پرش به محتوا

آمادئوس هشتم، دوک ساووی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
آمادئوس هشتم، دوک ساووی
کنت‌ها و دوک‌های ساوی
سلطنت۱۳۹۱–۱۴۱۶
پیشینآمادئوس هفتم، کنت ساووی
نایب‌السلطنهبون بوربون (۱۳۹۱–۱۳۹۷)
کنت‌ها و دوک‌های ساوی
سلطنت۱۴۱۶–۱۴۴۰
جانشینلوئیس ساووی
نایب‌السلطنهلوئیس ساووی (ح.۱۴۳۴ – ۵ فوریه ۱۴۴۰)
زاده۴ سپتامبر ۱۳۸۳
شامبری
درگذشته۷ ژانویهٔ ۱۴۵۱
ژنو
خانداندودمان ساووی
پدرآمادئوس هفتم، کنت ساووی
مادربون آو بری
کلیساکلیسای کاتولیک
منصوب‌شده در۲۴ ژوئیه ۱۴۴۰
پایان دوره۷ آوریل ۱۴۴۹
پیشیناوژن چهارم
کلیسای کاتولیک
مخالف بااوژن چهارم
نیکلاس پنجم
رسته‌ها
دست‌گذاری۲۴ ژوئیه ۱۴۴۰
اطلاعات فردی
زادهٔ۴ سپتامبر ۱۳۸۳
شامبری
درگذشت۷ ژانویهٔ ۱۴۵۱ (۶۷ سال)
ژنو
نشان ملینشان ملی آمادئوس هشتم، دوک ساووی

آمادئوس هشتم، دوک ساووی (انگلیسی: Amadeus VIII, Duke of Savoy; ۴ سپتامبر ۱۳۸۳۷ ژانویهٔ ۱۴۵۱) از سال ۱۳۹۱ تا ۱۴۱۶ کنت ساووی و از سال ۱۴۱۶ تا ۱۴۴۰ دوک ساووی بود. او اولین کسی بود که عنوان دوک را که توسط امپراتور سیگیسموند اعطا شده بود، به دست آورد. او که به خاطر خلق و خوی دیپلماتیک و اصلاحات اداری‌اش شناخته می‌شد، نهادهای دولتی را تقویت کرد و صلح داخلی را تقویت نمود.

او همچنین از سال ۱۴۳۹ تا ۱۴۴۹ به عنوان آنتی‌پاپ فلیکس پنجم، در مخالفت با پاپ‌های اوژن چهارم و نیکلاس پنجم، ادعای پاپی کرد و به آخرین آنتی‌پاپ تاریخی تبدیل شد که توسط بخش قابل توجهی از روحانیون کاتولیک به رسمیت شناخته شد.

زندگی‌نامه

[ویرایش]

آمدئو پدرش را در حدود هشت سالگی از دست داد؛ پدرش، آمادئوس هفتم، معروف به کنت سرخ، در اول نوامبر ۱۳۹۱ در ریپاگلیا، احتمالاً مسموم، درگذشت و طبق وصیت‌نامه‌اش، نیابت سلطنت را به مادرش، بونا دو بوربون، و لویی سوم دو کوسونای، ارباب کوسونای، واگذار کرد. پس از مرگ آمادئوس هفتم، دربار فئودال به دو حزب تقسیم شد: یکی که از بونا دو بوربون، با درباری در شامبری، و دیگری که از مادر کنت جدید، بونا دو بری، با درباری در مونملیان حمایت می‌کرد. جنگ داخلی نیز با مداخله پادشاه فرانسه، شارل ششم، متوقف شد و با تأیید نیابت سلطنت به بونا دو بوربون پایان یافت.

بون دو بری پس از آنکه از سرپرستی فرزندانش و نیابت سلطنت برکنار شد، ساووی را ترک کرد و در ۲ دسامبر ۱۳۹۳ به فرانسه بازگشت و در قلعه مهون-سور-یور با برنارد هفتم آرمانیاک ازدواج کرد.

اگرچه بدون هیچ مدرک محکمی، شایعاتی مبنی بر مسموم شدن آمادئوس هفتم توسط پزشک، ژان دو گرانویل و داروساز، پیر دو لوپینیس، که در سال ۱۳۹۲ اعدام شد، پخش شد، در حالی که گرانویل، تحت شکنجه، فاش کرد که بون دو بوربون کاملاً از این جنایت بی‌خبر نبوده است (لوپینیس، در سال ۱۳۹۵، اعاده حیثیت شد، در حالی که نوه‌اش سال بعد بی‌گناه اعلام شد). پس از اتهامات متعدد، بون دو بوربون از نیابت سلطنت و سرپرستی برادرزاده‌اش نیز برکنار شد.

دوران کودکی پرآشوب آمادئوس هشتم با لوچی شدید چشم و لکنت زبان همراه بود که به سرعت طبیعت درونگرا و خجالتی او را آشکار کرد. پس از رفتن مادربزرگش، که او بسیار به او علاقه داشت، آمادئوس خود را در محاصره اشراف دربار پیدمونت یافت. سپس، پیروان حزب بورگوندی فیلیپ دوم جسور دست بالا را گرفتند و این نوجوان را مجبور به ازدواج با دخترش ماریا کردند. آمادئوس هشتم که به سن قانونی رسیده بود و بنابراین صلاحیت اداره امور ازدواج خود را داشت، تنها پس از سال ۱۴۰۰ میلادی شروع به رسیدگی به امور دولتی کرد.

سیاست

[ویرایش]

در سیاست، آمادئوس از همان ابتدا احتیاط و آرامش زیادی از خود نشان داد و لقب پاسیفیکو را برای او به ارمغان آورد. پس از حمایت از پسرعموهایش از آخائیا-پیمونت در برابر مارکیزهای مونفراتو، او عنوان شهر دومودوسولا را به دست آورد، جایی که ساکنان ناراضی از رژیم ویسکونتی آشکارا شورش کرده بودند.

در سال ۱۴۰۱، یکی از اولین اقدامات آمادئوس هشتم خرید شهرستان ژنو از اودو از توآر-ویلارس، کنت جدید بود که سال قبل آن را از پسرعمویش، اومبرتو از ویلارس، به ارث برده بود که او نیز آن را از عموی مادری‌اش، کاردینال رابرت از ژنو، ضد پاپ با نام کلمنت هفتم به ارث برده بود. وراث کنت‌های ژنو با یک روند قانونی به این فروش اعتراض کردند که تا سال ۱۴۲۲ ادامه یافت، سالی که امپراتور سیگیسموند، که در سال ۱۴۱۱ آن را برای امپراتوری ادعا کرده بود، رسماً آن را با نامه‌ای مورخ ۲۵ آوریل به آمادئوس هشتم واگذار کرد.

آمادئوس هشتم طرفدار دانشگاه تورین بود که توسط پسر عمویش، لویی ساووی-آخایی، تأسیس شده بود و مورد تأیید پاپ بندیکت سیزدهم، بود که در سال ۱۴۱۱، تأییدیه (حق ثبت امپراتوری) را از امپراتور سیگیسموند لوکزامبورگ، دریافت کرد، و همچنین پاپ ژان بیست و سوم، در سال ۱۴۱۳، طبق نامه شماره سوم تاریخ شاهزادگان ساووی از شاخه آخایی، لردهای پیدمونت، جلد ۲، تأیید خود را اعلام کرد.

روابط او با پادشاهی فرانسه خوب بود و نقش فعالی در امور فرانسه داشت؛ در واقع، او در سال ۱۴۱۵ گروهی متشکل از ۲۰۰۰ مرد را فرستاد که با شجاعت در نبرد آگینکورت شرکت کردند، جایی که حدود ۱۰۰ شوالیه را از دست دادند.

او سپس موفق شد در سال ۱۴۱۶ از امپراتور سیگیسموند تبدیل این شهرستان به یک دوک‌نشین را به دست آورد، رویدادی که در کشور با جشن‌های بزرگی روبرو شد؛ سیگیسموند در ۱۹ ژانویه، در حالی که در شامبری بود، شهرستان ساووا و پیمونت را به عنوان پاداشی برای اشراف، شجاعت و تدبیر شوالیه آمادئوس هشتم به یک دوک‌نشین تبدیل کرد؛ سند انتخاب به عنوان دوک‌نشین به تاریخ ۱۹ فوریه ۱۴۱۶ است، در حالی که سند اعطای عنوان دوک‌نشین به آمادئوس هشتم به تاریخ ۲۰ فوریه ۱۴۱۶ است.

در سال ۱۴۱۴، آمادئوس هشتم با کنفدراسیون سوئیس مخالفت کرد و مانع از فتح دره اوسولا توسط آنها شد و در سال‌های بعد، کنت کارمانولا و گروه مزدورش را استخدام کرد که از طریق قتل‌عام و غارت، بیهوده سعی در مطیع کردن والیس داشتند.

در همان دوره، او موفق شد از مارکیزهای سالوتزو ادای احترام فئودالی دریافت کند، اما نتوانست نفوذ آنها را در دره‌های پیدمونته جایگزین کند؛ در حالی که نتوانست برتری خود را بر جنوا گسترش دهد، که در سال ۱۴۲۱، ابتدا مارکیزات مونفراتو را به آمادئوس هشتم و سپس ویسکونتی‌ها ترجیح داد.

کنت و دوک

[ویرایش]

آمادئوس در ۴ سپتامبر ۱۳۸۳ در شامبری، پسر آمادئوس هفتم، کنت ساووی و بون بری، متولد شد. او حتی در کودکی از استرابیسم رنج می‌برد، که یکی از پزشکان پدرش، ژان دو گراندویل، ادعا می‌کرد که می‌تواند آن را درمان کند. او در سال ۱۳۹۱ پس از مرگ پدرش در ۲ نوامبر ۱۳۹۱، که گفته می‌شود ناشی از مسمومیت یا حداقل بدرفتاری پزشکانش بود، به مقام کنت ساووی رسید. کنت سرخ، آمادئوس هفتم، در وصیت‌نامه خود، مادرش بون دو بوربون را به جای همسرش بون دو بری، خواهرزاده پادشاه شارل ششم فرانسه، به عنوان نایب‌السلطنه آمادئوس هشتم منصوب کرده بود. این امر باعث ایجاد درگیری در دربار بین مادربزرگ و مادر شد که در نهایت دوک‌های بری، بوربون، اورلئان و پادشاه شارل ششم فرانسه را درگیر کرد. مادربزرگ آمادئوس هشتم تا سال ۱۳۹۷، در دوران خردسالی او، به عنوان نایب‌السلطنه عمل می‌کرد.

دوران اولیه حکومت کنت شاهد تمرکز قدرت و گسترش ارضی ایالت ساووی بود، و در سال ۱۴۱۶ آمادئوس توسط امپراتور سیگیسموند به دوک ساووی ارتقا یافت. در سال ۱۴۱۸، پسرعموی دور او، لویی پیدمونت، برادر همسرش، آخرین مرد از شاخه بزرگتر خاندان ساووی، درگذشت و آمادئوس را به عنوان وارث کل خود باقی گذاشت و بدین ترتیب سرانجام دودمان‌های مردانه خاندان ساووی را متحد کرد.

آمادئوس قلمروهای خود را افزایش داد و تلاش‌های متعددی را برای مذاکره جهت پایان دادن به جنگ صد ساله تشویق کرد. از سال ۱۴۰۱ تا ۱۴۲۲، او برای بازپس‌گیری مناطق اطراف ژنو و آنسی مبارزه کرد. پس از مرگ همسرش در سال ۱۴۲۸، او در سال ۱۴۳۴ به همراه شش شوالیه دیگر، فرقه سنت موریس را تأسیس کرد. آنها به تنهایی در قلعه ریپای، در نزدیکی ژنو، در یک حالت شبه رهبانی طبق قانونی که خودش وضع کرده بود، زندگی می‌کردند. او خود را دکانوس میلیتوم سولیتودینیس ریپالیا نامید. او پسرش لویی را به عنوان نایب‌السلطنه دوک‌نشین منصوب کرد.

طبق گفته ساموئل گیشنون، برادرزن و پسرعموی آمدئو هشتم، شوهر خواهرش، بونا، ارباب پیمونت لویی از ساووی-آخائیا، در ۱۱ دسامبر ۱۴۱۸ در پینرولو درگذشت؛ و از آنجایی که لویی و بونا فرزند مشروعی نداشتند، شاخه ساووی-آخائیا منقرض شد و آمدئو هشتم جانشین او در القابش شد. خواهرش بونا، در سال ۱۴۲۹، وصیت‌نامه‌ای تنظیم کرد و پسر طبیعی شوهرش، که او نیز لویی نام داشت، را به عنوان وارث او منصوب کرد و ارث را به ژان (تحت سلطه جان سابائودیا)، مارکیزها و خواهران مونتیسفراتی (تحت سلطه خیر بیتوریو و مادر) و آمدئو هشتم (تحت سلطه آمادئوم سابائودیه دوکم و برادر) اختصاص داد. طبق سند شماره ۵۳۷۲ عناوین خاندان دوک بوربون، توسط م. در ۱۸ سپتامبر ۱۴۳۰، مادرش، کنتس آرمانیاک و رودز، بیوه برنارد، کنت آرمانیاک و رودز، وصیت‌نامه‌ای تنظیم کرد و داماد برنارد، ویسکونت برنارد، را به عنوان وارث آرمیاک، کنت پاردیاک، به ارث گذاشت و میراثی برای سایر فرزندان بازمانده، از جمله آمدئو (آمده، دوک ساووی، پسر او از ازدواج اولش بود) تعیین کرد.

در سال ۱۴۳۰، او اساسنامه سابودیه را منتشر کرد، مجموعه‌ای که قوانین ایالت‌های تحت حقوق او را جمع‌آوری می‌کرد، که در آن سال از دریاچه نوشاتل تا سواحل دریای لیگوریا امتداد داشت. این اساسنامه همچنین شامل اولین مقررات علیه یهودیان در سرزمین‌های ساووی است.

با این حال، آمدئو از سیاست و دشواری‌های ناشی از آن خسته شده بود: پس از آنکه دوک‌نشین را به رفاه زیادی رساند، تصمیم گرفت همه چیز را رها کند و به قلعه ریپاگلیا پناه ببرد. این قلعه به نوعی عزلت‌نشینی تبدیل شده بود و همچنین صومعه‌ای از روحانیون آگوستینی را که توسط او تأمین مالی می‌شد، در خود جای داده بود؛ بنابراین، در پاییز ۱۴۳۴، آمدئو هشتم به همراه دربار و معتمدترین شوالیه‌ها که از میان کسانی انتخاب شده بودند که طبق قانون فرقه موریس، خود را با شایستگی‌های افتخارآمیز متمایز کرده بودند، به قلعه ریپاگلیا پناه برد. از جمله آنها می‌توان به هنری دو کلمبیر، کلود دو سایکس، فرانسوا دو بوسی و لویی دو شولو اشاره کرد. در ۷ نوامبر همان سال، آمدئو در مقابل نمایندگان سه ایالت دوک‌نشین، استعفا داد و قدرت اجرایی را به پسرش لویی بازگرداند. با این حال، برای پنج سال آینده، آمدئو هشتم همچنان به اداره امور ایالت ریپاگلیا ادامه داد و لویی تنها ستوان او بود.

آنتی‌پاپ

[ویرایش]

به نظر می‌رسید که دوران آمادئوس هشتم با استعفای او از قدرت به نفع پسرش لویی به پایان می‌رسد، اما نام او هنگامی که پدران شورا در بازل تشکیل جلسه دادند، دوباره بر سر زبان‌ها افتاد. اختلافات بین اسقف‌ها، که پاپ اوژن چهارم را به خرید و فروش کلیسا و بدعت‌گذاری متهم می‌کردند، چنان داغ بود که منجر به عزل پاپ شد؛ بنابراین، شورا دچار اختلاف شد: در فرارا، پاپ با برخی از کاردینال‌های مورد اعتماد خود ملاقات کرد، در حالی که در بازل، بسیاری از اسقف‌ها و کاردینال‌ها باقی ماندند. آنها در ۲۴ مه ۱۴۳۸ پاپ را برکنار شده اعلام کردند و به انتخاب پاپ جدید پرداختند. تاج به آمادئوس هشتم که در آن زمان هنوز در قلعه ریپاگلیا در دریاچه ژنو اقامت داشت، اهدا شد.

دوک نمی‌خواست پاپ شود؛ او خود را مردی مذهبی نمی‌دانست و هیچ درکی از الهیات نداشت. با این حال، پیشنهادات پدران شورا چنان چاپلوسانه و کج‌خلقانه بود که آمدئو مجبور شد این مقام معتبر را بپذیرد: بنابراین او در ۵ نوامبر ۱۴۳۹ به عنوان پاپ انتخاب شد و نام فلیکس پنجم را برای خود برگزید.

او هرگز در تاج و تخت پاپ به رم نرفت، او بین سوئیس و ساووی باقی ماند و به ندرت به تماشاگران اعطا کرد و زندگی بازنشسته ای داشت.

پاپ شورای بازل

[ویرایش]

آمادئوس با شورایی‌گرایی، جنبشی که خواستار مدیریت کلیسا توسط شوراهای جهانی بود، و با اسقف‌هایی مانند کاردینال آلمان از آرل که می‌خواستند محدودیت‌هایی بر دکترین برتری پاپ اعمال کنند، موافق بود. او حتی پس از پیوستن اکثر اعضای شورای بازل (۱۴۳۱–۱۴۴۹) به شورای فلورانس که توسط پاپ اوژن چهارم در سال ۱۴۳۸ تشکیل شد، روابط نزدیکی با آن شورا داشت.

هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد او با فرستادن اسقف‌های ساووی به بازل، برای به دست آوردن مقام پاپی تحریک شده باشد، اگرچه او پیشنهاد داد که اسقف‌های ساووی در شورا شرکت کنند. از دوازده اسقف حاضر، هفت نفر از ساووی‌ها بودند.

شورای بازل در جلسه سی و یکم خود، در ۲۴ ژانویه ۱۴۳۸، پاپ اوژن را به حالت تعلیق درآورد. سپس، در ۲۵ ژوئن ۱۴۳۹، رسماً اوژن را به عنوان یک بدعت‌گذار عزل کرد. رئیس شورا، کاردینال لویی آلمان، اسقف اعظم آرل، به اعضا یادآوری کرد که برای دفاع از شورا در برابر دشمنانش، نیاز به انتخاب یک پاپ ثروتمند و قدرتمند دارند.

انتخابات

[ویرایش]

از آنجایی که آلمان تنها کاردینال حاضر بود، شورا تصمیم گرفت هیئتی از انتخاب‌کنندگان را منصوب کند. این هیئت متشکل از سی و سه عضو بود که از پنج «ملت» که شورا به آنها تقسیم شده بود، انتخاب می‌شدند. آنها در ۳۱ اکتبر ۱۴۳۹ تشکیل جلسه دادند. در اولین بررسی (رأی‌گیری)، آمادئوس ۱۶ رأی؛ در دومین رأی، ۱۹ رأی؛ در سومین رأی، ۲۱ رأی کسب کرد. در ۵ نوامبر، او ۲۶ رأی کسب کرد که برای انتخاب شدن کافی بود. سپس خود شورا در ۱۷ نوامبر ۱۴۳۹ فرمانی صادر کرد که در آن اعلام شد آمادئوس به عنوان پاپ انتخاب شده است و جزئیات کامل انتخاب را ارائه داد.

هیئتی شامل منشی و سردفتر آئنئاس سیلویوس پیکولومینی به ریپای، محل اقامت آمادئوس، اعزام شد. این هیئت در ۱۵ دسامبر ۱۴۳۹ رسید و پس از مذاکرات طولانی، آمادئوس در ۵ فوریه ۱۴۴۰ به انتخاب خود رضایت داد. انتخاب نام پاپ، فلیکس، توسط کاردینال آلمان پیشنهاد شد. فلیکس سوگند افتتاحیه را که توسط شورای بازل تدوین شده بود، ادا کرد. در همان زمان، او به‌طور کامل از هرگونه مشارکت بیشتر در اداره قلمرو خود صرف نظر کرد. او پسرش لویی را دوک ساووی و پسرش فیلیپ را کنت ژنو نامید. او همچنین پیکولومینی را به عنوان منشی خود منصوب کرد.

پاپ

[ویرایش]

فلیکس پنجم با تأسیس «مدرسه عالی دانشگاه‌های رومی» در ۱۲ نوامبر ۱۴۴۰، به رسمیت شناختن سخنرانی‌های دانشگاهی در بازل را به عهده دارد؛ این مدرسه در مراسمی در ۵ نوامبر ۱۴۴۰ افتتاح شد. این مراسم در نهایت منجر به تأسیس دانشگاه بازل در سال ۱۴۶۰ توسط پاپ پیوس دوم (پیکولومینی) در فرمان «اینتر ستراس» در ۱۲ نوامبر ۱۴۵۹ شد.

او در ۱۹ نوامبر ۱۴۴۲ به دلیل بیماری، بازل را به مقصد لوزان ترک کرد و بدین ترتیب از اهمیت شورای بازل کاست.

اسقف فرانسوا دِ مِز اهل ژنو در ۷ مارس ۱۴۴۴ درگذشت، و در ۹ مارس، ژان دِ گروله، پیشکار ضد پاپ فلیکس پنجم، به نام ضد پاپ، اداره اسقف‌نشین را به دست گرفت. در همان روز، پسر ضد پاپ، دوک لویی ساووی، دستور داد که کاخ اسقفی تیه تحت کنترل بخش کلیسای جامع ژنو قرار گیرد. مرگ کاردینال پیش‌بینی شده بود و در سال ۱۴۴۶، فلیکس پنجم، اسقف بارتولومیو اهل کورنتو را به عنوان نایب خود در امور معنوی و دنیوی برای اسقف‌نشین ژنو منصوب کرد. در سال ۱۴۴۹، اسقف آندره‌آ اهل هبرون جانشین او شد. کاردینال آمادئوس، همان‌طور که در سال ۱۴۴۹ به این مقام رسیده بود، تا زمان مرگش سمت مدیر را بر عهده داشت.

در ۲۰ ژوئیه ۱۴۴۷، امپراتور فردریک سوم به شهردار بازل دستور داد تا امان‌نامه‌هایی را که قبلاً به افراد حاضر در شورای بازل اعطا شده بود، لغو کند و دیگر به اعضای شورا اجازه ندهد در بازل بمانند. این دستور با دستوری در شورا در ۲۴ مه ۱۴۴۸ تقویت شد و شهروندان بازل را که قبلاً تمایلی به اخراج آنها نداشتند، ملزم کرد؛ بنابراین شورا جلسات خود را به شهر لوزان منتقل کرد، جایی که اولین جلسه خود را در ۲۵ ژوئیه ۱۴۴۸ به ریاست فلیکس پنجم، ضد پاپ، برگزار کردند.

شهرت او با روایتی که در تفسیرهای پیوس دوم یافت می‌شود، به عنوان یک پاپ نگران پول، برای جلوگیری از به ضرر رساندن به وارثانش، آمده است، خدشه‌دار شده است.

پس از مرگ رقیبش، پاپ اوژن چهارم در سال ۱۴۴۷، هر دو فرمانبردار در انشعاب کلیسا، از حل و فصل اختلافات حمایت کردند. در ۷ آوریل ۱۴۴۹، در دومین جلسه شورای لوزان، فلیکس پنجم اقتدار پاپ نیکلاس پنجم را پذیرفت و از مقام پاپی خود استعفا داد. در چهارمین جلسه خود، در ۱۹ آوریل ۱۴۴۹، از آنجا که تخت پطرس خالی بود، شورای لوزان نیکلاس پنجم را به عنوان پاپ خود انتخاب کرد. در پنجمین و آخرین جلسه خود، آمادئوس ساووا را به عنوان اسقف سابینا و نماینده پاپ در ساووا به رسمیت شناخت و پس از پاپ نیکلاس، رتبه دوم را در کلیسا به او اختصاص داد. سپس این جلسه به‌طور دائم به تعویق افتاد.

اواخر عمر

[ویرایش]

پس از کناره‌گیری از مقام پاپی، آمادئوس در ۷ آوریل ۱۴۴۹ توسط پاپ نیکلاس پنجم به عنوان کاردینال منصوب شد. در ۲۳ آوریل ۱۴۴۹، او به عنوان اسقف حومه سابینا، و نماینده پاپ و نایب‌السلطنه در تمام سرزمین‌های تحت سلطه دوک ساووی و در اسقف‌نشین لوزان منصوب شد. برنامه کامل سفر او، از ۱۵ آوریل ۱۴۴۹ تا ۶ ژانویه ۱۴۵۱، توسط ادوارد مالت، بر اساس دفاتر ثبت کاردینال آمادئوس، ارائه شده است.

آمادئوس در ۷ ژانویه ۱۴۵۱ در ژنو درگذشت و در ۹ ژانویه در ریپای به خاک سپرده شد. پاپ نیکلاس پنجم در ۳۰ آوریل ۱۴۵۱، در تقدیر از زندگی و حرفه کاردینال آمادئوس، خلاصه‌ای از رسالت خود را نوشت.

ازدواج و فرزند

[ویرایش]

کنت آمادئوس در سال ۱۴۰۱ در آراس با ماری اهل بورگوندی (۱۳۸۶–۱۴۲۸)، دختر فیلیپ جسور، دوک بورگوندی، ازدواج کرد. با این حال، او تا سال ۱۴۰۳ به ساووی نرسید.

آنها نه فرزند داشتند که تنها چهار نفر از آنها تا بزرگسالی زنده ماندند:

  • مارگارت ساووی (۱۳ مه ۱۴۰۵–۱۴۱۸).
  • آنتونی ساووی (سپتامبر ۱۴۰۷ - قبل از ۱۲ دسامبر ۱۴۰۷).
  • آنتونی ساووی (۱۴۰۸ - بعد از ۱۰ اکتبر ۱۴۰۸).
  • ماری ساووی (پایان ژانویه ۱۴۱۱–۲۲ فوریه ۱۴۶۹)، با فیلیپو ماریا ویسکونتی، دوک میلان، ازدواج کرد.[۳۷]
  • آمادئوس ساووی (۲۶ مارس ۱۴۱۲–۱۷ اوت ۱۴۳۱)، شاهزاده پیمونت، وارث بلافصل تا زمان مرگ زودرسش.
  • لویی (۲۴ فوریه ۱۴۱۳–۲۹ ژانویه ۱۴۶۵)، جانشین پدرش شد.
  • بونه ساووی (سپتامبر ۱۴۱۵–۲۵ سپتامبر ۱۴۳۰).
  • فیلیپ ساووی (۱۴۱۷–۳ مارس ۱۴۴۴)، کنت ژنو.
  • مارگارت ساووی (۷ اوت ۱۴۲۰–۳۰ سپتامبر ۱۴۷۹)، ابتدا با لویی سوم، پادشاه اسمی ناپل، دوم با لویی چهارم، کنت پالاتین راین و سوم با اولریش پنجم، کنت وورتمبرگ ازدواج کرد.

منابع

[ویرایش]
    • Andenmatten, B. ; Paravicini Bagliani, A. (ed.) (1992). Amédée VIII-Félix V, premier duc de Savoie et pape (1383–1451). Colloque international, Ripaille-Lausanne, 23–26 octobre 1990. Lausanne 1992. (به فرانسوی)
    • Bruchet, M. (1907). Le château de Ripaille. (به فرانسوی). Paris: Ch. Delagrave 1907. See: pp. 49–182.
    • Cognasso, Francesco (1930). Amadeo VIII (1383–1451). 2 vols. Turin, 1930. (به ایتالیایی)
    • Decaluwe, Michiel; Izbicki, Thomas M.; Christianson, Gerald, eds. (2017). A Companion to the Council of Basel. Brill.
    • Creighton, Mandell (1892). The Council of Basel. Longmans, Green, and Company.
    • Guichenon, Samuel (1660). Histoire Généalogique De La Royale Maison De Savoye: Iustifiée Par Titres, Fondations de Monasteres, Manuscripts, anciens Monuments, Histoires & autres preuves autentiques. Enrichie De Plusieurs Portraits, Seaux, Monnoyes, Sepultures & Armoires. Livre VI, Contenant Les Preuves. (به فرانسوی و لاتین). Lyon: Barbier, 1660.
    • Hand, Joni M. (2016). Women, Manuscripts and Identity in Northern Europe, 1350–1550. Routledge.appendix 4
    • Hildesheimer, E. (1970). "Le Pape du Concile, Amédée VIII de Savoie", Annales de la Société des Lettres, Sciences et Arts des Alpes-Maritime, 61 (1969–1970), pp. 41–48. (به فرانسوی)
    • Kirsch, Johann Peter (1909). "Felix V". The Catholic Encyclopedia. Vol. 6. New York: Robert Appleton Company.
    • Mallet, Édouard (1847). "Mémoire historique sur l'élection des évêques de Genève. Second partie", (به فرانسوی), in: Mémoires et documents de la Société d'histoire et d'archéologie, Volume 5 (Genève: La Société/F. Ramboz, 1847), pp. 127-354.
    • Manger, Hugo (1901). Die Wahl Amadeo's von Savoyen zum Papste durch das Basler Konzil (1439). (به آلمانی). Marburg: R. Friedrich, 1901.
    • Stieber, Joachim W. (1978). Pope Eugene IV, the council of Basel, and the secular and ecclesiastical authorities in the Empire: the conflict over supreme authority and power in the Church. Leiden: Brill 1978.
    • Kekewich, Margaret L. (2008). The Good King: René of Anjou and Fifteenth Century Europe. Palgrave Macmillan.
    • Pinder, Kymberly N., ed. (2002). Race-ing Art History: Critical Readings in Race and Art History. Routledge.
    • Vaughan, Richard (2005). Philip the Bold: The Formation of the Burgundian State. Boydell Press.
    • Wilkins, David G.; Wilkins, Rebecca L. (1996). The Search for a Patron in the Middle Ages and the Renaissance. E. Mellen Press.
    • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Amadeus VIII, Duke of Savoy». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۵.

    پیوند به بیرون

    [ویرایش]