استخوان‌بندی انسان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسیespañol
استخوان‌بندی سه‌بعدی یک زن بالغ.
استخوان‌بندی سه‌بعدی یک مرد بالغ.

اُستخوان‌بَندی یا اِسکِلِت انسان آن بخش از بدن انسان است که از جنس استخوان بوده و به عنوان نگهدارنده ساختمان بدن و ایستایی آن در برابر نیروی گرانش و سرعت بخشیدن به حرکت بدن عمل می‌کند. اسکلت انسان مانند سایر مهره‌داران توسط ماهیچه‌ها پوشیده شده‌است. اسکلت و ماهیچه‌ها در عمل با یکدیگر هماهنگ و مکمل یکدیگرند. اسکلت بدن هر فرد از تعدادی استخوان درست شده‌است. این استخوان‌ها ساختار بدن را می‌سازند و باعث حرکت بدن می‌شوند و همچنین از اعضای داخلی بدن محافظت می‌کنند.

انسان‌ها در بدو تولد ۲۷۰ قطعه استخوان در بدن دارند، اما در بزرگ‌سالی و در پی ترکیب برخی استخوان‌ها با یکدیگر، مجموع استخوان‌های بدن انسان به ۲۰۶ استخوان کاهش می‌یابد.[۱]

مقدمه[ویرایش]

انجام حرکات بدن در یک جانور پرسلولی فقط بر عهده ماهیچه‌ها نیست و جانوری که تنها از ماهیچه‌های خود برای حرکت کردن استفاده کند، حرکاتش بسیار کند خواهد بود. در عوض جانورانی که برای ماهیچه‌های خود تکیه‌گاهی دارند حرکتشان هم به نسبت سریع است این تکیه‌گاه را اسکلت می‌نامند.

دو نوع اسکلت وجود دارند:

در عوض امروزه بزرگ‌ترین جانوران کره زمین مانند وال دارای استخوان‌بندی درونی هستند جنس اسکلت درونی از غضروف یا استخوان و غضروف است. جانوران دارای استخوان‌بندی بیرونی معمولاً جثه‌های کوچکی دارند. مانند حشرات.

نقش اسکلت آدمی[ویرایش]

بافت مغز استخوان. بزرگنمایی: 4x
بافت مغز استخوان. بزرگنمایی: 40x

در انسان مانند جانوران دیگر، وظیفه اسکلت عبارت است از:

  • حفاظت اندام‌هایی مانند مغز، قلب، شش‌ها
  • حرکت
  • شکل دادن کلی به بدن و حفظ ایستایی آن
  • تکیه‌گاه ماهیچه‌ها قرار می‌گیرد.

در عین حال مغز استخوان‌های پهن (به غیر از استخوان‌های دنده) مرکز گلبول سازی است. همچنین استخوان را باید منبع مهم ذخیره مواد معدنی به‌ویژه کلسیم شمرد. ۹۷٪ کل نمک‌های کلسیم در استخوان است.[۲] که وجود آن‌ها در فعالیت‌های حیاتی بدن ضرورت دارد.

اسکلت آدمی برای سهولت مطالعه به سه بخش سر، تنه و اندام (دست و پا) تقسیم می‌شود.

استخوان‌های سر[ویرایش]

استخوانهای سر عموماً از نوع استخوانهای پهن هستند اسکلت سر شامل دو بخش جمجمه و صورت است. استخوانهای جمجمه هشت عدد هستند و عبارت‌اند از: یک پیشانی در جلو، یک استخوان پس‌سری که در پشت و زیر جمجمه قرار دارد، این استخوان سوراخی بیضوی دارد که از آن راه مغز با نخاع مربوط می‌شود. دو استخوان آهیانه در دو طرف بالای جمجمه، دو استخوان گیجگاهی در دو پهلوی جمجمه، یک استخوان پروانه‌ای که کف جمجمه را تشکیل می‌دهد. یک استخوان پرویزنی در پشت و بالای حفره‌های بینی. استخوانهای چهره ۱۴ قطعه هستند. ۱۳ قطعه چسبیده به جمجمه و بی‌حرکت هستند و یک قطعه آرواره پایینی متحرک است.[۳]

استخوان‌های زوج سر شامل ۱- استخوان آهیانه ۲- استخوان گیجگاهی استخوان‌های فرد سر شامل ۱- پروانه‌ای ۲- پرویزنی ۳- پس‌سری ۴- استخوان پیشانی

استخوانهای تنه[ویرایش]

بافت استخوان متراکم. بزرگنمایی: 4x
بافت استخوان متراکم. بزرگنمایی: 10x
بافت استخوان متراکم. بزرگنمایی: 40x
بافت استخوان اسفنجی. بزرگنمایی: 10x

ستون مهره‌ها[ویرایش]

ستون مهره‌ها از ۲۹ قطعه استخوان ساخته شده‌است. به هر یک از قطعات ستون مهره‌ها یک مهره می‌گویند. مهره‌های پشت به قسمی روی هم قرار گرفته‌اند که جسم آن‌ها روی هم و سوراخ آن‌ها در امتداد یکدیگر و در نتیجه لوله درازی بوجود می‌آید محل استقرار نخاع خاری (نخاع شوکی) است. میان جسم هر دو مهره یک تیغه غضروفی قرار گرفته‌است. مهره‌های ستون مهره‌ها را به پنج بخش تقسیم می‌کنند. مهره‌های گردنی که تعداد آن‌ها ۷ عدد است. مهرهای پشت که تعداد آن‌ها ۱۲ عدد است و به دو زائده پهلویی و مهره پشت دو دنده متصل هستند. مهره‌های کمری که تعداد آن ۵ عدد است. استخوان یکپارچه خاجی و استخوان یکپارچه دنبالچه که از اتصال ۴ یا ۵ مهره جنینی بوجود آمده‌است. بیشتر آسیب‌هایی که مربوط به دیسک می‌شوند در قسمت استخوان‌های کمر صورت می‌گیرند.

قفسه سینه[ویرایش]

دنده‌ها، دوازده جفت کمان استخوانی هستند که از عقب به زائده پهلویی مهره‌های پشت متصلند و از جلو به جز دو جفت آخر (از ده جفت دیگر سه جفت با هم و هفت جفت جدا) با واسطه غضروف به جناغ مربوطند. جناغ استخوانی پهن است شبیه خنجر که غضروف دنده‌ها به آن متصل می‌شوند. از ۱۲ جفت دنده و ستون مهره‌ها و جناغ فضای محدودی بوجود می‌آید که دیافراگم، آن را از پایین مسدود می‌کند. این فضا که شش و قلب را در خود جای می‌دهد، قفسه سینه نام دارد.

استخوانهای اندام‌های بالایی و پایینی[ویرایش]

دست و پا هر یک به‌وسیله چند استخوان به تنه متصل می‌شوند. استخوانهای رابط دسته را به تنه، شانه و استخوانهای رابط پا را به تنه، نیم‌لگن می‌گویند.

استخوان شانه[ویرایش]

شامل دو استخوان است: یکی ترقوه در جلو که از یک طرف به جناغ و از طرف دیگر به کتف مربوط است دیگری کتف در پشت شانه کتف استخوان پهن و نازکی است که شکل مثلث دارد سر استخوان بازو، در گودی کاسه‌ای (گلنویید) فرومی‌رود و در آن می‌چرخد.

استخوان نیم‌لگن[ویرایش]

استخوان منفردی است که از چسبیدن سه استخوان جنینی به نام استخوانهای تهیگاهی، شرمگاهی و نشیمنگاهی بوجود آمده‌است. از مجموع دو نیم‌لگن و استخوان خاجی فضایی بوجود می‌آید که به آن لگن خاصره می‌گویند.

استخوان دست[ویرایش]

دست شامل این استخوانها می‌باشد: استخوان بازو که استخوانی است دراز و از بالا در حفره کتف مفصل می‌شود و از پایین با استخوانهای ساعد ارتباط دارد. استخوانهای ساعد شامل زند بالایی و زند پایینی است. زند پایینی، زائده‌ای به نام آرنج دارد که با استخوان بازو مفصل می‌شود ولی زند زبرین از پایین به مچ مفصل می‌شود. مچ دست، هشت استخوان کوچک دارد که در دو ردیف قرار دارند. کف دست، پنج استخوان ت.

استخوان پا[ویرایش]

استخوان ران درازترین استخوان بدن است. سر برجسته آن در گودی نیم‌لگن فرومی‌رود و در آن می‌چرخد، سر دیگر آن دو برجستگی و یک شیار دارد. در مقابل شیار، استخوان کوچک پهنی به نام کشکک جای دارد. استخوانهای ساق، شامل درشت‌نی و نازک‌نی است. درشت نی از بالا با ران و از پایین با استخوانهای مچ پا مفصل می‌شود. استخوان درشت نی در انتهای خود به قوزک داخلی پا ختم می‌شود. نازک‌نی از بالا به درشت نی تکیه می‌کند و از پایین، قوزک خارجی را می‌سازد.

مچ پا، ۷ استخوانچه دارد. کف پا، شامل پنج استخوان است. استخوانهای مچ به جز پاشنه و استخوانهای کف پا به صورت قوسی قرار گرفته‌اند و کاملاً به زمین تکیه نمی‌کنند. انگشتان پا هر یک شامل سه بند است. به جز شست که دو بند دارد. استخوانهای انگشتان پا کوچک‌تر از استخوانهای انگشتان دست هستند و تحرک مختصری دارند. بزرگ‌ترین استخوان کف پا استخوان پاشنه است.

رشد و نمو استخوان[ویرایش]

همه استخوانها در دوره جنینی در ابتدا به صورت بافت پیوندی ظاهر می‌شوند اما تبدیل شدن آن‌ها به استخوان به یک طریق صورت نمی‌گیرد. استخوانهای پهن از حالت پیوندی مستقیماً به استخوان تبدیل می‌شوند. اما استخوانهای دراز ابتدا از حالت پیوندی به غضروف تبدیل شده و سپس غضروف استخوانی می‌شود. (البته خود غضروف تبدیل به استخوان نمی‌شود) لازم است ذکر شود که وجود مواد معدنی همانند کلسیم برای سفت شدن استخوان‌ها بسیار ضروری است. این مواد به تدریج در بافت استخوانی رسوب کرده و علاوه بر استحکام بخشیدن به آن، در مواقع ضروری به عنوان یک منبع غنی در اخیار بدن قرار می‌گیرند.

منابع[ویرایش]

  1. آناتومی گری، استخوان شناسی، ترجمه فرهاد سمیعی، ۱۳۶۶، صفحه:۱
  2. آناتومی گری، استخوان‌شناسی، ترجمه فرهاد سمیعی، انتشارات شرکت سهامی چهر، ۱۳۶۶، صفحه:۱۴
  3. Buikstra, J.E.; D.H. Ubelaker (1994). Standards for data collection from human skeletal remains. Arkansas Archaeological Survey. p. 208. 

جستارهای وابسته[ویرایش]

Esqueleto humano
Homo sapiens skeleton - MUSE.JPG
Esqueleto del homo sapiens.
Latín [TA]: ossa
[TA]: systema skeletale
TA A02.0.00.000
TH H3.01.00.0.00001
Función Sostén mecánico
Protección de los órganos internos
Permite la locomoción
Estructuras
básicas
Hueso
Enlaces externos
FMA 23881
[editar datos en Wikidata]

El esqueleto humano es el conjunto de huesos que proporciona al cuerpo humano su estructura. En el adulto consta de 206 huesos articulados entre sí y estrechamente unidos a ligamentos, tendones, y músculos. Está formado por tejido óseo y tejido cartilaginoso. Representa alrededor del 12 % del peso total del cuerpo humano, por lo tanto el esqueleto de una persona de 75 kilogramos pesa 9 kilogramos. [1]

El esqueleto, también llamado sistema esquelético o sistema óseo forma junto con el sistema muscular el aparato locomotor, para su estudio se divide en dos partes:

  • Esqueleto axial formado por el cráneo, columna vertebral, costillas y esternón.
  • Esqueleto apendicular formado por los huesos de los miembros superiores e inferiores junto con la cintura escapular y pelviana.

Funciones

El sistema esquelético tiene varias funciones:

  1. Sostén mecánico y mantenimiento postural. El esqueleto funciona como una estructura rígida que da forma al organismo, mantiene la morfología corporal y hace posible la posición bípeda.
  2. Movimiento: Las uniones entre dos huesos adyacentes (articulaciones) hacen posible los movimientos corporales, además los huesos sirven como lugar de inserción a los tendones de los músculos.
  3. Protección: El esqueleto actúa en muchos casos como protección de los órganos internos. De esta forma los huesos que forman el cráneo protegen el encéfalo, las vértebras de la columna vertebral sirven de protección a la médula espinal y las costillas evitan que se produzcan daños en los pulmones, el corazón y los grandes vasos sanguíneos del tórax.
  4. Almacén metabólico: funcionando como moderador de la concentración e intercambio de sales de calcio y fosfato.
  5. Producción de células sanguíneas: Tiene lugar en la médula ósea roja que se encuentra en el interior de algunos huesos.[2]
Esqueleto. Vista anterior
Esqueleto. Vista posterior

Estructura de los huesos

Estructura de un hueso largo.

Los huesos que forma el esqueleto constan de varias partes:[2]

  • Diafisis. Se llama diáfisis a la porción central o cuerpo de los huesos largos.[3]
  • Epífisis. Se llama epífisis a cada uno de los extremos de los huesos largos.
  • Metáfisis. Se llama metáfisis a una zona intermedia de los huesos largos que está situada entre la zona central (diáfisis) y los extremos (epífisis).
  • Cartílago articular. Es una estructura formada por tejido cartilaginoso que se interpone entre los extremos de dos huesos adyacentes, permitiendo el deslizamiento de las superficies en contacto gracias a que presenta un coeficiente de fricción muy bajo. No tiene vasos sanguíneos y se nutre a través de las moléculas del líquido sinovial que penetran en su superficie. Está formado por células especializadas llamadas condrocitos y una matriz extracelular compuesta por fibras de colágeno tipo II. [4]
  • Periostio. Membrana de tejido conectivo fibrosa y resistente que cubre los huesos por su superficie externa.
  • Cavidad medular. Es un espacio sin tejido óseo ubicado en la zona central de la diáfisis de los huesos largos. La cavidad medular esta rellena por médula ósea amarilla, tejido formado por células adiposas que almacenan importantes cantidades de triglicéridos que suponen una reserva energética. No debe confundirse la médula ósea amarilla con la médula ósea roja, también presente en los huesos, que tiene la función de producir las células sanguíneas.
  • Endostio. Membrana delgada del tejido conjuntivo que tapiza la superficie interior de la cavidad medular de los huesos largos.[5][6]

Tipos de huesos

La bóveda del cráneo está formada por huesos planos.
Radiografía de la mano izquierda normal de un adulto. La flecha indica la ubicación de un hueso sesamoideo claramente visible junto a la articulación metacarpofalangica del pulgar.

Los huesos del esqueleto humano pueden dividirse en varios tipos dependiendo de su forma:[7]

  • Huesos largos. Predomina la longitud sobre otras dimensiones como ocurre con los principales huesos de las extremidades: Fémur, tibia, peroné, húmero, cúbito y radio.
  • Huesos cortos. No predomina ninguna de las dimensiones sobre las restantes, su forma es más o menos cúbica. Por ejemplo los pequeños huesos que forman el carpo en la muñeca y el tarso en el tobillo. [8]
  • Huesos planos. Por ejemplo los huesos que forman la bóveda del cráneo.
  • Huesos irregulares. Por ejemplo las vértebras que forman la columna vertebral.
  • Huesos sesamoideos. Son pequeños huesos accesorios que se presentan en diversas localizaciones, generalmente en las proximidades de los tendones, sobre todo en manos y pies. Reciben su nombre porque la forma puede recordar a la de la semilla del sésamo.

Articulaciones

Articulación sinovial.

Constituyen el lugar de unión entre 2 huesos. Son imprescindible para que exista movilidad, si no existieran articulaciones el esqueleto sería una estructura rígida y el movimiento muy limitado o imposible.

Existen varios tipos de articulaciones, algunas hacen posible una amplia variedad de movimiento en todas direcciones como la articulación del hombro, otras solo permiten un tipo de movimiento como la articulación del codo. Algunas son fijas como las que se establecen entre los huesos que forman el cráneo que no permiten ningún movimiento (sinartrosis).

Las articulaciones con amplia movilidad reciben el nombre de articulaciones sinoviales o diartrosis, se caracterizan porque los extremos de los huesos están firmemente unidos mediante una cápsula articular. En el interior de la articulación existe un espacio libre que está relleno por el líquido sinovial. Este tipo de articulaciones son las que existen en las extremidades (hombro, rodilla, codo, etc.)

Número de huesos

La columna vertebral consta de 26 huesos.

El número de huesos que forman el esqueleto de un adulto humano es 206, sin contar los pequeños huesos sesamoideos ni los huesos suturales o supernumerarios que algunas personas tienen en el cráneo. En la infancia el número de huesos es superior, pues algunos se sueldan durante el proceso del desarrollo, esto ocurre con los huesos de la pelvis (ilion, isquion y pubis) que se sueldan en el adulto originando el hueso coxal, también el coxis está formado por la fusión de 3 o 4 pequeñas vertebras. En algunos textos se considera el hueso del estribo situado en el oído medio como dos unidades independientes (lenticular y estribo) por lo que se da la cifra de 208 huesos. En un porcentaje importante de la población las pequeñas vértebras coxígeas no se sueldan totalmente y permanecen independientes,[9][10]​ también pueden existir una o dos costillas supernumerarias en la última vértebra cervical (costillas cervicales).[2][11]​ Todas estas consideraciones y algunas más hacen que el recuento total de huesos del esqueleto humano no sea tan fácil de determinar con exactitud como podría parecer y el número total de huesos que se describen en los textos de anatomía es variable dependiendo de las consideraciones de cada autor, citándose en ocasiones hasta 219 huesos sin contar los sesamoideos.[12]​ En la siguiente descripción se citan los 206 huesos independientes del adulto y su ubicación según las cifras más generalmente aceptadas.

Estructura Huesos Nombres
Cráneo 8 Frontal, 2 parietales, 2 temporales, occipital, esfenoides, etmoides
Cara 14 2 nasales, 2 maxilares superiores, 2 cigomáticos, 2 lagrimales, 2 palatinos, 2 cornetes inferiores, vomer, maxilar inferior
Hioides 1 Hueso hioides
Oído 6 2 martillos, 2 yunques y 2 estribos
Columna 26 7 cervicales, 12 dorsales, 5 lumbares, 1 sacra, coxis
Tórax 25 24 costillas y esternón
Cintura escapular 4 2 escápulas y 2 clavículas
Miembros superiores 60 2 húmeros, 2 cúbitos, 2 radios, 16 carpianos, 10 metacarpianos, 28 falanges.
Cintura pélvica 2 2 coxales (fusión de ileon, isquion y pubis)
Miembros inferiores 60 2 fémures, 2 rótulas, 2 tibias, 2 peronés, 14 tarsianos, 10 metatarsianos, 28 falanges
Total 206

Esqueleto axial y apendicular

Uno de los esquemas para el estudio del esqueleto humano, lo divide en dos partes:

  1. Esqueleto axial: está formado por el cráneo, columna vertebral, costillas y esternón. Constituye el eje del cuerpo y forma una fuerte estructura que protege al sistema nervioso central y los órganos situados en el interior del tórax: pulmones, corazón y grandes vasos sanguíneos.
  2. Esqueleto apendicular: está formado por los huesos que forman la cintura escapular y cintura pelviana y los que constituyen las cuatro extremidades (brazos y piernas). Los huesos situados en las cinturas unen el esqueleto axial con el apendicular, es decir el tronco con las extremidades. La cintura escapular sirve de unión entre el tronco y la extremidad superior y la cintura pelviana une el tronco con la extremidad inferior, obsérvese que el concepto anatómico de cintura es diferente al uso que se le da a este término en la vida ordinaria.
Esqueleto axial en azul
Esqueleto apendicular en celeste

Tejido óseo

Imagen microscópica de una sección de tejido óseo compacto.

El tejido óseo es el que forma la mayor parte del esqueleto. Es un tejido dinámico que va modificándose a los largo de la vida y está formado por células y una matriz intercelular dura y resistente. La matriz ósea se compone de un 25% de agua, 25 % de proteínas y 50 % de sales minerales, principalmente sales de calcio (hidroxiapatita cálcica y fosfato cálcico). Las células que lo componen son de 4 tipos: [13]

  • Células osteoprogenitoras. Son células precursoras que originan las restantes células del tejido óseo.
  • Osteoblastos. Son células formadoras de hueso, continuamente secretan moléculas de glucoproteínas, mucopolisacáridos y tropocolágeno que forman una matriz que se mineraliza mediante el depósito de sales de calcio.
  • Osteoclastos. Son células que degradan y reabsorben el hueso. Tienen por lo tanto la misión opuesta a los osteoblastos.
  • Osteocitos. Son células maduras que proceden de los osteoblastos.

Tipos de tejido óseo

Estructura del tejido óseo compacto.

El tejido óseo puede ser de dos tipos: tejido óseo compacto y tejido óseo esponjoso.

  • El tejido óseo compacto se encuentra en la diáfisis de los huesos largos, en el exterior e interior de los huesos planos y en distintas zonas del resto de los huesos. Está constituido por capas concéntricas de laminillas óseas que forman estructuras cilíndricas llamadas osteonas. En el centro de los osteonas se encuentran los conductos de Havers por donde transitan los vasos sanguíneos y los conductos de Volkmann que sirven para conectar varios conductos de Havers.
  • El tejido óseo esponjoso se encuentra en las epífisis de los huesos largos y la región interior de la mayor parte de los demás huesos, incluyendo los huesos planos. Su aspecto es diferente a la del hueso compacto, posee laminillas intersticiales que se disponen de forma irregular formando pequeños tabiques que se llaman trabéculas, los cuales componen una estructura esponjosa en cuyos huecos se encuentra la médula ósea roja. La médula ósea roja es el lugar donde se forman las células constituyentes de la sangre, su correcto funcionamiento es esencial para el organismo.[14]

Hormonas que actúan sobre el hueso

Diferentes hormonas actuan sobre el hueso y favorecen o frenan su crecimiento y mineralización.[15]

  • Hormona tiroidea. Estimula la osificación endocondral.
  • Hormona del crecimiento o GH. Aumenta la formación de hueso, su exceso causa gigantismo.
  • Calcitonina. Disminuye la reabsorción ósea y baja el nivel de calcio en sangre.
  • Paratohormona. Acelera la reabsorción ósea y aumenta el calcio en sangre.
  • Estrógenos. En la mujer facilitan la remineralización y evitan la reabsorción de hueso.
  • Andrógenos. Producen una aceleración del crecimiento óseo. Sin embargo el exceso de andrógenos en la etapa puberal causa también un cierre epifisario precoz por lo que la talla final adulta será más baja que la media.
  • Vitamina D. Estimula el transporte activo de calcio y de fósforo a través del intestino. Su déficit favorece la pérdida de mineralización ósea y provoca osteoporosis u osteomalacia. [16]

Enfermedades del sistema esquelético

Don Sebastián de Morra, un bufón afectado por acondroplasia pintado por Velázquez.

Debe distinguirse las enfermedades que afectan principalmente a los huesos de aquellas que alteran el funcionamiento de las articulaciones: [17]

Huesos

  • Fractura ósea. Consiste en la rotura de un hueso, generalmente causada por un traumatismo.
  • Osteoporosis. Consiste en la perdida de densidad del hueso por deficiente mineralización y pérdida de las proteínas óseas. Provoca fragilidad de la estructura y se producen fracturas sin traumas o por traumatismos leves.
  • Osteomielitis. Infección que afecta al tejido óseo. Uno de los gérmenes que puede provocar osteomielitis es el bacilo de Koch, agente causante de la tuberculosis.
  • Osteomalacia. Se produce una alteración en el hueso de tal forma que el depósito de sales de calcio es insuficiente. Por ello los huesos son débiles y se deforman con facilidad. Si afecta a niños en periodo de crecimiento se llama raquitismo. Una de las causas es el déficit de vitamina D.
  • Cáncer óseo primario. Los tumores óseos pueden ser de diferentes tipos, entre ellos el osteosarcoma y el condrosarcoma.
  • Osteogénesis imperfecta. Enfermedad congénita que provoca huesos propensos a la fracturas y de escasa resistencia. Se debe a la falta de producción de una de las proteínas que forman la matriz ósea.
  • Acromegalia. Se debe a aumento en la producción de hormona del crecimiento, lo que provoca que los huesos aumenten de tamaño de forma descontrolada.
  • Acondroplasia. Enfermedad de origen genético que provoca enanismo por disminución en la longitud de los huesos, sobre todo los de las extremidades.

Articulaciones

Referencias

  1. Gray. Anatomía para estudiantes. ELSEVIER, 2015. Consultado el 17 de abril de 2018.
  2. a b c Tortora-Derrickson. Principios de Anatomía y Fisiología. Consultado el 14 de abril de 2018.
  3. Dorland Diccionario enciclopédico ilustrado de Medicina (30 edición). Elsevier, España. 2005. ISBN 8481747904. 
  4. Cartílago articular normal: anatomía, fisiología, metabolismo y envejecimiento. Autores: X. Chevalier P.Richette. EMC - Aparato Locomotor, Vol. 38, Issue 2, 2005, Pag. 1-13. Consultado el 19 de abril de 2018
  5. Netter, Frank H. (1987). «Musculoskeletal system: anatomy, physiology, and metabolic disorders.». Summit, New Jersey: Ciba-Geigy Corporation: 171. ISBN 0-914168-88-6. 
  6. «Definición de "endosteum"». www.merriam-webster.com (en inglés). 
  7. Fundamentos de anatomía con orientación clínica. Moore-Agur, 2ª edición. Consultado el 14 de abril de 2018
  8. Antropología física para arqueólogos. Autores: Domèneq Campillo y M. Eulàlia Subirà. Consultado el 15 de abril de 2018
  9. Postacchini F; Massobrio M] (October 1983). «Idiopathic coccygodynia. Analysis of 51 operative cases and a radiographic study of the normal coccyx». The Journal of Bone and Joint Surgery. American Volume (65(8)): 1116-1124. 
  10. Kim NH, Suk KS (junio 1999). «Clinical and radiological differences between traumatic and idiopathic coccygodynia». Yonsei Medical Journal 40 (3): 215-220. 
  11. Costilla cervical. A propósito de un caso. GAES news 21. Csonsultado el 20 de abril de 2018.
  12. Reconteo de los huesos del esqueleto humano. Autores: Oscar Andrés Alzate-Mejía1, Nicolás Giraldo-Hoyos, Liz Verónica Alvarán-Arango. Rev. Fac. Med., Volume 64, Issue 2, p. 331-338, 2016. eISSN 2357-3848. Print ISSN 0120-0011.
  13. Las fascias. El papel de los tejidos en la mecánica humana. Autor: Serge Paoletti. Editorial Paidotribo. Consultado el 17 de abril de 2018.
  14. Fisiopatología ósea. UCM, Madrid. Consultado el 18 de abril de 2018.
  15. Acción fisiopatológica integrada de las hormonas sobre el tejido óseo. Rev Cubana Endocrinol 2006;17(2).
  16. Déficit de vitamina D en el adulto: clínica, diagnóstico y tratamiento. Autor: M. Marazuela. Endocrinol Nutr. 2005;52(5):215-23. Consultado el 21 de abril de 2018.
  17. Ortopedia y Traumatología. Autores: Fernado S. Silverman, Oscar Varaona. Consultado el 17 de abril de 2018.

Véase también

Bibliografía

  • Guyton, C. A. & Hall, J. H.: Tratado de fisiología médica, McGraw-Hill, 10ª, México, 2004. ISBN 970-486-0322-2.
  • Rouvière, H. & Delmas, A.: Anatomía humana: descriptiva, topográfica y funcional, Masson, 9ª, Barcelona, 1996. ISBN 84-458-0506-2.

Enlaces externos