ارزش (اخلاق)
| حوزه | اخلاق و اجتماع |
|---|---|
اَرزِش در اصطلاح جامعهشناسی و فلسفه اخلاق، باورهایی است که افراد یا گروههای انسانی در مورد چیزهای مطلوب و مناسب دارند. ارزشهای گوناگون، نمایانگر جنبههای اساسی تنوع در فرهنگ انسانی است. ارزشها معمولاً از عادت و هنجار، سرچشمه میگیرند.
بهطور کلی به اموری که برای اعضای گروه اهمیت دارند و آرمان مشترک اعضاء گروه و تیم تلقی میشوند، ارزش میگویند. ارزشهای یک جامعه معمولاً از هنجارهای آن دفاع می کنند و اجازه بروز و ظهور هنجارهای غیرمطلوب را نمیدهند.
ارزش به صورتی دوگانه در واقعیت وجود دارد: نخست به منزله آرمانی متجلی میشود که خواستار پیوستگی است و دعوت به احترام میکند. دوم در اشیاء یا رفتارهایی جلوه گر میشود که آن را به شیوهای عینی یا دقیقاً به شیوه سَمبلیک (نمادین) بیان میکند.
ریشهشناسی
[ویرایش]فرهنگ فارسی معین
[ویرایش](اَ زِ) (حامص) ۱ - بها، ارز، قیمت. ۲ - قدر، شایستگی.
لغتنامهٔ دهخدا
[ویرایش]ارزش . [اَ زِ] (اِمص، اِ) اسم مصدر از ارزیدن. عمل ارزیدن. || قیمت. بها. (آنندراج). ارز. ارج. آمرغ. || قدر. || برازندگی. شایستگی. زیبندگی. قابلیت. استحقاق. || اعتبار یک سند یا متاع. پولی که در سند نوشته شده.
تعریف
[ویرایش]آلبر کرامی در تعریف واژهٔ ارزش در کتاب فرهنگ جامعهشناسی آوردهاست: «در جامعهشناسی پارسونی، نظم اجتماعی بستگی به وجود ارزشهای عام و مشترکی دارد که مشروع و تعهدآور به حساب میآیند و به منزلهٔ معیارهایی هستند که نهایت اعمال به وسیلهٔ آنها گزیده میشود. پیوند دستگاههای اجتماعی و شخصی با جذب ارزشها از طریق فرا کرد جامعهپذیری تحقق مییابد.»
ارزشها و قضاوتهای ارزشی
[ویرایش]دورکیم تمایزی بین قضاوتهای واقعی و قضاوتهای ارزشی قائل میشود. قضاوتهای واقعی خود را محدود به توصیف پدیدهای معین یا روابط معین بین پدیدهای معینی مینمایند و بنابراین قضاوتهایی هستند که میگویند واقعیت چیست و چگونه است. من، زمانی که میگویم حوادث به این شیوه اتفاق افتادهاند و نتیجه این مجموعه عوامل هستند، به قضاوت واقعی پرداختهام. بر عکس قضاوتهای ارزشی به کیفیت اشیا یا قیمتی که میپردازند بدان نسبت میدهند. هرگاه من بگویم حوادث خوشایندی صورت میگیرد چون سبب پیشرفت مذهب یا بیمذهبی میشوند به قضاوت ارزشی پرداختهام.
چارچوب پژوهشی
[ویرایش]در مجموعه تحقیقات دانشگاهی و در دهههای گذشته بر دو جنبههای ارزشهای اخلاقی تاکید بوده است. نخست شالوم شوارتز که مدل ارزشهای شخصی[۱] خود را بر مبنای سیستم انگیزهدهندهی فردی بنیان نهاد و سپس، در مدلی به مراتب جدیدتر و مستندتر که در حوزهی روانشناسی اجتماعی توسعه یافته است، جاناتان هایت و همکارانش مدل بنیانهای اخلاقی[۲] را بر مبنای شهود فرهنگی معرفی کردند. میتوان این دو مدل را به ترتیب مدلهایی میکرو و ماکرو برای شناخت بهتر انگیزشهای ارزشی و اخلاقی انسانها و جوامع انسانی دانست.
در این مدل که توسط شالوم شوارتز توسعه داده شده است بر لیستی از ارزشهای شناخته شده همچون مهربانی یا بلندپروازی اکتفا نشده است و مدلی ساختارمند از ارتباط میان ارزشهای مختلف پیشنهاد شده است. شوارتز معتقد است ارزشهای به موقعیت وابسته نبوده و فراتر از شرایط محیطی رفتار فردی را هدایت کرده و معیار داوری هستند. ۱۰ ارزش بنیادین شوارتز عبارتند از:[۱]
- خودراهبری: تفکر مستقل و خلاقیت
- تحریکجویی: تازهطلبی و هیجانخواهی
- لذتگرایی
- دستاوردمحوری: موفقیت و کفایت
- قدرتطلبی: جایگاه اجتماعی و برتری فردی
- امنیت: ثبات و ایمنی
- همنوایی: اطاعت و خویشتنداری
- سنت: احترام به مناسک و گذشته
- خیرخواهی: توجه به نزدیکان
- نوعدوستی و جهاندوستی: توجه برای همهی مردم و طبیعت
نکتهی تکمیلی و در حقیقت قلب نظریهی شوارتز فراتر از این لیست دهتایی است و به سازگاری یا ناسازگاری ارزشها با یکدیگر اشاره دارد.[۱]

در دایرهی ارزشهای شوارتز ارزشهای همجوار سازگار و ارزشهایی که روبروی یکدیگر قرار دارند ناسازگار و در جنگ هستند. از جمله مثالهای این سیستم سازگاری میتوان به رابطهی تعارضی قدرت و جهاندوستی، رابطهی تعارضی خیرخواهی و دستاوردمحوری و رابطهی همساز و نزدیک امنیت، همنوایی و قدرت اشاره کرد.[۱]
شوارتز ارزشهای فوق را در دستههای چهارگانهای بر روی ربع دایرههای قابل ترسیم بر شکل مجسم ساخته است. خودراهبری و تحریکجویی نشانهای از گشودگی نسبت به تغییر، جهاندوستی و خیرخواهی نشانهای از ازخودگذشتگی، قدرت و دستاوردخواهی نشانهای از توسعهی فردی و در نهایت امنیت، همنوایی و سنت نشانههایی از محافظهکاری محسوب میشود. افراد خوشههای مختلف را نسبت به یکدیگر درجهبندی کرده و اولویت میدهند و گاه دچار تعارضات درون فردی میشوند.[۱]
جاناتان هایت و همکارانش در جستجوی تفاوتهای گروههای مختلف فرهنگی و سیاسی که بر داوری اخلاقی آنها موثر است به مدل جدید و پنجگانهای رسیدند که با ذکر اصولی کلی امکان افزودن ابعاد جدید به این مدل را برای محققان پس از خود باز گذاشتند. پیش از اینها مدلهای ارزشی جوامع بیش از حد بر تکبُعدهایی چون انصاف و آسیب به دیگری متمرکز بودند. ابعاد پنجگانهی حال حاضر برای مدل بنیانهای اخلاقی عبارتند از:[۲]
- محبت - آسیب
- انصاف - تقلب
- وفاداری - خیانت
- اقتدار - سرپیچی
- پاکی - فساد
اخیرا بُعد ششم آزادی و سرکوب نیز توسط این گروه برای افزودن به مدل معرفی و تایید شده است. از بررسیهای فراوانی که در تحقیقات با بهرهگیری از این مدل صورت پذیرفته میتوان به قالببندی و جناحبندیهای سیاسی حول این ارزشها اشاره کرد. تمرکز آزادیخواهان و لیبرالهای غربی بر دو بُعد نخست، یعنی مهربانی و انصاف بوده و تمرکز محافظهکاران غربی بر سه بُعد بعدی، یعنی وفاداری، اقتدار و پاکی است. در این مدل هایت بنیانهای اخلاقی را همچون ستونهایی تصویر میکند که اگر میلیونها سال قبل از کرهی زمین عکسی فضایی میگرفتید، این پنج یا شش ستون را مشاهده میکردید که در ادامه جوامع انسانی فرهنگ خود را کم و بیش بر آنها بنیان نهادند. [۲]
جستارهای وابسته
[ویرایش]- ارزش - مفهومی در بازاریابی
- ارزشهای خودابرازی
- پیمایش ارزشهای جهانی
منابع
[ویرایش]- فرامرز رفیع پور (۱۳۷۷)، آناتومی جامعه یا سنة الله: مقدمهای بر جامعهشناسی کاربردی، تهران: انتشارات کاوه
- گی روشه (۱۳۸۷)، مقدمهای بر جامعهشناسی عمومی جلد اول (کنش اجتماعی)، ترجمهٔ هما زنجانی زاده، سمت، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۳۰-۲۶۳-۲
- آنتونی گیدنز (۱۳۷۶)، جامعهشناسی، ترجمهٔ منوچهر صبوری، تهران: نشر نی، ص. ۲۳۸