اساطیر یونانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
مجسمه نیم‌تنه زئوس، در اورتیکولی (سالا روتوندا، موزه سلمنتیو، واتیکان)

اساطیر یونانی مجموعه اساطیر و آموزه‌هایی است که به یونان باستان مرتبط می‌باشد، دربارهٔ خدایان و قهرمانان آنان، طبیعت جهان و ریشه‌های آن و اهمیت مکتب و آیین آن‌ها سخن می‌گوید. این اسطوره‌شناسی بخشی از مذهب یونان باستان می‌باشد. محققان به منظور مشخص کردن تأثیرات دینی و سیاسی آن بر یونان باستان و تمدن آن و درک خود اسطوره‌سازی، اسطوره‌ها را بررسی می‌کنند.[۱]

اساطیر یونانی به صراحت و به‌طور گسترده در مجموعه‌ای از داستان‌ها و به‌طور ضمنی در آثار هنری یونانی مانند گلدان‌های نقاشی و هدایای وتیو نمود یافته‌است. اسطوره‌های یونانی می‌کوشند منشأ جهان را توصیف کنند، و جزئیات زندگی‌ها و ماجراهای طیف گسترده‌ای از خدایان، الهه‌ها، قهرمانان، پهلوانان و موجودات اساطیری را بیان می‌نماید. این حساب‌ها در ابتدا در یک سنت شفاهی درج شدند؛ امروزه اساطیر یونانی در درجه اول از ادبیات یونانی معلوم می‌شوند. قدیمی‌ترین منابع ادبی یونان، یعنی اشعار حماسی ایلیاد و ادیسه هومر، بر روی جنگ تروآ و اتفاقات بعدی آن تمرکز کرده‌اند. هزیود، شاعر معاصر هومر، دو اثر به نام‌های تئوگونیا و کارها و روزها نوشته‌است، که دربارهٔ پیدایش جهان، جانشینی قوانین الهی، جانشینی نسل‌های بشر، ریشه مشکلات انسان و ریشه کارهای فداکارانه سخن می‌گوید. همچنین اساطیر در سرودهای هومری، در قطعات اشعار حماسی از چرخه حماسی، در اشعار غنایی، در کارهای تراژیک قرن پنجم قبل از میلاد، در آثار محققان و شاعران عصر هلنیستی، و در متون امپراتوری روم نوشته شده به دست پلوتارک و پوسانیاس دیده می‌شود.

یافته‌های باستان‌شناسی منبع اصلی جزئیات دربارهٔ اساطیر یونانی را فراهم می‌کنند، که در آن خدایان و قهرمانان به‌طور برجسته در تزیین مصنوعات به کار رفته‌اند. طراحی هندسی مصنوعات سفالی قرن هشتم قبل از میلاد، علاوه بر ماجراهای هرکول، صحنه‌هایی از جنگ تروآ را نشان می‌دهند. در دوران موفق یونان باستان، یونان کلاسیک، و یونان هلنیستی، صحنه‌های هومری و صحنه‌های اساطیری متنوع دیگر ظاهر شدند و مکمل ادبیات موجود گشتند[۲] اساطیر یونانی تأثیری عمیق بر فرهنگ، هنر، و ادبیات تمدن غرب داشته، و به عنوان بخشی از میراث و زبان غرب باقی مانده‌اند. از گذشته تا کنون، شاعران و هنرمندان، از اساطیر یونان الهامات فراوانی گرفته و اهمیت و ارتباط معاصر را در موضوعات مختلف کشف کرده‌اند.[۳] داستان‌های اساطیری یونان هویت عام این کشور را رقم زده‌اند و از هنگام ظهورشان در سدهٔ هشت پیش از میلاد از طریق اشعار حماسی هومر، تأثیری به‌سزا در تحول هنر، موسیقی و ادبیات اروپای غربی داشته‌اند. این اشعار ایزدان المپ را معرفی می‌کنند؛ ایزدانی با معایب انسانی، که بر سرنوشت انسان‌های فانی فرمانروایند.

منابع[ویرایش]

در درجه اول، امروزه اسطوره‌های یونانی از ادبیات یونانی و تضمین‌های روی رسانه‌های مربوط به دوران هندسی از ۹۰۰–۸۰۰ قبل از میلاد، تاکنون شناخته می‌شوند.[۴] در حقیقت، منابع ادبی و باستان‌شناسی با هم ادغام شده‌اند، گاهی با هم موضوعی را تصدیق می‌کنند و گاهی با یک‌دیگر مغایرند؛ اما، در بسیاری از شرایط، وجود این اطلاعات نشانه‌ای بارز برای بسیاری از عناصر اساطیر یونانی است که دارای ریشه‌های واقعی و تاریخی می‌باشد.[۵]

منابع ادبی[ویرایش]

تقریباً در جای‌جای ادبیات یونان، داستان‌های اساطیری نقشی مهم ایفا می‌کنند. با این وجود، تنها کتاب راهنمای عمومی اسطوره‌شناسی که از روزگار یونان باستان نجات یافته‌است، کتابخانه پسئودو-آپولودروس می‌باشد. این کار تلاش می‌کند تا داستان‌های متناقض شاعران را وفق دهند و خلاصه‌ای از اسطوره‌شناسی یونانی و افسانه‌های قهرمانی را فراهم کنند.[۶] آپولودور در ۱۸۰ تا ۱۲۵ قبل از میلاد زندگی می‌کرد، و دربارهٔ بسیاری از این موضوعات نوشته‌است. نوشته‌های او اساس این مجموعه را تشکیل داده‌اند؛ اما «کتاب‌خانه» رویدادهایی را مورد بحث قرار داد که مدت‌ها بعد از مرگش روی داد، از این رو نام پسئودو-آپولودروس را گرفت.

پرومته (۱۸۶۸ از گوستا مورو). اسطوره پروتمه در ابتدا به دست هزیود معروف شد و بعداً پایه سه نمایش‌نامه تراژیک از آثار ایسخولوس را تشکیل داد، که نام‌هایشان عبارتند از پرومته در بند، پرومته آزاد و و پرومته، خدای آتش.

در میان قدیمی‌ترین منابع ادبی، دو شعر حماسی هومر، ایلیاد و ادیسه قرار دارند. سایر شعرا، چرخه حماسی را تکمیل کردند، اما این اشعار بعدی و کوتاه‌تر، اکنون تقریباً به‌طور کامل از بین رفته‌اند. «سرودهای هومری» برخلاف نام ظاهری، هیچ ارتباطی با اشعار هومر ندارند. آن‌ها سرودهایی از بخش‌های اول عصر غنایی‌اند.[۷] هزیود، که احتمالاً با هومر هم‌دوره بود، در کتاب تئوگونیا (ریشه خدایان) شرحی کامل از اولین اساطیر یونانی را ارائه می‌کند، که با ایجاد جهان در ارتباط است؛ مثلاً ریشه خدایان، تایتان‌ها و غول‌ها؛ همانند ساخت شجره‌نامه‌ها، داستان‌هایی ملی، و اساطیر علتی. هزیود در کتاب کارها و روزها که آموزشی دربارهٔ زندگی کشاورزی است، پیرامون اساطیر پرومته، پاندورا و پنج دوره سخن می‌گوید.[۲]

شعرای غنایی اغلب موضوعشان را از اساطیر می‌گیرند، اما درون‌مایه آن‌ها کمتر شکل داستانی دارد. شعرای بزم‌سرای یونانی مانند پیندار، باکچیلیدس، سیمونیدس و شعرای روستایی مانند تئوکریتوس، و بیون به برخی حوادث اسطوره‌ای اشاره داشته‌اند.[۸] به علاوه، اسطوره مرکز تئاتر یونان باستان بود. نمایش‌نامه نویسانی مانند آیسخولوس، سوفوکل و اوریپید، بسیاری از قطعه‌های خود را از اساطیر عصر قهرمانان و جنگ تروآ اقتباس کرده‌اند. بسیاری از این داستان‌های تراژیک بزرگ (مانند آگاممنون، و فرزندانش ادیپ، یاسون، مدئا و غیره) شکل کلاسیک خود را در این تراژدی‌ها به دست آوردند. نمایش‌نامه کمدی‌نویس یونانی، آریستوفان، نیز در نمایش‌نامه‌های پرندگان و غوکان، از اساطیر یونان استفاده کرده‌است.[۹]

تاریخ‌نگارانی مانند هرودوت و دیودور سیسیلی، و جغرافی‌دانانی چون پوسانیاس و استرابون، که در سراسر جهان یونان سفر کردند و داستان‌هایی را که می‌شنیدند یادداشت نمودند، بسیاری از اساطیر و افسانه‌های محلی را جمع‌آوری کردند که کمتر جایگزینی را دارا می‌باشند.[۸] به ویژه هرودوت، سنت‌های متنوع عصر خود را جستجو کرد و ریشه‌های تاریخی و اسطوره‌ای را در تقابل یونان با شرق کشف نمود.[۱۰] او تلاش کرد تا ریشه‌ها و ترکیب مفاهیم فرهنگی مختلف را با هم تطبیق دهد.

شعرای عصر هلنیستی و رومی، در درجه اول به عنوان ادبیات خلق اثر می‌کردند نه عملی مذهبی. با این وجود، این شامل جزئیات بسیار مهمی می‌باشد که ممکن است از دست بروند. این طبقه‌بندی شامل کارهای زیر می‌باشد.

  1. شعرای رومی مانند اووید، استاتوس، سنکای جوان، گابوس والریوس فلاکوس و ویرژیل با تفسیر مائوروس سرویوس هونوراتوس.
  2. شعرای یونانی دوران باستان موتأخر: نونوس، آنتونیوس لیبرالیس، و کوئینتوس سمیرنایئوس.
  3. و شعرای یونانی دوران هلنیستی: آپولونیوس از رهودس، کالیماچوس، پسئودو-اراتوستن و پارتنیوس.

برخی از نثر نویسانی که در همان دوران به اساطیر یونانی اشاره داشتند عبارتند از آپولیوس، پترونیوس، لولیانیوس و هلیودروس. دو منبع غیر شعری مهم دیگر عبارتند از «فابولئا» و آسترونومیکا از نویسنده رومی به سبک هیگینوس، «تصورات» فیلوسترادوس پیر و فیلوسترادوس جوان، و «توصیفات» کالیستراتوس.

در نهایت نویسندگان بیزانسی یونانی جزئیات مهمی از اساطیر را فراهم آوردند که بیشتر آن‌ها به آثاری یونانی مربوط می‌شود که امروزه از بین رفته‌اند. این نگهدارندگان اساطیر عبارتند از آرنوبیوس، هسیچیوس، نویسنده کتاب سودا، جان تزتزس، و ائوستاتیوس. این‌ها اغلب با تأثیر از دین مسیحیت به این اساطیر می‌نگرند.[۱۱]

منابع باستان‌شناسی[ویرایش]

ویرژیل، شاعر رومی، این‌جا در یک نسخه خطی مربوط به قرن پنجم نمایش داده شده‌است، این تصویر جزئیاتی از اساطیر یونانی را که در بسیاری از آثار ویرژیل آمده‌است، نشان می‌دهد.

کشف تمدن میسنی، به دست باستان‌شناس مشهور آلمانی، هاینریش شلیمان در سده ۱۹ام میلادی، و کشف تمدن مینوسی در کرت به دست آرتور ایوانس، باستان‌شناس بریتانیایی، در سده ۲۰ام، به توصیف بسیاری از حماسه‌های هومر کمک کرد و گواهی باستان‌شناسی برای بسیاری از جزئیات اسطوره‌ای دربارهٔ خدایان و قهرمانان فراهم نمود. متأسفانه بسیاری از مدارک دربارهٔ اسطوره‌ها و مراسم میسنی‌ها و مینوسی‌ها در مکان‌های غیرقابل دست‌رس قرار دارند، زیرا سندهای خطی بی (یک شکل باستانی یونانی که هم در کرت و هم در سرزمین یونان اصلی بافت شده‌است)، در اصل برای ثبت فهرست‌ها به کار می‌رفتند، اگرچه برای نمونه نام‌های برخی از خدایان و قهرمانان شناسایی شده‌اند.[۲]

طراحی‌های هندسی روی مصنوعات سفالی مربوط به سده ۸ام قبل از میلاد، صحنه‌هایی از ماجراهای هرکول و وقایع جنگ تروآ را نشان می‌دهند.[۲] این نمایش بصری اسطوره‌ها به دو دلیل اهمیت دارد. اولاً، بسیاری از اساطیر یونانی، قبل از منابع ادبی، بر روی گلدان‌ها نقش شده‌اند: از دوازده خوانی که هرکول گذرانده‌است، تنها ماجرای سربروس در متون ادبی معاصر قید شده‌است.[۱۲] ثانیاً، گاهی اوقات منابع بصری اسطوره‌ها یا صحنه‌هایی اسطوره‌ای را نشان می‌دهند که در هیچ منبع ادبی موجودی بیان نشده‌است. در برخی شرایط، اولین نمایش یک اسطوره در هنر هندسی، چندین قرن، قبل‌تر اولین نمایش آن در متون ادبی اتفاق افتاده‌است.[۴] در دوران باستان (۷۵۰–۵۰۰ قبل از میلاد)، کلاسیک (۴۸۰–۳۲۳ قبل از میلاد) و هلنیتسی (۳۲۳–۱۴۶ قبل از میلاد) صحنه‌های اسطوره‌ای هومری و غیره، ظاهر شدند و شواهد موجود ادبی را تکمیل نمودند.[۲]

به‌طور کلی می‌توان گفت اصلی‌ترین منابعی که اسطوره‌های یونانی را معرفی می‌کنند، عبارتند از:

یک: ایلیاد و اودیسه کهن‌ترین آثار ادبیات یونان هر دو اثر هومر و شاید اودیسه دیرگاهی بعد از ایلیاد تنظیم شده‌است. ایلیاد و اودیسه هر دو گویای سازمان اجتماعی کهن‌تری است که نخست در آسیای کوچک به اجرا در می‌آید و الگوی نهایی آن از حدود ۸۰۰ ق. م شکل می‌گیرد و شکل نهائی آن به هنگام فرمانروائی پیسیستراتوس بر آتن [۶۰۰؟ -۵۲۷ ق. م] پدیدار می‌شود.

دو: کارها و روزها اثر هزیود که با برادر خویش برای مرده‌ریگ پدر ستیز داشتند. پدر هزیود از آسیای کوچک بازگشته و در بئوشیه، جایگاه شعر حماسی، اسکان یافته بود. اشعار اسطوره‌ای نسب‌نامهٔ خدایان یا تئوگونی را از هزیود می‌دانند، امّا به نظر می‌رسد که این اثر از کارهای یکی از اعقاب وی و کسی است که از اشعار هزیود متأثر بوده و در آغاز سده ششم ق. م این اثر را پرداخت کرده‌است.

سه: قصاید پیروزی اثر پیندار دربارهٔ قهرمانان المپیک و بزرگ‌ترین مجموعه شعر بزمی دارای محتوای اسطوره‌ای است. پیندار در نیمه سده پنجم قبل از میلاد گردآورنده آثار هومر و شاعران کهن‌تر و شاعری است که اسطوره‌های پیشین را با اصول اخلاقی مورد قبول خویش همساز می‌سازد. شعر و گزارش‌های معاصر جوان‌ترِ وی باخیلد[۱۳] در بردارنده قصاید مشابهی است که با روایات اسطوره‌ای غنی شده‌است.

چهار: آثار تراژدی‌نویسان سده پنجم قبل از میلاد از قبیل آثار آیسخولوس، سوفوکلس و اوریپیدس متأثر از مآخذ پیشین و آنچه پیندار نیز از آن متأثرشده و بیانگر نگرش آنان دربارهٔ سرشت خدایان و جهان بود. برخی از این روایت‌ها همراه اسطوره سبب‌شناسی و بیانگر مراسم آیینی خاصی است در آثار این شاعران بسیاری از اسطوره‌ها تلخیص و در بیان نگرش آنان به کار رفته‌است.

پنج: تنظیم اساطیر به شکل شجره‌نامه از آغاز سده ششم ق. م و از آسیای کوچک آغاز شد و این کار توسط فرهیختگان اسکندریه رواج یافت. در این مسیر با فتح مصر به دست اسکندر مقدونی فاتحان در سرزمین بیگانه از خاستگاه‌های خود سخن می‌گویند و این کار با تقلید آثار تمثیلی اَپولونیوس رودیوس[۱۴] و کالیماخوس انجام می‌گیرد و این کاربرد تمثیلی اسطوره که با کار شاعران رومی و بعدها شاعران اروپائی عصر رنسانس پیوند می‌یابد موجب حفظ اساطیر یونان و روایت‌هایی است که ممکن بود فراموش شوند.

شش: کتاب ادیبانهٔ راهنمایِ یونان اثر پوسانیاس که در ۱۷۰ میلادی نوشته شد. پائوزانیاس در این کتاب از تاریخ اسطوره‌ای سرزمین‌هایی که دیده‌است سخن می‌گوید و مطالب کتاب خود را از مطالعات جغرافیائی آتنی و اسکندریه می‌گیرد و این کتاب دربردارنده مراسم محلی و اسطوره‌هایی است که با باورهای مردمی همراه است.

هفت: شجره‌نامهٔ اسطوره‌ای آپولودروس در همین زمان تنها کتاب کاملی است که اطلاعات اسطوره‌ای ما را کامل می‌کند و با این همه برخی از این روایت‌ها متأثر از آثار تراژیک و روایات اسکندریه و استناد بدان‌ها با تردید انجام گیرد. ترجمه‌های جدید مربوط به اساطیر یونان را نیز نباید نادیده گرفت و در این زمینه می‌توان از ترجمهٔ خوب ایلیاد از لانگ، لیف، و مایرس و ترجمه اودیسه از بوچر و لانگ نام برد. ترجمه همراه با تفسیر کتاب آپولودروس توسط سر جیمز فریزر برای کتابخانه لوئب نیز از این دست است. نظریه‌های فریزر در کتاب شاخهٔ زرین امروزه کاربرد چندانی ندارد امّا این اثر هنوز هم دربردارنده اطلاعات زیادی در زمینه اساطیر است. در زبان انگلیسی فرهنگ مدونی دربارهٔ اساطیر یونان وجود ندارد و کتاب قدیمی سه جلدی فرهنگ اساطیر یونان و روم ویرایش ویلیام اسمیت در ۱۸۷۶ هنوز هم جامع‌تر از کتاب مختصر و مفید اچ. جی رُز دربارهٔ اساطیر یونان است.

بررسی تاریخچه اسطوره‌ای[ویرایش]

اساطیر یونانی، در طول زمان تغییر کرده‌اند تا تکامل فرهنگی آنان را در خود بگنجانند، و در آن، گمان‌هایی آشکار و پنهان، موجب ایجاد این تغییرات شده‌اند. در اشکال ادبیات اسطوره‌شناسی یونانی باقی‌مانده، همان‌طور که بیشتر در پایان تغییرات رو به جلو یافته می‌شود، مانند گفته گیلبرت کوتبرستون، این موضوع ذاتاً به سیاست مربوط می‌شود.[۱۵]

اولین ساکنین شبه‌جزیره بالکان، افرادی بودند که از طریق کشاورزی امرار معاش می‌کردند. آنان با استفاده از روح‌باوری، به تک‌تک بخش‌های طبیعت، روحی را اختصاص داده بودند. در نهایت، این روح‌های مبهم شکل بشر را به خود گرفتند و به عنوان خدایان وارد اسطوره محلی شدند.[۱۶] زمانی که قبایلی از شمال شبه‌جزیره بالکان حمله کردند، یک پانتئون جدید از خدایان را با خود آوردند که بر پایه پیروزی، قدرت، دلاوری در نبرد، و قهرمان‌پروری خشونت‌آمیز بنا نهاده شده بود. سایر خدایان جهان کشاورزی، با آمدن خدایان قدرتمند مهاجمان از بین رفتند یا به شدت مورد بی‌توجهی قرار گرفتند.[۱۷]

بعد از میانه دوران کهن، اسطوره‌ها دربارهٔ ارتباط میان خدایان مذکر و قهرمانان مذکر رفته رفته رایج‌تر گشت، که موازی توسعه تمایل جنسی مرد به پسر جوان در فرهنگ یونان باستان می‌بود، و اعتقاد بر این است که در حدود ۶۳۰ قبل از میلاد معرفی گشته‌است. در پایان سده پنجم قبل از میلاد، شعرا به هر خدای مهم، به جز آرس و همچنین به بسیاری از چهره‌های افسانه‌ای، حداقل یک آرومنوس (پسری نوجوان که همنشین جنسی آنان بود) را نسبت دادند.[۱۸] اساطیر قبلی مانند آشیل و پاتروکلوس نیز دارای چنین رابطه جنسی بودند.[۱۹] در ابتدا شعرای اسکندریه و بعدها ادبای اسطوره‌نگار امپراتوری روم، داستان شخصیت‌های اسطوره‌ای یونانی را با این وجه بیان کردند.

دستاورد شعر حماسی، ایجاد چرخه‌های داستانی و در نتیجه توسعه یک حس تازه بیان وقایع اسطوره‌ای با ترتیب زمانی بود. در نتیجه اساطیر یونانی به عنوان بخشی مهم، در توسعه جهان و انسان گسترش یافت.[۲۰] به دلیل وجود تناقضاتی در داستان‌ها تهیه یک بازه زمانی مطلق غیرممکن است و لذا بیان یک گاه‌شمار تقریبی، کار معقولی است. در نتیجه تاریخچه اسطوره‌ای جهان را می‌توان به سه یا چهار دوره گسترده تقسیم کرد:

  1. اساطیر نخستین یا دوره خدایان (در تئوگونیا "تولد خدایان"): اساطیری دربارهٔ منشاهای جهان، خدایان و نژاد انسان.
  2. دوره‌ای که خدایان و انسان‌ها (که فانی بودند) با آزادی مخلوط بودند: داستان‌های اولین تعاملات بین خدایان، نیمه‌خدایان و انسان‌های فانی.
  3. دوره قهرمانان، جایی که فعالیت‌ها بسیار محدودتر شده بودند. آخرین و برجسته‌ترین افسانه‌های قهرمانی، داستان جنگ تروآ و رویدادهای بعد از آن (برخی محققان این قسمت را دوره چهارم معرفی کرده‌اند) است.[۲۱]

درحالی که دوره خدایان، برای دانشجویان امروزی از جذابیت بیشتری برخوردار است، نویسندگان یونانی دوران کهن و کلاسیک علاقه بیشتری به دوره قهرمانان دارند، و بعد از پاسخ به سوالات مربوط به چگونگی ایجاد جهان، یک گاه‌شمار و ثبت از دستاوردهای بشری ایجاد کرده‌اند. برای مثال ایلیاد و ادیسه، هم در تئونوگیا و هم در سروده‌های هومری، بیشتر مورد توجه قرار گرفته و محبوب‌تر است. تحت تأثیر کار هومر، «تفکر قهرمانی» موجب بازسازی زندگی روحانی شده، که جدا از قلمرو خدایان و مردگان مطرح شده‌است، و می‌توان آن را در زندگی در زیر زمین برگرفته از آثار المپی دریافت.[۲۲] هزیود، در کتاب کارها و روزهای خود، یک طرح از دوره‌های انسان (۴ دوره یا مسابقه انسان) ارائه می‌کند: طلایی، نقره‌ای، برنزی و آهنی. این دوران عبارتند از دوره ایجاد خدایان یا عصر طلایی، که به آیین کرونوس مربوط است، و رقابت‌های بعدی به خلق زئوس مربوط می‌شود. ظهور شیطان با اسطوره پاندورا توصیف می‌شود، زمانی که تمام بهترین قابلیت‌های انسان، به‌جز امید، به دست او نابود می‌گردند.[۲۳] اوید در دگردیسی‌ها، از مفهوم ۴ دوره هزیود حمایت می‌کند.[۲۴]

خاستگاه جهان و خدایان[ویرایش]

عشق همه را فتح می‌کند یا آمور وینسینت اومنیا، تصویری از اروس، خدای عشق. خالق این اثر، کاراواجو می‌باشد که از ۱۶۰۱–۱۶۰۲ آن را کشید.

«اساطیر اصیل» یا «اسطوره‌های آفرینش»، تلاش دارند تا به بیان ساده، آغاز جهان را توصیف کنند.[۲۵] قابل‌قبول‌ترین نسخه ارائه شده، در تئوگونیا توسط هزیود ارائه شده‌است. او با یک خائوس آغاز می‌کند که نشان از نیستی است. بعد از این فضای تهی، گایا (زمین) و برخی موجودات الهی اصلی ظاهر شدند: اروس (عشق)، پرتگاه (تارتاروس)، و آریوس.[۲۶] گایا بدون کمک هیچ جنس مذکری، اورانوس (آسمان) را به دنیا آورد و بعدها همین اورانوس همسر گایا شد و او را بارور ساخت. در پی این پیوند، اولین تایتان‌ها زاده شد، شش مذکر: کئوس، کریوس، کرونوس، هیپریون، پاپتوس، و اکئانوس؛ و شش مؤنث: امنموسینی، فوبه، رئا، تئا، تمیس، و تتیس. بعد از تولد کرونوس، گایا و اورانوس تصمیم گرفتند که دیگر تیتانی را به دنیا نیاورند. اورانوس، تک‌چشم‌ها (سیکلوپ‌ها) و صددست‌ها (هکاتونکایر)، را به درون تارتاروس پرتاب کرد تا تایتان‌ها را دنبال کنند. این کار موجب خشمگین شد گایا شد. گایا، کرونوس (جوان‌ترین و وحشتناک‌ترین فرزند گایا[۲۶]) را متقاعد کرده بود که پدرش را عقیم کند. او این کار را انجام داد، و به حاکم تایتان‌ها تبدیل شد، با خواهرش، رئا ازدواج کرد، و سایر تایتان‌ها دربار او را تشکیل دادند.

جنگ میان پدر و پسر، زمانی تکرار شد که کرونوس در مقابل پسرش، زئوس قرار گرفت. از آن‌جا که کرونوس به پدرش خیانت‌کرده بود، این ترس در او وجود داشت که فرزندش نیز همین کار را با او انجام دهد، لذا هر وقت رئا فرزندی به دنیا می‌آورد، آن را می‌دزدید و می‌خورد. رئا از این کار او متنفر گشت و زئوس را با یک حیله پنهان نمود، و به جای فرزندش، سنگی را در پتو پیچید و به خورد کرونوس داد. زمانی که زئوس به بلوغ کامل رسید، نوعی نوشیدنی زهرآگین را به خورد کرونوس داد تا او استفراغ کند، و در نتیجه تمام فرزندان رئا و همچنین آن تکه سنگ، که در تمام این مدت در شکم او بودند، خارج شدند. سپس زئوس، برای سلطنت بر خدایان، با کرونوس وارد جنگ شد. در نهایت، زئوس، خواهران و برادرانش، با کمک سیکلوپ‌ها (که به دست زئوس از تارتاروس آزاد شده بودند)، به پیروزی رسید، و کرونوس و تایتان‌ها به تارتاروس پرتاب شدند.[۲۷]

یک آمفورا دارای نقاشی، که نشان می‌دهد، آتنا از پیشانی زئوس خارج می‌شود، زئوس مادر آتنا، یعنی متیس، الهه زایمان، را بلعیده بود. ایلی‌ثیا، در سمت راست کمک می‌کند، این اثر به سال ۵۵۰ تا ۵۲۵ میلادی بازمی‌گردد (موزه لوور، پاریس).

زئوس نیز گرفتار همین نگرانی شد، و بعد از پیش‌گویی دربارهٔ فرزند اولین همسرش متیس، که قرار بود خدایی بزرگ‌تر از زئوس را به دنیا آورد، او را بلعید. .[۲۸] متیس در آن زمان آتنا را در شکم خود داشت، و در نهایت بعد از رشد کامل به صورت زنی کامل و سراپا پوشیده در زره و اسلحه، از پیشانی زئوس خارج شد.[۲۹]

کهن‌ترین اندیشه یونانی دربارهٔ شعر با توجه به تئونوگیا، سبک شاعرانه اولیه (اساطیر اولیه) بود و نیرویی جادویی بدان نسبت داده می‌شد. اورفئوس، شاعر سبک کهن، همچنین خواننده کهن نسبت‌نامه‌های خدایان بود. او در آرگونائوتیکای آپولونیوس، می‌کوشد دریا و طوفان را با این آوازها آرام کند، و در هبوطش به هادس قلب‌های سنگی خدایان زیرزمین را به حرکت درآورد. زمانی که هرمس در «سرودهای هومری برای هرمس»، چنگ رومی را اختراع می‌کند، اول از همه آوازی دربارهٔ تولد خدایان می‌خواند.[۳۰] تئونوگیا هزیود، نه تنها کامل‌ترین متن باقی‌مانده دربارهٔ خدایان است، بلکه کامل‌ترین متن باقی‌مانده از اشعار کهن می‌باشد که دارای نیایش‌های طولانی برای موزها است. تبارنامه ایزدان موضوع بسیاری از اشعار از بین رفته نیز می‌باشد که از جمله آن‌ها می‌توان به موارد نسبت داده شده به اورفئوس، موسایئوس، اپیمنیدس، آباریس، و سیار شاعران بلندپایه اشاره کرد. نشانه‌هایی وجود دارند که بیان می‌کنند افلاطون با تبارنامه ایزدان اورفئوس آشنایی داشته‌است.[۳۱] اغلب افراد نسبت به اعتقادات مذهبی خود سکوت می‌کردند، و زمانی که این اعتقادها وجود دارد طبیعت فرهنگ به وسیله اعضای یک جامعه بروز نخواهد یافت. بعد از آن که آن‌ها دیگر اعتقاداتی مذهبی نبودند، کمتر کسی از این آیین‌ها و مراسم آگاه خواهد بود.

تصاویری که در اشعار و آثار هنری مذهبی یافت می‌شوند، تفسیر شده و احتمالاً، در بسیاری از اسطوره‌ها و داستان‌ها به غلط تفسیر شده‌اند. با توجه به فلسفه نوافلاطونی و اوراق پاپیروسی از زیر خاک بیرون آمده، بخش اندکی از آن‌ها جان سالم به در برده‌اند. یکی از این اوراق، به نام پاپیروس درونی اکنون ثابت می‌کند که دست‌کم از سده پنجم پیش از میلاد، اشعار خداشناسی-کیهان‌شناسی اورفئوس وجود داشته‌اند.[۳۲]

اولین فلاسفه‌ای که به دنبال خاستگاه جهان بودند، علیه مفاهیم اسطوره‌ای محبوب که مدت‌ها بود در یونان وجود داشت واکنش نشان دادند. برخی از این مفاهیم محبوب را می‌توانم در اشعار هومر و هزیود دید. در آثار هومر، زمین یک صفحه تخت است که در رودخانه اوکئانوس شناور می‌باشد و بر نیم‌کره بالا یا آسمان که شامل خورشید، ماه و ستارگان است، تسلط دارد. خورشید (هلیوس)، مانند یک ارابه‌ران، آسمان را طی می‌کند و در طول شب، در کاسه‌ای طلایی در اطراف زمین، کشتی می‌راند. خورشید، زمین، آسمان، رودخانه‌ها و بادها در دعاها و سوگندها ذکر شده‌اند. شکاف‌های طبیعی به معنای دروازه ورود به خانه زیرزمینی هادس و اجداد او (خانه مردگان) اند.[۳۳] همواره تحت تأثیر فرهنگ‌های دیگر موضوعاتی جدید فراهم می‌شد.

گروه ایزدان یونانی[ویرایش]

زئوس به یک قو تبدیل شده، لدا، ملکه اسپارت را اغوا می‌کند. یک کپی قرن ۱۶ام از نسخه گم‌شده میکل آنژ.

بر اساس اسطوره‌شناسی دوران کلاسیک، بعد از سرنگونی تیتان‌ها، گروه ایزدان (پانتئون) و ایزدبانوان برپا شد. در میان ایزدان اصلی یونان، ایزدان المپ‌نشین بودند که بالای کوه المپ و تحت نظارت زئوس پدید آمدند. (محدودیت آن‌ها به ۱۲ عدد، ظاهراً به ایده‌های مدرن نسبت داده می‌شود)[۳۴] به جز المپ، خدایان متنوع پرستش‌شده یونانی در اطراف، خدای نیمه‌انسان-نیمه‌بز شکل پان، نیمف (روح‌های رودخانه‌ها)، نیاد (که در چشمه‌ها ساکن است)، دریاد (که روح درختان است)، نرئیدها (که ساکن دریاست)، خدایان رودخانه، ساتیر، و غیره می‌باشد. به‌علاوه، نیروهای تاریک جهان زیر زمین وجود داشتند که از جمله آن‌ها الهه‌های انتقام اند که مجرمان را تعقیب می‌کنند.[۳۵] به افتخار پانتئون‌های یونان باستان، شعرا، آوازهای هومری را ایجاد کردند (مجموعه‌ای از سی‌وسه آواز).[۳۶] به عقیده گرگوری نگی، آوازهای هومری بزرگ‌تر به عنوان مقدماتی ساده، هر یک خدایی را فرا می‌خوانند.[۳۷]

در مجموعه عظیم اسطوره‌ها و افسانه‌های یونانی، ایزدان ملی مردم یونان در کالبد آرمانی انسانی توصیف شده‌اند. بر اساس گفته‌های والتر بورکت، ویژگی‌های توصیفی قائل شدن جسم انسانی برای خدایان اینست که، «خدایان یونانی انسانند، نه انتزاعی، ذهنی یا مفهومی».[۳۸] بدون در نظر گرفتن اشکال اساسی خدایان یونان باستان، آن‌ها اغلب دارای قابلیت‌های خارق‌العاده‌ای هستند؛ به‌طور قابل توجه، خدایان تحت تأثیر بیماری‌ها قرار نمی‌گیرند، و تنها در شرایط بسیار بسیار ویژه زخمی می‌شوند. یونانیان جاودانگی را مشخصه‌ای از خدایان خود می‌دانستند؛ این جاودانگی، همراه با جوانی لایزال، حاصل استفاده مکرر شهد بود که در اثر آن خون الهی در رگ‌هایشان نو می‌شد.[۳۹]

هر ایزد از سلسله خود فرود آمده‌است، منافعی جدا را دنبال می‌کند، در محدوده معینی تخصص دارد، و به وسیله شخصیتی واحد اداره می‌شود؛ با این وجود، این توصیفات از متون باستانی متعددی ریشه گرفته‌اند، در نتیجه همواره با هم موافق نیستند. وقتی در اشعار، مناجات، یا مکاتب، به این خدایان اشاره می‌شود، از نام‌ها و القاب ترکیبی در آن‌ها استفاده می‌گردد، تا آنان را از خدایان مشابه خود متمایز گردانند (برای مثال آپولون موساگتس همان "آپولون، رهبر موزهاست"). از طرف دیگر، یک لقب بخش ویژه‌ای از یک ایزد را معین می‌کند.

بسیاری از ایزدان به بخش معینی از زندگی مربوط می‌شوند. برای مثال، آفرودیته، ایزدبانوی عشق و زیبایی، آرس ایزد جنگ، هادس ایزد جهان زیر خاک، و آتنا ایزدبانوی هوش و شجاعت است.[۴۰] برخی ایزدان مانند آپولون و دیونیسوس، دارای شخصیت‌های پیچیده و مخلوطی از عملکردها بودند، درحالی که دیگران، مانند هستیا، و هلیوس اندکی فراتر از تجسم شخصیتند. اصلی‌ترین نیایشگاه‌های یونان باستان، به‌شمار محدودی از خدایان اختصاص یافته‌اند، که مربوط به مکاتب سراسری یونانی (پان‌هلنیک) می‌باشند. اما، در مناطق و روستاهای منحصر به‌فرد رایج بود که مکاتب خود را به ایزدان کوچک‌تر اختصاص دهند. بسیاری از شهرها از افتخار دربرداشتن خدایان مشهور و مراسم و اسطوره‌های مرتبط با آنان برخوردار بودند. در دوره قهرمانی، آیین قهرمانان، مراسم خدایان را تکمیل کرد.

دوره ایزدان و انسان‌های فانی[ویرایش]

پل ارتباطی دوره‌ای که ایزدان به تنهایی زندگی می‌کردند و دوره‌ای که دخالت الهی در امور انسان محدود شد، یک دوره انتقالی است که در آن، خدایان و انسان‌های فانی به سمت هم حرکت می‌کنند. این همان روزهای اول جهان است که گروه‌ها با آزادی بیشتری نسبت به بعد، با یکدیگر مخلوط می‌شدند. بیشتر این داستان‌ها را اوید در کتاب گردیسی‌های خود بیان کرده‌است و آن‌ها اغلب به دو دسته موضوعی تقسیم می‌شوند: داستان‌های عشق، و داستان‌های مجازات.[۴۱]

دیونیسوس با ساتیرها. این تصویر در داخل لیوان و به دست باریگوس نقاش رسم شده‌است.

داستان‌های عاشقانه اغلب شامل رابطه جنسی با محارم، فریب یا تجاوز خدای مذکر به زن فانی، و در نتیجه ایجاد فرزند قهرمان می‌باشد. این داستان‌ها در حالت کلی بیان می‌کنند که باید از روابط بین خدایان و انسان‌های فانی جلوگیری کرد؛ حتی روابط موافق به ندرت پایان خوشی داشتند.[۴۲] در موارد معدودی، زن الهی با مرد فانی رابطه برقرار می‌کند، نمونه‌ای از آن در سرود هومری آفرودیته ذکر شده‌است. این الهه با آنخیسس رابطه جنسی برقرار می‌کند و در نتیجه آینیاس به دنیا می‌آید.[۴۳]

نوع دوم (داستان‌های مجازات) شامل تخصیص یا اختراع برخی از مصنوعات مهم فرهنگی می‌باشد، مانند زمانی که پرومته آتش را از خدایان می‌دزدد، زمانی که تانتالوس، شهد را از جام زئوس می‌دزدد و به افراد خود می‌دهد، راز خدایان را برای آنان آشکار می‌سازد، زمانی که پرومته یا لیکائون قربانی‌کردن را کشف می‌کند، زمانی که دمتر کشاورزی و اسرار را به تریپتولموس می‌آموزد، یا زمانی که مارسواس، درشت‌نی را اختراع می‌کند و با آپولو، وارد مسابقه‌ای در موسیقی می‌شود. ایوان موریس، ماجراهای پرومته را با عنوان "مکانی، میان تاریخ خدایان و انسان‌هاً بیان می‌کند.[۴۴] قطعه‌ای از یک پاپیروس بی‌نام، که به قرن سوم مربوط است، مجازات لیکورگوس، پادشاه تراکیه را به دست دیونیسوس نشان می‌دهد، که خیلی دیر خدای جدید را به رسمیت می‌شناسد و در نتیجه دچار مجازاتی مخوف می‌شود که تا زندگی پس از مرگ نیز برایش ادامه می‌یابد.[۴۵] داستان رفتن دیونیسوس به تراکیه، باری برپایی آیین خود، موضوع یکی از تراژدی‌های سه‌گانه آن دوران است.[۴۶] در داستانی دیگر، یعنی باخای اوریپید، پادشاه تبای، پنتئوس، به دست دیونسیوس مجازات می‌شود، زیرا او به این خدا بی‌احترامی و از مایندادسها (پرستندگان مونث خدا) جاسوسی کرده بود.[۴۷]

دمتر و متانیرا، در تصویری مربوط به سال ۳۴۰ قبل از میلاد (موزه آلتس در برلین).

در داستانی دیگر، بر اساس یک داستان مردمی قدیمی،[۴۸] و بازتاب یک موضوع مشابه، دمتر به دنبال دختر خود، پرسفونه بوده، که شکل یک پیرزن به اسم دوسو را به خود گرفته بود. سلئوس، پادشاه الوزیس در آتیک، با گرمی از دمتر استقبال کرد. دمتر برای قدردانی از پذیرایی گرم سلئوس، تصمیم گرفت پسرش دموفون را به یک خدا تبدیل کند، اما او قادر به تکمیل مراسم نشد، زیرا مادرش متانیرا وارد شد و پسرش را در آتش دید و از ترس فریاد کشید، که این کارش دمتر را عصبانی کرد. دمتر از این‌که آن زن فانی نادان مفهوم و تشریفات را درک نمی‌دانست اظهار تاسف نمود.[۴۹]

دوره قهرمانی[ویرایش]

دوره زندگی قهرمانان را دروه قهرمانی یونان گویند.[۵۰] اشعار حماسی، چرخه‌هایی از داستان‌ها را پیرامون قهرمانان رویدادهای مشخص ایجاد نموده و میان قهرمانان داستان‌های مختلف ارتباط محکمی برقرار کرده‌است. براساس گفته‌های کن دودن، «حتی یک تأثیر حماسی وجود دارد: ما می‌توانیم در نسل‌های پی‌درپی سرنوشت خانواده‌ها را دنبال کنیم.»[۲۰]

بعد از گسترش آیین قهرمانی، خدایان و قهرمانان قلمرویی تشکیل داده‌اند و در سوگندها و مناجاتی که به آن‌ها اشاره دارند، با یک‌دیگر پیوند یافته‌اند.[۲۲] در مقابل دوره خدایان، در دوره قهرمانان، فهرست قهرمانان هرگز شکلی ثابت و نهایی نداشته‌است؛ دیگر هیچ خدای بزرگی آفریده نشد، ولی قهرمانان جدید همواره می‌توانستند از اترش مرده بیرون برخیزند. تفاوت مهم دیگر میان آیین قهرمانی و آیین خدایان اینست که قهرمان به مرکز هویت گروه محلی تبدیل می‌شود.[۲۲]

رویدادهای هرکول، مطلع دوره قهرمانان است. سه رویداد بزرگ به این دوران نسبت داده می‌شود: سفر آرگونوت‌ها، چرخه تبان و جنگ تروآ.[۵۱]

هرکول و هراکلیدای[ویرایش]

هرکول به همراه فرزندش تلفوس (موزه لوور در پاریس).

برخی محققان معتقدند[۵۲] در پشت اسطوره‌شناسی پیچیده هرکول، احتمالاً مردی واقعی وجود داشت، که شاید پهلوانی از امپراتوری آرگوس بود. برخی محققان بر این اعتقادند که داستان هرکول تمثیلی از خورشید است که سالانه از ۱۲ برج آسمان عبور می‌کند.[۵۳] سایرین، به اسطوره‌های اولیه از دیگر فرهنگ‌ها اشاره می‌کنند که داستان هرکول را به عنوان اقتباسی محلی از اسطوره‌های قهرمان نشان می‌دهند و به خوبی ایجاد شده‌اند. طبق تصورات، هرکول فرزند زئوس و آلکمنه، نوه پرسئوس است.[۵۴] ویژگی‌های خارق‌العاده و منحصر به فرد او، به همراه بسیاری از موضوعات فولکلور، مواد بیشتری برای این افسانه محبوب فراهم آوردند. او به عنوان یک قربانی‌کننده نشان‌داده شده، مؤسس قربانگاه‌ها معرفی شده، و طبق تصورات در خوردن بسیار حریص بوده‌است. از ویژگی آخر او در بسیاری از طنزها استفاده شده‌است، درحالی که پایان تراژیک داستانش، ابزاری مناسب را برای تراژدی فراهم می‌کند.[۵۵] در ادبیات و هنر، هرکول به عنوان مردی بسیار قدرتمند با قدی معتدل توصیف شده‌است؛ سلاح ویژه او کمان بود ولی اغلب از گرز نیز استفاده می‌کرد. نقاشی‌های روی گلدان‌ها محبوبیت بی‌نظیر هرکول را نشان می‌دهند. جنگ او با شیر، صدها بار به تصویر کشیده‌شده‌است.[۵۶]

هرکول وارد اساطیر رومی و اتروسکی نیز شده، و فریاد هرکول همان‌طور که در میان یونانیان شهرت دارد، بین رومیان نیز رایج است.[۵۶] در ایتالیا او را به عنوان خدای بازرگانان و تجار می‌ستودند، اگرچه دیگران نیز به دلیل ویژگی خوش‌شانسی و فرار از خطر او را مورد پرستش قرار می‌دادند.[۵۴]

هرکول از طریق ملاقات با نیاکان رسمی پادشاهان دوری‌ها، به بالاترین درجه اجتماعی منصوب شد. این موضوع از مهاجرت دوری‌ها به پلوپونز معلوم می‌گردد. هولوس، قهرمان یک قبیله دوری، پسر هرکول و یکی از هراکلیدای‌ها شد (فرزندان متعدد هرکول، به‌ویژه فرزندان هیلوس—سایر هراکلیدای‌ها عبارتند از ماکاریا، لاموس، مانتو، بیانور، تلپولموس، و تلفوس). این هراکلیدای‌ها امپراطوری‌های پلوپونزی را که شامل موکنای، اسپارت، و آرگوس بود فتح کردند، و بر اساس افسانه‌ها، حق حکمرانی بر اجدادشان را ادعا نمودند. به برخاستن آن‌ها برای تسلط، اغلب "تهاجم دوری‌هاً گویند. بعدها امپراطوران لیدی و مقدونی نیز از هراکلیدای‌ها بودند.[۵۷]

سایر اعضای این نسل اولیه قهرمانان مانند پرسئوس، دئوکالیون، تسئوس و بلروفون، صفات رایج بسیاری مشابه هرکول داشتند. مانند او، ویژگی‌های آنان منحصربه‌فرد، خارق‌العاده و نزدیک متل (قصه) است، زیرا آنان نیز هیولاهایی مانند شیمر و مدوسا را کشتند. ماجراهای بلروفون پیش‌پا افتاده‌اند، و از این رو مشابه ماجراهای هرکول و تسئوس می‌باشند. فرستادن یک قهرمان به مرگ فرضی نیز موضوعی رایج بود که در این داستان‌های سنتی قهرمانی اولیه مانند پرسئوس و بلروفون مورد استفاده قرار گرفت.[۵۸]

آرگونوت‌ها[ویرایش]

نوشتار اصلی: آرگونوت‌ها

تنها شعر حماسی هلنیستی باقی‌مانده، آرگونوتیکا، اثر آپولونیوس از رودس (شاعر حماسی، محقق و مدیر کتابخانه اسکندریه مصر) اسطوره سفر دریایی یاسون و آرگونات‌ها را برای بازیابی پشم زرین از سرزمین اسطوره‌ای کولخیس بیان می‌کند. در آرگونوتیکا، به دستور پادشاه پلیاس، یاسون گرفتار می‌شود، به این پادشاه ابلاغ شده بود که فردی با یک صندل خواهد آمد و نمسیس او خواهد بود. یاسون یکی از صندل‌های خود را در رودخانه از دست داد، وارد دربار پلیوس شد، و این حماسه شکل گرفت. تقریباً تمام قهرمانان نسل بعد از هرکول، همراه یاسون، در کشتی آرگو به سمت پشم زرین حرکت نمودند. همچنین تسئوس در میان این نسل بود، او به کرت رفته بود تا سر مینوتور را ببرد؛ آتالانته، زن قهرمان، و ملئاگروس، که دارای چرخه حماسی در رقابت با ادیسه و ایلیاد بود. پیندار، آپولونیوس از روده و بابیلیوتکا، تلاش کردند لیست کاملی از آرگونات‌ها را ارائه دهند.[۵۹]

اگرچه آپولونیوس این داستان را در قرن سوم قبل از میلاد نوشته‌است، اما ریشه آن به قبل از داستان ادیسه بازمی‌گردد، که ظاهراً اودیسئوس با ویژگی‌های یاسون خو گرفته‌است (سرگردان بودن اودیسئوس برپایه آن بوده‌است).[۶۰] در دوران باستان، این سفر یک حقیقتی تاریخی بود، و این حادثه در دریای سیاه اطراف یونان رخ داد.[۶۱] همچنین این داستان بسیار محبوب است، و چرخه‌ای از بسیاری از افسانه‌های محلی را شکل می‌دهد. به ویژه داستان مدئا، از تصورات اشعار تراژیک به‌دست آمده‌است.[۶۲]

خانه آترئوس و چرخه تبان[ویرایش]

میان آرگو و جنگ تروآ، نسلی وجود داشت که به‌طور عمده به دلیل جرم‌های مخوفش مشهور بود. این شامل اعمال آترئوس و تیئستس در آرگو نیز می‌شد. پشت اسطوره خانه آترئوس (یکی از دو خاندان قهرمان خانه لابداکوس)، مسئله انتقال قدرت و روش ورود به سلطنت وجود دارد. آرتئوس و تیئستس دوقلو، به همراه فرزندانشان نقشی محوری در تراژدی انتقال قدرت در مکنای ایفا می‌کنند.[۶۳]

چرخه تبان با رویدادهای مربوط به کادموس، بنیان‌گذار شهر، و بعدها با کارهای لایوس و ادیپ در تبس ارتباط دارد؛ مجموعه‌ای از داستان‌ها که در نهایت منجر به غارت شهر به دست اپیگون‌ها شد.[۶۴] متون حماسی اولیه نشان می‌دهند ادیپ بعد از این وحی که یوکاسته مادرش بود، به حکومت بر تبس ادامه داده‌است، او بعداً بار دیگر ازدواج می‌کند و از زن دوم خود صاحب فرزند می‌شود—این داستان به‌طور قابل توجهی با داستانی که از طریق تراژدی و متون اسطوره‌ای بعدی می‌دانیم، متفاوت است.[۶۵]

جنگ تروآ و پیامدهای آن[ویرایش]

قضاوت پاریس، اثر انریکه سیمونت در سال ۱۹۰۴. پاریس سیب طلایی را در دست راست خود نگه داشته و در عین حال با روشی محاسباتی، ایزدبانوان را بررسی می‌کند.
خشم آشیل، اثر جامباتیستا تیه‌پولو، (سال ۱۷۵۷، وینچنزا). زمانی که آگاممنون، زنی (بریسئیس) را که آشیل در جنگ با تروآ مال خود کرده بود، از چنگش درآورد، او خشمگین شد و شمشیرش را بیرون کشید تا آگاممنون را بکشد. آتنا با ظهور ناگهانی، در این نقاشی، آشیل را با موهایش متوقف کرد، و از خون‌ریزی جلوگیری نمود.

نقطه اوج اساطیر یونانی جنگ تروآ است، که بین یونان و تروآ اتفاق افتاد. در آثار هومر، مانند ایلیاد، داستان‌های اصلی شکل و تجسم یافته، و موضوعات منحصر به فرد، بعدها و به ویژه در درام‌های یونانی شفاف‌سازی شده‌اند. به دلیل داستان آینیاس، قهرمانی تورآ که آن‌جا را ترک کرد و شهری را بنا نهاد که امروزه بدان روم می‌گویند، جنگ تروآ در فرهنگ رم باستان نیز محبوبیت عظیمی بدست آورده‌است، این موضوع در کتاب انه‌اید ویرژیل (کتاب دوم ویرژیل که مشهورترین منبع به آتش کشیده شدن تروا می‌باشد) ذکر شده‌است.[۶۶] در نهایت دو نوشته شبه تاریخی به زبان لاتین وجود دارند که نام‌هایشان دیکتیس کرتنسیس و دارس فریگیئوس می‌باشند.[۶۷]

چرخه جنگ تروآ، که مجموعه‌ای از اشعار حماسی می‌باشد، با رویدادهایی آغاز شد که منجر به جنگ شدند: اریس و سیب طلایی کالیستی، و قضاوت پاریس، ربودن هلن، قربانی کردن ایفیگنیا در آولیدا. یونانیان برای برگرداندن هلن، تمام نیروهای نظامی خود را به رهبری آگاممنون، برادر منلائوس، و پادشاه آرگوها و موکنای روانه کردند، اما تورآ از بازگرداندن هلن امتناع کرد. ایلیاد، که طول جنگ را ده سال ذکر می‌کند، از اختلاف بین آگاممنون و آشیل سخن می‌گوید. آشیل بهترین جنگ‌جوی یونانی بود، و پس از کشته شدن دوست نزدیکش، پاتروکلوس به دست هکتور، پسر پریاموس، فرمانروای تروآ، به نبرد با وی رفت و او را کشت. پس از کشته‌شدن هکتور، متحدانی عجیب به تروا می‌پیوندند، که از جمله آن‌ها پانته‌زیله، ملکه آمازون‌ها، و ممنون، پادشاه حبشه و پسر ائوس می‌باشند.[۶۸] آشیل هر دوی آنان را می‌کشد، اما نهایتاً پاریس با پرتاب پیکانی به سمت پاشنه آشیل، او را از پا درمی‌آورد. پاشنه آشیل تنها بخش بدن او بود که رویین‌تن نبود. یونانیان قبل از تصرف کامل تروآ، باید ابتدا تصویر چوبی تصویر آتنا (پالادیوم) را از داخل دژ می‌دزدیدند. آنان نهایتاً به کمک آتنا، اسب تروآ را ساختند. با وجود هشدارهای کاساندرا، دختر پریاموس، که در پیش‌گویی خبره بود، سینون، جنگ‌جوی یونانی تورآ را متقاعد ساخت تا اسب را به عنوان هدیه‌ای از سوی آتنا، به درون دیوارهای تروآ برند؛ مار دریایی، لائوکوئون کشیش را که سعی کرد اسب را خراب کند، بلعید. شب‌هنگام ناوگان یونان بازگشت و یونانیانی که در اسب مخفی شده بودند، در تروآ را گشودند. در طی جنگی که روی داد، پریاموس و تمام فرزندان باقی‌مانده اش به قتل رسیدند؛ زنان تروآ به عنوان برده به شهرهای مختلف یونان فرستاده شدند. سفرهای دریایی ماجراجویانه رهبران یونان به سوی خانه (شامل سرگردانی‌های اودیسئوس و آئنیاس (آئنید)، و قتل آگاممنون) در دو شهر حماسی به نام‌های "بازگشت " و "ادیسه" هومر بیان شده‌اند.[۶۹] چرخه تروا نیز شامل ماجراهای فرزندان نسل تروا (برای مثال اورستس و تلماخوس) می‌باشد.[۶۸]

جنگ تروآ موضوعات متنوعی را فراهم کرده‌است و به یک منبع اصلی الهام برای هنرمندان یونانی تبدیل شده‌است (برای مثال متوپه در پارتنون غارت تورآ را به تصویر کشده‌است)؛ این تقدم هنری برای موضوعات که از چرخه تروآ حاصل شده‌است، اهمیت آن را برای تمدن یونان نشان می‌دهد.[۶۹] چرخه‌های اسطوره‌ای مشابهی برای مجموعه‌ای از نوشته‌های ادبی اروپا الهام بخش بوده‌اند. برای مثال، نویسندگان تورآ در قرون وسطا، که در درجه اول با هومر آشنا نیستند، در افسانه تروآ، منبعی غنی از داستان‌های قهرمانی و رمانتیک و چهارچوبی مناسب برای ایده‌های مهم خود یافته‌اند. نویسندگان قرن دوازدهم میلادی مانند بنوا دو سنت-مور (نویسنده داستان عاشقانه تروآ (۱۱۵۴–۶۰))، و جوزف از اکستر (نویسنده کتاب در جنگ تروآ، ۱۱۸۳)، بر اساس نسخه یافته شده در «دیکتس اند دیرز» داستان را بازنویسی می‌کنند. بنابرین آن‌ها از نظر هوراس و مثال ورژیل پی‌روی می‌نمایند: آن‌ها به جای گفتن چیزی کاملاً نو، شعری از جنگ تروآ را می‌سرایند.[۷۰]

ار اصلی‌ترین قهرمانانی که در جنگ تروآ حضور داشتند می‌توان به این موارد اشاره کرد:

در جناح تروآ:

  • اینیاس
  • هکتور
  • پاریس

در جناح یونان:

  • آژاکس (دو آژاکس وجود داشت)
  • آشیل
  • پادشاه آگاممنون
  • منلائوس
  • اودیسئوس

اساطیر ماندگار[ویرایش]

در ۳۳۸ پیش از میلاد، یونان به دست فیلیپ دوم مقدونی افتاد و به زودی بخشی از امپراتوری اسکندر مقدونی شد. اما کمتر از دو سده بعد، در ۱۴۶ پیش از میلاد قدرت گستردهٔ روم باعث شد که یونان به یک استان رومی تنزل یابد. اما این پایان فرهنگ یونانی نبود، زیرا رومی‌ها بسیاری از ایزدان و ایزدبانوان یونانی را با نام‌های دیگر اقتباس کردند (زئوس به ژوپیتر، آفرودیته به ونوس و هراکلس به هرکول تبدیل شد). اعتقاد یونانیان به ایزدان بین ۸۰۰ و ۳۳۰ پیش از میلاد به اوج خود رسید. هر یک از شهرهای یونان باستان صاحب اسطوره‌ها، قهرمانان و جشن‌های ویژهٔ خود شد. با وجود تفاوت‌ها، شعایر و جشن‌هایی مثل بازی‌های المپیک وجود داشت که همه آزادان یونانی می‌توانستند در آن شرکت کنند. علاوه بر این، منظومه‌های بزرگ حماسی هومر، هزیود و دیگر خنیاگران در سراسر جهان یونانی شناخته شده بود. مضامین جهانی همچون سفر یاسون و آرگونات‌ها در جستجوی پشم زرین، دوازده خوان هرکول، ماجراجویی اودیسئوس در بازگشت از جنگ تروآ به شکل‌گیری مفهوم ملیت کمک کرد. افسانه‌های یونانی بخشی از سنت داستان‌گویی است که از عصر برنز آغاز شد و داستان‌ها و پیش‌زمینه آن‌ها به تدریج در عصرهای کهن و کلاسیک تبدیل به ادبیات نوشتاری گشت.

تمدن غرب طی سده‌های متمادی اساطیر را فقط در اساطیر یونان متجلی می‌دیده‌است. تنها زمانی که مجموعه‌های اساطیری فرهنگ‌های دیگر به وجود آمد، روشن شد که اساطیر یونانی چقدر منحصر به فرد بوده و چه نقش مهمی داشته‌اند. سنت داستان‌گویی باعث رواج اسطوره‌ها شد و بدین وسیله دهان‌به‌دهان می‌گشت. از این رو، ایزدان را به هنگام نگارش اسطوره‌ها در حدود ۷۵۰ پیش از میلاد به خوبی می‌شناختند. وقتی در سدهٔ ۵ پیش از میلاد آتن مرکز حیات معنوی شد، بیش از نیمی از جمعیت بزرگسال و مذکر شهر می‌توانستند بنویسند و بخوانند. سطح سواد در همهٔ شهرهای یونانی این دوره بالاتر از دوره‌های دیگر فرهنگ غرب پیش از قرن بیستم بود.

در مرکز اساطیر یونانی، ایزدانی وجود داشتند که گفته می‌شد بر روی المپ، بلندترین کوه یونان زندگی می‌کردند. ایزدان و ایزدبانوهای المپ شبیه به مردان و زنان بودند (اگرچه آن‌ها این اختیار را داشتند تا شکل خود را به حیوانات یا چیزهای دیگری تغییر دهند) که بر طبق بسیاری از افسانه‌ها آن‌ها نسبت به احساسات و عواطف انسان‌ها آسیب‌پذیر بودند. دوازده ایزد اصلی المپ‌نشین در اساطیر یونانی شامل: زئوس پادشاه و پدر تمام ایزدان، هرا ملکهٔ ایزدان و الههٔ ازدواج و زنان، آفرودیته الهه عشق و زیبایی، آپولو ایزد شعر و موسیقی، آرس ایزد جنگ یونانی، آرتمیس الهه شکار و حیوانات، آتنا ایزدبانوی عقل و خرد، دمتر الهه کشاورزی و حاصلخیزی، دیونیسوس ایزد شراب و جشن، هفائستوس ایزد آتش و آهنگری، هرمس ایزد پیغام‌رسان و پوزئیدون ایزد دریاها بودند. گاهی وقت‌ها ایزدان دیگری همچون هادس، هستیا و اروس را نیز جزوه المپ نشینان برمی‌شمارند.

جشن‌های عمومی و خصوصی[ویرایش]

یونانیان باستان به دو صورت به اسطوره‌ها گوش فرا می‌دادند: جشن خصوصی و جشن عمومی. آنچه از اسطوره‌ها می‌دانیم برگرفته از کتیبه‌ها و آرایه‌ها بر ظروف سفالی است که در مجالس خصوصی شعر موسیقی رواج داشت. جشن‌های عمومی چشم‌انداز بزرگ‌تری داشت و حدود شانزده هزار نفر می‌توانستند از یک ضیافت عمومی، قربانی مذهبی و نمایش لذت ببرند. راپسودها بازیگران حرفه‌ای بودند که اشعار مبتنی بر اساطیر را با موسیقی می‌خواندند.

مفاهیم اسطوره در یونان و روم[ویرایش]

در یونان باستان، اسطوره در قبل زندگی روزمره قرار داشت.[۷۱] یونانیان اسطوره را بخشی از تاریخ خود می‌دانند. آن‌ها برای توصیف پدیده‌های طبیعی، تغییرات فرهنگی، و دوستان و دشمنان سنتی از اسطوره استفاده می‌کردند. ترسیم کردن نزول رهبران از یک خدا یا قهرمان، مایه افتخار بود. کمتر کسی شک دارد که یک رویداد حقیقی پشت جنگ تروآ بیان شده در ایلیاد و ادیسه وجود دارد. بر اساس گفته‌های ویکتور دیوس هنسن، یک تاریخ‌دان نظامی، مقاله‌نویس سیاسی و استاد مطالعات کلاسیک، و جان هیس، دانشیار مطالعات کلاسیک در دانشگاه سانتا کلارا، یونانیان می‌پنداشتند دانش عمیق اشعار حماسی هومر پایه تغییر انتقال فرهنگ آنان به سایر فرهنگ‌هاست. هومر و اشعارش «معرفت یونان» بودند.[۷۲]

فلسفه و اسطوره[ویرایش]

افلاطون رافائل، در نقاشی مکتب آتن (احتمالاً شبیه لئوناردو دا وینچی به تصویر کشده شده‌است). این فیلسوف مطالعه هومر را طرد نمود.

بعد از توسعه فلسفه، تاریخ، نثرنویسی و خردگرایی در اواخر قرن پنجم قبل از میلاد، سرنوشت خدایان نامعلوم شد، و شجره‌نامه‌های الهی جای خود را به مفاهیم تاریخی دادند، که این مفاهیم سعی بر کنار گذاشتن ماوراءالطبیعه (مانند تاریخ توسیدید) داشتند.[۷۳] درحالی که شعرا و داستان‌نویسان بر روی اسطوره‌ها تمرکز داشتند، مورخان و فلاسفه یونانی از آنان انتقاد می‌کردند.[۷]

تعداد اندکی از فلاسفه تندرو مانند زنوفان، در حدود قرن ششم قبل از میلاد، به داستان‌های شعرا، برچسب کفرگویی و دروغ را می‌زدند؛ زنوفان معتقد بود آنچه که هومر و هزیود به خدایان نسبت می‌دهند «همه مایه خجالت است؛ آنان دزدی و خیانت می‌کنند و به یکدیگر مکر می‌ورزند!»[۷۴] این خط عقیده در جمهور و قوانین افلاطون به برجسته‌ترین شکل بیان شده‌است. افلاطون اسطوره‌ها مجازی خود را ایجاد می‌کند (برای مثال تصویری از ار در جمهور)، به داستان‌های سنتی حقه‌ها، دزدی‌ها و زناکاری‌های خدایان حمله، و به نقش مرکزی آن‌ها در ادبیات اعتراض می‌کند.[۷] انتقاد افلاطون اولین چالش جدی برای سنت اسطوره‌پرستی یونان بود،[۷۲] که با عبارت «پچ‌پچ همسران پیر» بدان اشاره دارد.[۷۵] ارسطو نیز از روش‌های فلسفی پیش-سقراطی دربارهٔ اسطوره‌ها انتقاد می‌کند و تأکید دارد که «هزیود و نویسندگان دینی تنها به چیزی می‌اندیشیدند که به گوششان می‌رسید، و ما برایشان هیچ ارزشی قایل نیستیم… اما استفاده از نویسندگانی که به روش اسطوره‌ای می‌اندیشند بی‌فایده است؛ مانند کسانی که با اثبات اظهاراتشان پیش می‌روند، ما باید آنان را به چالش بکشیم.»[۷۳]

با این وجود حتی افلاطون نیز تصمیم نگرفت خود و جامعه‌اش را به‌طور کامل از اسطوره جدا کند؛ خصوصیات او که به سقراط وابسته بودند، بر پایه الگوهای هومری و تراژیک سنتی قرار دارند، افلاطون از این ویژگی‌ها برای معرفی زندگی صالح معلمش (سقراط) استفاده کرد:[۷۶]

اما شاید باید کسی بگوید: «سقراط، آیا تو شرمسار نیستی که چنین مسیری را پیموده‌ای، که اکنون در نتیجه آن، در خطر مرگ و زوال قرار داری؟» اما من باید فقط یک جواب به او بدهم: «آقا، شما خوب صحبت نمی‌کنید، اگر در یک مرد اندکی هوش وجود داشته باشد، باید خطر زندگی یا مرگ را در نظر بگیرد، و نه تنها به این اکتفا نکند، بلکه توجه نماید که کارهایی که انجام می‌دهد درستند یا غلط، و آیا او مردی خوب است یا بد. با توجه به گفته شما، تمام نیمه‌خدایانی که در تروآ مردند، باید موجود بدی باشند، مثلاً پسر تتیس (آشیل) که از خطر نفرت داشت، در مقایسه با تحمل هر رسوایی، باید چنین می‌کرد و زمانی که مادرش (او یک ایزدبانو بود)، به او گفت که او قرار است هکتور را سر برد، اعتقاد دارم چیزی شبیه این بود،

پسرم، اگر بخواهی انتقام مرگ دوستت، پاتروکلوس را بگیری و هکتور را بکشی، باید خودت هم بمیری؛ در این صورت بعد از هکتور، مرگ در پی تو خواهد بود.»

زمانی که او این را شنید، مرگ و خطر را سنجید، و به این نتیجه رسید که زندگی با ترس و بدون انتقام‌گیری بدتر از مرگ است،

اگر من بعد از انتقام‌گیری از فرد خطاکار بمیرم، پس این‌جا (یونان) نخواهم ماند، بر کشتی‌هایی که به سمت تروآ می‌روند سوار خواهم شد و مرگ را در آغوش خواهم کشید.

هانسون و هیس معتقدند که مردم تمدن یونانی طرد سنت هومری به دست افلاطون را نپذیرفتند.[۷۲] اساطیر کهن در آیین‌های محلی زنده ماندند، به تأثیرگذاری بر اشعار ادامه دادند و به موضوع نقاشی و مجسمه‌سازی بدل شدند.[۷۳]

در قرن پنجم قبل از میلاد، اروپید تراژدی‌نویس، سنت‌های کهنه را به بازی گرفت و تمسخر کرد، و از طریق صدای شخصیت‌هایش شک و تردید را به دل مردم راه داد. اما موضوع نمایش‌های او بدون استثنا از اساطیر انتخاب شده بودند. بسیاری از این نمایش‌نامه‌ها برای پاسخ به نسخه‌های سابق اساطیر یکسان یا مشابه نوشته شده بودند. اروپید در اصل خدایان را رد کرد و با ایرادی مشابه آنچه که قبلاً گرنوکراتس بیان کرده بود، به آنان حمله نمود: خدایان، همان‌طور که سنت نشان می‌دهد، بسیار انسان‌دیس‌اند.[۷۴]

خردگرایی هلنیستی و رومی[ویرایش]

سیسرون خود را مدافع دستور ایجاد شده می‌دانست، اگرچه او نسبت به اسطوره تردید و تمایل داشت که از روش فلسفی به الهیت بنگرد.

در طول عصر هلنیستی، اسطوره‌شناسی اعتبار زیادی یافت، که نشان‌دهنده کلاس بالای دارندگان آن بود. در همین زمان، گردش دیرباورانه عصر کلاسیک بیشتر به زبان‌ها افتاد.[۷۷] اوهمروس، اسطوره‌شناس یونانی سنت دنبال‌کردن یک پایه تاریخی واقعی برای موجودات و رویدادهای اسطوره‌ای را تأسیس کرد.[۷۸] اگرچه آثار اصلی او از بین رفته‌است، دیودوروس و لاکتانتئوس اطلاعات زیادی از او ثبت کرده‌اند.[۷۹]

تأمل در هرمنوتیک اساطیر در امپراتوری روم محبوب‌تر شد، که علت آن نظریه‌های فیریکالیستی رواقی‌گری و فلسفه اپیکوری بود. رواقی‌گران خدایان و قهرمانان را با توجه به پدیده‌های فیزیکی توصیف می‌کردند، درحالیکه اپیکوریست‌ها، با شکل تاریخی بدان‌ها می‌نگریستند. در همان زمان، در همان زمان، رواقی‌گران و نوافلاطونی‌ها، اغلب بر اساس ریشه‌شناسی یونانی اهمیت‌های اخلاقی سنت اسطوره‌ای را ترویج دادند.[۸۰] لوکرتیوس، از طریق پیام اپیکوری خود، به دنبال خارج کردن ترس‌های خرافی از اذهان پیروان خود بود.[۸۱] تیتوس لیویوس نیز دربارهٔ سنت اسطوره‌ها دیر باور است و ادعا دارد هرگز قصد قضاوت دربارهٔ این افسانه‌ها (داستان‌ها) را نداشته‌است.[۸۲] چالش رومیان همراه با حس بسیار قوی و دفاعی نسبت به سنت دینی، سبب حمایت از ان سنت شد، و اذعان داشت که این سنت زمنیه پرورش بیشتر خرافات را فراهم می‌کند. مارکوس ترنتئوس وارو، که دین را به عنوان مکتبی بشری با اهمیت فراوان در حفظ خوبی در جامعه توصیف کرد، مطالعه گسترده‌ای را پیرامون آیین‌های دینی انجام داد. وارو در «آثار باستانی الهی» (که از بین رفته‌است، ولی کتاب شهر خدای آگوستین مفاهیم عمومی آن را بیان کرده‌است)، بیان می‌کند درحالی‌که مرد خرافی از خدایان می‌ترسد، در مقابل یک انسان دینی مانند پدر و مادرش، به آنان احترام می‌گذارد.[۸۱] او در کتابش سه نوع خدا را متمایز می‌کند:

  1. خدایان طبیعت: تجسم بخشیدن به پدیده‌هایی مانند باران و آتش.
  2. خدایان شعرا: خدایانی که به دست شاعران بی‌پروایی ساخته شده‌اند که می‌خواهند از این طریق احساساتشان تحریک شود.

۳ خدایان شهر: خدایانی که به دست قانون‌گذاران خردمند است تا به عموم مردم آرامش و آموزش دهند.

کشیشان رومی پذیرش ادبی و تمثیلی اساطیر را مضحک می‌دانند، و معتقدند اساطیر هیچ جایگاهی در فلسفه ندارند.[۸۳] سیسرون نیز به اسطوره توهین کرده، اما، مانند وارو، از حمایت از مذهب ملی حمایت نموده‌است. به سختی می‌توان دریافت این خردگرایی تا چه میزان به داخل جامعه رخنه کرده‌است.[۸۲] سیسرون ادعا می‌کند هیچ‌کس (حتی پیرزنان و پسران) آنقدر نادان نیست که از حملات هادس یا وجود سکولا، قنطروس یا سایر موجودات مرکب بترسد،[۸۴] اما از طرق دیگر، این خطیب، از شخصیت خرافی و زودباور مردم شکایت و گلایه می‌کند.[۸۵] «خدایان طبیعت»، مفهومی‌ترین خلاصه تفکرات سیسرون است.[۸۶]

تمایل به آمیختن اساطیر[ویرایش]

آپولو (کپی اولیه از خدای اصلی یونانیان که به سده چهارم بازمی‌گردد، و در موزه لوور واقع است).

در زمان روم باستان، یک اسطوره‌شناسی رومی متولد شد که از آمیختن ایزدان پرشمار یونانی و دیگر خدایان بیگانه به وجود آمده بود. دلیل این رویداد کم بودن اساطیر روم بود و استفاده از سنت اسطوره‌ای یونان ویژگی‌های خدایان رومی را تحت تأثیر قرار دادند.[۸۲] زئوس و ژوپیتر، نمونه‌ای از این تأثیرپذیری‌ها هستند. علاوه بر ترکیب این دو سنت اسطوره‌ای، مشارکت رومی‌ها با دین‌های شرقی موجب ترکیبات بیشتر شد.[۸۷] برای مثال، آیین خورشید، پس از حمله‌های موفق اورلیان به سوریه، در روم شکل گرفت. خدایان آسیایی خورشید پرستان، و بعل با آپولو و هلیوس ترکیب شدند و سول اینویکتوس واحد را ایجاد کردند.[۸۸] در دین، آپولو از هلیوس یا حتی دیونیسوس متمایز است، اما متونی که این اساطیر را بیان می‌کنند به ندرت چنین توسعه‌هایی را بازتاب کرده‌اند. پرستش خورشید به عنوان محافظ ویژه امپراتوری، تا پیش از آمدن و گسترش مسیحیت، آیین اصلی امپراتوری روم بود.

مجموعه سرودهای اورفئوس که از سده دوم میلادی به جای مانده‌اند، به همراه «جشن ایزد کیوان» از ماکروبیوس آمبوسیوس تئودوسیوس (قرن پنجم)، تحت تأثیر نظریه‌های خردگرایی و تمایل به مخلوط کردن قرار گرفته‌اند. سرودهای اورفئوس مجموعه‌ای از اشعار پیش کلاسیک اند که به اورفئوس نسبت داده می‌شوند، و موضوعشان اساطیر مشهورند. در واقع، این اشعار را چندین شاعر مختلف سروده‌اند و سرنخ‌هایی غنی را پیرامون اسطوره‌شناسی پیشاتاریخ اروپایی می‌توان در آن‌ها یافت.[۸۹] هدف بیان‌شده «جشن خدای زحل» انتقال فرهنگ هلنیستی بود. این را می‌توان از نوشته‌های ماکروبیوس دریافت اگرچه بسیاری از خدایانی که او مورد اشاره قرار داده‌است به اساطیر مصری و شمال آفریقا بازمی‌گردد (که تفسیر ویرژیل را نیز تحت تأثیر قرار داده‌است). ظهور مجدد نظرات اسطوره‌شناسی در «جشن خدای زحل» تحت تأثیر اوهمریسم، رواق‌گرایان و نوافلاطونیان قرار گرفته‌است.[۸۰]

تفاسیر امروزی[ویرایش]

برخی پژوهندگان با ایجاد درکی امروزی از اساطیر یونانی، عکس‌العمل خود را نسبت به «گرایش سنتی مسیحیت به مخالفت با اساطیر یونانی»، که در پایان سده ۱۸ام رواج یافته بود، میلادی نشان دادند، که در آن تفسیر مسیحیت از اساطیر به عنوان «دروغ» یا حکایت، حفظ شده بود.[۹۰] در آلمان در حدود سال ۱۷۹۶، علاقه به هومر و اساطیر یونانی گسترش یافت. در گوتینگن، خوان ماتیاس گسنر، شروع به احیای آموزه‌های یونانی کرد، در عین حال، جانشینش کریستین گوتلوب هین، با یوهان یواخیم وینکلمان همکاری کرد و تحقیق در زمینه اسطوره‌شناسی را در آلمان و سایر مکان‌ها بنیان‌گذارد.[۹۱]

روش‌های مقایسه‌ای و روانکاوی[ویرایش]

ماکس مولر به عنوان یکی از بنیان‌گذاران اسطوره‌شناسی مقایسه‌ای شناخته می‌شود. او در کتاب اسطوره‌شناسی مقایسه‌ای خود (۱۸۶۷)، تشابه بین اساطیر قبایل وحشی را با اساطیر اروپایی مقایسه می‌کند.

توسعه زبان‌شناسی مقایسه‌ای در سده ۱۹ام، به همراه اکتشافات قوم‌شناسی در سده ۲۰ام، علم اسطوره را ایجاد نمود. از زمان دوره رومانتیک، تمام مطالعات اسطوره‌ای، مقایسه‌ای بوده‌اند. ویلهم نمهارت، جیمز فریزر، و استیث تامسون روش‌های مقایسه‌ای را به خدمت گرفتند تا موضوعات فولکلور و اسطوره‌ای را طبقه‌بندی کنند.[۹۲] در سال ۱۸۷۱، ادوارد بورنت تیلور کتاب «فرهنگ بدوی» را منتشر کرد. او در این کتاب از روش‌های مقایسه‌ای استفاده نمود و سعی کرد ریشه و تکامل دین را توضیح دهد.[۹۳] رویه تیلور در به یک‌دیگر مربوط ساختن فرهنگ مادی، آیین پرستش و اسطوره برگرفته از فرهنگ‌های بسیار مجزا، کارل گوستاو یونگ و جوزف کمبل را تحت تأثیر قرار داد. ماکس مولر علم جدید اسطوره‌شناسی مقایسه‌ای را در مطالعه اساطیر به کار بست، و در آن تحریف‌هایی را تشخیص داد که از الهیات طبیعی آریایی باقی‌مانده بود. برونیسلاو مالینوفسکی بر روش‌هایی از اسطوره تأکید کرد که وظایف رایج اجتماعی را انجام می‌دهد. کلود لوی-استروس و سایر ساختارگرایان، روابط و الگوهای رسمی اساطیر در سراسر جهان را مقایسه کرده‌اند.[۹۲]

زیگموند فروید مفهوم فراتاریخی و زیستی انسان و نظر دربارهٔ اسطوره را به عنوان توصیف یک ایده سرکوب‌شده معرفی کرد. تعبیر خواب پایه تفسیر اسطوره‌ای فروید است و مفهوم خواب فروید، اهمیت ارتباط‌های متنی برای تعبیر هر عنصر منحصر به فردی در رؤیاها را نشان می‌دهد. این پیشنهاد موجب یافتن نقطه‌ای مشترک بین روش ساختارگراها و روانکاوها در اسطوره می‌شود.[۹۴] کارل گوستاو یونگ با تئوری «ناخودآگاه جمعی»، روش فراتاریخی، روان‌شناسی را توسعه داد و نمونه اولیه، در یک اسطوره به شکل رمز درآمد که از آن خارج می‌شود.[۲] براساس گفته‌های یانگ، «عناصر ساختاری شکل‌دهنده اسطوره باید در ضمیر ناخودآگاه وجود داشته باشند.»[۹۵] رابرت سگال، با مقایسه نظریه یانگ و جوزف کمبل نتیجه می‌گیرد «کمبل برای تفسیر یک اسطوره، نمونه‌های اول (آرکه تایپ‌ها) را در آن شناسایی می‌کند. برای مثال تفسیر کتاب ادیسه نشان خواهد داد زندگی اودیسئوس، چگونه با الگوی قهرمانی سازگاری یافته‌است. درمقابل، یانگ شناسایی کهن‌الگوها را نخستین گام در تفسیر یک اسطوره می‌داند.»[۹۶] کارل کارنی، یکی از بنیان‌گذاران مطالعات جدید در اساطیر یونان، دیدگاه خود را دربارهٔ اساطیر بیان کرده‌است، تا نظریات یانگ دربارهٔ آرکه تایپ‌ها را در اساطیر یونان به کار بندد.[۹۷]

نظریه‌های ریشه[ویرایش]

ماکس مولر تلاش می‌کند که با دنبال کردن واقعه‌های ریشه‌ای یک دین هندواروپایی (یا در زمان مولر آریایی)، آن را درک نماید. در سال ۱۸۹۱، او ادعا کرد که «مهم‌ترین اکتشاف در رابطه با تاریخ گذشته انسان در طول سده نوزدهم… این معادله بود: دیائوس پیتا سانسکریتی = زئوس یونانی = ژوپیتر لاتین = تیر در نورس باستان.»[۹۸] سؤال دربارهٔ جایگاه اساطیر یونان در مطالعات هنداروپایی موجب ایجاد تحقیقات بسیار بیشتری از زمان مولر شده‌است. برای مثال، ژرژ دومزیل واژه‌شناس اورانوس یونانی را با وارونای سانسکریتی مقایسه کرده‌است، اگرچه هیچ‌جا اشاره نشده که ریشه این‌دو به یکدیگر پیوسته‌است. در موارد دیگر، تشابه‌های نزدیک در ویژگی‌ها و وظایف، یک میراث رایج را پیشنهاد می‌کند، اما کمبود شواهد زبانی اثبات آن را دشوار نموده‌است، و این درست مشابه شرایط مویرای یونانی و نورن‌های اساطیر اسکاندیناوی می‌باشد.[۹۹]

از سوی دیگر، باستان‌شناسی و اسطوره‌شناسی نشان داده‌اند که یونانیان از برخی تمدن‌های آسیای کوچک و خاور نزدیک الهام گرفته‌اند. به نظر می‌رسد آدونیس معادل یونانی واژه شرقی «خدای دیینگ» می‌باشد. ریشه کوبله در فرهنگ آناتولی یافت می‌شود و بسیاری از پیکرنگاری‌های آفرودیته از خدابانوان سامی نشات گرفته‌اند. همچنین احتمالاً بین نسل‌های الهی اولیه (هرج‌ومرج و فرزندانش) و تیامات در انوما الیش تشابهاتی وجود دارد.[۱۰۰] بر اساس گفته‌های میر رینهود، «مفاهیم دینی شرق نزدیک، از جمله توالی الهی از طریق خشونت و درگیری بین نسل‌ها برای قدرت، وارد اساطیر یونانی شده‌اند».[۱۰۱] علاوه بر ریشه‌های هنداروپایی و شرق نزدیک، برخی محققان به وام‌دار بودن اساطیر یونانی به جوامع پیش هلنیستی می‌اندیشند: کرت، موکنای، پیلوس، تبای، و ارخومنوس.[۱۰۲] مورخان دینی مسحور تعداد ترتیب‌های اسطوره‌ای باستانی مربوط به کرت شده‌اند (ایزدانی چون زئوس و ائوروپه، پاسیفائه، که عاشق مجسمه گاو نری شد و با آن نزدیکی کرد و مینوتور و غیره را به دنیا آورد). مارتین نیلسون نتیجه گرفت که تمام اساطیر یونانی کلاسیک به مراکز موکنایی مربوط بودند و به پیشاتاریخ بازمی‌گردند.[۱۰۳] با این وجود، بر اساس گفته‌های بورکت، پیکرنگاری دوره کاخ‌های کرتی هیچ تأییدی برای این دیدگاه‌ها فراهم نمی‌کند.[۱۰۴]

موضوع‌های موجود در هنر و ادبیات غرب[ویرایش]

تولد ونوس اثر ساندرو بوتیچلی، بین سال‌های ۱۴۸۵–۱۴۸۶، رنگ روغن، گالری یوفیزی در فلورانس.[۲]

گسترش عمیق مسیحیت در غرب، از محبوبیت اساطیر یونانی نکاست. با کشف قدمت کلاسیک در رنسانس، اشعار اوید به منبع تأثیرگذاری بر تصورات شعرا، نمایش‌نامه نویسان، موسیقی‌دانان و هنرمندان تبدیل شد.[۱۰۵] از سال‌های اولیه رنسانس، هنرمندانی مانند لئوناردو دا وینچی، میکل آنژ و رافائل، موضوعات پاگانی اساطیر یونانی را به همراه موضوعات مرسوم مسیحیت، به تصویر کشیدند.[۱۰۵] به واسطه زبان لاتین و آثار اوید، اساطیر یونانی شعرای دوران قرون وسطا و رنسانس مانند فرانچسکو پترارک، جووانی بوکاچیو و دانته آلیگیری را تحت تأثیر قرار دادند.[۲]

در اروپای شمالی، اساطیر یونانی هرگز به همان شکل در هنر بصری جلوه نکردند، ولی تأثیر آن بر ادبیات بسیار مشهود بود. تصورات انگلیسی از اساطیر یونانی با جفری چاوسر و جان میلتون آغاز شد و از طریق ویلیام شکسپیر به روبرت بریج در قرن ۲۰ام ادامه یافت. ژان راسین در فرانسه و یوهان ولفگانگ فون گوته در آلمان با تلاش بر روی اساطیر، نمایش‌نامه‌های یونانی را احیا کردند.[۱۰۵] اگرچه در طول عصر روشنگری، عکس‌العمل نسبت به اساطیر یونان در سراسر اروپا گسترش یافت، این اسطوره‌ها به فراهم‌کردن یک منبع مهم مواد خام برای نمایش‌نامه نویسان ادامه دادند، و این موضوع به اپرانامه‌های جرج فردریک هندل و ولفگانگ آمادئوس موتسارت کشیده شد.[۱۰۶] در پایان سده ۱۸ امریال رمانتیسم، آغاز موجی از اشتیاق برای تمام موضوعات یونانی بود، که اساطیر آنان را نیز شامل می‌شد. در بریتانیا، ترجمه‌های جدید تراژدی‌های یونانی و هومر، مایه الهام بسیاری از شاعران (مانند آلفرد تنیسون، جان کیتس، لرد بایرون و پرسی بیش شلی) و نقاشان معاصر (مانند لرد لیتون و لاورنس آلما تادما) شد.[۱۰۷] کریستف ویلیبالد گلوک، ریشارد اشتراوس، ژاک افنباخ و بسیاری دیگر اساطیر یونان را موضوع موسیقی قرار دادند.[۲] نویسندگان آمریکایی قرن ۱۹امریال مانند توماس بولفینچ، و ناتانیل هاوثورن بیان کردند که مطالعه اساطیر کلاسیک، برای درک ادبیات انگلیسی و آمریکایی ضروری است.[۱۰۸] در روزگار اخیر، موضوعات کلاسیک به دست نمایش‌نامه نویسان مانند ژان آنوئیل، ژان کوکتو، و ژان ژیرودو در فرانسه، یوجین اونیل در آمریکا و تی. اس. الیوت در بریتانیا و رمان‌نویسانی مانند جیمز جویس و آندره ژید بازسازی شده‌است.[۲]

پانویس[ویرایش]

  1. "Volume: Hellas, Article: Greek Mythology". Encyclopaedia The Helios. 1952.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ ۲٫۷ ۲٫۸ ۲٫۹ "Greek Mythology". Encyclopædia Britannica. 2002.
  3. J.M. Foley, Homer Simpson's Traditional Art, 43
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ F. Graf, Greek Mythology, 200
  5. Anthony Alms. 2007. Theology, Trauerspiel, and the Conceptual Foundations of Early German Opera. City University of New York. 413 pages.
  6. R. Hard, The Routledge Handbook of Greek Mythology, 1
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ Miles, Classical Mythology in English Literature, 7
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ Klatt-Brazouski, Ancient Greek nad Roman Mythology, xii
  9. Miles, Classical Mythology in English Literature, 8
  10. P. Cartledge, The Spartans, 60, and The Greeks, 22
  11. Pasiphae, Encyclopedia: Greek Gods, Spirits, Monsters
  12. Homer, Iliad, 8. An epic poem about the Battle of Troy. 366–369
  13. «Bacchylides"
  14. «Apollonius of Rhodes"
  15. Cuthbertson, Political Myth and Epic (Michigan State university Press) 1975 has selected a wider range of epic, from گیلگمش to Voltaire's Henriade , but his central theme, that myths encode mechanisms of cultural dynamics, structuring a community by creating a moral consensus, is a familiar mainstream view that applies to Greek myth.
  16. Albala-Johnson-Johnson, Understanding the Odyssey, 17
  17. Albala-Johnson-Johnson, Understanding the Odyssey, 18
  18. A. Calimach, Lovers' Legends: The Gay Greek Myths;, 12–109
  19. W.A. Percy, Pederasty and Pedagogy in Archaic Greece, 54
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ K. Dowden, The Uses of Greek Mythology, 11
  21. G. Miles, Classical Mythology in English Literature, 35
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ ۲۲٫۲ W. Burkert, Greek Religion, 205
  23. Hesiod, Works and Days, 90–105
  24. Ovid, Metamorphoses, I, 89–162
  25. Klatt-Brazouski, Ancient Greek and Roman Mythology, 10
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ Hesiod, Theogony, 116–138
  27. Hesiod, Theogony, 713–735
  28. Guirand, Felix (1987) [1959]. "Greek Mythology". In Guirand, Felix. New Larousse Encyclopedia of Mythology. Trans. Richard Aldington and Delano Ames. Hamlyn. p. 98. ISBN 0-600-02350-8.
  29. Guirand, p. 108
  30. Homeric Hymn to Hermes, 414–435 بایگانی‌شده در ۲۵ اکتبر ۲۰۰۸ توسط Wayback Machine
  31. G. Betegh, The Derveni Papyrus, 147
  32. W. Burkert, Greek Religion, 236
    * G. Betegh, The Derveni Papyrus, 147
  33. "Greek Mythology". Encyclopædia Britannica. 2002.
    * K. Algra, The Beginnings of Cosmology, 45
  34. H.W. Stoll, Religion and Mythology of the Greeks, 8
  35. "Greek Religion". Encyclopædia Britannica. 2002.
  36. J. Cashford, The Homeric Hymns, vii
  37. G. Nagy, Greek Mythology and Poetics, 54
  38. W. Burkert, Greek Religion, 182
  39. H.W. Stoll, Religion and Mythology of the Greeks, 4
  40. H.W. Stoll, Religion and Mythology of the Greeks, 20ff
  41. G. Mile, Classical Mythology in English Literature, 38
  42. G. Mile, Classical Mythology in English Literature, 39
  43. Homeric Hymn to Aphrodite, 75–109 بایگانی‌شده در ۲ فوریه ۲۰۰۳ توسط Wayback Machine
  44. I. Morris, Archaeology As Cultural History, 291
  45. J. Weaver, Plots of Epiphany, 50
  46. R. Bushnell, A Companion to Tragedy, 28
  47. K. Trobe, Invoke the Gods, 195
  48. M.P. Nilsson, Greek Popular Religion, 50
  49. Homeric Hymn to Demeter, 255–274
  50. F.W. Kelsey, An Outline of Greek and Roman Mythology, 30
  51. F.W. Kelsey, An Outline of Greek and Roman Mythology, 30; H. J. Rose, A Handbook of Greek Mythology, 340
  52. H. J. Rose, A Handbook of Greek Mythology, 10
  53. C. F. Dupuis, The Origin of All Religious Worship, 86
  54. ۵۴٫۰ ۵۴٫۱ "Heracles". Encyclopædia Britannica. 2002.
  55. W. Burkert, Greek Religion, 211; T. Papadopoulou, Heracles and Euripidean Tragedy, 1
  56. ۵۶٫۰ ۵۶٫۱ W. Burkert, Greek Religion, 211
  57. Herodotus, The Histories, I, 6–7; W. Burkert, Greek Religion, 211
  58. G.S. Kirk, Myth, 183
  59. Apollodorus, Library and Epitome, 1.9.16; Apollonius, Argonautica, I, 20ff; Pindar, Pythian Odes, Pythian 4.1
  60. "Argonaut". Encyclopædia Britannica. 2002.; P. Grimmal, The Dictionary of Classical Mythology, 58
  61. "Argonaut". Encyclopædia Britannica. 2002.
  62. P. Grimmal, The Dictionary of Classical Mythology, 58
  63. Y. Bonnefoy, Greek and Egyptian Mythologies, 103
  64. R. Hard, The Routledge Handbook of Greek Mythology, 317
  65. R. Hard, The Routledge Handbook of Greek Mythology, 311
  66. "Trojan War". Encyclopaedia The Helios. 1952.; "Troy". Encyclopædia Britannica. 2002.
  67. J. Dunlop, The History of Fiction, 355
  68. ۶۸٫۰ ۶۸٫۱ "Troy". Encyclopædia Britannica. 2002.
  69. ۶۹٫۰ ۶۹٫۱ "Trojan War". Encyclopaedia The Helios. 1952.
  70. D. Kelly, The Conspiracy of Allusion, 121
  71. Albala-Johnson-Johnson, Understanding the Odyssey, 15
  72. ۷۲٫۰ ۷۲٫۱ ۷۲٫۲ Hanson-Heath, Who Killed Homer, 37
  73. ۷۳٫۰ ۷۳٫۱ ۷۳٫۲ J. Griffin, Greek Myth and Hesiod, 80
  74. ۷۴٫۰ ۷۴٫۱ F. Graf, Greek Mythology, 169–170
  75. Plato, Theaetetus, 176b
  76. Plato, Apology, 28b-d
  77. M.R. Gale, Myth and Poetry in Lucretius, 89
  78. "Eyhemerus". Encyclopædia Britannica. 2002.
  79. R. Hard, The Routledge Handbook of Greek Mythology, 7
  80. ۸۰٫۰ ۸۰٫۱ J. Chance, Medieval Mythography, 69
  81. ۸۱٫۰ ۸۱٫۱ P.G. Walsh, The Nature of Gods (Introduction), xxvi
  82. ۸۲٫۰ ۸۲٫۱ ۸۲٫۲ M.R. Gale, Myth and Poetry in Lucretius, 88
  83. M.R. Gale, Myth and Poetry in Lucretius, 87
  84. Cicero, Tusculanae Disputationes, 1.11
  85. Cicero, De Divinatione, 2.81
  86. P.G. Walsh, The Nature of Gods (Introduction), xxvii
  87. North-Beard-Price, Religions of Rome, 259
  88. J. Hacklin, Asiatic Mythology, 38
  89. Sacred Texts, Orphic Hymns
  90. Robert Ackerman, 1991. Introduction to جین الن هریسون's "A Prolegomena to the Study of Greek Religion", xv
  91. F. Graf, Greek Mythology, 9
  92. ۹۲٫۰ ۹۲٫۱ "myth". Encyclopædia Britannica. 2002.
  93. D. Allen, Structure and Creativity in Religion, 9
    * Robert A. Segal, Theorizing about Myth, 16
  94. R. Caldwell, The Psychoanalytic Interpretation of Greek Myth, 344
  95. C. Jung, The Psychology of the Child Archetype, 85
  96. R. Segal, The Romantic Appeal of Joseph Campbell, 332–335
  97. F. Graf, Greek Mythology, 38
  98. D. Allen, Religion, 12
  99. A. Winterbourne, When the Norns Have Spoken, 87
  100. L. Edmunds, Approaches to Greek Myth, 184
    * Robert A. Segal, A Greek Eternal Child, 64
  101. M. Reinhold, The Generation Gap in Antiquity, 349
  102. W. Burkert, Greek Religion, 23
  103. M. Wood, In Search of the Trojan War, 112
  104. W. Burkert, Greek Religion, 24
  105. ۱۰۵٫۰ ۱۰۵٫۱ ۱۰۵٫۲ "Greek mythology". Encyclopædia Britannica. 2002.
    * L. Burn, Greek Myths, 75
  106. l. Burn, Greek Myths, 75
  107. l. Burn, Greek Myths, 75–76
  108. Klatt-Brazouski, Ancient Greek and Roman Mythology, 4

منابع[ویرایش]

الگو:جعبه ارجاع دسته دوم

پیوند به بیرون[ویرایش]

Scenes from Greek mythology depicted in ancient art. Left-to-right, top-to-bottom: the birth of Aphrodite, a revel with Dionysus and Silenus, Adonis playing the kithara for Aphrodite, Heracles slaying the Lernaean Hydra, the Colchian dragon regurgitating Jason in the presence of Athena, Hermes with his mother Maia, the Trojan Horse, and Odysseus's ship sailing past the island of the sirens

Greek mythology is the body of myths originally told by the ancient Greeks. These stories concern the origin and the nature of the world, the lives and activities of deities, heroes, and mythological creatures, and the origins and significance of the ancient Greeks' own cult and ritual practices. Modern scholars study the myths in an attempt to shed light on the religious and political institutions of ancient Greece and its civilization, and to gain understanding of the nature of myth-making itself.[1]

The Greek myths were initially propagated in an oral-poetic tradition most likely by Minoan and Mycenaean singers starting in the 18th century BC;[2] eventually the myths of the heroes of the Trojan War and its aftermath became part of the oral tradition of Homer's epic poems, the Iliad and the Odyssey. Two poems by Homer's near contemporary Hesiod, the Theogony and the Works and Days, contain accounts of the genesis of the world, the succession of divine rulers, the succession of human ages, the origin of human woes, and the origin of sacrificial practices. Myths are also preserved in the Homeric Hymns, in fragments of epic poems of the Epic Cycle, in lyric poems, in the works of the tragedians and comedians of the fifth century BC, in writings of scholars and poets of the Hellenistic Age, and in texts from the time of the Roman Empire by writers such as Plutarch and Pausanias.

Aside from this narrative deposit in ancient Greek literature, pictorial representations of gods, heroes, and mythic episodes featured prominently in ancient vase paintings and the decoration of votive gifts and many other artifacts. Geometric designs on pottery of the eighth century BC depict scenes from the Trojan cycle as well as the adventures of Heracles. In the succeeding Archaic, Classical, and Hellenistic periods, Homeric and various other mythological scenes appear, supplementing the existing literary evidence.[3]

Greek mythology has had an extensive influence on the culture, arts, and literature of Western civilization and remains part of Western heritage and language. Poets and artists from ancient times to the present have derived inspiration from Greek mythology and have discovered contemporary significance and relevance in the themes.[4]

Achilles and Penthesileia by Exekias, c. 540 BC, British Museum, London

Sources

Greek mythology is known today primarily from Greek literature and representations on visual media dating from the Geometric period from c. 900 BC to c. 800 BC onward.[5] In fact, literary and archaeological sources integrate, sometimes mutually supportive and sometimes in conflict; however, in many cases, the existence of this corpus of data is a strong indication that many elements of Greek mythology have strong factual and historical roots.[6]

Literary sources

Mythical narration plays an important role in nearly every genre of Greek literature. Nevertheless, the only general mythographical handbook to survive from Greek antiquity was the Library of Pseudo-Apollodorus. This work attempts to reconcile the contradictory tales of the poets and provides a grand summary of traditional Greek mythology and heroic legends.[7] Apollodorus of Athens lived from c. 180 BC to c. 125 BC and wrote on many of these topics. His writings may have formed the basis for the collection; however the "Library" discusses events that occurred long after his death, hence the name Pseudo-Apollodorus.

Prometheus (1868 by Gustave Moreau). The myth of Prometheus first was attested by Hesiod and then constituted the basis for a tragic trilogy of plays, possibly by Aeschylus, consisting of Prometheus Bound, Prometheus Unbound, and Prometheus Pyrphoros.

Among the earliest literary sources are Homer's two epic poems, the Iliad and the Odyssey. Other poets completed the "epic cycle", but these later and lesser poems now are lost almost entirely. Despite their traditional name, the "Homeric Hymns" have no direct connection with Homer. They are choral hymns from the earlier part of the so-called Lyric age.[8] Hesiod, a possible contemporary with Homer, offers in his Theogony (Origin of the Gods) the fullest account of the earliest Greek myths, dealing with the creation of the world; the origin of the gods, Titans, and Giants; as well as elaborate genealogies, folktales, and etiological myths. Hesiod's Works and Days, a didactic poem about farming life, also includes the myths of Prometheus, Pandora, and the Five Ages. The poet gives advice on the best way to succeed in a dangerous world, rendered yet more dangerous by its gods.[3]

Lyrical poets often took their subjects from myth, but their treatment became gradually less narrative and more allusive. Greek lyric poets, including Pindar, Bacchylides and Simonides, and bucolic poets such as Theocritus and Bion, relate individual mythological incidents.[9] Additionally, myth was central to classical Athenian drama. The tragic playwrights Aeschylus, Sophocles, and Euripides took most of their plots from myths of the age of heroes and the Trojan War. Many of the great tragic stories (e.g. Agamemnon and his children, Oedipus, Jason, Medea, etc.) took on their classic form in these tragedies. The comic playwright Aristophanes also used myths, in The Birds and The Frogs.[10]

Historians Herodotus and Diodorus Siculus, and geographers Pausanias and Strabo, who traveled throughout the Greek world and noted the stories they heard, supplied numerous local myths and legends, often giving little-known alternative versions.[9] Herodotus in particular, searched the various traditions presented him and found the historical or mythological roots in the confrontation between Greece and the East.[11] Herodotus attempted to reconcile origins and the blending of differing cultural concepts.

The poetry of the Hellenistic and Roman ages was primarily composed as a literary rather than cultic exercise. Nevertheless, it contains many important details that would otherwise be lost. This category includes the works of:

  1. The Roman poets Ovid, Statius, Valerius Flaccus, Seneca and Virgil with Servius's commentary.
  2. The Greek poets of the Late Antique period: Nonnus, Antoninus Liberalis, and Quintus Smyrnaeus.
  3. The Greek poets of the Hellenistic period: Apollonius of Rhodes, Callimachus, Pseudo-Eratosthenes, and Parthenius.

Prose writers from the same periods who make reference to myths include Apuleius, Petronius, Lollianus, and Heliodorus. Two other important non-poetical sources are the Fabulae and Astronomica of the Roman writer styled as Pseudo-Hyginus, the Imagines of Philostratus the Elder and Philostratus the Younger, and the Descriptions of Callistratus.

Finally, a number of Byzantine Greek writers provide important details of myth, much derived from earlier now lost Greek works. These preservers of myth include Arnobius, Hesychius, the author of the Suda, John Tzetzes, and Eustathius. They often treat mythology from a Christian moralizing perspective.[12]

Archaeological sources

The Roman poet Virgil, here depicted in the fifth-century manuscript, the Vergilius Romanus, preserved details of Greek mythology in many of his writings.

The discovery of the Mycenaean civilization by the German amateur archaeologist Heinrich Schliemann in the nineteenth century, and the discovery of the Minoan civilization in Crete by the British archaeologist Sir Arthur Evans in the twentieth century, helped to explain many existing questions about Homer's epics and provided archaeological evidence for many of the mythological details about gods and heroes. Unfortunately, the evidence about myths and rituals at Mycenaean and Minoan sites is entirely monumental, as the Linear B script (an ancient form of Greek found in both Crete and mainland Greece) was used mainly to record inventories, although certain names of gods and heroes have been tentatively identified.[3]

Geometric designs on pottery of the eighth century BC depict scenes from the Trojan cycle, as well as the adventures of Heracles.[3] These visual representations of myths are important for two reasons. Firstly, many Greek myths are attested on vases earlier than in literary sources: of the twelve labors of Heracles, for example, only the Cerberus adventure occurs in a contemporary literary text.[13] Secondly, visual sources sometimes represent myths or mythical scenes that are not attested in any extant literary source. In some cases, the first known representation of a myth in geometric art predates its first known representation in late archaic poetry, by several centuries.[5] In the Archaic (c. 750 – c. 500 BC), Classical (c. 480–323 BC), and Hellenistic (323–146 BC) periods, Homeric and various other mythological scenes appear, supplementing the existing literary evidence.[3]

Survey of mythic history

Phaedra with an attendant, probably her nurse, a fresco from Pompeii, c. 60 – c. 20 BC

Greek mythology has changed over time to accommodate the evolution of their culture, of which mythology, both overtly and in its unspoken assumptions, is an index of the changes. In Greek mythology's surviving literary forms, as found mostly at the end of the progressive changes, it is inherently political, as Gilbert Cuthbertson has argued.[14]

The earlier inhabitants of the Balkan Peninsula were an agricultural people who, using Animism, assigned a spirit to every aspect of nature. Eventually, these vague spirits assumed human forms and entered the local mythology as gods.[15] When tribes from the north of the Balkan Peninsula invaded, they brought with them a new pantheon of gods, based on conquest, force, prowess in battle, and violent heroism. Other older gods of the agricultural world fused with those of the more powerful invaders or else faded into insignificance.[16]

After the middle of the Archaic period, myths about relationships between male gods and male heroes became more and more frequent, indicating the parallel development of pedagogic pederasty (eros paidikos, παιδικὸς ἔρως), thought to have been introduced around 630 BC. By the end of the fifth century BC, poets had assigned at least one eromenos, an adolescent boy who was their sexual companion, to every important god except Ares and to many legendary figures.[17] Previously existing myths, such as those of Achilles and Patroclus, also then were cast in a pederastic light.[18] Alexandrian poets at first, then more generally literary mythographers in the early Roman Empire, often re-adapted stories of Greek mythological characters in this fashion.

The achievement of epic poetry was to create story-cycles and, as a result, to develop a new sense of mythological chronology. Thus Greek mythology unfolds as a phase in the development of the world and of humans.[19] While self-contradictions in these stories make an absolute timeline impossible, an approximate chronology may be discerned. The resulting mythological "history of the world" may be divided into three or four broader periods:

  1. The myths of origin or age of gods (Theogonies, "births of gods"): myths about the origins of the world, the gods, and the human race.
  2. The age when gods and mortals mingled freely: stories of the early interactions between gods, demigods, and mortals.
  3. The age of heroes (heroic age), where divine activity was more limited. The last and greatest of the heroic legends is the story of the Trojan War and after (which is regarded by some researchers as a separate, fourth period).[20]

While the age of gods often has been of more interest to contemporary students of myth, the Greek authors of the archaic and classical eras had a clear preference for the age of heroes, establishing a chronology and record of human accomplishments after the questions of how the world came into being were explained. For example, the heroic Iliad and Odyssey dwarfed the divine-focused Theogony and Homeric Hymns in both size and popularity. Under the influence of Homer the "hero cult" leads to a restructuring in spiritual life, expressed in the separation of the realm of the gods from the realm of the dead (heroes), of the Chthonic from the Olympian.[21] In the Works and Days, Hesiod makes use of a scheme of Four Ages of Man (or Races): Golden, Silver, Bronze, and Iron. These races or ages are separate creations of the gods, the Golden Age belonging to the reign of Cronos, the subsequent races to the creation of Zeus. The presence of evil was explained by the myth of Pandora, when all of the best of human capabilities, save hope, had been spilled out of her overturned jar.[22] In Metamorphoses, Ovid follows Hesiod's concept of the four ages.[23]

Origins of the world and the gods

Amor Vincit Omnia (Love Conquers All), a depiction of the god of love, Eros. By Michelangelo Merisi da Caravaggio, circa 1601–1602.

"Myths of origin" or "creation myths" represent an attempt to explain the beginnings of the universe in human language.[24] The most widely accepted version at the time, although a philosophical account of the beginning of things, is reported by Hesiod, in his Theogony. He begins with Chaos, a yawning nothingness. Out of the void emerged Gaia (the Earth) and some other primary divine beings: Eros (Love), the Abyss (the Tartarus), and the Erebus.[25] Without male assistance, Gaia gave birth to Uranus (the Sky) who then fertilized her. From that union were born first the Titans—six males: Coeus, Crius, Cronus, Hyperion, Iapetus, and Oceanus; and six females: Mnemosyne, Phoebe, Rhea, Theia, Themis, and Tethys. After Cronus was born, Gaia and Uranus decreed no more Titans were to be born. They were followed by the one-eyed Cyclopes and the Hecatonchires or Hundred-Handed Ones, who were both thrown into Tartarus by Uranus. This made Gaia furious. Cronus ("the wily, youngest and most terrible of Gaia's children"[25]), was convinced by Gaia to castrate his father. He did this, and became the ruler of the Titans with his sister-wife Rhea as his consort, and the other Titans became his court.

A motif of father-against-son conflict was repeated when Cronus was confronted by his son, Zeus. Because Cronus had betrayed his father, he feared that his offspring would do the same, and so each time Rhea gave birth, he snatched up the child and ate it. Rhea hated this and tricked him by hiding Zeus and wrapping a stone in a baby's blanket, which Cronus ate. When Zeus was full grown, he fed Cronus a drugged drink which caused him to vomit, throwing up Rhea's other children, including Poseidon, Hades, Hestia, Demeter, and Hera, and the stone, which had been sitting in Cronus's stomach all this time. Zeus then challenged Cronus to war for the kingship of the gods. At last, with the help of the Cyclopes (whom Zeus freed from Tartarus), Zeus and his siblings were victorious, while Cronus and the Titans were hurled down to imprisonment in Tartarus.[26]

Attic black-figured amphora depicting Athena being "reborn" from the head of Zeus, who had swallowed her mother Metis, on the right, Eileithyia, the goddess of childbirth, assists, circa 550–525 BC (Musée du Louvre, Paris).

Zeus was plagued by the same concern, and after a prophecy that the offspring of his first wife, Metis, would give birth to a god "greater than he", Zeus swallowed her.[27] She was already pregnant with Athena, however, and she burst forth from his head—fully-grown and dressed for war.[28]

The earliest Greek thought about poetry considered the theogonies to be the prototypical poetic genre—the prototypical mythos—and imputed almost magical powers to it. Orpheus, the archetypal poet, also was the archetypal singer of theogonies, which he uses to calm seas and storms in Apollonius' Argonautica, and to move the stony hearts of the underworld gods in his descent to Hades. When Hermes invents the lyre in the Homeric Hymn to Hermes, the first thing he does is sing about the birth of the gods.[29] Hesiod's Theogony is not only the fullest surviving account of the gods, but also the fullest surviving account of the archaic poet's function, with its long preliminary invocation to the Muses. Theogony also was the subject of many lost poems, including those attributed to Orpheus, Musaeus, Epimenides, Abaris, and other legendary seers, which were used in private ritual purifications and mystery-rites. There are indications that Plato was familiar with some version of the Orphic theogony.[30] A silence would have been expected about religious rites and beliefs, however, and that nature of the culture would not have been reported by members of the society while the beliefs were held. After they ceased to become religious beliefs, few would have known the rites and rituals. Allusions often existed, however, to aspects that were quite public.

Images existed on pottery and religious artwork that were interpreted and more likely, misinterpreted in many diverse myths and tales. A few fragments of these works survive in quotations by Neoplatonist philosophers and recently unearthed papyrus scraps. One of these scraps, the Derveni Papyrus now proves that at least in the fifth century BC a theogonic-cosmogonic poem of Orpheus was in existence.[31]

The first philosophical cosmologists reacted against, or sometimes built upon, popular mythical conceptions that had existed in the Greek world for some time. Some of these popular conceptions can be gleaned from the poetry of Homer and Hesiod. In Homer, the Earth was viewed as a flat disk afloat on the river of Oceanus and overlooked by a hemispherical sky with sun, moon, and stars. The Sun (Helios) traversed the heavens as a charioteer and sailed around the Earth in a golden bowl at night. Sun, earth, heaven, rivers, and winds could be addressed in prayers and called to witness oaths. Natural fissures were popularly regarded as entrances to the subterranean house of Hades and his predecessors, home of the dead.[32] Influences from other cultures always afforded new themes.

Greek pantheon

Zeus, disguised as a swan, seduces Leda, the Queen of Sparta. A sixteenth-century copy of the lost original by Michelangelo.

According to Classical-era mythology, after the overthrow of the Titans, the new pantheon of gods and goddesses was confirmed. Among the principal Greek gods were the Olympians, residing on Mount Olympus under the eye of Zeus. (The limitation of their number to twelve seems to have been a comparatively modern idea.)[33] Besides the Olympians, the Greeks worshipped various gods of the countryside, the satyr-god Pan, Nymphs (spirits of rivers), Naiads (who dwelled in springs), Dryads (who were spirits of the trees), Nereids (who inhabited the sea), river gods, Satyrs, and others. In addition, there were the dark powers of the underworld, such as the Erinyes (or Furies), said to pursue those guilty of crimes against blood-relatives.[34] In order to honor the Ancient Greek pantheon, poets composed the Homeric Hymns (a group of thirty-three songs).[35] Gregory Nagy regards "the larger Homeric Hymns as simple preludes (compared with Theogony), each of which invokes one god".[36]

The gods of Greek mythology are described as having essentially corporeal but ideal bodies. According to Walter Burkert, the defining characteristic of Greek anthropomorphism is that "the Greek gods are persons, not abstractions, ideas or concepts".[37] Regardless of their underlying forms, the Ancient Greek gods have many fantastic abilities; most significantly, the gods are not affected by disease, and can be wounded only under highly unusual circumstances. The Greeks considered immortality as the distinctive characteristic of their gods; this immortality, as well as unfading youth, was insured by the constant use of nectar and ambrosia, by which the divine blood was renewed in their veins.[38]

Each god descends from his or her own genealogy, pursues differing interests, has a certain area of expertise, and is governed by a unique personality; however, these descriptions arise from a multiplicity of archaic local variants, which do not always agree with one another. When these gods are called upon in poetry, prayer or cult, they are referred to by a combination of their name and epithets, that identify them by these distinctions from other manifestations of themselves (e.g., Apollo Musagetes is "Apollo, [as] leader of the Muses"). Alternatively the epithet may identify a particular and localized aspect of the god, sometimes thought to be already ancient during the classical epoch of Greece.

Most gods were associated with specific aspects of life. For example, Aphrodite was the goddess of love and beauty, Ares was the god of war, Hades the ruler of the underworld, and Athena the goddess of wisdom and courage.[39] Some gods, such as Apollo and Dionysus, revealed complex personalities and mixtures of functions, while others, such as Hestia (literally "hearth") and Helios (literally "sun"), were little more than personifications. The most impressive temples tended to be dedicated to a limited number of gods, who were the focus of large pan-Hellenic cults. It was, however, common for individual regions and villages to devote their own cults to minor gods. Many cities also honored the more well-known gods with unusual local rites and associated strange myths with them that were unknown elsewhere. During the heroic age, the cult of heroes (or demigods) supplemented that of the gods.

Age of gods and mortals

Bridging the age when gods lived alone and the age when divine interference in human affairs was limited was a transitional age in which gods and mortals moved together. These were the early days of the world when the groups mingled more freely than they did later. Most of these tales were later told by Ovid's Metamorphoses and they are often divided into two thematic groups: tales of love, and tales of punishment.[40]

Dionysus with satyrs. Interior of a cup painted by the Brygos Painter, Cabinet des Médailles.

Tales of love often involve incest, or the seduction or rape of a mortal woman by a male god, resulting in heroic offspring. The stories generally suggest that relationships between gods and mortals are something to avoid; even consenting relationships rarely have happy endings.[41] In a few cases, a female divinity mates with a mortal man, as in the Homeric Hymn to Aphrodite, where the goddess lies with Anchises to produce Aeneas.[42]

The second type (tales of punishment) involves the appropriation or invention of some important cultural artifact, as when Prometheus steals fire from the gods, when Tantalus steals nectar and ambrosia from Zeus' table and gives it to his own subjects—revealing to them the secrets of the gods, when Prometheus or Lycaon invents sacrifice, when Demeter teaches agriculture and the Mysteries to Triptolemus, or when Marsyas invents the aulos and enters into a musical contest with Apollo. Ian Morris considers Prometheus' adventures as "a place between the history of the gods and that of man".[43] An anonymous papyrus fragment, dated to the third century, vividly portrays Dionysus' punishment of the king of Thrace, Lycurgus, whose recognition of the new god came too late, resulting in horrific penalties that extended into the afterlife.[44] The story of the arrival of Dionysus to establish his cult in Thrace was also the subject of an Aeschylean trilogy.[45] In another tragedy, Euripides' The Bacchae, the king of Thebes, Pentheus, is punished by Dionysus, because he disrespected the god and spied on his Maenads, the female worshippers of the god.[46]

Demeter and Metanira in a detail on an Apulian red-figure hydria, circa 340 BC (Altes Museum, Berlin).

In another story, based on an old folktale-motif,[47] and echoing a similar theme, Demeter was searching for her daughter, Persephone, having taken the form of an old woman called Doso, and received a hospitable welcome from Celeus, the King of Eleusis in Attica. As a gift to Celeus, because of his hospitality, Demeter planned to make his son Demophon a god, but she was unable to complete the ritual because his mother Metanira walked in and saw her son in the fire and screamed in fright, which angered Demeter, who lamented that foolish mortals do not understand the concept and ritual.[48]

Heroic age

The age in which the heroes lived is known as the heroic age.[49] The epic and genealogical poetry created cycles of stories clustered around particular heroes or events and established the family relationships between the heroes of different stories; they thus arranged the stories in sequence. According to Ken Dowden, "There is even a saga effect: We can follow the fates of some families in successive generations".[19]

After the rise of the hero cult, gods and heroes constitute the sacral sphere and are invoked together in oaths and prayers which are addressed to them.[21] Burkert notes that "the roster of heroes, again in contrast to the gods, is never given fixed and final form. Great gods are no longer born, but new heroes can always be raised up from the army of the dead." Another important difference between the hero cult and the cult of gods is that the hero becomes the centre of local group identity.[50]

The monumental events of Heracles are regarded as the dawn of the age of heroes. To the Heroic Age are also ascribed three great events: the Argonautic expedition, the Theban Cycle, and the Trojan War.[51]

Heracles and the Heracleidae

Heracles with his baby Telephus (Louvre Museum, Paris).

Some scholars believe[52] that behind Heracles' complicated mythology there was probably a real man, perhaps a chieftain-vassal of the kingdom of Argos. Some scholars suggest the story of Heracles is an allegory for the sun's yearly passage through the twelve constellations of the zodiac.[53] Others point to earlier myths from other cultures, showing the story of Heracles as a local adaptation of hero myths already well established. Traditionally, Heracles was the son of Zeus and Alcmene, granddaughter of Perseus.[54] His fantastic solitary exploits, with their many folk-tale themes, provided much material for popular legend. According to Burkert, "He is portrayed as a sacrificer, mentioned as a founder of altars, and imagined as a voracious eater himself; it is in this role that he appears in comedy,

While his tragic end provided much material for tragedy—Heracles is regarded by Thalia Papadopoulou as "a play of great significance in examination of other Euripidean dramas".[55] In art and literature Heracles was represented as an enormously strong man of moderate height; his characteristic weapon was the bow but frequently also the club. Vase paintings demonstrate the unparalleled popularity of Heracles, his fight with the lion being depicted many hundreds of times.[56]

Heracles also entered Etruscan and Roman mythology and cult, and the exclamation "mehercule" became as familiar to the Romans as "Herakleis" was to the Greeks.[56] In Italy he was worshipped as a god of merchants and traders, although others also prayed to him for his characteristic gifts of good luck or rescue from danger.[54]

Heracles attained the highest social prestige through his appointment as official ancestor of the Dorian kings. This probably served as a legitimation for the Dorian migrations into the Peloponnese. Hyllus, the eponymous hero of one Dorian phyle, became the son of Heracles and one of the Heracleidae or Heraclids (the numerous descendants of Heracles, especially the descendants of Hyllus—other Heracleidae included Macaria, Lamos, Manto, Bianor, Tlepolemus, and Telephus). These Heraclids conquered the Peloponnesian kingdoms of Mycenae, Sparta and Argos, claiming, according to legend, a right to rule them through their ancestor. Their rise to dominance is frequently called the "Dorian invasion". The Lydian and later the Macedonian kings, as rulers of the same rank, also became Heracleidae.[57]

Other members of this earliest generation of heroes such as Perseus, Deucalion, Theseus and Bellerophon, have many traits in common with Heracles. Like him, their exploits are solitary, fantastic and border on fairy tale, as they slay monsters such as the Chimera and Medusa. Bellerophon's adventures are commonplace types, similar to the adventures of Heracles and Theseus. Sending a hero to his presumed death is also a recurrent theme of this early heroic tradition, used in the cases of Perseus and Bellerophon.[58]

Argonauts

The only surviving Hellenistic epic, the Argonautica of Apollonius of Rhodes (epic poet, scholar, and director of the Library of Alexandria) tells the myth of the voyage of Jason and the Argonauts to retrieve the Golden Fleece from the mythical land of Colchis. In the Argonautica, Jason is impelled on his quest by king Pelias, who receives a prophecy that a man with one sandal would be his nemesis. Jason loses a sandal in a river, arrives at the court of Pelias, and the epic is set in motion. Nearly every member of the next generation of heroes, as well as Heracles, went with Jason in the ship Argo to fetch the Golden Fleece. This generation also included Theseus, who went to Crete to slay the Minotaur; Atalanta, the female heroine, and Meleager, who once had an epic cycle of his own to rival the Iliad and Odyssey. Pindar, Apollonius and the Bibliotheca endeavor to give full lists of the Argonauts.[59]

Although Apollonius wrote his poem in the 3rd century BC, the composition of the story of the Argonauts is earlier than Odyssey, which shows familiarity with the exploits of Jason (the wandering of Odysseus may have been partly founded on it).[60] In ancient times the expedition was regarded as a historical fact, an incident in the opening up of the Black Sea to Greek commerce and colonization.[61] It was also extremely popular, forming a cycle to which a number of local legends became attached. The story of Medea, in particular, caught the imagination of the tragic poets.[62]

House of Atreus and Theban Cycle

In between the Argo and the Trojan War, there was a generation known chiefly for its horrific crimes. This includes the doings of Atreus and Thyestes at Argos. Behind the myth of the house of Atreus (one of the two principal heroic dynasties with the house of Labdacus) lies the problem of the devolution of power and of the mode of accession to sovereignty. The twins Atreus and Thyestes with their descendants played the leading role in the tragedy of the devolution of power in Mycenae.[63]

The Theban Cycle deals with events associated especially with Cadmus, the city's founder, and later with the doings of Laius and Oedipus at Thebes; a series of stories that lead to the eventual pillage of that city at the hands of the Seven Against Thebes and Epigoni.[64] (It is not known whether the Seven Against Thebes figured in early epic.) As far as Oedipus is concerned, early epic accounts seem to have him continuing to rule at Thebes after the revelation that Iokaste was his mother, and subsequently marrying a second wife who becomes the mother of his children—markedly different from the tale known to us through tragedy (e.g. Sophocles' Oedipus Rex) and later mythological accounts.[65]

Trojan War and aftermath

El Juicio de Paris by Enrique Simonet, 1904. Paris is holding the golden apple on his right hand while surveying the goddesses in a calculative manner.
In The Rage of Achilles by Giovanni Battista Tiepolo (1757, Fresco, 300 x 300 cm, Villa Valmarana, Vicenza) Achilles is outraged that Agamemnon would threaten to seize his warprize, Briseis, and he draws his sword to kill Agamemnon. The sudden appearance of the goddess Athena, who, in this fresco, has grabbed Achilles by the hair, prevents the act of violence.

Greek mythology culminates in the Trojan War, fought between Greece and Troy, and its aftermath. In Homer's works, such as the Iliad, the chief stories have already taken shape and substance, and individual themes were elaborated later, especially in Greek drama. The Trojan War also elicited great interest in the Roman culture because of the story of Aeneas, a Trojan hero whose journey from Troy led to the founding of the city that would one day become Rome, as recounted in Virgil's Aeneid (Book II of Virgil's Aeneid contains the best-known account of the sack of Troy).[66] Finally there are two pseudo-chronicles written in Latin that passed under the names of Dictys Cretensis and Dares Phrygius.[67]

The Trojan War cycle, a collection of epic poems, starts with the events leading up to the war: Eris and the golden apple of Kallisti, the Judgement of Paris, the abduction of Helen, the sacrifice of Iphigenia at Aulis. To recover Helen, the Greeks launched a great expedition under the overall command of Menelaus's brother, Agamemnon, king of Argos or Mycenae, but the Trojans refused to return Helen. The Iliad, which is set in the tenth year of the war, tells of the quarrel between Agamemnon and Achilles, who was the finest Greek warrior, and the consequent deaths in battle of Achilles' beloved comrade Patroclus and Priam's eldest son, Hector. After Hector's death the Trojans were joined by two exotic allies, Penthesilea, queen of the Amazons, and Memnon, king of the Ethiopians and son of the dawn-goddess Eos.[68] Achilles killed both of these, but Paris then managed to kill Achilles with an arrow in the heel. Achilles' heel was the only part of his body which was not invulnerable to damage by human weaponry. Before they could take Troy, the Greeks had to steal from the citadel the wooden image of Pallas Athena (the Palladium). Finally, with Athena's help, they built the Trojan Horse. Despite the warnings of Priam's daughter Cassandra, the Trojans were persuaded by Sinon, a Greek who feigned desertion, to take the horse inside the walls of Troy as an offering to Athena; the priest Laocoon, who tried to have the horse destroyed, was killed by sea-serpents. At night the Greek fleet returned, and the Greeks from the horse opened the gates of Troy. In the total sack that followed, Priam and his remaining sons were slaughtered; the Trojan women passed into slavery in various cities of Greece. The adventurous homeward voyages of the Greek leaders (including the wanderings of Odysseus and Aeneas (the Aeneid), and the murder of Agamemnon) were told in two epics, the Returns (the lost Nostoi) and Homer's Odyssey.[69] The Trojan cycle also includes the adventures of the children of the Trojan generation (e.g., Orestes and Telemachus).[68]

The Trojan War provided a variety of themes and became a main source of inspiration for Ancient Greek artists (e.g. metopes on the Parthenon depicting the sack of Troy); this artistic preference for themes deriving from the Trojan Cycle indicates its importance to the Ancient Greek civilization.[69] The same mythological cycle also inspired a series of posterior European literary writings. For instance, Trojan Medieval European writers, unacquainted with Homer at first hand, found in the Troy legend a rich source of heroic and romantic storytelling and a convenient framework into which to fit their own courtly and chivalric ideals. Twelfth-century authors, such as Benoît de Sainte-Maure (Roman de Troie [Romance of Troy, 1154–60]) and Joseph of Exeter (De Bello Troiano [On the Trojan War, 1183]) describe the war while rewriting the standard version they found in Dictys and Dares. They thus follow Horace's advice and Virgil's example: they rewrite a poem of Troy instead of telling something completely new.[70]

Some of the more famous heroes noted for their inclusion in the Trojan War were:

On the Trojan side:

  • Aeneas
  • Hector
  • Paris

On the Greek side:

  • Ajax (there were two Ajaxes)
  • Achilles
  • King Agamemnon
  • Menelaus
  • Odysseus

Greek and Roman conceptions of myth

Mythology was at the heart of everyday life in Ancient Greece.[71] Greeks regarded mythology as a part of their history. They used myth to explain natural phenomena, cultural variations, traditional enmities and friendships. It was a source of pride to be able to trace the descent of one's leaders from a mythological hero or a god. Few ever doubted that there was truth behind the account of the Trojan War in the Iliad and Odyssey. According to Victor Davis Hanson, a military historian, columnist, political essayist and former classics professor, and John Heath, a classics professor, the profound knowledge of the Homeric epos was deemed by the Greeks the basis of their acculturation. Homer was the "education of Greece" (Ἑλλάδος παίδευσις), and his poetry "the Book".[72]

Philosophy and myth

Raphael's Plato in The School of Athens fresco (probably in the likeness of Leonardo da Vinci). The philosopher expelled the study of Homer, of the tragedies and of the related mythological traditions from his utopian Republic.

After the rise of philosophy, history, prose and rationalism in the late 5th century BC, the fate of myth became uncertain, and mythological genealogies gave place to a conception of history which tried to exclude the supernatural (such as the Thucydidean history).[73] While poets and dramatists were reworking the myths, Greek historians and philosophers were beginning to criticize them.[8]

A few radical philosophers like Xenophanes of Colophon were already beginning to label the poets' tales as blasphemous lies in the 6th century BC; Xenophanes had complained that Homer and Hesiod attributed to the gods "all that is shameful and disgraceful among men; they steal, commit adultery, and deceive one another".[74] This line of thought found its most sweeping expression in Plato's Republic and Laws. Plato created his own allegorical myths (such as the vision of Er in the Republic), attacked the traditional tales of the gods' tricks, thefts and adulteries as immoral, and objected to their central role in literature.[8] Plato's criticism was the first serious challenge to the Homeric mythological tradition,[72] referring to the myths as "old wives' chatter".[75] For his part Aristotle criticized the Pre-socratic quasi-mythical philosophical approach and underscored that "Hesiod and the theological writers were concerned only with what seemed plausible to themselves, and had no respect for us ... But it is not worth taking seriously writers who show off in the mythical style; as for those who do proceed by proving their assertions, we must cross-examine them".[73]

Nevertheless, even Plato did not manage to wean himself and his society from the influence of myth; his own characterization for Socrates is based on the traditional Homeric and tragic patterns, used by the philosopher to praise the righteous life of his teacher:[76]

But perhaps someone might say: "Are you then not ashamed, Socrates, of having followed such a pursuit, that you are now in danger of being put to death as a result?" But I should make to him a just reply: "You do not speak well, Sir, if you think a man in whom there is even a little merit ought to consider danger of life or death, and not rather regard this only, when he does things, whether the things he does are right or wrong and the acts of a good or a bad man. For according to your argument all the demigods would be bad who died at Troy, including the son of Thetis, who so despised danger, in comparison with enduring any disgrace, that when his mother (and she was a goddess) said to him, as he was eager to slay Hector, something like this, I believe,

My son, if you avenge the death of your friend Patroclus and kill Hector, you yourself shall die; for straightway, after Hector, is death appointed unto you. (Hom. Il. 18.96)

he, when he heard this, made light of death and danger, and feared much more to live as a coward and not to avenge his friends, and said,

Straightway may I die, after doing vengeance upon the wrongdoer, that I may not stay here, jeered at beside the curved ships, a burden of the earth.

Hanson and Heath estimate that Plato's rejection of the Homeric tradition was not favorably received by the grassroots Greek civilization.[72] The old myths were kept alive in local cults; they continued to influence poetry and to form the main subject of painting and sculpture.[73]

More sportingly, the 5th century BC tragedian Euripides often played with the old traditions, mocking them, and through the voice of his characters injecting notes of doubt. Yet the subjects of his plays were taken, without exception, from myth. Many of these plays were written in answer to a predecessor's version of the same or similar myth. Euripides mainly impugns the myths about the gods and begins his critique with an objection similar to the one previously expressed by Xenocrates: the gods, as traditionally represented, are far too crassly anthropomorphic.[74]

Hellenistic and Roman rationalism

Cicero saw himself as the defender of the established order, despite his personal skepticism with regard to myth and his inclination towards more philosophical conceptions of divinity.

During the Hellenistic period, mythology took on the prestige of elite knowledge that marks its possessors as belonging to a certain class. At the same time, the skeptical turn of the Classical age became even more pronounced.[77] Greek mythographer Euhemerus established the tradition of seeking an actual historical basis for mythical beings and events.[78] Although his original work (Sacred Scriptures) is lost, much is known about it from what is recorded by Diodorus and Lactantius.[79]

Rationalizing hermeneutics of myth became even more popular under the Roman Empire, thanks to the physicalist theories of Stoic and Epicurean philosophy. Stoics presented explanations of the gods and heroes as physical phenomena, while the Euhemerists rationalized them as historical figures. At the same time, the Stoics and the Neoplatonists promoted the moral significations of the mythological tradition, often based on Greek etymologies.[80] Through his Epicurean message, Lucretius had sought to expel superstitious fears from the minds of his fellow-citizens.[81] Livy, too, is skeptical about the mythological tradition and claims that he does not intend to pass judgement on such legends (fabulae).[82] The challenge for Romans with a strong and apologetic sense of religious tradition was to defend that tradition while conceding that it was often a breeding-ground for superstition. The antiquarian Varro, who regarded religion as a human institution with great importance for the preservation of good in society, devoted rigorous study to the origins of religious cults. In his Antiquitates Rerum Divinarum (which has not survived, but Augustine's City of God indicates its general approach) Varro argues that whereas the superstitious man fears the gods, the truly religious person venerates them as parents.[81] According to Varro, there have been three accounts of deities in the Roman society: the mythical account created by poets for theatre and entertainment, the civil account used by people for veneration as well as by the city, and the natural account created by the philosophers.[83] The best state is, adds Varro, where the civil theology combines the poetic mythical account with the philosopher's.[83]

Roman Academic Cotta ridicules both literal and allegorical acceptance of myth, declaring roundly that myths have no place in philosophy.[84] Cicero is also generally disdainful of myth, but, like Varro, he is emphatic in his support for the state religion and its institutions. It is difficult to know how far down the social scale this rationalism extended.[82] Cicero asserts that no one (not even old women and boys) is so foolish as to believe in the terrors of Hades or the existence of Scyllas, centaurs or other composite creatures,[85] but, on the other hand, the orator elsewhere complains of the superstitious and credulous character of the people.[86] De Natura Deorum is the most comprehensive summary of Cicero's line of thought.[87]

Syncretizing trends

Apollo (early Imperial Roman copy of a fourth-century Greek original, Louvre Museum).

In Ancient Roman times, a new Roman mythology was born through syncretization of numerous Greek and other foreign gods. This occurred because the Romans had little mythology of their own, and inheritance of the Greek mythological tradition caused the major Roman gods to adopt characteristics of their Greek equivalents.[82] The gods Zeus and Jupiter are an example of this mythological overlap. In addition to the combination of the two mythological traditions, the association of the Romans with eastern religions led to further syncretizations.[88] For instance, the cult of Sun was introduced in Rome after Aurelian's successful campaigns in Syria. The Asiatic divinities Mithras (that is to say, the Sun) and Ba'al were combined with Apollo and Helios into one Sol Invictus, with conglomerated rites and compound attributes.[89] Apollo might be increasingly identified in religion with Helios or even Dionysus, but texts retelling his myths seldom reflected such developments. The traditional literary mythology was increasingly dissociated from actual religious practice. The worship of Sol as special protector of the emperors and of the empire remained the chief imperial religion until it was replaced by Christianity.

The surviving 2nd-century collection of Orphic Hymns (second century AD) and the Saturnalia of Macrobius Ambrosius Theodosius (fifth century) are influenced by the theories of rationalism and the syncretizing trends as well. The Orphic Hymns are a set of pre-classical poetic compositions, attributed to Orpheus, himself the subject of a renowned myth. In reality, these poems were probably composed by several different poets, and contain a rich set of clues about prehistoric European mythology.[90] The stated purpose of the Saturnalia is to transmit the Hellenic culture Macrobius has derived from his reading, even though much of his treatment of gods is colored by Egyptian and North African mythology and theology (which also affect the interpretation of Virgil). In Saturnalia reappear mythographical comments influenced by the Euhemerists, the Stoics and the Neoplatonists.[80]

Modern interpretations

The genesis of modern understanding of Greek mythology is regarded by some scholars as a double reaction at the end of the eighteenth century against "the traditional attitude of Christian animosity", in which the Christian reinterpretation of myth as a "lie" or fable had been retained.[91] In Germany, by about 1795, there was a growing interest in Homer and Greek mythology. In Göttingen, Johann Matthias Gesner began to revive Greek studies, while his successor, Christian Gottlob Heyne, worked with Johann Joachim Winckelmann, and laid the foundations for mythological research both in Germany and elsewhere.[92]

Comparative and psychoanalytic approaches

Max Müller is regarded as one of the founders of comparative mythology. In his Comparative Mythology (1867) Müller analysed the "disturbing" similarity between the mythologies of "savage races" with those of the early Europeans.

The development of comparative philology in the 19th century, together with ethnological discoveries in the 20th century, established the science of myth. Since the Romantics, all study of myth has been comparative. Wilhelm Mannhardt, James Frazer, and Stith Thompson employed the comparative approach to collect and classify the themes of folklore and mythology.[93] In 1871 Edward Burnett Tylor published his Primitive Culture, in which he applied the comparative method and tried to explain the origin and evolution of religion.[94] Tylor's procedure of drawing together material culture, ritual and myth of widely separated cultures influenced both Carl Jung and Joseph Campbell. Max Müller applied the new science of comparative mythology to the study of myth, in which he detected the distorted remains of Aryan nature worship. Bronisław Malinowski emphasized the ways myth fulfills common social functions. Claude Lévi-Strauss and other structuralists have compared the formal relations and patterns in myths throughout the world.[93]

Sigmund Freud introduced a transhistorical and biological conception of man and a view of myth as an expression of repressed ideas. Dream interpretation is the basis of Freudian myth interpretation and Freud's concept of dreamwork recognizes the importance of contextual relationships for the interpretation of any individual element in a dream. This suggestion would find an important point of rapprochement between the structuralist and psychoanalytic approaches to myth in Freud's thought.[95] Carl Jung extended the transhistorical, psychological approach with his theory of the "collective unconscious" and the archetypes (inherited "archaic" patterns), often encoded in myth, that arise out of it.[3] According to Jung, "myth-forming structural elements must be present in the unconscious psyche".[96] Comparing Jung's methodology with Joseph Campbell's theory, Robert A. Segal concludes that "to interpret a myth Campbell simply identifies the archetypes in it. An interpretation of the Odyssey, for example, would show how Odysseus's life conforms to a heroic pattern. Jung, by contrast, considers the identification of archetypes merely the first step in the interpretation of a myth".[97] Karl Kerényi, one of the founders of modern studies in Greek mythology, gave up his early views of myth, in order to apply Jung's theories of archetypes to Greek myth.[98]

Origin theories

Max Müller attempted to understand an Indo-European religious form by tracing it back to its Indo-European (or, in Müller's time, "Aryan") "original" manifestation. In 1891, he claimed that "the most important discovery which has been made during the nineteenth century with respect to the ancient history of mankind ... was this sample equation: Sanskrit Dyaus-pitar = Greek Zeus = Latin Jupiter = Old Norse Tyr".[99] The question of Greek mythology's place in Indo-European studies has generated much scholarship since Müller's time. For example, philologist Georges Dumézil draws a comparison between the Greek Uranus and the Sanskrit Varuna, although there is no hint that he believes them to be originally connected.[100] In other cases, close parallels in character and function suggest a common heritage, yet lack of linguistic evidence makes it difficult to prove, as in the case of the Greek Moirai and the Norns of Norse mythology.[101]

It appears that the Mycenaean religion was the mother of the Greek religion[102] and its pantheon already included many divinities that can be found in classical Greece.[103] However, Greek mythology is generally seen as having heavy influence of Pre-Greek and Near Eastern cultures, and as such contains few important elements for the reconstruction of the Proto-Indo-European religion.[104] Consequently, Greek mythology received minimal scholarly attention in the context of Indo-European comparative mythology until the mid 2000s.[105]

Archaeology and mythography have revealed influence from Asia Minor and the Near East. Adonis seems to be the Greek counterpart—more clearly in cult than in myth—of a Near Eastern "dying god". Cybele is rooted in Anatolian culture while much of Aphrodite's iconography may spring from Semitic goddesses. There are also possible parallels between the earliest divine generations (Chaos and its children) and Tiamat in the Enuma Elish.[106] According to Meyer Reinhold, "near Eastern theogonic concepts, involving divine succession through violence and generational conflicts for power, found their way ... into Greek mythology".[107]

In addition to Indo-European and Near Eastern origins, some scholars have speculated on the debts of Greek mythology to the indigenous pre-Greek societies: Crete, Mycenae, Pylos, Thebes and Orchomenus.[108] Historians of religion were fascinated by a number of apparently ancient configurations of myth connected with Crete (the god as bull, Zeus and Europa, Pasiphaë who yields to the bull and gives birth to the Minotaur, etc.). Martin P. Nilsson asserts, based on the representations and general function of the gods, that a lot of Minoan gods and religious conceptions were fused in the Mycenaean religion.[109] and concluded that all great classical Greek myths were tied to Mycenaean centres and anchored in prehistoric times.[110] Nevertheless, according to Burkert, the iconography of the Cretan Palace Period has provided almost no confirmation for these theories.[111]

Motifs in Western art and literature

Botticelli's The Birth of Venus (c. 1485–1486, oil on canvas, Uffizi, Florence)—a revived Venus Pudica for a new view of pagan Antiquity—is often said to epitomize for modern viewers the spirit of the Renaissance.[3]

The widespread adoption of Christianity did not curb the popularity of the myths. With the rediscovery of classical antiquity in the Renaissance, the poetry of Ovid became a major influence on the imagination of poets, dramatists, musicians and artists.[112] From the early years of Renaissance, artists such as Leonardo da Vinci, Michelangelo, and Raphael, portrayed the Pagan subjects of Greek mythology alongside more conventional Christian themes.[112] Through the medium of Latin and the works of Ovid, Greek myth influenced medieval and Renaissance poets such as Petrarch, Boccaccio and Dante in Italy.[3]

In Northern Europe, Greek mythology never took the same hold of the visual arts, but its effect was very obvious on literature.[113] The English imagination was fired by Greek mythology starting with Chaucer and John Milton and continuing through Shakespeare to Robert Bridges in the 20th century. Racine in France and Goethe in Germany revived Greek drama, reworking the ancient myths.[112] Although during the Enlightenment of the 18th century reaction against Greek myth spread throughout Europe, the myths continued to provide an important source of raw material for dramatists, including those who wrote the libretti for many of Handel's and Mozart's operas.[114]

By the end of the 18th century, Romanticism initiated a surge of enthusiasm for all things Greek, including Greek mythology. In Britain, new translations of Greek tragedies and Homer inspired contemporary poets (such as Alfred Lord Tennyson, Keats, Byron and Shelley) and painters (such as Lord Leighton and Lawrence Alma-Tadema).[115] Christoph Gluck, Richard Strauss, Jacques Offenbach and many others set Greek mythological themes to music.[3] American authors of the 19th century, such as Thomas Bulfinch and Nathaniel Hawthorne, held that the study of the classical myths was essential to the understanding of English and American literature.[116] In more recent times, classical themes have been reinterpreted by dramatists Jean Anouilh, Jean Cocteau, and Jean Giraudoux in France, Eugene O'Neill in America, and T. S. Eliot in Britain and by novelists such as James Joyce and André Gide.[3]

References

  1. ^ "Volume: Hellas, Article: Greek Mythology". Encyclopaedia The Helios. 1952.
  2. ^ Cartwirght, Mark. "Greek Mythology". Ancient History Encyclopedia. Retrieved 26 March 2018.
  3. ^ a b c d e f g h i j "Greek Mythology". Encyclopædia Britannica. 2002.
  4. ^ J.M. Foley, Homer's Traditional Art, 43
  5. ^ a b F. Graf, Greek Mythology, 200
  6. ^ Anthony Alms. 2007. Theology, Trauerspiel, and the Conceptual Foundations of Early German Opera. City University of New York. 413 pages.
  7. ^ R. Hard, The Routledge Handbook of Greek Mythology, 1
  8. ^ a b c Miles, Classical Mythology in English Literature, 7
  9. ^ a b Klatt-Brazouski, Ancient Greek nad Roman Mythology, xii
  10. ^ Miles, Classical Mythology in English Literature, 8
  11. ^ P. Cartledge, The Spartans, 60, and The Greeks, 22
  12. ^ Pasiphae, Encyclopedia: Greek Gods, Spirits, Monsters
  13. ^ Homer, Iliad, 8. An epic poem about the Battle of Troy. 366–369
  14. ^ Cuthbertson, Political Myth and Epic (Michigan State university Press) 1975 has selected a wider range of epic, from Gilgamesh to Voltaire's Henriade, but his central theme, that myths encode mechanisms of cultural dynamics, structuring a community by creating a moral consensus, is a familiar mainstream view that applies to Greek myth.
  15. ^ Albala-Johnson-Johnson, Understanding the Odyssey, 17
  16. ^ Albala-Johnson-Johnson, Understanding the Odyssey, 18
  17. ^ A. Calimach, Lovers' Legends: The Gay Greek Myths;, 12–109
  18. ^ W.A. Percy, Pederasty and Pedagogy in Archaic Greece, 54
  19. ^ a b K. Dowden, The Uses of Greek Mythology, 11
  20. ^ G. Miles, Classical Mythology in English Literature, 35
  21. ^ a b W. Burkert, Greek Religion, 205
  22. ^ Hesiod, Works and Days, 90–105
  23. ^ Ovid, Metamorphoses, I, 89–162
  24. ^ Klatt-Brazouski, Ancient Greek and Roman Mythology, 10
  25. ^ a b Hesiod, Theogony, 116–138
  26. ^ Hesiod, Theogony, 713–735
  27. ^ Guirand, Felix (1987) [1959]. "Greek Mythology". In Guirand, Felix (ed.). New Larousse Encyclopedia of Mythology. Trans. Richard Aldington and Delano Ames. Hamlyn. p. 98. ISBN 978-0-600-02350-0.
  28. ^ Guirand, p. 108
  29. ^ Homeric Hymn to Hermes, 414–435
  30. ^ G. Betegh, The Derveni Papyrus, 147
  31. ^ W. Burkert, Greek Religion, 236
    * G. Betegh, The Derveni Papyrus, 147
  32. ^ "Greek Mythology". Encyclopædia Britannica. 2002.
    * K. Algra, The Beginnings of Cosmology, 45
  33. ^ H.W. Stoll, Religion and Mythology of the Greeks, 8
  34. ^ "Greek Religion". Encyclopædia Britannica. 2002.
  35. ^ J. Cashford, The Homeric Hymns, vii
  36. ^ G. Nagy, Greek Mythology and Poetics, 54
  37. ^ W. Burkert, Greek Religion, 182
  38. ^ H.W. Stoll, Religion and Mythology of the Greeks, 4
  39. ^ H.W. Stoll, Religion and Mythology of the Greeks, 20ff
  40. ^ G. Mile, Classical Mythology in English Literature, 38
  41. ^ G. Mile, Classical Mythology in English Literature, 39
  42. ^ Homeric Hymn to Aphrodite, 75–109 Archived 2006-09-12 at the Wayback Machine
  43. ^ I. Morris, Archaeology As Cultural History, 291
  44. ^ J. Weaver, Plots of Epiphany, 50
  45. ^ R. Bushnell, A Companion to Tragedy, 28
  46. ^ K. Trobe, Invoke the Gods, 195
  47. ^ M.P. Nilsson, Greek Popular Religion, 50
  48. ^ Homeric Hymn to Demeter, 255–274
  49. ^ F.W. Kelsey, An Outline of Greek and Roman Mythology, 30
  50. ^ Raffan-Burkert, Greek Religion, 206
  51. ^ F.W. Kelsey, An Outline of Greek and Roman Mythology, 30; H. J. Rose, A Handbook of Greek Mythology, 340
  52. ^ H. J. Rose, A Handbook of Greek Mythology, 10
  53. ^ C. F. Dupuis, The Origin of All Religious Worship, 86
  54. ^ a b "Heracles". Encyclopædia Britannica. 2002.
  55. ^ W. Burkert, Greek Religion, 211; T. Papadopoulou, Heracles and Euripidean Tragedy, 1
  56. ^ a b W. Burkert, Greek Religion, 211
  57. ^ Herodotus, The Histories, I, 6–7; W. Burkert, Greek Religion, 211
  58. ^ G.S. Kirk, Myth, 183
  59. ^ Apollodorus, Library and Epitome, 1.9.16; Apollonius, Argonautica, I, 20ff; Pindar, Pythian Odes, Pythian 4.1
  60. ^ "Argonaut". Encyclopædia Britannica. 2002.; P. Grimmal, The Dictionary of Classical Mythology, 58
  61. ^ "Argonaut". Encyclopædia Britannica. 2002.
  62. ^ P. Grimmal, The Dictionary of Classical Mythology, 58
  63. ^ Y. Bonnefoy, Greek and Egyptian Mythologies, 103
  64. ^ R. Hard, The Routledge Handbook of Greek Mythology, 317
  65. ^ R. Hard, The Routledge Handbook of Greek Mythology, 311
  66. ^ "Trojan War". Encyclopaedia The Helios. 1952.; "Troy". Encyclopædia Britannica. 2002.
  67. ^ J. Dunlop, The History of Fiction, 355
  68. ^ a b "Troy". Encyclopædia Britannica. 2002.
  69. ^ a b "Trojan War". Encyclopaedia The Helios. 1952.
  70. ^ D. Kelly, The Conspiracy of Allusion, 121
  71. ^ Albala-Johnson-Johnson, Understanding the Odyssey, 15
  72. ^ a b c Hanson-Heath, Who Killed Homer, 37
  73. ^ a b c J. Griffin, Greek Myth and Hesiod, 80
  74. ^ a b F. Graf, Greek Mythology, 169–170
  75. ^ Plato, Theaetetus, 176b
  76. ^ Plato, Apology, 28b-d
  77. ^ M.R. Gale, Myth and Poetry in Lucretius, 89
  78. ^ "Eyhemerus". Encyclopædia Britannica. 2002.
  79. ^ R. Hard, The Routledge Handbook of Greek Mythology, 7
  80. ^ a b J. Chance, Medieval Mythography, 69
  81. ^ a b P.G. Walsh, The Nature of Gods (Introduction), xxvi
  82. ^ a b c M.R. Gale, Myth and Poetry in Lucretius, 88
  83. ^ a b Raymond Barfield (2011). The Ancient Quarrel Between Philosophy and Poetry. Cambridge University Press. pp. 75–76. ISBN 978-1-139-49709-1.
  84. ^ M.R. Gale, Myth and Poetry in Lucretius, 87
  85. ^ Cicero, Tusculanae Disputationes, 1.11
  86. ^ Cicero, De Divinatione, 2.81
  87. ^ P.G. Walsh, The Nature of Gods (Introduction), xxvii
  88. ^ North-Beard-Price, Religions of Rome, 259
  89. ^ J. Hacklin, Asiatic Mythology, 38
  90. ^ Sacred Texts, Orphic Hymns
  91. ^ Robert Ackerman, 1991. Introduction to Jane Ellen Harrison's "A Prolegomena to the Study of Greek Religion", xv
  92. ^ F. Graf, Greek Mythology, 9
  93. ^ a b "myth". Encyclopædia Britannica. 2002.
  94. ^ D. Allen, Structure and Creativity in Religion, 9
    * Robert A. Segal, Theorizing about Myth, 16
  95. ^ R. Caldwell, The Psychoanalytic Interpretation of Greek Myth, 344
  96. ^ C. Jung, The Psychology of the Child Archetype, 85
  97. ^ R. Segal, The Romantic Appeal of Joseph Campbell, 332–335
  98. ^ F. Graf, Greek Mythology, 38
  99. ^ D. Allen, Religion, 12
  100. ^ H.I. Poleman, Review, 78-79
  101. ^ A. Winterbourne, When the Norns Have Spoken, 87
  102. ^ Nilsson, Martin Persson (1967) Geschichte der Griechischen Religion (3rd ed.). Munich: C.H. Beck Verlag. Volume I, p. 339
  103. ^ Paul, Adams John (10 January 2010). "Mycenaean Divinities". Northridge, CA: California State University. Retrieved 25 September 2013.
  104. ^ Jaan Puhvel (1987), Comparative Mythology, Baltimore, Maryland: Johns Hopkins University Press, p. 138, 143
  105. ^ J.P. Mallory, Douglas Q. Adams (2006), Oxford Introduction to Proto-Indo-European and the Proto-Indo-European World, London: Oxford University Press, p. 440
  106. ^ L. Edmunds, Approaches to Greek Myth, 184
    * Robert A. Segal, A Greek Eternal Child, 64
  107. ^ M. Reinhold, The Generation Gap in Antiquity, 349
  108. ^ W. Burkert, Greek Religion, 23
  109. ^ Martin P. Nilsson (1927) The Minoan-Mycenaean Religion and Its Survival in Greek Religion
  110. ^ M. Wood, In Search of the Trojan War, 112
  111. ^ W. Burkert, Greek Religion, 24
  112. ^ a b c "Greek mythology". Encyclopædia Britannica. 2002.
    * L. Burn, Greek Myths, 75
  113. ^ Miles, Geoffrey, ed. (2006). Classical mythology in English literature : a critical anthology. Routledge. ISBN 0415147557. OCLC 912455670.
  114. ^ l. Burn, Greek Myths, 75
  115. ^ l. Burn, Greek Myths, 75–76
  116. ^ Klatt-Brazouski, Ancient Greek and Roman Mythology, 4

Primary sources (Greek and Roman)

Secondary sources

  • Ackerman, Robert (1991). "Introduction". Prolegomena to the Study of Greek Religion by Jane Ellen Harrison (Reprint ed.). Princeton University Press. ISBN 978-0-691-01514-9.
  • Albala Ken G; Johnson Claudia Durst; Johnson Vernon E. (2000). "Origin of Mythology". Understanding the Odyssey. Courier Dover Publications. ISBN 978-0-486-41107-1.
  • Algra, Keimpe (1999). "The Beginnings of Cosmology". The Cambridge Companion to Early Greek Philosophy. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-44667-9.
  • Allen, Douglas (1978). "Early Methological Approaches". Structure & Creativity in Religion: Hermeneutics in Mircea Eliade's Phenomenology and New Directions. Walter de Gruyter. ISBN 978-90-279-7594-2.
  • "Argonaut". Encyclopædia Britannica. 2002.
  • Betegh, Gábor (2004). "The Interpretation of the poet". The Derveni Papyrus. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-80108-9.
  • Bonnefoy, Yves (1992). "Kinship Structures in Greek Heroic Dynasty". Greek and Egyptian Mythologies. University of Chicago Press. ISBN 978-0-226-06454-3.
  • Bulfinch, Thomas (2003). "Greek Mythology and Homer". Bulfinch's Greek and Roman Mythology. Greenwood Press. ISBN 978-0-313-30881-9.
  • Burkert, Walter (2002). "Prehistory and the Minoan Mycenaen Era". Greek Religion: Archaic and Classical (translated by John Raffan). Blackwell Publishing. ISBN 978-0-631-15624-6.
  • Burn, Lucilla (1990). Greek Myths. University of Texas Press. ISBN 978-0-292-72748-9.
  • Bushnell, Rebecca W. (2005). "Helicocentric Stoicism in the Saturnalia: The Egyptian Apollo". Medieval A Companion to Tragedy. Blackwell Publishing. ISBN 978-1-4051-0735-8.
  • Chance, Jane (1994). "Helicocentric Stoicism in the Saturnalia: The Egyptian Apollo". Medieval Mythography. University Press of Florida. ISBN 978-0-8130-1256-8.
  • Caldwell, Richard (1990). "The Psychoanalytic Interpretation of Greek Myth". Approaches to Greek Myth. Johns Hopkins University Press. ISBN 978-0-8018-3864-4.
  • Calimach, Andrew (2002). "The Cultural Background". Lovers' Legends: The Gay Greek Myths. Haiduk Press. ISBN 978-0-9714686-0-3.
  • Cartledge, Paul A. (2002). "Inventing the Past: History v. Myth". The Greeks. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-280388-7.
  • Cartledge, Paul A. (2004). The Spartans (translated in Greek). Livanis. ISBN 978-960-14-0843-9.
  • Cashford, Jules (2003). "Introduction". The Homeric Hymns. Penguin Classics. ISBN 978-0-14-043782-9.
  • Dowden, Ken (1992). "Myth and Mythology". The Uses of Greek Mythology. Routledge (UK). ISBN 978-0-415-06135-3.
  • Dunlop, John (1842). "Romances of Chivalry". The History of Fiction. Carey and Hart. ISBN 978-1-149-40338-9.
  • Edmunds, Lowell (1980). "Comparative Approaches". Approaches to Greek Myth. Johns Hopkins University Press. ISBN 978-0-8018-3864-4.
  • "Euhemerus". Encyclopædia Britannica. 2002.
  • Foley, John Miles (1999). "Homeric and South Slavic Epic". Homer's Traditional Art. Penn State Press. ISBN 978-0-271-01870-6.
  • Gale, Monica R. (1994). "The Cultural Background". Myth and Poetry in Lucretius. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-45135-2.
  • "Greek Mythology". Encyclopædia Britannica. 2002.
  • "Greek Religion". Encyclopædia Britannica. 2002.
  • Griffin, Jasper (1986). "Greek Myth and Hesiod". The Oxford Illustrated History of Greece and the Hellenistic World edited by John Boardman, Jasper Griffin and Oswyn Murray. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-285438-4.
  • Grimal, Pierre (1986). "Argonauts". The Dictionary of Classical Mythology. Blackwell Publishing. ISBN 978-0-631-20102-1.
  • Hacklin, Joseph (1994). "The Mythology of Persia". Asiatic Mythology. Asian Educational Services. ISBN 978-81-206-0920-4.
  • Hanson, Victor Davis; Heath, John (1999). Who Killed Homer (translated in Greek by Rena Karakatsani). Kakos. ISBN 978-960-352-545-5.
  • Hard, Robin (2003). "Sources of Greek Myth". The Routledge Handbook of Greek Mythology: based on H. J. Rose's "A Handbook of Greek mythology". Routledge (UK). ISBN 978-0-415-18636-0.
  • "Heracles". Encyclopædia Britannica. 2002.
  • Jung Carl Gustav, Kerényi Karl (2001). "Prolegomena". Essays on a Science of Mythology (Reprint ed.). Princeton University Press. ISBN 978-0-691-01756-3.
  • Jung, C.J. (2002). "Troy in Latin and French Joseph of Exeter's "Ylias" and Benoît de Sainte-Maure's "Roman de Troie"". Science of Mythology. Routledge (UK). ISBN 978-0-415-26742-7.
  • Kelly, Douglas (2003). "Sources of Greek Myth". An Outline of Greek and Roman Mythology. Douglas Kelly. ISBN 978-0-415-18636-0.
  • Kelsey, Francis W. (1889). A Handbook of Greek Mythology. Allyn and Bacon.
  • Kirk, Geoffrey Stephen (1973). "The Thematic Simplicity of the Myths". Myth: Its Meaning and Functions in Ancient and Other Cultures. University of California Press. ISBN 978-0-520-02389-5.
  • Kirk, Geoffrey Stephen (1974). The Nature of Greek Myths. Harmondsworth: Penguin. ISBN 978-0-14-021783-4.
  • Klatt J. Mary, Brazouski Antoinette (1994). "Preface". Children's Books on Ancient Greek and Roman Mythology: An Annotated Bibliography. Greenwood Press. ISBN 978-0-313-28973-6.
  • Lexicon Iconographicum Mythologiae Classicae. Artemis-Verlag. 1981–1999. Missing or empty |title= (help)
  • Miles, Geoffrey (1999). "The Myth-kitty". Classical Mythology in English Literature: A Critical Anthology. University of Illinois Press. ISBN 978-0-415-14754-5.
  • Morris, Ian (2000). Archaeology As Cultural History. Blackwell Publishing. ISBN 978-0-631-19602-0.
  • "myth". Encyclopædia Britannica. 2002.
  • Nagy, Gregory (1992). "The Hellenization of the Indo-European Poetics". Greek Mythology and Poetics. Cornell University Press. ISBN 978-0-8014-8048-5.
  • Nilsson, Martin P. (1940). "The Religion of Eleusis". Greek Popular Religion. Columbia University Press.
  • North John A.; Beard Mary; Price Simon R.F. (1998). "The Religions of Imperial Rome". Classical Mythology in English Literature: A Critical Anthology. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-31682-8.
  • Papadopoulou, Thalia (2005). "Introduction". Heracles and Euripidean Tragedy. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-85126-8.
  • Percy, William Armostrong III (1999). "The Institutionalization of Pederasty". Pederasty and Pedagogy in Archaic Greece. Routledge (UK). ISBN 978-0-252-06740-2.
  • Poleman, Horace I. (March 1943). "Review of "Ouranos-Varuna. Etude de mythologie comparee indo-europeenne by Georges Dumezil"". "Journal of the American Oriental Society". 63 (1): 78–79. JSTOR 594160.
  • Reinhold, Meyer (October 20, 1970). "The Generation Gap in Antiquity". "Proceedings of the American Philosophical Society". 114 (5): 347–65. JSTOR 985800.
  • Rose, Herbert Jennings (1991). A Handbook of Greek Mythology. Routledge (UK). ISBN 978-0-415-04601-5.
  • Segal, Robert A. (1991). "A Greek Eternal Child". Myth and the Polis edited by Dora Carlisky Pozzi, John Moore Wickersham. Cornell University Press. ISBN 978-0-8014-2473-1.
  • Segal, Robert A. (April 4, 1990). "The Romantic Appeal of Joseph Campbell". "Christian Century". Archived from the original on January 7, 2007.
  • Segal, Robert A. (1999). "Jung on Mythology". Theorizing about Myth. Univ of Massachusetts Press. ISBN 978-1-55849-191-5.
  • Stoll, Heinrich Wilhelm (translated by R. B. Paul) (1852). Handbook of the religion and mythology of the Greeks. Francis and John Rivington.
  • Trobe, Kala (2001). "Dionysus". Invoke the Gods. Llewellyn Worldwide. ISBN 978-0-7387-0096-0.
  • "Trojan War". Encyclopaedia The Helios. 1952.
  • "Troy". Encyclopædia Britannica. 2002.
  • "Volume: Hellas, Article: Greek Mythology". Encyclopaedia The Helios. 1952.
  • Walsh, Patrick Gerald (1998). "Liberating Appearance in Mythic Content". The Nature of the Gods. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-282511-7.
  • Weaver, John B. (1998). "Introduction". The Plots of Epiphany. Walter de Gruyter. ISBN 978-3-11-018266-8.
  • Winterbourne, Anthony (2004). "Spinning and Weaving Fate". When the Norns Have Spoken. Fairleigh Dickinson University Press. ISBN 978-0-8386-4048-7.
  • Wood, Michael (1998). "The Coming of the Greeks". In Search of the Trojan War. University of California Press. ISBN 978-0-520-21599-3.

Further reading

External links