جومونگ (مجموعه تلویزیونی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از افسانه جومونگ)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
افسانه جومونگ
Jumong poster.jpg
پوستر رسمی سریال افسانه جومونگ
ژانردرام، تاریخی، رمانتیک، اکشن
گونهسریال تلویزیونی
بازیگرانسونگ ایل گوک
هان‌های جین
سونگ جی هیو
کیم سونگ سو
کشور سازندهکره جنوبیکره جنوبی
زبان‌(های) اصلیکره‌ای
تعداد قسمت‌ها۸۱
تولید
مکان‌هاکره
مدتهر قسمت حدود ۶۰ دقیقه
انتشار
شبکهٔ اصلیبنگاه پخش مونهوا
پایگاه ناجوسامانجی، جایی که فیلم برداری سریال افسانه جومونگ در آن صورت گرفت.

جومونگ (به کره‌ای: 주몽)(با نام اصلی: کتابچه سه امپراطوری) سریال تلویزیونی تاریخی است که از آوریل ۲۰۰۶ تا مارس ۲۰۰۷ میلادی در شبکه کره‌ای ام‌بی‌سی به نمایش درآمد. این سریال در ایران با نام افسانه جومونگ پخش شده و داستان آن در مورد زندگی جومونگ بنیان‌گذار دودمان گوگوریو است که از سال ۳۷ (پیش از میلاد) تا سال ۶۶۸ (میلادی) بر منچوری و بخش شمالی شبه‌جزیره کره حکومت می‌کرد. بنا بود مجموعه در ۷۰ قسمت پخش شود که با استقبال مردم، ام‌بی‌سی آن را به ۸۱ قسمت افزایش داد.

حق پخش تلویزیونی این سریال به قیمت ۸ میلیون دلار در مارس ۲۰۰۶ به شبکه‌های محلی در ژاپن، تایوان، هنگ کنگ، ویتنام، تایلند، سنگاپور، فیلیپین، مالزی و برونئی فروخته شد. این سریال از شبکه AZN در آمریکا به نمایش درآمد. ترجمهٔ این سریال در ایران تا قسمت نهم مستقیماً از زبان کره‌ای صورت گرفت و مابقی قسمت‌ها از روی زیرنویس انگلیسی (با ترجمهٔ سیما طاهباز) ترجمه شده‌اند.[۱] این سریال ابتدا در ایران از طریق شبکه سه در سال ۱۳۸۷ پخش شد و باز پخش آن از شبکه تماشا سیمای جمهوری اسلامی ایران در تابستان و پاییز ۱۳۹۲ و چند شبکه استانی دیگر بود. سریال افسانه جومونگ در ایران طرفدار زیاد پیدا کرد به طوری که موج بازتابی که این سریال در مردم ایران ایجاد کرد تا کنون هیچ فیلم خارجی و ایرانی چنین موجی در ایران ایجاد نکرده‌است. جومونگ علاوه بر اینها از طریق اجاره دادن استفاده از نام تجاری‌اش به سازندگان مشروبات الکلی، لوازم آرایشی و حتی نوعی برنج تا مارس ۲۰۰۷ ۳۰۰ میلیون وون (حدود ۳۳۰ هزار دلار) به دست آورد.

در ادامه این سریال مجموعه سرزمین بادها ساخته شد. و پس از آن مجموعه جا میونگ گو به عنوان جومونگ ۳ ساخته شد. افسانه جومونگ جزو به یاد ماندگارترین سریال‌های تاریخ کره است. جومونگ نواده ی ارشد شاه جینگ از سلسه ی نواتنگ از سلسله طوایف اودلی از فرمانروایی زینگ بود.

بیش از ۹۰ درصد محتویات فیلم، زاده ی تخیل کارگردان و باقی از افسانه ها و سنگ نبشته های تاریخی بدست آمده است. داستان اساطیری عنوان شده: جومونگ پادشاه بنیانگذار گوگوریو ، که به عنوان پسر آسمان توصیف می شود ، توصیف شد و سرانجام به بزرگترین سلسله در تاریخ کره تبدیل شد. همچنین به عنوان پادشاه مقدس شرق شناخته می شود ، داستان های اساطیری در سرچشمه های او عمدتا از همان داستان اساسی پیروی می کنند. مشهورترین منبع این داستانها حکاکی سنگی باستانی است که توسط فرزندان جومونگ به نام استیل گوانگگتو بزرگ ساخته شده است. با ادای احترام به تاریخ گوگوریو ، سنگ گفت: "بنیانگذار گوگوریو ، جاموونگ ، پسر آسمانها است ، که مادر وی دختر آب خدای هابئک بود."

نسخه مفصل تری را می توان در سامگوک ساجی یافت ، که به والدین اطلاعات کاملی می دهد. پدر جومونگ هه موسو از بهشت ​​به زمین فرستاده شد. او یوهوا ، مادر جومونگ را ملاقات کرد ، روزی که در کنار رودخانه با دو خواهر خود در حال حمام کردن رودخانه بود. او که مأیوس از زیبایی شدید آنها بود ، قصد داشت آنها را در یک کاخ به دام اندازد و قصد داشت از خود لذت ببرد. با این حال ، این دو خواهر فرار کردند ، و یوهوا را با هائه موسو تنها گذاشت.

وقتی پدر یوهوا ، رودخانه خدا هابهک ، آنچه را که انجام داده بود کشف کرد ، با عصبانیت به هائه موسو نزدیک شد و سپس توضیح داد که او از بهشت ​​فرستاده شده است و قصد ازدواج با دختر خود را دارد. پس از آزمایش قدرت Hae Mosu از طریق یک دوتایی مختصر ، Habaek بیرونی با این ازدواج موافقت کرد اما پس از مستی تلاش کرد که Hae Mosu را در یک جیب چرمی به دام بیندازد. خشمگین ، هائه موسو از جیب خارج شد و فرار كرد و یوهوا را پشت سر گذاشت تا پدرش كه او را به تبعید فرستاده بود مورد هتك قرار گیرد. Yuhwa سپس توسط پادشاه گوموا از دونگ بویو کشف شد ، که از زیبایی و اندوه او لمس شد و او را به مصیبت خود قرار داد.

خلاصه داستان[ویرایش]

داستان این مجموعه حول موضوع شکست دودمان گوجوسان از امپراتوری هان است. امپراتوری هان با بهره‌گیری از سلاح های فولادی در حدود سال ۱۰۸ قبل از میلاد گوجوسان را شکست داده و مردم این امپراتوری عظیم آواره شده و با بی‌رحمی توسط سواره نظام آهنی قتل عام می‌شوند. در این زمانه پر آشوب شخصی به نام هموسو رهبری یک گروه مقاومت محلی به نام گروه دامول را بر عهده گرفته و با استفاده از سربازان گوجوسان و حمایت گوموآ شاهزاده کشور بویو بر علیه هان وارد عمل شده و سعی می‌کند آوارگان گوجوسان را از زیر ظلم و ستم هان بیرون بکشد. هموسو در یکی از جنگ ها زخمی شده و توسط بانو یوها دختر رئیس قبیله هابک نجات داده می‌شود و آن دو عاشق یکدیگر می‌شوند. سواره نظام آهنین هان مردم قبیله هابک را به جرم پناه دادن به هموسو قتل عام می‌کنند و یوها اسیر میشود. گوموآ که یکی دیگر از عشاق یوها است او را نجات داده و بعد از اینکه می‌فهمد هموسو زنده است به دنبال او می‌گردد. هموسو بعد از این واقعه با یوها ازدواج می‌کند، ولی این رابطه مدت زیادی ادامه نمی‌یابد و با توطئه وزیر اعظم و بانو یومیول (مقام معنوی) هموسو دستگیر می‌شود درحالی که یوها در آن لحظه از هموسو کودکی باردار بود که بعدها نامش را جومونگ نهاد. هموسو را کور می‌کنند و برای اعدام به هان می‌برند. گوموآ به سربازان هان حمله کرده و هموسو را با خود می‌برد ولی در نهایت هموسو بر روی صخره‌ای بلند گیر افتاده و با بدن زخمی و چشمان کور به داخل رودخانه سقوط می‌کند. گوموا به یوها پناه داده و قسم می‌خورد روزی به همراه جومونگ، امپراتوری هان را نابود کند....

بیست سال بعد در بویو، جومونگ به عنوان فرزند سوم پادشاه در مقام یک شاهزاده است، منتهی یک فرزند ترسو و نازپرورده که مدام از سوی برادران بزرگش تسو و یونگ پو اذیت می‌شود. روزی گوموا برای آزمایش فرزندانش آنها را راهی سفری به سمت مکان نگهداری کمان دامول (نشان بویو) می‌کند. در راه آنجا تسو و یونگ پو، جومونگ را در باتلاقی رها می‌کنند تا بمیرد ولی توسط سوسانو دختر یونتابال یک تاجر موفق، نجات داده می‌شود. جومونگ با موفقیت به مکان کمان می‌رسد ولی بعد از کشیدن زه کمان، آن را می‌شکند. جومونگ در راه بازگشت متوجه می‌شود که افتادنش در باتلاق نقشه برادرانش بوده و ضربه‌ی روحی سختی می‌خورد. جومونگ قسم می‌خورد که تنبلی را کنار گذاشته و مهارت های رزمی را یاد بگیرد و برای همین با موسونگ رئیس زندان مخفی تمرین رزمی می‌کند و از موپالمو رئیس آهنگری شمشیر سازی را یاد می‌گیرد. تسو که از این امر ناراحت است با حیله‌ای آهنگری را منفجر می‌کنند و تقصیر جومونگ می‌اندازد. این کار ضربه‌ی سختی به بویو وارد کرده و جومونگ خلع درجه شده و از قصر اخراج می‌شود.

بیرون از قصر جومونگ دیگر مجبور است روی پای خودش بایستد و همین هم موجب می‌شود که دچار گرفتاری های گوناگون شده و در نهایت مخفیانه در زندان غار زندگی کند، در حالی که افراد زیادی قصد کشتن او را دارند. در زندان، جومونگ با هموسو مواجه می‌شود ولی هویت او را نمی‌داند. هموسو فنون شمشیربازی را به جومونگ یاد می‌دهد و رابطه‌ی عمیقی بین هموسو و جومونگ بوجود می‌آید. هنگامی که زنده بودن هموسو معلوم می‌شود، وزیر اعظم از ترس اینکه مبادا کشور بویو دوباره درگیر نبرد با هان شود با شاهزاده تسو دسیسه کرده و در نبردی ناجوانمردانه هموسو کشته می‌شود و جومونگ بعد از این قسم می‌خورد که از تسو انتقام گرفته و بر علیه هان فعالیت کند. امپراتور که از مرگ هموسو ضربه‌ی روحی سختی خورده برای التیام درد یوها دستور می‌دهد که جومونگ دوباره وارد قصر شود.

بعد از بازگشت جومونگ، امپراتور فرمان می‌دهد که هر سه شاهزاده برای کسب عنوان ولیعهدی با یکدیگر رقابت کنند. ملکه اول این فرمان را نمی‌پذیرد چون فکر می‌کند حق تسو است که ولیعهد باشد. در هر حال این فرمان اجرا شده و رقابت برقرار می‌شود ولی جومونگ به ظاهر تسلیم شده و از قصر بیرون می‌رود تا نزد یونتابال کارگری کند. یونگ پو با خلافکاری به نام توچی همدستی کرده و سلاح های آهنین را به دشمنان بویو می‌فروشد. این کار موجب لو رفتن سلاح سازی بویو شده و هان، بویو را تحریم می‌کند. تسو برای رفع تحریم ها با کمال بی‌رحمی قبر هموسو را شکافته و سر بریده‌ی او را برای رفع تحریم نمک به فرمانداری زوانتو می‌برد. یانگجو، با دریافت سر هموسو تحریم های بویو را رفع می‌کند و تسو با موفقیت راهی بویو می‌شود.

جومونگ که بدون توجه به تحولات کشورش کماکان به کارگری مشغول است تصمیم می‌گیرد با فهمیدن راز فولاد مقاوم از برادرانش پیشی بگیرد ولی متوجه میشود که یک کوهستان نمک در کشوری به نام گوسان مخفی شده، برای همین به همراه تیم تجاری بانو سوسانو راهی آنجا شده و بعد از کش و قوس های فراوان به آنجا رسیده و با موفقیتی بزرگ به بویو برمی‌گردد. با این کار جومونگ، بویو از زیر فشار هان خارج شده و برای خود صاحب یک منبع نمک مستقل می‌شود. اما این کار باعث نگرانی تسو و یونگ پو شده و آنها به دنبال راهی میگردند تا در این رقابت به هر ترتیبی جلو بیفتند. تسو برای پیدا کردن راز فولاد تلاش میکند چون می‌داند که پیدا کردن این راز به منزله‌ی پیروزی در این رقابت است. در این بین گوموآ از خیانت و ظلمی که یومیول در حق هموسو کرده مطلع شده و در نهایت با تنگ کردن عرصه بر او مقدمات اخراج یومیول از قصر را فراهم می‌کند. یومیول که از این ظلم و ستم امپراتور خشمگین است به جومونگ اطلاع می‌دهد که گوموآ پدر واقعی او نیست، و این جومونگ را بشدت منغلب کرده و باعث می‌شود درحالی که در رقابت ولیعهدی در صدر است از رقابت کناره‌گیری کرده و از بویو بیرون برود. خروج جومونگ فضا را برای تسو مساعد کرده و او برای پیدا کردن راز فولاد مقاوم با یانگجو وارد مذاکره شده و با دختر او علارغم میل باطنی ازدواج می‌کند (تسو در این زمان بشدت عاشق سوسانو بود ولی سوسانو به جومونگ علاقه داشت).

نقش‌ها[ویرایش]

انتقادات[ویرایش]

  • برخی رسانه‌های ایرانی معتقدند که داستان این فیلم کپی از تاریخ ایران باستان است.[۲]
  • رسانه‌های چین واکنشی منفی در برابر این فیلم نشان داده و آن را فیلمی خواندند که دست به تحریف تاریخ زده‌است. تلویزیون دولتی چین، این مجموعه را چین ستیز دانسته و آن را سلاحی به سوی چین خواندند.[۳][۴]
  • پس از این فیلم، چین خرید محصولات فرهنگی را از کره به حالت تعلیق درآورد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «فارسی‌گویان «افسانه جومونگ»». انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم. ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸.
  2. «جومونگ تاریخ ایران را به یغما برد». تابناک. ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ مه ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۱۱ مارس ۲۰۱۸.
  3. «تلویزیون رسمی چین: این سریال، مجموعه‌ای ضد چینی می‌باشد». CCTV. ۲۶ مه ۲۰۰۷.
  4. «جومونگ افسانه‌ای است که مخاطب را گمراه می‌کند». YCWB Newspaper. ۱ فوریه ۲۰۰۷. بایگانی‌شده از اصلی در ۱ آوریل ۲۰۰۷. دریافت‌شده در ۶ سپتامبر ۲۰۰۹.