پرش به محتوا

اردونو دوم لئون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
اردونو دوم
پادشاه گالیسیا
سلطنت۹۱۰–۹۲۴
پیشینآلفونسوی سوم
جانشینفرولا دوم
پادشاه لئون
سلطنت۹۱۴–۹۲۴
پیشینگارسیا اول
جانشینفرولا دوم
زادهح.873
درگذشتهJune ۹۲۴ (۵۰−۵۱ سال)
León
آرامگاه
هم‌نشینالویرا منندز
آراگونتا گونزالس
سانچا سانچز
فرزند(ان)سانچو اوردونز
آلفونسو چهارم
رامیرو دوم
دودمانسلسله آستور-لئون
پدرآلفونسوی سوم
مادرجیمنا از پامپلونا

اوردونیو دوم (حدود ۸۷۳ - ژوئن ۹۲۴، لئون) از سال ۹۱۰ پادشاه گالیسیا و از سال ۹۱۴ تا زمان مرگش پادشاه گالیسیا و لئون بود. او فرمانروایی پرانرژی بود که پادشاهی لئون را به کنترل خود درآورد و با موفقیت علیه مسلمانان که هنوز بر بیشتر شبه جزیره ایبری تسلط داشتند، جنگید.[۱]

زندگی‌نامه

[ویرایش]

جوانی

[ویرایش]

او که حدود سال ۸۷۱ میلادی متولد شد، پسر دوم آلفونسو سوم، پادشاه آستوریاس، و همسرش ملکه خیمنا بود. او نوه پادشاه اردونو اول و همسرش ملکه نونیا بود. او توسط بنی‌قاضی ساراگوسا بزرگ شد. او در دوران سلطنت پدرش در امور دولتی کمک می‌کرد.

او حتی در زمان حیات پدرش، بر گالیسیا حکومت می‌کرد. پیش از سال ۹۱۰، او شخصاً یک لشکرکشی نظامی علیه مسلمانان جنوب ایبریا انجام داد و تا شهر سویل پیش رفت و منطقه رِگِل را که طبق گفته Historia Silos «یکی از قوی‌ترین و ثروتمندترین مناطق» محسوب می‌شد، ویران و غارت کرد، اگرچه مورخان به‌طور قطعی این منطقه را شناسایی نکرده‌اند.

به دلایل نامعلومی، پسران آلفونسو سوم در سال ۹۰۹ علیه پدرشان شورش کردند. اگرچه گارسیا، برادر اردونو، دستگیر و در قلعه گاوزون زندانی شد، اما یک سال بعد پسرانش آلفونسو سوم را مجبور به کناره‌گیری و تقسیم پادشاهی بین خود کردند. پادشاهی لئون به پسر بزرگتر، گارسیا؛ آستوریاس به فرولا؛ و گالیسیا به اردونو، هر دو برادر کوچکتر تابع گارسیا، رسید. آلفونسو سوم در ۲۰ دسامبر ۹۱۰ در شهر زامورا درگذشت.

گارسیا اول روابط دور و پرتنشی با برادرش اردونو داشت. هنگامی که آلفونسوی سوم درگذشت، گارسیا مانع از آن شد که اسقف گنادیو از آستورگا پانصد میزکالی را که آلفونسوی سوم به حرم رسول اهدا کرده بود، به شهر سانتیاگو د کامپوستلا ببرد.

چهارمین سال سلطنت انحصاری اردونو در گالیسیا بود که - طبق گفتهٔ ناشناس وقایع‌نگاری النصیر - اردون بن ادفونس در ۱۹ اوت ۹۱۳ با ارتشی متشکل از سی هزار نفر، شامل سواره نظام، پیاده‌نظام و کمانداران، به اِوُرا رسید. او با استفاده از یک توده زباله در نزدیکی دیوارهای شهر، وارد شهر شد و آن را غارت کرد. او در یک روز، مقاومت شهر را در هم شکست و مروان عبدالملک، فرماندار و هفتصد نفر از سربازان پادگان را به قتل رساند. او چهار هزار نفر، عمدتاً زنان و کودکان، را اسیر کرد و روز پس از ورودش به اِوُرا، سفر بازگشت خود را به قلمرو خود آغاز کرد. طبق همان وقایع‌نگاری، «در اندلس هیچ فاجعه‌ای برای اسلام، به دست دشمن، شرم‌آورتر و وحشتناک‌تر از این فاجعه به یاد نمی‌آید .»[۲]

به تخت نشستن لئون (۹۱۴)

[ویرایش]

پس از مرگ برادرش گارسیا، که در سال ۹۱۴ در شهر زامورا رخ داد، اردونو دوم پادشاهی لئون را به ارث برد، زیرا اگرچه برادرش ازدواج کرده بود، اما بدون برجای گذاشتن هیچ فرزندی درگذشت. گویی او معتقد بود که نوعی قانون قانونی یا عرفی برای جانشینی لازم‌الاجرا است، ادامه‌دهندهٔ وقایع‌نامهٔ آلبلدنسه بیان می‌کند که «پس از مرگ گارسیا، برادرش اردونو - همان‌طور که گفته شد - حکومت پادشاهی را به دست گرفت.» ابن حیان، مورخ کوردوبا، در اثر خود خاطرنشان کرده است که:

... پس از مرگ برادرش گارسیا، مسیحیت به اتفاق آرا او را از لئون و آستورگا، پایتخت‌های پادشاهی‌اش، فراخواند؛ او کنت‌هایی را که به عنوان جانشینان مورد اعتمادش در گالیسیا داشت، رها کرد و به جامعه‌ای رفت که کامل‌ترین فرمانروایی را به او داده بود و تلاش خود را در مبارزه با دشمنان مسلمانش نشان داد، اگرچه خداوند به شاهکارهای او پایان داد و قدرت آنها را زمانی که به زودی توسط خلیفه الناصر، که به لطف الهی مسیحیان را شکست داد، دوباره متحد شدند، بازگرداند.

در دوره بین مرگ شاه گارسیا اول در نیمه اول سال ۹۱۴ و آغاز سلطنت برادرش در اوایل دسامبر همان سال، وقفه‌ای چند ماهه وجود دارد و دربار سلطنتی لئون هیچ فعالیتی نداشته است. برخی از مورخان معتقدند که اردونو دوم در سرزمین‌های باداخوس به بیماری سختی مبتلا شد و پیش از رفتن به لئون برای اعلام پادشاهی، به قلمرو گالیسیایی خود سفر کرد. در آنجا، در سندی که به اسقف‌نشین موندوندو اعطا شد، پادشاه موارد زیر را بیان کرد:

احساس می‌کنم مرگم نزدیک است و جز رحمت حق تعالی و شفاعت اولیای الهی امید دیگری ندارم.

با این حال، پادشاه باید کاملاً بهبود یافته باشد، زیرا در آغاز دسامبر، او به عنوان پادشاه در شهر لئون مورد تحسین قرار گرفت. در روزنامه «پست-آلبلدنسه» آمده است که اوردونیو آدفونسیز، «شکست‌دهنده مسیح»، توسط همه بزرگان و افراد سرشناس، اسقف‌ها، راهبان بزرگ و کنت‌ها که در مجمع عمومی گرد هم آمده بودند، مورد تحسین قرار گرفت و دیهیم سلطنتی در ۱۲ دسامبر ۹۱۴، پس از آنکه توسط دوازده اسقف بر تخت لئون مسح شد، بر او نهاده شد.

اولین لشکرکشی‌های نظامی (۹۱۴–۹۱۶)

[ویرایش]

اردونو دوم پس از تصرف لئون، تثبیت موقعیت خود و جلب حمایت اشراف، اولین لشکرکشی نظامی خود را به عنوان پادشاه لئون در تابستان ۹۱۵ علیه سرزمین‌های شمال مکناسة الاصنام، نامی که مسلمانان به شهر مریدا می‌دادند، انجام داد. به گفته مورخ اندلسی، الرازی، او لشکرکشی را در امتداد مسیر زامورا آغاز کرد و ابتدا شهر مدلین و سپس قلعه لا کولبرا یا قلعه الحنش (کاسترو آلانژ) را فتح کرد و روز بعد در نزدیکی مریدا اردو زد. در آنجا، فرمانداران مریدا و باداخوس تسلیم او شدند و به لئونی‌ها خراج پرداختند. آنها با غنایم فراوان و اسیران فراوان از طریق جاده تولدو به سرزمین‌های خود بازگشتند.

این کمپین چنان موفقیت‌آمیز بود که به محض ورود به لئون، پادشاه تصمیم گرفت با ساخت کلیسای جامع جدیدی به افتخار مادر خدا، به جای کلیسای موجود، که ساختمانی ساده در خارج از دیوارهای شهر بود و به سنت پیتر حواری اختصاص داشت، از او قدردانی کند. برای این منظور، او کاخ خود را اهدا کرد و همچنین با اهدای زمین، اسقف‌نشین لئون را غنی ساخت.

در تابستان ۹۱۶، او لشکرکشی جدیدی علیه مسلمانان انجام داد و به منطقه نزدیک مریدا حمله کرد، جایی که در لشکرکشی ۹۱۵ خود علیه اوورا آن را تهدید کرده بود. او همچنین مناطق حومه شهر را که در آن لشکرکشی قبلی دست نخورده باقی مانده بودند، ویران و غارت کرد. سربازان لئونی با ارتشی که از کوردوبا برای مقابله با آنها حرکت کرده بود، درگیر شدند. لئونی‌ها آن را شکست دادند و فرمانده مسلمان دستگیر و به لئون برده شد.

نبرد کاستروموروس (۹۱۶)

[ویرایش]

واکنش اندلسی‌ها سریع بود. طبق گزارش ناشناس «وقایع‌نصیر»، آنها اولین حمله خود را در ۱۵ ژوئن ۹۱۶ به فرماندهی قاضی احمد بن محمد بن ابی عبدا آغاز کردند که بدون حادثه دیگری به کوردوبا بازگشت. امیر جدید کوردوبا، عبدالرحمن سوم، با تکرار فریادهای مردمی علیه موفقیت‌های مداوم مسیحیان، ارتش عظیمی را تشکیل داد که شامل نیروهایی از طنجیتان و موریتانی بود. در رأس آن دوباره احمد بن محمد بن ابی عبدا قرار داشت که در وقایع‌نگاری پس از آلبلدنسه به او «حولیت ابوالهبات» گفته می‌شد.

ارتش مسلمانان در ۲ اوت ۹۱۷ کوردوبا را ترک کرد و در ۱ یا ۲ سپتامبر به سواحل رودخانه دوئرو رسید، جایی که امویان قصد داشتند آن را به عنوان مرز خود تعیین کنند و در طول مسیر به غارت و ویرانی سرزمین‌های مسیحی پرداختند. مسلمانان در نزدیکی شهر سن استبان د گورماز، که در آن زمان کاستروموروس نیز نامیده می‌شد، اردو زدند. سپس، پادشاه اردونو دوم و سربازانش ناگهان ظاهر شدند و به ارتش مسلمانان حمله کردند. نبرد کاستروموروس یکی از نقاط عطف تاریخ قرون وسطی اسپانیا است. وقایع‌نگاری‌های مسیحی آن زمان گزارش می‌دهند که لئونی‌ها چنان تلفاتی به دشمنان خود وارد کردند که تعداد اجساد از تعداد ستارگان بیشتر شد و خاطرنشان می‌کنند که از سواحل رودخانه دوئرو تا قلعه‌های آتینزا و پاراکوئلوس، تمام قلمرو پوشیده از اجساد مردگان بود و ارتش شکست‌خورده مسلمانان در ۴ سپتامبر به پایگاه‌های خود بازگشت. در میان بسیاری از مسلمانانی که در کاستروموروس جان خود را از دست دادند، خود هولیت ابوالهبات، رهبر مسلمانان شکست‌خورده، نیز حضور داشت که پادشاه اردونو دستور داد سرش را از برج و باروی سن استبان د گورماز در کنار سر یک گراز آویزان کنند. سپس ناواراها به امید اینکه سربازان لئونی به آنها در جنگ با مسلمانان کمک کنند، به پادشاه لئونی درخواست کمک کردند.

در پایان بهار سال ۹۱۸، اردونو دوم و سانچو گارسس، پادشاه پامپلونا، با یکدیگر متحد شدند هر دو پادشاه نیروهای خود را بسیج کردند و با هم به سمت نجرا، در مارچ علیا، لشکرکشی کردند و در اوایل ژوئن به آنجا رسیدند و آن را به مدت سه روز محاصره کردند. سپس به سمت تودلا حرکت کردند، از مرزهای لا مورکوئرا و تارازونا عبور کردند و به حومه‌های والتیررا، آرنِدو و کالاهورا که در اختیار بنی‌قاسی ساراگوسا بودند، نفوذ کردند و این شهرها را فتح کردند.

این وقایع چنان امیر عبدالرحمن سوم را خشمگین کرد که در ۸ ژوئیه همان سال، یک ارتش تنبیهی جدید، به فرماندهی بدر بن احمد، پیشکار، از کوردوبا خارج شد. سربازان مسلمان به قلمرو موتونیا یا موتونیا (مکانی که اکنون ناشناخته است، اما در سرزمین‌های سوریا یا سگوویا واقع شده است) رسیدند، جایی که آنها ارتش‌های ناوار و لئون را در دو نبرد متوالی که در ۱۴ و ۱۶ اوت ۹۱۸ انجام شد، شکست دادند. بازگشت فاتحان، با غنایم و اسیران فراوان، در کوردوبا با جشن عمومی جشن گرفته شد. سامپیرو، وقایع‌نگار، صرفاً اشاره کرد که پس از پیروزی کاستروموروس، حمله‌ای از مسلمانان به محل میتونیا رسید که در رویارویی آنها ویرانی بسیاری از مردم از هر دو طرف رخ داد و به عنوان تسلی خاطر، نقل قولی از کتاب مقدس را که به داوود نسبت داده بود، اضافه کرد: "Varií sunt eventus belli".

نبرد والدیجونکرا (۹۲۰)

[ویرایش]

اردونو دوم، که از شکست ناامید نشده بود، برنامه‌ریزی برای لشکرکشی سال بعد را آغاز کرد و با بسیج نیروهای خود در اکتبر ۹۱۹ به سمت مرز پیشروی کرد. طبق وقایع‌نگاری ناصر، عبدالرحمن سوم ارتش جدیدی را به فرماندهی یکی از بستگانش، اسحاق بن محمد المروانی، به مرزهای شمالی فرستاد و بنابراین پادشاه لئون از نقشه خود برای حمله به مسلمانان صرف نظر کرد و بدون هیچ حمله‌ای به سرزمین‌های خود بازگشت. مسلمانان نیز پس از اینکه مطمئن شدند اردونو دوم قصد حمله به آنها را ندارد، به پایگاه‌های خود بازگشتند.

با این حال، تقریباً بلافاصله امیر کوردوبا جنگ مقدس را اعلام کرد و بسیج عمومی ارتش خود را سازماندهی کرد که در ۲۳ آوریل ۹۲۰ تحت یک بررسی کلی یا بسیج عمومی قرار گرفت تا در ۵ ژوئن، تحت فرماندهی خود امیر، راهپیمایی خود را آغاز کند. ارتش مسلمانان از کوردوبا به سمت کاراکول، در کنار رودخانه گوادیانا، تولدو و گوادالاخارا و از آنجا به مدیناسلی حرکت کرد. سپس اوسما (۸ ژوئیه) و سن استبان د گورماز را دوباره فتح کرد. سپس نیروهای مسلمان به کلونیا، بورگوس، تودلا و کالاهورا سرازیر شدند. ]

پادشاه ناوار با سربازانش در شهرداری آرنِدو منتظر ماند. وقتی فهمید که سربازان مسلمان، که کالاهورا را تصرف کرده بودند، به سمت پامپلونا، پایتختش، در حال پیشروی هستند، با سربازانش به سمت شمال حرکت کرد تا به سربازان پادشاه لئون که به کمکش آمده بودند، بپیوندد. مسلمانان به ویگوئرا رفتند، جایی که اولین نیروهای متحد اردونو و سانچو را که با آنها مخالفت می‌کردند، شکست دادند. پس از آن، مسلمانان به سمت موئز، مکانی واقع در دره جونکرا، حدود بیست و پنج کیلومتری جنوب غربی پامپلونا، حرکت کردند.

در نبرد بعدی والدیجونکرا، که در ۲۶ ژوئیه ۹۲۰ رخ داد، امیر کوردوبا دوباره نیروی کوچکی را که توسط لئونی‌ها و ناوارها گرد آمده بود، شکست داد. اسقف‌های توی و سالامانکا، هرموگیو و دولچیدیو، اسیر شدند. بازماندگان ارتش مسیحی در قلعه‌های موئز و ویگوئرا پناه گرفتند که سپس توسط امیر کوردوبا محاصره شدند. پس از تصرف هر دو دژ، همه مدافعان گردن زده شدند و امیر قبل از بازگشت به کوردوبا، سرزمین‌های ناوار سفلی را به مدت سه هفته ویران کرد. ]

کنت‌های کاستیلیایی، نونو فرناندز، فرناندو آنسورز و ابوالموندار آلبو، به همراه پسرش دیه‌گو، به دلیل عدم حضور در نبرد، مسئول این فاجعه شناخته شدند. این کنت‌ها که توسط پادشاه به تجار، در سواحل رودخانه کاریون احضار شده بودند، دستگیر و زندانی شدند (اگرچه طبق روایات، آنها کشته شدند). در هر صورت، آنها باید مدت کوتاهی پس از آن آزاد شده باشند، زیرا سوابق نشان می‌دهد که آنها رفتار عادی داشته‌اند.

آخرین لشکرکشی و مرگ پادشاه

[ویرایش]

به گفته اسقف سامپیرو، با وجود شکستی که در والدیجونکرا متحمل شد، اردونو دوم در بهار ۹۲۱ ارتش جدیدی را گرد هم آورد و آماده جنگ با مسلمانان شد. سربازان لئونی به قلمرو سینتیلیا، در گوادالاخارا، رسیدند و سرزمین‌های آن را ویران کردند. آنها همچنین به قلعه‌های سارمالون، الیف، پالماس د یادراک، کاستخون د هنارس و ماگنانزا حمله کردند. به گفته سامپیرو، لئونی‌ها آنقدر به قلمرو اندلس نفوذ کردند که تنها یک روز با کوردوبا فاصله داشتند، که این گفته نادرست است، احتمالاً با تولدو اشتباه گرفته شده است. متعاقباً، سربازان لئونی با عبور از قلعه‌های کنار رودخانه دوئرو به پایگاه‌های خود بازگشتند و در ۱ اوت ۹۲۱ به زامورا رسیدند، جایی که او همسرش، ملکه الویرا، را مرده یافت.

در سال ۹۲۲ او دوباره با آراگونتا گونزالس دختر کنت گونزالو بتوتز ازدواج کرد.

در پایان تابستان ۹۲۳، به درخواست شاه سانچو گارسس، اردونو دوم با ارتش خود به سمت لا ریوخا لشکرکشی کرد و شهر نجره را اشغال کرد، در حالی که پادشاه پامپلونا ویگوئرا را تصرف کرد و محمد بن عبدالله بن لب، عضوی از خانواده بنی قسی، و دیگر اشراف مسلمان را دستگیر و کشت. او سعی کرده بود از پیروزی کوردوبا در والدیجونکره برای حمله به پادشاهی پامپلونا استفاده کند، اما توسط ائتلاف به رهبری اردونو شکست خورد. پیروزی اردونو و متحدانش، امتیازات به دست آمده توسط خلافت کوردوبا در لشکرکشی قبلی را خنثی کرد، زیرا مسیحیان شهرهای مرزی مهمی (علاوه بر نجره و ویگوئرا، همچنین والتیره و به‌طور خلاصه خود تودلا) را تصرف کردند.

پس از شرکت در مراسم تأسیس صومعه سانتا کولوما د ناخرا، او پس از طلاق از همسر قبلی خود، برای سومین بار با اینفانتا سانچا از پامپلونا ازدواج کرد و اندکی پس از آن به همراه سانچا به لئون بازگشت.

اردونو دوم لئون در ژانویه ۹۲۴، پس از نه سال و نیم سلطنت، به مرگ طبیعی درگذشت. او در مقبره کلیسای جامع لئون، پشت محراب بلند، به خاک سپرده شد. اولین وقایع‌نگاری عمومی، مرگ پادشاه لئون را به شرح زیر روایت می‌کند:

پس از آن به لئون بازگشت و از آنجا به زامورا رفت. و در آنجا بیمار شد و بر اثر همان بیماری درگذشت. و در لئون در کلیسای سانتا ماریا، که کلیسای جامع است، به خاک سپرده شد. و مراسم تدفین او بسیار محترمانه انجام شد. اما دون لوکاس دِ توی می‌گوید که وقتی این پادشاه دون اُردِنو بیمار شد، فوراً خود را به لئون برد و در آنجا درگذشت.

برادرش فرولا دوم تاج و تختی را که متعلق به پسرانش بود غصب کرد. با این حال، او یک سال بعد بر اثر جذام درگذشت.

آرامگاه

[ویرایش]

اوردونیو دوم لئون در راهروی کلیسای جامع لئون، پشت محراب بلند، به خاک سپرده شده است. پادشاه اوردونیو دوم در سال ۹۲۴ درگذشت، اگرچه تاریخ دقیق مرگ او مشخص نیست. طبق وصیت او، بقایای جسدش در کلیسای جامع لئون که دستور ساخت آن را داده بود، به خاک سپرده شد و برای این منظور کاخی را که در شهر لئون داشت، اهدا کرد. اوردونیو دوم اولین پادشاهی بود که در شهر لئون به خاک سپرده شد و تا قرن نوزدهم، مراسم عشای ربانی روزانه به یاد این پادشاه و جانشینانش برگزار می‌شد.

مقبره اوردونیو دوم در طول تاریخ دستخوش بازسازی‌ها و الحاقات متعددی شده است و قدمت آن از قرن سیزدهم تا پانزدهم میلادی را در بر می‌گیرد. قسمت پایین مقبره، جایی که مجسمه خوابیده نمایانگر پادشاه متوفی قرار دارد، توسط یک شبکه فلزی محافظت می‌شود.

در پایین مقبره، که توسط یک شبکه مشبک محافظت می‌شود، مجسمه خوابیده‌ای قرار دارد که نمایانگر اوست. این قدیمی‌ترین بخش مقبره است و به گفته چندین نویسنده، این تصویر به صورت ایستاده ساخته شده است، نه دراز کشیده. پادشاه بدون ریش با چهره‌ای تیز و در حالی که لباس سلطنتی به تن دارد، به تصویر کشیده شده است. پادشاه یک پیراهن بلند که از کمر بسته شده است، پوشیده و شنل گلدوزی شده طلایی او زیر بغلش جمع شده است. در دست چپش، یک گوی، در دست راستش یک حلقه و یک تاج سلطنتی پیشانی او را زینت می‌دهد. در پای پادشاه یک سگ، نمادی از وفاداری، قرار دارد.

منابع

[ویرایش]
  1. سوارز فرناندز، لوئیس (1975). Historia de España Antigua y media . مادرید، اسپانیا: Ediciones Rialp. ص 253.
  2. گارسیا اوسونا، خوزه ماریا مانوئل؛ رودریگز. "El astur rey de León Fruela II Adefónsiz "El Leproso".