پرش به محتوا

اختیار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از اراده آزاد)
نگاره‌ای از کسی که در آب پریده، و گویا این خواست وی برای پریدن، از اراده‌ی آزادِ وی برآمده است.

اختیار یا اراده‌ی آزاد (یا به اشتباه آزادی‌ی اراده) (به انگلیسی: Free will)، توانمندی یا گنجایشی درونی برای زیست، گزینش یا کنشورزی‌ است، که به‌دور از بندهای طبیعی، اجتماعی یا خداپایه (الهی) رخ دهد.

هنگامیکه میگوییم «من برای چیدن آجرها بر روی میز دارای اراده هستم» منظور این است که من میتوانیم در وضعیتی به‌هوش و حواس‌جمع آجرها را برداشته و روی هم بگذاریم. هنگامیکه کسی در وضعیت مستی یا خواب‌آلودگی‌ای باشدت است، و یا بیمار است، به‌اصطلاح میگویند که او در شرایطی است که اراده‌ی چندانی ندارد. و یا، او در چنین شرایطی چندان توانی برای تصمیم‌گیری‌ی آگاهانه ندارد. می‌توان اراده-داشتن را «تواناییِ خواستن» نیز نامید و انسان میتواند با خواست خویش خود را بی‌اختیار و یا ناتوان از خواستارمندی گرداند.

واکاوی مفهوم

[ویرایش]
  1. اراده‌مندی، با خواستن (اراده کردن) و با توانستن یکسان نیست؛ برای نمونه من برای جابجا کردنِ یک وزنه‌ی ۱۵۰۰ کیلویی، دارای اراده هستم؛ ولی از انجام آن ناتوانم. به دیگر سخن، من توانایی تصمیم‌گیری‌ی آگاهانه برای جابجا کردن وزنه هستم (اراده داشتن). و نیز میتوانم از این توانایی‌ی تصمیم‌گیری‌ی آگاهانه بهره گیرم و بسوی وزنه بروم و برای جابجا کردن آن زور بزنم (اراده کردن). ولی همچنان نتوانم آن را جابجا کنم (توانستن).
  2. آنگاه که میگوییم برای انجام کاری دارای «اراده» است، نه که او توانایی فراتر رفتن از قوانین و ساختارهای فیزیک را داراست. که به این معناست که او میتواند آگاهانانه و چونان یک جاندار فیزیکمند، در قوانین فیزیکی، به دگرسان گرداندن ساختارهای فیزیکی بپردازد.

مخالفها

[ویرایش]

اراده‌ی آزاد بدست کسانی که به یک از چند گونه‌‌ی جبرگرایی باورمندند، رد می‌شود. حمایت‌گری از اراده‌ی آزاد بر پایه‌ی تجربه‌ی سوبژکتیو آزادی، حس گناه، دین و باور به مسئولیت در برابر کنشهای شخصی است؛ که خود چرایی بودن مفهوم‌های قانون، پاداش، مجازات و تشویق است.[۱]

در خداشناسی، بودن اراده‌ی آزاد باید با همه‌دانی و نیکی‌‌ی خدا -در اجازه‌دادن به انسان برای انتخاب بد، و نیز با پذیرش خدایی، به‌گونه‌ای آشتی یابد؛ که این خود به‌نگر خدادانان، برای هر کنشِ شایسته‌ای نیازین است. یک زمینه‌ی مهم در اگزیستانسیالیسم نوین، تعبیر ریشه‌ای، پایا و ناگهان دردناکش از گزینش آزاد است. نمونه‌اش نیز ژان-پل سارتر، که از «محکوم‌-به-آزادی-گشته‌ای» سخن میگوید که موقعیتش چه‌بسا میتواند سراسر از‌-پیش-گزیده باشد.[۲]

فلسفه غرب

[ویرایش]

سؤالات اصلی این است که آیا ما بر فعالیت‌هایمان کنترل می‌کنیم یا خیر، و اگر این چنین است چه نوع کنترلی و به چه میزان. این سؤالات پیش از استقرار اولیه یونان پرسیده شد و برخی از فیلسوفان مدرن (به عنوان مثال، Chrysippus) از کمبود پیشرفت در تمام این قرن‌ها شکایت می‌کنند.[۳][۴]

از سوی دیگر، انسان دارای یک احساس نیرومندِ آزادی میباشد؛ که ما را به این باور میرساند که ما اراده‌ی آزاد داریم.[۵][۶] در سوی دیگر، احساس بصری اراده آزاد میتواند گمراه‌کننده باشد.[۷][۸]

تطبیق‌دهی و همپوشانی‌ی نشانه‌های دیداری که گزینشها آگاهانه با توجه به اینکه جهان فیزیکی میتواند به‌طور کامل بدست قانون فیزیکی تأثیرگذار باشد، دشوار است.[۹] درگیری میان آزادی دیداری و قانون طبیعی هنگامی پدید می‌آید که بسته‌شدن علت یا جبرگرایی فیزیکی (جبرگرایی ذاتی) پیش آید. با بسته‌شدن چرایِگی (علیت)، هیچ رویدادی فیزیکی، علتی فراتر از فیزیک ندارد و با جبرگرایی فیزیکی، آینده همگی با رویدادهای پیشین (علت و اثر) آشکار میگردد.

ناسازْگاری

[ویرایش]

ناسازگاری موقعیتی است که در آن اراده آزاد و جبرگرایی به شکل منطقی ناسازگار است و زین‌رو، مسئله اصلی در مورد اینکه آیا مردم اراده آزاد دارند یا اینکه کنشهایشان تعیین‌کننده است یا نه. «جبرگرایان سخت» مانند «هولباخ» (d'Holbach)، از ناسازگاران هستند و جبرگرایی را پذیرفته و اراده‌ی آزاد را رد میگردانند. در برابر، «لیبرتارین متافیزیکی»، مانند توماس رید، پیتر ون Inwagen و رابرت کان، از ناسازگارانی هستند که اراده‌ی آزادانه را پذیرفته و جبرگرایی را ردشده میدارند و دیدگاهشان این است که بودن برخی از نابسامانیها درست است.

جبرگرایی سخت

[ویرایش]

جبرگرایی را میتوان به جبرگرایی عملی، منطقی و خداپایه (الهی) بخش کرد.[۱۰][۱۱] بر پایه‌ی هر یک از این معنیهای گوناگون، اراده آزاد دارای مشکلی است. جبرگرایی سخت باور دارد که جبرگرایی درست است و با اراده‌ی آزاد ناسازگار است؛ زین‌رو، ارادهْ آزاد نیست. گرچه جبرگرایی سخت اندرهم از جبرگرایی اساسی نام میبرد (بنگرید به جبرگرایی کنشی در زیر)، ولی می‌تواند همه‌ی گونه‌های جبرگرایی را که به‌طور کامل در آینده نیازمند باشد را دربرگیرد.[۱۰][۱۲] گونه‌های وابسته‌به جبرگرایی چنین‌اند:

جبرگرایی کنشی

[ویرایش]

این ایده چنین است که همه‌چیز برآمده از رخدادهای پیشین است و این نشدنی است که هرگونه آینده‌ی دیگری رخ دهد[۱۳] در شایعترین نمود، جبرگرایی کنشی (یا دانشیک)، حوادث آینده با رویدادهای گذشته و کنون، همراه با قوانین طبیعت بایسته است. چنین گزیده‌ای را گاهی بدست آزمایش اندیشه‌ی لاپلاس نشان می‌دهند. بپندارید یک جاندار که همه‌ی راستیهای گذشته و کنون را میداند و همه‌ی قوانین و ساختارهای طبیعی را نیز میداند، جهان را اداره میکند. اگر قوانین طبیعت آشکار بود، پس چنین جانداری میتواند از این دانش برای پیشبینی آینده، چه‌بسا تا کوچکترین جزئیات بهره گیرد.[۱۴][۱۵]

جبرگرایی منطقی

[ویرایش]

مفهوم این است که همه‌ی گزاره‌ها، درباره‌ی گذشته، کنون و آینده، همه درست یا نادرست هستند. مشکل اراده‌ی آزاد در این زمینه، چگونگی‌ی آزادی در گزینش است. و یا اینکه چیزی که در آینده انتخاب میشود، همینک درست-یا-نادرست‌-بودنش بدست ما تعیین گشته است.[۱۶]

جبرگرایی خدایی (الهی)

[ویرایش]

این نگره میگوید که آینده همینک نیز گزیده‌ شده‌است؛ یا یک خدای آفریننده آن را فرماندهی میکند و یا پیشینه‌ی آن را میداند.[۱۷] مشکل اراده‌ی آزاد در این زمینه این است که اگر خدایی باشد که کنشها را برای ما تعیین کرده‌ باشد، یا اگر پیشتر در زمان تعیین شده باشند، پس چگونه میتوان گفت که کنشهای ما آزادانه است؟

جستارهای وابسته

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]
  1. http://books.google.com/books?id=Zx-9PFEPlhcC&printsec=frontcover
  2. Sartre, Jean-Paul. Existentialism and Humanism
  3. Thomas Nagel (1989). "Freedom". The View From Nowhere. Oxford University Press. p. 112. ISBN 978-0-19-505644-0. Nothing that might be a solution has yet been described. This is not a case where there are several possible candidate solutions and we don't know which is correct. It is a case where nothing believable has (to my knowledge) been proposed.
  4. John R Searle (2013). "The problem of free will". Freedom and Neurobiology: Reflections on Free Will, Language, and Political Power. Columbia University Press. p. 37. ISBN 978-0-231-51055-4. The persistence of the traditional free will problem in philosophy seems to me something of a scandal. After all these centuries...it does not seem to me that we have made very much progress.
  5. Gregg D Caruso (2012). Free Will and Consciousness: A Determinist Account of the Illusion of Free Will. Lexington Books. p. 8. ISBN 978-0-7391-7136-3. One of the strongest supports for the free choice thesis is the unmistakable intuition of virtually every human being that he is free to make the choices he does and that the deliberations leading to those choices are also free flowing..
  6. Corliss Lamont (1969). Freedom of choice affirmed. Beacon Press. p. 38.
  7. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Baumeister2 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  8. TW Clark (1999). "Fear of mechanism: A compatibilist critique of The Volitional Brain". Journal of Consciousness Studies. 6 (8–9): 279–93. Feelings or intuitions per se never count as self-evident proof of anything. Quoted by Shariff, Schooler & Vohs: The hazards of claiming to have solved the hard problem of free will For full text on line see this بایگانی‌شده در ۲۰۱۳-۰۵-۰۵ توسط Wayback Machine.
  9. Max Velmans (2002). "How Could Conscious Experiences Affect Brains? #". Journal of Consciousness Studies. 9 (11): 2–29. {{cite journal}}: line feed character in |title= at position 47 (help)
  10. 1 2 van Invagen, P. (1983) An Essay on Free Will. Oxford: Clarendon Press. شابک ۰−۱۹−۸۲۴۹۲۴−۱
  11. Pereboom, D. (2003). Living without Free Will. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-79198-4.
  12. Fischer, J.M. (1983). "Incompatibilism". Philosophical Studies. 43: 121–37. doi:10.1007/BF01112527.
  13. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام DD1 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  14. Fischer, R.M. (1994) The Metaphysics of Free Will, Oxford:Blackwell
  15. Bok, H. (1998) Freedom and Responsibility, Princeton:Princeton University Press. شابک ۰−۶۹۱−۰۱۵۶۶-X
  16. Inwagen, P. (n.d.) "How to think about free will" بایگانی‌شده در ۲۰۰۸-۰۹-۱۱ توسط Wayback Machine, p. 15.
  17. Lewis, D. (2008). "Are We Free to Break the Laws?". Theoria. 47 (3): 113–21. doi:10.1111/j.1755-2567.1981.tb00473.x.

پیوند به بیرون

[ویرایش]