النور مارکس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Eleanor Marx.jpg

جنی جولیا النور مارکس (به انگلیسی: Jenny Julia Eleanor Marx) (زاده ۱۶ ژانویه ۱۸۵۵ در لندن - درگذشتهٔ ۳۱ مارس ۱۸۹۸ در لندن)، جوان‌ترین دختر کارل مارکس «پدر کمونیسم»، فیلسوف، اقتصاددان و انقلابی شهیر آلمانی، به هم‌راه ویلیام موریس، از موسسان «اتحادیهٔ سوسیالیست» بود و مرتباً در ارگان آن می‌نوشت.

النور، سازمان‌دهنده، نویسنده، بازرس و سخن‌گوی اتحادیه‌های کارگری مسلحی همچون اتحادیهٔ کارگران گاز یا اتحادیهٔ کارگران بارانداز بود.

زندگی‌نامه[ویرایش]

کارل مارکس، خانواده اش و فریدریش انگلس
النور و ویلهلم لیبکنشت (۱۸۸۶)

النور معروف به توسی (Tussy) در ۱۶ ژانویه ۱۸۵۵ در یک زیرشیروانی دو تخته در خیابان دین (Dean) لندن به عنوان ششمین فرزند «کارل مارکس» و «جنی فون وستفالن» چشم به جهان گشود. تنها دو خواهر وی زنده ماندند، جنی و لورا ۱۱ و ۱۰ ساله که هر دو بزرگتر از النور بودند. «ادگار» برادر بزرگتر در ۱۲ هفتگی النور بدلیل ابتلا به سل درگذشت. تمام سرمایه‌گذاری‌های معنوی پدر روی خانه و خانواده نقش بر آب شد

هفت سال پیش از تولدش پدرش مانیفست حزب کمونیست (۱۸۴۸) را منتشر کرده و کمی بعد از آن همراه با خانواده‌اش پاریس را به مقصد لندن ترک کرده بود. هرچند النور در ۱۵ سالگی به دلیل فقر خانواده، مدرسه را ترک کرد اما آموزشش متوقف نشد.

النور تنها ۱۶ سال داشت که به عنوان دستیار رسمی پدرش در کنفرانس‌های بین‌المللی او را همراهی می‌کرد اما منشی‌گری و تحقیق برای پدر او را راضی نمی‌کرد در نتیجه در ۱۸ سالگی شورید، خانه را ترک کرد، به معلمی روی آورد و به رغم مخالفت والدینش، با روزنامه‌نگار سوسیالیست فرانسوی هیپولیت لیزاگاری (Hippolyte Lissagaray) که دو برابر خودش سن داشت ازدواج نمود

او و لیزاگاری با هم کتابی نوشتند به نام «تاریخ کمون ۱۸۷۱» (History of the Commune of 1871) که مارکس پدر آن را پسندید و به انگلیسی ترجمه کرد ـ هرچند با رابطه دخترش و لیزاگاری همچنان مخالف بود. عشق این دو اما چندی نپایید و النور در هم شکسته و بیمار از بی‌وفایی معشوقش به خانه والدینش بازگشت.

بعد از این شکست بود که فعالیت‌های سیاسی جدی خود را شروع کرد؛ به طرزی خستگی ناپذیر سفر می‌کرد، در مورد حقوق پرولتاریا سخنرانی می‌کرد و مقالات روشنگرانه می‌نوشت. او مصمم بود آنچه از پدرانش ـ مارکس و انگلس ـ آموخته بود را به بوته آزمایش بگذارد و از بریتانیای عصر ویکتوریا و البته جهان جایی عادلانه‌تر بسازد.

النور در کنار حلقه دوستان نزدیکش متشکل از جرج برنارد شاو، اولیو شرینر، هاولاک الیس و ویلیام موریس در زمانه‌ای که هنوز زنان حق رای، آموزش و اشتغال به بسیاری از مشاغل را نداشتند از چهره‌های مطرح فکری بریتانیای قرن ۱۹ و پیشتازان سوسیالیسم در این کشور به شمار می‌آمد.

مادرش دسامبر ۱۸۸۱، خواهرش «جنی» در ژانویه ۱۸۸۳ و پدرش در مارس ۱۸۸۳ درگذشتند

پس از مرگ والدینش و تا پیش از درگذشت انگلس، النور ترجمه، ویرایش و حتی تایپ نوشته‌های دیگران را برعهده می‌گرفت تا از پس هزینه‌های زندگی خود برآید اما انگلس، ارثیه‌ای قابل توجه برای النور باقی گذاشت که به او فرصت می‌داد با فراقت خود را وقف فعالیت‌های سیاسی‌اش کند.

علاوه بر باور عمیق به سوسیالیسم، النور فمینیستی معتقدنیز به شمار می‌آمد. او برخلاف فمینیست‌های بورژوا و سوسیالیست‌هایی که به مسایل زنان بی‌تفاوت بودند از حقوق زنان کارگر سخن می‌گفت و رعایت آن را لازمه بهبود شرایط کلی کار می‌دانست و بر این باور بود که طبقه بورژوا نتوانسته ـ یا نخواسته ـ به احقاق حقوق زنان طبقه کارگر کمکی کند. پیوند سوسیالیسم و فمینیسم را بیش از هرچیز می‌توان در کتاب او «مسئله زن: از زاویه سوسیالیسم» دید، کتابی که او به همراهی معشوقش «ادوارد آولینگ» (Edward Aveling) نوشت.

آولینگ اگرچه همکار النور در نگارش یکی از مهم‌ترین کتاب‌هایش بود اما به شهادت تاریخ دلیل خودکشی او هم بود. آولینگ، بازیگر و نویسنده‌ای سوسیالیست بود که ـ به شهادت نامه‌های باقی‌مانده ـ بیشتر دوستان النور از جمله جرج برنارد شاو همواره به او بدبین و بی‌اعتماد بودند. در نهایت اگرچه النور اعتبار و ثروتخود را صرف اولینگ کرد و در هنگام بیماری مدتها پرستاریش را برعهده داشت، آولینگ پس از ۱۴ سال زندگی مشترک او را فریب داد ومخفیانه با بازیگری ۲۲ ساله ازدواج کرد؛ ضربه‌ای عاطفی که النور آن را تاب نیاورد.

انگلس پیش از مرگ خود رازی را برای کوچکترین دختر مارکس فاش کرده بود که تمامی جهان ذهنی او و تصورش از والدینش را در هم ریخت. انگلس به النور گفته بود پدرش با «لنچن» خدمتکاری که سال‌ها با خانواده مارکس زندگی می‌کرد و برای فرزندان آن حکم «مادر دوم» را داشت در ارتباطی مخفیانه بود و «فردی» پسری که همه گمان می‌کردند فرزند انگلس است، در واقع حاصل آن رابطه نامشروع است. این دو خیانت از طرف دو مرد محبوب زندگی النور باعث شد او تسلیم شود، دست از تلاشش برای «تغییر جهان» بردارد و تاریخ سوسیالیسم یکی از چهره‌های موثر و فعال خود را بر اثر افسردگی از دست بدهد.

النور مارکس، در یک روز سرد ماه مارس سال ۱۸۹۸ پیراهن سفید تابستانی محبوبش را به تن کرد و پس از خوردن سیانید هیدروژن (ترکیبی کشنده نزدیک به سیانور) در بستر مرگش خوابید. النور ـ یا به قول دوستانش «توسی» ـ اگرچه در سایه نام بزرگ پدرش کم و بیش نادیده مانده است، خود با توجه کتاب‌ها و مقالات و فعالیت‌هایش در راستای محقق شدن عدالت اجتماعی از چهره‌های موثر در تاریخ سوسیالیزم بریتانیا به شمار می‌آید.

اخیراً کتاب زندگی «النور مارکس»، به قلم راشل هلمز از منشی​گری پدر و ازدواج با یک مرد خیانتکار تا خودکشی دردناک، در ۵۲۸ صفحه توسط انتشارات بلومزبری به قیمت ۲۵ پوند منتشر شده است.

کتابشناسی[ویرایش]

از النور، آثار بسیاری در مورد مسائل زنان، به جا مانده است. به عنوان دست‌پرورده مارکس و فریدریش انگلس، او نه تنها به چند زبان سخن می‌گفت که مدتی طولانی به عنوان دستیار پدر به او در نوشتن کتابهایش یاری می‌رساند. ترجمه و ویرایش کتاب «سرمایه» برعهده کسی نبود جز کوچکترین دختر مارکس. او به علاوه نخستین کسی بود که رمان مشهور مادام بواری اثر گوستاو فلوبر را به زبان انگلیسی ترجمه کرد.

پانویس[ویرایش]