ابوالحسن قطبشاه
| ابوالحسن قطبشاه | |
|---|---|
| هشتمین سلطان گلکنده | |
| سلطنت | ۲۱ آوریل ۱۶۷۲ – ۲۲ سپتامبر ۱۶۸۷ |
| تاجگذاری | ۲۱ آوریل ۱۶۷۲ |
| پیشین | عبدالله قطبشاه |
| جانشین | موقعیت لغو شد |
| زاده | حیدرآباد (اکنون در تلانگانا، هند) |
| درگذشته | ۱۶۹۹ قلعه دولتآباد (اکنون در مهاراشترا، هند) |
| آرامگاه | |
| همسران | پادشاه بیبی |
| فرزند(ان) | ۵ |
| خاندان | سلطاننشین گلکنده |
ابوالحسن قطبشاه، که با نام ابوالحسن تاناشاه نیز شناخته میشود، هشتمین و آخرین حاکم سلسلهٔ قطبشاهی و فرمانروای پادشاهی گلکنده در جنوب هند بود. او از سال ۱۶۷۲ تا ۱۶۸۶ سلطنت کرد. تاناشاه، آخرین سلطان این سلسلهٔ اسلامی شیعه، بهعنوان حاکمی فراگیر شناخته میشود؛ او بهجای آنکه تنها مسلمانان را به وزارت بگمارد، هندوهای برهمن مانند برادران مدانا و آکانا را نیز به سمتهای وزارت مالیات و خزانهداری منصوب کرد. در اواخر سلطنت او، یکی از ژنرالهایش به امپراتوری مغول پیوست و به اورنگزیب شکایت برد که هندوها در سلطنت گلکنده قدرت زیادی یافتهاند. در پی این شکایت، اورنگزیب هنگی به فرماندهی پسرش فرستاد که وزرای هندو تاناشاه را سر برید و سلطنت او را غارت کرد. در سال ۱۶۸۷، اورنگزیب دستور دستگیری تاناشاه را صادر کرد و او در قلعهٔ دولتآباد زندانی شد. تاناشاه سرانجام در سال ۱۶۹۹ در زندان درگذشت.[۱][۲][۳]
زندگینامه
[ویرایش]

در دوران کودکی و جوانی، او هیچگونه ارتباطی با دربار سلطنتی نداشت.[۴] او با یکی از سه دختر سلطان عبدالله قطبشاه، پادشاه قبلی سلسلهٔ گلکنده، ازدواج کرد. از آنجایی که عبدالله قطبشاه وارث پسری نداشت، پس از مرگش جانشینی بین سه دامادش مطرح شد. یکی از آنها در زندان بود و گزینههای اصلی به سیداحمد و ابوالحسن قطبشاه محدود شد. در رقابت برای کسب قدرت، ژنرالهای مسلمان طرفداری از ابوالحسن قطبشاه را برگزیدند.[۴]
مورخان مسلمان او را از نوادگان دور خاندان قطبشاهی توصیف کردهاند، با این حال فردی تنبل و مستعد مصرف مشروبات الکلی بود و مدتی شاگرد واعظ صوفی، سید کثال، بود.[۴] او را نوهٔ یکی از برادرزادههای سلطان محمدقلی قطبشاه میدانند.[۵]
او به دلیل «عشق به هنر و لذت» به «تاناشاه» (به معنی پادشاه مزه یا ذوق) معروف شد.[۶][۷]
اداره
[ویرایش]آنهماری شیمل، پژوهشگر مطالعات اسلامی، بیان میکند که سلاطین اولیهٔ سلسلهٔ قطبشاهی هندوها را از برگزاری جشنهای مذهبی خود بازمیداشتند. اما در دوران سلطنت محمدقلی قطبشاه (۱۵۸۰–۱۶۱۱)، که حاکمی مداراجو بود، هندوها توانستند آشکارا جشنهای مذهبی خود، از جمله دیوالی و هولی، را برگزار کنند.[۸] این سیاست در دورهٔ ابوالحسن قطبشاه ادامه یافت و او هندوهای برهمن، از جمله برادران مدانا و آکانا، را به وزارت جمعآوری مالیات و خزانهداری منصوب کرد. این دو برادر اصلاحات گستردهای انجام دادند و قدرت قابل توجهی کسب کردند. با این حال، افزایش قدرت هندوهای برهمن به اختلاف نظر شدیدی میان نخبگان مسلمان منجر شد. جناح مسلمان برای حل این مشکل به اورنگزیب متوسل شد و او هنگی به فرماندهی پسرش برای حمله به گلکنده فرستاد. در نتیجه، مدانا و آکانا اعدام شدند و اموال غارت شده و بسیاری از هندوهای دیگر در مناصب اداری سلسلهٔ قطبشاهی کشته شدند. اندکی پس از این وقایع، ابوالحسن قطبشاه توسط اورنگزیب زندانی شد و با مرگ او در زندان، سلسلهٔ قطبشاهی به پایان رسید.[۱][۴]
حبس، مرگ و دفن
[ویرایش]به دستور امپراتور مغول، اورنگزیب، تاناشاه دستگیر و در قلعهٔ دولتآباد (نزدیک اورنگآباد) زندانی شد. او پس از دوازده سال اسارت در همان مکان درگذشت. هنگامی که سلطان وفات یافت، جسد او در قبری ساده در خلدآباد به خاک سپرده شد، در حرم شاه راجو قتال، صوفی بزرگی که از نوادگان او، رضیالدین راجو قتال، مورد احترام سلطان بود.[۹] با مرگ ابوالحسن قطبشاه، سلسلهٔ قطبشاهی به پایان رسید و قلمرو آن به بخشی از شش استان مغول در دکن تبدیل شد. مهابتخان، که پیشتر فرماندهٔ ارتش قطبشاهی و سپس وفادار به مغولها شده بود، بهعنوان فرماندار گلکنده منصوب شد و تحت نظامهای اورنگزیب، پایههای ایالت حیدرآباد را بنا نهاد.
خانواده
[ویرایش]او با سومین دختر عبدالله قطبشاه ازدواج کرد که پس از به سلطنت رسیدنش به بادشاه بیبی معروف شد.[۱۰] این زوج صاحب پنج فرزند بودند:[۱۱]
- دختر بزرگتر: ازدواج نکرد و تا زمان مرگ پدرش، همراه همیشگی او بود.
- دختر دوم: با سکندر عادلشاه، حاکم بیجاپور، ازدواج کرد.
- دختر سوم: با عنایتخان، پسر جمدةالملک اسدخان، ازدواج کرد.
- دختر چهارم: با شیخ محمد سرهندی ازدواج کرد.
- خدا بنده یا بندهٔ سلطان: تنها پسر؛ در زمان اسارت پدرش به دنیا آمد و پس از مرگ او به مکانی نامعلوم منتقل شد و اطلاعات بیشتری از او در دست نیست. بر اساس برخی روایات، او به شهر ساحلی کاروار منتقل شد.
اصطلاح «تاناشاه»
[ویرایش]لقب تاناشاه، که در اصل به ابوالحسن قطبشاه تعلق داشت، به تدریج دگرگون شد و در معنا بهعنوان مترادف «مستبد» یا «دیکتاتور» وارد زبانهای رایج هندوفارسی و همچنین زبانهای هندوآریایی مدرن شد.
طبق روایات محلی در دکن، ابوالحسن توسط مرشد معنوی خود، سید شاه راجو قتال حسینی اهل حیدرآباد، با محبت «تانیشاه» یا «تاناشاه» خطاب میشد. در این زمینه، این لقب به معنای «کودک قدیس»، «حاکم خیرخواه» یا «پادشاه پرهیزگار» تفسیر میشد.[۱۲]
با این حال، با گذر زمان، این لقب در زبانهای شمال هند، بهویژه اردو و هندی، معنایی منفی یافت و «تاناشاه» (तानाशाह) به معنای حاکم مستبد یا خودکامه بهکار رفت. فرهنگنویسان این تغییر معنایی را ناشی از تأثیر زبان فارسی میدانند، جایی که «تانا» به معنای خشونت یا استبداد و «شاه» به معنای «پادشاه» است.[۱۳][۱۴]
مورخان بر این باورند که وقایعنگاران مغول بعدی و نویسندگان استعماری ممکن است در بازتفسیر سلطنت ابوالحسن نقش داشته باشند و آن را بهعنوان حکومتی سهلگیرانه و ناکارآمد تصویر کردهاند. در نتیجه، لقب او در بیشتر مناطق آسیای جنوبی بهعنوان اصطلاحی برای حکومت استبدادی یا دیکتاتوری به کار رفت.[۱۵]
منابع
[ویرایش]- 1 2 Gijs Kruijtzer (2002), Madanna, Akkanna and the Brahmin Revolution: A Study of Mentality, Group Behaviour and Personality in Seventeenth-Century India, Journal of the Economic and Social History of the Orient, Vol. 45, No. 2, pp. 231-267, JSTOR 3632842
- ↑ Annemarie Schimmel (1975), Classical Urdu Literature from the Beginning to Iqbāl, Otto Harrassowitz, pp 143-152
- ↑ A.H. Longhurst (1924), Memoirs of the Archaeological Society of India No. 17 Part 1, p. 24
- 1 2 3 4 Aiyangar, S. Krishnaswami (1932). "Abul Hasan Qutub Shah and his Ministers, Madanna and Akkanna". Journal of Indian History. University of Kerala. 10: 93–107.
- ↑ Gijs Kruijtzer (2009), Xenophobia in Seventeenth-Century India, Leiden University Press, p. 86
- ↑ Stuart C. Welch Jr. (1963), Mughal and Deccani Miniature Paintings from a Private Collection, Ars Orientalis, Vol. 5, p. 221 context: pp. 221-233, JSTOR 4629190
- ↑ M Zebrowski (1983), Deccani Painting, شابک ۹۷۸۰۵۲۰۰۴۸۷۸۲, London, pp. 189–198, Chapter 10
- ↑ Annemarie Schimmel, Classical Urdu Literature from the Beginning to Iqbāl, (Otto Harrassowitz, 1975), 143; Quote: "[Muhammad Quli ... was an enlightened and tolerant ruler...] Hindus enjoyed good positions at court and were again allowed to celebrate some of their religious festivals, such as Holi and Diwali, prohibited by the previous Muslim kings" – Annemarie Schimmel
- ↑ Green, Nile (2004-01-01). "Auspicious Foundations: The Patronage of Sufi Institutions in the Late Mughal and Early Asaf Jah Deccan". South Asian Studies. 20 (1): 75. doi:10.1080/02666030.2004.9628637. ISSN 0266-6030. S2CID 194095748.
- ↑ Nayeem, M. A. (2006). The heritage of the Qutb Shahis of Golconda and Hyderabad. Hyderabad Publishers. p. 19. ISBN 978-81-85492-23-0.
- ↑ Sherwani, Haroon Khan (1974). History of the Qutb Shāhī Dynasty. Munshiram Manoharlal Publishers. p. 652.
- ↑ "Tana Shah, the last ruler of Qutb Shahi dynasty". The Hans India. 11 September 2013. Retrieved 8 October 2025.
- ↑ "تاناشاه (Tānāshāh) meaning in Urdu". Kaikki.org Dictionary. Retrieved 8 October 2025.
- ↑ "Taanaa-shaahii – Meaning of تاناشاهی in Urdu". Rekhta Dictionary. Retrieved 8 October 2025.
- ↑ "Abul Hasan Qutb Shah". Kuchewar.com. Retrieved 8 October 2025.
| پیشین: عبدالله قطبشاه |
سلسلهٔ قطبشاهی ۱۵۱۸–۱۶۸۷ |
پسین: عالمگیر یکم |