پرش به محتوا

اقنوم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

در مسیحیت سه‌گانه‌باور، که می‌گوید خدای واحد، خود را در سه شخصیت ـ پدر، پسر و روح القدس ـ آشکار کرد، به هریک از سه کالبد، یعنی پدر یا پسر یا روح‌القدس (روان پاک)، اصطلاحاً اُقنوم‌ یا «ثالث ثلاثه» (سومی از سه تا) یا در یونانی هیپوستاسیس گفته می‌شود.

اقانیم سه گانه در مسیحیت

در این متون از اقانیم ثلاثه صحبت می‌شود و باورمندان به این سه اقنوم را «سه‌خوان» می‌نامند.[۱]لفظ اُقنوم که در آموزهٔ سه‌گانه‌باوری فراوان به کار می‌رود واژه‌ای سُریانی و به معنای شخص یا اصل است. برابر فارسی این واژه را می‌توان «بُن‌کَس» دانست.

اقنوم یا هیپوستاسیس در فلسفه و دین

هیپوستاسیس (جمع: هیپوستاسیس‌ها، hypostases) از واژهٔ یونانی ὑπόστασις (hypóstasis) گرفته شده و به «وضعیت یا واقعیت بنیادین و زیربنایی که کل واقعیت را پشتیبانی می‌کند» اشاره دارد. این مفهوم دقیقاً با «جوهر» (substance) یکسان نیست. در نوافلاطونی‌گری، هیپوستاسیسِ نفس، عقل (Nous) و «واحد» (The One) توسط فلوطین مورد بحث قرار گرفت. در الهیات مسیحی، تثلیث مقدس از سه اقنوم یا هیپوستاسیس تشکیل می‌شود: هیپوستاسیس پدر، پسر و روح‌القدس. شبه‌ارسطو (Pseudo-Aristotle) واژهٔ «هیپوستاسیس» را در معنای «ماده یا جوهر مادی» به کار برد.[۲]

نوافلاطونیان استدلال می‌کردند که در پسِ پدیده‌هایی که برای حواس ما آشکار می‌شوند، سه اصل معنویِ برتر (یا سه هیپوستاسیس) وجود دارد که هر یک از قبلی متعالی‌تر است. بنیان‌گذار این نظام متافیزیکیِ «سه هیپوستاسیس» فلوطین، فیلسوف افلاطونی قرن سوم میلادی بود که آن را بر اساس تفسیر خود از نوشته‌های افلاطون بنا کرد. از نظر او این سه اقنوم یا هیپوستاسیس عبارت‌اند از:[۲]

  • نفس (Soul)
  • عقل یا نوس (Intellect / Nous)
  • واحد یا یگانه (The One)

این اصطلاح در الهیات مسیحی، به‌ویژه در دو حوزه اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است:

  • تثلیث‌شناسی (Triadology): مطالعهٔ آموزهٔ تثلیث مسیحی.
  • مسیح‌شناسی (Christology): مطالعهٔ عیسی به‌عنوان مسیح.

در تاریخ الهیات مسیحی سه دیدگاه عمده دربارهٔ تعداد و رابطهٔ اقنومها شکل گرفته است.[۲]

دیدگاه تک‌اقنومی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

این دیدگاه معتقد است که پدر، پسر و روح‌القدس یک هیپوستاسیس(اقنوم) واحد در یک اوسیا (جوهر یا ذات) هستند؛ یعنی در نهایت یک شخص واحد به شمار می‌آیند.[۲] نمونه‌های تاریخی:

  • یگانه‌خداباوران قرن دوم معتقد بودند «پدر» و «پسر» صرفاً دو نام برای یک خدا هستند.
  • سابلیوس در قرن سوم تعلیم می‌داد که پدر، پسر و روح‌القدس سه «پروسوپون» (نقش یا چهره) هم‌زمان در یک اقنوم یا هیپوستاسیس واحد هستند.

در میان پدران کلیسا پیش از شورای نیقیه، پاپ دیونیسیوس استدلال می‌کرد که تقسیم فرمانروایی الهی به سه اقنوم یا هیپوستاسیس جداگانه به معنای پذیرش سه خدا خواهد بود. سابلیوس نیز همین منطق را می‌پذیرفت و تأکید می‌کرد که خدا تنها یک اقنوم یا هیپوستاسیس دارد.[۲] در مقابل، منتقدان او مانند هیپولیتوس رومی می‌گفتند:

«من نمی‌گویم دو خدا وجود دارد، بلکه یک خدا هست؛ اما دو شخص (پدر و پسر) وجود دارند، و سومی نیز روح‌القدس است.»

به تدریج اختلافی زبانی میان شرق و غرب مسیحیت پدید آمد:

  • یونانیان از عبارت «سه هیپوستاسیس» استفاده می‌کردند.
  • لاتینی‌ها از عبارت «یک جوهر، سه شخص» (Una substantia, tres personae) سخن می‌گفتند.

هر طرف گمان می‌کرد طرف دیگر به بدعتی دچار شده است:

دیدگاه دواقنومی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

این نظریه می‌گوید خدا دارای دو اقنوم یا هیپوستاسیس است:

  • پدر
  • پسر

در جریان مناقشات قرن چهارم، بحث عمدتاً بر رابطهٔ پدر و پسر متمرکز بود و روح‌القدس کمتر مورد توجه قرار داشت. برخی گروه‌ها مانند مقدونیان، الوهیت کامل پسر را می‌پذیرفتند اما روح‌القدس را نه. همین امر موجب شد در سال ۳۸۱ میلادی در اولین شورای قسطنطنیه اعتقادنامهٔ نیقیه اصلاح شود و الوهیت روح‌القدس به‌صراحت بیان گردد.[۲]

دیدگاه سه‌اقنومی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
پدر، پسر، روح‌القدس

این دیدگاه معتقد است که خدا دارای سه اقنوم یا هیپوستاسیس است:

  • پدر
  • پسر
  • روح‌القدس

اما هر سه در یک اوسیا (ذات یا طبیعت الهی) مشترک‌اند. پس از محکوم شدن سابلیانیسم، دیدگاه سه‌هیپوستاسیسیِ اوریگن اسکندریه نفوذ فراوانی یافت. در این دیدگاه پدر، پسر و روح‌القدس سه واقعیت متمایزند. حتی در برخی اعتقادنامه‌های شرقی آمده بود:

«آنها در هیپوستاسیس سه‌گانه‌اند اما در توافق و هماهنگی یکی هستند.»

که نشان می‌دهد هر یک دارای نوعی تمایز واقعی هستند.[۲]

اقنوم و ذات

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

یکی از مهم‌ترین مباحث تاریخ الهیات مسیحی تمایز میان این دو اصطلاح بود. در نهایت چنین تفسیری شکل گرفت:

  • اوسیا (οὐσία) = ذات، ماهیت یا طبیعت مشترک
  • اقنوم یا هیپوستاسیس (ὑπόστασις) = تحقق فردی و مشخص آن ذات

به بیان ساده:

  • انسانیت = ذات یا اوسیا
  • هر انسان مشخص = اقنوم یا هیپوستاسیس

همان‌گونه که انسان‌های متعدد در یک طبیعت انسانی مشترک‌اند، پدر، پسر و روح‌القدس نیز در یک ذات الهی مشترک‌اند اما از حیث اقنوم یا هیپوستاسیس متمایزند.[۲]

  1. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۳۱ ژانویه ۲۰۲۲. دریافت‌شده در ۳۱ ژانویه ۲۰۲۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  2. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 "Hypostasis (philosophy and religion)". Wikipedia (in English). 2026-05-15.