ابوالحسن محمد عامری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
شیخ أبی الحسن محمد ابن یوسف العامری النیسابوری
محمد بن یوسف عامری نیشابوری
Al Ameri.png
عامری مهم‌ترین فیلسوف، در فاصله زمانی میان فارابی و ابن‌سینا است
زادروز۳۰۰ (قمری)/ ۹۱۲ یا ۹۱۳ میلادی در نیشابور
درگذشت۲۷ شوال ۳۸۱ (قمری)/ /۹۹۰ یا ۹۹۱ میلادی در نیشابور
پیشهفلسفه، منطق، فقه، علوم طبیعی، اخلاق، کلام و سیاست
سال‌های فعالیتسده چهارم هجری
شناخته‌شده برایعالم مسلمان،
تأثیرگذارانکندی ابوزید بلخی و ابوالفضل بن عمید
تأثیرپذیرفتگانابوعلی مسکویه، ابوحیان توحیدی و مانی مجوسی
دیناسلام
مذهبحنفی

ابوالحسن محمد بن یوسف عامری (به عربی: أبو الحسن محمد ابن یوسف العامری) فیلسوف، منطق دان و دانشمند معروف در سده چهارم هجری بود. ابوالحسن عامری از جمله مهم‌ترین فیلسوفانی است که در فاصله زمانی میان فارابی و ابن‌سینا می‌زیسته‌است.

زندگی[ویرایش]

ابوالحسن در نیشابور زاده شد و در همان‌جا به تحصیل علوم دینی پرداخت و سپس در بلخ نزد ابوزید بلخی به تحصیل فلسفه پرداخت. پس از مرگ استاد به چاچ رفت و نزد ابوبکر قفال، فقه و کلام آموخت و سپس به بخارا بازگشت و کتاب معروف خود السعاده و الاسعاد را نوشت. در فاصله سال‌های ۳۵۲–۳۴۲ در نیشابور ساکن بود و حدود سال ۳۵۳، ۵ سال ساکن ری شد و به آموزش و نوشتن مشغول بود. ظاهراً در همین شهر ابوعلی مسکویه، مورخ نامدار در خدمت او بوده، ابوالحسن در ری از حمایت ابوالفضل بن عمید وزیر آل بویه و فرزند و جانشین او ابوالفتح برخوردار بود.

دو گزارش از سفر او به بغداد در تذکره‌ها آمده‌است: نخستین سفر، پیش از ۳۳۵ ق، ابوالحسن عامری در بغداد با بی‌اعتنایی دانشمندان روبه‌رو شد و آزرده‌خاطر به زادگاهش بازگشت.
در سفر دوم ابوالحسن عامری به بغداد، در مصاحبت ابوالفتح بن‌عمید، مناظره‌ای میان او و ابوسعید سیرافی اتفاق افتاد. وی در مجلسی که علمای بسیاری حاضر بودند آغاز سخن کرد و از ابوسعید دربارهٔ <طبیعت باء بسم‌الله> پرسید و ابوسعید که در پاسخ فرومانده بود، سخت بر ابوالحسن تاخت.

ابوالحسن علاوه بر ابوزید بلخی نزد ابوالفضل بن عمید درس خوانده‌است. در میان کسانی که از او دانش‌آموخته‌اند، افزون بر ابوعلی مسکویه، ابوحیان توحیدی و مانی مجوسی نام می‌برد. ابوالقاسم کاتب نیز مدت‌ها ملازم او بوده و ابوحیان توحیدی و علی‌بن حسین هندو از دبیران دیوان عضدالدوله نیز در زمره شاگردان او بوده و از او فلسفه آموختند. برخی ابوالحسن را به دلیل مشرب زیدی استادش- ابوزید بلخی- فیلسوف زیدی یاد می‌کنند که فلسفه و دیانت را ملازم و مساوق یکدیگر می‌دانست. ابوالحسن به دلیل اعتقاد به قدم عالم و نیز کلامش در هیولی و صورت و زمان و مکان، به الحاد متهم شد. آرگون در این‌باره می‌نویسد: ا

بوالحسن رشک دانشمندان پایتخت‌نشین را برانگیخت، چه آنان می‌ترسیدند که با حضور این شهرستانی زمخت‌رفتار که با دانش و فضیلت خود احترام همگان را برمی‌انگیخت، از عنایات امیر محروم شوند.[۱]

او علاوه بر اینکه در فلسفه صاحب‌نظر بوده و تالیفاتی دارد، در باب اخلاق و دین نیز تحقیق و بررسی کرده و آثار ارزشمندی را پدیدآورده‌است.

آثار[ویرایش]

  • الاعلام بمناقب الاسلام:[۲] ابوالحسن در این کتاب از مقام و منزلت دین اسلام سخن گفته‌است. غلام‌حسین ابراهیمی دینانی دربارهٔ این اثر می‌نویسد: «کتاب الاعلام ابوالحسن عامری از جهت سبک و روش کم‌نظیر بوده و احتمالاً پیش از او کسی بدین سبک و سیاق کتابی ننوشته‌است.»
  • الامد علی الابد:[۳] این کتاب حاوی اندیشه‌های تازه‌ای از عامری دربارهٔ صفات اضافیه و سلبیه خداوند است. ابوالحسن در این‌باره، تبدل اضافات را در خداوند جایز ندانسته و معتقد است اختلاف اضافات در مورد باری‌تعالی موجب اختلاف حیثیات در ذات مقدس او خواهد بود و اختلاف حیثیات سبب تکثر می‌شود. متفکران بعدی هم چون قطب‌الدین شیرازی در شرح حکمه‌الاشراق شیخ شهاب‌الدین سهروردی راجع به صفات اضافیه و سلبیه خداوند به تفصیل سخن گفته و همان مطالبی را که ابوالحسن عامری در آثار خود مطرح کرده آورده‌است، اما شگفت اینکه وی این مطالب را منسوب به سهروردی کرده و مدعی شده‌است که پیش از سهروردی هیچ‌یک از متفکران بدین‌گونه سخن نگفته‌اند. در حالی که صدرالدین شیرازی این سخن قطب‌الدین را نقد کرده و می‌گوید: «این مطالب را در الامد ابوالحسن دیده‌ام که آنها را به انباذقلس نسبت داده‌است.»
  • التقریر لاوجه التقدیر :دربارهٔ فلسفه‌است.
  • السعاده و الاسعاد فی السیره الانسانیه:[۴]ابوالحسن این کتاب را به مباحث اخلاق و سیاست اختصاص داده‌است. البته جناب نصرالله حکمت انتساب کتاب را رد کرده‌است.[۵]
  • الفصول فی‌المعالم الالهیه
  • القول فی‌الابصار و المبصر
  • الإتمام لفضائل الأنام
  • الفصول الربانیة فی المباحث النفسانیة
  • النُّسک العقلی
  • شروح علی کتب أرسطو
  • رسائل:[۶]در این کتاب ابوالحسن عامری «استقرار عدالت و دوری از ظلم و جور را هدف غایی حکومت و حکومت‌داری» می‌داند.

پانویس[ویرایش]

  1. (دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۵/۳۴۷)
  2. این کتاب به کوشش احمد عبدالحمید غراب در قاهره ۱۹۶۷ م به چاپ رسیده و ترجمه آن به فارسی توسط احمد شریعتی و حسین منوچهری در تهران ۱۳۶۷۷ش منتشر شده‌است.
  3. به کوشش ا.ک. روسن (مؤسسه مک‌گیل در تهران) و نیز در بیروت (دارالکندی، ۱۹۷۹م) به چاپ رسیده‌است
  4. این کتاب به کوشش مجتبی مینوی وانتشارات دانشگاه تهران در ۱۳۳۶ ش به چاپ رسیده‌است.
  5. http://www.ensani.ir/fa/content/73537/default.aspx
  6. با نام «الشذرات الباقیه من مولفات العامری المفقوده» در سال ۱۹۸۸ از سوی سحبان خلیفات در عمان به چاپ رسیده‌است.

منابع[ویرایش]

  • «المقابسات» و «الإمتاع والمؤانسة» از ابو حیان التوحیدی
  • «تجارب الأمم وتعاقب الهمم» از مسکویه
  • نوشتار «مفهوم الثقافة الاسلامیة عند ابی الحسن العامری» از احمد عبدالحمید غراب المجله شماره ژوئن ۱۹۶۷/ ۱۹–۲۰ چاپ مصر.
  • رسائل ابوالحسن عامری،: با مقدمه و تصحیح سبحان خلیفات؛ ترجمه مهدی تدین
  • تاریخ فلسفهٔ اسلامی نوشتهٔ هانری کوربن

Abu al-Hassan Muhammad ibn Yusuf al-Amiri (Arabic: أبو الحسن محمد ابن يوسف العامري‎) (died 992) was a Muslim theologian and philosopher of Persian origin, who attempted to reconcile philosophy with religion, and Sufism with conventional Islam. While al-'Amiri believed the revealed truths of Islam were superior to the logical conclusions of philosophy, he argued that the two did not contradict each other. Al-'Amiri consistently sought to find areas of agreement and synthesis between disparate Islamic sects. However, he believed Islam to be morally superior to other religions, notably Zoroastrianism and Manicheism.[1]

Al-Amiri was the most prominent Muslim philosopher following the tradition of Kindi in Islamic Philosophy. He was contemporary of Ibn Miskawayh and his friend, and lived in a half century between Al-Farabi and Ibn Sina. He was a polymath who wrote on "...logic, physics, psychology, metaphysics, ethics, biology and medicine, different religions, Sufism and interpretation of the Qurʾān, as well as of dreams."[2]

Life and education

Abu'l Hasan Muhammad ibn Yusuf al-'Amiri was born in Nishapur, Khorasan, in modern-day Iran. He began his career studying under Abu Zayd al-Balkhi in Khurasan, before moving to Rey and ultimately Baghdad. It was in Baghdad where he met noted 10th-century intellectuals such as al-Tawhidi and Ibn Miskawayh.

Al 'Amiri retired in Bukhara, where he had access to the Samani library, and died in Nishapur in 992. He believed that philosophy did not contradict the teachings of Islam and tried to focus and base his beliefs on both philosophy and Islam. However many people believed that the philosophy teachings/beliefs are much different from Islam's or any other cultures. Al-'Amiri argued that revealed truth must be superior to philosophy. His beliefs involved the Greeks too. In Abu'l Hasan Muhammad Ibn Yusuf al-'Amiri believed that the Greeks did not have a final say because they as a society, lacked a prophet who had a final say in all forms. Abu'l Hasan Muhammad Ibn Yusuf al-'Amiri's main purpose was to defend Islam against a form of philosophy which was regarded as independent of revelation.[3]

Works

  • al-I'lam bi manaqib al-Islam (An Exposition on the Merits of Islam)
  • Inqadh al-bashar min al jahr wa'l-qadar (Deliverance of Mankind from the Problem of Predestination and Free Will). Here al-'Amiri attempts a resolution of the problem of free will by the application of Aristotelian principles.
  • al-Taqrir li-awjuh al-taqdir (The Determination of the Various Aspects of Predestination) al-'Amiri continues to address the problem of free will.
  • Kitab al-amad 'ala'l-abad (On the Afterlife).

References

  1. ^ MuslimPhilosophy.com
  2. ^ Elvira Wakelnig in Henrik Lagerlund (ed.), Encyclopedia of Medieval Philosophy : Volume 1, Springer Science & Business Media (2010), p. 73
  3. ^ Tom Gaskell, 1998. Web. 27 Sept. 2009. <http://www.muslimphilosophy.com/ip/rep/H041>.