آرپناهی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

طایفه آرپناهی یکی از طوایف بابادی باب ایل بختیاری است،[۱][۲][۳] که متشکل از ۶ تیره می‌باشد.

تقسیمات[ویرایش]

شش تیره طایفه آرپناهی عبارتند از:[نیازمند منبع]

۱. داودی
۲. بیر (مولاوند-احمدوند-محمدوند-عبدلوند-هاشمی-کاظمی)

عبدولوندتیره عبدالوند از اقوام بختیاری است و بر پایه نمودار سازمانی قوم بختیاری، از شاخه چارلنگ و از میوندمی‌باشد، که از هشت باب تشکیل می‌شود.

املاک گرمسیری ایل عبدالوند در استان خوزستان؛ در شهرهای لالی، مسجدسلیمان، گتوند، دزفول (روستاهای خارزرد و چال قاسم) ،اندیمشک، شوشتر، بخش‌های کوچکی از ایذه، باغملک و اهواز، همچنین در روستاهای اطراف این شهرها مستقر می‌باشند.

عبدالوند از هشت باب تشکیل می‌شود: باب بِروِن (بِیروِند)، باب کُوشاری، باب ماهرویی، باب زرین چقایی، باب دُوِرش (درویش)، باب ده قاضی، باب چکانی، باب تونی

بخشی از ایل عبدالوند در خوزستان (لالی، مسجدسلیمان و شوشتر) ساکنند که فردی بنام عبدالله عبدالوند که با برادران خود اختلاف خانوادگی داشت از طایفه که در درود ساکن بودند جدا شد و به روستای آرپناه از توابع لالی آمد و با طایفه آرپناهی وصلت نمود و بعدها فرزندان وی نام خانوادگی خود را به عبدالهی تغییر و پسوند آرپناهی را به آن افزودند. هم اکنون اولاد عبدالله پنج دسته هستند:۱-حفیظ ۲-حبیب ۳-عزیزالله ۴-فرج‌الله ۵-نورالله. نوشته شده توسط روح‌الله عبدالهی ف:مراد فروردین۱۳۹۶

مالوند :مالوندیکی از تیره آرپناهی است که به مولایی معروف هستند جد آنها مولا بوده است که پدرش رمضان هست و برادر هایش احمد و محمد که الان طایفه احمدی و محمدی وجود دارد مولا از یک مادر دیگر بود و محمد و احمد از یک مادر دیگر هنگام فوت پدر مادر مولا که از طایفه دیگری بود فرزندش را به طایفه دیگر برده (خانه پدر)و فرزندش را آنجا بزرگ می کند پس از چند وقت مادر هم فوت می کنم و مولا تنها می ماند برای به دست آوردن ثروت به کار مشغول میشود به چوپانی می پردازد برای دیگران برای کد خدایی از یک ایل چوپانی می کند بعد یک روز دشمنان همان کدخدا به خانه ی او هجوم می آوردند میتوانستند او را از پای در بیاورند اما به کمک مولا او نجات می یابد و کد خدا برای قدر دانی دخترش را به او می دهد مولا تبدیل به آومی بزرگ می شود و همه برای او احترام قاءل میشوند او سه پسر داشت( مراد ظاهر علی )روزی شاه همان منطقه کشور یا شاید هم باج گیر یا غارت گر از طرف خانه مولا عبور می کند به خانه او حمله می کند که از او باج بگیرد مولا به سه پسر خودش با او جنگ می کند اما چونکه تعداشان کم بود انها شکست می خورندو آنها را دستیگر می کنند زیر دستان شاه اول خواستند فرزند های مولا را بکشند اما شاه گفت اگر پدرشان اینطور نبود پسران اینطور بار نمی آمدند شاه به او گفت تو کی هستی او هم مشخصات خود را گفت که یکی از زیر دستان یا احمد یا محمد (برادران مولا)بودند یا شاید هم فرزندان احمد و محمد مانع از کشتن وی گشتند مولا به ایل خود بازگشت زمانی بود که به ایل خود بازگشت که عبدالله از طایفه عبدالوند به آرپناه امد هاشم و کاظم نیز به گفته برخی ها از جاهای دیگر آمدند به گفته برخی دیگر با عبدالله آمدند مولا،احمد،محمد و عبدالله و کاظم و هاشم با هم با برادری طایفه بیر که ،بیر پدر رمضان یعنی پدر بزرگ احمد و محمد و مولا بود گذاشتند مراد فرزند مولا با فرزندان عبدالله به کربلا رفتند و این شد که طایفه بیر تشکیل شد

۳. رکدی (آذری_فرجی)
۴. کسدی
۵. خدادادوند
۶. تازه‌ای

منابع[ویرایش]

  1. «نمودار اجتماعی طوایف بختیاری». دانشنامه ایرانیکا. 
  2. «Bakhtyārī». دانشنامه بریتانیکا. بازبینی‌شده در 3-25-2014. 
  3. «BAḴTĪĀRĪ TRIBE». Encyclopaedia Iranica. بازبینی‌شده در ۸ ژانویه ۲۰۱۴.