سیدابوالاعلی مودودی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از ابوالاعلی مودودی)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ناصر مودودی
Abul ala maududi.jpg
زادروز۲ مهر ۱۲۸۲
۴ رجب ۱۳۲۱
۲۵ سپتامبر ۱۹۰۳

اورنگ‌آباد، حیدرآباد، راج بریتانیا
درگذشت۳۱ شهریور ۱۳۵۸
۳۰ شوال ۱۳۹۹
۲۲ سپتامبر ۱۹۷۹ (۷۵ سال)
بافلو، نیویورک، ایالات متحده آمریکا
محل زندگیپاکستان
هند
ایالات متحده آمریکا
ملیتهند هندی
پاکستان پاکستانی
پیشهروزنامه‌نگار، حکیم، متفکر، فیلسوف
تأثیرگذارانابن تیمیه، معین‌الدین چشتی، شاه ولی‌الله دهلوی، اقبال لاهوری
تأثیرپذیرفتگانناصر سبحانی، حسن‌البنا، عبدالله عزام، سید قطب، قاضی حسین احمد، غلام اعظم، عبدالقادر ملا، مطیع الرحمان نظامی، خورشید احمد، یاسر قاضی، تقی‌الدین النبهانی، سید علی شاه گیلانی، گلبدین حکمتیار، سید روح‌الله خمینی
حزب سیاسیجماعت اسلامی پاکستان
دیناسلام
مذهباهل سنت
آثاراصطلاحات چهارگانه در قرآن، الهیات اسلامی، تفاهیم‌القران
جایزه‌هاجایزه بین‌المللی ملک فیصل ۱۹۷۹
وبگاه
www.maududi.org

سیّد ابوالأعلی مودودی (اردو: ابوالاعلی مودودی) (زاده ۲۵ سپتامبر ۱۹۰۳ - درگذشته ۲۲ سپتامبر ۱۹۷۹) روزنامه‌نگار، مسلمان طرفدار احیای مذهبی، فیلسوف سیاسی، و متفکر اسلام‌گرای سده ۲۰ (میلادی) در هندوستان و پاکستان بود. او همچنین یک شخصیت سیاسی در پاکستان و مؤسس جماعت اسلامی پاکستان بود. این حزب به لزوم احیای اسلام واقعی اعتقاد داشت. نظریه‌پردازی‌های وی موجب به وجود آمدن جریان‌های رادیکال در میان جنبش‌های اسلامی معاصر شد.

زندگی[ویرایش]

در سال ۱۹۰۳ در شهر اورنگ‌آباد از ایالت حیدرآباد هند به دنیا آمد و نوجوانی‌اش را به عنوان یک روزنامه‌نگار گذراند. در سال ۱۹۲۷ نخستین اثر مهم خود را با عنوان «جهاد در اسلام» در شماره‌های متوالی یک روزنامه می‌نوشت. چند سال بعد، او ماهنامه‌ای تحت به نام «ترجمان القرآن» که به ترجمه و تفسیر قرآن اختصاص داشت منتشر کرد و تا پایان زندگی خود در سال ۱۹۷۹ به انتشار آن ادامه داد. وی به دعوت اقبال لاهوری از حیدرآباد به لاهور مهاجرت کرده بود.[۱]

  مودودي نجات بشر را در گرو عمل به احكام اسلام و قرآن ميداند و هدف زندگيش را تحقق اين موضوع ميداند. وي ميگويد:

” من پس از تأمل فراوان بر آیین اسلام ایمان آوردم. تن و روان من گواهی میدهد که برای بهبودی زندگی و رستگاری بشریت، هیچ راهی بجز این نیست که انسان اسلام را بر گزیند.

من نه تنها غیر مسلمان بلکه مسلمان را نیز به اسلام دعوت میکنم. هدف من از این دعوت تنها حفظ این جامعه به ظاهر اسلامی که از مسیر واقعی اسلام بسیار فاصله گرفته نیست، بلکه این است که بگویم: ای انسانها بیایید به این ظلم و ستمی که تمام دنیا را فرا گرفته است، خاتمه دهیم. خدایی و حاکمیت انسانها را بر انسانها پایان داده و بر اساس طرح قرآن، جهان تازه ای که برای انسان عزت، شرف، کرامت، استقلال، برابری، عدالت، و آزادی به ارمغان می آورد، به وجود بیاوریم.”

روش برخورد با مخالفان

مودودی در اعلامیه ای که میتوان گفت نتیجه تجربیات زندگی وی است، میگوید: “تقریباً دو سوم عمرم را در مطالعه، تحقیق، تفکر و تأمل گذرانده ام. با خواندن، تأمل کردن و تجربه نمودن در این مدت، دیدگاه ویژه ای به دست آوردم. آرا و افکاری که از اسلوب فکری ویژه خود برایم شکل گرفته، حاصل سالها مطالعه است که بعضی چیز ها را حق و صواب تشخیص داده ام و با اطمینان روحی به آنان ایمان دارم، و بعضی چیز ها را که باطل تشخیص دادم و با تشخیصی فقیهانه به اصلاح آنها پرداختم. این شیوه را تنها در شخص خود محدود نکردم بلکه هزاران انسان را به آنچه که آن را حق میدانسته ام هدایت کردم و پیوند هزاران انسان را از آنچه که باطل میدانستم قطع کردم. اکنون اگر کسی گمان میکند، میتواند تفکر و عقیده مرا با زور و زندان تغییر دهد، باید بداند که جای مناسب برای او مسند قدرت و ایوان های حکومتی نیست، بلکه مناسب تر ین جا مرکز روانپزشکی است. اگر او امیدوار است که من در اثر فشار و شکنجه، وجدان و ضمیرم را در دست او به گرو گذاشته و در آینده افکارم را متناسب با شرایط سیاسی و جوّ حاکم ارائه بدهم، صریح اعلام میکنم که دچار اشتباه است. قلب و ذهن من برای پذیرش واقعیت ها همواره باز است، میتوان عقل و رای مرا با دلایل علمی و عقلی تغییر داد اما ایمان و وجدان من متاع قابل خرید و فروش نیست. تا کنون هیچ کسی به این هدف نرسیده است و در آینده نیز اگر کسی چنین تلاشی بکند، به آن نخواهد رسید.”

صبر و استقامت در راه خدا

مودودی در مورد واکنش اعضای زندانی شده جماعت اسلامی در برابر زندانیان میگوید:

«آری صدها تن از مردم به خاطر هوس های نفسانی و شیطانی و به جرم قتل، سرقت و غیره سالهایی را در زندان سپری میکنند. آنان نه در دنیا آرامش دارند و نه در آخرت. اما، ما که کارمان نه برای خود بلکه برای دین خداست و از او انتظار پاداش دائم داریم، آیا زیبنده است که در برابر دشمنان خود به واکنش های انتقام جویا نه دست بزنیم و خونسردی خود را از دست بدهیم و مضطرب باشیم؟ من برا این باورم که بندگان حق اگر دچار مصائب شدیدی هم بشوند، باز هم نباید خم به ابرو بیاورند.»

شیوه برخورد با توهین مخالفان

مودودی در باره اهمیت نقد میگوید:

«من در تمام طول زندگی از سوی مخالفان ناسزا شنیده ام ولی الحمد لله هرگز ناسزا نگفته ام. من اصولاً خط مشی هر کس را که صحیح تشخیص داده ام تایید کرده ام و هر خط فکری را که مخالف آن بودم با صراحت مورد نقد قرار دادم. نه تملق عادت من بوده است و نه ناسزا گویی. بلکه احترام همه کسانی را که در مسایل قومی یا دینی با آنان اختلاف نظر داشته ام، رعایت کرده ام من معتقد به انتقاد سازنده هستم و به نظر من غیر از خدا و رسول خدا هیچکس برتر و بالا تر از نقد نیست.»

حاصل مطالعه

 علاوه بر مطالبي كه تا كنون ذكر شد، مودودي حاصل مطالعه و زندگي خود را چنين بيان ميكند:

«من از مطالعاتم به این نتیجه رسیده ام که در تاریخ قدرت های مادی که تلاش میکردند در درون قلعه ها پناه بگیرند، هرگز دوام پیدا نکردند. زیرا پرهیز از مبارزه و پناه بردن به قلعه، نشانه بزدلی و ناجوانمردی است. خداوند زمین را برای آن خلق نکرده است که بزدلان و ناجوانمردان روی آن فرمانروایی کنند.

من به این نتیجه رسیده ام، کسانی که زندگیشان بر محور مکر و دروغ استوار است و رو شدن حقایق را برای خود زنگ خطر میدانند، همچنین کسانی که برای حفاظت حاکمیت خود متوسل به قوه قهریه میشوند، دیگ چو بینشان تا دیر زمان بر آتشدان نخواهد ماند. توسل به قوه قهریه و خشونت منافی با موازین عقل و منافی با قوانین فطرت است. تجربیات بسیار طولانی و هزار ساله تاریخ نشان میدهد که کسانی که در پناه خشونت و قوه قهریه زیسته اند، هر چند که برای چند صبا حی توانستند خوی و خصلت بهیمی خود را به نمایش بگذارند، ولی چراغ زندگی آنان دوام نداشته و به زودی به خاموشی گراییده است.»

این گفته مودودی در گذشته مصداق پیدا کرده و در حال و آینده نیز تاریخ گواهی میدهد که این برداشت یکی از واقعیت های لایزال قدرت الهی و از قضاوتهای غیر قابل انکار فطرت است.

فعالیت‌ها[ویرایش]

پیش از او[ویرایش]

سید جمال‌الدین اسدآبادی از نخستین شخصیت‌های جهان اسلام بود که برای پایه‌گذاری اسلام سیاسی و بنیادگرایی و نقش آفرینی اجتماعی آن تلاش کرد. این افراد با آنکه می‌خواستند از آموزه‌های دینی به منظور تشویق برای برای مقابله با استعمار خارجی بهره بگیرند، اما بهره‌جویی از تجارب علمی و سیاسی که تمدن غربی را به عظمت و توانایی خارق‌العاده رسانده بود نفی نمی‌کردند. تا دهه‌های چهل و پنجاه سده بیستم میلادی، معمولاً اندیشمندان مسلمان می‌کوشیدند اسلام را سازگار با تمدن مدرن نشان دهند و از تقابل تمدن غربی با اسلام جلوگیری کنند. با شکست این بینش، "اسلام ایدئولوژیک و سیاسی" به آسانی راه خود را در میان جوامع اسلامی باز کرد. این بینش، پروژه‌ای تمدن‌ساز نبود و تلاش می‌کرد از آموزه‌های اسلامی، برنامه سیاسی سازمان‌یافته‌ای بیرون بیاورد و "دولت اسلامی" را پایه‌گذاری کند.[۲] در حقیقت اسلام سیاسی ریشه در تفکرات افرادی از قبیل مودودی دارد.

ادامه راه گذشتگان[ویرایش]

ابوالاعلی مودودی نخستین کسی بود که مصرانه تلاش کرد رویکرد سیاسی محض به اسلام داشته باشد. او مؤسس جماعت اسلامی پاکستان است. حزبی که در پی احیای اسلام در شبه قاره هند و سپس در پاکستان بوده‌است. او جماعت اسلامی پاکستان را در سال ۱۹۴۱ پایه‌گذاری کرد. تشکیلات او با الگوبرداری از احزاب کمونیست اروپا سازمان یافته بود. با آن‌که «جماعت اسلامی پاکستان» مانند «اخوان‌المسلمین» توفیق سیاسی و اجتماعی چندانی به دست نیاورد، اما تأثیر بینش بنیان‌گذار آن سازمان بر اندیشه مدرن اسلامی، بسیار عمیق بود.[۲]

جماعت اسلامی مخالف تشکیل کشور پاکستان بود. استدلال مودودی به شکلی واضح و علنی این بود که اسلام را نمی‌توان و نباید به یک دولت- ملت محدود دانست. اما پس از تقسیم هند مودودی به پاکستان رفت و برای تشکیل حقوق شرعی یا حقوق اسلامی به تلاشی خستگی‌ناپذیر دست زد. خواسته اصلی حزب جماعت اسلامی، تشکیل حکومت اسلامی و اجرای احکام اسلام در کشور پاکستان بود.[۳]

اندیشه[ویرایش]

مودودی، متعلق به جریانی است که بنیادگرا خوانده می‌شود. این جریان در واکنش به مدرنیته شکل گرفته و معتقد به بازگشت به سنت‌های اصیل اسلامی بدون هرگونه وسوسه برای انطباق آن با آموزه‌های بشری است. یکی از بارزترین مشخصه‌های مودودی، رویکرد انکاری وی نسبت به پدیده‌های غربی بوده‌است. [۳] مودودی با صراحت اعلام کرد که اسلام، دموکراسی و لیبرالیسم نیست. اسلام مشروطه‌خواه و لیبرالیسم نیست. اسلام تنها اسلام است و مسلمانان باید تصمیم بگیرند یا مسلمانی ناب باشند و به خدا شرک نورزند یا از رویارو شدن با جهان بر سر اسلام و مقتضای ایمان خویش اجتناب ورزند.[۴] مودودی تأکید دارد که اسلام واجد قوانین متعدد و گوناگونی برای نظام اجتماعی و مدنی است.[۵] او با تأثیرپذیری از ایدئولوژی‌های مدرن غربی، تلاش کرد اسلام را ایدئولوژی‌ای فراگیر و متمایز و برتر از نظام‌های سرمایه‌داری و کمونیسم معرفی کند.[۲]

مودودی با وجود تلاش برای نشان‌دادن تقابل میان مفاهیمی اسلامی با مفاهیم غربی، ایده‌هایی مانند ایدئولوژی اسلامی، حکومت اسلامی و انقلاب اسلامی را از مفاهیم تمدن غربی اقتباس کرد. برای نمونه، منظور او از حکومت اسلامی، یک دولت غربی مدرن با همه ساختارهای سیاسی آن مانند مجلس، قوه قضائیه مستقل، قانون اساسی و... است.[۲]

او در رساله «بنیان‌های قانون اسلامی» می‌گوید که "دولت اسلامی" باید بر تمام جنبه‌های زندگی عمومی و خصوصی شهروندان نظارت داشته باشد و از این جهت "با بلشوییسم و فاشیسم شباهت‌های نزدیک دارد".[۲]

اصطلاحات چهارگانه در قرآن[ویرایش]

مودودی در کتاب جنجال‌برانگیز «اصطلاحات چهارگانه در قرآن» در سال ۱۹۴۱ میلادی ادعاهایی کرد که تا پیش از او وجود نداشتند. او مدعی شد که پس از عصر نزول قرآن، "مفاهیم اساسی قرآن" که از نظر او، عبارت‌اند از «اله» و «رب» و «دین» و «عبادت»، در درازای سده‌های متوالی از نظرها مخفی ماند و مسلمانان نسبت به آن‌ها دچار سوء تفافهم شدند و به کنه معانی آن‌ها پی نبردند. آن‌ها «اله» را به معنای بت و «رب» را به معنای پروردگار و «عبادت» را هم‌معنی خداپرستی و قربانی کردن و سجده و نماز و «دین» را مذهب پنداشته‌اند. یعنی تمام تاریخ اسلام، پر از جهل و ضلالت و انحطاط بوده‌است. او همچنین ادعا کرد که مفاهیم اساسی قرآن، حاکمیت و سلطه «اله» و «رب» است و دین و عبادت راه‌هایی برای رسیدن به این دو هستند.[۲]

این ادعاهای او صدای اعتراض ابوالحسن ندوی، دوست و هم‌سنگر سابق مودودی، را نیز درآوردند. ندوی در کتاب «تفسیر سیاسی اسلام در نوشته‌های مودودی و سید قطب» نوشت که مودودی و پیرو آن سید قطب، حتی رابطه انسان با خدا را رابطه‌ای سیاسی عنوان کرده و رابطه حاکم و محکوم نشان داده‌اند. در حالیکه تعلق و رابطه خالق با مخلوق، رابطه‌ای مستحکم‌تر و عمیق‌تر است. سیاسی شدن رابطه خدا و بنده، باعث ایجاد رابطه‌ای بی‌روح و خشک بین مومن و خداوند و بدون معنویت و اخلاص درونی می‌شود.[۲]

به گفته ابوالحسن ندوی، مودودی حتی «الهیات اسلامی» را نیز تحریف و سیاسی کرده‌است. زیرا شرک در حاکمیت، با شرک در الوهیت و عبادت، برابر یا حتی بدتر از آن است. زیرا نخستین و مهم‌ترین هدف پیامبران در طول تاریخ، تصحیح عقاید مردم در رابطه به خدا و بندگی وی بوده‌است.[۲]

مودودی در این کتاب تصریح می‌کند که هیچ‌کدام از عبادات اسلامی مانند نماز، روزه، زکات و حج اموری مطلوب لذاته نیستند و تنها ابزاری برای تشکیل حکومت اسلامی هستند. ندوی در نقد این ادعا می‌گوید که معنی چنین بینشی این است که مسلمانان برای روح و جوهره پرستش و اخلاص، کمال نفس، و خشوع درونی خود ارزشی قائل نشوند و به قدرت و ثروت و مقاصد دنیوی روی بیاورند.[۲]

به گفته ندوی، پیامد این ادعا که هدف بعثت پیامبران، ایجاد انقلاب سیاسی بوده که از درون آن، تمدنی با اقتصاد و اجتماع سالم برآید و اینکه که خشنودی خدا و رستگاری در آخرت در گرو ایجاد نظامی اسلامی است، این خواهد بود که مومنان به جای توجه به آخرت و طلب رضای پروردگار، همه تلاش خود را را برای به دست آوردن «قدرت سیاسی» به خرج می‌دهند و مسیر ماده‌پرستی را می‌پیمایند.[۲]

پیروان[ویرایش]

سید قطب بیشترین تأثیر را از مودودی گرفت.[۲]

سید ولی نصر (فرزند سید حسین نصر) در کتاب «پیش‌قراولان انقلاب اسلامی؛ جماعت اسلامی پاکستان» مدعی شده که سید روح‌الله خمینی، کتاب «حکومت اسلامی» (ولایت فقیه) را با تأثیرگیری از مودودی نوشته است.[۲]

گلبدین حکمتیار، سیاست‌مدار و جنگ‌سالار افغان به غیر از پیروی از اندیشه‌های مودودی، حتی تشکیلات سازمانی و روش‌های کاری خود را کاملاً از جماعت اسلامی پاکستان برگرفته‌است.[۲]

دستگیری[ویرایش]

در سال ۱۹۵۳ که رساله قدیانی ستیز او منجر به بروز اعمالی غیرقانونی در سراسر پاکستان شده بود دستگیر شد. دادگاه حکومت نظامی، حکم اعدام او را صادر کرد. در زندان بارها از او خواسته شد تا درخواست بخشودگی کند و خواستار تخفیف مجازات اعدامش شود اما مودودی از این کار سر باز زد. با همین اقدام بود که جایگاه او به عنوان یک چهره اسلامی در سده بیستم تثبیت شد. با این وجود مجازات او بعدتر تخفیف یافت و از زندان آزاد شد.

مرگ[ویرایش]

او در آوریل ۱۹۷۹ به علت مشکلات قلب و کلیوی برای درمان به شهر بافلو در ایالت نیویورک، ایالات متحده آمریکا رفت و پس از چند عمل جراحی در ۲۲ سپتامبر ۱۹۷۹ درگذشت. مراسم تشییع جنازه او در شهر بافلو برگزار شد ولی در محل نامعلومی در منطقه ایچرا در شهر لاهور به خاک سپرده شد.[۶]

پانویس[ویرایش]

  1. «رویدادهای مهم در زندگی امام مودودی(رض)». eslahe.com. ۲۱ آذر ۱۳۸۷.
  2. ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ ۲٫۱۱ ۲٫۱۲ مهران موحد-روزنامه‌نگار در کابل (۳۰ شهریور ۱۳۹۶). «مولانا مودودی، بنیان‌گذار اسلام سیاسی رادیکال». بی‌بی‌سی فارسی.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ امکان و امتناع دفاع از مشروطه‌گرایی لیبرال از دیدگاه نایینی، نوری، اقبال و مودودی، محمد منصوری بروجنی، گاهنامه علمی دانشجویی اجتماعی پژوان، سال دوم، شماره سوم، بهار ۱۳۹۰
  4. اسلام سیاسی: زمینه‌ها و پیشگامان، منصور انصاری، پژوهشنامه متین، شماره ۳۵ و ۳۶، بهار و تابستان ۱۳۸۶
  5. اسلام و مشکلات اقتصادی، ابوالاعلی مودودی، مترجم سیدهادی خسروشاهی، تهران: مؤسسه مطبوعاتی فراهانی، ۱۳۴۳
  6. Nasr, Mawdudi and Islamic Revivalism 1996, p. 140

منابع[ویرایش]