احکام تکلیفی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

احکام تکلیفی، در فقه اسلامی، احکام عملیست که است که وظیفه عملی مکلف را مشخص می‌کند و بر پنج صورت است:

واجب[ویرایش]

در لغت به معنای لازم، ناگریز و حتمی است[۱] و در اصطلاح فقه اسلام عملی است که انجامش بر مکلَف لازم است و ترک آن عذاب دارد. مانند:نماز[۲]

واجبات عبارتند از:[۳] و[۴]

ا-تحقیق دراصول دین۲- اجتهاد تحقیق یااحتیاط درفروع۳-طهارت بدن لباس ومکان سجده درنماز۴-طهارت مسجدوقرآن متنجس۵-طهارت نام خدا ومعصومین تربت ازنجاست۶-وضو غسل یاتیمم برای نماز۷-غسل کفن حنوط دفن ونمازمیت۸-نمازهای یومیه۹-سایرنمازهای واجب(۵مورد)۱۰- واجبات نماز(۱۱مورد)-۱۱-رعایت اوقات نماز۱۲-روبقبله کردن محتضر۱۳-سترعورت درنمازبرای مرد۱۴-پوشش کامل زن درنماز۱۵-شناخت قبله برای نماز۱۶-سجده‌های واجب وسهو۱۷-روزه ماه مبارک رمضان۱۸-خمس درمواردمذکوره۱۹-زکات مال۲۰-زکات فطره۲۱-یکبارحج درعمر۲۲-نجات جان مسلمان۲۳-پیگیری شغل برای تأمین معاش۲۴-امربمعروف ونهی ازمنکر۲۵-وجوب ازدواج در شرایط خطر۲۶-اگاهی ازمسائل معاملات۲۷-وفای بعهد۲۸-سترعورت جزبرای زوجین[۱]

حرام[ویرایش]

در لغت به معنای ناروا شدن و ممنوع کردن چیزی است[۱] و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که ترک آن بر مکلَف لازم و انجامش عذاب دارد. مانند: دروغ[۲]

حرامها عبارتند از:[۵]

۱-افتاتوسط غیرمجتهد۲-عبادات برای حائض ونفساء۳-تخلی درمعابرعمومی وموقوفات خاص وروی قبرمومن وروبقبله یاپشت بان۴- نجس کردن مسجدواموال ان۵- -نجس کردن قرآن وتربت وحرم پیامبرومعصومین ۶-بردن نجاست بمساجد۷-رفتن بمسجدالحرام ومسجدپیامبروسایرمساجدوتوقف دران درحالت جنابت۸-گذاشتن چیزی درمواردیادشده درحالت جنابت حیض ونفاس۹-تخریب یآفروش اموال مساجد۱۰-مس قرآن یانام خداوپیامبرومعصوم بی وضویادرحالت جنابت حیض ونفاس۱۱-نوشتن قرآن بامرکب نجس۱۲-دادن قرآن بکآفر۱۳-ایستادن یانشستن روی قرآن یانام خدا۱۴-قرائت آیات سجده داربرا ی جنب حائض ونفسا۱۵-سجده برای غیرخدا۱۶-وضویاغسل ازظروف مرداری یانجس العین۱۷-سه بار یابیشترشستن دروضو۱۸-روزه یوم الشک به عنوان رمضان۱۹-روزه عیدفطروقربان۲۰-روزه مستحبی زن بی اجازه شوهر۲۱-روزه مضرببدن۲۲-حرامهادرمراسم حج۲۳-مخالفت با مقررات حکومت اسلامی۲۴-تقویت اسرائیل۲۵-ازدواج بامحارم۲۶-ازدواج باخواهرزن۲۷-ازدواج زن مسلمان باکآفر ۲۸-ازدواج دائم مردمسلمان باکآفر۲۹-ازدواج بازن شوهردارکه بااوزناشده‌است۳۰-ازدواج بازنی که درعده عقدشده‌است ۳۱-ازدواج بامادرودختروخواهرپسرمدخوله۳۲-ازدواج در حال احرام۳۳-ازدواج باهمسرسه طلاقه۳۴-طلاق در حین حیض۳۵-سفرزن بدون اجازه شوهر۳۶-سفرفرزندبانهی والدین۳۷-نزدیکی باهمسرزیر۹سال۳۸-نزدیکی به هنگام حیض۳۹-نزدیکی درماه رمضان۴۰-نگاه کردن بزن نامحرم۴۱-رویت عورت دیگری بجزهمسر۴۲-نگاه مردببدن مرددیگرباشهوت۴۳-تماس بدنی بانامحرم۴۴-معامله عین نجاست۴۵-معامله اموال غصبی۴۶-تجارت اشیائی که منافع حرام دارند۴۷-تجارت آلات موسیقی۴۸-معامله مالی که مالیت ندارد۴۹-معاملات ربوی۵۰-معامله طلابطلاونقره بنقره۵۱-معامله چیزی که بقصدحرام باشد۵۲-معامله مسکرات۵۳-قمارودزدی۵۴-ترک تعهدنذروقسم۵۵-غصب مال یاحق دیگری۵۶-ساختن ومزدوری ساخت طلاونقره۵۷-رقص جزبرای همسر۵۸-نشستن برسفره شراب۵۹-بازی با پاسورونرد۶۰-استماع موسیقی مطرب۶۱-حضوردرمکان خطر۶۲-نبش قبر۶۳-ورودنطفه برحم نامحرم۶۴-استعمال موادمخدرودخانی۶۵-استعمال ظروف طلاونقره دراتاق۶۶-اکل وشرب نجاست ومتنجس۶۷-نوشیدن ازطروف طلاونقره۶۸-اشامیدن ازظروف مرداری ونجس العین۶۹-نوشیدن ابجووسایرمسکرات۷۰-خوردن گوشت حیوان وطی شده۷۱-خوردن گوشت وشیرحیوان مرده دراب۷۲-خوردن گوشت درندگان۷۳-خوردن گوشت فیل خرگوش وحشرات۷۴-خوردن گوشت پرندگان دارای چنگال۷۵-خوردن گوشت پرندگان بابال صاف درپرواز۷۶-خوردن۱۴ قسمت ازبدن حلال گوشت۷۷-خوردن قطعه جداشده ازبدن زنده۷۸-خوردن اشیاءخبیث وپلید۷۹-خوردن خاک وگل۸۰-خوردن مال حرام۸۱-خورانیدن مال نجس یامتنجس۸۲-فرارازجهاد۸۳-اتهام زنابزن پارسا۸۴-زنا۸۵-لواط۸۶-مساحقه۸۷-قیادت۸۸-قتل نفس۸۹-ضرب وجرح۹۰-عاق والدین۹۱-محاربه وافسادفی الارض۹۲-سحروجادو۹۳-سخن چینی۹۴-تجسس درکاردیگران۹۵-کذب۹۶-خیانت درامانت۹۷-غیبت۹۸-کفر۹۹-شرک۱۰۰-ارتداد [۲][۶] و[۴]

مستحب[ویرایش]

در لغت به معنای دوست داشته شده و پسندیده شده‌است[۱] و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که انجامش بر مکلَف مطلوب است و پاداش دارد ولی ترک آن عذاب ندارد. مانند: نماز شب[۲] تعداد مستحبات بسیار زیاد است وقابل احصا نیست

مکروه[ویرایش]

در لغت به معنای ناپسند، ناخوشایند و ناگوار است[۱] و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که ترک آن مطلوب است و پاداش دارد ولی انجامش عذاب ندارد. مانند: پوشیدن لباس سیاه در نماز[۲] تعداد مکروهات نیز قابل احصا نیست چه ترک هر مستحبی خود مکروه تلقی می‌گردد.

مباح[ویرایش]

در لغت به معنای روا و جایز است[۱] و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که انجام و ترک آن بر مکلَف مساوی است؛ نه عذابی دارد و نه پاداشی. مانند: راه رفتن. هر آنچه درموارد چهارگانه نباشد درقلمرو مباحات تلقی می‌گردد.[۲]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ لغتنامه دهخدا
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ محمد حسین فلاح‌زاده. آموزش فقه. چاپ بیست و سوم. قم: انتشارات الهادی، تابستان ۸۴. صفحهٔ ۲۲. ISBN 964-400-157-5
  3. رساله عملیه آیت الله ناصر مکارم شیرازی
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ تحریر الوسیله امام خمینی
  5. برگرفته ازرساله عملیه آیت الله ناصرمکارم شیرازی
  6. برگرفته ازرساله عملیه آیت الله مکارم شیرازی

منابع[ویرایش]