ابله

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
اَبله
Dostoevskii idiot.jpg
نویسندهفئودور داستایوسکی
چاپنخستین چاپ: ۱۸۶۹
زبانروسی
تعداد جلدیک جلد
کتاب دارای نسخه دو جلدی نیز می‌باشد

اَبله (به روسی: Идиот) نام یکی از معروف‌ترین رمانهای فیودور داستایفسکی است. این کتاب در سال ۱۸۶۸ در دسترس عموم قرار گرفت.

برخی ابله را بهترین اثر خلق شدهٔ داستایوفسکی می‌دانند. این کتاب نخستین بار در سال ۱۸۸۷ به زبان انگلیسی برگردانده شد. این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۳۳ هجری خورشیدی توسط مشفق همدانی به زبان فارسی ترجمه شد. یکی از مهمترین ترجمه‌های این رمان به فارسی اثر سروش حبیبی است که نشر چشمه آخرین ویراست آن را در سال ۹۸ به چاپ رسانده‌است. ترجمهٔ مهری آهی از این کتاب نیز چند دهه پس از درگذشت این مترجم، در ۱۳۹۵ توسط انتشارات خوارزمی منتشر شد.

خلاصه داستان[ویرایش]

پرنس میشکین، آخرین فرزند یک خاندان بزرگ ورشکسته، پس از اقامتی طولانی در سوئیس برای معالجهٔ بیماری، به میهن خود بازمی‌گردد. بیماری او رسماً افسردگی عصبی است ولی در واقع مویخکین دچار نوعی جنون شده‌است که نمودار آن بی‌ارادگی مطلق است. به علاوه، بی‌تجربگی کامل او در زندگی، اعتماد بی‌حدی نسبت به دیگران در وی پدیدآورد. مویخکین، در پرتو وجود راگوژین، همسفر خویش، فرصت می‌یابد که نشان دهد برای مردمی واقعاً نیک، در تماس با واقعیت، چه ممکن است پیش آید. روگوژین این جوان گرم و روباز و با اراده، به سابقه هم حسی باطنی و نیاز به ابراز مکنونات قبلی، در راه سفر سفره دل خود را پیش میشکین، که از نظر روحی نقطه مقابل اوست، می‌گشاید. روگوژین برای او عشق قهاری را که نسبت به ناستازیا فیلیپونیا احساس می‌کند بازمی‌گوید. این زن زیبا، که از نظر حسن شهرت وضعیت مبهمی دارد، به انگیزه وظیفه‌شناسی، نه بی اکراه، معشوقه ولی نعمت خود می‌شود تا از این راه حق‌شناسی خود را به او نشان دهد. وی، که طبعاً مهربان و بزرگوار است، نسبت به مردان و به‌طور کلی نسبت به همه کسانی که سرنوشت با آنان بیشتر یار بوده و به نظر می‌آید که برای خوار ساختن او به همین مزیت می‌نازند نفرتی در جان نهفته دارد. این دو تازه دوست، چون به سن پترزبورگ می‌رسند، از یکدیگر جدا می‌شوند و پرنس نزد ژنرال اپانچین، یکی از خویشاوندانش، می‌رود به این امید که برای زندگی فعالی که می‌خواهد آغاز کند پشتیبانش باشد…

شخصیت‌های داستان[ویرایش]

  • میشکین لئون نیکولاویچ: (پرنس میشکین) قهرمان داستان که دارای بیماری صرع است.
  • مادام آپانچین: (الیزابت پروکوفیونا) همسر ژنرال آپانچین کسی که میشیکن برایش نامه می‌نوشته.
  • ژنرال اپانچین: (ایوان فیدرویچ)
  • الکساندرا: دختر بزرگ ژنرال آپانچین.
  • آدلائید: دختر وسط ژنرال اپانچین که نقاشی می‌کشد.
  • آگلائه: دختر کوچک ژنرال.
  • لبدوف: (لوکیان تیموفیویچ): کارمند درقطار و دوست روگوژین.
  • روگوژین: مردی که پرنس در قطار با او آشنا شد و همچنین عاشق ناستازیا.
  • ناستازیا فیلیپونا: دختری که ژنرال آپانچین و روگوژین و پرنس میشکین عاشقش هستند و یکی از نقش‌های اصلی.
  • ایوانیچ توتسکی: سرپرست ناستازیا فیلیپونا.
  • 'گانیا: (گابریل آردالیونویچ) مشاور ژنرال مردی جوان و با قابلیت اما بسیار مغرور و جاه‌طلب. او به به خاطر ثروت توتسکی، از ناستازیا فلیپونا خواستگاری می‌کند هرچند که علاقه‌ای به او ندارد اما ناستازیا جواب رد می‌دهد و وی را تحقیر می‌کند. او همچنین تلاش می‌کند که در جلب توجه آگلائه با پرنس رقابت کند.
  • کولیا: (نیکولای آردالیونویچ) برادر کوچک گانیا و همچنین دوست ایپولیت. کولیا بعدتر دوست و معتمد پرنس می‌شود.
  • واریا: (واروارا آردالیونوا) خواهر گانیا

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ آثار - جلد اول
  • Федор Достоевский - Идиот istok.kz - Лучшая музыка، интересные книги[پیوند مرده] وبگاه رسمی داستایوفسکی
  • «ترجمه مهری آهی از «ابله» چند دهه بعد از درگذشت این مترجم منتشر شد». ایبنا.