در حالت تعادل و بدون دست‌یازی به قلمرو یکدیگر به سر برند و وضع موجود در خطر نیفتد. هرگاه یکی از قدرت‌ها از محدودهٔ خود پافراتر گذارد، از لحاظ قدرت (و یا قدرت‌های) مخالف، امنیت بین‌المللی «در خطر افتاده‌است».[۱]
  • امنیت سایبری: با ظهور فضای (دنیای) سایبری، کاربران یا همان شهروندان سایبری نیاز به احساس امنیت در فضای سایبری برای انجام امور خود دارند که این امنیت ابتدا با افزایش سطح آگاهی و دانش خود کاربران و سپس با کمک شرکت‌های امنیتی و مراجع قانونی و پلیس‌های سایبری فراهم می‌شود.[نیازمند منبع]
  • امنیت اقتصادی
  • امنیت فرهنگی
  • امنیت روانی
  • امنیت ملی
  • امنیت فرامحلی
  • امنیت شهری
  • امنیت بهداشتی
  • امنیت شبکه‌های اینترنتی

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ دانشنامهٔ سیاسی- داریوش آشوری-نشر مروارید- چاپ شانزدهم ۱۳۸۷- ص۳۸
  2. 2- نویدنیا، منیژه، چندگانگی امنیت: امنیت ملی، عمومی و امنیت اجتماعی، تهران: نشریه معاونت اجتماعی ناجا، فصلنامه مطالعات امنیت اجتماعی، شماره دوم و سوم، تابستان و پاییز 1384
  3. دهخدا: سرواژه‌های زنهار، زینهار.