آزمایش موشهای ترایان
| بخشی از دنباله |
| روانشناسی |
|---|
آزمایش موشهای ترایان یک آزمایش در روانشناسی است که در سال ۱۹۴۰ توسط رابرت ترایان انجام شد و در سالنامه انجمن ملی مطالعات آموزش و پرورش[الف] منتشر گردید.[۱] این پژوهش بهعنوان نقطهٔ عطفی در بحث سرشت و پرورش شناخته میشود.
طرح آزمایش
[ویرایش]پیش از مطالعهٔ زادگیری گزینشی در موشها توسط رابرت ترایان که در سال ۱۹۴۲ به پایان رسید، بسیاری از روانشناسان بر این باور بودند که تفاوتهای رفتاری افراد بیشتر ناشی از محیط است تا عوامل ژنتیکی. ترایان در پی آن بود که نشان دهد ویژگیهای ژنتیکی نیز میتوانند بر رفتار اثر بگذارند.
او برای این منظور آزمایشی طراحی کرد که توانایی نسلهای متوالی موشها را در گذر از یک هزارتو میسنجید. ترایان کار خود را با قرار دادن گروهی از موشهای دارای تنوع ژنتیکی در هزارتو آغاز کرد. موشهایی که کمترین خطا را داشتند «باهوش» و آنهایی که بیشترین خطا را داشتند «کمهوش» نامیده شدند. سپس موشهای «باهوش» نر با «باهوش» ماده، و «کمهوش» نر با «کمهوش» ماده جفتگیری داده شدند. پس از بلوغ فرزندان، آزمایش دوباره تکرار شد و باز هم دستهبندی «باهوش» و «کمهوش» انجام گرفت و همان الگوی جفتگیری ادامه یافت. ترایان این روند را در هفت نسل پیدرپی ادامه داد و در نهایت دو نژاد متمایز از موشهای «باهوش» و «کمهوش» ایجاد کرد.
برای آنکه نشان دهد محیط تأثیر چندانی بر این موشهای پرورشیافته ندارد و خطای احتمالی را در نتیجهگیری کاهش دهد، ترایان از روش پرورش متقاطع[ب] استفاده کرد؛ یعنی برخی موشهای «کمهوش» وظیفهٔ پرورش بچهموشهای «باهوش» را بر عهده گرفتند و برعکس. در این آزمایش متغیرهای مستقل عبارت بودند از نوع جفتگیری والدین، انتخاب محیط و والدین پرورشی، و تعداد موشهایی که در هزارتو قرار داده شدند. متغیر وابسته، تعداد خطاهای موشها در ۱۹ مرحلهٔ عبور از هزارتو بود.[۲]
| نموداری که نسل هفتم موشهای ترایون و تواناییهای آنها در هزارتو را نشان میدهد. |
نتایج و پیامدها
[ویرایش]اگرچه نتایج ترایان نشان داد که موشهای «باهوش» خطاهای بسیار کمتری نسبت به موشهای «کمهوش» در هزارتو داشتند، پرسشهایی دربارهٔ عوامل حسی، حرکتی، انگیزشی و فرایندهای یادگیری دیگر که میتوانستند بر نتایج تأثیر بگذارند، همچنان باقی ماند. یکی از برداشتهای نادرست رایج از این آزمایش و نمونههای مشابه آن این است که تغییر مشاهدهشده در عملکرد هزارتو را مستقیماً معادل توانایی کلی در یادگیری میدانند.
امروزه در میان ژنتیکرفتارپژوهان این باور پذیرفته شده است که برتری موشهای باهوش احتمالاً تنها به همان آزمون خاص ترایان مربوط بوده و الزاماً نشانگر تفاوت در ظرفیت یادگیری کلی میان دو گروه نیست. برای نمونه، تفاوت ژنتیکی در عواملی مانند دید محیطی[پ] بهتر میتواند برخی موشها را «باهوش» و برخی دیگر را «کمهوش» نشان دهد، بیآنکه این موضوع به معنای تفاوت در هوش آنها باشد.[۳]
با این همه، آزمایش مشهور مازِ ترایان نشان داد که تفاوت عملکرد میان موشها عاملی ژنتیکی برجسته داشته است، چرا که محیط آنها بهطور کامل کنترل و یکسان شده بود.[۴]
پانویس
[ویرایش]- ↑ این جامعهٔ علمی در سال ۱۹۰۱ در ایالات متحده تأسیس شد و سالنامهٔ آن (Yearbook) از همان زمان بهعنوان یک مرجع آموزشی معتبر در آمریکا منتشر میشده است.Yearbook of the National Society for Studies in Education
- ↑ Cross-fostering
- ↑ Peripheral vision
منابع
[ویرایش]- ↑ Tryon, R. C. (1940). Genetic differences in maze-learning ability in rats. Yearbook of the National Society for Studies in Education, 39, pp. 111-119
- ↑ Gray, Peter. Psychology. 6th ed. New York: Worth, 2007. Print.
- ↑ Martinez, Joe and Raymond Kesner. Neurobiology of Learning and Memory. Massachusetts: Elsevier Inc. , 2007. Print.
- ↑ Cooper, R. M. and Zubek, J. P. (1958). "Effects of enriched and restricted early environments on the learning ability of bright and dull rats". Canadian Journal of Psychology 12 (3): 159–164. PMID 13573245