پرش به محتوا

الکساندر همیلتون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
الکساندر همیلتون
پرتره الکساندر همیلتون
نخستین وزیر خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا
دوره مسئولیت
۱۷۸۹ – ۱۷۹۵
رئیس‌جمهورجورج واشینگتن
پیش ازاولیور والکات
فرمانده ارتش
رئیس‌جمهورجان آدامز
پس ازجورج واشینگتن
پیش ازجیمز ویلکینسون
نماینده ایالت نیویورک در کنگره قانون اساسی
نماینده ایالت نیویورک در مجلس قانون‌گذاری
اطلاعات شخصی
زاده۱۱ ژانویه ۱۷۵۷
چارلزتاون، کارائیب
(سنت کیتس و نویس کنونی)
درگذشته۱۲ ژوئیه ۱۸۰۴ (۴۷ سال)
نیویورک، ایالت نیویورک، ایالات متحده آمریکا
ملیت ایالات متحده آمریکا
حزب سیاسیفدرالیست
همسر(ان)الیزابت شویلر همیلتون
پیشهاز بنیان‌گذاران ایالات متحده آمریکا
تخصصسیاستمدار، فیلسوف، حقوقدان و اقتصاددان
امضا
خدمات نظامی
وفاداری New York (state) (۱۷۷۵–۱۷۷۷)
 ایالات متحده آمریکا (۱۷۷۷–۱۸۰۰)
خدمت/شاخه شرکت توپخانه ای استان نیویورک
ایالات متحده آمریکا ارتش قاره‌ای
 ارتش ایالات متحده آمریکا
سال‌های خدمت۱۷۷۵–۱۷۷۶ (شبه نظامی)
۱۷۷۶–۱۷۸۱
۱۷۹۸–۱۸۰۰
درجه سرلشکر
فرمانده کل ارتش ایالات متحده
جنگ‌ها/عملیات‌جنگ انقلاب آمریکا
شبه جنگ

الکساندر همیلتون (به انگلیسی: Alexander Hamilton) (زاده ۱۱ ژانویه ۱۷۵۵ یا ۱۷۵۷ در چارلستون، نویس (سنت کیتس و نویس کنونی) – درگذشته ۱۲ ژوئیه ۱۸۰۴ در نیویورک) دولتمرد آمریکایی و از پدران بنیان‌گذار ایالات متحده آمریکا بود. او از مفسران و مروجان اثرگذار قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، و نیز مؤسس نظام مالی این کشور، حزب فدرالیست، گارد ساحلی ایالات متحده آمریکا، و روزنامهٔ نیویورک پست بود. همیلتون به عنوان نخستین وزیر خزانه‌داری، مؤلف سیاست‌های اقتصادی دولت جرج واشینگتن بود. او پیشگام تأمین بودجهٔ ایالات به وسیلهٔ دولت فدرال، و نیز تأسیس یک بانک ملی، نظام تعرفه‌ها، و روابط تجاری دوستانه با بریتانیا بود. بینش او شامل یک دولت مرکزی قدرتمند و یک قوه مجریه پرتوان، یک اقتصاد تجاری قوی، به همراه یک بانک ملی و حمایت از تولید، و نیز ارتش قدرتمند بود.[۱] این دیدگاه از سوی توماس جفرسون و جیمز مدیسون که یک حزب رقیب را ایجاد کردند به چالش کشیده شد. آنان حامی ایالت‌های قدرتمند مستقر در آمریکای روستایی و حفاظت شده به وسیلهٔ میلیشیاهای ایالتی به جای ارتش و نیروی دریایی قدرتمند ملی بودند. آنان همیلتون را به خاطر دوستی بیش از حد با بریتانیا و به‌طور کلی سلطنت و این که بیش از حد جهت‌گیری وی به سوی شهرها، کسب و کارها و بانک‌ها بود، محکوم می‌کردند.

تصویر همیلتون بر اسکناس ده دلاری

همیلتون در نگارش مجموعه مقالات فدرالیست که بر تدوین قانون اساسی و نظام حکومتی ایالات متحده بسیار تأثیر گذاشت، نقشی اساسی داشت. او نمایندهٔ ایالت نیویورک در مجلس قانون‌گذاری و کنگره قانون اساسی و از مدافعان قانون اساسی ایالات متحده و جایگزینی فدراسیون آمریکا به جای کنفدراسیون آن هنگام بود. او در جنگ‌های استقلال ایالات متحدهٔ آمریکا هم شرکت داشت و در سال‌های ۱۷۹۹ و ۱۸۰۰ میلادی فرمانده ارتش این کشور بود.

همیلتون به‌عنوان فرزند یک رابطه نامشروع متولد شد؛ موضوعی که در قرن هجدهم تنها یک مسئلهٔ شخصی نبود، بلکه جایگاه فرد را در جامعه تعیین می‌کرد. فرزند نامشروع از بسیاری حقوق اولیه محروم می‌شد و امکان بهره‌مندی از حمایت قانونی، ارث و مسیرهای معمول پیشرفت اجتماعی را نداشت. همیلتون نیز به‌دلیل همین وضعیت، از حق تحصیل رسمی و موقعیت‌های تثبیت‌شده اجتماعی دور ماند و در حاشیهٔ جامعه رشد کرد. این شرایط او را وادار کرد که به‌جای تکیه بر خانواده و ساختارهای رسمی، تنها بر توانایی‌های فردی و تلاش شخصی خود متکی باشد و زندگی را از نقطه‌ای آغاز کند که بسیاری دیگر هرگز تجربه‌اش نمی‌کردن.

مرگ ریچل فاوست، مادر الکساندر همیلتون، در سال ۱۷۶۸ نقطهٔ عطفی تعیین‌کننده در زندگی او بود. همیلتون که در آن زمان نوجوانی بیش نبود(به نقل از بسیاری از مورخین،همیلتون تنها 12سال سن داشت)، نه‌تنها مادر، بلکه تنها تکیه‌گاه عاطفی و اجتماعی خود را از دست داد. از آن‌جا که والدین او ازدواج رسمی نداشتند؛پس از مرگ مادر، الکساندر و برادرش مدتی کوتاه به سرپرستی یکی از بستگان مادری‌شان،پیتر لیتون سپرده شدند. اما این دوره نیز به‌سرعت پایان یافت؛ لیتون اندکی بعد به شکلی ناگهانی جان خود را از دست داد؛مرگی که در منابع تاریخی اغلب به‌عنوان خودکشی توصیف شده است. این واقعه، همیلتون را برای دومین‌بار در فاصله‌ای کوتاه در وضعیت بی‌پناهی کامل قرار داد و عملاً آخرین پیوند خانوادگی او نیز از میان رفت.

پس از این فروپاشی خانوادگی، مسیر زندگی همیلتون به‌جای خانواده، به دنیای کار و تجارت گره خورد. او در بنادر تجاری جزایر هند غربی، به‌ویژه سنت کرویکس، به‌عنوان کارمند و منشی در دفاتر بازرگانی مشغول به کار شد. همیلتون نوجوان در محیطی قرار گرفت که تجارت بین‌المللی، حسابداری، مکاتبات رسمی و مدیریت بحران‌های اقتصادی بخشی از زندگی روزمره بود. برخلاف سن کم، به‌سرعت توانایی خارق‌العاده‌ای در محاسبات مالی، نظم اداری و نگارش رسمی از خود نشان داد؛ به‌گونه‌ای که در غیاب صاحبان شرکت، ادارهٔ امور به او سپرده می‌شد. نقطهٔ برجستهٔ این دوره، بروز استعداد کم‌نظیر همیلتون در نویسندگی بود. او در نامه‌ای توصیفی دربارهٔ یک طوفان سهمگین که جزیره را ویران کرده بود، چنان با قدرت، دقت و عمق نوشت که نوشته‌اش فراتر از یک گزارش ساده تلقی شد. این متن، که به‌واسطهٔ افراد بانفوذ محلی منتشر شد، توجه روحانیون، تجار و نخبگان جزیره را به نبوغ فکری و قلم استثنایی او جلب کرد. در نتیجه، مجموعه‌ای از تجار و خیرین محلی،نه به‌عنوان فرزندخواندگی، بلکه در قالب حمایت آگاهانه از یک استعداد کم‌نظیر،تصمیم گرفتند هزینهٔ تحصیل همیلتون را تأمین کنند.با جمع‌آوری کمک‌های مالی، زمینهٔ اعزام او به مستعمرات شمالی آمریکا برای ادامهٔ تحصیل فراهم شد. بدین‌ترتیب، همیلتون نه با ارث، نه با نسبت خانوادگی و نه با حمایت رسمی دولتی، بلکه صرفاً با اتکا به هوش، پشتکار، نظم فکری و قدرت قلم خود، از موقعیت یتیمی و فقر مطلق به آستانهٔ ورود به دنیای جدیدی گام نهاد،سفری که با عزیمت او به آمریکا آغاز شد و مسیر تاریخ سیاسی آینده را تغییر داد.

نقش در جنگ انقلاب آمریکا در همان ابتدا آغاز شد. در ۱۷۷۷، او کمک بزرگی در کنار ژنرال جرج واشینگتن در اداره ارتش قاره‌ای بود. بعد از جنگ، او به عنوان نماینده نیویورک به کنگره کنفدراسیون انتخاب شد. او بعدها از این کار استعفا داد تا به کار حقوقی بپردازد و بانک نیویورک را قبل از ورود به سیاست تاسیس نمود. همیلتون رهبری بود که به دنبال جایگزینی دولت ضعیف کنفدرال تحت اصول کنفدراسیون بود. او گردهمایی آناپولیس (۱۷۸۶) را رهبری کرد. که کنگره را به دعوت برای همایش قانون اساسی (ایالات متحده) تحریک نمود. او با نگارش ۵۱ مقاله از ۸۵ مقاله سلسله مقالات فدرالیست به تصویب قانون اساسی ایالات متحده کمک نمود. مقالاتی که هنوز یکی از مراجع اصلی در باره قانون اساسی ایالات متحده می‌باشند.

الکساندر همیلتون وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا را به عنوان عضو معتمد کابینه اول واشینگتن بر عهده گرفت. همیلتون توانست با موفقیت قدرتی که قانون اساسی مقرر کرده بود برای تشکیل بدهی ملی، برای بدهی دولت، و برای ایجاد بانک ایالات متحده که توسط دولت پشتیبانی می‌شد (نخستین بانک ایالات متحده) را راه‌اندازی کند. این برنامه‌ها به طور عمومی با مالیات بر واردات و بعدتر با قانون مناقشه برانگیز مالیات ویسکی انجام شدند. او با روابط دوستانه با انقلابیون فرانسه مخالفت کرد. دیدگاه‌های همیلتون مبنای حزب فدرالیست شد که مخالف دیدگاه های حزب جمهوری‌خواه دموکرات به رهبری توماس جفرسون و جیمز مدیسون بود. در ۱۷۹۵، او به کار حقوقی خود در نیویورک بازگشت. او جنبشی را علیه جمهوری اول فرانسه بین ۱۷۹۸ تا ۹۹ تحت ریاست جمهوری جان آدامز به راه انداخت و فرمانده ژنرال ایالات متحده شد که دوباره متولد شده و مدرن شده و آماده نبرد شده‌بود. ارتش درگیر نبرد نشد غیر از یک شبهه جنگ و همیلتون از دیدگاه دیپلماتیک آدمز به شدت عصبانی شد. مخالفت او با انتخاب مجدد آدمز به شکست حزب فدرالیست در ۱۸۰۰ انجامید. جفرسون و آرون بِر در انتخاب ریاست جمهوری از طریق الکترال کالج مساوی شدند که در آن همیلتون به شکست آرون بِر، که او را غیر بنیادی می‌دانست، و کمک به انتخاب جفرسون برخلاف اختلاف فلسفی کمک نمود.

الکساندر همیلتون پس از کناره‌گیری از وزارت خزانه‌داری در سال ۱۷۹۵، به فعالیت‌های حقوقی و مالی در نیویورک بازگشت و در کنار آن، به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران «انجمن نیویورک برای الغای برده‌داری» فعالیت می‌کرد.

در فرهنگ عامه همیلتون به سیاست مداری اندیشمند و اقتصاددانی که غالباً بی‌تاب است شهره دارد. ایده‌های همیلتون شالوده دولت و اقتصاد آمریکا را بنیان نهاده‌است.

وزارت خزانه‌داری

[ویرایش]

همیلتون اولین وزیر خزانه‌داری آمریکا بود و با استفاده از قدرت‌های نهفته در قانون اساسی به شکل موفقی توانست بدهی ملی را به شکلی تامین مالی کند که به تامین بدهی دولتی هم برسد و از این طرق یک بانک با پشتیبانی دولت برای کل ایالات متحده ساخت. اولین برنامه اجرایی او قرار دادن مالیات بر واردات ویسکی بود. او شبکه‌ای گسترده متشکل از بانک‌داران و فعالان اقتصادی نزدیک به دولت در سراسر کشور راه‌اندازی کرد و با آن‌ها حزب فدرالیست را راه‌انداخت. اولین لایحه‌ای که وی برای تعرفه‌ها ارائه داده بود، پیشنهاد تامین سه میلیون دلار مورد نیاز دولت برای هزینه‌های عملیاتی و بهره دیون داخلی و خارجی از طریق افزایش عوارض بر شراب‌ها، نوشیدنی‌های تقطیر شده، چای، قهوه وارداتی و نوشیدنی‌های داخلی بود. این لایحه شکست خورد. در پاسخ به متنوع کردن منابع درآمدی، از آن‌جایی که سه‌چهارم درآمد ناشی از بازرگانی با بریتانیای کبیر بود، همیلتون بار دیگر تلاش کرد که هم مالیات تولیدی بر نوشیدنی‌های داخلی ببندد و هم نوشیدنی‌های خارجی. نرخ مالیات‌بندی تناسبی با درصد الکل داشت و همیلتون قصد داشت که بار مالیاتی وارده بر نوشیدنی‌های وارداتی را با مشروبات داخلی برابر کند. همان زمان همیلتون متوجه شد که روستایی‌ها چقدر از این مالیات ناراحتند، امّا حدس زد که این ناراحتی قطعاً کمتر از ناراحتی ناشی از مالیات بر زمین باشد، که البته حدس قابل قبولی بود. صنایع روستایی مستقر سال ۱۷۹۴ به شورش ویسکی ختم شد. در پنسیلوانیا و ویرجینیای غربی، ویسکی محصول اصلی صادراتی به حساب می‌آمد و نقشی حیاتی و اساسی در اقتصاد محلی بازی می‌کرد.[۲]

دعوت به دوئل و درگذشت

[ویرایش]

آرون بِر کمی پس از آن‌که به‌عنوان معاون رئیس‌جمهور توماس جفرسون برگزیده شد، دریافت که در دولت جفرسون جایی ندارد. او عملاً از حزب جمهوری‌خواه (دموکرات-جمهوری‌خواه) کنار گذاشته شد، اما گزینه‌ی دیگری پیش رویش بود. در آن زمان، تبِ جدایی‌طلبی در میان فدرالیست‌های نیوانگلند بالا گرفته بود. بِر به این نتیجه رسید که اگر با آنان متحد شود، شاید بتواند دوباره به قدرت بازگردد.او سپس نگاهش را به بالاترین مقام ممکن در نیویورک دوخت — یعنی فرمانداری ایالت نیویورک. اما برای پیروزی در این انتخابات، بِر ناچار بود با گروه نیرومندی از جمهوری‌خواهان نیویورک، از جمله خانواده‌های کلینتون و لیوینگستون، روبه‌رو شود. در روزنامه‌ی American Citizen، نویسنده‌ای به نام جیمز چیزم (James Cheetham) معاون رئیس‌جمهور وقت، آرون بِر، را خائن به حزب و رئیس‌جمهورش خواند. او بِر را به‌خاطر ناکامی در به‌دست آوردن نامزدی دوباره در کنار توماس جفرسون به تمسخر گرفت و نمایندگانی را که در نیویورک آشکارا از بِر حمایت می‌کردند، مورد حمله قرار داد. اما تهمت نهایی و مخرب‌تر از همه این بود که چیزم مدعی شد فهرستی از بیست تن از مشهورترین روسپیان نیویورک در دست دارد که همگی گفته‌اند بِر مشتری محبوبشان بوده است. بِر وکیل نیویورکی‌ای به نام ویلیام پیتر ون‌نِس (William Peter Van Ness) را استخدام کرد تا جزوه‌ای با عنوان «بررسی اتهامات گوناگون علیه آرون بِر و تحلیل شخصیت و مقاصد مخالفان سیاسی او» بنویسد. با این حال، حملات بی‌رحمانه و بی‌وقفه‌ی چیزم چنان سنگین بود که بِر نتوانست تاب بیاورد؛ و زمانی که آرا شمرده شد، او با اختلافی قاطع و شکست سنگین از نامزد مورد حمایت خانواده‌های کلینتون و لیوینگستون، یعنی مورگان لوئیس (Morgan Lewis)، باخت. یک جمهوری‌خواه نیویورکی به نام دکتر کوپر (Dr. Charles D. Cooper) در فوریه‌ی ۱۸۰۴ در ضیافتی شرکت داشت که در آن الکساندر همیلتون با شور و فصاحت درباره‌ی مخالفت خود با طرح فدرالیست‌ها برای نامزدی آرون بِر در انتخابات فرمانداری نیویورک سخن گفت. مدتی بعد، دکتر کوپر در نامه‌ای به فیلیپ شوایلر (Philip Schuyler) ــ سیاستمدار نیویورکی و پدرزن همیلتون ــ به یکی از «اظهارنظرهای موهن و تحقیرآمیز» همیلتون درباره‌ی بِر اشاره کرد. این نامه وقتی در روزنامه‌ی Albany Register منتشر شد، در مقایسه با دیگر حملات مطبوعاتی علیه بِر چندان تند و زننده نبود، اما همان نوشته به‌منزله‌ی آخرین جرقه در دشمنی دیرینه‌ی بِر و همیلتون عمل کرد. چند هفته بعد، وقتی بِر ــ که تازه از شکست سنگین در انتخابات فرمانداری بیرون آمده بود ــ آن نامه را خواند، از اظهارات منسوب به همیلتون سخت خشمگین شد. او که در پی بازگشت به صحنه‌ی سیاست و جلب توجه عمومی نیز بود، همیلتون را به دوئل فراخواند.اما اگر بِر در این نبرد به‌دنبال شهرت بود، در عوض تنها بدنامی یافت؛ چرا که دوئل به مرگ همیلتون انجامید و بِر در دو ایالت به جرم قتل تحت تعقیب قرار گرفت.[۳]

در جریان دوئل، همیلتون بنا بر برخی گزارش‌های تاریخی تفنگش را به‌سوی آسمان نشانه رفت، اما بِر مستقیماً به او شلیک کرد. گلوله به شکم همیلتون اصابت کرد و او یک روز بعد، در ۱۲ ژوئیه ۱۸۰۴، درگذشت.[۴]

ناتانیل پندلتون (Nathaniel Pendleton)، قاضی فدرال و از دوستان نزدیک همیلتون که در روز دوئل در ویهاوکن (ایالت نیوجرسی) در کنار همیلتون حضور داشت و صحنه را از چند متری دیده بود، بعد از حادثه، گزارش رسمی خود را منتشر کرد. او نوشته است: «آقای همیلتون پیش از دوئل به من اعلام کرد که قصد ندارد به آقای بِر شلیک کند. او گفت که وجدانش اجازه نمی‌دهد زندگی انسانی را بگیرد و فقط برای دفاع از شرافت خود به این دوئل تن داده است.» در سوی دیگر ویلیام پی. ون نِس (William P. Van Ness) که همراه آرون بر در روز دوئل بود معتقد است:‌ «در پاسخ به این گفته که ژنرال همیلتون قصد شلیک نداشت و سرهنگ بِر نیز از این موضوع آگاه بود، باید گفت چنین ادعایی اگر هم درست باشد، بیش از آنکه مایه‌ی ننگ برای بازمانده باشد، بی‌اعتباری و خفت را برای درگذشته به همراه دارد؛ اما در واقع هیچ سخنی بی‌اساس‌تر از این نیست. همه‌ی نشانه‌هایی که در جریان این رویداد دیدم، حاکی از آن بود که آقای همیلتون عزم جدی داشت ــ اگر بتواند ــ جان رقیب خود را بگیرد.»[۵][۶]

در فرهنگ عامه

[ویرایش]

تئاتر و تلویزیون

[ویرایش]

در سال۲۰۱۵ نمایشی موزیکال با نام همیلتون به نمایش درآمد که به خوبی هر چه تمام تر به توصیف این شخصیت و اطرافیانش پرداخت برای شناخت بیشتر و بهتر این شخصیت این نمایشنامه پیشنهاد می شود.در سال ۲۰۱۶ در پی موفقیت های پی در پی این تئاتر لین-منوئل میرندا نویسنده و بازیگر همیلتون ،این نمایش نامه را به فیلم تبدیل کرد و در سال ۲۰۲۰ دیزنی این فیلم-تئاتر را به قیمت ۷۵ میلیون دلار خریداری و در چهارم ژوئیه ۲۰۲۰ در سرویس دیزنی پلاس پخش کرد

منابع

[ویرایش]
  1. Chernow, Ron (2005). Alexander Hamilton. Penguin Press. ISBN 978-0-14-303475-9.
  2. بنایی، نسیم. ایده‌ها. امین‌الضرب. صص. ۲۹. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۷۱۳۴-۰۰-۱.
  3. "The New York Governor's Race | American Experience | PBS". www.pbs.org (به انگلیسی). Retrieved 2025-11-09.
  4. "Today in History: July 11". Library of Congress. Retrieved April 23, 2007.
  5. "Founders Online: Joint Statement by William P. Van Ness and Nathaniel Pendleton …". founders.archives.gov (به انگلیسی). Retrieved 2025-11-09.
  6. "Founders Online: Introductory Note: The Duel Between Aaron Burr and Alexander H …". founders.archives.gov (به انگلیسی). Retrieved 2025-11-09.

پیوند به بیرون

[ویرایش]