اساسینز کرید: وحدت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
کیش حشاشین: وحدت
Acunity.jpg
توسعه‌دهنده(ها) یوبی‌سافت مونترآل
ناشر(ها) یوبی‌سافت
کارگردان(ها) الکس آمانسییو
نویسنده(ها) تراویس استوت
آهنگساز(ها) کریس تیلتون
سارا اسچاچنر
رایان آمون
سری اساسینز کرید
موتور انویل‌نکست ۲
سکو(ها) مایکروسافت ویندوز
پلی‌استیشن ۴
اکس‌باکس وان
تاریخ(های) انتشار
  • JP ۲۰ نوامبر، ۲۰۱۴
  • NA ۱۱ نوامبر، ۲۰۱۴
  • EU ۱۳ نوامبر، ۲۰۱۴
  • AUS ۱۳ نوامبر، ۲۰۱۴
سبک(ها) اکشن-ماجراجویی، دنیای آزاد، مخفی‌کاری
حالت(ها) تک‌نفره، چندنفره

کیش حشاشین: وحدت (به انگلیسی: Assassin’s Creed: Unity) یک بازی ویدئویی به سبک اکشن-ماجراجویی و مخفی‌کاری از مجموعه بازی‌های کیش حشاشین است که توسط یوبی‌سافت مونترآل توسعه یافته و به‌وسیلهٔ شرکت یوبی‌سافت در ۱۱ نوامبر سال ۲۰۱۴ برای کنسول‌های پلی‌استیشن ۴، ایکس‌باکس وان و همچنین مایکروسافت ویندوز منتشر شد. این بازی دهمین بازی بزرگ سری اساسینز کرید و بعد از کیش حشاشین :سرکش است. اتفاقات این قسمت از بازی در دوره انقلاب فرانسه رخ می‌دهد. این اولین نسخه در این مجموعه بود که فقط بر روی کنسول‌های نسل هشتم منتشر می‌شود. کیش حشاشین: وحدت برای اولین بار دارای بخش گیم پلی گروهی است و همچنین دارای داستانی زیبا می‌باشد در این سری شخصیت نقش اول بازی آرنو دوریان (به انگلیسی: Arno dorian) نام دارد. آرنو در سنین کودکی و نوجوانی پدر و مادر خود را از دست می‌دهد و به فرقه اساسین‌های فرانسه می‌پیوندد.


روند بازی[ویرایش]

این بازی اولین بازی سری اساسینز کرید است که به صورت ویژه برای کنسول نسل هشتم توسعه داده شده است، و در آن پاریس با نسبت ۱:۱ ترسیم شده است و هزاران شخصیت دارد. بازیکنان می‌توانند در تمام شهر بگردند و یا حتی وارد شمار زیادی از ساختمان‌هایی که درشان باز است، بشوند و یا از سیستم فاضلاب پاریس و یا دخمه مردگان پاریس بگذرند. حتی بعضی از مکان‌های تاریخی مانند کلیسای نوتردام به نسبت یک چهارم فضای واقعی قابل دسترس هستند. حتی ساختمان‌های خالی نیز می‌توانند اتاق‌هایی قفل نشده با گنج‌های یافتنی داشته باشند. هنگامی که بر یک بلندی ایستاده باشید با یک دکمه می‌توان اجسام سه‌بعدی مانند زنگ‌های خطر‌‌ را مشاهده نمود.

بیشتر کومه‌های کاه معروف از محیط بازی حذف شدند و این بار می‌توان دویدن به سوی بالا و پایین را با دکمه‌های مختلف کنترل کرد. پنهان شدن میان جمع بسیار پیشرفت پیدا کرده و می‌توان با یک دکمه این حالت را فعال کرد. همچنین مبارزات رزم‌آزمایی واقع‌گرایانه‌تری داشته باشند. همچنین کشتن پنهانی با خنجر پنهان به کل پاک شده است.

ترورها با نام «مأموریت‌های جعبه‌ی سیاه» معرفی شده و استراق سمع نیز از گیم‌پلی بازی نخست اساسینز کرید تبعیت می‌کند.

داستان[ویرایش]

در سال ۲۰۱۴، یک کاربر هلیکس خاطرات یک تمپلار را که در خدمت ژاک دو موله است را بررسی می‌کند. این اتفاقات در ۱۳ اکتبر ۱۳۰۷ در یک معبد واقع شده در پاریس رخ می‌دهد که توسط نیروهای شاه فیلیپ چهارم مورد حمله قرار می‌گیرد. متعاقب این حمله ژاک به مشاورش دستور می‌دهد که شمشیر بهشتی و کیش‌نسک (کدکس) پیتر روشنفکر را پنهان نماید. حین نبرد مشاور یک اخطار از حشاشی به نام توماس د کارنئیون دریافت می‌کند. پس از نبرد با توماس، مشاور شمشیر و کیش‌نسک را به معبد باز می‌گرداند. وقتی از معبد خارج می‌شود، متوجه می‌شود که ژاک دستگیر شده و پیش از آن‌که کاری برای او بتواند انجام دهد، توسط توماس با خنجر پنهان کشته می‌شود. هفت سال بعد ژاک و پیروانش سوزانده می‌شوند. در حین هلاکت، ژاک پاپ و شاه را که نظاره‌گر سوختن او هستند را نفرین می‌کند. با مرگ او فرقه‌ی شوالیه‌های معبد (تمپلار) در مجامع عمومی از بین می‌رود.

ناگهان این ماجرا توسط یک حشاش که خود را بیشاپ معرفی می‌کند، قطع می‌شود. او اظهار می‌کند که آبسترگو خاطرات آن‌ها را گزینش می‌کند و او از آن‌ها می‌خواهد اگر می‌خواهند حقایق حشاشین و تمپلارها را بفهمند، خاطرات آرنو دوریان را بررسی کنند.

آرنو در ۲۶ آگوست ۱۷۶۸ در یک خانواده‌ی نجیب‌زاده در ورسای، فرانسه متولد می‌شود و تنها فرزند چارلز و ماری دوریان است. چندی بعد ماری متوجه می‌شود که شوهرش از اعضای حشاشین است و خانواده‌اش را ترک می‌کند.

در ۱۷۷۶، آرنو همراه پدرش به کاخ ورسای می‌رود زیرا چارلز در آنجا قرار است دوستان هم‌فرقه‌ای خود را ملاقات کند و آن‌ها می‌خواهند درباره‌ی مواظبت از جعبه‌ی جادویی که از تمدن نخستین باقی مانده است و بیست و پنج سال پیش در مستعمرات آمریکای شمالی به دست آورده‌اند، صحبت کنند.

چارلز از آرنو می‌خواهد تا او نزد دوستانش می‌رود بر روی یک صندلی نشسته و منتظرش باشد اما آرنو می‌خواهد همراهش برود تا مطمئن شود که زود بازمی‌گردد. پدرش ساعت جیبی خود را به او می‌دهد تا زمان را محاسبه کند و آتش‌بازی را نیز تماشا نماید. هر چند چارلز از آرنو می‌خواهد همانجا بنشیند اما آرنو با دیدن یک دختر مرموز، شروع به تعقیبش می‌کند. دختر او را تشویق می‌کند تا یک سیب را بدزدد و آرنو مجبور می‌شود پس از دزدیدن سیب از دست یک نگهبان بگریزد. سپس او خودش را معرفی کرده و متوجه می‌شود نام دختر الیز د لاسر است. الیز می‌گوید که پدرش برای ملاقات شاه لوئی شانزدهم به آنجا آمده است. در همین حال چارلز دوریان توسط یکی از اعضای تمپلار، شی کورماک کشته می‌شود.

وقتی آن‌ها سربازان سراسیمه را می‌بینند گمان می‌کنند هنوز برای دزدیدن در پی آن‌ها هستند اما وقتی سربازان آن‌ها را نادیده می‌گیرند، الیز درخواست می‌کند تا بروند و ببینند چه اتفاقی افتاده است. در این حین آرنو پدرش را که به قتل رسیده و در کف اتاق افتاده می‌بیند و تنها می‌تواند با بهت به او نگاه کند تا اینکه فرانسیس د لا سر، رهبر تمپلارهای فرانسه، او را از بهت بیرون می‌آورد. فرانسیس، آرنو را به فرزندی می‌پذیرد و سعی می‌کند به همراه همسرش جولی و دخترش الیز او را متقاعد کند که به فرقه‌ی دشمن پدرش، تمپلارها بپیوندد.

پس از آن‌که جولی مریض می‌شود، الیز بیشتر وقت خود را با او می‌گذراند تا او می‌میرد. فرانسیس کمی بعد شروع به آموزش آرنو می‌کند تا یک روزی به تمپلارها بپیوندد. الیز نیز برای ادامه‌ی تحصیل به شهر سنت‌سیر فرستاده می‌شود.

در ۱۷۸۸، آرنو به خانه‌ی دلاسر در حومه‌ی پاریس می‌رود و روز و شب خود را به نوشیدن و قمار و زن‌بارگی می‌گذراند اما هنوز با فرانسیس و الیز رابطه‌ی خود را حفظ می‌کند.

یک سال بعد او ساعت پدرش را در قمار از دست می‌دهد و سعی می‌کند از برندگان که دو برادر به نام‌های ویکتور و هوگو هستند، آن‌ها را بدزدد. آن‌ها او را تا خانه تعقیب می‌کنند و تنها با میانجی‌گری فرانسیس او را رها می‌کنند. آرنو نیز متوجه می‌شود الیز به آنجا آمده و قرار است یک مهمانی شبانه برگزار نماید که در واقع جشن پیوستن به فرقه‌ی تمپلار است اما حضور آرنو در آنجا ممنوع شده است.

کمی بعد، به محض اینکه فرانسیس خانه را ترک می‌کند نامه‌ای از شرتین لافتنیر به وسیله‌ی پرالت می‌رسد اما به کالسکه‌ی فرانسیس نمی‌رسد. آرنو وعده می‌دهد که نامه را که به ظاهر ضروری نیز به نظر می‌رسد حتماً امروز به دست فرانسیس برساند. در ابتدا، آرنو به اشتباه نامه را به کالسکه‌ی فرانسیس-توماس جرماین می‌رساند که بعدها رهبر بزرگ تمپلارها خواهد شد اما در آن زمان آرنو او را نمی‌شناسد و چهره‌اش را نیز فراموش می‌کند. آرنو از جرماین عذرخواهی می‌کند و به امید پیدا کردن کالسکه‌ی فرانسیس، آرنو از مناره‌ی یکی از نزدیک‌ترین کلیساها بالا می‌رود و با استفاده از دید عقابش آن را در حیاط پشتی یکی از ساختمان‌های مجاور می‌یابد. او پنهانی وارد ساختمان می‌شود و شاهد بحث شاه لویی شانزدهم با یکی از زمین‌داران است. اما پیش از آن‌که فرانسیس را بیابد، با هوگو و ویکتور رو به رو می‌شود و در حالی که می‌تواند آن دو را شکست دهد، توسط نگهبانان دنبال می‌شود. به ناچار او به خانه‌ی دلاسر بازمی‌گردد و تصمیم می‌گیرد نامه را از زیر در اتاق کار فرانسیس به داخل بیندازد و امید دارد که فرانسیس به محض باز کردن در آن را می‌یابد.

عصر آن روز، آرنو پنهانی وارد کاخ ورسای می‌شود که مهمانی‌ای به افتخار الیز در آن برگزار شده است. این جشن ورود الیز به فرقه‌ی تمپلارهاست و به این خاطر آرنو دعوت نشده که فرانسیس هنوز آمادگی افشای راز تمپلارها به او را ندارد. الیز او را می‌بیند و در اتاقی لحظاتی عاشقانه بین آن‌ها می‌گذرد اما این لحظات با ورود نگهبانان قطع می‌گردد. الیز به آرنو می‌گوید که تا او آن‌ها را سرگرم می‌کند از طریق پنجره فرار کند. آرنو همین کار را می‌کند. در حیاط پشتی او فرانسیس را می‌بیند که به شدت مجروح شده و روی زمین می‌افتد. آرنو در حالی که از هیچی سردرنمی‌آورد به سمت او می‌دود. در این حال یکی از قاتلان فرانسیس به نام چارلز گابریل سیورت نگهبانان را با فریاد از قتل فرانسیس خبر دار می‌کند. آرنو دستگیر شده و در زندان باستیل حبس می‌شود.

روز بعد آرنو متوجه می‌شود یکی از هم‌سلولی‌هایش به نام پیر بِلِک ساعت پدرش را دزدیده است. آرنو با خشم می‌خواهد که ساعت را پس دهد اما پیر او را به دوئل دعوت می‌کند. این دوئل در واقع یک آزمایش است، زیرا پیر از روی ساعت به ویژگی‌های ارثی حشاشین در او پی برده است. در همین حال پیر متوجه می‌شود که آرنو قادر به دیدن اشکال نامرئی روی دیوار است که تنها با قابلیت دید عقاب می‌توان آن‌ها را مشاهده کرد. اگرچه آرنو پیش از آن فکر می‌کرد که این اشکال نوشته‌هایی بی‌معنی و ناخوانا هستند اما پیر می‌گوید که این نوشته‌ها مهم هستند و خود او در جستجوی آن‌ها، نصف زندان‌های پاریس را گشته است. سپس آرنو خود را معرفی کرده و بلک او را شناخته و از پدرش چارلز دوریان صحبت می‌کند و میراث حشاشین پدرش را به او معرفی کرده و از او می‌خواهد که تحت نظرش در رزم تعلیم ببیند. به این ترتیب، آرنو دو ماه بعد را توسط بلک تعلیم دیده تا روز باستیل می‌رسد و آن‌ها در میان شلوغی‌های حملات گروه‌های مدنی از زندان می‌گریزند. بلک پیش از جدا شدن از آرنو یک مدال به او می‌دهد تا بتواند فرقه‌ی حشاشین را بیابد.

آرنو بلافاصله به اقامتگاه الیز می‌رود اما در آنجا با اتهامات الیز مواجه می‌شود. آرنو می‌گوید که در قتل پدرش نقشی نداشته و فرانسیس عضوی از تمپلارها بوده است. الیز می‌گوید که از همه چیز آگاه است و خود نیز عضوی از تمپلارهاست. سپس نامه‌ای را به آرنو نشان می‌دهد که قرار بوده در روز قتل فرانسیس به او برسد و در آن درباره‌ی حمله‌ی قریب‌الوقوع حشاشین هشدار می‌دهد. آرنو وقتی که می‌فهمد سهواً باعث مرگ فرانسیس شده است، آنجا را ترک می‌کند.

آرنو در حالی که خود را برای مرگ فرانسیس ملامت می‌کند، به دنبال حشاشین می‌رود و مرکز فرماندهی آن‌ها را در جزیره‌ی ایل دو لا سیته زیر کلیسای سنت-شپل می‌یابد. او در آنجا با حشاشین پیمان می‌بندد و وعده می‌دهد که قاتلان فرانسیس را یافته و خود را از این عذاب وجدان خلاص نماید.

نخستین مأموریت آرنو محافظت از تروان د ماریکورت در خلال راهپیمایی زنان به سوی ورسای از مجموعه رخدادهای انقلاب فرانسه است. دو سال بعد آرنو به همراه بلک رد آرپینون که کارش اخاذی است و برای تمپلارها کار می‌کند، پیدا می‌نمایند. سیورت، بر خلاف انتظار آن‌ها آرپینون را همراهی می‌کرد اما بلک از آرنو می‌خواهد تنها آرپینون را بکشند، که این باعث ناامیدی آرنو می‌شود. پس از آن‌که دفتر سوابق تمپلارها را در پی تفتیش جنازه‌ی آرپینون می‌یابند، آرنو شکایت می‌کند که چرا بلک اجازه داده تا سیورت زنده بماند. اما بلک می‌گوید که نام سیورت در لیست کسانی که امروز باید کشته می‌شدند، نبود. وقتی به مرکز فرماندهی بازمی‌گردند، بلک از مرشد خود، میرابیو انتقاد می‌کند که چرا با تمپلارها پیمان آتش‌بس بسته است. در این موقع گیلائومه و ترنت به میرابیو یاد‌آوری می‌کنند که این پیمان صلح با دلاسر بسته شده است که دو سال پیش در گذشته و امروز دیگر پابرجا نیست.

صبح روز بعد، آرنو به دنبال سیورت به کلیسای نوتردام می‌رود و ابتدا همدست سیورت، دوچسنیو را می‌کشد و جایش را در غرفه‌ی اعتراف می‌گیرد. در همین حال آرنو هر چیزی که نیاز دارد تا بداند، از سیورت در قالب اعترافات مذهبی می‌شنود و سپس او را می‌کشد. با کشتنش، آرنو توانایی مرور خاطراتش را به دست می‌آورد و پی می‌برد که شب قتل فرانسیس، شخص دیگری به نام روی دتونس با او همکاری می‌کرده است. آرنو به مقر فرماندهی بازگشته و گزارش کارش را می‌دهد و اجازه‌ی کشتن روی دتونس را می‌گیرد. همچنین مرشدان حشاشین به او تیغ فانتوم را هدیه می‌دهند.

در ۱۹ ژانویه سال ۱۷۹۱، آرنو به دنبال روی دتونس به کور دس میراکز می‌رود و نایب او آلویس لاتوشه را که در حال قطع پای راست یک جوان است، تعقیب می‌کند. آرنو می‌خواهد جلوی لاتوشه را بگیرد اما در این موقع مارکی دو ساد، خود را معرفی می‌کند و از او می‌خواهد عجله نکند و لاتوشه را تا مقر اربابانش دنبال نماید. آرنو نیز همین کار را انجام می‌دهد و در محل اقامت لاتوشه به او حمله کرده و او را به دیوار می‌بندد و می‌خواهد که آدرس روی دتونس را به او بدهد و تهدیدش می‌کند در غیر این صورت او را می‌کشد. لاتوشه که ترسیده است، می‌گوید که ارباب گدایان را می‌تواند در دخمه‌ای که زیر کلیسای قدیمی کنده شده، پیدا نماید. هرچند لاتوشه خود را آزاد کرده و سعی می‌کند به روی دتونس هشدار بدهد اما آرنو موفق می‌شود او را بکشد و با دیدن خاطرات او متوجه می‌شود که مردی رداپوش به او و سیورت برای کشتن فرانسیس آموزش می‌داده است.

هنگامی که آرنو بازمی‌گردد می‌فهمد که مارکی دو ساد، روی دز تونس جدید است. دو ساد سنجاق مسمومی که دلاسر را کشته است به آرنو نشان می‌دهد. روی سنجاق نام سازنده‌ی آن، فرانسیس توماس ژرماین ثبت شده است. پس از آن‌که ژرماین را از دست تمپلارها نجات می‌دهد، ژرماین می‌گوید که مردی به نام لافرنیه به او سفارش ساخت سنجاق را داده بود. سپس گفته‌ی آرنو را تصدیق کرده و می‌گوید که لافرنیه یک تمپلار است.

سپس آرنو لافرنیه را کشته و متوجه می‌شود که نامه‌ای به فرانسیس دلاسر نوشته و راز استاد اعظم سابق تمپلارها را فاش کرده است. آرنو گزارش یافته‌هایش را به کنسول حشاشین می‌دهد که باعث عصبانیت آن‌ها می‌شود زیرا او بدون جلب رضایت آن‌ها لافرنیه را کشته است. البته پس از آنکه آرنو اعلام می‌کند که لافرنیه قصد حمله به هتل بووی را دارد، به او اجازه می‌دهند به تحقیقاتش ادامه دهد.

آرنو در آنجا حرف‌های یک گروه از تمپلارها را مخفیانه گوش می‌دهد و متوجه می‌شود که آن‌ها قصد دارند الیز را در هتل وویسین به قتل برسانند. پس از نجات الیز با او در کافه‌ تئاتر ملاقات می‌کند و به او پیشنهاد می‌دهد که در راه انتقام خون پدرش به او کمک نماید. سپس الیز را با چشمان بسته به سمت مقر حشاشین می‌برد. هر چند بلک از این موضوع خوشش نمی‌آید اما میرابئو از آن استقبال می‌کند.

در همین حال آرنو از محل واپسینی که ژرماین در آنجا حضور داشته مطلع می‌شود و به همراه الیز به آن‌جا می‌رود. الیز به آرنو می‌گوید که ژرماین به خاطر عقاید دگمی که درباره‌ی ژاک دو موله‌‌‌ داشته از فرقه‌ی تمپلارها اخراج شده است. آرنو و الیز محل اقامت ژرماین را خالی می‌بینند، گویا او پیشبینی می‌کرده که فریبش کارگر نیفتد. در همین حال آن‌ها گرفتار کمین تمپلارها می‌شوند. الیز در حال فرار نامه‌ای می‌یابد که نشان می‌دهد ژرماین پدرش را به قتل رسانده است. در حالی که آن‌ها زیر آتش تک‌تیراندازها قرار گرفته‌اند آرنو الیز را فراری می‌دهد و او را به سمت خانه‌ی میرابئو رهسپار می‌کند.

وقتی آرنو به خانه‌ی میرابئو وارد می‌شود، درمی‌یابد که استاد اعظم به وسیله‌ی زهر کشته شده است. او حدس می‌زند که این قتل به خاطر بدنام کردن الیز انجام شده است. آرنو رد داروسازی که زهر را ساخته دنبال می‌کند و متوجه می‌شود که پی‌یر بلک قاتل میرابئو است. این قتل به این خاطر انجام شده که بلک فکر می‌کند اتحاد میان تمپلارها و حشاشین غیرقابل تصور است و می‌خواهد با پاکسازی فرقه آن را دوباره قدرتمند سازد. بلک سعی می‌کند آرنو را متقاعد کند تا به او بپیوندد اما آرنو پیشنهاد آموزگار سابق را رد کرده و با او مبارزه می‌کند.


جواب یوبی‌سافت[ویرایش]

۲۷ نوامبر ۲۰۱۴ رئیس یوبی‌سافت از طرف استودیوی سازندهٔ بازی به خاطر ضعیف بودن بازی در هنگام انتشار عذرخواهی کرد، اعلام کرد "کیفیت کلی بازی به خاطر باگ‌ها و مشکلات غیرمنتظرهٔ فنی کاهش پیدا کرد و کاربران را از تجربهٔ بازی در بهترین حالت باز داشت." در پاسخ به موضوع یوبی‌سافت اعلام کرد که فروش محتوای Season Pass و نسخهٔ طلایی بازی را متوقف خواهد کرد و به عنوان جبران اولین محتوای قابل دانلود بازی به نام Dead Kings -شاهان مرده- را برای خریداران بازی رایگان خواهد کرد. کسانی که نسخهٔ طلایی بازی یا کارت Season Pass را خریداری کرده‌اند نیز می‌توانند از یک کپی دیجیتالی رایگان انتخابی از بین عناوین اساسینز کرید ۴: پرچم سیاه، سگ‌های نگهبان، گروه، فار کرای ۴، جاست دنس 2015، ریمن لجندز و همین‌طور محتوای خاصی مثل Assassin's Creed Chronicles بهره ببرند..

بازخورد ها[ویرایش]

این بازی توانست نقدهای مطلوب و نسبتاً متوسطی را دریافت کند و این را می‌توان به علت مشکلات فنی دانست.

امتیازات
پلتفرم(متاکریتیک) امتیاز سقف امتیازات
PS4 70 100
XBOX ONE 72 100
PC 70 100
سایت منتقد امتیاز سقف امتیازات
Destructoid 7 10
EuroGamer 7 10
Giant Bomb 2 5
Game Informer 8 10
GamesRadar 4 5
game Trailers 8 10
IGN 7.8 10
Justiq 8 10
OXM (UK) 8 10
VideoGamer.Com 8 10

منابع[ویرایش]

مقالهٔ "Assassin's creed Unity" در ویکی‌پدیای انگلیسی