ادبیات داستانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

ادبیات داستانی شکلی از روایت است که در همه یا بخشی از آن به رویدادهایی اشاره می‌شود که واقعی نیستند، یعنی خیالی هستند و ساختهٔ ذهن نویسندهٔ اثرند. در مقابل آن ادبیات غیر داستانی قرار دارد که عمدتاً به رویدادهای واقعی می‌پردازد (نظیر تاریخ‌نگاری، زندگینامه‌نویسی و…).[۱][۲][۳] ادبیات داستانی یا داستان تخیلی سبکی است در ادبیات و به داستان‌هایی اطلاق می‌شود که بخشی از آن یا همه آن به صورت حکایتی یا نقلی و به شیوه خیالی و تصوری نوشته می‌شود. اگر چه سبک تخیلی توصیف یک اثر ادبی است اما این اصلاح و سبک برای آثار موسیقی، فیلم، مستند و تئاتر نیز استفاده می‌شود. مثلا" فیلم ارباب حلقه‌ها و داستان آلیس در سرزمین عجایب به ترتیب یک فیلم تخیلی و یک داستان تخیلی به شمار می‌روند. بر عکس سبک تخیلی سبک غیر تخیلی است که به موضوعات حقیقی مثل داستان‌های تاریخی و زندگی نامه می‌پردازد.

انواع ادبیات داستانی (گونه‌های ادبی براساس وابستگی به امر واقعی)[ویرایش]

ادبیات داستانی واقع‌گرا[ویرایش]

رویدادهای ادبیات داستانی واقع‌گرا، اگرچه خلاف واقع است، اما می‌تواند به راستی رخ دهد. ممکن است بعضی شخصیت‌ها، پیش‌آمدها یا مکان‌ها واقعی باشند. ممکن است در آینده رویدادهای آن به واقعیت بدل شوند. به عنوان مثال رمان از زمین تا ماه ژول ورن که در زمان خود چیزی بیش از تخیلات غنی نویسنده‌اش نبود، در سال ۱۹۶۹ اثبات شد که وقوع آن امکان‌پذیر است. ادبیات داستانی واقع‌گرا خود را چنان به خواننده می‌نمایاند که انگار رویدادهای آن در حال حاضر رخ می‌دهند.

ادبیات داستانی غیر واقع‌گرا (غیر رئالیستی)[ویرایش]

ادبیات داستانی غیرواقع‌گرا، شامل رویدادهایی است که در زندگی واقعی امکان وقوع ندارند یا فراطبیعی‌اند، یا روایت دیگرگونه‌ای از تاریخ به دست می‌دهند که با آنچه اسناد تاریخی گزارش می‌کنند، همخوانی ندارد، یا در آن‌ها تکنولوژی‌های ناممکن به کار رفته‌است. شمار قابل توجهی از این آثار در دست است، مثلاً: آلیس در سرزمین عجایب یا داستان‌های کلیله و دمنه.

ادبیات غیر داستانی[ویرایش]

ادبیات غیرداستانی به بازنمایی رویدادهایی می‌پردازد که در واقع رخ داده‌اند. این بازنمایی ممکن است صحیح باشد یا نباشد، از این رو ادبیات غیر داستانی می‌تواند روایتی درست یا نادرست از یک رویداد واقعی به دست دهد. با این حال، عموماً چنین پنداشته می‌شود که نویسندهٔ ادبیات غیرداستانی در هنگام خلق اثر صادق بوده‌است. باید در نظر داشت که گزارش اعتقادات دیگران در یک اثر غیرداستانی لزوماً به معنای تأیید صحت آن اعتقادات نیست (نظیر اسطوره‌شناسی، دین).

ادبیات نیمه داستانی[ویرایش]

ادبیات نیمه‌داستانی، داستانی‌است که با حجم زیادی مطالب غیر داستانی (واقعی) آمیخته شده، به عنوان مثال داستانی که در توضیح آن آمده‌است: «بر اساس داستانی واقعی»، یا نسخهٔ داستانی شدهٔ یک رویداد واقعی، یا زندگینامهٔ بازسازی شده.

عناصر داستان[ویرایش]

در میان اهل فن و نویسندگان در مورد تعداد و ترکیب عناصر بنیادین داستان اتفاق نظر وجود ندارد. به عنوان مثال:

  • داستان دربردارندهٔ سه عنصر اصلی است: پیرنگ، شخصیت و مکان یا صحنه. (Morrell 2006, p. ۱۵۱)
  • یک تصویر می‌تواند بیانگر تمام عناصر داستان باشد: درونمایه (تم)، شخصیت، کشمکش، صحنه، سبک و… (Writer's Digest Handbook of Novel Writing 1992, p. ۱۶۰)
  • نویسنده با افزودن عناصری نظیر شخصیت، گفتگو و صحنه به پیرنگ داستانش رنگ و بوی شخصی می‌دهد. (Bell 2004, p. ۱۶)
  • در چارچوب داستان چند عنصر مهم داستانی قرار می‌گیرند: شخصیت، کنش و کشمکش. (Evanovich 2006, p. ۸۳)
  • به نظر من زاویهٔ دید یکی از بنیادی‌ترین عناصر هنر داستان‌نویسی است. (Selgin 2007, p. ۴۱)
  • برای نگارش یک داستان موفق باید درک درستی از عناصر بنیادین داستان‌گویی داشت، نظیر زاویهٔ دید، گفتگو و صحنه. (Evanovich 2006, p. ۳۹)

پیرنگ[ویرایش]

پیرنگ، یا خط داستانی، اغلب به عنوان یکی از عناصر بنیادین ادبیات داستانی برشمرده می‌شود. پیرنگ عبارت‌است از ساخت و پرداخت کنش‌های یک داستان. در سطح خرد، پیرنگ مجموعه‌ای‌ست از کنش‌ها و واکنش‌ها، یا محرک‌ها و پاسخ به محرک‌ها. در سطح کلان پیرنگ آغاز، میانه و پایان دارد. اغلب آن را با نموداری کمان شکل با خطوط زیگ‌زاگی برای نمایش اوج و فرود کنش داستان ترسیم می‌کنند. در سطح میانه، ساختار پیرنگ متشکل است از صحنه و پایان‌بندی. صحنه واحدی از درام است که در آن کنش واقع می‌شود. سپس، نوعی تحول یا گذار از موقعیت فعلی صورت می‌گیرد و در پی آن پایان‌بندی می‌آید: جمع‌بندی و پیامد داستان.

مقدمه‌چینی[ویرایش]

مقدمه‌چینی به معنای خلق موقعیت داستانی اولیه است. دراین مرحله صحنه به شیوه‌های گوناگون طراحی می‌شود، شخصیت‌ها معرفی می‌شوند، و کشمکش آغاز می‌شود. برای مثال:

شبی تاریک و طوفانی بود. بیوهٔ جوان به مرد غریبه که از سر و رویش آب می‌چکید و کف آشپزخانهٔ زن را خیس می‌کرد، خیره شد. زن گفت: «به شما گفتم شوهرم خانه نیست.» مرد به پهنای صورت لبخند زد، در را پشت سرش بست و گفت: «به من چیزی بگویید که نمی‌دانم.»

پیش‌آگاهی[ویرایش]

پیش‌آگاهی، تکنیکی است که نویسنده به کار می‌بندد تا سرنخ‌هایی را در اختیار خواننده قرار دهد. خواننده با استفاده از این سرنخ‌ها می‌تواند آنچه را که قرار است بعدتر در داستان اتفاق بیفتد پیش‌بینی کند. به عبارت دیگر، نویسنده به نکات ظریفی اشاره می‌کند که از رویدادهای آتی پیرنگ خبر می‌دهند و بعداً در داستان به کار می‌آیند.

کنش صعودی[ویرایش]

کنش صعودی، عنصر روایی یک اثر داستانی‌ست که از پس مقدمه‌چینی می‌آید و به نقطه اوج داستان می‌انجامد. کنش صعودی معمولاً به منظور ایجاد تعلیق تا رسیدن به نقطهٔ اوج به کار می‌رود و نباید آن را با میانهٔ داستان اشتباه کرد. هر آنچه بعد از نقطهٔ اوج می‌آید را کنش فرودی می‌نامند.

در یک اثر داستانی، نقطهٔ اوج جایی است که قهرمان با جدی ترن چالش خود مواجه می‌شود. چالشی که اجتناب ناپذیر است و بیم آن می‌رود که به شکست قهرمان بینجامد. نقطهٔ اوج برای مخاطب غافلگیرکننده است و او را وامی‌دارد داستان را با اشتیاق تا پایان دنبال کند. نقطهٔ اوج اغلب از سه بخش تشکل شده‌است. شخصیت دچار تغییر می‌شود، چیزی در مورد خودش یا یک شخصیت دیگر کشف می‌کند و مضمون داستان آشکار می‌شود.

کنش نزولی[ویرایش]

کنش نزولی معمولاً در تراژدی‌ها و داستان‌های کوتاه دیده می‌شود. کنش نزولی پس از اوج می‌آید و تأثیرات آن را نمایش می‌دهد و در نهایت به پایان‌بندی یا عاقبت داستان (که گاه فاجعه‌بار است) می‌انجامد. داستان پایان می‌یابد و مخاطب اتفاقی که در اوج داستان رخ داده و پیامدهای آن را درک می‌کند.

نتیجه[ویرایش]

پس از اوج، کشمکش داستان به نتیجهٔ نهایی خود می‌رسد. ممکن است یک تعلیق نهایی وجود داشته باشد که مخاطب را دربارهٔ پایان داستان در تردید بگذارد.

کشمکش[ویرایش]

کشمکش عنصری ضروری در ادبیات داستانی‌ست و به معنای چالشی است که قهرمان با آن روبه‌رو می‌شود و در تمام گونه‌های ادبیات کاربرد دارد. انواع کشمکش را بر اساس ویژگی‌های قهرمان و ضدقهرمان معمولاً به این شکل طبقه‌بندی می‌کنند:

انواع کشمکش[ویرایش]

اغلب کشمکش را به پنج گونهٔ اصلی تقسیم می‌کنند. در دوران مدرن فرد علیه ماشین یا فرد علیه تکنولوژی هم به این طبقه‌بندی افزوده شده‌است.

  1. فرد علیه خود
  2. فرد علیه فرد
  3. فرد علیه جامعه
  4. فرد علیه طبیعت
  5. فرد علیه فراطبیعت
  6. فرد علیه ماشین/تکنولوژی

شخصیت[ویرایش]

شخصیت‌پردازی را یکی از عناصر بنیادین داستان می‌دانند. شخصیت در داستان مشارکت می‌کند، معمولاً یک انسان است و هویت و ویژگی‌های گوناگونی دارد که از بطن داستان برآمده است. گونه‌های مختلف شخصیت‌های داستانی از این قرارند:

  • شخصیت راوی: شخصیتی است که مخاطب داستان را از زاویه دید او تجربه می‌کند، با او همدردی می‌کند و از او طرفداری می‌کند، از این رو شخصیت اصلی داستان است.
  • قهرمان: شخصیتی است که کنش داستان را پیش می‌برد و انتظار می‌رود به هدف غایی داستان نائل شود. در شیوهٔ داستان‌گویی غربی، قهرمان عموماً شخصیت اصلی داستان است.
  • ضدقهرمان: شخصیتی است که در برابر قهرمان قد علم می‌کند.
  • شخصیت ایستا: شخصیتی است که در روند داستان دچار تغییر محسوسی نمی‌شود.
  • شخصیت پویا: شخصیتی است که در روند داستان دستخوش تغییرات شخصیتی می‌شود.
  • شخصیت متضاد: شخصیتی است که از نظر خصوصیات درست در نقطهٔ مقابل قهرمان قرار دارد و شخصیت و ویژگی‌های قهرمان را آشکار می‌کند.
  • شخصیت مکمل: شخصیتی که در داستان نقشی ایفا می‌کند اما نقش او چندان عمده نیست.
  • شخصیت فرعی: شخصیتی است که نقش کوچکی در داستان دارد.

انواع شخصیت[ویرایش]

فورستر شخصیت‌ها را با توجه به عمل و ویژگی‌های روانی آن‌ها به دو دسته کلی تقسیم می‌کند. شخصیت‌های مسطح(flat),و شخصیت‌های گرد یا کروی(round).

شیوه‌های پرداخت شخصیت[ویرایش]

  • ویژگی‌های ظاهری: ظاهر بیرونی شخصیت توصیف می‌شود تا خواننده بتواند او را بشناسد.
  • گفتگوها: شخصیت چه می‌گوید و چطور می‌گوید.
  • کنش‌ها: کارهایی که شخصیت انجام می‌دهد و چگونگی انجام آنها
  • واکنش دیگران: شخصیت‌های دیگر او را چطور می‌بینند و با او چه رفتاری دارند.

گونه‌های پیرنگ[ویرایش]

ترتیب زمانی[ویرایش]

تمام رویدادها به ترتیبی رخ می‌دهند که در متن آمده‌است. ممکن است اشاره‌هایی به گذشته یا آینده وجود داشته باشد، اما بازگشت به گذشته یا آینده در کار نیست.

بازگشت به گذشته[ویرایش]

بازگشت به گذشته یا فلاش‌بک یعنی به میان آوردن صحنه‌ای که روایت را از زمان فعلی داستان به زمانی در گذشته برمی‌گرداند. از فلاش‌بک اغلب به منظور بازنمایی رویدادهایی استفاده می‌شود که از نظر زمانی مقدم بر خط توالی اتفاقات داستان رخ داده‌اند یا اطلاعاتی ضروری در مورد پیش‌داستان (آنچه قبل از شروع داستان رخ داده) به دست می‌دهند. فلاش‌بک‌های مبتنی بر شخصیت، رویدادهای مهمی را از گذشتهٔ شخصیت بازگو می‌کنند که در رشد و گستردگی شخصیت نقش داشته‌است.

درست در نقطهٔ مقابل، بازگشت به آینده یا فلاش‌فوروارد، رویدادهایی را آشکار می‌کند که در آینده به وقوع خواهد پیوست. این تکنیک به منظور ایجاد تعلیق در داستان یا پرداخت شخصیت به کار برده می‌شود.

پرداخت صحنه[ویرایش]

پرداخت صحنه، به معنای توصیف زمان و مکان داستان، را اغلب یکی از عناصر بنیادی ادبیات داستانی می‌دانند. در برخی موارد صحنه خود به یکی از شخصیت‌های داستان بدل می‌شود و ممکن است لحن ویژه‌ای به داستان بدهد.

درونمایه (تم)[ویرایش]

درونمایه یا تم عصارهٔ مفهومی داستان است و اغلب آن را یکی از عناصر بنیادی ادبیات داستانی می‌دانند. مفهوم یا ایدهٔ محوری داستان که عنصر وحدت‌بخش داستان هم است. اگر بپرسند «ازاین داستان چه چیزی یادگرفتید؟» پاسخ همان درونمایه یا تم خواهد بود.

سبک[ویرایش]

سبک چیزی نیست که نوشته شده بلکه چگونه نوشتن آن است. سبک در ادبیات داستانی به قراردادهای زبانی اشاره دارد که در ساختمان اثر به کار می‌روند. داستان‌نویس ممکن است بیان، ساختار جمله، جمله‌بندی، گفتگو نویسی، یا سایر جنبه‌های زبانی را دستکاری کند تا سبک یا حال و هوای به خصوصی را خلق کند. گردآورنده علی قربانی

طبقه‌بندی[ویرایش]

  • داستان بسیار کوتاه: اثری است با کمتر از ۲۰۰۰ کلمه (در برخی تعاریف ۱۰۰۰ کلمه)، تقریباً ۵ صفحه.
  • داستان کوتاه: اثری است با دست‌کم ۲۰۰۰ کلمه و دست بالا ۷۵۰۰ کلمه، ۵ تا ۲۵ صفحه.
  • نوولت: اثری است با دست‌کم ۷۵۰۰ کلمه و دست بالا ۱۷۵۰۰ کلمه، ۲۵ تا ۶۰ صفحه.
  • نوولا: اثری است با دست‌کم ۱۷۵۰۰ کلمه و دست بالا ۵۰۰۰۰ کلمه، ۷۰ تا ۱۷۰ صفحه.
  • رمان: اثری است با ۵۰۰۰۰ کلمه و بیشتر، ۱۷۰ صفحه به بالا.
  • حماسه: اثری است با ۲۰۰۰۰۰ کلمه و بیشتر، ۶۸۰ صفحه به بالا.

منابع[ویرایش]

  1. "fiction." Merriam-Webster.com. Merriam-Webster, Incorporated. 2015.
  2. Sageng, Fossheim, & Larsen (eds.) (2012). The Philosophy of Computer Games. Springer Science & Business Media. pp. 186-187.
  3. William Harmon and C. Hugh Holman A Handbook to Literature (7th edition). New York: Prentice Hall, 1990, p. 212.
An illustration from Lewis Carroll's Alice's Adventures in Wonderland, depicting the fictional protagonist, Alice, playing a fantastical game of croquet.

Fiction broadly refers to any narrative consisting of imaginary people, events, or descriptions—in other words, a narrative not based strictly on history or fact.[1][2][3] It also commonly refers, more narrowly, to written narratives in prose and often specifically novels.[4] In film, it generally corresponds to narrative film in opposition to documentary.

Overview

In its most narrow usage, fiction refers to novels, but it may also denote any "literary narrative" (see literary fiction),[5][6] including novels, novellas, and short stories. More broadly, fiction has come to encompass storytelling with imaginary elements in any format, including writings, audio recordings, live theatrical performances, comics, animated or live-action films, television programs, games (most notably, role-playing and video games), and so on.

A work of fiction implies the inventive construction of an imaginary world and, most commonly, its fictionality is publicly acknowledged, so its audience typically expects it to deviate in some ways from the real world rather than presenting only characters who are actual people or descriptions that are factually true.[7] Fiction is generally understood as not adhering precisely to the real world, which also opens it up to various interpretations.[8] Characters and events within a fictional work may even be set in their own context entirely separate from the known universe: an independent fictional universe.

In contrast to fiction is its traditional opposite: non-fiction, in which the creator assumes responsibility for presenting only the historical and factual truth. Despite the usual distinction between fiction and non-fiction, some fiction creators certainly attempt to make their audience believe the work is non-fiction or otherwise blur the boundary, often through forms of experimental fiction (including some postmodern fiction and autofiction)[9] or even through deliberate literary fraud.[10]

Formats

Traditionally, fiction includes novels, short stories, fables, legends, myths, fairy tales, epic and narrative poetry, plays (including operas, musicals, dramas, puppet plays, and various kinds of theatrical dances). However, fiction may also encompass comic books, and many animated cartoons, stop motions, anime, manga, films, video games, radio programs, television programs (comedies and dramas), etc.

The Internet has had a major impact on the creation and distribution of fiction, calling into question the feasibility of copyright as a means to ensure royalties are paid to copyright holders.[11] Also, digital libraries such as Project Gutenberg make public domain texts more readily available. The combination of inexpensive home computers, the Internet and the creativity of its users has also led to new forms of fiction, such as interactive computer games or computer-generated comics. Countless forums for fan fiction can be found online, where loyal followers of specific fictional realms create and distribute derivative stories. The Internet is also used for the development of blog fiction, where a story is delivered through a blog either as flash fiction or serial blog, and collaborative fiction, where a story is written sequentially by different authors, or the entire text can be revised by anyone using a wiki.

Types of literary fiction in prose are distinguished by relative length and include:[12]

Genre fiction

Fiction is commonly broken down into a variety of genres: subsets of fiction, each differentiated by a particular unifying tone or style; set of narrative techniques, archetypes, or other tropes; media content; or other popularly defined criterion. Science fiction, for example, predicts or supposes technologies that are not realities at the time of the work's creation: Jules Verne's novel From the Earth to the Moon was published in 1865 and only in 1969 did astronaut Neil Armstrong first land on the moon.

Historical fiction places imaginary characters into real historical events. In the early historical novel Waverley, Sir Walter Scott's fictional character Edward Waverley meets a figure from history, Bonnie Prince Charlie, and takes part in the Battle of Prestonpans. Some works of fiction are slightly or greatly re-imagined based on some originally true story, or a reconstructed biography.[15] Often, even when the fictional story is based on fact, there may be additions and subtractions from the true story to make it more interesting. An example is Tim O'Brien's The Things They Carried, a series of short stories about the Vietnam War.

Fictional works that explicitly involve supernatural, magical, or scientifically impossible elements are often classified under the genre of fantasy, including Lewis Carroll's Alice In Wonderland, J. K. Rowling's Harry Potter series, and J. R. R. Tolkien's The Lord of the Rings. Creators of fantasy sometimes introduce imaginary creatures and beings such as dragons and fairies.[3]

Literary fiction

Literary fiction is a term used in the book-trade to distinguish novels that are regarded as having literary merit, from most commercial or "genre" fiction.

Neal Stephenson has suggested that while any definition will be simplistic there is today a general cultural difference between literary and genre fiction. On the one hand literary authors nowadays are frequently supported by patronage, with employment at a university or a similar institution, and with the continuation of such positions determined not by book sales but by critical acclaim by other established literary authors and critics. On the other hand, he suggests, genre fiction writers tend to support themselves by book sales.[16] However, in an interview, John Updike lamented that "the category of 'literary fiction' has sprung up recently to torment people like me who just set out to write books, and if anybody wanted to read them, terrific, the more the merrier. ... I'm a genre writer of a sort. I write literary fiction, which is like spy fiction or chick lit".[17] Likewise, on The Charlie Rose Show, he argued that this term, when applied to his work, greatly limited him and his expectations of what might come of his writing, so he does not really like it. He suggested that all his works are literary, simply because "they are written in words".[18]

Literary fiction often involves social commentary, political criticism, or reflection on the human condition.[19] In general it focuses on "introspective, in-depth character studies" of "interesting, complex and developed" characters.[19][20] This contrasts with genre fiction where plot is the central concern.[21] Usually in literary fiction the focus is on the "inner story" of the characters who drive the plot, with detailed motivations to elicit "emotional involvement" in the reader.[22][23] The style of literary fiction is often described as "elegantly written, lyrical, and ... layered".[24] The tone of literary fiction can be darker than genre fiction,[25] while the pacing of literary fiction may be slower than popular fiction.[25] As Terrence Rafferty notes, "literary fiction, by its nature, allows itself to dawdle, to linger on stray beauties even at the risk of losing its way".[26]

Realism

Realistic fiction typically involves a story whose basic setting (time and location in the world) is real and whose events could feasibly happen in a real-world setting; non-realistic fiction involves a story where the opposite is the case, often being set in an entirely imaginary universe, an alternative history of the world other than that currently understood as true, or some other non-existent location or time-period, sometimes even presenting impossible technology or a defiance of the currently understood laws of nature. However, all types of fiction arguably invite their audience to explore real ideas, issues, or possibilities in an otherwise imaginary setting, or using what is understood about reality to mentally construct something similar to reality, though still distinct from it.[note 1][note 2]

In terms of the traditional separation between fiction and non-fiction, the lines are now commonly understood as blurred, showing more overlap than mutual exclusion. Even fiction usually has elements of, or grounding in, truth. The distinction between the two may be best defined from the perspective of the audience, according to whom a work is regarded as non-fiction if its people, places, and events are all historically or factually real, while a work is regarded as fiction if it deviates from reality in any of those areas. The distinction between fiction and non-fiction is further obscured by an understanding, on the one hand, that the truth can be presented through imaginary channels and constructions, while, on the other hand, imagination can just as well bring about significant conclusions about truth and reality.[citation needed]

Literary critic James Wood, argues that "fiction is both artifice and verisimilitude", meaning that it requires both creative invention as well as some acceptable degree of believability,[29] a notion often encapsulated in poet Samuel Taylor Coleridge's term: willing suspension of disbelief. Also, infinite fictional possibilities themselves signal the impossibility of fully knowing reality, provocatively demonstrating that there is no criterion to measure constructs of reality.[30]

See also

Notes

  1. ^ As philosopher Stacie Friend explains, "in reading we take works of fiction, like works of non-fiction, to be about the real world—even if they invite us to imagine the world to be different from how it actually is. [Thus], imagining a storyworld does not mean directing one's imagining toward something other than the real world; it is instead a mental activity that involves constructing a complex representation of what a story portrays".[27]
  2. ^ The research of Weisberg and Goodstein (2009) revealed that, despite not being specifically informed that, say, the fictional character Sherlock Holmes, had two legs, their subjects "consistently assumed that some real-world facts obtained in fiction, although they were sensitive to the kind of fact and the realism of the story."[28]

References

  1. ^ "fiction." Lexico. Oxford University Press. 2019.
  2. ^ Sageng, Fossheim, & Larsen (eds.) (2012). The Philosophy of Computer Games. Springer Science & Business Media. pp. 186–87.
  3. ^ a b William Harmon and C. Hugh Holman A Handbook to Literature (7th edition). New York: Prentice Hall, 1990, p. 212
  4. ^ M. h. Abrams, A Glossary of Literary Terms (7th edition), Fort Worth: Harcourt Brace, 1999, p. 94
  5. ^ M. H. Abrams, A Glossary of Literary Terms (7th edition). Fort Worth, TX: Harcourt Brace, 1999, p. 94.
  6. ^ "Definition of 'fiction'." Oxford English Dictionaries (online). Oxford University Press. 2015.
  7. ^ Farner, Geir (2014). "Chapter 2: What is Literary Fiction?". Literary Fiction: The Ways We Read Narrative Literature. Bloomsbury Publishing USA.
  8. ^ Culler, Jonathan (2000). Literary Theory: A Very Short Introduction. Oxford University Press. p. 31. Non-fictional discourse is usually embedded in a context that tells you how to take it: an instruction manual, a newspaper report, a letter from a charity. The context of fiction, though, explicitly leaves open the question of what the fiction is really about. Reference to the world is not so much a property of literary [i.e. fictional] works as a function they are given by interpretation.
  9. ^ Iftekharuddin, Frahat (ed.). (2003). The Postmodern Short Story: Forms and Issues. Greenwood Publishing Group. p. 23.
  10. ^ Menand, Louis (2018). "Literary Hoaxes and the Ethics of Authorship". The New Yorker. Condé Nast.
  11. ^ Jones, Oliver. (2015). "Why Fan Fiction is the Future of Publishing." The Daily Beast. The Daily Beast Company LLC.
  12. ^ Milhorn, H. Thomas. (2006). Writing Genre Fiction: A Guide to the Craft. Universal Publishers: Boca Raton. pp. 3–4.
  13. ^ J. A. Cuddon, The Penguin Dictionary of Literary Terms (1992). London: Penguin Books, 1999, p. 600.
  14. ^ Heart of Darkness Novella by ConradEncyclopædia Britannica,
  15. ^ Whiteman, G.; Phillips, N. (13 December 2006). "The Role of Narrative Fiction and Semi-Fiction in Organizational Studies". ERIM Report Series Research in Management. ISSN 1566-5283. SSRN 981296.
  16. ^ Slashdot Interview from 20 October 2004 with Neal Stephenson
  17. ^ Grossman 2006.
  18. ^ The Charlie Rose Show from 14 June 2006 with John Updike Archived 3 February 2009 at the Wayback Machine
  19. ^ a b Saricks 2009, p. 180.
  20. ^ Coles 2009, p. 7.
  21. ^ Saricks 2009, pp. 181–82.
  22. ^ Coles 2007, p. 26.
  23. ^ Coles 2009, p. 8.
  24. ^ Saricks 2009, p. 179.
  25. ^ a b Saricks 2009, p. 182.
  26. ^ Rafferty 2011.
  27. ^ Friend, Stacie (2017). "The Real Foundation of Fictional Worlds" (PDF). Australasian Journal of Philosophy. 95: 29–42. doi:10.1080/00048402.2016.1149736.
  28. ^ Weisberg, D.S. & Goodstein, J., "What Belongs in a Fictional World?", Journal of Cognition and Culture, Vol. 9, No. 1, (March 2009), pp. 69–78.
  29. ^ Wood, James. 2008. How Fiction Works. New York. Farrar, Straus & Giroux. p. xiii.
  30. ^ George W. Young: Subversive Symmetry. Exploring the Fantastic in Mark 6:45–56. Brill, Leiden 1999, p. 98, 106–09. ISBN 90-04-11428-9

Bibliography

External links