آرمان در شاهنامه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آرمان در شاهنامه
اطلاعات کلی
نام قوم آرمان
نام‌های دیگر آموی، آرمانیا
سرزمین ترکان
نخستین پیشوا ژنده رزم
موقعیت آسیای مقدم
نوع زندگی یکجانشینی، چادرنشینی
پایتخت سمنگان
ملیت تورانی
سایر اطلاعات
شناخته شده غیره مزدیسنا
آیین میترا
دیرینگی از آغاز هزارهٔ یکم

آرمان از جمله سرزمین‌هایی است که کیخسرو پیش از آغاز جنگ بزرگ و کشتن افراسیاب بدانجا استیلا یافته بود. شاهنامه از نحوه تصرّف آرمان توسط کیخسرو سخنی نمی‌گوید. حکیم‌طوس ادعا دارد سرگذشت بیژن و منیژه را همسرش از دفتر پهلوی بازگو نموده و حکیم به نظم درآورده است. البته موضوع قوم یا کشور آرمان پیش از داستان بیژن و منیژه مطرح می‌گردد:

بدان مرغزاران آرمان دو روز همی شاد بودند با باز و یوز

شهر آرمان[ویرایش]

آرمان از زمان جنگ پشنگ و شکست سنگین نوذر پادشاه ایران از توران در شاهنامه مذکور است، جنگ پشنگ تلفات سنگین برای ایرانیان به بار آورد در آن دوران سپهسالار ایران قارن بود ولی او نیز نتوانست در برابر لشکر افراسیاب مقاومت نماید پس از تصرّف پایتخت ایران جنگ‌های پراکنده آغاز شد که در این جنگ‌های جزیی مقاومت‌های جزیی از جانب ایرانیان از جمله قارن به عمل آمد ولی شکست ایرانیان با قتل نوذر قطعی شد. تاخت و تازی که به اطراف و کناف کشور و تصرّف شهرهای مهم صورت می‌گرفت گاهی پیروزی‌های جزیی نصیب ایرانیان می‌شد یکی از این نبردهای دفاع از شهر پارس بود که قارن کمین ساخته پسر ویسه را هلاک نمود. پیشروی تورانیان ادامه داشت ظاهرا قارن نیز نتوانست متنع پیشروی گردد و لشکر ویسه به شهر آرمان رسید:

و دیگر که از شهر آرمان شدند به کینه سوی زابلستان شدند
شماساس کز پیش جیحون برفت سوی سیستان روی بنهاد و تفت
خزروان ابا تیغ‌زن سی هزار ز ترکان بزرگان خنجر گزار [۱]

آرمان در زمان کیخسرو[ویرایش]

چون کیخسرو به کین سیاوش قیام کرد همه نامداران ایران را بگرد خویش فرا خواند و سفره‌ای شاهانه گسترد فقیر و غنی بارعام داد. یک روز هنگام بارعام، سالاربار به کیخسرو خبر آورد که جمعی از برزگان سر مرز ایران و توران بردرند، از راه دور آمدند و اجازهٔ حضور می‌طلبند. بزرگان چون رخصت یافتند مویه کنان نزد کیخسرو آمده و اظهار نمودند که ای شاه پیروز، ما از شهری آمدیم که در این سو ایران و آنسوی دیگرش تور (توران) قرار دارد [۲] همهٔ آرمانیان به کیخسرو پادشاه هفت کشور سلام دارند.[۳] سر مرز توران شهر ماست و از تورانیان به ما ستم‌ها و گزندها می‌رسد.

آرمانیان پس از دادخواهی از تورانیان نزد کیخسرو، ابراز می‌دارند که میان مرز آرمان و ایران بیشه‌ای است محل کشت و کار مردم آن دیار، ولی اینک آن بیشه‌زار، محل جولان گله‌های گراز گشته که تمام مزارع و محصولات را با خاک یکسان نموده‌اند و مردم آرمان را به ستوه آورده‌اند. کیخسرو پس از استماع، از نامداران، داوطلب شکار گراز می‌طلبد که فقط بیژن می‌پذیرد.

ز پرده درآمد یکی پرده‌دار به نزدیک سالار شد هوشیار
که بر در به پایند آرمانیان سر مرز توران و ایرانیان
همی راه جویند نزدیک شاه ز راه دراز آمده دادخواه
بگفت آنچ بشنید و فرمان گزید به پیش اندر آوردشان چون سزید
بکش کرده دست و زمین را به روی ستردند زاری کنان پیش اوی[۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. شاهنامه نسخه مسکو. جلد دوّم. نوذر، ص۶۸
  2. ز شهری به داد آمدستیم دور … که ایرن ازین سوی، زان سوری تور. این مصرع تلویحاً اشاره‌ای به موقعیت جغرافیایی کشور آرمان و توران دارد
  3. شاه هفت کشور قبلاً القاب هوشنگ نیز بوده است در اسناد تاریخی هم برخی شاهان خویشتن را پادشاه هفت کشور نامیده‌اند
  4. شاهنامه نسخه مسکو. جلد پنجم. بیژن و منیژه، ص ۲۴۹

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

الگو:کشورهای شاهنامه