آیه اطاعت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

آیه اطاعت یا آیه اولی‌الامر آیه ۵۹ سوره نساء در قرآن است. آیه دستور می‌دهد که مومنان از الله، و همچنین از پیامبر و آنان که صاحب اختیار امور هستند (اولی الامر) اطاعت کنند. منابع شیعی این آیه را به عنوان یکی از اثبات‌ها برای معصومیت و امامت علی و دیگر امامان دوازده‌گانه معرفی می‌کنند.

شیعیان معتقدند که حدیث جابر نیز در پی توضیح واژه اولوالامر در این آیه از سوی پیامبر اسلام گفته‌شده‌است.

آیه[ویرایش]

متن[ویرایش]

آیه اطاعت

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا﴾(سورهٔ نساء-آیهٔ ۵۹)

ترجمه‌ها[ویرایش]

  • اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد؛ پس هر گاه در امرى [دينى‌] اختلاف نظر يافتيد، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد، آن را به [كتاب‌] خدا و [سنت‌] پيامبر [او] عرضه بداريد، اين بهتر و نيك‌فرجام‌تر است. (محمدمهدی فولادوند)
  • O you who believe! obey Allah and obey the Apostle and those in authority from among you; then if you quarrel about anything, refer it to Allah and the Apostle, if you believe in Allah and the last day; this is better and very good in the end.

شأن نزول[ویرایش]

فردی به ظاهر مسلمان (منافق) با یک مرد یهودی بر سر موضوعی اختلاف پیدا کردند، فرد یهودی گفت: موضوع را نزد محمد بن عبدالله ببریم، زیرا مرد یهودی می‌دانست که محمد رشوه نمی‌پذیرد، امّا مرد به ظاهر مسلمان گفت: حَکَم میان من و تو کعب بن اشرف یهودی باشد، زیرا می‌دانست که او رشوه می‌گیرد و به نفع رشوه دهنده داوری می‌کند. در این ماجرا آیه اولی الامر و آیه پس از آن نازل گردید.[۱]

تفاسیر[ویرایش]

در این آیه تعیین مفهوم و مصداق واژه «اولواالامر» مورد اصلی اختلاف شیعه و سنی است.[۲]

دیدگاه شیعه[ویرایش]

تقریباً تمام مفسران شیعه اتفاق نظر دارند که واژه «اولوالامر» بر امامان شیعه دلالت دارند. در تفسیر نمونه، این نکته یاد شده و آمده است:

رهبری مادی و معنوی جامعه اسلامی، در تمام شؤون زندگی از طرف خداوند و پیامبر به آن‌ها سپرده شده است، و غیر آن‌ها را شامل نمی‌شود. و البته کسانی که از طرف آنها به مقامی منصوب شوند و پستی را در جامعه اسلامی به عهده بگیرند، با شروط معینی اطاعت آنها لازم است نه به خاطر این که اولی الامرند، بلکه به خاطر این که نمایندگان اولی الامر می‌باشند.[۳]

علمای شیعه می‌گویند که یکی از شرایط مهم اولی الامر عصمت است و فقط دوازده امام از این شرط برخوردارند.

داوود فیرحی در فصل‌نامه شیعه‌شناسی می‌نویسد:

بر اساس عقل شیعی، «امر به اطاعت» در آیه از خدا و رسول و اولی‌الامر، دلیل بر عصمت هر سه منبع اقتدار است، زیرا امر به اطاعت از امام و رهبر خطاپذیر خلاف قواعد عقل است.[۲] علامه طباطبایی نیز در تفسیر المیزان یکی از شرایط اولی‌الامر بودن را عصمت می‌داند و تنها مصداق این واژه را چهارده معصوم یاد می‌کند.[۴]

ابوبصیر از محمد بن علی، امام پنجم شیعیان نقل می‌کند که این آیه در شأن علی بن ابیطالب نازل شده‌است، و در پاسخ به این پرسش که چرا نام او صراحتاً ذکر نشده، می‌گوید:

خداوند نماز را بر پیامبرش نازل کرد، اما هرگز از سه یا چهار رکعتی بودن آن سخن نگفت. زکات را نازل فرمود، ولی از تفصیل آن نام نبرد. حج را نازل نمود و اما درباره شماره طواف چیزی نگفت و همه این جزئیات را به تفسیر پیامبر وانهاد. این آیه را نازل نمود و پیامبر توضیح داد که درباره علی، حسن و حسین و ... است.[۲][۵][نیازمند منبع]

روایات زیادی دلالت دارند بر این که مراد از «اولی الامر» در این آیه، ائمه معصومین هستند، که برخی عبارتند از:

پیامبر در جواب جابر بن عبدالله انصاری که از "اولی الامر" سؤال کرده بود، فرمود: "آنان جانشینان من و امامان مسلمانان بعد از من هستند، که اول ایشان علی بن ابی طالب است و بعد از او به ترتیب حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی..."[۶]

امام محمد باقر علیه السلام در تفسیر این آیه نیز می‌گوید: «اولی الامر امامان از فرزندان علی و فاطمه هستند، تا آنکه روز قیامت بر پا شود.» در جای دیگر نیز فرموده است: «خداوند از اولی الامر فقط ما را قصد کرده‌است وهمه مؤمنان را تا روز قیامت به پیروی ما فرمان داده است.»[۷]

امام جعفر صادق علیه السلام نیز می‌گوید: «آنان (اولی الامر) علی بن ابی طالب، حسن، علی بن الحسین، محمد بن علی و جعفر یعنی من هستیم، سپاس خدا را به جای آورید که به شما امامان و رهبرانتان را در زمانی شناساند که مردم آنان را آنکار می‌کنند.»[۸]

عصمت اولی الامر[ویرایش]

از نظر مفسران شیعه در دلالت آیه بر عصمت اولی الامر تردیدی وجود ندارد، زیرا:

۱ ـ هرگاه خداوند به اطاعت بی‌قید و شرط از کسی فرمان دهد آن فرد معصوم خواهد بود، چون در صورت غیر معصوم بودن، اگر به گناه امر کند اجتماع نقیضین لازم می‌آید؛ یعنی هم باید از او اطاعت شود و هم اطاعت نشود.[۹]

۲ ـ در این آیه «اولی الأمر» بدون تکرار فعل «أطیعوا» بر رسول عطف شده است، و از آن‌جا که اطاعت از رسول به خاطر معصوم بودنش به‌طور مطلق واجب است اطاعت از «اولی الأمر» نیز همانند آن مطلق خواهد بود و این امر کاشف از معصوم بودن «اولی الأمر» می‌باشد.[۱۰]

دیدگاه سنی[ویرایش]

عالمان سنی در تفسیرشان از این آیه می گویند عبارت اولی الامر، کاربرد کلی دارد و صریح و مشخص نیست. تفاسیر سنی خلفای راشدین، فرماندهان سپاه، صحابه، رهبران سیاسی، و علما را به عنوان معنای عبارت اولی الامر نقل کرده اند، در حالی که برخی از آنان اشخاص بخصوصی را به عنوان اولی الامر تفسیر کرده اند.

داوود فیرحی می‌گوید که محمد بن ادریس شافعی «در تفسیر آیه و مشروعیت خلافت خلفای راشدین راه دیگری پیموده‌است.»[۲][۱۱][نیازمند منبع]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. مجمع البیان، ج 2، ص 264
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ فیرحی، داوود (۱۳ شهریور ۱۳۸۴). «مختصات عمومی امامت شیعه». فصل‌نامه شیعه‌شناسی، شماره ۳ و ۴، به نقل از خبرگزاری فارس. دریافت‌شده در ۲ مرداد ۱۳۸۸.
  3. مکارم شیرازی، ناصر، برگزیده تفسیر نمونه، جلد ۱، ص. ص ۴۱۴
  4. طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، جلد ۲، ص. ص ۳۸۶
  5. ناصری، علی‌اکبر (به نقل از: حسن عبّاس حسن) (۱۳۵۱امامت و شفاعت، تهران: شرکت سهامى طبع کتاب، ص. صص ۲۰۳-۲۰۴
  6. ینابیع الموده قندوزی، ص494
  7. البرهان بحرانی، سید هاشم، همان، ص 383 و 386
  8. تفسیر عیاشی، ص 252، ح174
  9. دلائل الصدق، المظفر، ج۲، ص۱۷، محمدحسن، مکتبة الذجاج، تهران
  10. مجمع البیان، طبرسی، ج۲، ص۶۴، فضل بن الحسن، داراحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۳۷۹ش
  11. فیرحی، داوود (۱۳۷۸)، «فصل ششم»، قدرت؛ دانش و مشروعیت در اسلام، تهران: نشر نی، ص. صص ۲۲۹-۲۶۵

منابع[ویرایش]

The Verse of Obedience (Arabic: آية الطاعة) is verse 59 of Surah An-Nisa in the Quran and known as Uli al-Amr verse (Arabic: آیه اولی الامر). The verse orders the believers to obey Allah, to obey the prophet and those vested with authority (Uli al-Amr). In Shiites sources this verse is introduced as one of the proofs for the infallibility and Imamat of Ali and other twelve Imams.

The verse

The obedience verse
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّ‌سُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ‌ مِنكُمْ ۖ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُ‌دُّوهُ إِلَى اللَّـهِ وَالرَّ‌سُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ‌ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ‌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا[1]

4:59 "O ye who believe! Obey Allah, and obey the Messenger, and those charged with authority among you. If ye differ in anything among yourselves, refer it to Allah and His Messenger, if ye do believe in Allah and the Last Day: That is best, and most suitable for final determination.[1]"

Sunni view

Sunni scholars in their interpretations of the verse say the term of Uli-al Amr has general application and is not specific. According to Sunni interpretations the meanings of Uli al-Amr included various subject to the Shariah and incorporates various aspects of leadership. The sunni interpretations have narrated Rashidun,[2][3] army commanders,[4][5][6][7] Sahabah,[4][5][6] political leaders,[8][9] and scholars[4][5][6][10][11][12][13] as the meaning of Uli-al Amr term while some of them have interpreted certain persons as the Uli al amr.[14] According to Ibn Taymiyyah, the verse calls upon Muslims to confide only in Muhammad, and no other person, for their religious differences; this precludes any other person from being infallible.[15] Because the word 'ati' (obey) is not placed before 'olil-amr' (those entrusted with authority), it becomes 'mashroot' (conditional). Muslims are required to conform with the 'uli al-amr' (those in authority), only if those in authority, are observant Muslims who obey Allah and obey his Messenger.[16][17][18][19]

Shia view

Almost all Shia scholars have said the Uli al-Amr in this verse are the Imamas from family of Muhammad.[20][21][22][23] They believe that one of the important terms of Uli al-Amr is the Ismah and only the twelve Imams have this term.[23]

See also

References

  1. ^ a b "Quran (4:59)".
  2. ^ Baqwi, Hussain. Ma’alim al Tanzil. 1. p. 188.
  3. ^ Razi, Fakhr al-Din. Tafsir al-Kabir. 4. p. 113.
  4. ^ a b c Suyuti, Jalaluddin Abdurahman. Dor al-Mansur fi Tafsir al-Ma'sor. 2. pp. 314–315.
  5. ^ a b c Tabari, Muhammad ibn Jarir. Jami al-Bayan. 4. pp. 147–149.
  6. ^ a b c Tabari, Muhammad ibn Jarir. Jami al-Bayan. 8. pp. 497–501.
  7. ^ Musnad Ahmad, Ahmad ibn Hanbal, vol:5, p:230
  8. ^ Tafsir Qurtabi. 5. pp. 168–169.
  9. ^ Qortabi, Muhammad. Al-Jami'al-Hokkam al-Quran. 5. p. 295.
  10. ^ Al-Baghawi al-Shaafi, Imam Abi Muhammad Hussain bin Masud. Tafsir Mu’allim al-Tanzil. 1. pp. 444–445.
  11. ^ Ahmad ibn Ali, Neyshaboori. Al-Vasit fi Tafisr al-Quran al-Majid. 2. p. 71.
  12. ^ Baqvi, Hussein. Ma'alim al-Tanzil. 1. p. 444.
  13. ^ Neyshaboori, Hakim. Al-Mustadrik ala al-Sahihain. 1. p. 123.
  14. ^ Kardan, Ridha. Imamate and infallibility of Imams in Qur’an. ABWA Publishing and Printing Center.
  15. ^ Abu Abdur Rahman Faruq Post (1 Jul 2013). The Missing Links: Overlooked and Forgotten Statements from the scholars of Ahl Sunnah to Assist Some of Our Brothers in Abandoning Bigotry and Partisanship and Return Back to the True Manhaj of the Salaf. Dar ul Ittiba. pp. 7–9.
  16. ^ "Who are 'Ulil Amr' These Days?". Quran Message. 17 April 2013. Retrieved 16 February 2017.
  17. ^ "Towards Understanding the Quran". Islamic Foundation UK. Retrieved 16 February 2017.
  18. ^ "Does Allah say obey those in authority amongst you?". Islam Help Line. Retrieved 16 February 2017.
  19. ^ Ibn Taymiyyah (19 December 2011). "Consultation of Muslim Leaders". Faith in Allah. Retrieved 16 February 2017.
  20. ^ Lalani, Arzina R. (2004). Early Shīʻī thought : the teachings of Imam Muḥammad al-Bāqir (New pbk. ed.). London: I.B. Tauris in association with the Institute of Ismaili Studies. ISBN 1850435928.
  21. ^ Tabarsi. Majma' al-Bayan. 3. p. 100.
  22. ^ Ahmam ibn Muhammad, Ardabili. Zobdat al-Bayan. p. 687.
  23. ^ a b Tabataba'i, Muhammad Husayn. Tafsir al-Mizan. 4. p. 386.