آیین مانوی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
مانی پیام‌آور آیین مانوی که از نجبای اشکانی بود و در اوایل سدهٔ سوم میلادی آیین جدیدی را بنیان نهاد.

دین مانوی آیینی عرفانی و آمیزه ای از دین‌های مسیحی، زرتشتی، بودایی و گنوسی بود که مانی[۱] پسر فاتک همدانی آن را در سدهٔ سوم میلادی در ایران‌شهر بنیان گذاشت.[۲] این دین ایده مسیح منجی را از مسیحیت، باور به دوگانگی نیکی و بدی را از دین زرتشتی یا زروانی.[۳] و تناسخ را از آیینبودایی وام گرفته بود. در باور مانوی جنگ میان دو جهان تاریکی و روشنایی به نابودی ماده و رهایی روح منجر می‌شود. جهان مادی در دین مانوی نماد تاریکی و پلیدی است و انسان که موجودی دوگانه‌است (روح از دنیای روشنایی و جسم از دنیای تاریکی) می‌تواند به نیروهای روشنایی برای پیروزی نهایی کمک کند.[۴] این آیین در مدت کوتاهی بر پهنهٔ وسیعی از جهان آن روزگار مانند خاورمیانه، اروپا، شمال آفریقا، هند، چین و آسیای میانه سایه گستراند؛ و تا سدهٔ دهم میلادی کماکان قدرت عالمگیری خود را حفظ نموده بود. پس از آن اندک اندک از همه‌گیری‌اش کاسته شد. عناد موبدان زرتشتی با شخص مانی و آموزه‌هایش و تکفیر پیروان این آیین عرفانی از سوی مسلمانان موجبات انحطاط مانوی‌گری را در جهان فراهم ساخت. کلیسای کاتولیک نیز گرایش مانویت را الحاد اعلام کرده بود. با این‌حال مانویان همبستگی خود را تا مدت‌ها حفظ نموده و به دین خود معتقد ماندند.[۵]

در آیین مانوی انسان دارای دو بعد خدایی و منور و اهریمنی و تاریک است که حاصل امتزاج نور و ظلمت در دوران اسطوره‌های آفرینش است. انسان باید به روح خود که همان ذرات نور دربند است توجه نشان داده و جسم و دنیا و مافی‌ها را به بوته فراموشی بسپارد. توجه به آنچه به روح بازمی‌گردد مانند میل به هنر و شکوفایی استعدادها و ذوق‌ها و نیز محبت و برادری نوعی عبادت تلقی می‌شد. اعتقاد مانویان بر این بود که در پایان جهان در نبرد بزرگ بین نور و ظلمت روح بر ماده و نور بر ظلمت و خیر بر شر پیروز می‌شود و ارواح در بند که انوار خدایی هستند از زندان جسم و جهان آزاد شده و به سوی سرزمین روشنایی بازمی‌گردند. اگرچه امروزه مانویان از صحنه روزگار کنار رفته‌اند و سده‌هاست که این دین دیگر پیروانی ندارد اما تأثیرات غیرقابل انکار آن را در عرفان اسلامی و مسیحی می‌توان بازیافت.[۶]

علاقه مانویان به نوشتن آثار خود همراه با خلاقیت هنری موجب گسترش فنون کتاب‌آرایی، نقاشی، موسیقی و خوشنویسی گردید. پیروان دین مانی که دیناور نامیده می‌شدند و به دو طبقه عمده تقسیم می‌شدند؛ گزیدگان و نیوشاییان، گزیدگان افراد معدودی بودند که رسالتشان سفر و تبلیغ دین بود و نیوشاییان طبقه عام جامعه بودند. فرامین مانی برای دو طبقه متفاوت بود، مثلاً گزیدگان حق ازدواج و تولید مثل نداشتند و همچنین گوشت برایشان منع شده بود اما نیوشاییان می‌توانستند یکبار ازدواج کنند و همچنین می‌توانستند گوشت استفاده کنند به شرطی که خودشان حیوان را ذبح نکنند. در نشر عقاید و خلاقیت‌های ادبی و شاعرانه خود بسیار کوشا بودند و همین باعث به وجود آمدن ادبیات و خط مانوی شد که عمدتاً به زبان‌های سریانی، پارسی میانه، پهلوی اشکانی، سغدی، ترکی اویغوری، چینی، زبان قبطی و یونانی بود. آثار مانویان معمولاً بر روی چرم یا پاپیروس نوشته می‌شد و نوشته‌ها با رنگ و شکل و طرح تزئین می‌شدند. مانی را به دلیل نگاشتن کتاب ارژنگ که سرتاسر نقاشی بود پیامبر نقاش نیز خوانده‌اند.[۷]

دین مانوی احتمالاً در فاصله قرون سیزدهم تا هفدهم میلادی در جنوب چین برای همیشه از میان رفت. نزدیک‌ترین دین زنده جهان به مانویت آیین مندایی است که صابئین استان خوزستان بدان معتقد می‌باشند.

محتویات

پیشینه[ویرایش]

حدود سیاسی کشور ایران در زمان ظهور مانی در دوره فرمانروایی شاپور یکم.

این آیین در ایران دوران ساسانیان مخصوصاً در دوره شاپور یکم و پس از آن پادشاهی یکساله هرمز گسترش فراوانی داشته‌است. مانی پیش از پادشاهی شاپور یکم در زمان اردشیر بابکان ایران را ترک و به چین و هندوستان سفر کرده بود.[۸] از آنجا به ایران بازگشته و در راه بازگشت ضمن تبلیغ آیین خود به جندی شاپور نزد شاپور یکم رفته و دین خود را بر او عرضه نمود. با وجود مخالفت روحانیان زرتشتی مانی موفق می‌شود از شاپور برای گسترش ایدئولوژی جدید خود اجازه تبلیغ بگیرد. او کتابی بنام شاپورگان را نیز تألیف کرده و به شاپور تقدیم نمود.[۹] در دوره هرمز یکم شاه ساسانی که ظاهراً بر کیش مانوی بود گسترش دین با مشکلی مواجه نشد اما تحریکات کرتیر موجب شد که بهرام یکم ساسانی فرمان کشتن و دارآویختن مانی را در جندی شاپور صادر کند.[۱۰] بدنبال این حادثه و مهاجرت مانویان از ایران به سوی چین و روم و ممالک دوردست شاهنشاهی ساسانی دین مانوی وارد مرحلهٔ جدیدی شد. مانویت که از جمله فرقه‌های عرفانی گنوستیک است و به فروتنی و سیر عرفانی گرایش دارد به مدت هشتاد سال دین رسمی دولت اویغورستان در چین بود. دین مانی تا پایان سال ۲۷۳ میلادی در سرتاسر ایران منتشر شد و پس از آن با سرعت بیشتری سایر سرزمین‌های متمدن آن زمان را نیز دربرگرفت. از آنجا که مانی خود را فارقلیط بشارت داده شده می‌نامید، آیینش هرجا که می‌رسید بسرعت بر اساس زبان و فرهنگ و اساطیر آن منطقه درمی‌آمد و به گونه‌ای بومی می‌شد. همین ویژگی از عوامل اساسی پیشرفت و گسترش آن بود.[۱۱] خود مانی این مهم را به زبان پارسی میانه به اینصورت بیان کرده‌است:

den ig man wizid az abarigan den i peshinigan pad dah xir fray ud wihtar ast...den i ahenagan pad yak shahr ud yak izwan bud.den i man ad ku pad harw shahr ud wisp izwan paydag bawad ud pad shahran duran keshihed

ترجمهٔ فارسی امروزی:

دینی که من گزیدم از دیگر دین پیشینیان به ده چیز برتر و بهتر باشد… دین پیشینیان به یک شهر و یک زبان بود. پس دین من چنان است که به هر شهر و همه زبان‌ها پیدا خواهد بود و به کشورهای دور آموخته خواهد شد.

آغاز این آیین به میانرودان بازمی‌گردد و در نزدیکی مداین پدر مانی فاتک که پیرو مذهب مندایی یا فرق گنوسی الخسائیه بود راه جدیدی در پیش گرفت و قناعت‌گری ویژه‌ای پیشه کرد.[۱۲] خود مانی بواسطهٔ الهامی که بیان داشته بود از فرشته‌ای بنام توم یا همان همزاد دریافت کرده از خوردن گوشت و شراب و معاشقه با زنان پرهیز کرده و راه سفر هندوستان پیشه ساخت. مانی که در محیطی -از نظر عقاید بومی در تضاد، پرورش یافته بود باورهای مختلف ادیان رایج در آن منطقه را جذب نمود و در پی سفر به هندوستان تناسخ را نیز بدان افزود.[۱۳] نزدیکی دین مانوی با دین مندایی و مسیحی و زرتشتی و بودایی و نیز فرقه‌های گنوسی موید این نکته است.[۱۴]

گسترش پیروان[ویرایش]

نقشه نمایانگر نفود آیین مانی در سده‌های سوم تا پنجم بعد از مسیح
نگارهٔ هرمز یکم ساسانی که در دوران فرمان‌روایی یک‌سالهٔ وی مانویان در آرامش بودند.

مانویان برای گسترش آیین خود شیوهٔ خاصی را اتخاذ کردند و آن این بود که در هر منطقهٔ جغرافیایی که نفوذ می‌کردند، نام خدا و ایزدان و اهریمنان اصلی دین را با حفظ ویژگی‌ها به نام اساطیر و شخصیت‌ها و قهرمانان آن منطقه درمی‌آوردند. این‌گونه بود که پیروان جدید با این دین احساس بیگانگی نداشتند.[۱۵] نیز از آنجا که اسطوره‌های مانوی از ترکیب اساطیر و خدایان ایرانی، بابلی، هندی، زبان‌های سامی و مسیحی به‌ویژه گنوسی الهام گرفته بود، در سطحی وسیع که زرتشتیان و مسیحیان و بوداییان حضور داشتند، این دین به‌راحتی جای خود را در میان آن اهالی باز می‌نمود.[۱۶]

در ایران پس‌از کشته شدن مانی، بیشتر پیروان این دین که مرکز اصلی‌شان خوزستان و بابل بود، به سوی شرق ایران رهسپار گشتند. در مصر با وجود پیشینهٔ اختلافات مذهبی میان مسیحیان و مهرپرستان و سایر ادیان و فرقه‌ها، مانویت به گونه‌ای فزاینده راه رشد و ترقی را پیمود.[۱۷]

در غرب نفوذ مانوی‌گری رنگ و بوی مسیحی به خود گرفت و با وجود این‌که مانی خود را فارقلیط مسیح معرفی کرده بود، حجم زیادی از آثار مانوی غرب به ستایش عیسامسیح پرداخته شد. نام عیسی وارد ایزدان مانوی غرب شد.[۱۸] و در بسیاری کتب، آموزه‌های عیسی وارد گردید. بعدها فرقه‌های متعددی از مانویان غرب راه خود را ادامه دادند و همین علاقه به عیسی باعث شد که تا مدت‌ها آنان را در زمرهٔ فرقه‌های مسیحی به‌شمار آورند.[۱۹] بخشی از میراث مانویان غرب نیز تحت تأثیر فرقه‌های گنوسی و تعمیدی اردن قرار داشت. در ایتالیا این مذهب از طریق مهاجران اهل شمال آفریقا به شهرهایی مانند ناپل، جنوا و رم نفوذ کرد. در خلال سال‌های ۳۷۲ تا ۵۲۴ از حضور این آیین در رم گزارش‌هایی دردست است و در همین دوران، مانویت به اسپانیا نیز کشیده شد.[۲۰]

در منطقهٔ غرب چین و خُتَن که عمدتاً اقوام ایرانی‌تبار مانند سکاها و سغدی‌ها می‌زیستند، مانوی‌گری به اندازه‌ای رشد کرد که حتی میان مهاجمان بعدی آن منطقه که ترک‌های اویغوری بودند نیز بسیار گسترش یافت و نزدیک به یک قرن دین رسمی حکومت اویغوری چین شد. این اتفاق زمانی افتاد که خاقان تنگ‌لی – مئویو (۷۵۹–۷۸۰) با فتح سرزمین‌های مجاور، با این اندیشهٔ نو آشنا شده بود. در کتیبه‌ای به نام «قرابلقاسون» دربارهٔ پذیرش دین مانی از سوی ترکان اویغور آمده:

«کشوری با عادات وحشیانه که بوی خون از آن برمی‌خاست، به سرزمینی مبدل شد که مردمان آن به طبخ با سبزیجات روی آوردند. کشوری که کشت و کشتار در آن امری عادی بود، مردمانش به نیکوکاری برانگیخته می‌شدند».[۲۱]

با وجود این‌که مانی زمانی را در هندوستان گذرانده بود، اطلاعی از نفوذ مانوی‌گری در هندوستان دردست نیست.

زوال کیش مانوی[ویرایش]

چهرهٔ بهرام یکم، که فرمان قتل مانی و کشتار مانویان را صادر کرد.

مانی که در دوران فرمانروایی شاپور یکم ظهور کرده بود در پیشگاه وی حاضر شد و با ارائهٔ کتاب دینی خود به زبان پارسی بنام شاپورگان از وی اجازهٔ تبلیغ گرفت.[۲۲] خود مانی در کفالایا بیان می‌کند زمانی که در هندوستان بود خبر درگذشت اردشیر بابکان را شنیده و به سرعت بسوی ایران آمده تا دین خود را بر شاپوریکم عرضه دارد. در دورهٔ یکساله پادشاهی هرمز یکم که جانشین شاپور ساسانی بود نیز مخالفتی با وی نشد ولی در دورهٔ بهرام یکم به دلیل مخالفت شدید روحانیون زردشتی، تحت تعقیب قرار گرفته کشته شد و پیروانش نیز اسیر پیگرد و ایذاء گشتند.[۲۳]

شرایط دین مانوی در روم مسیحی نیز مانند ایران پس از شاپور بود. در سال ۲۹۷ میلادی یعنی دو دهه پس از اعدام مانی دیوکلسین امپراتور روم دربارهٔ گسترش این آیین در مناطق مدیترانه‌ای امپراتوری هشدار داده بود.[۲۴] کلیسای روم حکم الحاد و تکفیر مانویان را صادر کرد و پیروان آن بشدت تحت فشار قرار گرفتند. سنت آگوستین قدیس که از بزرگترین متکلمان مسیحی به‌شمار می‌رود دوره‌ای را به عنوان پیرو مانی گذرانده بود و پس از بازگشت به مسیحیت در کتاب اعترافات خود حملات تندی به مانویان بروز داد.[۲۵]

در دورهٔ اسلامی نیز این مخالفت‌ها وجود داشت و با روی کار آمدن عباسیان شدیدتر شد.[نیازمند منبع] مهدی خلیفه عباسی به فرزندش هادی سفارش می‌کند نسل زنادقه و مانویان را از جهان براندازد، یا مثلاً خلفای عباسی برای پیدا کردن مانویان روش خاصی داشتند. بدینگونه که آن‌ها را وادار می‌کردند که مرغی را سر ببرند و از آنجا که آزار جانداران در آئین مانی روا نیست آنان با سرباز زدن از این فرمان ماهیت مانوی خود را آشکار نموده و کشته می‌شدند.[۲۶] به‌هرحال بنظر می‌رسد آیین مانی تا سده‌های هفدهم یا هجدهم نیز دوام آورده باشد. به ویژه اینکه در چین معبدی نسبتاً جدید کشف شده که بر روی آن نوشته شده‌است: «بنام پدر روشنایی» و این نامی نیست که در آیینی دیگر بجز مانوی بکار رفته باشد.[۲۷]

در مناطق غربی چین با وجود اینکه دین مانوی میان اویغورها پذیرفته شده بود و خاقان‌های اویغور آن را به عنوان دین رسمی دربار شناخته بودند اما پس از شکست ایغورها از قرقیزها دین مانوی مطرود و پس از مدتی جای خود را به اسلام سپرد. هرچند شواهدی از حیات دراز مدت این آیین در آن منطقه و البته در اختفا باقی‌مانده‌است.[۲۸]

دین مانی پس از مرگ وی[ویرایش]

این دین که تا سده ۱۴ میلادی زنده بود، پیروان خود را زیر فشارهای گوناگون سیاسی و دینی از دست داد.

آیین مانوی و مسیحیت[ویرایش]

نظر بر این است که پیروان مانی تلاش بسیاری برای مشمول کردن همه آیین‌های دینی شناخته شده کردند؛ در نتیجه بسیاری از رسائل مسیحی را از جمله: اعمال توماس را حفظ کردند که در غیر این صورت امکان داشت از میان برود. مانی مایل بود که خود را به عنوان «حواری عیسی مسیح» تشریح کند، اما کلیسای ارتدکس او را مرتد خواند. برخی پژوهشگران یافته‌اند که اندیشهٔ مانی‌گرایان زیرکانه بر باورهای مسیحی تأثیر داشته‌است، در بحث تضاد نیکی و بدی (خیر و شر) و شکل واضح شیطان. سبب این اثر تا حدودی آگوستین هیپو است که پس از مدت کمی که به آیین مانی گرویده بود، به مسیحیت روی آورد و نوشته‌های او هنوز هم در میان الهیات‌دانان کاتولیک، پرنفوذ و تأثیرگذارند. جالب است که میان مانی و محمد، پیامبر اسلام توازی بر قرار است. مانی ادعا می‌کرد که جانشین پیغمبرانی چون عیسی و دیگرانی که آموزه‌هایشان موضعاً یا به دست پیروانشان تحریف شده‌است، است. مانی اظهار پیامبری کرد و هم‌چنین خود را منسوب به فارقلیط می‌دانست، عنوانی از انجیل به معنای کسی که تسلی می‌بخشد یا کسی که بر طرف ما میانجی‌گری می‌کند که بنابر رسم ارتودکسی خود شخص روح‌القدس بدین نام درک می‌شود و در دیدگاهی دیگر فارقلیط پیامبری است که از پس عیسی می‌آید و او را تصدیق می‌کند.

اما تفاوت‌هایی در افکار مانی با مسیحیت وجود دارد:

  1. مانی در عین قبول داشتن نبوت عیسی مسیح، نبوت موسی را رد می‌کند در حالی که عیسی خود را ادامه دهندهٔ راه موسی می‌دانست.
  2. مانی در عین قبول داشتن عیسی مسیح، به جای توحید که از باورهای عیسی مسیح بود، به ثنویت (وجود دو خدای خیر و شر) معتقد بود که آن را از آیینی زروانی قرض گرفته بود.
  3. مانی در عین قبول داشتن عیسی مسیح، به تناسخ یا سمسارا معتقد بود در حالی که عیسی مسیح به معاد باور داشت.

آیین مانی تا رم پیش رفته بود. اما در ۳۷۲ م حق اجتماع از ایشان را والنتی نیان اول سلب می‌کند. تئودوسیوس دوم در ۳۸۱ م حق شهادت در محاکم را از ایشان می‌گرفته و از ارث محروم و برگزیدنشان را معدوم و بقیه را تبعید می‌کند[۲۹]

از شعب دین مسیحیت در اروپای شرقی، دو مسلک بوغومیلیه، کاتاریسم شباهاتی با ثنویت مانوی دارند که برخی پژوهشگران را بر این داشته‌است که این مذاهب منشعب یا متأثر از آیین مانوی بوده‌اند.[۳۰]

آیین مانوی در شرق[ویرایش]

برخی خرده‌نوشته‌های یک کتاب مانی‌گرایی می‌آورد که در سال ۸۰۳ پس از میلاد خان سلطنت ایغوریان به تورفان می‌رود و سه دادرس مانی‌گرا را برای ادای احترام به یک روحانی ارشد مانی در بمبئی می‌فرستند. یک سرود مانی‌گرا از سده ۸ میلادی در تورفان نوشته شده در پارسی میانه می‌آورد که بیشتر خویشاوندان خان دوست‌دار آیین مانی بودند. بیشتر نوشته‌های مانوی که در تورفان پیدا شده‌اند، به خط آیین مانوی و به زبان‌های ایرانی رایج یعنی پارسی میانه، زبان پارتی و به ویژه سغدی می‌باشند. این نوشتارها اثبات می‌کند که سغد (شمال خاور ایران) مرکز بسیار مهم مانی‌گرایی در آغاز دوران میانی بوده‌است و شاید هم که بازرگانان سغدی بوده‌اند که این آیین را به آسیای مرکزی و چین گسترش دادند.

در آغاز سده دهم میلادی، اویغور امپراتوری نیرومندی را تحت اثر بوداییگری پدیدمی‌آورد و برخی از پرستش‌گاه‌های مانی‌گرایان را به صومعه‌های بودایی تبدیل می‌کند. با این حال، این حقیقت تاریخی را که اویغوریان مانی‌گرا بوده‌اند، نمی‌توان انکار کرد. مورّخ تازی (عرب) ابن ندیم می‌گوید: که اویغورخان همهٔ تلاش خود را برای برجسته کردن آیین مانی در قلمرو پادشاهی آسیای میانه (سامان) کرد. نوشتارهای زبان‌های چینی نیز ثبت کرده‌اند که روحانیان مانی‌گرا به چین آمدند و به بارگاه امپراتوری در سال ۸۳۴ میلادی باج پرداختند. فرستادهٔ خاندان سونگ به نام ونگ از پرستش‌گاه‌های مانی‌گرایان در گائوچنگ بازدید کرده‌است.

شواهد حاکی از آن‌اند که از محبوبیت مانی‌گرایان پس از سده ده میلادی در آسیای مرکزی به آهستگی کاسته شد.

آیین مانی پس از یورش تازیان[ویرایش]

در دوران اسلامی مانویان «زندیق» نامیده می‌شدند. این واژه بعدها به دهریان، ملحدان، فیلسوفان و منطقیان نیز اطلاق شد.[۳۱] ازمیان رفتن ساسانیان برای مانویان با آسایش و آزادی همراه بود. ابن ندیم می‌گوید که بسیاری از آن‌ها به بابل بازگشتند و بابل مرکز ریاست این آیین شد. آیین مانوی به دو شاخهٔ دیناوریه و مهریه انشعاب یافت. دیناوریه در فرارود نشیمن گزیدند. گویا حکمران عراق خالد بن عبدالله قسری آزادی‌هایی برای انجام فرایض دینی آن‌ها فراهم کرده بود. ریاست مانویان بابل با شخصی به نام مهر بود سپس به زادهرمز و پس از وی به مقلاص واگذار شد که از آن پس شاخه مقلاصیه نیز پدید آمد و دو روز روزه داشتن را به مقلاص منسوب می‌دارند.[۳۲] گرچه بعدها بسیاری به جرم زنادقه بودن بدست خلفا و دست نشاندگانشان کشته شدند. در زمان خلافت عباسیان بخصوص مهدی بسیاری از مانویان قلع و قمع شدند[۳۳]

تحقیقات معاصر و کشفیات سدهٔ اخیر[ویرایش]

در آغاز سده بیستم نوشته‌های بسیاری از پیروان مانی در پرستش‌گاه‌های آیین مانوی (مانستانهای) مدفون در شن‌زارهای تورفان در چین پیدا شد که بخش بزرگی از آن‌ها در انستیتوی خاورشناسی برلین نگهداری می‌شوند. بخش‌هایی از این دست‌نوشته‌ها خوانده شده‌است و تلاش برای خواندن بقیه آن‌ها همچنان ادامه دارد. آن‌ها به زبان‌های گوناگون و به خط مانوی که از نوآوری‌های خود مانی بوده‌است، نوشته شده‌اند. بیشتر این نوشته‌ها به زبان فارسی میانه (پهلوی) و پهلوانیگ (پهلوی اشکانی) هستند. برگردان‌هایی زبان قبطی از مصر و ترجمه‌هایی یونانی نیز از کتاب‌های مانی بر جای مانده‌است. ماجرای کشف آثار تورفان چنین است که در صحرای گوبی در آسیای مرکزی چندین شهر تمام در نتیجه توفان مخصوصی زیر شن رفته و مردم آن شهرها سرزمین خود را رها کرده و از آنجا رفتند و خانه‌های ایشان هم چنان در زیر شن ماند. از اواخر سده نوزدهم میلادی برخی از مسافران متوجه شدند که کاغذ پاره‌هایی گاهی از زیر شن‌ها بیرون می‌آید و بومیان برخی از آن‌ها را به جای شیشه در و پنجره بکار می‌برند و خطوطی بر آن هست. انجمن جغرافیایی سن پطرزبورگ از سال ۱۸۹۳ تا ۱۸۹۵ در آنجا حفریات علمی‌کرد و سه سال کلمنتز فرستاده فرهنگستان علوم روسیه دنباله کار را گرفت و سپس چند تن دیگر از دانشمندان روسی در آنجا کار کردند. جایی که در آن حفریات کردند در شمال تورفان یعنی در جایگاه شهریست که سابقاً به آن کوشان می‌گفتند و مردم محلی به آن «خوچو» و مردم چین به آن «کائو چانگ» می‌گفتند. پس از چندی دولت آلمان دسته‌ای از دانشمندان خود را سه بار پی در پی به آنجا فرستاد. در ۱۹۰۲ هیئتی به ریاست «گرونودل» با اعانه فرهنگستان علوم مونیخ در سال ۱۹۰۴ هیئت دیگری به ریاست «فن لو کوک» به سرپرستی فرهنگستان برلن و در ۱۹۰۵ هیئت سومی به ریاست گرونودل و عضویت فن لو کوک به آنجا رفتند. سرانجام هیئت دیگری از فرانسه به ریاست پول پلیو مأمور این کار شد و نتایج مهمتری بدست آمد. از آن جمله در غاری در "تون-هوانگ" یک جایگاه پنهانی کشف کردند و طومارهای خطی بسیار گرانبها در آن جا یافتند که اکنون در کتابخانه پاریس است. در میان اسنادی که بدست آمده تعدادی متون مانوی است که کارل زالمان دانشمند مشهور روسی و "ف.و.ک. مولر دانشمند آلمانی متون زبان دری آن و رادلف عالم روسی و فن لو کوک عالم آلمانی متون ترکی آنها را با رنج فراوان خوانده‌اند. در میان متنهای ترکی کتابی است دربارهٔ اعتراف به گناه در دین مانی که باستان‌شناس معروف مجار " سر اورل استاین" که بیشتر در هندوستان می‌زیسته به دست آورده و رادلف و فن لو کوک تدریجاً آن را خوانده‌اند این کتاب به" خواس توانیفت" معروف است. در میان طومارهایی که در توئن هوانگ بدست آورده‌اند و مسافران اروپایی نتوانسته‌اند با خود ببرند و دولت چین آن‌ها را به پکن برده و در کتابخانه مخصوصی که در آنجا ترتیب داده گذارده‌است طومار بزرگی است که تقریباً کامل است و چیزی از آن از میان نرفته‌است. شاوان و پلیو دانشمندان فرانسوی پی برده‌اند که این طومار یکی از کتاب‌های آیین مانوی است و تفسیر آن‌ها در مجله آسیایی پاریس منتشر کرده‌اند. اسناد دیگری به زبان ترکی اویغوری و پارسی باستان و سغدی و زبان‌های چینی است.[۳۴]

در سال ۱۹۶۹ در مصر شمالی یک دست‌نوشته خطّی کهن یونانی متعلق به ۴۰۰ پس از میلاد پیدا شد و امروزه «نسخه مانی کلن» نامیده می‌شود چرا که در دانشگاه کلن نگهداری می‌شود. این نوشته، بازگویی زندگانی مانی و نمو روحانی به همراه آگاهی‌هایی دربارهٔ آموزه‌های دینی مانی و دربرگیرنده بخش‌هایی از انجیل زندهٔ او و نامهٔ او به ادسا است. مانی خود را ناجی و حواری عیسی مسیح معرفی می‌کرد. در پاپیروس قبطی مانی‌گری سده چهارم، مانی به عنوان فارقلیط - روح القدس و عیسای نوین شناخته می‌شود.

اساطیر و ایزدان مانوی[ویرایش]

زنان مانوی؛ نگارگری بدست‌آمده از «خوچو» ی چین

دین مانوی آنگونه که خواست مانی بوده در هر منطقه با باورها و اساطیر بومی تلفیق می‌شد.[۳۵] به نحوی که نام ایزدان و اساطیر این دین در متون سریانی با متون فارسی میانه متفاوت است که بیشتر رنگ و بوی ایرانی دارد. متون قبطی و رومی نیز تا حد زیادی تحت نفوذ عقاید مسیحی است و پاپیروس‌های مصر نیز این نکته را به خوبی اثبات می‌کند.[۳۶] اما اسطوره آفرینش با وجود تفاوت‌های نام‌ها و جای‌ها یکی است و بیشتر برپایه ثنویت ایرانی و تفکیک کاملاً قلمرو روشنی و تاریکی که ریشه در عقاید زروانی دارد بنا شده‌است.[۳۷] در طرح اساطیر دینی آفریننده از سنت‌های هندی نیز مشخصا بهره برده‌است. دوران اسطوره‌های آفرینش و سرنوشت جهان به چهار دورهٔ جدایی نور و ظلمت، آفرینش نخستین، آفرینش دوم، آفرینش سوم و پایان جهان و شکست تاریکی تقسیم می‌شود.[۳۸]

دوران جدایی کامل نور و ظلمت[ویرایش]

در آیین مانی آمده که در آغاز جهان بر دو بخش بود که خوبی و نور در بالا بود و از سه جهت شمال و شرق و غرب نامحدود و تاریکی و بدی در زیر بود و از سمت جنوب و شرق و غرب نامحدودی داشت.[۳۹] جهان نور جهان شادی و پاکی و جای خدای آسمانی یا «زروان» بود و در زیر که محلی کثیف و پلیدش خوانده بود خدای تاریکی بسر می‌برد.[۳۷] زروان یا پدر روشنایی در اوج خرد و شادی بود و سرزمین تاریکی قلمرو فرمانروایی جاهل و کودن بود و هیچ چیز از آفرینش خدایی نیز نمی‌دانست. میان نور و ظلمت جنگی درگرفت که در نهایت اهریمن پیروز شد و نور و روح به اسارت تاریکی و ظلمت و جسم رفتند. مانی بر این باور بود که این اسارت همچنان باقی‌مانده‌است.[۴۰]

آفرینش نخست و نبرد میان جهان بدی و روشنایی[ویرایش]

در اسطوره‌های مانوی، روشنایی و تاریکی هر دو ازلی و قدیم بوده و پیش از آفرینش وجود داشته‌اند و از هم جدا بوده‌اند.[۴۱] اما نور از جایگاه اصلی خود به سرای جسمانی و تاریکی جهان مادی سقوط می‌کند. زمانی شهریار تاریکی به مرز دیار روشنی آمده و با دیدن فروزه‌های نور به وجد آمده دچار حسد و رشک شد و بنا را بر فتح دیار روشنایی گذارد.[۴۰] زمانی که شهریار تاریکی که به صورت بیکرانه در جنوب سرزمین روشنایی قرار داشت به جهان نورانی چشم طمع دوخت، شهریار روشنایی یا همان زروان، مادر زندگی را پدید آورد و از او انسان نخستین یعنی هرمزدبغ را آفرید تا رهبر سپاه روشنی برابر تاریکی باشد.[۴۲] هرمزدبغ نیز از وجود خود پنج فرزند ساطع کرد که همان امهرسپندان باشند. در نبردی که میان هرمزدبغ و خدای تاریکی صورت گرفت او شکست خورد و به اسارت تاریکی رفت و مدهوش بر روی خاک افتاد. این‌گونه بود که ظلمت رگه‌های نور را یافت و جهان تاریک جسمانی دارای فروزه‌های نور که ناشی از وجود هرمزدبغ و امهرسپندان است، شد.[۴۳] امهرسپندان به کمک نریسه ایزد و ایزد بانو دوست روشنان او را از جهان تاریکی رها کردند و او به دیار پدر خود، زروان بازگشت. او نیای تمام انسان‌ها محسوب می‌شود.[۴۴] هرمزدبغ در دین مانی نماد ازلی روح در اسارت ماده است و در ادبیات مانوی نماد انسان دربند جهان خاکی است.

آفرینش دوم و تلاش برای رهایی هرمزدبغ[ویرایش]

با به اسارت رفتن هرمزدبغ و پاره‌های نور بگفتهٔ مانی لازم بود که ایزد یا ایزدانی این دو را از هم جدا نمایند. ایزدانی به رهبری مهرایزد برای نجات هرمزدبغ روانه سرزمین تاریکی شدند.[۴۵] مهرایزد پس از نبردی سنگین هرمزدبغ را از اسارت رهانده و جهانی با پیکرهٔ دیوان شکست خورده در سرزمین ظلمت فراهم آورد و به امید رهایی از جهان مادی نشست. هرمزدبغ همان کیومرث اساطیری ایران است. انسان دور افتاده از سرزمین نور همیشه در غصه و مویهٔ جهان نورانی و زادگاه و خاستگاه اصلی خویش است که درد هجران داشته و همیشه را در آرزوی وصال می‌گذراند. هرمزدبغ در نهایت رهایی یافت اما ذرات نورانی امهرسپندان به وسیلهٔ نیروهای اهریمنی بلعیده شدند.[۴۶] آرزوی مانویان جدایی کامل نور از سرزمین ظلمت است که انسان گرفتار آن است. برای رهایی دادن هرمزدبغ و امهراسپندان مهرایزد به سوی سرزمین تاریکی می‌تازد و دیوان را از پیش رو برمی‌دارد و هرمزدبغ را نجات داده و از تن دیوان تارومار شده چهارستون جهان امروزی را خلق می‌کند. با اینکه او موفق بود اما پاره‌های نور امهرسپندان در تن دیوانی که آن‌ها را بلعیده بودند باقی‌ماند و در این دوره بود که نور و ظلمت در جهان مادی امروزی با هم ترکیب شدند.[۴۷]

آفرینش سوم و خلق انسان و رهایی پاره‌های نور[ویرایش]

در متون مانوی آمده که برای رهایی بخشیدن به این انوار اسیر شده دو ایزد دیگر بنام‌های نریسه ایزد و دوشیزه روشنی مأمور اینکار شدند که نر و ماده بوده و ظاهری اغواگر داشتند.[۴۸] آن‌ها موفق شدند که از طریق تهییج دیوان نر و ماده ذرات نور را از تنشان خارج کنند اما برخی از این ذرات نور بر زمین ریخته و جهان جسمانی امروزی شکل گرفت که علاوه بر اهریمنی بودن جنبه‌های نورانی نیز دارد. اهریمن که آرزوی داشتن فرزندانی مانند نریسه ایزد را داشت از این پاره‌های فروزنده نور دو انسان بنام‌های گهمرد و مردیانه آفرید.[۴۵] گهمرد دارای گرایش‌های نورانی بود و مردیانه اسیر شهوات. گهمرد از آمیزش با مردیانه پرهیز کرد تا اینکه در نهایت اغوا شد و از آمیزش آن دو شیث به وجود آمد. سپس عیسای درخشان از جهان نورانی به نزد گهمرد آمد و او را مصمم کرد که از درخت زندگی بخورد. گهمرد از آن درخت خورد و بهوش آمده و حقیقت خود را بازیافت و بدنبال عیسای درخشان راهی دیار روشنایی گردید؛ و شیث که پاره‌های نور را در روح خود و آفرینش اهریمنی تاریک را در جسم خود دارد در جهان باقی می‌ماند و به تولید نسل می‌پردازد.[۴۹]

اسطوره پایان جهان[ویرایش]

دوران اسارت پاره‌های نور در جهان جسمانی تا پایان جهان بطول می‌انجامد. در پایان جهان اهریمن تلاش می‌کند این نورها را برای همیشه در اسارت نگاه دارد. در آن دوره نبردی بین نیروهای خدایی و تاریکی درمی‌گیرد و سرانجام پاره‌های نور بدست نریسه ایزد، عیسای درخشان و بهمن بزرگ آزاد می‌شوند و از طریق ستون روشنی به بهشت نو منتقل می‌گردند.[۵۰] بدنبال آن پدیده آتش بزرگ رخ می‌دهد که چهارصد و شصت و هشت سال بطول می‌انجامد و تمام موجودات اهریمنی و گناهکاران در آن فنا می‌شوند. در پایان نیز گودالی به بزرگی دنیا ایجاد می‌شود و اهریمن به درون آن سقوط می‌کند و سنگی به بزرگی تمام دنیا بر در آن می‌گذارند و بدین گونه دوران وجود تاریکی به پایان می‌رسد.[۵۱] به دنبال آن پاره‌های نور محبوس رها شده همگی پیکره ایزدی که نامش واپسین ایزد است را به خود می‌گیرند و به سوی بهشت نو رفته و از آنجا راهی بهشت روشنی که قلمرو شهریاری زروان|پدر روشنایی است رهسپار می‌گردند و بدین ترتیب روند جدایی همیشگی نور و ظلمت کامل می‌شود.[۵۲]

تعلیمات و آموزه‌های دینی[ویرایش]

دیوارنگاره‌های هنری مانویان در «خوچو» ی چین

از آنجایی که دین مانی از ترکیب چند مذهب و عقیده مختلف زرتشتی، زروانی، میترایی، مسیحی، گنوسی، مندایی، بودایی و جاینی پدید آمده بود، ریشه و ماهیت تعلیماتش نیز به این عقاید بازمی‌گشت.[۵۳] در دین مانوی که دینی عرفانی و مبتنی بر ریاضت نفس بود تمام جنبه‌های لازم یک دین که اساطیر و سنت‌ها و آداب و تبیین‌های کلامی را شامل می‌شود در نظر گرفته شده‌بود و از این‌رو این دین که سودای جهانی شدن در سر داشت بسرعت در جوامع مختلف دنیای متمدن آن زمان رشد یافت. بسیاری از این تعلیمات ریشه گنوسی دارند که مانی دیناور خود زمانی در میان آن‌ها به عبادت مشغول بود.[۵۴]

جهان‌بینی مانوی[ویرایش]

از نیک بدی ناید و از بد ثمر نیک
این گفتهٔ مانی‌ست، که آموخت به تفکیک
دادار، اگر نیک و بدی هر دو از او بود
پتیارگی و هرزه‌دری نیز نکو بود

مانی باور داشت که هستی بر مبنای روشنایی و تاریکی است و از همین رو است که دو بُن خوبی و بدی وجود دارد. همچنین پیروان این آیین باور داشتند که در نهایت روشنایی (خوبی) است که چیره خواهد شد و همه جا را فرا خواهد گرفت.[۵۵] بنابر گزارش مردان فرخ اوهرمزدادان در کتاب شکند گمانیک ویچار، مانی جهان مادی را آفریدهٔ اهریمن و جهان معنوی و روحانی را آفریدهٔ خدای روشنایی یا همان زروان می‌دانست. از این رو همیشه کشمکش میان جسم و ماده وجود دارد. مانی راه نجات را افزایش معرفت و شناخت و خودآگاهی می‌دانست و بر این باور بود که به این وسیله بشر به گمراهی خود در شناخت واقعی که بر اثر پیوستگی با ماده به او دست داده آگاه شده و می‌تواند پس از مرگ به سرای جاودانهٔ نور -که همان بهشت روشنی است- بشتابد. او روح و آرامش حاکم بر بهشت جاودان را نیروانا می‌نامید.[۵۶] در عقاید مانوی روح در اسارت ماده وجود دارد و رگه‌ها و آثار نورالهی را در تمامی پدیدها ی طبیعت می‌توان یافت و با پایان جهان این انوار آزاد و به ذات اصلی خود که سرزمین روشنایی است باز خواهند گشت. خدای بزرگ همان خدای روشنایی است که زروان نام دارد و پنج تجلی اصلی او عبارتند از:عقل، فهم، هوش، تفکر، تأمل. انسان می‌بایست به پاره‌های نور خود توجه کرده و با پرهیز از هرچه به جسم مربوط می‌شود روح خود که حاوی نورالهی است را از درون بدن آزاد نماید. بنظر می‌رسد که این‌گونه تفکر حاصل معاشرت مانی با هندیان در زمان پیش از آغاز رسالتش است که به هندوستان سفر کرده بود. این طرز تفکر میان برهمنان نیز وجود دارد.[۵۷]

احکام و آداب[ویرایش]

سرود بِمای مقدس

خوشا مانستان‌های مقدست
که در اکناف جهان پراکنده‌اند
خوشا تاک‌هایت که در همه‌جا گسترده‌اند
خوشا فرزندانت که در همهٔ اقلیم جهان آوازه یافته‌اند
خوشا بِمای تو که اکنون همه‌جا پایدار گشته
چنان رودی که در تمامی زمین جاری‌ست.[۵۸]

کیش مانوی ایذا و آزار جانداران، خاموش نمودن و آلودن آتش، تخریب منابع گیاهی و آلودن آب را ناپسند می‌شمرد. بر طبق عقاید مانویان، داشتن برده و کنیز و غلام مجاز نبوده و اصول دهگانه‌ای را برای نجات خود قائل بودند که عبارت بود از ایمان به خدا و بزرگی‌های چهارگانه‌اش (روشنایی و قدرت خداوندی‌اش و دانش و پاکی‌اش)، دوستی، بردباری، عقل، راستی، آشتی، شادی، مهربانی، خوش‌اخلاقی، پاکدامنی و عفت. نیوشاگان با اینکه رده پایین بودند و سخت‌گیری‌های رده‌های بالاتر بر آن‌ها نبود اما می‌بایست از عواملی مانند بت‌پرستی، دروغ، زنا، بخل، کشتن، دزدی و سحر و جادو پرهیز نموده و اعمال مهم مذهبی مانند نماز و روزه و صدقه را به جای آورند.[۵۹] مانوی‌ها چهار نماز روزانه داشتند که دو بار در روز رو به خورشید و دو بار در شب رو به ماه گزارده می‌شد. آن‌ها می‌بایست با آب مسح می‌کردند. دو نوع روزه داشتند که یکی از آن‌ها دو روز کامل و دیگری از صبح تا غروب بود و زمانش بر اساس شواهد نجومی تعیین می‌گشت. مانستان‌های مانوی پنج تالار داشت که یک تالار مربوط به روزه‌داران و دعاهای ایشان بود.[۶۰] آن‌ها عیدی نیز داشتند که در روز پایانی ماه روزه برگزار می‌شد. در روز عید، مردم تصویر مانی را در دست گرفته و به گناهان خود اعتراف می‌کردند و یک تخت یا کرسی برای مانی خالی می‌گذاشتند. این عید را «بما» می‌نامیدند.[۶۱] زنان مانوی پارچه سیاه بر سر می‌گذاشتند و با مردان دست می‌دادند. مشت گره‌کرده را نشانه اتحاد دانسته و بوسیدن یکدیگر را رمز همدلی تلقی می‌کردند. روش دفن مرده‌هایشان هم با جامعه زرتشتی ایران متفاوت بود و مردگان خود را برهنه در خاک می‌گذاردند.[۶۲]

فرمانهای مانی برای گروه برگزیدگان[ویرایش]

  1. راستی و پرهیز از دروغ
  2. بی‌آزاری و پرهیز از کشتن
  3. پاکیزگی دهان و پرهیز از خوردن گوشت
  4. تکلیف به تزکیه تفس و پاکدامنی
  5. فقر فرخنده[۶۳]

فرمانهای مانی برای گروه نیوشاگان[ویرایش]

  1. پرهیز از پرستش بتها
  2. پرهیز از دروغ
  3. پرهیز از آزار
  4. پرهیز از کشتن
  5. پرهیز از ارتکاب به زنا
  6. پرهیز از دزدی
  7. پرهیز از ریا
  8. پرهیز از جادوگری
  9. پرهیز از شک به دین
  10. پرهیز از سهل انگاری و بی دقتی در عمل[۶۴]

مراتب و رده‌های دینی[ویرایش]

تصویر یک برگزیده مانوی مربوط به قرن دهم میلادی که در موزه برلین نگهداری می‌شود

پیروان مانی همگی در یک سطح نبودند و رده‌ها و مراتب خود را داشتند. رهبری جامعهٔ مانوی جهان دست شخصی بود که مقام اول را داشت و جانشین مانی محسوب می‌شد. مقر اصلی رهبر که «دین‌سارار/دین‌سالار» (آرخِگوس) نامیده می‌شد، در بابل بود. در دورهٔ عباسیان این مرکزیت به آسیای میانه منتقل شده بود. ابن ندیم در «الفهرست» آورده که: «در زمان ما ریاست به سمرقند منتقل شده‌است».[۶۵] از آن‌جا که یاری‌رساندن به جهان مادی که ماهیتی اهریمنی داشت مذموم و ناپسند بود، ازدواج چندان سفارش نمی‌شد؛ به این نحو که مانویان رده‌بالا اجازهٔ زناشویی نداشتند، ولی برای مانویان عادی مانعی نداشت. مانویان بر اساس علم و زهد و پرهیزگاری به پنج پایگان (درجه) تقسیم می‌شدند:[۶۶]

۱-هَموزَگان/هَموژَگان (آموزگاران) یا فْریستَگان/فْریشتَگان (فرستادگان؛ رسولان): بالاترین ردهٔ دینی بودند و در هر زمان بیش از دوازده نفر نمی‌شدند.
۲-ایسپَسَگان/اِسپَسَگان (اسقفان؛ شَمّاسان/مُشَمَّسان): در هر زمان ۷۲ نفر بودند.
۳-مَهیستَگان/مَهِستَگان (شیوخ) یا مان‌ساراران/مان‌سالاران (کشیشان): در هر دوره ۳۶۰ نفر از آنان وجود داشت و اداره‌مانِستان‌ها (نیایش‌گاه‌های مانوی) برعهدهٔ ایشان بود.
۴-ویزیدگان (گزیدگان): که به خواص مانوی نیز مشهورند و گاهی نام صدیقان به آن‌ها اطلاق شده‌است.
۵-نَغوشاگان/نیوشاگان/نیوشایان (شنوندگان): مستمعینی بودند که آموزه‌ها را نیوش می‌کردند. احتمالاً نام عرفانی سَماع نیز از همین ریشه است.[۶۷] در متون اسلامی آن‌ها را سَمّاعون نامیده‌اند.

البته درمیان رتبه‌های ۱ تا ۴ و گاهی در میان شنوندگان، گروه‌هایی دیگر نیز بودند که برای نمونه می‌توان به «خروش‌خوانان/خروه‌خوانان» یا «یَزدامَذان» (واعظان)، «دبیران» (نویسندگان؛ کاتبان)، «نگارگَران»، «نَبیگان‌گَران» (تذهیب‌کاران)، «مَهرسَرایان» (سرایندگان سرودهای ستایشی؛ شاعران و ترانه‌سرایان)، «آفْرین‌سَران» (رهبران گروه هم‌نوازان یا هم‌سَرایان)، «گَواگان/گَواهان» (شاهدان؛ شهود)، «نَغوشاگانِ برگزیده» (شنوندگانِ کامل) اشاره کرد.
کسی‌که مانوی می‌شد می‌بایست آزمون جدال با هواهای نفسانی را موفق بگذراند و در آن صورت از ابتدا به صورت گزیده شناخته می‌شد. اگر در این آزمونِ ترکِ علایقِ نفسانی شکست می‌خورد اما باز هم دوستدار آیین مانوی می‌بود، در ردهٔ نیوشایان قرار می‌گرفت.[۶۸]

زندگی پس از مرگ[ویرایش]

در کیش آیین مانوی صحبت چندانی از نظام جزا و پاداش نمی‌شود. باورهای آنان بر این استوار است که اصل نور از اصل ظلمت جداست و کسی سزاوار رسیدن به نور و سرزمین روشنایی است که از بدی‌ها منزه شده باشد. از این رو انوار پاک و روح انسان‌های معتقد به دین که در رده دینی برگزیدگان یا بالاتر بوده و سختی‌ها و مشقت‌های زندگی پرهیزکارانه را تحمل کرده باشند توسط فرشته‌ای که از جانب هرمزدبغ آمده به سوی بهشت نو و از آنجا به سوی منشأ ابدی نور که همان جایگاه زروان است رهسپار می‌شود.[۶۹] افرادی که معتقد به دین مانوی هستند ولی تاب تمامی ریاضت هارا نداشته و هنوز به‌طور کامل دل از لذات و دلبستگی‌های دنیوی نگسسته‌اند در رده دینی نیوشایان قرار می‌گیرند.[۷۰] نیوشایان به دلیل اینکه هنوز دارای ناپاکی‌های دنیوی هستند و دلبستگی دارند پس از مرگ با یک فرشته و یک دیو مواجه می‌شوند. او جانب فرشته را می‌گیرد و فرشته در یک کشمکش او را از دست دیوان نجات می‌دهد. با این‌حال فرد نیوشاگ هنوز شایستگی ورود به بهشت روشنایی را ندارد و برای همین باید در دنیا بماند چندان تا پاک شود و مجدد به جهان بازگردانده می‌شود و در جسمی دیگر حلول می‌کند و این پدیده را تناسخ می‌گویند و در مانوی این تناسخ را دردناک و رنج‌آور دانسته و در اصطلاح سمسارا می‌نامیدند.[۷۱] روان افرادی که در دین مانوی نباشند خوب یا بد همگی به سرزمین ظلمات یا همان دوزخ مانوی افتاده و از رسیدن به سرزمین روشنایی محروم می‌شوند.[۷۲]

فرقه‌های مانوی[ویرایش]

دین مانوی به‌دلیل پراکندگی و وسعت حوزهٔ تحت پوشش خود و نیز به این دلیل که تقریباً هیچ‌گاه دین رسمی نبوده و به‌جز یک دورهٔ کوتاه در زمان شاپور یکم و هرمز یکم ساسانی از حمایتی برخوردار نبوده[۷۳] و از جهتی همیشه تحت شدیدترین حملات قرار داشته، به‌تدریج دارای فرقه‌های متعدد و جداگانه‌ای شد که فقدان مرکزیت دینی مانوی در سده‌های میانه (قرون وسطی) و ناتوانی در رساندن پیام خود به تمام مانویان را نشان می‌داد.[۷۴]

در ایران فرقه‌های متعددی از این دین بیرون آمد که مهم‌ترین آن‌ها مذهب مزدکی و مذهب دیناوری بود. هر دوی این مذاهب را شاخه‌هایی مانوی می‌دانند؛ ضمن اینکه تأثیر مانوی‌گری بر فرقهٔ خرم‌دینان کاملاً آشکار است، به‌طوری‌که برخی آن را شاخه‌ای از مزدک‌گرایی و برخی شاخه‌ای از آیین مانوی می‌دانند.[۷۵] اصطلاح زندیق (زندیک؛ اهل تاویل) تا مدت‌ها در ایران باقی ماند؛ چنان‌که امروز نیز به‌کار می‌رود و بهترین دستاویز برای مقابله با اندیشه‌های نوین بود. همچنین دسته‌ای به نام «دیناوری‌ها»، پیش از «دیناوران به‌آفریدی»، در ایران زندگی می‌کردند. این فرقه که مانویان شرق ایران بودند، با رهبری شخصی به نام شاد اوهرمزد جدایی خود را از مانوی‌گری بابلی بیان و اعلام استقلال نمودند.[۷۶]

در اروپا نیز با تغییر شرایط، مانوی‌ها تغییر نام دادند و مدت‌ها در مناطق مختلف اروپا باقی‌ماندند.[۷۷] از جماعت‌های مانوی باقی‌مانده در اروپا می‌توان به فرقهٔ بوگومیل‌ها (دوست‌داران خدا) که باورمندان بلغاری سدهٔ دوازدهم میلادی بودند اشاره نمود.[۷۸] همچنین کاتارها (پاکان) و آلبیژواها دو فرقهٔ مهم مانوی بودند که تا سدهٔ دوازدهم میلادی در جنوب فرانسه پیروان بی‌شماری داشتند، اما به‌دلیل حملات پاپ و کلیسای روم و نیز جنگ‌های داخلی فرانسه رفته‌رفته منزوی شده و احتمالاً در سده‌های بعدی ناپدید گشتند. به‌نظر می‌رسد که کاتارها خود نیز مذهب‌شان را از بوگومیل‌ها عاریت گرفته بودند.[۷۹] از دیگر فرقه‌های مانوی می‌توان به پاتارین‌ها (در بالکان و بوسنی)، پوبلیکانی‌ها (در ایتالیا) و مذهب پولیسیان‌ها اشاره نمود. پولیسیان‌ها گرایشی مانوی اما در ظاهر مسیحی داشتند. این فرقه از سدهٔ هفتم میلادی در ارمنستان بنیان‌گذاری شد؛ و تصور بر این است تا زمان امپراتوری عثمانی و اوایل سدهٔ هجدهم در این سرزمین هنوز دارای پیروان بوده‌است. در آن زمان پولیسیان‌ها به اتریش متواری شده و در آن منطقه نام و نشان‌شان ازمیان رفت.[۸۰]

همچنین به‌نظر می‌رسد مسیحیان نسطوری چین و ترکستان در مقاطعی تحت نفوذ برخی رهبران جوامع مانوی بوده‌اند. برای نمونه، می‌توان به اسقف سلیمان، پیشوای مشترک مانویان و نسطوریان ناحیهٔ چیانگ-نان چین اشاره کرد.

منبع‌شناسی[ویرایش]

آموزه‌ها و آثار مانی، فعالیت‌ها و کتاب‌های پیروان و شاگردان او، نیز نوشته‌های انتقادی مخالفان مانی و پیروان ادیان دیگر، هر یک سهم بسزایی در ارائهٔ تصویری روشن و کامل از مانی بر عهده دارند.[۸۱]

آثار مانی[ویرایش]

مجموعه آثار دینی مانوی که خود مانی نوشته، هفت کتاب به گویش مادری یعنی آرامی شرقی است. عقیده بر این است که بخشی از این آثار توسط روحی که مانی آن را «توم» یعنی «همزاده» می‌نامید، به او وحی شده‌است. از اصل آرامی این آثار، حتی یک سطر، در تورفان محفوظ نمانده‌است، اما ترجمه بسیاری از آن‌ها در دستنویس‌های ایرانی به گونه‌ای باقی‌مانده‌است که در بیشتر موارد نمی‌توان مشخص کرد که هر قطعه از کدام کتاب است. نام این هفت کتاب، انجیل زنده (انجیل بزرگ)، گنج زندگان، اسرار، غولان، رساله‌ها و نامه‌ها، فراقماطیا و مزامیر و اوراد است.[۸۲]

انجیل[ویرایش]

نخستین اثر به نام انجیل، نزد ایرانیان با عنوان اِوینگلیون و با صفت «بزرگ» یا «زنده» همراه است. این کتاب به تعداد الفبای سریانی به ۲۲ بخش تقسیم شده‌است. در کتاب الفهرست ابن ندیم از آن ذکری نشده‌است. به گفته بیرونی، هر فصلی از آن با یکی از حروف ابجد شروع می‌شده‌است. یعقوبی تعداد انجیل‌ها را ۱۲ ذکر کرده که احتمالاً اشتباه و به جای ۲۲ است. مقدمه و بخش کوتاهی از فصل اول (الف) این انجیل به فارسی میانه منتشر شده‌است. در این متن، کتاب «اِوینگلیون زنده چشم و گوش» نامیده شده‌است. شاید به این سبب که بخشی از آن دربردارنده اندرزهایی برای مراقبت کردن از حواس بوده‌است. نام انجیل در یک قطعه دیگر به فارسی میانه نیز آمده‌است. متن در بردارنده نقل قول‌های کوتاهی از نامه‌های مختلف مانی و دیگر آثار او مانند «گنج زندگان» است. این قطعه آسیب فراوان دیده‌است.[۸۳]

گنج زندگان[ویرایش]

تا کنون هیچ متنی از این اثر به زبان‌های ایرانی شناخته نشده‌است. عنوان اصلی این کتاب در یک متن سغدی (به نقل از متنی به فارسی میانه) «سمیتیها»[پانوشت ۱] آمده‌است. در منابع گوناگون از جمله متون قبطی و چینی و عربی و فارسی، ترجمه این عنوان ذکر گردیده‌است. ابن ندیم در الفهرست، این کتاب را سِفرالاحیاء، بیرونی در آثارالباقیه و ماللهند و یعقوبی در تاریخ خود، کنزالاحیاء نامیده‌اند. بیرونی در ماللهند، مطلبی از این کتاب را، دربارهٔ جنسیت فرشتگان، نقل کرده‌است و یعقوبی آورده‌است: مانی در این کتاب به توصیف آنچه از پاکی نور و آنچه از فساد تاریکی در روح وجود دارد، می‌پردازد و کارهای پست را به تاریکی نسبت می‌دهد.[۸۴]

اسرار[ویرایش]

این نام تاکنون در هیچ متنی دیده نشده‌است، اما ترجمه‌های چینی اثر نشان می‌دهد که این کتاب در فارسی میانه غربی «رازان» (جمع راز) نام داشته‌است. ابن ندیم در الفهرست نام کتاب را سِفرالاسرار آورده و عنوان ۱۸ فصل آن را ذکر کرده‌است، اما این مطلب هیچ کمکی به شناسایی قطعات ایرانی نمی‌کند. یعقوبی در تاریخ خود، گفته‌است که مانی در سفرالاسرار به آیات انبیاء طعنه زده‌است. بیرونی در فهرست کتب محمد بن ذکریا رازی می‌گوید که به مطالعه سفرالاسرار علاقه‌مند شده و مدت چهل و اندی سال در آرزوی بدست آوردن آن بوده و وقتی آن را به دست آورده، دربردارنده «هذیانِ بَحت و هجرِ محض»[پانوشت ۲] یافته‌است.[۸۵]

غولان[ویرایش]

ابن‌ندیم در «الفهرست» آن را «سِفرالجَبابره» ذکر کرده‌است. این اثر در پارتی «کَوان» (Kawān) نامیده شده، و گمان بر این است که نام دیگر آن نزد مانویان «نوشته‌ای به پارتیان» باشد. کَو (Kaw) بازماندهٔ کَوی (Kawi) اوستایی و کَی (Kay) پارسی میانه است که یکی از معانی اصلی آن «جنگ‌جوی ایرانیِ غیرزرتشتی» بوده که سپس با معنی «جبار» به‌کار رفته‌است. قطعاتی از این اثر به زبان‌های پارسی میانه و سُغدی به‌دست آمده‌است. «کَوان» شباهت‌های زیادی با «کتاب اول اخنوخ» دارد؛ و ازاین‌رو به کتاب مانی، «کتاب اول اخنوخ» نیز می‌گفته‌اند. «کتاب اول اخنوخ» (منسوب به «اخنوخ/هنوخ» جدّ نوح پیامبر) در سدهٔ دوم پیش از میلاد نوشته شده و روایت کامل از آن تنها به زبان حبشی باقی مانده‌است. ترجمه‌ای سریانی از کتاب اخنوخ نیز بوده که اکنون وجود ندارد. «کتاب اول اخنوخ» یا کتاب «کَوان» مانی بعدها به شش یا هفت زبان ترجمه شده و قطعات یا اقتباس‌هایی از روایات یونانی، لاتینی، پهلوانیگ (پهلوی اشکانی؛ پارتی)، پارسیگ (پهلوی ساسانی؛ پارسی میانه)، سُغدی و قبطی آن‌ها به‌دست آمده‌است.
این کتاب دربارهٔ دیوان یا فرشتگانی تاریک و بدکاره موسوم به «اِگریگُرویی» (نگاهبانان) است که در هنگام ایجاد جهان در آسمان‌ها زندانی شده بودند؛ اما بعدها شورش کردند و هرچند چهار فرشتهٔ بزرگ آنان را دوباره به‌بند کشیدند، دویست تن از آنان در زمان اخنوخ نبی گریختند و به‌خاطر شهوت و عشق مفرط به زنان زمینی هبوط کردند (به زمین آمدند). پیروان ایرانی مانی که «کَوان» را به پارسی میانه برگرداندند، بسیاری از نام‌های ایرانی مانند «سام» (اُحیاه)، «نریمان» یا «پَت سام» (اَحیاه)، «ویشتاسپ/گشتاسب»، «خدوس/هوتوس» (همسر ویشتاسپ/گشتاسب)، «ویروگداد»، «زریل/زریر» و در یک روایت سُغدی، «آریَن ویژَن» (ایران‌ویج) را جایگزین نام‌های سامی‌کردند. درواقع، روش کار آن بوده که اصطلاحات و حتی نام‌های ایزدان، ماه‌ها و شخصیت‌های اساطیری را به زبان‌های دیگر ترجمه می‌کردند تا برای گویندگان آن زبان‌ها ناآشنا نباشد.[۸۶]

رساله‌ها و نامه‌ها[ویرایش]

نامه‌هایی است که مانی در زمان‌ها و مکان‌های مختلف به رهبران جوامع مانوی نوشته‌است. این مجموعه در فارسی میانه «دیوان» (dĩwān جمع dĩb به معنی نوشته و نامه) نامیده شده و همین عنوان در یک سند مانوی به زبان چینی، از فارسی میانه وام گرفته شده‌است. اصل این نامه‌ها به زبان اصلی یا به صورت ترجمه به یکی از زبان‌های ایرانی، باقی نمانده‌است ولی بعضی از آن نقل قول‌های کوتاهی، که صورت اندرز و سخنان حکیمانه دارد، در برخی از متون فارسی میانه و سغدی مانوی، آمده‌است.[۸۷] ابن ندیم در الفهرست، فهرستی از عناوین ۷۷ نامه را آورده که عنوان تعدادی از آن‌ها به این قرار است:

  1. رسالة الاصلین یا رساله دوبن: ظاهراً رساله‌ای دربارهٔ دو اصل نیکی و بدی بوده که در فارسی میانه «دو بن» (dō bun) نامیده شده‌است.[۸۸]
  2. رسالة هند العظیمه یا رساله بزرگ هند: از این رساله در نوشته‌های تورفان جمله‌هایی باقی‌مانده‌است.[۸۹]
  3. رسالة ارمینیه یا رساله ارمنستان:

در متنی سغدی از تورفان از rmyb frwrtyy (رساله ارمنستان) نقل قول‌هایی شده‌است.[۹۰]

  1. رسالة وحمن فی خاتم الفم یا رساله وحمن در مُهر دهان: در میان نوشته‌های تورفان به فارسی میانه frwrdg y mwhr و به پارتی mwhrdybyy و به سغدی mwhr dyβyy به معنی «نامه مُهر» آمده‌است.[۹۱]
  2. رسالة کلمات العشر یا رساله سخنان دهگانه (فرایض دهگانه).[۹۲]
  3. رسالة حطا یا رساله حطا: در قطعه‌ای از تورفان به زبان فارسی میانه، نقل قول‌هایی از این رساله آمده‌است.[۹۳]

فراقماطیا[ویرایش]

ابن ندیم نام این کتاب را همین گونه نقل کرده‌است. اصل این واژه یونانی است که به سریانی وارد شده‌است. پراگماتیا در یونانی به معنی کار و پیشه است که سپس در معنی «رساله» به کار رفته‌است. ظاهراً این کتاب دستورهای دینی مانی، نیز رسائل عملی و تاریخی مانوی را دربرداشته‌است. نام این اثر در متون قبطی و چینی آمده ولی نشانه‌ای از آن در متون مانوی ایرانی دیده نشده‌است.[۹۴]

اوراد و مزامیر[ویرایش]

مجموعه‌ای از آثار دعایی مانی است که شامل دو زبور منظوم نیز هست. هیچ‌یکی از دعاها به فارسی میانه شناسایی نشده‌است، اما یک متن سغدی نشان می‌دهد که متن منظوم مفصلی به نام «آفرین بزرگان»[پانوشت ۳] توسط مانی تصنیف شده‌است. بسیاری از قطعات این متن به پارتی، فارسی میانه و سغدی در دست است. این زبور دربردارنده دعاهایی خطاب به پدر بزرگی و ایزدان آفرینش سوم است که امور جهان کنونی را بر عهده دارند. عبارت معینی در این زبور تکرار شده‌است. زبر دیگر «آفرین تقدیس»[پانوشت ۴] نام دارد، چه هر یک از دعاها با واژه قادوش[پانوشت ۵] آغاز می‌شود. ساختمان این زبور نیز مانند زبور نخستین است.[۹۵]

ارژنگ[ویرایش]

از کتاب‌هایی که به مانی نسبت داده شده، ارژنگ، مجموعه‌ای از نقاشی‌ها است که مانی به وسیله آن آفرینش را آنگونه که تصور می‌کرده، به ویژه جهان روشنی و تاریکی را، به تصویر کشیده و بر آن شرح نوشته‌است. این مجموعه به زبان پارتی آردهنگ[پانوشت ۶] و به فارسی «ارتنگ»، «ارثنگ» و «ارژنگ» نامیده شده‌است. این اثر به یونانی «ایقون»، در قبطی «ایقونس» و در کتب مانوی چینی «تصویر دو اصل بزرگ» نامیده شده‌است. از این کتاب در قرن پنجم (یعنی دوران غزنویان و سلجوقیان) نسخه‌ای در غزنه وجود داشته و ابوالمعالی در کتاب فارسی خود «بیان الادیان» از آن نام برده‌است. از آردهنگ اثری به جا نمانده ولی قطعاتی از یک تفسیر پارتی به نام «توضیح آردهنگ»[پانوشت ۷] از تورفان به دست آمده‌است که داستان‌های تمثیلی بسیاری دارد.[۹۶]

آثار غیر مانوی[ویرایش]

آثار عربی[ویرایش]

آثار یونانی و لاتین[ویرایش]

آثار پهلوی[ویرایش]

در ادبیات پهلوی، اثر جدلی معروفی به نام شکند گمانیک وزار از مردان فرخ پسر هرمزدداد، احتمالاً از سده نهم میلادی در دست است. مؤلف خود این نام را به معنی «گزارش گمان‌شکن» یا شرح از میان‌برنده شک و تردید است، بر کتاب نهاده‌است. او سبب تألیف کتاب را چنین ذکر کرده‌است که دز زمان وی ادیان و فرقه‌های گوناگونی پیدا شدند و او از همان کودکی مشتاقانه در جستجوی حقیقت بود، برای یافتن آن به سرزمین‌های گوناگون سفر کرد و سرانجام مطالب کتاب خود را گردآورد و مدون ساخت تا در دفع شبهه نوآموزان در برابر معارضان به کار آید.[۹۷]

مردان فرخ از آثار دانشمندان زرتشتی هم‌عصر خود مانند آذرباد یاوندان و روشن پسر آذرفرنبغ فرخزادان و به ویژه از کتاب دینکر استفاده کرده‌است، تا آنجا که فصل ۲۳۹ (الف) کتاب سوم دینکرد عیناً فصل نهم شکند گمانیک وزار را تشکیل می‌دهد. نویسنده اشاره می‌کند که نمی‌خواسته‌است دین زرتشتی را به گونه‌ای موروثی بپذیرد، بلکه بر آن بوده‌است که با استدلال و منطق بدان بگرود و در این راه به آثار نویسندگان دست یافته و از فریب فرقه‌های دیگر، به ویژه مانویان رها گشته‌است. متن پهلوی کتاب از میان رفته و امروز تحریر پازند و ترجمه سنسکریت آن در دست است. مطالب کتاب را می‌توان به دو بخش عمده تقسیم کرد. فصل‌های ۲ تا ۱۰ دربارهٔ اصول اعتقادات زرتشتی است و فصل‌های پایاینی (۱۱ تا ۱۶) که جنبه جدلی دارد، در رد دین‌های مختلف است: اسلام (فصل‌های ۱۱ و ۱۲)، یهودی (فصل‌های ۱۳ و ۱۴)، مسیحی (فصل ۱۵) و مانوی (فصل ۱۶) است و این فصل آخر، به سبب افتادگی دستنویس ناقص مانده‌است. وجود واژه‌ها و اصطلاحات مانوی در این فصل کتاب نشان از آن دارد که متن پهلوی گم شده می‌باید از اسناد مانوی، به‌طور مستقیم، استفاده کرده باشد.[۹۸]

در کتاب سوم دینکرد، آذرباد مارسپندان، موبدان‌موبد شاپور دوم (۳۰۹–۳۷۹ میلادی) به رد نظرات مانی (که دو یا سه تای آن جعلی است) پرداخته و اختلاف‌نظرهای مانوی و زرتشتی را برشمرده است.[۹۹]

آثار چینی[ویرایش]

آثار سریانی[ویرایش]

آثار پارتی[ویرایش]

آثار قبطی[ویرایش]

دستنویس‌های قبطی بسیاری در سال ۱۹۳۰ میلادی در مصر کشف شد. از طریق این متون، آگاهی دربارهٔ مانی و مانویت افزایش یافت. متون قبطی روشنایی بیشتری بر بسیاری از سنن مربوط به زندگی و مرگ مانی افکند. از میان این دست‌نویس‌ها، سه کتاب مواعظ، کفالایا و مزامیر منتشر شده‌است.[۱۰۰]

مواعظ[ویرایش]

بخش‌های اول و دوم این اثر مربوط به اواخر سده سوم، بخش سوم حدود سال ۳۰۰ میلادی و بخش چهارم بدون تاریخ است. کتاب شامل مرثیه‌ای در مرگ مانی، آثار بازمانده از او، پایان زندگی مانی، مرگ شاپور، آخرین سفر او، آمادگی مانی برای مرگ و ورود به سرزمین روشنی، سوگواری پیروان مانی در مرگ او، اخبار مرگ مانی، مراسم تدفین و نیز مطالبی دربارهٔ سیسینوس، جانشین مانی و آفرینش و پایان جهان است.[۱۰۱]

کِفالایا[ویرایش]

کِفالایا (فَرگردهایی از خِرَد مانی پیامبر/آموزگار) شامل اسناد باارزش مانوی مربوط به سده چهارم میلادی است. کتاب ظاهراً از زندگی‌نامه خود او اقتباس شده‌است.[۱۰۲]

مزامیر[ویرایش]

مزامیر مانوی متعلق به سده چهارم میلادی هستند و همه بجز مزامیر توماس ویژگی مشترکی دارند و آن این است که با یک دعا پایان می‌یابند. هر زبور در ستایش عیسی، مانی، گزیدگان و مانویانی است که احتمالاً از شهدا بوده‌اند. بدین ترتیب نام مانی تقریباً در تمام مزامیر آمده‌است. بعضی از آن‌ها جزئیات شاعرانه‌ای دربارهٔ خصوصیات مانی به دست می‌دهند. زبور شمار CCXXVI دربارهٔ بردباری مانی و شرح حضور مانی در برابر شاه، مرگ مانی و مثله شدنش می‌پردازد. در همین زبور فهرست کتاب‌های مانی به شکل نمادین خاصی معرفی شده‌است. نوشته‌ها با اجزای سازنده دارویی قوی مقایسه شده‌اند. خود مانی پزشک بزرگ نامیده شده و کتاب‌هایش اجزای نوشدارو است که درمان‌بخش همه دردها و رنج‌ها است.[۱۰۳]

هنر و ادبیات مانوی[ویرایش]

برگی از نوشته‌های مانوی به خط سغدی به‌همراه تصویر نویسندگان، ویراستاران و نَبیگان‌گران (تذهیب‌کاران)

مانویان در ثبت و نوشتن آثار دینی خود بسیار فعال بودند. آغاز کتابت میان مانویان با خود شخص مانی آغاز شد. او خط مانوی را بر اساس الفبای تدمری اقتباس کرد که خود آن نیز از خط آرامی گرفته شده‌بود.[۱۰۴] مانی آثار خود را به دو زبان فارسی میانه و سریانی به رشته تحریر درآورد. مار امو که از شاگردان باسواد و دبیر او بود نوشتن آثار مانوی به زبان پارتی را آغاز کرد.[۱۰۵] زبان سغدی نیز با خط سغدی و مانوی و اویغوری با خط خاص خود برای نوشتن آثار مانوی بکار رفتند. در مصر آثار مانوی به زبان قبطی پدید آمد و در تمام مدت سیر دین مانوی زبان فارسی میانه نیز که زبان کتاب دینی خود مانی هم بود به عنوان یکی از زبان‌های مورد استفاده مانویان در کتابت جایگاه ویژه‌ای داشت. عمدهٔ آثار آن‌ها به زبان‌های سریانی، پارسی میانه، پهلوی اشکانی، ترکی اویغوری، سغدی، زبان‌های چینی و زبان قبطی نوشته شده‌است.[۱۰۶] در این میان سروده‌ها و اشعار و داستان کوتاه نمادین نیز در آسیای میانه به نگارش درآمده‌است.[۱۰۷] اکثر این آثار در آسیای میانه بدست آمده‌است و در کل مجموعه آثاری که از مانویان تا به امروز به جای مانده بیش از هفت هزار نوشته مختلف است.[۱۰۸] نخستین نمونه‌های شعر سپید را به مانویان نسبت داده‌اند.[۱۰۹] از میان آثار مهم مانوی که در ویرانه‌های تورفان یا مصر کشف شدند می‌توان به شاپورگان فارسی، زبور مانی قبطی، کفالایا و رازان سریانی اشاره نمود. همچنین آثار پراکنده بیشماری هم به زبان‌های پارتی، سغدی و اویغوری بدست آمده که بیشتر ترجمه متون سریانی و فارسی میانه هستند یا اینکه سرود می‌باشند.[۱۱۰]

موسیقی، نقاشی و خط خوش میان مانویان بسیار رایج و پسندیده بود. وجود اشعار هجایی در آثار مانوی ترفان نشان می‌دهد که متون مذهبی و عبادی مانوی به سرود و به صورت ترانه خوانده می‌شده‌است.[۱۱۱] حاشیه نگاری کتاب‌هایی که بر روی چرم نوشته می‌شد در میان مانویان امری رایج بوده و به همین جهت آنان به نگارگری نیز در ایران شهره بودند. از آثار مانوی بجز نوشته‌های مانی می‌توان به اسناد بدست آمده از تورفان چین و کتاب خوستووانیفت و ترجمهٔ اویغوری آن و نیز برخی آثار قبطی بدست آمده در مصر اشاره کرد.[۱۱۲] هنر مانویان در نقاشی و نگارگری بر روی صفحات کتاب موجب شکل‌گیری هنر تذهیب در دوران اسلامی گردید. به نحوی که تذهیب قرآن را متأثر از علاقه مانویان به حاشیه‌نگاری کتاب‌های دینی خود دانسته‌اند که گاهی با طلا و نقره همراه بوده‌است.[۱۱۳] از آنجایی که مانی پیامبر خود اهل صنعت و هنر بوده و در ادبیات ایران نیز به همین شهره گشته مانویان نیز به تبعیت پیامبر خود در این راستا بسیار فعال بودند.[۱۱۴] اینان هنرهای زیادی همچون موسیقی، نقاشی، تذهیب، خوش‌نویسی را گونه‌ای عبادت برشمرده و ضمن آن می‌کوشیدند تا نور محبوس در ماده را آزاد و عروج روشنایی به سرزمین اصلی خود را در خلال آفرینش گوناگون آثار هنری عرضه نمایند.[۱۱۵] افزون بر آثار تورفان، دَه ابریشم‌نگاره بین سالهای 2006 تا 2016 در موزه‌های ژاپن و آمریکا کشف شده که جلوه‌های نوین از هنر مانوی با ویژگی‌های چینی را نشان می‌دهد.[۱۱۶]

دَه پرده ابریشمین و منقوش که در ژاپن و آمریکا بین سالهای 2006 تا 2016 میلادی بازشناسی شده است. شکری فومشی، محمد و سونیا میرزایی، 1397، عناصر دینی در کیهان‌نگاره نویافته چینی مانوی رویکردی تصویر متن‌شناسانه به طومارنگاره‌ای تعلیمی از مانویان چین در قرن 13/14 میلادی، پژوهش‌های ادیانی سال ششم، شماره 11، ص. 108

نمونه‌ای از اشعار مانویان[ویرایش]

خسته مشو ای خِرَد؛
تن درمده‌ای عشق.
بیا گِرد آییم؛
و او را دریابیم؛
که پنهان از دیده‌هاست؛
که خموش است و سخن می‌گوید.
دو گوهر کز آغاز بوده‌اند؛
آنِ مَغاک؛
و او کز بلندا،
درخشنده است.
تاریکی فراز رفته؛
روشنی اما هبوط کرده‌است.
خسته مشو ای خِرَد؛
تن درمده‌ای عشق.
مرگ چشندهٔ زندگی‌ست؛
زندگی چشندهٔ مرگ.
آوردگاهِ وحشت گسترده‌است.
خسته مشو ای خِرَد؛
تن درمده‌ای عشق.
چه بِشکوه این عشق؛
چه بِشکوه این خِرَد.
عشق آواره شد؛
خِرَد در جستجویش.

مانویان[ویرایش]

فهرست نام‌های مانویان سرشناس[ویرایش]

یاران و شاگردان (حواریون) مانی[ویرایش]

۱- فاتِق/پاتیک/پاتیکیوس (پدر مانی) ۲- آمو/آموس (حواری مانی در خاورزمین) ۳- اَدّا/اَدای/آدیمانتوس/بوداس (حواری مانی در باخترزمین؛ نویسندهٔ مباحثات و بوشِل/مودیون) ۴- سیس/سیسین/سیسینیوس (نخستین جانشین مانی) ۵- اینای/اینایوس (دومین جانشین مانی) ۶- توم/توماس (از سرایندگان زبور مانوی) ۷- هِرماس ۸- ابی‌زکیه/زاکو/زاکوا/زاکواس/آکواس ۹- ابرای/ابَربی/بهرایا/بارایئِس/بارایاس ۱۰- خابارات/گاوریاوی/گَبریاب/گَبریابوس ۱۱- فافی/پاپی/پاپوس ۱۲- آگاپیوس ۱۳- اوزی/اوزای/اوزِئوس ۱۴- سَلام/سَلمای/سَلمایوس ۱۵- کوشتای/کوستایوس دبیر ۱۶- آبیه‌سوس ۱۷- هِراکلیدِس (از سرایندگان زبور مانوی) ۱۸- اورادیس/آرادِس ۱۹- شمعون ۲۰- توربو ۲۱- خداوندگار کوروش/سیروس (از سرایندگان زبور مانوی) ۲۲- ابزاخیای پارسی ۲۳- نوح زادَگ/بار نوح مترجم ۲۴- هاردار (حواری زرتشتی مانی).

بزرگان و بلندپایگان مانوی[ویرایش]

شاد اورمَزد (پیشوای دیناورانِ خراسان و کردستان)، مِهر اورمَزد، خورشید وَهمن/وَهمن خورشید، نازک ایزد، یزدانبَخت، مِقلاص، مِهر، برزمِهر، ابوهلال دیجوری/دیحوری، ابوسعید رحا، ابوعلی رحا، ابویحیا الرییس، ابوالحسن دمشقی، نصر بن هرمزد سمرقندی، جعد بن درهم، فاستوس (اسپَسَگ/اسقف مانوی در شمال آفریقا؛ نویسندهٔ کاپیتولا)، فورتوناتوس، سکوندینوس (شنوندهٔ رومی که در پاسخ به آگوستین نوشته‌هایی دارد)، فِلیکس، اسقف سلیمان، تیموثی/تیموتی، مِنوش/مَینَق (از زنان گزیده)، ژولیای انطاکیه‌ای (از زنان گزیده).

سایر پیروان مانی و برخی شهدای مانوی[ویرایش]

مریم (مادر مانی، که به نام‌ها و لقب‌های دیگری همچون «نوشیت/یوسیت، تَقْشیت/تَقَشیت، میس/رامیس، اوتاخیم/اوتاشیم، کاروتسا/کاروسا» نیز شناخته می‌شود)، زِنوبیا/تَدهی (ملکهٔ تدمر یا پالمیرا)، نَفشا (خواهر زِنوبیا)، بوگو خان/مویو خان/آلپ قتلغ/خاقان تنگ-لی (شاه ترکان اویغور یا تغزغز)، هرمزد اردشیر/هرمزد یکم (بزرگترین پسر شاپور نخست و سومین پادشاه ساسانی)، توران‌شاه، مِهرشاه (برادر شاپور نخست)، شاه پیروز (برادر شاپور نخست)، شاه بات/بادیا، شاه تیرمِهر، اَردَوان ویسپوهر (شاهزادهٔ اشکانی)، راشتین/راشین، رامین/رمین/رمی، اردشیر، اهواز، اردد/خرداد، سهراب، مهرنیوشا، یحیای مانوی، یوحنای مانوی، سعیوس، افعند، زابد، سلنی/سلنا، بحرانا، حدانا، حطا، اخا/اجا، افقوریا/انقوریا، عبدبال/عبدیاییل، عبد یِسوع، ابی یسام مهندس، ابای تلمیذ، شاثل/شیث شَمّاس، تِئونا، مریم (همسر تِئونا)، کلئوپاترا، جِمنوت، ویجیل، پلوسیان، پاشال، پشایی، آبه‌پشایی، آبه‌پنایی، آبه‌پولیدوکسوس، آبه‌سیرا، یوستاثیوس/یوستافیوس، کُنستانتیوس، اوستفیوس، ائوکاریستوس، فوتینوس، ویکتورینوس، سیمپلیکیانوس پدرِ آنتونیوس، آفثونیوس اسکندرانی، میخاییل سرولاریوس (اسقف اعظم قسطنطنیه)، مَرقُس مِمفیسی، آگاپِه (از زنان گزیده شاگرد مَرقُس مِمفیسی)، بارسیمِس نِسطوری، ویکتورینای اسپانیایی، پائولوس پسر کالینیسی، فیلون، آپکت، پائول/پُل اهل هیپو، خواهرِ پائول/پُل، آدو اهل آدیابِنه، کاندیدا اهل تیپاسا، باسا اهل لیدیا (از زنان گزیده)، ماریا، لامپادیا (از زنان شنونده)، کایساریا، لوسیلا (دختر کایساریا)، مو-سزو-هسین (احتمالاً «سیسینیوس» حواری مانی)، نا-لوئو-ین، تسو-هی-توئو، تین-تا، تائو-مینگ، مو-یه، مانگ-نی، وی-مائو (احتمالاً «آمو» حواری مانی)، آ-تو (احتمالاً «اَدّا» حواری مانی).

دوست‌داران و پشتیبانان مانویت (زنادقه)[ویرایش]

شاپور نخست ساسانی، بهرام دوم ساسانی، نرسی/نرسه (هفتمین پادشاه ساسانی و برادر شاپور یکم)، زردشت خورَّگان فسایی/بوندوس، مزدک بامدادان/شروین اندرزگر، ولید بن یزید (یازدهمین خلیفهٔ اموی)، مروان بن محمد (آخرین خلیفهٔ اموی)، خالد بن عبدالله قسری (حاکم اموی بصره و کوفه)، آمارو/عمرو بن عدی (فرمانروای حیره)، تِس (شاه تخارستان/بلخ/باختر)، وو (امپراتریس سلسلهٔ تانگ در چین)، زکریای رازی، سلم خاسر، حَماد عجرد، زینب مغیره، ابوالعلاء معری، ابو عیسی وراق، ابونواس، ابوتمار مطبب، ابوالعباس ناشی، ابوشاکر دیصانی، ابن اخی ابی‌شاکر، فضل برمکی، حسن برمکی، یزدان پورِ باذان، ابن مقفع/روزبه پورِ دادویه، ابن راوندی، ابن طالوت، ابن سیابه، ابن ابی‌العوجا، ابن ابی‌الغیث، ابن زیاد هلالی، ابن الاعمی الحریزی، بشار بن برد، صالح بن عبدالقدوس، محمد بن احمد جیهانی، محمد بن عبیدالله (کاتب مهدی خلیفهٔ عباسی)، محمد زَیّات (وزیر متوکل و واثق خلفای عباسی)، اسحاق بن خلف، علی بن خلیل، علی بن ثابت، پریسیلیانوس/پریسیلیان (بنیان‌گذار جنبش پریسیلیانی)، هِلپیدیوس (از پیشوایان پریسیلیان‌ها)، اسقف اینستانتیوس (از پیشوایان پریسیلیان‌ها)، اسقف سالویانوس (از پیشوایان پریسیلیان‌ها)، پائولوس ارمنی/پدر گِنِسیوس (بنیان‌گذار جنبش پائولیسیانی)، یوهان/ژان کریسوشِر (از پیشوایان پائولیسیان‌ها)، کشیش بوگومیل (بنیان‌گذار جنبش بوگومیلی/محبان خدا)، واسیلی (از پیشوایان بوگومیل‌ها)، جووانی/ژان دِ لوجیو (از پیشوایان کاتارها/پاکان)، پاپا نیکینتا (از پیشوایان کاتارها)، بِرتران دان مارتی (از پیشوایان کاتارها)، پی‌یه‌ر والدِس/پیتر والدو (بنیان‌گذار جنبش والدِنی)، قدیس مارتین (اهل تور)، یوکروشیا، پروکیولا (دختر یوکروشیا)، لو-شینانگ (ژنرال چینی)، فانگ-لا (مبارز چینی).

نومانویان و گنوسیان شِبه-مانوی معاصر[ویرایش]

رودولف ژوزف لارِنتس اِشتاینر (مؤسس مکتب آنتروپوزوفی)، دِئودا روشه (از احیاگران کاتاریسم در فرانسه)، استفان اِی هِولِر (اسقف «اِکلیزیا ناستیکا» یا کلیسای گنوسی در آمریکا)، اَبا یِسای نَصرای/دیوید کلارک (مؤسس جماعت «اِسِنی‌های ناصوری» در آمریکا).

گفتاوردهایی از نوشته‌های بلندپایگان مانوی[ویرایش]

۱- «خورشید برای نابینایان طلوع نمی‌کند؛ ناشنوایان ندا را نمی‌شنوند؛ و ضیافت‌های قدسی برای مردگان برپا نمی‌شود».[۱۱۷]
۲- «این نَسک‌های سِپَند (کتاب‌های مقدس) که نام‌های وَرجاوَندشان، ستایش مهربانی مانی برانگیزند؛ این نشانه‌های خداوند که سال‌به‌سال و ماه‌به‌ماه بر شکوه‌مانِستان‌هایش (نیایش‌گاه‌هایش) بیفزایند… [به روز رستاخیز، آن‌گاه که نبرد بزرگ نیکی و بدی برخیزد] به دستان دین‌داران و دادگران خواهند رسید: اِوَنگِلیون زیندَگ (انجیلِ زنده/جاوید/بزرگ)، نیانِ زندگان (گنجِ زندگانی؛ کَنزالاحیاء/کَنزالحیات؛ سمیتیها)، کارنامه (بُنگاهیگ؛ فرَقماطیا/پراگماتیا؛ رسالهٔ عملیه)، رازان (سِفرالاسرار/سِفرالاسفار؛ رسالات)، کَوان (غولان؛ سِفرالجبابره)، دیبَهان/دیبان (نامه‌ها؛ مکاتیب)، آفْریوَنان (گاهان؛ سرودها؛ مزامیر) و یَشت‌ها (نیایش‌ها؛ مناجات‌ها)، نگارنامه (اَرژَنگ/اَرتَنگ/آردَهَنگ؛ سرودِ راستی/ندایِ عدالت) و آردَهَنگ ویفراس (تفسیر ارژنگ)، دوبُن‌نامَگ (رسالةالاصلین؛ مکاشفاتِ نور و ظلمت)، شاهپورَگان/شاپورَگان (رازهای مبدأ و معاد)، و داستان‌های پندآموز (حکایات تمثیلی)... هیچ‌کدام در آن زمان ناپیدا نخواهند ماند… تا به کی نادیده‌شان گیرند؟ تا به کی [بر کومه‌های آتش] بسوزانند؟... هزاران بار [گناه‌کاران] از دیده‌ها پنهان‌شان کنند؛ هزاران بار [پرهیزگاران] آن‌ها را ازنو نویسند؛ تا سرانجام به دست نیکویان رسند؛ و در فرَشگَرد (پایان جهان)، دادگران گیتی آن‌ها را [از دلِ ویرانه‌ها] بازجویند. اینان [نَسک‌ها را بر چشمان و سینه‌های خود نهند و] بر نوشته‌هایش بوسه زنند و گویند: «ای خِرَدِ بزرگی، ای زِره سترگ فرشتهٔ روشنی (رسولِ نور)، کجا از دیده‌ها پنهان شدید؟ از کجا می‌آیید؟ از کجا پیدا شدید؟» و من، شادمانم که پس از روزگاران دراز، این گنجینهٔ آسمانی (صحفِ مانی) به دست نژاد بی‌مرگان سپرده خواهد شد. براستی که گمراهان، خداوندگارِ این نَسک‌ها را نشناسند. ای شما نیکویان و ای دادگران که نوشته‌ها را می‌یابید، بگویید که چگونه این واژه‌های پرهیزگاری را برخواهید خواند؟ نام‌های ایزدان… نام خداوندگار گنجینه را… و نام همهٔ بلندپایگان را که جان خود [برای دین خدا دادند]... و نام رونویسان (کاتبان و خوشنویسان) و همچنین ویراستاران (نگارگران و نَبیگان‌گران)... و نام همهٔ برگزیدگان که روز و شب [درختِ زندگی] را ستایش می‌کردند… [با چه زبانی یارای گفتنید؟]... من در برابر بزرگی‌شان سر خَم کنم… بر آن‌ها اشک ریزم… زیرا می‌دانم که [پیکرهای درخشان‌شان] کجای زمین آرمیده‌اند. آری، مانِستان‌های «کیشِ روشنی» کوبیده شدند و بی‌گناهان ستم دیدند… جایی‌که اهرمن می‌ایستد، یاری‌گری نیست از دستِ [راهبران] آیین‌های گمراه (فرقه‌های خاطی) و آزارِ خانواده‌هایشان… تا که نشان دادگری فرارسد، به سرزمینی که در آن دُروَندان (مُغانِ دروغین) هستند؛ جایی‌که بر جهان [تاریکی] فرمان می‌رانند… [آن‌گاه مَر ایشان را گریزگاهی نیست]».[۱۱۸]

عرفان مانوی و تأثیر آن بر تصوف اسلامی[ویرایش]

تصویری از یک معبد مانوی بجای‌مانده در غرب چین. مانویان معابد خود را مانستان می‌نامیدند

مذهب مانوی مذهبی مبتنی بر عرفان و تهذیب نفس است.[۱۱۹] خود مانی که در میانرودان در میان فرقه‌های مندایی و گنوسی پرورش یافته بود به مذهب مغتسله باور داشت و غسل کردن و پاکی تن را برای عبادت اصل اول می‌دانست اما ناگهان این مذهب را ترک گفت و با بیان اینکه به پاکیزگی روان بیش از پاکیزگی تن نیاز است اصطلاح آب زنده را مطرح کرد که آبی مینوی و الهی بود و روح و روان را پاک می‌نمود.[۱۲۰] در نظر مانویان تطهیر تنها از راه معرفت و پاکدامنی و محبت امکانپذیر می‌شد. از دیگر نشان‌های عرفانی اصطلاح «زنده» است که بیش از ادیان دیگر در مانوی‌گری کاربرد دارد. عارف و شناسا شدن مبین زنده بودن روح و نور دربند آدمی است و از این رو برای رهایی از ظلمت به دانش و معرفت نیاز مبرم وجود دارد. انسان ترکیب از جسم و روح است و روح انسان، در بند و اسارت جسم قرار دارد و با تقویت نور و بیدار نگهداشتن آن در زمان مرگ گوهر پاکیزه را می‌توان به عالم علوی و سرمین روشنایی رساند.[۱۲۱] عرفان مانوی دنیا را دیر مکافات و سرای بدی می‌پندارد و هرچه زودتر رخت بستن از جهان را آرزومند است. عرفان مانوی تأثیرات عمیقی بر عرفان اسلامی گذاشت.[۱۲۲] پرهیز از گوشت و لذات گمراه‌کننده جسمانی، بی علاقه بودن به کار و آبادسازی جهان، بی‌ارزشی جهان مادی، اسارت روح در جسم و جهان، پیوستن روح به عالم علوی از راه تهذیب نفس از تأثیرات ویژه آیین مانی بر عرفان اسلامی و تصوف دانسته شده‌اند. بسیاری از اعمال صوفیانه ریشه در آئین مانوی دارد.[۱۲۳] دلیل این ارتباط از دوران باستان به قرون اخیر از این است که در زمان گسترش عرفان اسلامی شمار زیادی از دانشمندان و کاتبان ایرانی یا حتی مانوی‌تبار بودند مانند روزبه پسر دادویه (ابن مقفع) و بسیاری از عرفای خراسان و فرارودان در محیطی رشد یافته بودند که بشدت تحت تأثیر مذهب مانوی بود.[۱۲۴] وجود گنوسیان در بابل و مانویان خوزستان و نیز قبطی‌ها و مصریان مسلمان شده که به نوعی همگی درگیر آرای مانویان در سرزمین‌های خود بودند عامل اصلی نفوذ صریح باورها و آداب مانوی به درون عرفان اسلامی شد.[۱۲۵] برخی از عرفای مسلمان به اتهام زندقه و مانویت تکفیر و کشته شدند مانند شهاب‌الدین یحیی سهروردی و حسین منصور حلاج. آثار روزبه پسر دادویه (ابن مقفع) نیز در این‌گذار بی سهم نبوده‌است.[۱۲۶] از مهم‌ترین تأثیرات مانویت بر عرفان اسلامی می‌توان به مفاهیمی اشاره کرد که خاص مانوی‌گری بوده و در دین عربی اسلام در صحرای حجاز، ارزش شمرده نمی‌شدند اما عارفان و صوفیان اسلامی به ویژه عجم آن‌ها را به دامنه اعمال خود وارد نمودند مانند گرسنگی دادن به خود و روزه‌ها و نمازهای طولانی، پرهیز از کار و شغل و پیشه و مذموم دانستن کار دنیا که در سنت اسلامی پسندیده نیست.[۱۲۷] و نیز تجرد و دوری از ازدواج میان عرفای اسلامی درصورتی است که در دین مانوی ازدواج مذموم بوده و دین اسلام برعکس به کلی انسان‌ها را به ازدواج ترغیب می‌کند.[۱۲۸]

تاریخچه پژوهش و شناخت دین مانوی[ویرایش]

نگاره‌ای از آگوستین قدیس مسیحی که مدت نه سال مانوی بود و در آثار بعدی خود حملات تندی به مانویان انجام می‌داد.
خرابه‌های اطراف شهر تورفان چین که بسیاری از آثار مانوی از میان آن بدست آمدند. کشف این آثار کمک شایانی به درک ماهیت اصلی دین مانوی نمود.

تا پیش از سده بیستم بیشتر اطلاعات و آگاهی ما از مانویت مبتنی بر گزارش‌های مورخین و نویسندگان متقدم اسلامی، مسیحی و زرتشتی بود که از آنجا که دین مانوی گونه‌ای از بدعت و الحاد تلقی می‌شد مطالب عمدتاً جانبدارانه و در مذمت مانوی‌گری ترتیب داده‌شده‌بودند.[۱۲۹] در اوایل قرن پیشین شماری از آثار مانویان از میان شن‌های انبوه واحه تورفان چین بیرون کشیده‌شد و به همراه آثار دیگری که در آسیای میانه بدست آمد تصویر جدیدی از دین مانوی که البته با گزارش‌های قبلی چندان هم بیگانه نبود بدست پژوهشگران افتاد. این آثار که به خطوط سغدی، پهلوی، اویغوری، مانوی و سریانی نوشته شده‌بودند، بسیاری از حقایق دینی مانویان را روشن کرد و به همین اندازه از اهمیت چند اثر سرود وار قبطی در ستایش مانی و زروان|پدربزرگی در مصر به خط و زبان قبطی نیز بدست آمد که نشان می‌دهد دین مانوی از چه نظام یکپارچه و گسترده‌ای میان هواداران خود برخوردار بوده‌است. عمده آثار قبطی بدست آمده به کتاب زبور مانی مربوط می‌شود.[۱۳۰]

مهمترین آثار سنتی مطالعه مانوی‌گری را می‌توان کتاب اعترافات سنت آگوستین دانست.[۱۳۱] این قدیس رومی اگرچه خود بمدت نه سال مانوی بوده اما بدنبال توبه باز به مسیحیت می‌گرود و در کتابش اگرچه مملو از حمله به مانویان است اما اطلاعات جالبی از دین مانوی بدست می‌دهد.[۱۳۲] دیگر نویسندگان مسیحی نیز همین رویه سنت آگوستین را در قبال مانویان در پی گرفتند که با اعلام الحاد و تکفیر مانویان از سوی کلیسای کاتولیک و مبارزه با آنان این رسالات و کتاب‌ها در مذمت ایشان نوشته شد.[۱۳۳] همچنین پولس ایرانی در رسالات خود بشدت به مانویان می‌تاخت. دیگر دانشمند مسیحی اسکندر اسیوطی در مصر مقالات تندی ضد مانویان منتشر می‌نمود که بسیاری از آثار این‌ها دست‌مایه شناخت و بررسی ماهیت آئین مانوی تا پیش از قرن بیستم محسوب می‌شدند.[۱۳۴]

در دوره ساسانیان نیز بدنبال اعدام مانی در خوزستان به تحریک کرتیر مانویان به شرق بلاد ساسانی گریختند.[۱۳۵] اگرچه عده‌ای در خوزستان و آذربایجان همچنان سنت‌های خود را حفظ می‌کردند آثار خود را نیز به شرق بردند. در دوره ساسانی و حتی پس از آن زرتشتیان در مذمت و نکوهش مانویان آثاری خلق کردند و در بسیاری از آثار خود از مانی و عقاید مانویان نیز سخن راندند. یکی از بهترین این مراجع زرتشتی مردان فرخ اوهرمزداتان موبد قرن هشتم میلادی است که در کتاب شکند گمانیک وزار در یک فصل به توضیح عقاید مانویان پرداخته و یک یک آنان را بدنبال آن رد کرده‌است.[۱۳۶] همچنین در کتاب پهلوی دینکرد است که نویسنده زرتشتی آن بنام آذرفرنبغ فرخزادان در آن گزارش‌هایی از عقاید مانویان آنگونه که خود می‌دیده ارائه کرده‌است.[۱۳۷]

در دوران اسلامی مانویان با عنوان زندیق شناخته می‌شدند[۱۳۸] و کشتن آن‌ها نیز در دوره خلافت عباسیان سفارش شده‌بود.[۱۳۹] چند مورد از بزرگ‌ترین کشته شدگان مانوی آغاز اسلام را می‌توان نام برد که شامل ابن مقفع، ابن ابی العوجا، صالح بن عبدالقدوس، محمد بن سعید بن حسان، حسین منصور حلاج و افشین است که همگی به اتهام زندقه و مانوی‌گری کشته شدند.[۱۴۰] در این دوره با وجود نابود شدن جوامع مانوی در بسیاری مناطق نویسندگان مسلمان بیش از پیشینیان به بررسی و بیان آراء مانویان پرداختند و کتاب‌های بسیاری دربارهٔ آن‌ها نوشته شد که تقریباً همگی در مذمت مانویه بود.[۱۴۱] از بزرگترین نویسندگانی که به دین مانوی پرداختند می‌توان به مسعودی، ابن ندیم، ابوریحان بیرونی، شهرستانی را می‌توان نام برد که بیرونی و ابن ندیم نویسنده کتاب الفهرست مطالب مفیدتری در اختیار پژوهشگران قرار دادند و از تعصب کمتری نیز برخوردار بوده‌اند.[۱۴۲]

تا سال ۱۹۰۴ میلادی تنها منابع شناخت دین مانوی همین آثار متعددی بودند که از سوی مخالفان مانویت تألیف شده بودند. در این سال گروهی از باستان شناسان برای یافتن حقیقت ویرانه‌های باستانی تورفان راهی چین شدند. بدنبال کاوش‌های علمی این افراد از دورن مغاره‌ای که ورودی آن برای مدت ده قرن بسته شده بود آثار قدیمی مانوی بر روی برگ‌ها و کاغذها و صفحات چرمی بیرون کشیده شد.[۱۴۳] این یافته‌ها که در ابتدا مشخص نبود به چه زبان و خطی نوشته شده و به چه دوره‌ای تعلق دارد به موزه‌ها و موسسات تحقیقاتی در لندن و برلین آلمان و سنت پترزبورگ روسیه منتقل شد.[۱۴۴] دانشمندان بزرگ زبان‌شناس مانند مولر در آلمان و زالمان در روسیه کار بر روی آن‌ها را آغاز کردند. مولر بدون اینکه بداند اوراق پیش رویش به زبان پارتی نوشته شده‌اند موفق شد آن‌ها را ترجمه و تکمیل نماید. در همین تحقیقات زبان از یاد رفته سغدی مجدد زنده شد و زمینه و امکان شناخت این زبان از دست رفته پدید آمد. حدود سی سال بعد والتر هنینگ ایران‌شناس نامی آثار ترجمه شده را در آلمان منتشر کرد. مری بویس نیز آثار نوشته شده به زبان‌های ایرانی را به همراه کلید آن به چاپ رساند. در همان دوره کارل اشمیت به کشف بزرگ دیگری نائل شد و دست‌نوشته‌های قبطی مانوی را در مصر کشف و ترجمه نمود.[۱۴۵] مجموعه فراوان آثار ترجمه شده واقعیت و ماهیت اصلی آئین و باورهای مانوی را تاحد زیادی روشن ساخت.[۱۴۶]

از بزرگترین مانوی‌شناسان جهان می‌توان به مری بویس، والتر هنینگ، ورنر زوندرمان و دِزمُند دورکین‌مَیسْتِراِرنْست اشاره نمود.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Smitīhā
  2. هذیان خالص و پریشان‌گویی محض
  3. wuzurgān āfrīwan
  4. qašūddagān āfrīwan
  5. qādūš
  6. ārdahang
  7. ārdahang wifrās
  1. راه توده ـ قیام‌های مردمی در ایران و نقش آفرینی مذهب در آن‌ها
  2. دانشنامهٔ کاتولیک
  3. Manicheanism بایگانی‌شده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine انگلیسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
  4. Judelson, Catherine. (۱۹۸۹A dictionary for believers and nonbelievers، Moscow: Progress Publishers، ص. ۳۳۰، شابک ۵۰۱۰۰۰۴۵۵۰
  5. دانشنامه کاتولیک Manichaeism بایگانی‌شده در ۱۴ ژانویه ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine. انگلیسی. بازدید در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱
  6. پورتال علوم انسانی میراث ایران باستان در روشنایی نامه ناصر خسرو فارسی. بازدید در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱
  7. آیدین آغداشلو. به نقل از خبرآنلاین تنها قومی که پیامبر نقاش داشتند. فارسی. بازدید در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱
  8. «جلال افشار: مانی چنین بود». دوهفته‌نامه الکترونیک شرقیان. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  9. «معرفی مفاخر ایران - مانی و مزدک». دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  10. «مانی «پیامبر» ۲۱۵ تا ۲۷۶ میلادی». دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  11. دین‌های ایران باستان، دکتر مهری باقری، نشر قطره صفحهٔ ۹۶
  12. "ALCHASAI". دانشنامه ایرانیکا. Retrieved 26 August 2011.
  13. ایران باستان. صفحهٔ ۲۹
  14. "Manichaeism". Retrieved 26 August 2011.
  15. در شناخت آیین مانی. ص۱۳۶
  16. م. موله. ایران باستان. ص۲۹
  17. "Manichaeism in Mesopotamia and the Roman East". Retrieved 26 August 2011.
  18. "Manichaeism and true Christianity". Retrieved 26 August 2011.
  19. "Manichaeism". Christian Mystery Schools, Cults, Heresies. Retrieved 26 August 2011.
  20. تاریخ تمدن ایران ساسانی. صفحهٔ ۸۱
  21. پایگاه اینترنتی باشگاه [۱]. فارسی. بازدید در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱
  22. "Manichaeism". I.J.S Taraporewalla:Iran chamber society. Retrieved 26 August 2011.
  23. "3rd Century Timeline: 201 to 300". Retrieved 26 August 2011.
  24. "Manichaeism". Retrieved 26 August 2011.
  25. A. Adam, Das Fortwirken des Manichäismus bei Augustin. In: ZKG (69) 1958, S. 1–25
  26. «فلسفه مانوی». مردمسالاری. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۲ ژانویه ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  27. «معبد مانوی». سایت اخبار زرتشتیان. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  28. باشگاه اندیشه ترک‌ها در عرصه تاریخ. فارسی. بازدید در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱
  29. تقی‌زاده ص ۱۸
  30. آئین بوگومبل: بازماندهٔ کیش مانی در بالکان دیان بوکدانویچ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران سال چهاردهم آذر 1345 شماره 2 (پیاپی 54)
  31. ابن ندیم، همان، ص 582-602
  32. حیات سیاسی مانویان در سده‌های نخستین اسلامی حسین مفتخری راحله ضائفی تاریخ پژوهان 1386 شماره 11
  33. (تقی‌زاده ص۲۰)
  34. سرچشمه تصوف در ایران، سعید نفیسی، چاپ فروغی،1343، صص 90-93
  35. در شناخت آیین مانی. صفحهٔ ۴۹
  36. «متون دینی آیین مانی». پایگاه طهوردانش. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  37. ۳۷٫۰ ۳۷٫۱ تاریخ تمدن ایران ساسانی. صفحهٔ ۷۹
  38. «دربارهٔ کتاب اسطوره آفرینش در آیین مانی». ابوالقاسم اسماعیل‌پور. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  39. «اسطورهٔ پایان جهان، اسطورهٔ زروان». ابوالقاسم اسماعیل‌پور. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ «فلسفه مانوی». مردمسالاری. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۲ ژانویه ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  41. ایران از آغاز تا اسلام. صفحهٔ ۳۵۶
  42. اسطوره آفرینش در آیین مانی. ص. ۲۹۶
  43. «امشاسپندان». پژوهشکده باقرالعلوم. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  44. مهری باقری. دین‌های ایران باستان. نشر قطره. چاپ دوم. ۱۳۸۶. ص۹۸
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ «اسطورهٔ آفرینش در دین مانی». آذرگشنسب. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  46. زبور مانوی. ص۱۶
  47. اسطوره آفرینش در آیین مانی. صفحهٔ ۱۱۱
  48. اسطوره آفرینش در آیین مانی. صفحهٔ ۶۴
  49. اسطورهٔ آفرینش در آِیین مانی. ص ۶۲ تا ۶۵
  50. زبور مانوی. صفحهٔ ۹۷
  51. در شناخت آئین مانی. صفحهٔ ۱۶۵
  52. اسطوره آفرینش در آئین مانی. صفحهٔ ۱۲۰
  53. "Unit of Study: RLST2612 - Dualism: Zoroaster, Gnosis & Manichaeism". دانشگاه سیدنی. Retrieved 28 October 2011.
  54. "Manichaean Writings". Gnosis scociety library. Retrieved 28 October 2011.
  55. «ثنویت گرایی ذهنی در ایران». پورتال علوم انسانی. دریافت‌شده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
  56. "Manichaeism". Retrieved 28 October 2011.
  57. دین‌های ایران باستان. ص۱۱۰
  58. سرودی در ستایش عید بِما؛ برگرفته از کتاب زبور مانوی، مزمور شمارهٔ ۲۲۴.
  59. «نگاهی به عقاید و متون دینی آیین مانی». دانشنامه طهور. دریافت‌شده در ۸ سپتامبر ۲۰۱۲.
  60. «روزه در ادیان». دریافت‌شده در ۸ سپتامبر ۲۰۱۲.
  61. "Bema: Manichaean Festival". دانشنامه بریتانیکا. Retrieved 8 September 2012.
  62. «احکام مذهبی و اصول اخلاقی، اجتماعی دین مانی». طهوردانش. دریافت‌شده در ۸ سپتامبر ۲۰۱۲.
  63. فرمانهای مانی نوشته نیکلاس سیمز ویلیامز ترجمه فیروزه قندهای فصلنامه فرهنگ زبان‌شناسی شماره مسلسل ۱۷
  64. فرمانهای مانی نوشته نیکلاس سیمز ویلیامز ترجمه فیروزه قندهای فصلنامه فرهنگ زبان‌شناسی شماره مسلسل ۱۷
  65. دین‌های ایران باستان. ص. ۱۰۲
  66. G. Haloun and W. B. Henning, “The Compendium of the Doctrines and Styles of the Teaching of Mani, the Buddha of Light,” Asia Major, 1952, p. 184-212, p. 195
  67. دین‌های ایران باستان، دکتر مهری باقری، نشر قطره، صفحهٔ ۱۰۳
  68. کتابخانه طهور نگاهی به عقاید و متون دینی آیین مانی. فارسی. بازدید در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱
  69. [«آیین مانی: برگزیدگان و توده مؤمنین» مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک). دریافت‌شده در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱.
  70. «فلسفه مانوی». فریدشولیزاده، وبگاه نشریه مردم‌سالاری. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۲ ژانویه ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱.
  71. «سرنوشت انسان پس از مرگ». سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی. دریافت‌شده در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱.
  72. تاریخ تمدن ایران ساسانی. صفحهٔ ۸۰
  73. تاریخ تمدن ایران ساسانی. صفحهٔ ۷۸
  74. «حیات سیاسی مانویان در قرن‌های نخستین اسلامی». پرتال جامع علوم انسانی. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  75. پایگاه اینترنتی حوزه LanguageID=1&BookArticleID=23710 آیین مزدکی. فارسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
  76. راهنمای زبان پارتی. صفحهٔ ۲۴
  77. "Manichaeism". Retrieved 26 August 2011.
  78. "Facts about Bogomil". دانشنامه بریتانیکا. Retrieved 26 August 2011.
  79. "Manichaeism: Saint Augustine". Retrieved 26 August 2011.
  80. "Paulicians". CATHOLIC ENCYCLOPEDIA. Retrieved 26 August 2011.
  81. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 76.
  82. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 53.
  83. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 54.
  84. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 55-54.
  85. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 55.
  86. میرفخرایی، مهشید. فرشتهٔ روشنی: مانی و آموزه‌های او. تهران: ققنوس، ۱۳۸۷، صص ۵۶–۵۵.
  87. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 56-57.
  88. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 57.
  89. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 57.
  90. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 57.
  91. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 57.
  92. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 57.
  93. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 57.
  94. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 58.
  95. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 58.
  96. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 59-58.
  97. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 75.
  98. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 76-75.
  99. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 76.
  100. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 64.
  101. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 64.
  102. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 65.
  103. میرفخرایی، مانی و آموزه‌های او، 65.
  104. تاریخ تمدن ایران ساسانی. صفحهٔ ۷۷
  105. MANICHAEISM IN CENTRAL ASIA AND CHINA انگلیسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
  106. «برگی از نوشته‌های مانوی به خط سغدی». دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  107. «ادبیات مانوی». وب‌سایت دکتر اسماعیل پور. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  108. «گزارش بی.بی. سی از سخنرانی دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور دربارهٔ ادبیات مانوی». پایگاه خبری-تحلیلی مازندران. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  109. «ادبیات مانوی و نخستین اشعار سپید در ایران باستان». تبیان. دریافت‌شده در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱.
  110. «تورفان». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  111. دین‌های ایران باستان. ص. ۱۱۰
  112. «ادبیات مانی». رادیو بی‌بی‌سی. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  113. «تذهیب قرآن: هنر آراستن قرآن با نقش و نگارهایی از آب طلا و رنگهای دیگر». دانشنامه موضوعی قرآن. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  114. «کتاب ارژنگ». سایت آذرگشنسب. دریافت‌شده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
  115. دانشنامه رشد «هنر مانوی». فارسی. بازدید در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱
  116. شکری فومشی, محمد; میرزایی, سونیا (2018-09-22). "عناصر دینی در کیهان‌نگاره نویافته چینی مانوی رویکردی تصویرـ متن‌شناسانه به طومارنگاره‌ای تعلیمی از مانویان چین در قرن 13/14 میلادی". پژوهش های ادیانی. 6 (11): 105–34. ISSN 2345-3230.
  117. سکوندینوس، مانویِ نیوشایِ رومی؛ سدهٔ پنجم میلادی.
  118. برگرفته از کتاب قبطی مواعظ؛ یافته‌شده از ویرانه‌های واحهٔ نارموثیس باستانی/مدینه مادی در فَیّوم مصر.
  119. Persian Gnosticism. انگلیسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
  120. شرح حال و سرگذشت مانی فارسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
  121. پورتال علوم انسانی میراث ایران باستان در روشنایی نامه ناصر خسرو فارسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
  122. اسطوره آفرینش در آیین مانی. ص۲۳–۲۶
  123. مجید تهرانیان the relation between Buddhism and Sufism. انگلیسی. بازدید در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱
  124. نقش مانویت در تکوین برخی فرقه‌های اسلامی. فارسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
  125. اسطوره آفرینش در آئین مانی. ص۳۸
  126. وبسایت انقلاب آزار و قتل اندیشمندان توسط فقها و مسلمانان بنیادگرا فارسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
  127. در شناخت آئین مانوی. ص۱۳۵تا۱۳۹
  128. زرین‌کوب، عبدالحسین. تصوف و ایران باستانی. فارسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
  129. در شناخت آئین مانی. ص۴۲
  130. «زبور مانوی». خبرگزاری مهر. دریافت‌شده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
  131. "Mani and Manichaeism". مهرک گلستانی، کانون پژوهشهای ایران باستان. Retrieved 28 October 2011.
  132. "St. Augustine". religionfacts.com. Retrieved 28 October 2011.
  133. "Manichaeism". دانشنامه بریتانیکا. Archived from the original on 3 June 2013. Retrieved 28 October 2011.
  134. "ANTI-MANICHAEAN WRITERS". دانش‌نامه کاتولیک. Archived from the original on 14 January 2012. Retrieved 28 October 2011.
  135. ایران از آغاز تا اسلام. ص. ۳۵۸
  136. «بررسی و نقد کتاب زبان پهلوی ادبیات و دستور آن». ایرج وامقی، پایگاه معرفی استاد احمد تفضلی و آثار او. دریافت‌شده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
  137. «متون دینی آئین مانی». طهور دانش. دریافت‌شده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
  138. «پیشینه و پیدایش زندقه در تاریخ اسلام». کتابخانه طهور. دریافت‌شده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
  139. «کتاب آرائی در ایران». اکبر تجویدی. دریافت‌شده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
  140. «آزار و قتل اندیشمندان توسط فقها و مسلمانان بنیادگرا». پایگاه اینترنتی انقلاب. دریافت‌شده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
  141. "Aspects of anti-Manichaeism". Retrieved 28 October 2011.
  142. «حیات فکری مانویان در قرون نخستین اسلامی». باشگاه اندیشه. دریافت‌شده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
  143. تاریخ تمدن ایران ساسانی. سعید نفیسی. صفحهٔ ۷۵
  144. "Zentrum Grundlagenforschung Alte Welt". bbaw.de (به آلمانی). Retrieved 28 October 2011.
  145. "Prods Oktor Skjærvø An Introduction to Manicheism" (PDF). هاروارد (به آلمانی). Retrieved 8 September 2012.
  146. در شناخت آئین مانی. دکتر امید بهبهانی. صفحه ۴۱ تا۶۰

منابع[ویرایش]

  • اسماعیل‌پور، ابوالقاسم (۱۳۸۵اسطوره آفرینش در آیین مانی، تهران: کاروان، شابک ۹۶۴-۷۰۳۳-۳۲-X
  • بهبهانی، امید (۱۳۸۴در شناخت آیین مانی، تهران: بندهش، شابک ۹۶۴-۹۳۵۳۴-۴-۵
  • باقری، مهری (۱۳۸۶دین‌های ایران باستان، تهران: بندهش، شابک ۹۶۴-۳۴۱-۵۹۰-۲
  • موله، م. (۱۳۸۶ایران باستان، ترجمهٔ آموزگار، ژاله، تهران: توس
  • نفیسی، سعید (۱۳۸۸تاریخ تمدن ایران ساسانی، تهران: پارسه، شابک ۹۷۸-۶۰۰-۵۰۲۶-۶۲-۷
  • میرفخرایی، مهشید (۱۳۸۳). مانی و آموزه‌های او. تهران: ققنوس. شابک ۹۶۴-۳۱۱-۴۸۰-۵.
  • گریشمن، رومن (۱۳۸۸ایران از آغاز تا اسلام، ترجمهٔ دکتر محمد معین، تهران: نگاه
  • رضایی باغ بیدی، حسن (۱۳۸۵راهنمای زبان پارتی، تهران: ققنوس، شابک ۹۶۴-۳۱۱-۵۲۱-۶
  • آلبری، سی.آر. سی (۱۳۷۵زبور مانوی، ترجمهٔ اسماعیل پور، ابوالقاسم، تهران: اسطوره

پیوند به بیرون[ویرایش]

Portrait of a Persian Manichaean
Image of a Manichaean temple with stars and seven firmaments
Line drawing copy of two frescoes from cave 38B at Bezeklik Grottoes.

Manichæism (/ˌmænɪˈkɪzəm/;[1] in Modern Persian آیین مانی Ãyīnⁱ Mānī; Chinese: ; pinyin: Jiào) was a major religion[2] founded by the Iranian[3] prophet Mani (in Middle Persian Mānī, New Persian: مانی Mānī, Syriac Mānī, Greek Μάνης, Latin Manes; also Μανιχαῖος, Latin Manichaeus, from Syriac ܡܐܢܝ ܚܝܐ Mānī Ḥayyā "Living Mani", c. 216–274 AD) in the Sasanian Empire.[4][5]

Manichaeism taught an elaborate dualistic cosmology describing the struggle between a good, spiritual world of light, and an evil, material world of darkness.[6] Through an ongoing process that takes place in human history, light is gradually removed from the world of matter and returned to the world of light, whence it came. Its beliefs were based on local Mesopotamian religious movements and Gnosticism.[7]

Manichaeism was quickly successful and spread far through the Aramaic-speaking regions.[8] It thrived between the third and seventh centuries, and at its height was one of the most widespread religions in the world. Manichaean churches and scriptures existed as far east as China and as far west as the Roman Empire.[9] It was briefly the main rival to Christianity before the spread of Islam in the competition to replace classical paganism. Manichaeism survived longer in the east than in the west, and it appears to have finally faded away after the 14th century in south China,[10] contemporary to the decline of the Church of the East in Ming China. While most of Manichaeism's original writings have been lost, numerous translations and fragmentary texts have survived.

An adherent of Manichaeism was called a Manichaean or Manichean, or Manichee, especially in older sources.[11][12]

History

Life of Mani

Manichaean priests, writing at their desks. Eighth or ninth century manuscript from Gaochang, Tarim Basin, China.
Yuan Chinese silk painting Mani's Birth.

Mani was an Iranian[13][14][15] born in 216 in or near Seleucia-Ctesiphon (now al-Mada'in) in the Parthian Empire.[16] According to the Cologne Mani-Codex,[17] Mani's parents were members of the Jewish Christian Gnostic sect known as the Elcesaites.[18]

Mani composed seven works, six of which were written in the Syriac language, a late variety of Aramaic. The seventh, the Shabuhragan,[19] was written by Mani in Middle Persian and presented by him to the Sasanian emperor, Shapur I. Although there is no proof Shapur I was a Manichaean, he tolerated the spread of Manichaeism and refrained from persecuting it within his empire's boundaries.[20]

According to one tradition, it was Mani himself who invented the unique version of the Syriac script known as the Manichaean alphabet,[citation needed] which was used in all of the Manichaean works written within the Sasanian Empire, whether they were in Syriac or Middle Persian, and also for most of the works written within the Uyghur Khaganate. The primary language of Babylon (and the administrative and cultural language of the Sassanid Empire) at that time was Eastern Middle Aramaic, which included three main dialects: Jewish Babylonian Aramaic (the language of the Babylonian Talmud), Mandaean (the language of Mandaeism), and Syriac, which was the language of Mani, as well as of the Syriac Christians.[citation needed]

While Manichaeism was spreading, existing religions such as Zoroastrianism were still popular and Christianity was gaining social and political influence. Although having fewer adherents, Manichaeism won the support of many high-ranking political figures. With the assistance of the Sasanian Empire, Mani began missionary expeditions. After failing to win the favour of the next generation of Persian royalty, and incurring the disapproval of the Zoroastrian clergy, Mani is reported to have died in prison awaiting execution by the Persian Emperor Bahram I. The date of his death is estimated at 276–277.[16]

Influences

Sermon on Mani's Teaching of Salvation, 13th-century Chinese Manichaean silk painting.

Mani believed that the teachings of Gautama Buddha, Zoroaster, and Jesus were incomplete, and that his revelations were for the entire world, calling his teachings the "Religion of Light".[16] Manichaean writings indicate that Mani received revelations when he was 12 and again when he was 24, and over this time period he grew dissatisfied with the Elcesaite sect he was born into.[21] Mani began preaching at an early age and was possibly influenced by contemporary Babylonian-Aramaic movements such as Mandaeism, and Aramaic translations of Jewish apocalyptic writings similar to those found at Qumran (such as the book of Enoch literature), and by the Syriac dualist-gnostic writer Bardaisan (who lived a generation before Mani). With the discovery of the Mani-Codex, it also became clear that he was raised in a Jewish-Christian baptism sect, the Elcesaites, and was influenced by their writings, as well. According to biographies preserved by Ibn al-Nadim and the Persian polymath al-Biruni, he received a revelation as a youth from a spirit, whom he would later call his Twin (Aramaic: תאומאtɑʔwmɑ, from which is also derived the name of the Thomas the Apostle, the "twin"), his Syzygos (Koinē Greek: σύζυγος "spouse, partner", in the Cologne Mani-Codex), his Double, his Protective Angel or Divine Self. It taught him truths that he developed into a religion. His divine Twin or true Self brought Mani to self-realization. He claimed to be the Paraclete of the Truth, as promised by Jesus in the New Testament.[22]

Manichaean Painting of the Buddha Jesus depicts Jesus Christ as a Manichaean prophet, the figure can be identified as a representation of Jesus Christ by the small gold cross that sits on the red lotus pedestal in His left hand.

Manichaeism's views on Jesus are described by historians:

Jesus in Manichaeism possessed three separate identities: (1) Jesus the Luminous, (2) Jesus the Messiah and (3) Jesus patibilis (the suffering Jesus). (1) As Jesus the Luminous... his primary role was as supreme revealer and guide and it was he who woke Adam from his slumber and revealed to him the divine origins of his soul and its painful captivity by the body and mixture with matter. Jesus the Messiah was a historical being who was the prophet of the Jews and the forerunner of Mani. However, the Manichaeans believed he was wholly divine. He never experienced human birth as notions of physical conception and birth filled the Manichaeans with horror and the Christian doctrine of virgin birth was regarded as equally obscene. Since he was the light of the world, where was this light, they asked, when he was in the womb of the Virgin? (2) Jesus the Messiah was truly born at his baptism as it was on that occasion that the Father openly acknowledged his sonship. The suffering, death and resurrection of this Jesus were in appearance only as they had no salvific value but were an exemplum of the suffering and eventual deliverance of the human soul and a prefiguration of Mani's own martyrdom. (3) The pain suffered by the imprisoned Light-Particles in the whole of the visible universe, on the other hand, was real and immanent. This was symbolized by the mystic placing of the Cross whereby the wounds of the passion of our souls are set forth. On this mystical Cross of Light was suspended the Suffering Jesus (Jesus patibilis) who was the life and salvation of Man. This mystica cruxificio was present in every tree, herb, fruit, vegetable and even stones and the soil. This constant and universal suffering of the captive soul is exquisitely expressed in one of the Coptic Manichaean psalms.[23]

Augustine also noted that Mani declared himself to be an "apostle of Jesus Christ".[24] Manichaean tradition is also noted to have claimed that Mani was the reincarnation of different religious figures such as Buddha, Krishna, Zoroaster, and Jesus.[25]

Other than incorporating the symbols and doctrine of dominant religious traditions, Manichaeism also incorporated the symbols and deities of indigenous traditions, in particular the Hindu deity Ganesha into its fold, demonstrated by the image available in the article, "Manichaean Art and Calligraphy" by Hans-Joachim Klimkeit. Mani was claiming to be the reincarnation of the Buddha, Lord Krishna, Zoroaster and Jesus depending on the context in which he was carrying out his preachings. Such strategic claims fostered a spirit of toleration among the Manichaeans and the other religious communities and this particular feature greatly assisted them in gaining the approval of authorities to practice in different regions along the Silk Road.[25]

Academics also note that since much of what is known about Manichaeism comes from later 10th- and 11th-century Muslim historians like Al-Biruni and especially ibn al-Nadim (and his Fihrist), "Islamic authors ascribed to Mani the claim to be the Seal of the Prophets."[26] In reality, for Mani the expression "seal of prophecy" refers to his disciples, who testify for the veracity of his message, as a seal does.[27]

10th century Manichaean Electae in Gaochang (Khocho), China.

Another source of Mani's scriptures was original Aramaic writings relating to the Book of Enoch literature (see the Book of Enoch and the Second Book of Enoch), as well as an otherwise unknown section of the Book of Enoch called The Book of Giants. This book was quoted directly, and expanded on by Mani, becoming one of the original six Syriac writings of the Manichaean Church. Besides brief references by non-Manichaean authors through the centuries, no original sources of The Book of Giants (which is actually part six of the Book of Enoch) were available until the 20th century.[28]

Scattered fragments of both the original Aramaic "Book of Giants" (which were analyzed and published by Józef Milik in 1976)[29] and of the Manichaean version of the same name (analyzed and published by Walter Bruno Henning in 1943)[30] were found with the discovery in the twentieth century of the Dead Sea Scrolls in the Judaean Desert and the Manichaean writings of the Uyghur Manichaean kingdom in Turpan. Henning wrote in his analysis of them:

It is noteworthy that Mani, who was brought up and spent most of his life in a province of the Persian empire, and whose mother belonged to a famous Parthian family, did not make any use of the Iranian mythological tradition. There can no longer be any doubt that the Iranian names of Sām, Narīmān, etc., that appear in the Persian and Sogdian versions of the Book of the Giants, did not figure in the original edition, written by Mani in the Syriac language.[30]

By comparing the cosmology in the Book of Enoch literature and the Book of Giants, alongside the description of the Manichaean myth, scholars have observed that the Manichaean cosmology can be described as being based, in part, on the description of the cosmology developed in detail in the Book of Enoch literature.[31] This literature describes the being that the prophets saw in their ascent to heaven, as a king who sits on a throne at the highest of the heavens. In the Manichaean description, this being, the "Great King of Honor", becomes a deity who guards the entrance to the world of light, placed at the seventh of ten heavens.[32] In the Aramaic Book of Enoch, in the Qumran writings in general, and in the original Syriac section of Manichaean scriptures quoted by Theodore bar Konai,[33] he is called "malka raba de-ikara" (the Great King of Honor).[citation needed]

Mani was also influenced by writings of the Assyrian gnostic Bardaisan (154–222), who, like Mani, wrote in Syriac, and presented a dualistic interpretation of the world in terms of light and darkness, in combination with elements from Christianity.[citation needed]

Akshobhya in the Abhirati with the Cross of Light, a symbol of Manichaeism.

Noting Mani's travels to the Kushan Empire (several religious paintings in Bamyan are attributed to him) at the beginning of his proselytizing career, Richard Foltz postulates Buddhist influences in Manichaeism:

Buddhist influences were significant in the formation of Mani's religious thought. The transmigration of souls became a Manichaean belief, and the quadripartite structure of the Manichaean community, divided between male and female monks (the "elect") and lay followers (the "hearers") who supported them, appears to be based on that of the Buddhist sangha.[34]

The Kushan monk Lokakṣema began translating Pure Land Buddhist texts into Chinese in the century prior to Mani arriving there, and the Chinese texts of Manichaeism are full of uniquely Buddhist terms taken directly from these Chinese Pure Land scriptures, including the term "pure land" (淨土 Jìngtǔ) itself.[35] However, the central object of veneration in Pure Land Buddhism, Amitābha, the Buddha of Infinite Light, does not appear in Chinese Manichaeism, and seems to have been replaced by another deity.[citation needed]

Spread

The spread of Manichaeism (300–500). World History Atlas, Dorling Kindersly.

Manichaeism spread with extraordinary speed through both the East and West. It reached Rome through the apostle Psattiq by 280, who was also in Egypt in 244 and 251. It was flourishing in the Faiyum in 290.

Manichaean monasteries existed in Rome in 312 during the time of Pope Miltiades.[citation needed]

In 291, persecution arose in the Sasanian Empire with the murder of the apostle Sisin by Emperor Bahram II, and the slaughter of many Manichaeans. In 296, Roman Emperor Diocletian decreed against the Manichaeans: "We order that their organizers and leaders be subject to the final penalties and condemned to the fire with their abominable scriptures." This resulted in martyrdom for many in Egypt and North Africa (see Diocletian Persecution). By 354, Hilary of Poitiers wrote that Manichaeism was a significant force in Roman Gaul. In 381, Christians requested Theodosius I to strip Manichaeans of their civil rights. Starting in 382, the emperor issued a series of edicts to suppress Manichaeism and punish its followers.[36]

Augustine of Hippo was once a Manichaean.

Augustine of Hippo (354–430) converted to Christianity from Manichaeism in the year 387. This was shortly after the Roman emperor Theodosius I had issued a decree of death for all Manichaean monks in 382 and shortly before he declared Christianity to be the only legitimate religion for the Roman Empire in 391. Due to the heavy persecution, the religion almost disappeared from western Europe in the fifth century and from the eastern portion of the empire in the sixth century.[37] According to his Confessions, after nine or ten years of adhering to the Manichaean faith as a member of the group of "hearers", Augustine became a Christian and a potent adversary of Manichaeism (which he expressed in writing against his Manichaean opponent Faustus of Mileve), seeing their beliefs that knowledge was the key to salvation as too passive and not able to effect any change in one's life.[38]

I still thought that it is not we who sin but some other nature that sins within us. It flattered my pride to think that I incurred no guilt and, when I did wrong, not to confess it... I preferred to excuse myself and blame this unknown thing which was in me but was not part of me. The truth, of course, was that it was all my own self, and my own impiety had divided me against myself. My sin was all the more incurable because I did not think myself a sinner.[39]

Some modern scholars have suggested that Manichaean ways of thinking influenced the development of some of Augustine's ideas, such as the nature of good and evil, the idea of hell, the separation of groups into elect, hearers, and sinners, and the hostility to the flesh and sexual activity, and his dualistic theology.[40] These influences of Manichaeism in Augustine's Christian thinking may well have been part of the conflict between Augustine and Pelagius, a British monk whose theology, being less influenced by the Latin Church, was non-dualistic, and one that saw the created order, and mankind in particular, as having a Divine core, rather than a 'darkness' at its core.[citation needed]

A 13th-century manuscript from Augustine's book VII of Confessions criticizing Manichaeism.

How Manichaeism might have influenced Christianity continues to be debated. Manichaeism could have influenced the Bogomils, Paulicians, and Cathars. However, these groups left few records, and the link between them and Manichaeans is tenuous. Regardless of its accuracy, the charge of Manichaeism was leveled at them by contemporary orthodox opponents, who often tried to make contemporary heresies conform to those combatted by the church fathers. Whether the dualism of the Paulicians, Bogomils, and Cathars and their belief that the world was created by a Satanic demiurge were due to influence from Manichaeism is impossible to determine. The Cathars apparently adopted the Manichaean principles of church organization. Priscillian and his followers may also have been influenced by Manichaeism. The Manichaeans preserved many apocryphal Christian works, such as the Acts of Thomas, that would otherwise have been lost.[41]

Manichaeism maintained a sporadic and intermittent existence in the west (Mesopotamia, Africa, Spain, France, North Italy, the Balkans) for a thousand years, and flourished for a time in Persia and even further east in Northern India, Western China, and Tibet. While it had long been thought that Manichaeism arrived in China only at the end of the seventh century, a recent archaeological discovery demonstrated that it was already known there in the second half of the 6th century.[42]

Amitābha in his Western Paradise with Indians, Tibetans, and Central Asians, with two symbols of Manichaeism: Sun and Cross.

Some Sogdians in Central Asia believed in the religion.[43][44] Uyghur khagan Boku Tekin (759–780) converted to the religion in 763 after a three-day discussion with its preachers,[45][46] the Babylonian headquarters sent high rank clerics to Uyghur, and Manichaeism remained the state religion for about a century before the collapse of the Uyghur Khaganate in 840. In the east it spread along trade routes as far as Chang'an, the capital of Tang China.[47][48] After the Tang Dynasty, some Manichaean groups participated in peasant movements. The religion was used by many rebel leaders to mobilise followers. In the Song and Yuan dynasties of China remnants of Manichaeism continued to leave a legacy contributing to sects such as the Red Turbans. During the Song Dynasty, the Manichaeans were derogatorily referred by the Chinese as chicai simo (meaning that they "abstain from meat and worship demons"). An account in Fozu Tongji, an important historiography of Buddhism in China compiled by Buddhist scholars during 1258-1269, says that the Manichaeans worshipped the "white Buddha" and their leader wore a violet headgear, while the followers wore white costumes. Many Manichaeans took part in rebellions against the Song government and were eventually quelled. After that, all governments were suppressive against Manichaeism and its followers and the religion was banned by the Ming Dynasty in 1370.[49][50][51]

Manichaeism spread to Tibet during the Tibetan Empire. There was likely a serious attempt to introduce the religion to the Tibetans as the text Criteria of the Authentic Scriptures (a text attributed to Tibetan Emperor Trisong Detsen) makes a great effort to attack Manichaeism by stating that Mani was a heretic who took ideas from all faiths and blended them together into a deviating and inauthentic form.[52]

Manichaeans in Iran tried to assimilate their religion along with Islam in the Muslim caliphates.[53] Relatively little is known about the religion during the first century of Islamic rule. During the early caliphates, Manichaeism attracted many followers. It had a significant appeal among the Muslim society, especially among the elites. Due to the appeal of its teachings, many Muslims adopted the ideas of its theology and some even became dualists. An apologia for Manichaeism ascribed to ibn al-Muqaffa' defended its phantasmagorical cosmogony and attacked the fideism of Islam and other monotheistic religions. The Manichaeans had sufficient structure to have a head of their community.[54][55][56]

Under the eighth-century Abbasid Caliphate, Arabic zindīq and the adjectival term zandaqa could denote many different things, though it seems primarily (or at least initially) to have signified a follower of Manichaeism however its true meaning is not known.[57] In the ninth century, it is reported that Caliph al-Ma'mun tolerated a community of Manichaeans.[58]

During the early Abbasid period, the Manichaeans underwent persecution. The third Abbasid caliph, al-Mahdi, persecuted the Manichaeans, establishing an inquisition against dualists who if being found guilty of heresy refused to renounce their beliefs, were executed. Their persecution was finally ended in 780s by Harun al-Rashid.[59][60] During the reign of the Caliph al-Muqtadir, many Manichaeans fled from Mesopotamia to Khorasan from fear of persecution and the base of the religion was later shifted to Samarkand.[37][61]

The four primary prophets of Manichaeism in the Manichaean Diagram of the Universe, from left to right: Mani, Zoroaster, Buddha and Jesus.

Manichaeism claimed to present the complete version of teachings that were corrupted and misinterpreted by the followers of its predecessors Adam, Zoroaster, Buddha and Jesus. Accordingly, as it spread, it adapted new deities from other religions into forms it could use for its scriptures. Its original Aramaic texts already contained stories of Jesus. When they moved eastward and were translated into Iranian languages, the names of the Manichaean deities (or angels) were often transformed into the names of Zoroastrian yazatas. Thus Abbā dəRabbūṯā ("The Father of Greatness", the highest Manichaean deity of Light), in Middle Persian texts might either be translated literally as pīd ī wuzurgīh, or substituted with the name of the deity Zurwān. Similarly, the Manichaean primal figure Nāšā Qaḏmāyā "The Original Man" was rendered Ohrmazd Bay, after the Zoroastrian god Ohrmazd. This process continued in Manichaeism's meeting with Chinese Buddhism, where, for example, the original Aramaic קריא qaryā (the "call" from the World of Light to those seeking rescue from the World of Darkness), becomes identified in the Chinese scriptures with Guanyin (觀音 or Avalokiteśvara in Sanskrit, literally, "watching/perceiving sounds [of the world]", the bodhisattva of Compassion).[citation needed]

Persecution and extinction

Manichaeism was repressed by the Sasanian Empire.[53] In 291, persecution arose in the Persian empire with the murder of the apostle Sisin by Bahram II, and the slaughter of many Manichaeans. In 296, the Roman emperor Diocletian decreed all the Manichaean leaders to be burnt alive along with the Manichaean scriptures and many Manichaeans in Europe and North Africa were killed. This policy of persecution was also followed by his successors. Theodosius I issued a decree of death for all Manichaean monks in 382 AD.[62] The religion was vigorously attacked and persecuted by both the Christian Church and the Roman state. Augustine of Hippo, one of the early Doctors of the Catholic Church, was a Manichaean until his conversion to Christianity in 386. He was never persecuted for this and he freely converted.[citation needed] Due to the heavy persecution upon its followers in the Roman Empire, the religion almost disappeared from western Europe in the 5th century and from the eastern portion of the empire in the sixth century.[37]

In 732, Emperor Xuanzong of Tang banned any Chinese from converting to the religion, saying it was a heretic religion that was confusing people by claiming to be Buddhism. However the foreigners who followed the religion were allowed to practice it without punishment.[63] After the fall of the Uyghur Khaganate in 840, which was the chief patron of Manichaeism (which was also the state religion of the Khaganate) in China, all Manichaean temples in China except in the two capitals and Taiyuan were closed down and never reopened since these temples were viewed as a symbol of foreign arrogance by the Chinese (see Cao'an.) Even those that were allowed to remain open did not for long. The Manichaean temples were attacked by Chinese people who burned the images and idols of these temples. Manichaean priests were ordered to wear hanfu instead of their traditional clothing, which was viewed as un-Chinese. In 843, Emperor Wuzong of Tang gave the order to kill all Manichaean clerics as part of his Great Anti-Buddhist Persecution, and over half died. They were made to look like Buddhists by the authorities, their heads were shaved, they were made to dress like Buddhist monks and then killed.[48] Although the religion was mostly forbidden and its followers persecuted thereafter in China, it survived till the 14th century in the country. Under the Song dynasty, its followers were derogatorily referred to with the chengyu 吃菜祀魔 (pinyin: chī cài sì mó) "vegetarian demon-worshippers".

Many Manichaeans took part in rebellions against the Song dynasty. They were quelled by Song China and were suppressed and persecuted by all successive governments before the Mongol Yuan dynasty. In 1370, the religion was banned through an edict of the Ming dynasty, whose Hongwu Emperor had a personal dislike for the religion.[48][51][64] Its core teaching influences many religious sects in China, including the White Lotus movement.[citation needed]

According to Wendy Doniger, Manichaeism may have continued to exist in the modern-East Turkestan region until the Mongol conquest in the 13th century.[65]

Manicheans also suffered persecution for some time under the Abbasid Caliphate of Baghdad. In 780, the third Abbasid Caliph, al-Mahdi, started a campaign of inquisition against those who were "dualist heretics" or "Manichaeans" called the zindīq. He appointed a "master of the heretics" (Arabic: الزنادقة صاحبṣāhib al-zanādiqa), an official whose task was to pursue and investigate suspected dualists, who were then examined by the Caliph. Those found guilty who refused to abjure their beliefs were executed. This persecution continued under his successor, Caliph al-Hadi, and continued for some time during reign of Harun al-Rashid, who finally abolished it and ended it.[59] During the reign of the 18th Abbassid Caliph al-Muqtadir, many Manichaeans fled from Mesopotamia to Khorasan from fear of persecution by him and about 500 of them assembled in Samarkand. The base of the religion was later shifted to this city, which became their new Patriarchate.[37][61]

Manichaean pamphlets were still in circulation in Greek in 9th century Byzantine Constantinople, as the patriarch Photios summarizes and discusses one that he has read by Agapius in his Bibliotheca (Photius).

Later movements associated with Manichaeism

During the Middle Ages, several movements emerged that were collectively described as "Manichaean" by the Catholic Church, and persecuted as Christian heresies through the establishment, in 1184, of the Inquisition.[66] They included the Cathar churches of Western Europe. Other groups sometimes referred to as "neo-Manichaean" were the Paulician movement, which arose in Armenia,[67] and the Bogomils in Bulgaria.[41] An example of this usage can be found in the published edition of the Latin Cathar text, the Liber de duobus principiis (Book of the Two Principles), which was described as "Neo-Manichaean" by its publishers.[68] As there is no presence of Manichaean mythology or church terminology in the writings of these groups, there has been some dispute among historians as to whether these groups were descendants of Manichaeism.[69]

Present day

Some sites are preserved in Xinjiang and Fujian in China.[70][71] The Cao'an temple is the only fully intact Manichaean building,[23]:256–257 though it later became associated with Buddhism.[72] Several small groups claim to continue to practice this faith.[73][74][75][76]

Teachings and beliefs

General

Mani's teaching dealt with the origin of evil,[16] by addressing a theoretical part of the problem of evil by denying the omnipotence of God and postulating two opposite powers. Manichaean theology taught a dualistic view of good and evil. A key belief in Manichaeism is that the powerful, though not omnipotent good power (God), was opposed by the eternal evil power (devil). Humanity, the world and the soul are seen as the byproduct of the battle between God's proxy, Primal Man, and the devil. The human person is seen as a battleground for these powers: the soul defines the person, but it is under the influence of both light and dark. This contention plays out over the world as well as the human body—neither the Earth nor the flesh were seen as intrinsically evil, but rather possessed portions of both light and dark. Natural phenomena (such as rain) were seen as the physical manifestation of this spiritual contention. Therefore, the Manichaean worldview explained the existence of evil by positing a flawed creation in the formation of which God took no part and which constituted rather the product of a battle by the devil against God.[77]

Cosmogony

"The Heaven" scene from the cosmic scroll.
Uyghur Manichaean clergymen, wall painting from the Khocho ruins, 10th/11th century AD. Located in the Museum für Indische Kunst, Berlin-Dahlem.

Manichaeism presented an elaborate description of the conflict between the spiritual world of light and the material world of darkness. The beings of both the world of darkness and the world of light have names. There are numerous sources for the details of the Manichaean belief. There are two portions of Manichaean scriptures that are probably the closest thing to the original Manichaean writings in their original languages that will ever be available. These are the Syriac-Aramaic quotation by the Nestorian Christian Theodore bar Konai, in his Syriac "Book of Scholia" (Ketba de-Skolionz, 8th century),[33] and the Middle Persian sections of Mani's Shabuhragan discovered at Turpan (a summary of Mani's teachings prepared for Shapur I[19]).

From these and other sources, it is possible to derive an almost complete description of the detailed Manichaean vision[78] (a complete list of Manichaean deities is outlined below). According to Mani, the unfolding of the universe takes place with three "creations":[citation needed]

The First Creation: Originally, good and evil existed in two completely separate realms, one the World of Light, ruled by the Father of Greatness together with his five Shekhinas (divine attributes of light), and the other the World of Darkness, ruled by the King of Darkness. At a certain point, the Kingdom of Darkness notices the World of Light, becomes greedy for it and attacks it. The Father of Greatness, in the first of three "creations" (or "calls"), calls to the Mother of Life, who sends her son Original Man (Nāšā Qaḏmāyā in Aramaic), to battle with the attacking powers of Darkness, which include the Demon of Greed. The Original Man is armed with five different shields of light (reflections of the five Shekhinas), which he loses to the forces of darkness in the ensuing battle, described as a kind of "bait" to trick the forces of darkness, as the forces of darkness greedily consume as much light as they can. When the Original Man comes to, he is trapped among the forces of darkness.

The Second Creation: Then the Father of Greatness begins the Second Creation, calling to the Living Spirit, who calls to his five sons, and sends a call to the Original Man (Call then becomes a Manichaean deity). An answer (Answer becomes another Manichaean deity) then returns from the Original Man to the World of Light. The Mother of Life, the Living Spirit, and his five sons begin to create the universe from the bodies of the evil beings of the World of Darkness, together with the light that they have swallowed. Ten heavens and eight earths are created, all consisting of various mixtures of the evil material beings from the World of Darkness and the swallowed light. The sun, moon, and stars are all created from light recovered from the World of Darkness. The waxing and waning of the moon is described as the moon filling with light, which passes to the sun, then through the Milky Way, and eventually back to the World of Light.

An analysis on Mani's cosmology.

The Third Creation: Great demons (called archons in bar-Khonai's account) are hung out over the heavens, and then the Father of Greatness begins the Third Creation. Light is recovered from out of the material bodies of the male and female evil beings and demons, by causing them to become sexually aroused in greed, towards beautiful images of the beings of light, such as the Third Messenger and the Virgins of Light. However, as soon as the light is expelled from their bodies and falls to the earth (some in the form of abortions – the source of fallen angels in the Manichaean myth), the evil beings continue to swallow up as much of it as they can to keep the light inside of them. This results eventually in the evil beings swallowing huge quantities of light, copulating, and producing Adam and Eve. The Father of Greatness then sends the Radiant Jesus to awaken Adam, and to enlighten him to the true source of the light that is trapped in his material body. Adam and Eve, however, eventually copulate, and produce more human beings, trapping the light in bodies of mankind throughout human history. The appearance of the Prophet Mani was another attempt by the World of Light to reveal to mankind the true source of the spiritual light imprisoned within their material bodies.

Outline of the beings and events in the Manichaean mythology

Worship of the Tree of Life in the Realm of Light

Beginning with the time of its creation by Mani, the Manichaean religion had a detailed description of deities and events that took place within the Manichaean scheme of the universe. In every language and region that Manichaeism spread to, these same deities reappear, whether it is in the original Syriac quoted by Theodore bar Konai,[33] or the Latin terminology given by Saint Augustine from Mani's Epistola Fundamenti, or the Persian and Chinese translations found as Manichaeism spread eastward. While the original Syriac retained the original description that Mani created, the transformation of the deities through other languages and cultures produced incarnations of the deities not implied in the original Syriac writings.

The World of Light

  • The Father of Greatness (Syriac: ܐܒܐ ܕܪܒܘܬܐ Abbā dəRabbūṯā; Middle Persian: pīd ī wuzurgīh, or the Zoroastrian deity Zurwān; Parthian: Pidar wuzurgift, Pidar roshn)
  • His Five Shekhinas (Syriac: ܚܡܫ ܫܟܝܢܬܗ khamesh shkhinatei; Chinese: wǔ zhǒng dà, "five great ones"):[79]
Shekhina: Reason Mind Intelligence Thought Understanding
Syriac ܗܘܢܐ hawnā ܡܕܥܐ maddeʻā ܪܥܝܢܐ reyānā ܡܚܫܒܬܐ maḥšavṯɑ ܬܪܥܝܬܐ tarʻiṯā
Parthian bām manohmēd andēšišn parmānag
Chinese xiāng, "phase" xīn, "heart" niàn, "idea" , "thought" , "meaning"
Turkic qut ög köngül saqinç tuimaq
Greek νοῦς (Nous) εννοια (Ennoia) φρονησις (Phronēsis) ενθυμησις (Enthymēsis) λογισμος (Logismos)
Latin mens sensus prudentia intellectus cogitatio
  • The Great Spirit (Middle Persian: Waxsh zindag, Waxsh yozdahr; Latin: Spiritus Potens)

The first creation

  • The Mother of Life (Syriac: ܐܡܐ ܕܚܝܐ imā dəḥayyē)
  • The First Man (Syriac: ܐܢܫܐ ܩܕܡܝܐ Nāšā Qaḏmāyā; Middle Persian: Ohrmazd Bay, the Zoroastrian god of light and goodness; Latin: Primus Homo)
  • His five Sons (the Five Light Elements; Middle Persian: Amahrāspandān; Parthian: panj rōšn)
    • Ether (Middle Persian: frâwahr, Parthian: ardāw)
    • Wind (Middle Persian and Parthian: wād)
    • Light (Middle Persian and Parthian: rōšn)
    • Water (Middle Persian and Parthian: āb)
    • Fire (Middle Persian and Parthian: ādur)
    • His sixth Son, the Answer-God (Syriac: ܥܢܝܐ ʻanyā; Middle Persian: xroshtag; Chinese: 勢至 Shì Zhì "The Power of Wisdom", a Chinese bodhisattva). The answer sent by the First Man to the Call from the World of Light.
  • The Living Self (made up of the five Elements; Middle Persian: Griw zindag, Griw rōšn)

The second creation

  • The Friend of the Lights (Syriac: ܚܒܝܒ ܢܗܝܖܐ ḥaviv nehirē). Calls to:
  • The Great Builder (Syriac: ܒܢ ܖܒܐ ban rabbā). In charge of creating the new world that will separate the darkness from the light. He calls to:
  • The Living Spirit (Syriac: ܪܘܚܐ ܚܝܐ ruḥā ḥayyā; Middle Persian: Mihryazd; Chinese: 淨活風 Jìnghuófēng; Latin: Spiritus Vivens). Acts as a demiurge, creating the structure of the material world.
  • His five Sons (Syriac: ܚܡܫܐ ܒܢܘܗܝ ḥamšā benawhy)
    • The Keeper of the Splendour (Syriac: ܨܦܬ ܙܝܘܐ ṣfat ziwā; Latin: Splenditenens; Chinese: 催明). Holds up the ten heavens from above.
    • The King of Glory (Syriac: ܡܠܟ ܫܘܒܚܐ mlex šuvḥā; Latin: Rex Gloriosus; Chinese: 地藏 Dìzàng "Earth Treasury", a Chinese bodhisattva).
    • The Adamas of Light (Syriac: ܐܕܡܘܣ ܢܘܗܪܐ adamus nuhrā; Latin: Adamas; Chinese: 降魔使 Jiàngmó shǐ). Fights with and overcomes an evil being in the image of the King of Darkness.
    • The Great King of Honour (Syriac: ܡܠܟܐ ܪܒܐ ܕܐܝܩܪܐ malkā rabbā dikkārā; Dead Sea Scrolls Aramaic: מלכא רבא דאיקרא malka raba de-ikara; Latin: Rex Honoris; Chinese: 十天王 Shítiān Wáng "Ten-heaven King"). A being that plays a central role in The Book of Enoch (originally written in Aramaic), as well as Mani's Syriac version of it, the Book of Giants. Sits in the seventh heaven of the ten heavens (compare Buddhist division of the ten realms) and guards the entrance to the world of light.
    • Atlas (Syriac: ܣܒܠܐ sebblā; Latin: Atlas; Chinese: 持世主 Chíshìzhǔ). Supports the eight worlds from below.
    • His sixth Son, the Call-God (Syriac: ܩܪܝܐ qaryā; Middle Persian: Padvaxtag; Chinese: 觀音 Guanyin "watching/perceiving sounds [of the world]", the Chinese Bodhisattva of Compassion). Sent from the Living Spirit to awaken the First Man from his battle with the forces of darkness.

The third creation

Jesus the Splendour reveals Adam and Eve the gnosis. A Manichean illustration, circa 1100.
"Maiden of Light", detail from the Manichaean Diagram of the Universe.
  • The Third Messenger (Syriac: ܐܝܙܓܕܐ izgaddā; Middle Persian narēsahyazad, Parthian: hridīg frēštag; Latin: tertius legatus)
  • Jesus the Splendour (Syriac: ܝܫܘܥ ܙܝܘܐ Ishoʻ Ziwā). Sent to awaken Adam and Eve to the source of the spiritual light trapped within their physical bodies.
  • The Maiden of Light
  • The Twelve Virgins of Light (Syriac: ܬܪܬܥܣܪܐ ܒܬܘܠܬܐ tratʻesrā btultē; Middle Persian kanīgān rōšnān; Chinese: 日宮十二化女 Rìgōng shí'èr huànǚ).[80] Reflected in the twelve constellations of the Zodiac.
  • The Column of Glory (Syriac: ܐܣܛܘܢ ܫܘܒܚܐ esṭun šuvḥā; Middle Persian: srōš-ahrāy, from Sraosha; Chinese: 蘇露沙羅夷, Sūlù shāluóyí and 盧舍那, Lúshěnà, both phonetic from Middle Persian srōš-ahrāy). The path that souls take back to the World of Light; corresponds to the Milky Way.
  • The Great Nous
  • His five Limbs
    • Reason
    • Mind
    • Intelligence
    • Thought
    • Understanding
  • The Just Justice
  • The Last God

The World of Darkness

  • The Prince of Darkness (Syriac: ܡܠܟ ܚܫܘܟܐ mlex ḥešoxā; Middle Persian: Ahriman, the Zoroastrian supreme evil being)
  • His five evil kingdoms Evil counterparts of the five elements of light, the lowest being the kingdom of Darkness.
  • His son (Syriac: ܐܫܩܠܘܢ Ashaklun; Middle Persian: Az, from the Zoroastrian demon, Aži Dahāka)
  • His son's mate (Syriac: ܢܒܪܘܐܠ Nevro'el)
    • Their offspring – Adam and Eve (Middle Persian: Gehmurd and Murdiyanag)
  • Giants (Fallen Angels, also Abortions): (Syriac: ܝܚܛܐ yaḥtē, "abortions" or "those that fell"; also: lang="syr">ܐܪܟܘܢܬܐ arkhonātā, the Gnostic Archons; ’Εγρήγοροι Egrēgoroi, "Giants"). Related to the story of the fallen angels in the Book of Enoch (which Mani used extensively in The Book of Giants), and the נפילים nephilim described in Genesis (6:1–4).

The Manichaean Church

Organization

The Manichaean Church was divided into the Elect, who had taken upon themselves the vows of Manicheaism, and the Hearers, those who had not, but still participated in the Church. The terms for these divisions were already common since the days of early Christianity. In Chinese writings, the Middle Persian and Parthian terms are transcribed phonetically (instead of being translated into Chinese).[81] These were recorded by Augustine of Hippo.[82]

  • The Leader, (Syriac: ܟܗܢܐ /kɑhnɑ/; Parthian: yamag; Chinese: 閻默; pinyin: yánmò) Mani's designated successor, seated as Patriarch at the head of the Church, originally in Ctesiphon, from the ninth century in Samarkand. Two notable leaders were Mār Sīsin (or Sisinnios), the first successor of Mani, and Abū Hilāl al-Dayhūri, an eighth-century leader.
  • 12 Apostles (Latin: magistrī; Syriac: ܫܠܝܚܐ /ʃ(ə)liħe/; Middle Persian: možag; Chinese: 慕闍; pinyin: mùdū). Three of Mani's original apostles were Mār Pattī (Pattikios; Mani's father), Akouas and Mar Ammo.
  • 72 Bishops (Latin: episcopī; Syriac: ܐܦܣܩܘܦܐ /ʔappisqoppe/; Middle Persian: aspasag, aftadan; Chinese: 薩波塞; pinyin: sàbōsāi or Chinese: 拂多誕; pinyin: fúduōdàn; see also: seventy disciples). One of Mani's original disciples who was specifically referred to as a bishop was Mār Addā.
  • 360 Presbyters (Latin: presbyterī; Syriac: ܩܫܝܫܐ /qaʃʃiʃe/; Middle Persian: mahistan; Chinese: 默奚悉德; pinyin: mòxīxīdé)
  • The general body of the Elect (Latin: ēlēctī; Syriac: ܡܫܡܫܢܐ /m(ə)ʃamməʃɑne/; Middle Persian: ardawan or dēnāwar; Chinese: 阿羅緩; pinyin: āluóhuǎn or Chinese: 電那勿; pinyin: diànnàwù)
  • The Hearers (Latin: audītōrēs; Syriac: ܫܡܘܥܐ /ʃɑmoʿe/; Middle Persian: niyoshagan; Chinese: 耨沙喭; pinyin: nòushāyàn)

Religious practices

Prayers

Evidently from Manichaean sources, Manichaeans observed daily prayers, either four for the hearers or seven for the elects. The sources differ about the exact time of prayer. The Fihrist by al-Nadim, points them after noon, mid-afternoon, just after sunset and at nightfall. Al-Biruni places the prayers at noon, nightfall, dawn and sunrise. The elect additionally pray at mid-afternoon, half an hour after nightfall and at midnight. Al-Nadim's account of daily prayers is probably adjusted to coincide with the public prayers for the Muslims, while Al-Birunis report may reflect an older tradition uneffected by Islam.[83][84] When Al-Nadims account of daily prayers had been the only detailed source available, there was a concern, that these practises had been only adapted by Muslims during the Abbasid Caliphate. However, it is clear that the Arabic text provided by Al-Nadim corresponds with the descriptions of Egyptian texts from the fourth Century.[85]

Every prayer started with an ablution with water or, if water is not available, with other substances comparable to Ablution in Islam[86] and consisted of several blessings to the apostales and spirits. The prayer consisted of prostrating oneself to the ground and rising again twelve times during every prayer.[87] During day, Manichaeans turned towards the sun and during night towards the moon. If the moon is not visible at night, when they turned towards north. Evident from Faustus of Mileve, Celestial bodies are not the subject of worship themselves, but "ships" carrying the light particles of the world to the supreme god, who can not be seen, since he exists beyond time and space, and also the dwelling places for emanations of the supreme deity, such as Jesus the Splendour.[88] According to the writings of Augustine of Hippo, ten prayers were performed, the first devoted to the Father of Greatness, and the following to lesser deities, spirits and angels and finally towards the elect, in order to be freed from rebirth and pain and to attain peace in the realm of light.[89] Comparable, in the Uighur confession, four prayers are directed to the supreme God (Äzrua), the God of the Sun and the Moon, and fivefold God and the buddhas.[90]

Primary sources

Image of the Buddha as one of the primary prophets on a Manichaean pictorial roll fragment from Chotscho, 10th century.

Mani wrote either seven or eight books, which contained the teachings of the religion. Only scattered fragments and translations of the originals remain.[citation needed]

The original six Syriac writings are not preserved, although their Syriac names have been. There are also fragments and quotations from them. A long quotation, preserved by the eighth-century Nestorian Christian author Theodore Bar Konai,[33] shows that in the original Syriac Aramaic writings of Mani there was no influence of Iranian or Zoroastrian terms. The terms for the Manichaean deities in the original Syriac writings are in Aramaic. The adaptation of Manichaeism to the Zoroastrian religion appears to have begun in Mani's lifetime however, with his writing of the Middle Persian Shabuhragan, his book dedicated to the Sasanian emperor, Shapur I.[19] In it, there are mentions of Zoroastrian divinities such as Ahura Mazda, Angra Mainyu, and Āz. Manichaeism is often presented as a Persian religion, mostly due to the vast number of Middle Persian, Parthian, and Sogdian (as well as Turkish) texts discovered by German researchers near Turpan in what is now Xinjiang, China, during the early 1900s. However, from the vantage point of its original Syriac descriptions (as quoted by Theodore Bar Khonai and outlined above), Manichaeism may be better described as a unique phenomenon of Aramaic Babylonia, occurring in proximity to two other new Aramaic religious phenomena, Talmudic Judaism and Mandaeism, which also appeared in Babylonia in roughly the third century.[citation needed]

The original, but now lost, six sacred books of Manichaeism were composed in Syriac Aramaic, and translated into other languages to help spread the religion. As they spread to the east, the Manichaean writings passed through Middle Persian, Parthian, Sogdian, Tocharian, and ultimately Uyghur and Chinese translations. As they spread to the west, they were translated into Greek, Coptic, and Latin.[citation needed]

Statue of prophet Mani as the "Buddha of Light" in Cao'an Temple in Jinjiang, Fujian, "a Manichaean temple in Buddhist disguise",[91] which is considered "the only extant Manichean temple in China"[92]

Henning describes how this translation process evolved and influenced the Manichaeans of Central Asia:

Beyond doubt, Sogdian was the national language of the Majority of clerics and propagandists of the Manichaean faith in Central Asia. Middle Persian (Pārsīg), and to a lesser degree, Parthian (Pahlavānīg), occupied the position held by Latin in the medieval church. The founder of Manichaeism had employed Syriac (his own language) as his medium, but conveniently he had written at least one book in Middle Persian, and it is likely that he himself had arranged for the translation of some or all of his numerous writings from Syriac into Middle Persian. Thus the Eastern Manichaeans found themselves entitled to dispense with the study of Mani’s original writings, and to continue themselves to reading the Middle Persian edition; it presented small difficulty to them to acquire a good knowledge of the Middle Persian language, owing to its affinity with Sogdian.[93]

Originally written in Syriac

Originally written in Middle Persian

  • The Shabuhragan, dedicated to Shapur I: Original Middle Persian fragments were discovered at Turpan, quotations were brought in Arabic by al-Biruni.

Other books

  • The Ardahang, the "Picture Book". In Iranian tradition, this was one of Mani's holy books that became remembered in later Persian history, and was also called Aržang, a Parthian word meaning "Worthy", and was beautified with paintings. Therefore, Iranians gave him the title of "The Painter".
  • The Kephalaia of the Teacher (Κεφαλαια), "Discourses", found in Coptic translation.
  • On the Origin of His Body, the title of the Cologne Mani-Codex, a Greek translation of an Aramaic book that describes the early life of Mani.[17]

Non-Manichaean works preserved by the Manichaean Church

Later works

摩尼教文獻 The Chinese Manichaean "Compendium"

In later centuries, as Manichaeism passed through eastern Persian-speaking lands and arrived at the Uyghur Khaganate (回鶻帝國), and eventually the Uyghur kingdom of Turpan (destroyed around 1335), Middle Persian and Parthian prayers (āfrīwan or āfurišn) and the Parthian hymn-cycles (the Huwīdagmān and Angad Rōšnan created by Mar Ammo) were added to the Manichaean writings.[95] A translation of a collection of these produced the Manichaean Chinese Hymnscroll (Chinese: 摩尼教下部讚; pinyin: Móní-jiào Xiàbù Zàn, which Lieu translates as "Hymns for the Lower Section [i.e. the Hearers] of the Manichaean Religion"[96]). In addition to containing hymns attributed to Mani, it contains prayers attributed to Mani's earliest disciples, including Mār Zaku, Mār Ammo and Mār Sīsin. Another Chinese work is a complete translation of the Sermon of the Light Nous, presented as a discussion between Mani and his disciple Adda.[97]

Critical and polemic sources

Until discoveries in the 1900s of original sources, the only sources for Manichaeism were descriptions and quotations from non-Manichaean authors, either Christian, Muslim, Buddhist, or Zoroastrian. While often criticizing Manichaeism, they also quoted directly from Manichaean scriptures. This enabled Isaac de Beausobre, writing in the 18th century, to create a comprehensive work on Manichaeism, relying solely on anti-Manichaean sources.[98][99] Thus quotations and descriptions in Greek and Arabic have long been known to scholars, as have the long quotations in Latin by Saint Augustine, and the extremely important quotation in Syriac by Theodore Bar Konai.[citation needed]

Patristic depictions of Mani and Manichæeism

Eusebius commented as follows:

The error of the Manichees, which commenced at this time.

— In the mean time, also, that madman Manes, (Mani is of Persian or Semitic origin) as he was called, well agreeing with his name, for his demoniacal heresy, armed himself by the perversion of his reason, and at the instruction of Satan, to the destruction of many. He was a barbarian in his life, both in speech and conduct, but in his nature as one possessed and insane. Accordingly, he attempted to form himself into a Christ, and then also proclaimed himself to be the very paraclete and the Holy Spirit, and with all this was greatly puffed up with his madness. Then, as if he were Christ, he selected twelve disciples, the partners of his new religion, and after patching together false and ungodly doctrines, collected from a thousand heresies long since extinct, he swept them off like a deadly poison, from Persia, upon this part of the world. Hence the impious name of the Manichaeans spreading among many, even to the present day. Such then was the occasion of this knowledge, as it was falsely called, that sprouted up in these times.[100]

Acta Archelai

An example of how inaccurate some of these accounts could be is seen in the account of the origins of Manichaeism contained in the Acta Archelai. This was a Greek anti-manichaean work written before 348, most well known in its Latin version, which was regarded as an accurate account of Manichaeism until refuted by Isaac de Beausobre in the 18th century:

In the time of the Apostles there lived a man named Scythianus, who is described as coming "from Scythia", and also as being "a Saracen by race" ("ex genere Saracenorum"). He settled in Egypt, where he became acquainted with "the wisdom of the Egyptians", and invented the religious system that was afterwards known as Manichaeism. Finally he emigrated to Palestine, and, when he died, his writings passed into the hands of his sole disciple, a certain Terebinthus. The latter betook himself to Babylonia, assumed the name of Budda, and endeavoured to propagate his master's teaching. But he, like Scythianus, gained only one disciple, who was an old woman. After a while he died, in consequence of a fall from the roof of a house, and the books that he had inherited from Scythianus became the property of the old woman, who, on her death, bequeathed them to a young man named Corbicius, who had been her slave. Corbicius thereupon changed his name to Manes, studied the writings of Scythianus, and began to teach the doctrines that they contained, with many additions of his own. He gained three disciples, named Thomas, Addas, and Hermas. About this time the son of the Persian king fell ill, and Manes undertook to cure him; the prince, however, died, whereupon Manes was thrown into prison. He succeeded in escaping, but eventually fell into the hands of the king, by whose order he was flayed, and his corpse was hung up at the city gate.

A. A. Bevan, who quoted this story, commented that it "has no claim to be considered historical".[101]

View of Judaism in the Acta Archelai

According to Hegemonius' portrayal of Mani, the evil demiurge who created the world was the Jewish Jehovah. Hegemonius reports that Mani said,

"It is the Prince of Darkness who spoke with Moses, the Jews and their priests. Thus the Christians, the Jews, and the Pagans are involved in the same error when they worship this God. For he leads them astray in the lusts he taught them." He goes on to state: "Now, he who spoke with Moses, the Jews, and the priests he says is the archont of Darkness, and the Christians, Jews, and pagans (ethnic) are one and the same, as they revere the same god. For in his aspirations he seduces them, as he is not the god of truth. And so therefore all those who put their hope in the god who spoke with Moses and the prophets have (this in store for themselves, namely) to be bound with him, because they did not put their hope in the god of truth. For that one spoke with them (only) according to their own aspirations.[102]

Central Asian and Iranian primary sources

In the early 1900s, original Manichaean writings started to come to light when German scholars led by Albert Grünwedel, and then by Albert von Le Coq, began excavating at Gaochang, the ancient site of the Manichaean Uyghur Kingdom near Turpan, in Chinese Turkestan (destroyed around AD 1300). While most of the writings they uncovered were in very poor condition, there were still hundreds of pages of Manichaean scriptures, written in three Iranian languages (Middle Persian, Parthian, and Sogdian) and old Uyghur. These writings were taken back to Germany, and were analyzed and published at the Preußische Akademie der Wissenschaften in Berlin, by Le Coq and others, such as Friedrich W. K. Müller and Walter Bruno Henning. While the vast majority of these writings were written in a version of the Syriac script known as Manichaean script, the German researchers, perhaps for lack of suitable fonts, published most of them using the Hebrew alphabet (which could easily be substituted for the 22 Syriac letters).[citation needed]

Perhaps the most comprehensive of these publications was Manichaeische Dogmatik aus chinesischen und iranischen Texten (Manichaean Dogma from Chinese and Iranian texts), by Ernst Waldschmidt and Wolfgang Lentz, published in Berlin in 1933.[103] More than any other research work published before or since, this work printed, and then discussed, the original key Manichaean texts in the original scripts, and consists chiefly of sections from Chinese texts, and Middle Persian and Parthian texts transcribed with the Hebrew alphabet. After the Nazi Party gained power in Germany, the Manichaean writings continued to be published during the 1930s, but the publishers no longer used Hebrew letters, instead transliterating the texts into Latin letters.[citation needed]

Coptic primary sources

Additionally, in 1930, German researchers in Egypt found a large body of Manichaean works in Coptic. Though these were also damaged, hundreds of complete pages survived and, beginning in 1933, were analyzed and published in Berlin before World War II, by German scholars such as Hans Jakob Polotsky.[104] Some of these Coptic Manichaean writings were lost during the war.[citation needed]

Chinese primary sources

After the success of the German researchers, French scholars visited China and discovered what is perhaps the most complete set of Manichaean writings, written in Chinese. These three Chinese writings, all found at the Mogao Caves among the Dunhuang manuscripts, and all written before the 9th century, are today kept in London, Paris, and Beijing. Some of the scholars involved with their initial discovery and publication were Édouard Chavannes, Paul Pelliot, and Aurel Stein. The original studies and analyses of these writings, along with their translations, first appeared in French, English, and German, before and after World War II. The complete Chinese texts themselves were first published in Tokyo, Japan in 1927, in the Taishō Tripiṭaka, volume 54. While in the last thirty years or so they have been republished in both Germany (with a complete translation into German, alongside the 1927 Japanese edition),[105] and China, the Japanese publication remains the standard reference for the Chinese texts.[citation needed]

Greek life of Mani, Cologne codex

Cologne Mani-Codex

In Egypt, a small codex was found and became known through antique dealers in Cairo. It was purchased by the University of Cologne in 1969. Two of its scientists, Henrichs and Koenen, produced the first edition known since as the Cologne Mani-Codex, which was published in four articles in the Zeitschrift für Papyrologie und Epigraphik. The ancient papyrus manuscript contained a Greek text describing the life of Mani. Thanks to this discovery, much more is known about the man who founded one of the most influential world religions of the past.[106]

Figurative use

The terms "Manichaean" and "Manichaeism" are sometimes used figuratively as a synonym of the more general term "dualist" with respect to a philosophy, outlook or worldview.[107] The terms are often used to suggest that the world view in question simplistically reduces the world to a struggle between good and evil. For example, Zbigniew Brzezinski used the phrase "Manichaean paranoia" in reference to U.S. President George W. Bush's world view (in The Daily Show with Jon Stewart, 14 March 2007); Brzezinski elaborated that he meant "the notion that he [Bush] is leading the forces of good against the empire of evil". Author and journalist Glenn Greenwald followed up on the theme in describing Bush in his book A Tragic Legacy (2007).[108]

The term is frequently used by critics to describe the attitudes and foreign policies of the present-day[when?] United States and its leaders.[109][110][111][112][113]

Philosopher Frantz Fanon frequently invoked the concept of Manicheanism in his discussions of violence between colonizers and the colonized.[114]

In the story "The Man Who Shot Snapping Turtles" (published in Memoirs of Hecate County), Edmund Wilson's narrator refers to Asa Stryker's argument as "the Manichaean heresy".[115]

In "My Secret History", author Paul Theroux's protagonist defines the word Manichaean for the protagonist's son. Prior to explaining the word to his son, the protagonist mentions Joseph Conrad's short story The Secret Sharer at least twice in the book, the plot of which also examines the idea of the duality of good and evil. The word in the novel can also be considered a metaphor for the last chapter of the book (Two of Everything [1984]) and possibly the novel itself.[116]

See also

References

  1. ^ "manichaeism". Oxford English Dictionary (3rd ed.). Oxford University Press. September 2005. (Subscription or UK public library membership required.)
  2. ^ R. van den Broek, Wouter J. Hanegraaff Gnosis and Hermeticism from Antiquity to Modern TimesSUNY Press, 1998 ISBN 9780791436110 p. 37
  3. ^ "Mani (Iranian prophet)". Encyclopædia Britannica. Retrieved 4 October 2013.
  4. ^ "Manichaeism". Encyclopædia Britannica. Archived from the original on 3 June 2013. Retrieved 4 September 2013.
  5. ^ "Manichaeism". New Advent Encyclopedia. Retrieved 4 October 2013.
  6. ^ "COSMOGONY AND COSMOLOGY iii. In Manicheism". Encyclopædia Iranica. Retrieved 24 February 2018. [I]n Manicheism the world was a prison for demons...
  7. ^ Widengren, Geo Mesopotamian elements in Manichaeism (King and Saviour II): Studies in Manichaean, Mandaean, and Syrian-gnostic religion, Lundequistska bokhandeln, 1946.
  8. ^ Jason BeDuhn; Paul Allan Mirecki (2007). Frontiers of Faith: The Christian Encounter With Manichaeism in the Acts of Archelaus. BRILL. p. 6. ISBN 978-90-04-16180-1.
  9. ^ Andrew Welburn, Mani, the Angel and the Column of Glory: An Anthology of Manichaean Texts (Edinburgh: Floris Books, 1998), p. 68
  10. ^ Jason David BeDuhn The Manichaean Body: In Discipline and Ritual Baltimore: Johns Hopkins University Press. 2000 republished 2002 p.IX
  11. ^ Such as the Nicene and Post-Nicene Fathers First Series, ed. Philip Schaff, writing of Augustine
  12. ^ Merriam-Webster ─ Manichaean
  13. ^ Mary Boyce, Zoroastrians: their religious beliefs and practices, Routledge, 2001. p. 111: "He was Iranian, of noble Parthian blood..."
  14. ^ Warwick Ball, Rome in the East: the transformation of an empire, Routledge, 2001. p. 437: "Manichaeism was a syncretic religion, proclaimed by the Iranian Prophet Mani...
  15. ^

    According to the Fehrest, Mani was of Arsacid stock on both his father's and his mother's sides, at least if the readings al-ḥaskāniya (Mani's father) and al-asʿāniya (Mani's mother) are corrected to al-aškāniya and al-ašḡāniya (ed. Flügel, 1862, p. 49, ll. 2 and 3) respectively. The forefathers of Mani's father are said to have been from Hamadan and so perhaps of Iranian origin (ed. Flügel, 1862, p. 49, 5–6). The Chinese Compendium, which makes the father a local king, maintains that his mother was from the house Jinsajian, explained by Henning as the Armenian Arsacid family of Kamsarakan (Henning, 1943, p. 52, n. 4 1977, II, p. 115). Is that fact, or fiction, or both? The historicity of this tradition is assumed by most, but the possibility that Mani's noble Arsacid background is legendary cannot be ruled out (cf. Scheftelowitz, 1933, pp. 403–4). In any case, it is characteristic that Mani took pride in his origin from time-honored Babel, but never claimed affiliation to the Iranian upper class.

  16. ^ a b c d John Kevin Coyle (15 September 2009). Manichaeism and Its Legacy. BRILL. pp. 13–. ISBN 978-90-04-17574-7. Retrieved 27 August 2012.
  17. ^ a b L. Koenen and C. Römer, eds., Der Kölner Mani-Kodex. Über das Werden seines Leibes. Kritische Edition, (Abhandlung der Reinisch-Westfälischen Akademie der Wissenschaften: Papyrologica Coloniensia 14) (Opladen, Germany) 1988.
  18. ^ Manichaeism at Encyclopædia Iranica
  19. ^ a b c Middle Persian Sources: D. N. MacKenzie, Mani's Šābuhragān, pt. 1 (text and translation), BSOAS 42/3, 1979, pp. 500–34, pt. 2 (glossary and plates), BSOAS 43/2, 1980, pp. 288–310.
  20. ^ Welburn (1998), pp. 67–68
  21. ^ John C. Reeves (1996). Heralds of That Good Realm: Syro-Mesopotamian Gnosis and Jewish Traditions. BRILL. pp. 6–. ISBN 978-90-04-10459-4. Retrieved 27 August 2012.
  22. ^ Lutkemeyer, Lawrence J. (1946). "THE ROLE OF THE PARACLETE (Jn. 16:7-15)". The Catholic Biblical Quarterly. 8 (2): 220–229. JSTOR 43719890.
  23. ^ a b Lieu, Samuel N. C. (1 January 1992). Manichaeism in the Later Roman Empire and Medieval China. ISBN 9783161458200.
  24. ^ ), Saint Augustine (Bishop of Hippo) (2006). The Manichean Debate, by Saint Augustine (Bishop of Hippo). ISBN 9781565482470. Retrieved 18 August 2012.
  25. ^ a b "The movement of the Manichaean tradition along the Silk Road". Silkspice.wordpress.com. 5 April 2011. Retrieved 18 August 2012.
  26. ^ ESCHATOLOGY ii. Manichean Eschatology at Encyclopædia Iranica
  27. ^ C. Colpe, Das Siegel der Propheten: historische Beziehungen zwischen Judentum, Judenchristentum, Heidentum und frühem Islam, Arbeiten zur neutestamentlichen Theologie und Zeitgeschichte, 3 (Berlin: Institut Kirche und judentum, 1990), 227-43; G.G. Stroumsa, The Making of the Abrahamic Religions in Late Antiquity, Oxford Studies in the Abrahamic Religions (Oxford: Oxford University Press, 2015), 68.
  28. ^ "The Dead Sea Scrolls - 1Q Enoch, Book of Giants". The Dead Sea Scrolls - 1Q Enoch, Book of Giants. Retrieved 7 October 2019.
  29. ^ J. T. Milik, ed. and trans., The Books of Enoch: Aramaic Fragments of Qumran Cave 4, Oxford: Clarendon Press, 1976.
  30. ^ a b In: Henning, W. B., The Book of Giants, BSOAS, Vol. XI, Part 1, 1943, pp. 52–74.
  31. ^ Reeves, John C. Jewish Lore in Manichaean Cosmogony: Studies in the Book of Giants Traditions (1992)
  32. ^ See Henning, A Sogdian Fragment of the Manichaean Cosmogony, BSOAS, 1948
  33. ^ a b c d Original Syriac in: Theodorus bar Konai, Liber Scholiorum, II, ed. A. Scher, Corpus Scriptorum Christianorum Orientalium scrip. syri, 1912, pp. 311–8, ISBN 978-90-429-0104-9; English translation in: A.V.W. Jackson, Researches in Manichaeism, New York, 1932, pp. 222–54.
  34. ^ Richard Foltz, Religions of the Silk Road, Palgrave Macmillan, 2nd edition, 2010, p. 71 ISBN 978-0-230-62125-1
  35. ^ Peter Bryder, The Chinese Transformation of Manichaeism: A Study of Chinese Manichaean Terminology, 1985.
  36. ^ Lieu, Samuel (1992) Manichaeism in the Later Roman Empire and Medieval China 2d edition, pp. 145-48
  37. ^ a b c d Wendy Doniger (1999). Merriam-Webster's Encyclopedia of World Religions. Merriam-Webster. pp. 689, 690. ISBN 9789068310023.
  38. ^ "St. Augustine of Hippo". Catholic.org. Retrieved 18 August 2012.
  39. ^ Confessions, Book V, Section 10.
  40. ^ A. Adam, Das Fortwirken des Manichäismus bei Augustin. In: ZKG (69) 1958, S. 1–25.
  41. ^ a b Runciman, Steven, The Medieval Manichee: a study of the Christian dualist heresy. Cambridge University Press, 1947.
  42. ^ Étienne de la Vaissière, "Mani en Chine au VIe siècle", Journal asiatique, 293–1 (2005): 357–378.
  43. ^ 从信仰摩尼教看漠北回纥[permanent dead link]
  44. ^ 关于回鹘摩尼教史的几个问题 Archived 7 August 2007 at the Wayback Machine
  45. ^ "九姓回鹘爱登里罗汨没蜜施合毗伽可汗圣文神武碑". Bbs.sjtu.edu.cn. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 February 2014.
  46. ^ TM276 Uygurca_Alttuerkisch_Qedimi Uygurche/TT 2.pdf Türkische Turfan-Texte. ~[permanent dead link]
  47. ^ Perkins, Dorothy (2013). Encyclopedia of China: History and Culture. Routledge. p. 309. ISBN 9781135935627.
  48. ^ a b c S.N.C.L. Lieu (1998). Manachaeism in Central Asia and China. Brill Publishers. pp. 115, 129, 130. ISBN 9789004104051.
  49. ^ Patricia Ebrey, Anne Walthall (2013). Pre-Modern East Asia: A Cultural, Social, and Political History, Volume I: To 1800. Cengage. p. 228. ISBN 9781285546230.
  50. ^ Chung, Tan (1998). Across the Himalayan Gap: An Indian Quest for Understanding China. Gyan Publishing House. p. 232. ISBN 9788121206174.
  51. ^ a b Xisha Ma, Huiying Meng (2011). Popular Religion and Shamanism. Brill Publishers. pp. 56, 57, 99. ISBN 9789004174559.
  52. ^ Schaeffer, Kurtis; Kapstein, Matthew; Tuttle, Gray (2013). Sources of Tibetan Tradition. New York: Columbia University Press. pp. 95, 96. ISBN 9780231135993.
  53. ^ a b Andrew Rippin (2013). The Islamic World. Routledge. p. 73. ISBN 9781136803437.
  54. ^ Jonathan Porter Berkey (2003). The Formation of Islam: Religion and Society in the Near East. Cambridge University Press. pp. 99, 100. ISBN 9780521588133.
  55. ^ Bernard Lewis (2009). The Middle East. Simon & Schuster. ISBN 9781439190005.
  56. ^ Ann K. S. Lambton (2013). State and Government in Medieval Islam. Routledge. pp. 50, 51. ISBN 9781136605215.
  57. ^ Zaman, Muhammad Qasim (1997), Religion and Politics Under the Early 'Abbasids: The Emergence of the Proto-Sunni Elite, Brill, pp. 63–65, ISBN 978-9004106789
  58. ^ Ibrahim, Mahmood (1994). "Religious inquisition as social policy: the persecution of the 'Zanadiqa' in the early Abbasid Caliphate". Arab Studies Quarterly. Archived from the original on 11 July 2012.
  59. ^ a b Christine Caldwell Ames (2015). Medieval Heresies. Cambridge University Press. p. 88. ISBN 9781107023369.
  60. ^ Irfan Shahîd, Byzantium and the Arabs in the fourth century, 1984, p. 425.
  61. ^ a b Jacques Duchesne-Guillemin, Pierre Lecoq (1985). Papers in Honor of Professor Mary Boyce. Brill Publishers. p. 658. ISBN 9789068310023.
  62. ^ J. Gordon Melton (2014). Faiths Across Time: 5000 years of Religious History. ABC-CLIO. p. 361. ISBN 9781610690263.
  63. ^ Liu, Xinru (1997). Silk and Religion: An Exploration of Material Life and the Thought of People, AD 600-1200, Parts 600–1200. Oxford University Press. p. 182. ISBN 9780195644524.
  64. ^ Samuel N.C. Lieu (1985). Manichaeism in the Later Roman Empire and Medieval China: A Historical Survey. Manchester University Press. p. 261. ISBN 9780719010880.
  65. ^ Wendy Doniger (1999). Merriam-Webster's Encyclopedia of World Religions. Merriam-Webster. p. 690. ISBN 9789068310023.
  66. ^ Stroumsa, Gedaliahu G., Anti-Cathar Polemics and the Liber de duobus principiis, in B. Lewis and F. Niewöhner, eds., Religionsgespräche im Mittelalter (Wolfenbütteler Mittelalter-Studien, 4; Wiesbaden: Harrassowitz, 1992), 169–183, p. 170
  67. ^ "CATHOLIC ENCYCLOPEDIA: Paulicians". Newadvent.org. 1 February 1911. Retrieved 18 August 2012.
  68. ^ Dondaine, Antoine. O.P. Un traite neo-manicheen du XIIIe siecle: Le Liber de duobus principiis, suivi d'un fragment de rituel Cathare (Rome: Institutum Historicum Fratrum Praedicatorum, 1939)
  69. ^ "CATHOLIC ENCYCLOPEDIA: Albigenses". Newadvent.org. 1 March 1907. Retrieved 18 August 2012.
  70. ^ 明教在温州的最后遗存 – 温州社会研究所. 25 August 2013. Archived from the original on 25 August 2013. Invalid |script-title=: missing prefix (help)
  71. ^ "崇寿宫记". Cxsz.cixi.gov.cn. 8 October 2012. Archived from the original on 13 May 2013. Retrieved 14 February 2014.
  72. ^ "Manichaean and (Nestorian) Christian Remains in Zayton (Quanzhou, South China) ARC DP0557098". Mq.edu.au. Archived from the original on 8 August 2014. Retrieved 27 August 2014.
  73. ^ "Central Manichaean Temple". Manichaean.org. 20 June 2014. Archived from the original on 24 July 2013. Retrieved 27 August 2014.
  74. ^ "Manichaeism, Esoteric Buddhism and Oriental Theosophy" (PDF). Retrieved 14 February 2014.
  75. ^ (2011-06-14 21:01:40) (14 June 2011). "天书降世 弥勒古佛说风轮真经全卷_龙华会聚原人_新浪博客". Blog.sina.com.cn. Retrieved 14 February 2014.
  76. ^ "Neo-Manichaeanism: Questions and Answers". Oocities.org. Retrieved 27 August 2014.
  77. ^ Bevan, A. A. (1930). "Manichaeism". Encyclopaedia of Religion and Ethics, Volume VIII Ed. James Hastings. London
  78. ^ A completely sourced description (built around bar-Khoni's account, with additional sources), is found in: Jonas, Hans The Gnostic Religion, 1958, Ch. 9: Creation, World History, Salvation According to Mani.
  79. ^ Chart from: E. Waldschmidt and W. Lenz, Die Stellung Jesu im Manichäismus, Berlin, 1926, p 42.
  80. ^ These are apparently the 'twelve centuries clothed with flowers and full of melodies' (duodecim saecula floribus convestita et canoribus plena) at St Augustine, Contra Faustum, 15.5.
  81. ^ G. Haloun and W. B. Henning, The Compendium of the Doctrines and Styles of the Teaching of Mani, the Buddha of Light, Asia Major, 1952, pp. 184–212, p. 195.
  82. ^ "Manichæism". The Catholic Encyclopedia. 1910.
  83. ^ J. van (Johannes) Oort, Jacob Albert van den Berg In Search of Truth. Augustine, Manichaeism and Other Gnosticism: Studies for Johannes Van Oort at Sixty BRILL, 2011 ISBN 9789004189973 p. 258
  84. ^ Jason BeDuhn New Light on Manichaeism: Papers from the Sixth International Congress on Manichaeism, Organized by the International Association of Manichaean Studies BRILL, 2009 ISBN 9789004172852 p. 77
  85. ^ Johannes van Oort Augustine and Manichaean Christianity: Selected Papers from the First South African Conference on Augustine of Hippo, University of Pretoria, 24-26 April 2012 BRILL, 01.08.2013 ISBN 9789004255067 p. 74
  86. ^ Charles George Herbermann The Catholic Encyclopedia: An International Work of Reference on the Constitution, Doctrine, Discipline, and History of the Catholic Church, Band 9 Universal Knowledge Foundation, 1913 Digit. 16. Aug. 2006 p. 594
  87. ^ New Light on Manichaeism: Papers from the Sixth International Congress o p. 78
  88. ^ Johannes van Oort Augustine and Manichaean Christianity: Selected Papers from the First South African Conference on Augustine of Hippo, University of Pretoria, 24-26 April 2012 BRILL, 01.08.2013 ISBN 9789004255067 p. 75
  89. ^ Johannes van Oort Augustine and Manichaean Christianity: Selected Papers from the First South African Conference on Augustine of Hippo, University of Pretoria, 24-26 April 2012 BRILL, 01.08.2013 ISBN 9789004255067 p. 74
  90. ^ Johannes van Oort Augustine and Manichaean Christianity: Selected Papers from the First South African Conference on Augustine of Hippo, University of Pretoria, 24-26 April 2012 BRILL, 01.08.2013 ISBN 9789004255067 p. 75
  91. ^ MANICHEISM i. GENERAL SURVEY at Encyclopædia Iranica
  92. ^ CHINESE TURKESTAN: vii. Manicheism in Chinese Turkestan and China at Encyclopædia Iranica
  93. ^ W. B. Henning, Sogdica, 1940, p. 11.
  94. ^ "Let none read the gospel according to Thomas, for it is the work, not of one of the twelve apostles, but of one of Mani's three wicked disciples."Cyril of Jerusalem, Cathechesis V (4th century)
  95. ^ See, for example, Boyce, Mary The Manichaean hymn-cycles in Parthian (London Oriental Series, Vol. 3). London: Oxford University Press, 1954.
  96. ^ Lieu, Samuel N. C., Manichaeism in Central Asia and China, 1998, p. 50.
  97. ^ "The Traité is, despite its title (Moni jiao cao jing, lit. "fragmentary [Mathews, no. 6689] Manichean scripture"), a long text in an excellent state of preservation, with only a few lines missing at the beginning. It was first fully published with a facsimile by Edouard Chavannes (q.v.) and Paul Pelliot in 1911 and is frequently known as Traité Pelliot. Their transcription (including typographical errors) was reproduced in the Chinese translation of the Buddhist Tripiṭaka (Taishō, no. 2141 B, LIV, pp. 1281a16-1286a29); that text was in turn reproduced with critical notes by Helwig Schmidt-Glintzer (1987b, pp. T. 81–86). A more accurate transcription was published by Chen Yuan in 1923 (pp. 531–44), and a new collation based on a reexamination of the original photographs of the manuscript has now been published by Lin Wu-shu (1987, pp. 217–29), with the photographs", CHINESE TURKESTAN vii. Manicheism in Chinese Turkestan and China at Encyclopædia Iranica
  98. ^ de Beausobre, Isaac (1734). Histoire critique de Manichée et du manichéisme [Critical history of Manichae and Manichaeism] (in French). 1. Amsterdam: J. Frederic Bernard.
  99. ^ Beausobre, Isaac de; Formey, S. (1739). Histoire critique de Manichée et du manichéisme [Critical history of Manichae and Manichaeism] (in French). 2. Amsterdam: J. Frederic Bernard.
  100. ^ Eusebius. The Ecclesiastical History of Eusebius Pamphilus, Bishop of Caesarea, Translated from the originals by Christian Frederick Cruse.1939. Ch. XXXI.
  101. ^ Bevan, A. A. (1930). "Manichaeism". Encyclopaedia of Religion and Ethics, Volume VIII. Ed. James Hastings. London.
  102. ^ "Classical Texts: Acta Archelai of Mani" (PDF). Iranian Studies at Harvard University. p. 76.
  103. ^ Waldschmidt, E., and Lentz, W., Manichäische Dogmatik aus chinesischen und iranischen Texten (SPAW 1933, No. 13)
  104. ^ Hans Jakob Polotsky and Karl Schmidt, Ein Mani-Fund in Ägypten, Original-Schriften des Mani und seiner Schüler. Berlin: Akademie der Wissenschaften 1933.
  105. ^ Schmidt-Glintzer, Helwig, Chinesische Manichaeica, Wiesbaden, 1987
  106. ^ "Cologne Mani Codex". Encyclopedia Iranica.
  107. ^ "Manichaean - definition of Manichaean in English from the Oxford dictionary".
  108. ^ "Wednesday's Book Review: "A Tragic Legacy: How a Good vs. Evil Mentality Destroyed the Bush Presidency"". Roger Launius's Blog. 28 June 2017. Retrieved 12 November 2018.
  109. ^ "The Revenge Of The Lost Boys". 9 July 2015.
  110. ^ "Ode to a philistine: Howard Jacobson's Pussy". www.newstatesman.com.
  111. ^ Kaplan, Fred (21 October 2004). "Paul Nitze" – via Slate.
  112. ^ "Why America Misunderstands the World: National Experience and Roots of Misperception". 29 November 2016.
  113. ^ Bryant, Nick (10 July 2015). "The decline of US power?". BBC News – via www.bbc.com.
  114. ^ "Frantz Fanon".
  115. ^ "Home". archive.nytimes.com. Retrieved 4 June 2018.
  116. ^ Theroux, Paul (1989). My Secret History. New York: G. P. Putnam's Sons. pp. 471, 473. ISBN 0-399-13424-7.

Books and articles

  • Ibscher, Hugo (1938). Allberry Charles R. C. (ed.). Manichaean Manuscripts in the Chester Beatty Collection: Vol II, part II: A Manichaean Psalm Book. Stuttgart: W. Kohlammer.
  • Beatty, Alfred Chester (1938). Charles Allberry (ed.). A Manichean Psalm-Book, Part II. Stuttgart.
  • Beausobre, de, Isaac (1734–1739). Histoire critique de Manichée et du Manichéisme. Amsterdam: Garland Pub. ISBN 978-0-8240-3552-5.
  • BeDuhn, Jason David (2002). The Manichaean Body: In Discipline and Ritual. Baltimore: Johns Hopkins University Press. ISBN 978-0-8018-7107-8.
  • Cross, F. L.; E. A. Livingstone (1974). The Oxford Dictionary of the Christian Church. London: Oxford UP: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-211545-4.
  • Favre, Francois (5 May 2005). Mani, the Gift of Light. Renova symposium. Bilthoven, The Netherlands.
  • Foltz, Richard (2010). Religions of the Silk Road. New York: Palgrave Macmillan. ISBN 978-0-230-62125-1.
  • Foltz, Richard (2013). Religions of Iran: From Prehistory to the Present. London: Oneworld publications. ISBN 978-1-78074-308-0.
  • Gardner, Iain; Samuel N. C. Lieu (2004). Manichaean Texts from the Roman Empire. Cambridge: Cambridge Univ. Press. ISBN 978-0-521-56822-7.
  • Giversen, Soren (1988). The Manichaean Coptic Papyri in The Chester Beatty Library Vol. III: Psalm Book part I. (Facsimile ed.). Geneva: Patrick Crammer. (Cahiers D'Orientalism XVI) 1988a
  • Giversen, Soren (1988). The Manichaean Coptic Papyri in The Chester Beatty Library Vol. IV: Psalm Book part II (Facsimile ed.). Geneva: Patrick Crammer. (Cahiers D'Orientalism XVI) 1988b.
  • Grousset, Rene (1939), tr. Walford, Naomi (1970), The Empire of the Steppes: A History of Central Asia, New Brunswick, N.J.: Rutgers.ISBN 978-0-8135-1304-1.
  • Gulácsi, Zsuzsanna (2001). Manichaean art in Berlin Collections. Turnhout. (Original Manichaean manuscripts found since 1902 in China, Egypt, Turkestan to be seen in the Museum of Indian Art in Berlin.)
  • Heinrichs, Albert; Ludwig Koenen, Ein griechischer Mani-Kodex, 1970 (ed.) Der Kölner Mani-Codex ( P. Colon. Inv. nr. 4780), 1975–1982.
  • La Vaissière, Etienne de, "Mani en Chine au VIe siècle", Journal Asiatique, 293–1, 2005, p. 357–378.
  • Legge, Francis (1964) [1914]. Forerunners and Rivals of Christianity, From 330 B.C. to 330 A.D. (reprinted in two volumes bound as one)|format= requires |url= (help). New York: University Books. LC Catalog 64-24125.
  • Lieu, Samuel (1992). Manichaeism in the Later Roman Empire and Medieval China. Tübingen: J. C. B. Mohr. ISBN 978-0-7190-1088-0.
  • Mani (216–276/7) and his 'biography': the Codex Manichaicus Coloniensis (CMC):
  • Melchert, Norman (2002). The Great Conversation: A Historical Introduction to Philosophy. McGraw Hill. ISBN 978-0-19-517510-3.
  • Runciman, Steven (1982) [1947]. The Medieval Manichee: a study of the Christian dualist heresy. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-28926-9.
  • Welburn, Andrew (1998). Mani, the Angel and the Column of Glory. Edinburgh: Floris. ISBN 978-0-86315-274-0.
  • Widengren, Geo (1965). Mani and Manichaeism. London: Weidenfeld & Nicolson.
  • Wurst, Gregor (July 2001). "Die Bema-Psalmen". Journal of Near Eastern Studies. 60 (3): 203–204. doi:10.1086/468925.

External links

Outside articles

Manichaean sources in English translation

Secondary Manichaean sources in English translation

Manichaean sources in their original languages

Secondary Manichaean sources in their original languages