پرش به محتوا

الیزابت فارنزه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از الیزابت فارنیزی)
الیزابت فارنیزی
ملکه اسپانیا
تصدی۲۴ دسامبر ۱۷۱۴  ۱۴ ژانویه ۱۷۲۴
تصدی۶ سپتامبر ۱۷۲۴  9 July 1746
ملکه نایب‌السلطنه اسپانیا
دوره تصدی۱۰ اوت ۱۷۵۹ – ۹ دسامبر ۱۷۶۰
سلطنتکارلوس سوم
زاده۲۵ اکتبر ۱۶۹۲
درگذشته۱۱ ژوئیهٔ ۱۷۶۶ (۷۳ سال)
کاخ سلطنتی آرانخوئز
آرامگاه۱۷ ژوئیه ۱۷۶۶
همسر(ان)فلیپه پنجم (ا. ۱۷۱۴–۱۷۴۶)
فرزند(ان)
جزئیات
خاندانخاندان فارنیزی
پدرادوارد فارنیزی
مادردوروتیا سوفی از نویبورگ
امضاءامضاء الیزابت فارنیزی

الیزابت فارنیزی (انگلیسی: Elisabeth Farnese; ۲۵ اکتبر ۱۶۹۲۱۱ ژوئیهٔ ۱۷۶۶) او از طریق ازدواج با شاه فیلیپ پنجم، ملکه اسپانیا بود. او از سال ۱۷۱۴ تا ۱۷۴۶ عملاً حاکم اسپانیا بود، زیرا امور کشور را با تأیید همسرش اداره می‌کرد. او به ویژه به خاطر نفوذ زیادش بر سیاست خارجی اسپانیا شناخته می‌شود. از سال ۱۷۵۹ تا ۱۷۶۰، او به عنوان نایب‌السلطنه حکومت می‌کرد.

پارما

[ویرایش]

الیزابت در کاخ پیلوتا در پارما، دختر اودورادو فارنیزی و دوروتیا سوفی نویبورگ، متولد شد. مادرش بعداً با عمویش فرانچسکو فارنیزی، دوک پارما، ازدواج کرد.

الیزابت در انزوا در آپارتمانی در کاخ پارما بزرگ شد. او رابطه سختی با مادرش داشت، اما بنا به گزارش‌ها عمیقاً به عمویش که ناپدری‌اش بود، وفادار بود. او می‌توانست به زبان‌های لاتین، فرانسوی و آلمانی صحبت کند و بنویسد و در علوم بلاغت، فلسفه، جغرافیا و تاریخ تحصیل کرد، اما طبق گزارش‌ها، هیچ علاقه‌ای به تحصیلاتش نداشت و فاقد علایق فکری بود. او در رقص دانش‌آموز بهتری بود، نقاشی را زیر نظر پیترو آنتونیو آوانزینی آموخت و از موسیقی و گلدوزی لذت می‌برد. او از حملهٔ مهلک آبله جان سالم به در برد.

به دلیل فقدان وارث مرد برای پدرش، عمو-ناپدری‌اش و کوچک‌ترین عمویش که همگی به ترتیب جانشین یکدیگر شدند، مقدمات جانشینی دوک‌نشین پارما از طریق نسل زن (او) فراهم شد. در نتیجه، او پیشنهادهای ازدواج زیادی دریافت کرد. ویکتور آمادئوس، شاهزادهٔ پیمونت و فرانچسکو دِسته، شاهزادهٔ موروثی مودنا، هر دو از او خواستگاری کردند، اما مذاکرات در نهایت به شکست انجامید، همچنین شاهزاده پیکو دلا میراندولا. دوک‌نشین پارما بعداً به پسر اولش، اینفانته کارلوس، به ارث رسید. پس از به سلطنت رسیدن او در اسپانیا، این عنوان به پسر سومش، اینفانته فیلیپه، رسید. او بود که خاندان بوربون-پارمای امروزی را تأسیس کرد.

ازدواج

[ویرایش]

در ۱۶ سپتامبر ۱۷۱۴، او به صورت وکالتی در پارما با فیلیپ پنجم اسپانیا ازدواج کرد. این ازدواج توسط سفیر پارما، کاردینال آلبرونی، با موافقت پرنسس دِ اورسینز، شهردار کامارا دِ پالاسیو پادشاه اسپانیا ترتیب داده شد. الیزابت به دلیل منافع سنتی اسپانیا در استان‌های ایتالیا، انتخاب طبیعی فیلیپ پنجم بود و او وارث تاج و تخت پارمزان بود.

سفیر پارمسه، پرنسس دِ اورسینزِ قدرتمند را متقاعد کرد تا با متقاعد کردن او مبنی بر اینکه الیزابت فردی ساده‌لوح است، به جز سوزن‌دوزی و گلدوزی به چیزی عادت ندارد و به راحتی می‌توان او را به عنوان جایگزینی برای ملکهٔ همسر قبلی که اهل همکاری بود، کنترل و تسلط کرد، رضایت قطعی خود را به این ازدواج اعلام کند. به موازات آن، آلبرونی به الیزابت اطلاع داد که پادشاه «آرزو دارد که تحت حکومت دیگران باشد» و اگر به سرعت کنترل امور را به دست نگیرد، ملکهٔ ناراضی خواهد بود و اگر نفوذ گروه فرانسوی به رهبری پرنسس دِ اورسینز را از بین ببرد، اسپانیایی‌ها نیز او را دوست خواهند داشت.

الیزابت در ماه سپتامبر پارما را ترک کرد و در همراهی با مارکی شوتا و ایپولیتا لودوویسی، پرنسس پیومبینو، از طریق خشکی به اسپانیا سفر کرد. او که در ابتدا قصد سفر از طریق دریا را داشت، در جنوا بیمار شد و بنابراین برنامه‌ها تغییر کرد. در راه اسپانیا، او با شاهزاده موناکو و سفیر فرانسه ملاقات کرد که هدایایی از پادشاه فرانسه برای او فرستادند. الیزابت در ماه نوامبر چند روزی را در بایون به عنوان مهمان عمه‌اش، ملکه ماریا آنا، ملکه اسپانیا، گذراند. در مرز فرانسه و اسپانیا، آلبرونی به استقبالش آمد و چند روز او را از دِ اورسین برحذر داشت. پس از ورود به اسپانیا، او از ترک همراهان ایتالیایی خود در ازای یک همراه اسپانیایی، همان‌طور که در ابتدا قرار بود، خودداری کرد.

در ۲۳ دسامبر در یادراک، الیزابت با پرنسس دِ اورسین ملاقات کرد، که به عنوان بانوی تازه منصوب شده لباس‌های سلطنتی، می‌خواست قبل از ملاقات الیزابت با فیلیپ پنجم در گوادالاخارا، خود را معرفی کند. پرنسس جاسوسانی فرستاده بود که گزارش داده بودند الیزابت در واقع به هیچ وجه فرد ترسویی نیست که به راحتی قابل کنترل باشد. الیزابت دِ اورسین را پذیرفت و از او خواست که به صورت خصوصی با او صحبت کند. کمی بعد، گروه می‌توانستند صدای مشاجره خشونت‌آمیزی را بشنوند، پس از آن دِ اورسین دستگیر، اخراج و بلافاصله از مرز به فرانسه اسکورت شد. روایت‌های بسیار متفاوتی از این ماجرا و همچنین پیشنهادهای متفاوتی در مورد چگونگی وقوع آن وجود دارد. آلبرونی به پادشاه اطلاع داد که الیزابت با در نظر گرفتن منافع او عمل کرده است و وقتی فیلیپ در ۲۴ دسامبر در گوادالاخارا با الیزابت ملاقات کرد، به سرعت در نگاه اول عاشق او شد، همان‌طور که عاشق همسر سابقش شده بود.

ملکه اسپانیا

[ویرایش]

الیزابت از شکار لذت می‌برد و در حین شکار لباس سوارکاری مردانه می‌پوشید. او به عنوان یک تیرانداز و سوارکار عالی توصیف شده است و اغلب با پادشاه به شکار می‌رفت. او ولخرجی زیادی هم برای خودش و هم برای نزدیکانش می‌کرد. حلقه نزدیکانش، به جز پرستارش لورا پسکاتوری، شامل پزشک ایتالیایی‌اش سروی و مارکی اسکاتی بود که آنها نیز بخشی از همراهان ایتالیایی او بودند. محبوب‌ترین ندیمه‌های او در میان ندیمه‌هایش، ابتدا خدمتکار فلاندری‌اش لا پلگرینا بود که به عنوان واسطه بین او و وزیر پاتینو و دوشس سن پیر عمل می‌کرد. پس از ازدواج اولی و عزیمت دومی به فرانسه در سال ۱۷۲۷، او به مارکیونس لاس نیوس علاقه نشان داد، که وظیفه داشت به عنوان خبرچین ملکه عمل کند و گفته می‌شود که تا سال ۱۷۳۶ کسی بود که باید برای درخواست‌های ملکه از او خواستگاری می‌شد. او به ندیمه ارشد خود، کنتس د آلتامیرا، که ندیمه‌هایش را بسیار دقیق مدیریت می‌کرد، احترام می‌گذاشت.

ملکه آثار ایتالیایی از قرن‌های ۱۶ و ۱۷، از جمله شاهکارهای کورجو، گویدو رنی، فرانچسکو سالویاتی و آثار فلاندری از هنرمندان مشهوری مانند آنتونی ون دایک و خانواده بروگل را جمع‌آوری کرد.

در ابتدا، ملکه الیزابت به دلیل طرد دِ اورسین‌ها از سوی او، محبوب بود و او را به عنوان ناجی اسپانیا از سلطه فرانسه جلوه می‌داد، اما نفوذ فزاینده او بر پادشاه به زودی او را به اندازه دِ اورسین‌ها منفور کرد. الیزابت همچنین به دلیل افول آداب و رسوم رسمی زندگی درباری اسپانیا، در بین اشراف اسپانیا منفور بود و جزوه‌های «حزب اسپانیایی» معمولاً او را به بردگی نگه داشتن پادشاه، سود رساندن به خارجی‌ها و تلاش برای قتل ناپدری‌هایش متهم می‌کردند.

نفوذ سیاسی

[ویرایش]

با توصیه آلبرونی و کاردینال دل جودیس، الیزابت محرم اسرار فیلیپ شد و به حذف حزب فرانسوی در دربار پرداخت. آنها با پیروان خودش از طریق شبکه‌ای از موکلان و حامیان که با کمک پرستار ایتالیایی‌اش، لورا پسکاتوری، ایجاد شده بود، جایگزین شدند. مشاور اصلی او آلبرونی بود که او را در مورد چگونگی محافظت از منافع خود و پارما راهنمایی می‌کرد، در حالی که خودش، به عنوان یک خارجی، فقط به او برای قدرتش تکیه می‌کرد.

با وجود روایت‌های اولیه از موضع مطیعانه او، ملکه الیزابت نفوذ زیادی بر فیلیپ و مشاورانش پیدا کرد. طبق گزارش‌ها، او جذابیت و هدفمندی داشت، باهوش بود و می‌توانست صحبت کند، شاد، خوش‌مشرب و جذاب باشد. اما او همچنین برای کسب افتخار، تأیید و محبوبیت جاه‌طلب بود. به گفته سفیر فرانسه، دوک سن-آینان، او پادشاه را متقاعد کرد که آنچه او می‌خواهد همان چیزی است که او می‌خواهد، و او سلیقه‌ها و هوس‌های او را به اشتراک می‌گذاشت. همچنین، دوره‌های افسردگی اغلب فیلیپ پنجم را فلج می‌کرد و او را از انجام امور دولتی ناتوان می‌کرد، که در این مدت او آنها را اداره می‌کرد. چنین دوره‌هایی در سال‌های ۱۷۱۷، ۱۷۲۲، ۱۷۲۸، ۱۷۳۱، ۱۷۳۲–۳۳ و ۱۷۳۷ رخ داد، زمانی که به نظر می‌رسد الیزابت خود را منحصراً وقف مراقبت از سلامت او کرده بود.

برخلاف آنچه برای یک پادشاه اسپانیایی مرسوم بود، فیلیپ ترجیح می‌داد به جای داشتن آپارتمان‌های جداگانه، آپارتمان‌های ملکه را با او شریک شود و در آپارتمان‌های ملکه بود که با وزرایش ملاقات می‌کرد؛ بنابراین الیزابت از همان ابتدا در تمام جلسات دولتی حضور داشت و در حالی که در ابتدا در کنار او می‌نشست و گلدوزی می‌کرد، به زودی بیشتر و بیشتر مشارکت می‌کرد و در نهایت در حالی که او ساکت می‌نشست، به نمایندگی از همسرش صحبت می‌کرد. پادشاه در آپارتمان‌های خود زندگی نمی‌کرد، بلکه در آپارتمان‌های ملکه بود که تمام شب را در آنجا می‌گذراند. وقتی از خواب بیدار شد، در مورد امور دولتی با ملکه صحبت کرد و پس از آن، این زوج که هنوز لباس‌های خواب خود را به تن داشتند، در اتاق خواب ملکه با وزرای خود مشورت کردند، در حالی که ندیمه‌های ملکه، امور دولتی را روی تخت او پهن کرده بودند. از سال ۱۷۲۹، آنها به ندرت قبل از ساعت دو بعد از ظهر از اقامتگاه ملکه بیرون می‌آمدند و پس از آن خیلی سریع وظایف رسمی خود را انجام می‌دادند. فیلیپ زندگی تشریفاتی دربار را دوست نداشت و ترجیح می‌داد در کاخ‌های شکار کوچک‌تر مانند ال پاردو یا آرانخوئز زندگی کند، جایی که زندگی تشریفاتی دربار نمی‌توانست به درستی انجام شود. غیبت زوج سلطنتی از زندگی درباری و عدم حضور عمومی آنقدر مشهود شد که به خاطر آن مورد انتقاد قرار گرفتند، به خصوص الیزابت. پس از برکناری آلبرونی در سال ۱۷۱۹، او عملاً تنها حاکم اسپانیا بود.

در سال ۱۷۲۴، التماس‌ها نتوانست مانع از کناره‌گیری فیلیپ شود، که تاج و تخت را به نفع فرزند اولش (لویی اول)، وارث ازدواج اولش، واگذار کرد. فیلیپ سپس به کاخ سلطنتی لا گرانخا د سن ایلدفونسو پناه برد. همچنین در سال ۱۷۲۴، الیزابت گروه سن ایلدفونسو را برای او از خانواده اودسکالچی خریداری کرد. در طول سلطنت لویی، الیزابت قدرت خود را حفظ کرد. با این حال، هفت ماه بعد، مرگ پادشاه جوان، فیلیپ را به تخت سلطنت بازگرداند. این الیزابت بود که با کمک وزیران، سفیر پاپ، متکلمان و شبکه ارتباطات خود، او را برای بازپس‌گیری تاج و تخت تحت فشار قرار داد.

سیاست خارجی

[ویرایش]

ملکه الیزابت به سیاست داخلی علاقه‌ای نداشت و سیاست خارجی را ترجیح می‌داد، جایی که هدف او تقویت حضور اسپانیا در ایالت‌های ایتالیا بود، همراه با جاه‌طلبی او برای پسران خودش که در ابتدا به دلیل پسرخوانده‌هایش انتظار موفقیت در اسپانیا را نداشتند. نفوذ الیزابت کاملاً در حمایت از سیاست آلبرونی اعمال می‌شد، که یکی از اهداف اصلی آن بازپس‌گیری متصرفات باستانی ایتالیا در اسپانیا بود و در واقع منجر به تصرف ساردینیا و سیسیل شد. او چنان با جدیت در این سیاست وارد شد که وقتی نیروهای فرانسوی به پیرنه پیشروی کردند، خود را در رأس یک لشکر از ارتش اسپانیا قرار داد. در آوریل ۱۷۱۹، ملکه در لشکرکشی پادشاه به خط مقدم پس از حمله فرانسه، او را همراهی کرد. او با لباس آبی و نقره‌ای، دائماً سوار بر اسب، سربازان خود را تشویق و همراهی می‌کرد.

با این حال، جاه‌طلبی او به شدت ناامید شد. اتحاد سه‌گانه نقشه‌های او را با حمله نیروهای بریتانیایی به ویگو خنثی کرد و تا سال ۱۷۲۰، متفقین تبعید آلبرونی را شرط صلح قرار دادند. سیسیل و ساردینیا نیز باید تخلیه می‌شدند.

در سال‌های پایانی فیلیپ پنجم، زمانی که تقریباً پیر شده بود، الیزابت کل سیاست اسپانیا را به گونه‌ای هدایت می‌کرد که تاج و تخت را در ایتالیا برای پسرانش تضمین کند. در سال ۱۷۳۱، او از تحقق طرح مورد علاقه‌اش با به رسمیت شناخته شدن پسرش دون کارلوس (که بعدها چارلز سوم اسپانیا شد) توسط قدرت‌ها در پیمان وین به عنوان دوک پارما و پس از پیمان وین در سال ۱۷۳۸، به تخت نشستن او بر تخت‌های ناپل و سیسیل، خرسند بود. پسر دوم او، فیلیپ، در سال ۱۷۴۸ دوک پارما شد.

ملکه دواگر

[ویرایش]

در ۹ ژوئیه ۱۷۴۶، سلطنت الیزابت با مرگ فیلیپ پنجم و جانشینی پسرخوانده‌اش فردیناند به پایان رسید. از آنجایی که فردیناند، مانند پدرش، امور دولتی را به همسرش، ماریا باربارا، واگذار کرد، سفیر فرانسه اظهار داشت: «این باربارا است که جانشین الیزابت می‌شود تا فردیناند که جانشین فیلیپ می‌شود.»

الیزابت به عنوان ملکهٔ دواگر، در ابتدا حاضر به واگذاری قدرت نشد. او با گروهی از هوادارانش در عمارتی اجاره‌ای در مادرید به توافق رسید و خواستار اطلاع از سیاست‌های دولت شد و آشکارا از پادشاهان جدید انتقاد کرد. در اواسط سال ۱۷۴۷، ملکه باربارا توسط پرتغال و خوزه د کارواخال ای لنکستر تشویق به تعامل با او شد و در ۲۳ ژوئیه ۱۷۴۷، الیزابت به همراه دربارش به کاخ لا گرانخا تبعید شد، جایی که بقیهٔ دوران سلطنت پسرخوانده‌اش را در تبعید از دربار سلطنتی و هرگونه نفوذی در سیاست گذراند. او میزبان پذیرایی‌های باشکوهی بود که در آن از دیپلمات‌های خارجی استقبال می‌کرد و انتقاد مخالفان از پسرخوانده‌اش را تشویق می‌کرد.

آخرین باری که الیزابت فارنیز در سیاست دخالت داشت، پس از مرگ پسرخوانده‌اش، فردیناند ششم، در سال ۱۷۵۹ بود. پس از مرگ او، تاج و تخت اسپانیا به پسر خودش رسید که در آن زمان به عنوان پادشاه ناپل غایب بود. الیزابت از زمان مرگ فردیناند ششم در سال ۱۷۵۹ تا زمان روی کار آمدن پسرش چارلز سوم در سال ۱۷۶۰، به عنوان نایب‌السلطنه موقت اسپانیا منصوب شد.

در فاصله زمانی بین مرگ شوهرش در سال ۱۷۴۶ و مرگ خودش در سال ۱۷۶۶، شاهد رویدادهای بسیاری بود: به تخت نشستن پسرخوانده‌اش، فردیناند ششم و باربارا پرتغالی، که از او متنفر بود؛ و به تخت نشستن پسر دوم محبوبش، فیلیپ، در پارما. در سال ۱۷۵۲، او کاخ سلطنتی ریوفریو را به عنوان اقامتگاه وارث خود ساخت.

او بعدها بیشتر وقت خود را در کاخ‌های لا گرانخا و آرانخوئز گذراند. او حامی کارخانه شیشه‌سازی سلطنتی در لا گرانخا بود. او در سال ۱۷۶۶ در سن ۷۳ سالگی در آرانخوئز درگذشت. او در کنار همسرش در کولجیاتا سن ایلدفونسو به خاک سپرده شد. مجموعه هنری گسترده او بین سه پسرش تقسیم شد.

سال‌های پایانی او

[ویرایش]

او سال‌های آخر عمرش را در آرانخوئز گذراند، جایی که خود را وقف کارهای خیریه کرد و قدیس حامی یسوعیان شد. او در ۱۱ ژوئیه ۱۷۶۶، در حالی که اکنون پیر (۷۳ ساله) و تقریباً نابینا بود، درگذشت. او در کنار همسرش در کلیسای کاخ سلطنتی لا گرانخا به خاک سپرده شد. از او (وارث خانواده‌های فارنیز و مدیچی، از نوادگان مستقیم پاپ پل سوم) و از فیلیپ پنجم، بوربون‌های اسپانیا، بوربون‌های ناپل و بوربون‌های پارما، از جمله به‌طور غیرمستقیم دوک‌های بزرگ لوکزامبورگ، به وجود آمدند.

فردریک دوم، پادشاه پروس، که معاصران خود را به خوبی می‌شناخت، دربارهٔ او گفت: «قلب پرانرژی یک رومی، غرور یک اسپارتی، سرسختی یک انگلیسی، حیله‌گری یک ایتالیایی، و سرزندگی یک فرانسوی، در کنار هم این زن بی‌نظیر را شکل داده‌اند. او با جسارت به سوی تحقق طرح‌هایش پیش می‌رود؛ هیچ چیز نمی‌تواند او را غافلگیر کند، هیچ چیز نمی‌تواند او را متوقف کند.»

فرزندان

[ویرایش]
  • شارل سوم اسپانیا (۲۰ ژانویه ۱۷۱۶ – ۱۴ دسامبر ۱۷۸۸)، همسر ماریا آمالیا از زاکسن.
  • فرانسیسکو (۲۱ مارس ۱۷۱۷ – ۲۱ آوریل ۱۷۱۷).
  • ماریانا ویکتوریا (۳۱ مارس ۱۷۱۸ – ۱۵ ژانویه ۱۷۸۱)، ملکه پرتغال از طریق ازدواج با شاه جوزف.
  • فیلیپ (۱۵ مارس ۱۷۲۰ – ۱۸ ژوئیه ۱۷۶۵)، دوک پارما و بنیانگذار سلسله خاندان بوربون-پارما، همسر لوئیز الیزابت فرانسه.
  • ماریا ترزا رافائلا (۱۱ ژوئن ۱۷۲۶ – ۲۲ ژوئیه ۱۷۴۶)، همسر لویی، دوفن فرانسه.
  • لوئیس (۲۵ ژوئیه ۱۷۲۷ – ۷ اوت ۱۷۸۵)، معروف به کاردینال-اینفانته. اسقف اعظم تولدو، نخست‌وزیر اسپانیا و از سال ۱۷۳۵ کاردینال بود. در سال ۱۷۵۴، از عناوین کلیسایی خود صرف نظر کرد و کنت چینچون شد. در سال ۱۷۷۶، او به صورت ارگانیک با ماریا ترزا د والابریگا ازدواج کرد و صاحب فرزند شد، اما بدون عناوین سلطنتی.
  • ماریا آنتونیتا فردیناندا (۱۷ نوامبر ۱۷۲۹–۱۹ سپتامبر ۱۷۸۵)، همسر ویکتور آمادئوس سوم ساردینیا.

منابع

[ویرایش]
    • Armstrong, Edward (1892). Elisabeth Farnese, the Termagant of Spain. Longmans, Green, and Co.
    • Kamen, Henry (2001). Philip V of Spain: The King Who Reigned Twice. New Haven, Conn.: Yale University Press. ISBN 0-300-08718-7.
    • Orr, Clarissa Campbell (2004). Queenship in Europe 1660-1815: The Role of the Consort. Cambridge University Press.
    • Sanchez, Magdalena S. (2017). Early Modern Dynastic Marriages and Cultural Transfer. Taylor & Francis.
    • Petrie, Charles: King Charles III of Spain New York, John Day Company, 1971
    • Harcourt-Smith, Simon: Cardinal of Spain: the Life and Strange Career of Giulio Alberoni New York, Knopf, 1955
    • Mémoires pour servir à l'histoire d'Espagne sous le régne de Philippe V by the Marquis de St Philippe, translated by Maudave (Paris, 1756)
    • Memoirs of Elizabeth Farnese (London, 1746)
    • The Spanish original of the Comentarios del marqués de San Felipe was published in the Biblioteca de Autores Españoles
    •  This article incorporates text from a publication now in the public domain: Chisholm, Hugh, ed. (1911). "Farnese, Elizabeth". Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Vol. ۱۰ (11th ed.). Cambridge University Press. p. 185.
    • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Elisabeth Farnese». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵.

    پیوند به بیرون

    [ویرایش]