ابوالحسن ابتهاج

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ابوالحسن ابتهاج
Abol Hasan Ebtehaj 1.jpg
ابوالحسن ابتهاج (سمت چپ) در نیویورک، ایالات متحده جهت شرکت در کنفرانس برتن وودز
وزیر مشاور و مدیرعامل سازمان برنامه و بودجه
مشغول به کار
۱۳۳۳ – ۱۳۳۷
در زمانِ محمدرضا شاه پهلوی
نخست وزیر فضل‌الله زاهدی، حسین علا، منوچهر اقبال
سفیر ایران در فرانسه
مشغول به کار
۱۳۲۹ – ۱۳۳۱
اطلاعات شخص
زاده ۸ آذر ۱۲۷۸
رشت،
درگذشت ۶ اسفند ۱۳۷۷ (۹۹ سالگی)
لندن،
ملیت  ایران
همسر(ها) مریم نبوی
آذر ابتهاج
شغل سیاستمدار
مذهب اسلام

ابوالحسن ابتهاج (۸ آذر ۱۲۷۸ رشت - ۶ اسفند ۱۳۷۷ لندن[۱]) پایه‌گذار اصلی برنامه‌ریزی توسعه در ایران که در فاصله سالهای ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۷ مدیر عامل[۲] سازمان برنامه[۳] بود. او همچنین از دی ماه ۱۳۲۰ به مدت هفت سال مدیرعامل بانک ملی ایران بود.[۴]

کودکی و نوجوانی[ویرایش]

ابوالحسن ابتهاج فرزند میرزا ابراهیم خان ابتهاج‌الملک و برادر غلامحسین ابتهاج بود. پدرش ابتهاج‌الملک سالها تحت نظارت فتح‌الله خان اکبر سردار منصور (سپهدار اعظم رشتی) مسئول گمرک انزلی و همچنین پیشکار او بود که در زمان تسلط جنگلی‌ها بر جنگل توسط یکی از آنها دستگیر و کشته شد.[۵] هنگامی که ۱۱ سال داشت به همراه برادرش غلامحسین به پاریس و سپس بیروت به جهت تحصیل فرستاده شد. هنگامی که سه سال بعد این دو به منظور دیدار خانواده به ایران آمدند جنگ جهانی اول آغاز و مانع از بازگشتشان به بیروت شد. اندکی بعد بخشهایی از گیلان به وسیله روسها اشغال شد و پدر مصلحت را در آن دید که ابوالحسن دور از رشت و در تهران باشد و در آنجا به صورت خصوصی تحصیلاتش را ادامه دهد.[۶] او که علاقهٔ وافری به دانستن داشت به هنگام تحصیل در مدرسه یک دوره از دایرة المعارف بریتانیکا را سفارش داد و در حالی که تنها شانزده یا هفده سال داشت با توجه به تسلطش به زبان انگلیسی شروع به مکاتبه با روزنامه دمورنینگ پست (The Morning Post) چاپ لندن در خصوص مسائل ایران نمود.

زندگی حرفه‌ای[ویرایش]

نخستین شغل وی مترجمی یک افسر انگلیسی در رشت بود.[۷] ابتهاج در سال ۱۲۹۹ پس از انجام مصاحبه و شرکت در آزمون ورودی به استخدام بانک شاهنشاهی ایران (به عنوان مدیر دارالترجمه) درآمد و مدارج ترقی را به سرعت پیمود.[۸] به طوری که در سال در سال ۱۳۰۹ به سمت معاونت بازرس کل منصوب شد. این ارتقا او را مبدل به یکی از ارشدترین مقامات ایرانی بانک نمود. با این حال پیشرفتش او را راضی نمی‌کرد. به خصوص که می‌دید در این زمینه تبعیضهایی نه فقط برای او بلکه برای همه ایرانیانی که برای بانک شاهی کار می‌کردند وجود داشت. در نهایت این امر باعث شد که پس از ۱۶ سال کار کردن برای بانک از شغلش استعفا دهد و با توجه به سابقه آشناییش با علی اکبرخان داور به خدمت وزارت مالیه درآید. دو سال بعد یعنی در سال ۱۳۱۷ به معاونت بانک ملی ایران، در سال ۱۳۱۹ به ریاست بانک رهنی و نهایتاً در سال ۱۳۲۱ به ریاست بانک ملی رسید. جایی که به او این امکان را می‌داد که سیاستهایش را به مؤسسه‌ای دیکته کند که زمانی به درخواست او برای شرایط برابر گوش نداده بود. به نوشته سر دنیس رایت او در این دوره به تفوق بانک شاهی خاتمه داد و بانک ملی را از هر جهت تبدیل به بانک مرکزی کشور نمود.[۱]

سالهای تصدی عناوین مشاغل مهم
۱۳۱۷–۱۳۱۹ معاون بانک ملی
۱۳۱۹–۱۳۲۱ مدیر عامل بانک رهنی
۱۳۲۱–۱۳۲۹ مدیر عامل بانک ملی
۱۳۲۹–۱۳۳۱ سفیر ایران در فرانسه
۱۳۳۱–۱۳۳۳ مشاور صندوق بین‌المللی پول
۱۳۳۳–۱۳۳۷ مدیرعامل سازمان برنامه

اما روحیهٔ سازش‌ناپذیر او در برابر مداخله و فساد، دشمنان بسیار برایش آفرید و نهایتاً در سال ۱۳۲۹ از ریاست بانک کنار گذاشته شد و به عنوان سفیر ایران در فرانسه منصوب گردید. هر چند او تمایلی به این پست نداشت علا وی را متقاعد ساخت که ماندنش در ایران به صلاحش نیست. نتیجتاً عازم آن کشور شد اگر چه با توجه به روحیه اش و اختلاف ایجاد شده با وزارت خارجه پس از دو سال از سفارت معزول گردید. اما با توجه به شهرت بین‌المللی که تا آن موقع کسب کرده بود به او پیشنهاد شد که به صندوق بین‌المللی پول برود؛ لذا در سال ۱۳۳۱ ابتدا به عنوان مشاور رئیس صندوق و سپس به عنوان مدیر بخش خاورمیانه این نهاد بین‌المللی مشغول به کار شد. روابطی که در این دوره با شخصیتهای مهم مالی دنیا برقرار کرد برای فعالیتهای بعدی او مفید واقع گردید. او در سال ۱۳۳۳ با اتمام قراردادش به ایران آمد و به ریاست سازمان برنامه منصوب گردید. حضور او در سازمان برنامه مصادف با سال پایانی برنامه عمرانی اول بود و جالب آن است که بخش قابل توجهی از اعتبارات این برنامه در همین دوره هزینه گردید.[نیازمند منبع] او سپس به تدوین برنامه عمرانی دوم به کمک کارشناسان و نخبگان کشور مبادرت ورزید و اجرای آن را تا سال ۱۳۳۷ - یعنی تقریباً تا نیمه آن - بر عهده داشت.

اما خدمت اصلی و مهم ماندگار ابتهاج طی دوره تصدیش، تحول در ساختار برنامه‌ریزی در ایران و استفاده از دانش اقتصاد در برنامه‌ریزی بود. اولین چیزی که توجه او را جلب کرد نبود یک دفتر اقتصادی در سازمان برنامه بود. چیزی که ایجاد آن در شرایط آن روز چندان ساده نمی‌نمود. او می‌نویسد:

در اثر مطالعاتی که در اولین روزهای شروع به کارم در سازمان برنامه کرده بودم به این نتیجه رسیدم که باید برای حسن جریان کارها دو دستگاه مختلف داشته باشم. یک دفتر اقتصادی و یک دفتر فنی. تأمین اعتبار برای تشکیل دفتر فنی اشکالی نداشت... اما برای ایجاد دفتر اقتصادی با مشکل مواجه بودم. می‌بایست اعضای کمیسیون [برنامهٔ مجلس] را قانع کنم که کارهای اقتصادی اقتصاددان لازم دارد. من اطمینان دارم که اگر موضوع استخدام اقتصاددان را با کمیسیون مطرح می‌کردم آنها می‌گفتند که اقتصاددان برای چه می‌خواهید؟ ما در وزارت دارایی تعداد زیادی اشخاص مجرب داریم. اشخاصی که سی سال در وزارت مالیه بوده‌اند و هر چه دلتان از اقتصاد می‌خواهد به شما خواهند گفت... به این جهت دنبال این فکر رفتم که اعتبار ایجاد دفتر اقتصادی را از محل دیگری فراهم کنم[۹]

پس از چندی او توانست با بنیاد فورد برای تأمین مالی مشاوران اقتصادی به توافق برسد و اعضای علمی دفتر اقتصادی با نظر پروفسور میسون از دانشگاه هاروارد انتخاب و در سازمان برنامه مشغول به کار شدند. این عده که به گروه مشاوران هاروارد موسوم شدند به همراه اقتصاددانان ایرانی که ابتهاج آنها را گرد آورده بود تدوین برنامه عمرانی سوم آغاز کردند.

ابوالحسن ابتهاج در سال ۱۳۴۰ دستگیر و هفت ماه را در زندان گذرانید.[نیازمند منبع] او همچنین بانک ایرانیان را با کمک مالی همسرش آذر و نیز در سال ۱۳۵۳ شرکت بیمهٔ بین‌المللی ایران-آمریکا را تأسیس کرد.

استعفای ابتهاج[ویرایش]

ابتهاج در بهمن ۱۳۳۷ از ریاست سازمان برنامه استعفا داد و کسی که هر هفته با شاه ملاقات می‌کرد تا ۱۸ سال به دیدارش نرفت.[۱۰]

خدمات ابتهاج به نظام برنامه‌ریزی در ایران[ویرایش]

پیش از آمدن ابتهاج به سازمان برنامه در سال ۱۳۳۳، این سازمان در مدت شش سال ۸ مدیر به خود دیده بود[۱۱] و این بی‌ثباتی در مدیریت، عدم موفقیت برنامه اول را تسهیل نمود. حضور با اقتدار او در سازمان اگر چه ۴ سال بیشتر به درازا نکشید اما اثرات حضورش تا سالها و بلکه تا چند دهه قابل احساس بود.

زندگی خصوصی[ویرایش]

ابتهاج دو بار ازدواج نمود. او در بار اول با مریم نبوی دختر تقی نبوی (معززالدوله) ازدواج کرد. مریم نبوی که به مناسبت شغل پدرش که در خدمت وزارت خارجه بود در هندوستان بزرگ شده بود همچون ابتهاج به زبانهای روسی، فرانسوی و انگلیسی تسلط داشت.[۱۲] این ازدواج پس از ۲۶ سال به جدایی انجامید و در سال ۱۳۳۵ ابتهاج با آذر صنیعی ازدواج کرد.[۱۳]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ Obituary: Abol Hassan Ebtehaj - Arts & Entertainment - The Independent
  2. در آن زمان ریاست سازمان بر عهده مدیر عامل بود.
  3. نام سازمان بعداً به سازمان برنامه و بودجه تغییر یافت.
  4. خاطرات ابوالحسن ابتهاج - جلد ۱ - انتشارات علمی - بهار ۷۱ - صفحهٔ ۸۵
  5. خاطرات ابوالحسن ابتهاج - جلد ۱ - انتشارات علمی - بهار ۷۱ - صفحهٔ ۱۳
  6. خاطرات ابوالحسن ابتهاج - جلد ۱ - انتشارات علمی - بهار ۷۱ - صفحه ۱–۵
  7. خاطرات ابوالحسن ابتهاج - جلد ۱ - انتشارات علمی - بهار ۷۱ - صفحهٔ ۱۰
  8. خاطرات ابوالحسن ابتهاج - جلد ۱ - انتشارات علمی - بهار ۷۱ - صفحهٔ ۱۷
  9. عروضی، ص۳۳۵.
  10. عروضی، ص ۵۵۵.
  11. عروضی، ص ۳۲۹.
  12. Bostock and Jones, p. 22.
  13. عروضی، ص ۴۵۳.

منابع[ویرایش]

  • روزنامه دنیای اقتصاد، شماره ۲۱۹۰ مورخ ۱۳۸۹/۷/۸، صفحهٔ ۳۱
  • عروضی، علیرضا ۱۳۷۵. خاطرات ابوالحسن ابتهاج، انتشارات علمی
  • Bostock, Frances and Geoffrey Jones 1989. Planning and power in Iran: Ebtehaj and economic development under the Shah , Frank Cass
  • Wright, Denis 1999. Obituary: Abol Hassan Ebtehaj, Independent, Thursday, ۱۱ مارس ۱۹۹۹