صفحه نیمه‌حفاظت‌شده

آذری‌های ایرانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

آذری‌های ایرانی
ایران آذربایجانلیلاری
کل جمعیت
 ایران: ۱۵–۱۷ میلیون[۱][۲]
۱۸–۲۷ میلیون[۳][۴][۵][۶]
تقریباً ۱۶٪,[۷][۸] ۱۷٪,[۹] ۲۰٪,[۱۰] ۲۱٫۶٪,[۱۱] ۲۵٪[۳] از جمعیت ایران ایرانیان آذری مقیم خارج
 ترکیه: ۵۳۰٬۰۰۰[۱۲]
 جمهوری آذربایجان: ۲۴۸٬۰۰۰[۱۳]
 کانادا: ۵۰٬۰۰۰–۶۰٬۰۰۰[۱۴]
 ایالات متحده آمریکا: ۴۰٬۴۰۰[۱۵]
 آلمان: نامعلوم
 فرانسه: نامعلوم
 بریتانیا: نامعلوم
مناطق با جمعیت قابل توجه
مناطق سنتی: آذربایجان شرقی • آذربایجان غربی • اردبیل • زنجان • شرق و شمال همدان • جنوب و غرب قزوین
اقلیت: مرکزی • گیلان • کردستان • کرمانشاه • گلستان
مهاجرت داخلی: تهران • البرز • قم • خراسان رضوی
زبان‌ها
ترکی آذربایجانی، فارسی
دین
شیعه؛ اقلیت سنی، اهل حق، علوی و بهایی[۱۶]

آذری‌های ایرانی (به ترکی آذربایجانی: ایران آذربایجانلیلاری، ایران آذریلَری)، جمعیت آذری بومی ایران، دومین گروه قومی ایران پس از فارسی‌زبانان، بزرگترین گروه قومی ترک‌زبان که در گوشه شمال غربی کشور در حد فاصل شمال غربی دریای خزر تا دریاچه ارومیه جمعیت حداکثری را تشکیل می‌دهند.[۱۶] زبان اولشان ترکی آذربایجانی که ترکی، آذری و آذربایجانی نیز نامیده می‌شود و ساختاری شبیه به ترکی استانبولی ولی با لهجه‌ای متفاوت دارد.[۱۶] نیمی از آذری‌ها شهرنشین هستند که بزرگترین شهرهای این قوم به ترتیب تبریز، ارومیه، اردبیل، زنجان، خوی و مراغه است،[۱۶] علاوه بر این حدود یک سوم از جمعیت تهران را نیز شامل می‌شوند،[۱۶] آذری‌ها به صورت اقلیت‌های قابل توجهی در شهرهایی نظیر همدان، قزوین و کرج سکونت دارند.[۱۶] سبک زندگی‌شان با دیگر اقوام ایرانی فرقی ندارد. همچنین در میان قشرها طبقات بالایشان ازدواج‌های مختلط قابل توجهی با دیگر اقوام وجود دارد. تفاوت قابل ملاحظه‌ای در آداب و رسوم میان روستانشینان آذری با روستاهای فارسی‌زبان به نظر نمی‌رسد. اکثریت آذری‌ها به مانند بیشتر اقوام ایران، مسلمان شیعه با فرهنگ ایرانی هستند.[۱۶] اتنولوگ جمعیت آذری‌های ایران در سال ۲۰۱۶ میلادی را ۱۸٬۷۰۰٬۰۰۰ نفر و گسترش زبان ترکی آذربایجانی را در شمال (غربی) و مرکز ایران می‌داند.[۱۷][۱۸]

تاریخ

آذربایجان یکی از مهم‌ترین مراکز تحولات سیاسی در تاریخ پس از اسلام و به ویژه پس از تضعیف حکومت مغول‌ها بر ایران بوده‌است. ترک زبانان آذربایجان عموماً بازماندگان مردم قدیمی تری هستند که به زبان‌های ایرانی سخن می‌گفتند و به‌طور جزئی هنوز در منطقه حضور دارند. مهاجرت عظیم ترکان اغوز در قرون یازدهم و دوازدهم میلادی به تدریج آذربایجان را نیز چون آناتولی ترکیزه کرد. ترکان آذری شیعه‌اند و بنیان‌گذار سلسلهٔ صفوی. یکجا نشینند گرچه در استپ مغان چوپانانی از آنان حضور دارند به نام ائل سون (قبلاً: شاهسون) به‌شمار حدوداً ۱۰۰۰۰۰ تن؛ آنان نیز چون دیگر عشایر ایران در دورهٔ رضا شاه مجبور به زندگی یکجانشینی شدند. بیشتر آذربایجانی‌ها خود را ترک می‌دانند و به آن‌ها ترک گفته می‌شود ولی بر هویت ایرانی خود که نه تنها توسط پیوند دینی -شیعه بودن برخلاف ترکان سنی آناتولی- بلکه توسط عوامل فرهنگی، تاریخی، و اقتصادی تقویت می‌شود نیز اصرار دارند.[۱۹]

سرزمین آذربایجان در پی اشغال توسط ترک‌ها دچار یک دگرگونی قومی-زبانی عمیق شد. دلیل اصلی این پدیده جایگاه جغرافیایی آذربایجان بود که قبایل ترک که تازه از آسیای مرکزی به دلیل جنگ مقدس در سرحدات غربی قلمروی اسلام رسیده بودند در آن جمع شدند. آن‌ها از مسر استپ‌ها سفر کرده و به‌طور عشایری به صورت گسترده این سرزمین را دربرگرفتند، و مسیحیان مناطق کم ارتفاع مرطوب و جنگلی گرجستان مسیحی در غرب قفقاز و امپراطوری ترابزون جنوبی در برابر آنان مقاومت کردند. آذربایجان که در انتهای مسیر اصلی مهاجرت عشایر -در کنار حوضهٔ آبریز خشک جنوب البرز تا جنوب جنگل کاسپین- بود منطقه‌ای بود که تازه واردان می‌توانستند آن را در اختیار گرفته در آن غالب شوند. این فرایند طولانی و پیچیده بود. گرچه شکی وجود ندارد که گزارش شده از آغاز قرن هفتم پس از میلاد گروه‌های منزوی ترک در جنوب قفقاز ظاهر شده بوده‌اند، تازه در آغاز قرن یازدهم و دوازدهم میلادی/ پنجم و ششم هجری بود که نخستین سکنی گزیدن‌های گسترده به وقوع پیوست. این واقعه به‌طور خاص در استپ‌های شبه خشک شرق قفقاز جنوبی، شمال آذربایجان کنونی، در ایالات اران و مغان، ولی خارج از دولت کسرانیان شروان، که نسبتاً دست نخورده باقی ماند، به وقوع پیوست. ترکیزاسیون این مراکز شمالی سریع بود. حتی پیش از اشغال توسط مغول، در اران و مغان ترکمن‌ها «مثل مور و ملخ ازدحام کرده بودند.» مغان که جغرافیدانان عرب هنوز نام یک شهر دانسته می‌شد، در آغاز قرن هفتم هجری / سیزدهم میلادی به گفتهٔ ابن یاقوت منطقه‌ای بود که فقط روستاییان در آن دام‌های خود را چرا می‌دادند و ساکنینش منحصراً ترکمن بودند. در نیمهٔ دوم قرن سیزدهم به گفتهٔ قزوینی دیگر چیزی جز یک مسیر زمستانی برای عشایر ترکمن نبود. در این دوره ترکمن‌ها در غرب دریاچهٔ ارومیه یافت می‌شدند و برخی گروه‌ها در کردستان در منطقهٔ شهرازور یافت می‌شدند ولی به‌طور کلی در سرتاسر جنوب آذربایجان که اثر انباشت در کنار سرحدات هیچ اثری نداشت، تعداد شان اندک بود. در دورهٔ حملهٔ مغول، بیشتر نورسیده‌ها به آناتولی رسیده بودند ولی حضور تعدادی از گروه‌های جدید ترک‌ها یا معولان ترکیزه شده ئر جنوب آذربایجان در مناطق مراغه، خوی، پیرامون دریاچه ارومیه، و نیز جبال در مناطق قزوین و زنجان ذکر شده‌اند. به علاوه، پس از مرگ ابو سعید، ترک‌هایی که به آناتولی نقل مکان کرده بودند (جلایری و چوپانلو)، شروع کردند به ایران برگردند. این حرکت در دورهٔ قرا قویونلو و آق قویونلو ادامه یافت، و ترکیزاسیون زبانی تا آن زمان مطمئناً به حد پیشرفته‌ای توسعه یافت؛ ولی بی شک مرحلهٔ تعیین‌کننده در دورهٔ صفوی با اعلام تشیع به عنوان مذهب دولتی ایران بود، در شرایطی که دولت عثمانی مؤمن به تسنن باقی‌مانده بود. پروپاگاندای شیعی در بین عشایر واقع در بیرون مراکز شهری پیروی مذهب دولتی عشایر آناتولی را برانگیخت که به ایران برگردند. این مهاجرت در ۱۵۰۰ که شاه اسماعیل عشایر قزلباش را در منطقه ارزنجان جمع کرد، شروع شد. این جاذبه تا منطقهٔ آناتولی و سکونتگاه تکلو که به همراه ۱۵۰۰۰ شتر به‌طور جمعی نقش مهمی در ایران بعدتر بازی کردند، احساس شد. عشایر بی شک اکثریت این حرکت را تشکیل می‌دادند، گرچه شبه نمادها و حتی دهقانان را نیز تحت تأثیر قرار داد. در پایان قرن یازدهم هجری/شانزدهم میلادی، سازماندهی کنفدراسیون بزرگ شاهسون توسط شاه عباس اول ورود عظیم ترک‌ها به درون آذربایجان را تسریع کرد و این منطقه، به جز برخی جمعیت‌های منزوی تات زبان، در این دوره بی تردید ترک شده بود. از زمان شاه عباس تا نادر شاه، بسیاری از آذری‌ها به سوی شرق به خراسان منتقل شدند تا در برابر ازبکان از سرحدات نگهبانی کنند؛ ولی این اثر شایان توجهی بر یکجانشینی نهایی عشایر ترک ننهاد. در این دوره تا مناطق شرقی همچون ابهر نیز زبان آذری تکلم می‌شد. در زمان سفر اولیا چلبی در آذربایجان در ۱۶۴۵، ترکی که در تبریز مابین طبقات پایین رایج بود، در قزوین در کنار فارسی تکلم می‌شد.[۲۰]

دوره سلجوقیان

در دوره‌ای که خلافت عباسی اقتدار خود را در آذربایجان تقریباً از دست داده بود حکومت‌های محلی سالاریان، ساجیان، راوندی و آل بویه بر آذربایجان حکومت می‌کردند. با آغاز قرن یازدهم میلادی، آذربایجان میزبان قبایل ترک آسیای مرکزی شد. نخستین دودمان ترک که وارد منطقه شد غزنویان بودند که از شمال افغانستان آمده و در سال ۱۰۳۰ میلادی آذربایجان را ضمیمه خاک خود کردند. پس از مدتی سلجوقیان جای غزنویان را در منطقه گرفتند. در زمان سلجوقیان اتابکان سلجوقی که تابع حکومت مرکزی بودند کنترل حکومت‌های محلی را در دست داشتند. در این زمان‌ها آذربایجان به یکی از مراکز مهم فرهنگی کشور تبدیل شد و بسیاری از افراد سرشناس کشور که بیشتر آن‌ها دانشمندان و صنعتگران مسلمان بودند به این منطقه آمدند.

ظهور خوارزمشاهیان در سال ۱۲۲۵ میلادی سبب انقراض حکومت اتابکان سلجوقی گردید.

در دوران مغول‌ها و ایلخانان

پس از اشغال آذربایجان ایران توسط مغول‌ها آذربایجان مانند دیگر مناطق ایران ویران شد.[۲۱] پس از حمله مغولان، ایلخانان حکومت را بدست گرفتند. آن‌ها آذربایجان را به دلیل آب و هوای مساعدش و همچنین برای دوری از مناطق گرمسیری و نیمه‌گرمسیری که منجر به شکست آن‌ها می‌شد به پایتختی برگزیدند.[۲۲] پایتخت‌های ایلخانی به ترتیب مراغه (۱۲۶۵–۱۲۵۶ میلادی)، تبریز (۱۳۰۶–۱۲۶۵ میلادی) و سلطانیه (۱۳۳۵–۱۳۰۶ میلادی) بودند. در زمان ایلخانان آذربایجان مرفه گردید و توسعه یافت.[۲۱] همچنین در این دوران مهاجران ترک اغوز بیشتری در منطقه آذربایجان اسکان یافتند.[۲۳]

دوره آق‌قویونلو و قراقویونلو

در سده پانزدهم میلادی نوادگان تیمور یعنی ترک‌های آق‌قویونلو و قراقویونلو بر منطقه آذربایجان حاکم شدند. از آنجا که آن‌ها رقیبان اصلی تیموریان بودند آذربایجان بارها توسط ترک‌ها فتح شده و خرابی‌های گسترده‌ای ببار آمد.[۲۴] اما در دوره‌ای از زمان به ویژه در دوره قراقویونلوها (۶۷–۱۴۳۸ میلادی) که تبریز پایتخت شد، برای مدتی صلح و رفاه بر آذربایجان حاکم گردید.[۲۵] همچنین گروه‌های ترک‌زبان بسیاری که قصد پشتیبانی از خاندان صفوی را داشتند از مناطق دیاربکر، شام، ناحیه آناتولی و کرانه‌های دریای خزر به منطقه اردبیل که از مدت‌ها پیش از این به یکی از مهم‌ترین کانون‌های تحولات سیاسی منطقه تبدیل شده بود مهاجرت نمودند.[۲۶]

دوران صفویان

حکومت صفویان در سال ۸۸۰ به رهبری شاه اسماعیل صفوی تأسیس شد. نخستین پایتخت صفویان شهر تبریز بود که بعدها بر اثر حمله عثمانی‌ها به شهر قزوین و پس از آن به اصفهان انتقال یافت. شاه اسماعیل صفوی یک ترک‌زبان محلی بود[۲۷] که در اردبیل متولد شده و دوران کودکی و نوجوانی خود را سپری کرده بود. او با تخلص «خطایی» همچنین یکی از مهم‌ترین شاعران شعر آذربایجانی نیز بحساب می‌آمد. در حالی که بیشتر مردم ایران پس از صفویان دارای مذهب سنی بودند، صفویان بیشتر مردم ایران را شیعه کرده و ایران را تحت این ایدئولوژی متحد کردند.[۲۸][۲۹] صفویان نخستین حکومت ایرانی پس از اسلام بودند که توانستند تمام بخش‌های ایران را زیر یک پرچم درآورند و حدود مرزهای ایران را به حدود مرزهای پیش از اسلام این کشور درآورند. آن‌ها توانستند ایران را دوباره به عنوان یک قدرت منطقه‌ای مطرح سازند.[۲۹] قزل‌باشها نیروهای اصلی ارتش صفویان را تشکیل می‌دادند؛ این نیروها بیشتر متشکل از افراد ایلات آذربایجان و آناتولی شرقی بودند که برای حمایت از شاه اسماعیل به منطقه آذربایجان کوچ کرده بودند؛ شاه عباس بزرگ برخی از این ایلات را ادغام کرده و ایلی بنام شاهسون (دوستداران شاه) ایجاد کرد که هم‌اکنون در مناطق گوناگون آذربایجان مانند دشت مغان، اردبیل، نواحی خمسه و خرقان (واقع در میان زنجان و تهران) زندگی می‌کنند. در دوران صفویان آذربایجان دوره‌هایی از رفاه و دوره‌هایی از ویرانی را گذرانده‌است. در این دوران به ویژه در زمان زمامداری شاه اسماعیل به شهرهایی مانند اردبیل، تبریز و خوی توجه زیادی شد.[۳۰] خوی در آن دوران شهری آباد و پرجمعیت بوده‌است؛ سوداگری ونیزی دولت‌خانه خوی را کاخ یک اشکوبه‌ای و با تالارها و اتاق‌های به‌غایت باشکوه، مزین به پیکره‌ها و نقاشی‌های بسیار نفیس توصیف می‌کند. شهر تبریز نیز اهمیت اقتصادی خود را بازیافت و ابریشم خام سرزمین‌های شمال ایران از این راه به حلب و دمشق رفته و دیبای زربافت بصره و کفه یا کافا و تافته‌های زربافت کاشان و پرند یزدی در بازار تبریز مشتریان فراوانی داشت.[۳۱] اردبیل نیز به عنوان خاستگاه صفویان و با دارا بودن زیارتگاه صوفیان، از مهم‌ترین شهرهای معنوی صفویان بحساب می‌آمد و آن‌ها اهمیت زیادی برای دفاع از این شهر قائل بودند. همچنین یکی دیگر از دلایل رفاه آذربایجان در زمان صفویان قرار داشتن در راه استراتژیک تجاری میان ترابزون و دیگر مناطق ایران است.[۳۲] به دلیل قرار گرفتن در خط مقدم دو امپراتوری صفویان و عثمانی بارها ویران شد و در این میان لشگرکشی سلطان مراد چهارم عثمانی در سال ۱۶۳۵ میلادی که پس از فتح تبریز از آن خرابه‌ای بیش بجای نگذاشت یکی از مصیبت‌بارترین این حملات بود.[۲۴]

تاریخ معاصر

انقلاب مشروطه

تبریز به دلیل شرکت مستقیم در جنگ‌های ایران و روسیه و همچنین ارتباط تجاری با روسیه و عثمانی، پیشتر از بسیاری از نواحی ایران نسبت به عقب‌ماندگی ایران به چاره‌جویی پرداخت. بدین سبب نخبگان آذربایجان با آمادگی نسبی و به صورت فعالی در وقایع انقلاب مشروطه ایران در سال‌های ۱۲۸۴ تا ۱۲۸۸ خورشیدی شرکت جست. در شهریور سال ۱۲۸۵، شورایی بنام انجمن تبریز با هدف برگزیدن وکلا برای فرستادن به مجلس تأسیس شد اما بزودی وظایف دیگری نیز مثل رسیدگی به امور محلی و رسیدگی به شکایات مردم به آن محول شدند.[۳۳] این انجمن به‌طور مستقیم و غیر مستقیم بر امور مجلس در تهران دخالت می‌کرد و نقش ناظر برای جلوگیری از بازگشت به شرایط استبدادی گذشته را داشت.[۳۴] برای مثال پس از جلوس محمدعلی میرزا به تخت پادشاهی در تهران، این انجمن از شاه درخواست کرد که کتباً تأیید کند که حکومت ایران یک حکومت تماماً مشروطه است. پس از اینکه شاه مخالفت خود را با مجلس با چاپ اعلامیه راه نجات و امیدواری ملت اعلام کرد، انجمن تبریز بلافاصله به انجمنهای ایالتی خراسان، کرمان، فارس و اصفهان تلگراف زد و در آن‌ها از شاه به عنوان خائن به کشور و ملت یاد کرد و ملتمسانه درخواست کرد که «همه برادران ایرانی قیام کنند و مجلس کبیر و قانون اساسی را حفاظت نمایند».[۳۴] سه روز پس از آن، شاه دستور بمباران مجلس را صادر کرد.[۳۴] وقتی اخبار بمباران مجلس کبیر به تبریز رسید، این انجمن بلافاصله نیروهای شبه نظامی‌ای را که ماه‌ها پیش برای چنین روزی آموزش دیده بودند، احضار کرد تا به استحکام موقعیت خود در بخشی از شهر برای مقاومت در برابر دولت بپردازند. شهر بلافاصله میان مشروطه‌طلبان و سلطنت‌طلبان تقسیم شد بطوری‌که محله‌های امیرخیز، مارالان و خیابان بدست مشروطه‌طلبان و بقیه شهر یعنی محله‌های سرخاب، دَوَه‌چی و شش‌کلان بدست سلطنت‌طلبان و محافظه‌کاران افتاد.[۳۵] شبه‌نظامیان مشروطه‌خواه آذری که در راس آن‌ها ستارخان و باقرخان قرار داشتند، نقش حیاتی را در جنبش مشروطه‌خواهی ایران ایفا کرده و تبریز را به یکی از اصلی‌ترین پایگاه‌های مقاومت علیه استبداد حکومت قاجار تبدیل کردند. در این دوران اوضاع تبریز بر اثر مقاومت در برابر نیروهای دولت مرکزی و نیروهای روس که به درخواست محمد علی شاه وارد صحنه شده بودند بسیار برآشفته بود. به نوشته کسروی در مدت یازده ماه یعنی از ۲۰ جمادی‌الاول ۱۳۲۶ ق تا هشتم ربیع‌الثانی ۱۳۲۷ ق مردم تبریز به سرکردگی ستارخان در مقابل بیش از سی هزار نیروی مهاجم به فرماندهی عین الدوله و صمد شجاع الدوله و شجاع نظام مرندی مقاومت کرد.[۳۶] گروهی از ایرانیان قفقاز نیز به مردم تبریز پیوستند و به مجاهدان قفقاز معروف شدند. علی مسیو از یاران حیدرخان عمواوغلی و یارانش هم دستهٔ مجاهدان تبریز را تشکیل دادند.[۲۵] همچنین مجاهدانی از دیگر شهرهای آذربایجان ایران نیز به ستارخان و دیگر مجاهدین تبریزی پیوستند؛ از جمله این مشروطه‌خواهان حاج باباخان اردبیلی بود که گروهی را در اردبیل با خود همراه کرده و به جمع آزادیخواهان و مشروطه‌طلبان تبریز پیوست.

همچنین بر اثر محاصره شهر تبریز توسط نیروهای دولتی و بسته شدن جاده تبریز-جلفا گرسنگی و قحطی شدیدی بر شهر حاکم شده بود و کار را بر آزادیخواهان سخت می‌کرد. در دوران محاصره همدلی شدیدی میان مشروطه‌خواهان سراسر ایران با مشروطه‌خواهان تبریزی وجود داشت چرا که شکست تبریز به معنای شکست آزادی بود. در تلگرافی که از طرف مشروطه‌خواهان تبریز به تهران ارسال شد نوشته شده بود:

[۳۷][۳۸]

به نوشته ریچارد کاتم مقاومت تبریز ملی‌گرایان لیبرال ایرانی را در سراسر کشور نیرو بخشید و عامل کناره‌گیری محمد علی شاه شد.[۳۹][۴۰]

نقش روشنفکران آذری در شکل‌گیری ملی‌گرایی امروزی ایران

آذری‌ها به ویژه با آغاز نهضت مشروطه، جزو نخستین بنیان‌گذاران ملی‌گرایی ایرانی بودند. میرزا فتحعلی آخوندزاده، که زاده شهر نوخه در خانات شکی و بخشی از سرزمین ایران قاجاری و جمهوری آذربایجان کنونی است، از جمله پیشگامان ناسیونالیسم ایرانی در دوران معاصر ایران بحاسب می‌آید.[۴۱] در دوران جنگ جهانی اول، نظریه پان‌ترکیسم بر روی مناطق ترک‌زبان ایران، قفقاز و آسیای میانه تمرکز کرد. هدف اصلی آن‌ها تشویق این جمعیت به جدایی از نهادهای سیاسی‌ای که جزو آن بودند و پیوستن به «میهن پانترکی» جدید بود. این فشارها باعث شد که در میان مردم آذربایجان، که مخالف نیت پانترکیست‌ها بودند گروهی کوچک از روشنفکران آذری به قویترین طرفداران تمامیت ارضی ایران تبدیل شوند. پس از انقلاب مشروطه، بسیاری از دمکرات‌های آذری در واکنش به سیاست‌های توسعه‌طلبانه پانترکیسم و تهدید تمامیت ارضی ایران، ملی‌گرایی اتخاذ کردند. در این زمان بود که ایران‌گرایی و همگن‌سازی زبانی به عنوان یک سیاست دفاعی در برابر دیگران آغاز گردید. برخلاف آنچه بنظر می‌آید آذری‌های ایران اصلی‌ترین ابداع‌کنندگان این ملی‌گرایی دفاعی بودند. آن‌ها دریافته بودند که حفظ تمامیت ارضی ایران نخستین قدم بسوی جامعه‌ای امن و بر مبنای قانون خواهد بود. در این چارچوب، آن‌ها وفاداری سیاسی خود را از وابستگی‌های قومی و منطقه‌ای خود مهم‌تر شمردند. اتخاذ این سیاست‌های ملی راه را برای ظهور ملی‌گرایی فرهنگی این گروه قومی هموار ساخت.[۴۲]

جنگ جهانی دوم و مداخله شوروی در آذربایجان

در سال ۱۳۲۴، در حالی که نیروهای شوروی، آذربایجان را اشغال کرده بودند، حکومت خودمختار آذربایجان به تصمیم رهبران اتحاد جماهیر شوروی تشکیل شد.[۴۳][۴۴] این حکومت به سرکردگی سید جعفر پیشه‌وری اداره می‌شد و حدود یک سال بر بیشتر مناطق آذربایجان ایران حکمرانی کرد و سرانجام حکومت شوروی که به علت عدم پشتیبانی مردم از تجزیه‌طلبان به آینده این فرقه امیدی نداشت در پی فشارهایی که از سوی دولت ترومن بدان وارد شد و همچنین امتیازاتی که از دولت ایران گرفت (که بعدها به تصویب مجلس ایران نرسید) مجبور به ترک منطقه آذربایجان شد.[۴۵] تخلیه آذربایجان از نیروهای اشغالگر شوروی، اعزام ارتش ایران به منطقه و مبارزه گسترده مردم آذربایجان با اعضای فرقه سبب درهم شکستن این حکومت و فرار اعضای اصلی آن به شوروی گردید.

مهاجرت آذری‌های ایران به آذربایجان شوروی

در دهه ۱۲۳۰ ه‍.خ تعداد زیادی از آذری‌های ایران به امید یافتن شغل در منطقه تازه توسعه یافته آذربایجان قفقاز به امپراتوری روسیه مهاجرت کردند. در ۱۲۴۶ ه‍.خ حدود ۱۴۰۰۰ نفر در شهر قوبا مشغول کار بوده‌اند.[۴۶] یک گزارش در سال ۱۲۶۵ ه‍.خ از اوضاع این گروه مهاجر نشان می‌دهد که بیشتر این ایرانیان با اهالی محلی ازدواج کرده و در روستاها و دهکده‌های اطراف این شهر مستقر شده بودند. فرزندان این گروه مهاجر قاعدتاً آسمیله شده و جذب جمعیت اطراف خود شده بودند.[۴۷]

در اواخر قرن نوزدهم به دلیل شکوفایی صنایع نفتی باکو، این شهر به مقصد جدیدی برای مهاجران ایرانی آذری تبدیل شد. در اوایل قرن بیستم این مهاجران حدود %۵۰ کل کارکنان صنایع نفتی باکو را تشکیل می‌دادند.[۴۸]

در دوران جمهوری اسلامی

رهبری جمهوری اسلامی ایران، سید علی خامنه ای

پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ ایدئولوژی ملی‌گرایی جای خود را به ایدئولوژی دینی، به عنوان عامل وحدت داد. تعداد زیادی از آذری‌ها به مقامات ارشد جمهوری اسلامی تبدیل شدند و از جمله آن‌ها می‌توان به آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، آیت‌الله علی مشکینی، مهندس مهدی بازرگان و مهندس میرحسین موسوی اشاره کرد.

هم‌اکنون آذری‌ها از مهم‌ترین تولیدکنندگان صنعتی و کشاورزی ایران بحساب می‌آیند.[۳۹] آذربایجان از نظر میزان تولید محصولات کشاورزی به استثنای برنج مقام نخست را در ایران دارد.[۳۹] تبریز مرکز مهم صنعت اتومبیل‌سازی، ماشین‌سازی و تراکتورسازی ایران است و با دارا بودن پالایشگاه نفت، بخش عمده سوخت استان‌های غربی کشور را فراهم می‌آورد.[۳۹][۴۹] بازرگانان آذری در تبدیل کردن بازار تهران به یک مرکز مهم تجاری نقش مهمی ایفا کرده و هم‌اکنون نیز دارای نفوذ بسیاری در بازار تهران هستند.[۳۹][۵۰]

از دید حقوق اقلیت‌ها

گروه بین‌المللی حقوق اقلیت‌ها به عنوان سازمانی مردم نهاد که با حفظ حقوق اقلیت‌ها فعالیت می‌کند؛ وضعیت مردم آذری در ایران معاصر را چنین بازگو می‌کند:[۵۱]

حضوری فعال در جامعه

در عرصه سیاست

سخنرانی میرحسین موسوی به زبان ترکی آذربایجانی در جمع هواداران خود در شهر زنجان، انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸.

در دوره بعد از انقلاب ۱۳۵۷ ایران؛ آذری‌ها نقشی فعال در زمینه سیاست داخلی و خارجی ایران ایفا کرده‌اند و پست‌های کلیدی و مهمی از این کشور را در دست داشته‌اند. پس از انقلاب، مهندس بازرگان نخستین کابینه را تحت عنوان دولت موقت تشکیل داد.[۵۲] در پست ریاست جمهوری، علی خامنه‌ای دو دوره پیاپی در طول جنگ ایران و عراق توانست به عنوان نخستین آذربایجانی باشد که اداره دومین پست کلیدی کشور را بر عهده می‌گیرد و بعد از وی تنها آذری که توانست به ریاست جمهوری ایران نزدیک شود، میرحسین موسوی آخرین نخست‌وزیر ایران که هشت سال این پست را در طول جنگ بر عهده داشت،[۵۳][۵۴][۵۵] رهبری ایران نیز بعد از درگذشت امام خمینی بلافاصله بر عهده علی خامنه‌ای، رئیس‌جمهور سابق کشور گذاشته شد تا وی تاکنون شخص اول ایران باشد.[۵۶] همچنین علی مشکینی از بدو بنیان‌گذاری مجلس خبرگان رهبری از سال ۱۳۶۱ تا پایان عمرش سال ۱۳۸۶ ریاست این مجلس را بر عهده داشت.[۵۷]

هزاران نفر از آذری‌ها در طول جنگ ایران و عراق به صورت داوطلبانه همچون دیگر ایرانیان به جنگ رفتند که مردم اردبیل پس از اصفهان بیشترین تعداد تلفات و کشته را در جنگ دادند.[۵۸] ۳۱ دسامبر ۱۹۸۹ اهالی قلمرو جمهوری خودمختار نخجوان کنونی در مرز ایران و شوروی مرزها را شکسته و هزاران نفرشان با عبور از رودخانه ارس پس از دهه‌ها دوری برای اولین بار خواهان اتحاد با هموطنان خود در ایران شدند.[۵۹][۶۰] که بعدها الهام علییف رئیس‌جمهوری آذربایجان، این روز را تعطیل رسمی اعلام کرده و روز همبستگی آذربایجانی‌های جهان نامید.[۶۱]

از جمله آذری‌هایی که در حال حاضر سمت استانداری را در کابینه روحانی برعهده دارند، جمشید انصاری (استاندار زنجان)، قربانعلی سعادت (استاندار آذربایجان غربی)، مجید خدابخش (استاندار اردبیل)، اسماعیل جبارزاده (استاندار آذربایجان شرقی) و سید حسین هاشمی (استاندار تهران)[۶۲] و آذری‌های دولت روحانی در بین وزراء حمید چیت چیان (وزیر نیرو) و محمدرضا نعمت‌زاده (وزیر صنعت، معدن و تجارت) می‌باشند. شهیندخت مولاوردی نیز معاون رئیس‌جمهور ایران در امور زنان و خانواده است. از جمله نمایندگان کنونی مجلس شورای اسلامی که پُست‌های مهم و کلیدی را در مجلس بر عهده دارند می‌توان از ارسلان فتحی پور از حوزه انتخابیه کلیبر، آذربایجان شرقی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، رضا رحمانی از حوزه انتخابیه تبریز، آذربایجان شرقی رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، علی اکبر آقایی مغانجویی از حوزه انتخابیه سلماس، آذربایجان غربی رئیس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی و محمدعلی پورمختار از حوزه انتخابیه بهار و کبودرآهنگ، استان همدان رئیس کمیسیون اصل نود قانون اساسی مجلس شورای اسلامی می‌باشند.

مردم‌شناسی

جمعیت

درصد جمعیت آذری‌ها، تُرک‌ها و تُرکمن‌ها در استان‌های ایران
ردیف
دانشنامه، سازمان و گروه
جمعیت (به میلیون)
%
منبع
۱ دانشنامه ایرانیکا ۱۶ [۶۳]
۲ دانشنامه بریتانیکا ۱۵ [۶۴]
۳ اتنولوگ ۱۵٫۵ [۶۵]
۴ دانشنامه جهانی اقلیت‌ها و مردم بومی ۱۶ ۲۴ [۵۱]
۵ بنیاد آمریکای نوین ۲۱٫۶ [۶۶]
۶ اطلاعات‌نامه جهان ۲۴ [۶۷]
۷ اطلاعات‌نامه جهان ۱۶ [۶۸]
۸ دانشنامه لوک‌لکس ۱۲ ۱۷ [۶۹]
۹ کتابخانه ملی کنگره ایالات متحده آمریکا (بخش تحقیقات فدرال) ۲۵٫۲ [۷۰]
۱۰ کتابخانه ملی کنگره ایالات متحده آمریکا (مطالعه یک کشور: ایران) ۱۶ [۷۱]

توزیع جغرافیایی

آذری‌های ایران بیش‌تر در شمال‌غرب کشور و استان‌های آذربایجان شرقی، اردبیل، زنجان و آذربایجان غربی ساکن‌اند.[۷۲][۷۳][۷۴][۷۵][۷۶]

شماری از آذری‌ها نیز در استان‌های کردستان (شهرستان‌های قروه[۷۷] و بیجار[۷۸]قزوین، همدان (که به‌طور عمده در شمال استان[۷۹] و در شهرستان‌های رزن،[۸۰] بهار، کبودرآهنگ،[۸۱] فامنین،[۸۲] همچنین در شمال، شرق، شمال غربی و جنوب شهرستان همدان،[۸۳] نواحی از تویسرکان،[۸۴] روستاهای اسدآباد،[۸۵] اقلیت قابل توجه در شهر همدان[۸۶][۸۷]گیلان (شهرستان‌های آستارا،[۸۸] طوالش،[۸۹][۹۰] رضوانشهر،[۹۱] شهرهای تابعه رودبار از قبیل منجیل[۹۲] و لوشان[۹۳]مازندران (شهرستان گلوگاه[۹۴]کرمانشاه (شهرستان سنقر[۹۴]گلستان (شهرستان گنبد کاووس[۹۵]) و مرکزی (کمیجان،[۹۶][۹۷] خنداب،[۹۸] روستاهای شهرستان‌های ساوه،[۹۹] شازند،[۱۰۰] اراک،[۱۰۱] زرندیه[۱۰۲] و فراهان[۱۰۳]) زندگی می‌کنند. آذری‌های ایران همچنین تعداد قابل توجهی ترک‌زبان را در شهرهای تهران، کرج، خراسان[۱۰۴](مشهد)[۱۰۵] و قم[۱۰۴] تشکیل می‌دهند.[۱۰۶][۱۰۷]

آذری‌ها پس از فارسی‌زبانان، بزرگترین گروه قومی در شهر و استان تهران هستند.[۱۰۸] آنان بیش از %۲۵[۱۰۹] جمعیت شهر تهران و %۳۰/۳[۱۱۰] تا %۳۳[۱۰۶][۱۱۱][۱۱۲] جمعیت استان تهران را تشکیل می‌دهند.[۱۱۳]

نگارخانه‌ای از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین شهرهای آذری‌نشین ایران

خارج از وطن

رژه گروه آذری‌های ایران در رژه سالیانه نوروز در نیویورک آمریکا.

جمعیت قابل ملاحظه‌ای از ایرانیان آذری به صورت مهاجر، کوچیده و پناهنده در دیگر کشورهای خارجی سکونت می‌کنند؛ که مهم‌ترین کشورهای هدف آذری‌ها؛ ترکیه، جمهوری آذربایجان، آمریکا، کانادا می‌باشد. امروزه حدود ۵۳۰٬۰۰۰ نفر[۶۵] در ترکیه،[پ ۱] ۲۴۸٬۰۰۰ نفر در جمهوری آذربایجان،[۱۱۴] و جوامعی قابل توجه در آمریکا[۱۱۵][۱۱۶] ۴۰٬۴۰۰[۱۱۷] و حدود ۵۰٬۰۰۰ الی ۶۰٬۰۰۰ نفر[۱۱۸] کانادا[پ ۲] زندگی می‌کنند. علاوه بر این؛ آذری‌ها به همراه دیگر ایرانیان به اروپا نیز مهاجرت کرده‌اند، که امروزی جوامعی کوچک از آنان در فرانسه، آلمان و بریتانیا زندگی می‌کنند. آذری‌های ایرانی در دوران بلشویک توسط شوروی به قزاقستان تبعید شدند که امروزه شهر مرکه مهم‌ترین شهر آذری‌های ایرانی در این کشور می‌باشد.[۱۱۹][۱۲۰][۱۲۱]

عزاداران حسینیه اعظم زنجان از معروف‌ترین عزاداران حسینی ایران

زبان و قومیت

زبان آذری‌های ایران، ترکی آذربایجانی و زبان باستانی آنان، آذری بوده که از خانوادهٔ زبان‌های ایرانی است.[۱۲۲] زبان ترکی آذربایجانی از شاخه زبان‌های اغوز که در بین ایرانیان آذری به کار گرفته می‌شود، علاوه بر خود زبان، شامل چند گویش نظیر ترکی افشاری، شاهسونی، سنقری، آینالو می‌باشد.[۹۴][۱۲۳] زبان و قومیت ایرانیان آذری، علاوه بر آذری‌ها شامل ایلات و عشایر زیرگروهش مانند ایل افشار،[۶۵] ایل بیات،[۶۵] ایل بهارلو،[۶۵] شاهسونی،[۶۵] شاهسون‌ها،[۶۵] ایل قره‌پاپاق،[۶۵] ایل قراگوزلو،[۶۵] ایل قاجار،[۶۵] قره‌داغی‌ها[۱۲۴] می‌باشند.

دین

آذری‌های ایران از لحاظ دینی وابسته به اسلام و شیعه دوازده امامی می‌باشند.[۶۴][۱۲۵]دسته‌جات عزاداری حسینیه اعظم زنجان،[۱۲۶] تبریز،[۱۲۷] ارومیه[۱۲۸] و اردبیل[۱۲۹] از مشهورترین سوگواری‌های اهل بیت در بین ایرانیان آذری در ماه محرم به‌شمار می‌رود. همچنین مراسمی چون طشت‌گذاری،[۱۳۰] شبیه خوانی، شاه‌حسین‌گویان، سینه‌زنی و زنجیرزنی از آداب و رسوم رایج در بین‌شان می‌باشد، مرثیه، نوحه و روضه به زبان ترکی گفته می‌شود. آیین‌های عزاداری بازار تاریخی تبریز نیز ثبت ملی شده‌است.[۱۳۱] با این حال اقلیتی در حدود ۲۰۰٬۰۰۰ نفر[۱۳۲] از بین ترکان آذربایجان را مسلمانان سنی مذهب (حنفی و شافعی) تشکیل می‌دهند که در حوالی شهرستان ارومیه سکونت دارند.[۱۳۳] عده‌ای سنی حنفی نیز در شهرستان بیله‌سوار[۱۳۴] و هشتجین[۱۳۵] زندگی می‌کنند. علاوه بر این، پیروانی از اهل حق در میاندوآب،[۱۳۶] ایلخچی[۱۳۷] و علوی مذهب‌هایی در ماکو[۱۳۸] پراکنده هستند.

فرهنگ

ادبیات

جهانشاه قراقویونلو فرمانروای مقتدر قراقویونلو با تخلص حقیقی از شاعران نامی عصر کلاسیک ادبیات آذربایجانی می‌باشد.
نمای داخلی گنبد سلطانیه از مشهورترین معماری‌های ایرانی به شیوه آذری

اولین شکل شناخته شده در ادبیات آذربایجانی مربوط به شیخ عزالدین پورحسن اسفراینی که یک دیوان شامل غزل فارسی و ترکی آذربایجانی سروده‌بود.[۱۳۹][۱۴۰] غزل‌های ترکی آذربایجانی خود را تحت نام حسن‌اوغلو ثبت کرده‌است.[۱۳۹][۱۴۱] در قرن چهاردهم میلادی آذربایجان، قفقاز و بخش‌های غربی ایران تحت سلطه حکومت‌های قره قویونلو و آق قویونلو بود.[۱۴۲] در دوران این حکومت‌ها شاعری چون جهانشاه قراقویونلو با تخلص حقیقی نخستین آثار ترکی آذربایجانی را در آن دوران از خود به جا گذاشته‌اند. پس از معرفی سبک دیوان ادبیات و غزل، عمادالدین نسیمی در قرن ۱۵اُم، شاعران مشهور آذری چون شاه اسماعیل خطایی ادبیات آذربایجانی را گسترش دادند.

سبک شاعران آذربایجانی در ادامه قره ۱۶اُم به سمت عاشیق‌ها رفت و قرن شانزدهم پس از تثبیت سیطره سلسله صفوی بر ایران قویاً توسعه یافت؛ و شاه اسماعیل یکم با تخلص خطایی[۱۴۳] و بعد با پیدایش "سبک گوشماً فرزند شاه اسماعیل، شاه تهماسب و بعدتر شاه عباس دوم نیز در گسترش ادبیات آذربایجانی کوشید.[۱۴۴]قوسی تبریزی[۱۴۵] از شاعران مشهور آذربایجانی‌زبان[۱۴۶] دو نسخه از دیوان ترکی آذربایجانی از وی به جا مانده‌است[۱۴۷] و صائب تبریزی شاعر تبریزی‌تبار اهل اصفهان نیز از معروف‌ترین شاعران عصر کلاسیک می‌باشند که هفده غزل به زبان ترکی آذربایجانی سروده‌است.[۱۴۸]

دوران عصر مدرن ادبیات آذربایجانی مصادف بود با اواخر حکمرانی سلسله صفویه بر ایران که آن زمان موجب پیشرفت ادبیات در دوران کلاسیک شده‌بود؛ که پس از آن ملا پناه واقف و خسته قاسم از آخرین شاعران مشهور عهد صفویان به‌شمار می‌رفت. در دوران زندیه با حدود ۳۴ سال و افشاریان با بیش از ۶۰ سال حکمرانی، که حکومت هر دو دودمان به بیش از صد سال نینجامید، ادبیات آذربایجانی از رونق دوران صفویان برخوردار نبود و شاید بتوان از میان شاعران، نویسندگان، مترجمان، نمایش‌نامه‌نویسان تیلیم خان، حیران خانم، فاضل‌خان شیدا، عبدالرزاق دنبلی را از نامی‌ترین هنرمندان آن عصر آذربایجانی‌های ایران قلمداد کرد.

با آغاز قدرت و حکمرانی قاجارها بر ایران ادبیات آذربایجانی رونق گرفت در آن دوران علاوه بر آذربایجان و دیگر نقاط آذری‌نشین ایران که شاعران، هنرمندان، نویسندگان، نمایش‌نامه‌نویسان، طنزپردازان، مترجمان بسیاری از آن خطه بلند شدند که می‌توان به میرزا فتحعلی آخوندزاده، ثمین باغچه‌بان، جبار باغچه‌بان، سید محمدحسین شهریار، میرزا ابراهیموف، محمدباقر خلخالی، ابراهیم ذکری اردبیلی، امیرخسرو دارایی، بهار شروانی، بهشتی تبریزی، بیضای اردبیلی، حبیب ساهر، سید باقر حری، عباسقلی یحیوی، علی فطرت، علی‌اکبر پاکزاد، غازی بوزقورت، معجز شبستری، میرجلال پاشایف، یوسف کلانتری، رضا بهاری، میرزا احمد پرغم تبریزی و… را می‌توان اشاره کرد.

ادبیات آذربایجانی در عصر معاصر که مصادف با انحلال دودمان قاجار و آغاز حکمرانی رضاخان بود، به سستی گرایید، که دلایل مهمی چون یکسان‌سازی فرهنگی در ایران معاصر و ممنوعیت استفاده و نشر زبان ترکی آذربایجانی می‌تواند مزید بر علت باشد؛ ولی پس از انقلاب ایران همچنان استفاده و آموزش زبان ترکی آذربایجانی ممنوع می‌باشد ولی مجوز چاپ و نشر به زبان ترکی آذربایجانی داده می‌شود. با این حال می‌توان به هنرمندانی در نیم قرن اخیر در زمینه شعر، نویسندگی، نمایش‌نامه‌نویسی و… نظیر صمد بهرنگی، دده کاتیب، دخیل مراغه‌ای، رحیم منزوی اردبیلی، سعید سلماسی، عارف اردبیلی، علی تبریزلی، کریمی مراغه‌ای، یحیی شیدا، یدالله مفتون امینی، ناصر منظوری، علی ناظم، و… را می‌توان اشاره کرد.

دده قورقود، کوراوغلو، اصلی و کرم و حیدربابایه سلام جزء ادبیات فاخر آذربایجانی به‌شمار می‌روند.

ادبیات شفاهی

ادبیات شفاهی مردم آذربایجان به قسمتی از ادبیات مردم آذربایجانی، باورهای عامه، افسانه‌ها، داستان‌ها، موسیقی، ضرب‌المثل‌ها و رسوم‌های دهان به دهان یا سینه به سینه یا نسل به نسل از نسل‌های گذشته بجا مانده گفته می‌شود.[۱۴۹][۱۵۰] بایاتی از رایج‌ترین فرم شعر فولکلوریک یا همان ادبیات شفاهی مردم آذری محسوب می‌شود.[۱۵۱][۱۵۲]

معماری

شیوه معماری آذری، سبکی در معماری ایرانی پس از اسلام، منسوب به آذربایجان مقارن با دورهٔ حکومت ایلخانان بر ایران است؛ که آثاری فاخر از این شیوه معماری در ایران و کشورهای همسایه برجای مانده‌است، از مهم‌ترین شیوه‌های معماری آذری منسوب به شهرهای ایرانیان آذری می‌توان از گنبد سلطانیه و ارگ تبریز نام برد.

هنر

قالی اردبیل از بهترین و نفیس‌ترین قالی‌های ایرانی

هنر آذربایجانی جزء غنی‌ترین هنرهای ایرانی که در میان مردم آذری رایج می‌باشد، گفته می‌شود. هنر آذربایجانی در طول تاریخ ایران توسعه یافته‌است. آذربایجانی‌ها، دارای فرهنگ غنی و متمایز، که یک بخش عمده‌ای از هنر تزئینی و کاربردی را ایجاد کرده‌است. این شکل از هنر ریشه در دوران باستان دارد که طیف گسترده‌ای از صنایع دستی، مانند طلا و جواهر، حکاکی فلز، قالی‌بافی، قلاب‌دوزی، خوشنویسی و نگارگری نشان داده شده‌است.

لباس

عاشیق‌ها با لباس آذربایجانی در مراسم عید نوروز در حال اجرای موسیقی آذربایجانی

لباس آذربایجانی یا لباس سنتی آذربایجانی که از فرایندهای طولانی فرهنگ، دین و… مردم آذری پدید آمده‌است؛ و از نشانه‌های خاص آذری‌ها می‌باشد.[۱۵۳]

موسیقی

موسیقی آذربایجانی به موسیقی سنتی مردمان آذربایجانی اطلاق می‌شود. هنرمندان آذربایجانی با خلاقیت خود، موسیقی منحصربه‌فردی را می‌آفرینند. کسانی که این نوع موسیقی را به‌همراه سروده‌های خود بهزبان ترکی آذربایجانی می‌خوانند، عاشیق خوانده می‌شوند. عاشیق‌ها در وصف آذربایجان و دلاوری‌های بزرگان آن، در مراسم جشن و عزاداری، سروده‌های زیبایی را به‌همراه موسیقی آذربایجانی می‌خوانند و مورد توجه مردم قرار می‌گیرند.[۱۵۴] از مهم‌ترین گونه‌های موسیقی آذربایجانی می‌توان به موسیقی میخانه‌ای، هنر اجرای آذربایجانی تار، بالابان، ناقارا، باغلاما و گارمان اشاره کرد.

«عاشیق»، در آذربایجان (هم در ایران و هم در جمهوری آذربایجان)، شاعر و نوازنده‌ای است که همراه با ساز آواز خود را اجرا می‌کند. عاشیق‌ها از دوران قبل از اسلام در بین مردمان ترک‌تبار وجود داشته‌اند. عنوان قدیمی عاشیق‌ها «اوزان» است. علاوه بر قهوه‌خانه‌ها، عاشیق‌ها در عروسی و دیگر مراسم نیز اجرا می‌کنند. از داستان‌های حماسی که عاشیق‌ها نقل می‌کنند، می‌توان به کوراوغلو، و از داستان‌های عاشقانه می‌توان به اصلی و کرم اشاره کرد.[۱۵۵]

تئاتر

تئاتر آذربایجانی عنصر خلاقیت و از هنرهای مردم آذری به‌شمار می‌رود.[۱۵۶] تئاتر ملی آذربایجانی در نیمه دوم قرن ۱۹اُم، بر اساس یک کمدی توسط میرزا فتحعلی آخوندزاده، اولین نمایشنامه نویس، متفکر برجسته و فیلسوف آذربایجانی سرچشمه گرفته بود. از دیرباز معروف‌ترین گروه‌های تئاتر در تبریز اجرا می‌شده‌است.[۱۵۷] امروزه سرشناس‌ترین گروه‌های هنری تئاتر آذربایجانی متعلق به گروه هنری بابک توسط بابک نهرین انجام می‌گیرد. آرشین مال آلان از مهم‌ترین گونه‌های تئاتر آذربایجانی است که در ایران اجرا شده‌است.

رقص

رقص‌های آذربایجانی، رقص فولکلور، قدیمی و ملودیک آذری‌ها است؛ که در انواع گوناگون توسط رقاص‌های مرد و زن در مجالس و جشنواره‌های گوناگونی چون عروسی در میان آذربایجانی‌های ایران رواج دارد.

آشپزی

کوفته تبریزی از غذاهای مشهور آذربایجانی

در آشپزی آذربایجانی غذاهایی چون کوفته تبریزی، قورمه سبزی، بیچاق قیمه، دلمه، پیتی، انواع خورش، کله‌پاچه، باسترما، کباب، کباب چنجه، تخم‌مرغ سیب‌زمینی، قابلی، خورش آذربایجان، جئز بئز، کباب مخصوص بناب، خورش هویج، دیگر خوراک‌ها و چاشنی‌هایی نظیر آش‌های تبریزی، خشیل، دویمه نج، باسلوق، قرابیه، نوقا، راحت‌الحلقوم، ترخینه، باقلوا، رشته‌ختایی، باقلا پخته، قورقا، اریس، نخود پخته و آش دوغ رایج است.

سرشناسان

جستارهای وابسته

یادداشت‌ها

  1. این رقم شامل آذری‌های بومی ترکیه در حاشیه مرز ایران، ترکیه و جمهوری آذربایجان در استان قارص و ایغدیر نیز می‌شود.
  2. رضا مریدی عضو پارمان کانادا از حوزه انتخابیه انتاریو، جمعیت ایرانیان آذری در این ناحیه را ۵۰،۰۰۰ الی ۶۰،۰۰۰ برآورد کرده‌است

منابع

  1. "Azerbaijani (people)". Encyclopædia Britannica. Retrieved 3 September 2013.
  2. "Azerbaijani (آذربایجانجا دیلی / Азәрбајҹан дили / Azərbaycan dili)". omniglot. Retrieved 3 September 2015.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ Shaffer, Brenda (2003). Borders and Brethren: Iran and the Challenge of Azerbaijani Identity. MIT Press. pp. 221–225. شابک ‎۰-۲۶۲-۱۹۴۷۷-۵"There is considerable lack of consensus regarding the number of Azerbaijanis in Iran ...Most conventional estimates of the Azerbaijani population range between one-fifth to one-third of the general population of Iran, the majority claiming one-fourth" Azerbaijani student groups in Iran claim that there are 27 million Azerbaijanis residing in Iran."
  4. Minahan, James (2002). Encyclopedia of the Stateless Nations: S-Z. Greenwood Publishing Group. p. 1765. شابک ‎۹۷۸-۰-۳۱۳-۳۲۳۸۴-۳"Approximately (2002e) 18,500,000 Southern Azeris in Iran, concentrated in the northwestern provinces of East and West Azerbaijan. It is difficult to determine the exact number of Southern Azeris in Iran, as official statistics are not published detailing Iran's ethnic structure. Estimates of the Southern Azeri population range from as low as 12 million up to 40% of the population of Iran – that is, nearly 27 million..."
  5. Ali Gheissari, "Contemporary Iran: Economy, Society, Politics: Economy, Society, Politics", Oxford University Press, 2 April 2009. pg 300. Azeri ethnonationalist activist, however, claim that number to be 24 million, hence as high as 35 percent of the Iranian population"
  6. Rasmus Christian Elling. Minorities in Iran: Nationalism and Ethnicity after Khomeini. Palgrave Macmillan, 2013. Quote: "The number of Azeris in Iran is heavily disputed. In 2005, Amanolahi estimated all Turkic-speaking communities in Iran to number no more than 9 million. CIA and Library of congress estimates range from 16 percent to 24 percent -- that is, 12-18 million people if we employ the latest total figure for Iran's population (77.8 million). Azeri ethnicsts, on the other hand, argue that overall number is much higher, even as much as 50 percent or more of the total population. Such inflated estimates may have influenced some Western scholars who suggest that up to 30 percent (that is, some 23 million today) Iranians are Azeris."
  7. "Iran". The World Factbook. Archived from the original on 3 February 2012. Retrieved 26 August 2013.
  8. "Iran" (PDF). Library of Congress. May 2008. Retrieved 26 August 2013.
  9. "Iran Peoples". Looklex Encyclopaedia. Retrieved 2013-07-27.
  10. "Iran". Ethnologue. Archived from the original on March 9, 2001. Retrieved 5 July 2015.
  11. "Iran" (PDF). New America Foundation. June 12, 2009. Archived from the original (PDF) on 23 July 2013. Retrieved 31 August 2013.
  12. "Languages in Turkey". Ethnologue. 2013. Retrieved 26 August 2013.
  13. "Immigrant Languages in Republic of Azerbaijan". Ethnologue. 2013. Retrieved 26 August 2013.
  14. Azerbaijani diaspora in Canada - by Reza Moridi
  15. Iranian Studies Group at MIT, Iranian-American Community Survey Results, 2005 Web.mit.edu. Retrieved November 28, 2011
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ۱۶٫۲ ۱۶٫۳ ۱۶٫۴ ۱۶٫۵ ۱۶٫۶ "Iran Azarbaijanis". Countries of the World [[کتابخانه ملی کنگره ایالات متحده آمریکا|United States Library of Congress]]. Retrieved March 21, 2014. URL–wikilink conflict (help)
  17. https://www.ethnologue.com/country/IR/languages
  18. "Azerbaijani, South". Ethnologue. Retrieved 2019-01-27. Ethnic population: 18,700,000
  19. http://www.iranicaonline.org/articles/iran-v1-peoples-survey#1
  20. X. de Planhol. «AZERBAIJAN i. Geography». EIr. دریافت‌شده در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۴.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ rohan.sdsu.edu بایگانی‌شده در ۵ مارس ۲۰۱۶ توسط Wayback Machine After the decline of the Arab Empire, Azerbaijan was ravaged during the Mongol invasions but regained prosperity in the 13th-15th centuries under the Mongol II-Khans, the native Shirvan Shahs, and under Persia's Safavid Dynasty.
  22. Ramirez-Faria, Carlos, Concise Encyclopeida Of World History, Atlantic Publishers & Dist, 325.
  23. Shaffer, Brenda, Borders and Brethren: Iran and the Challenge of Azerbaijani Identity, MIT Press, 2002.
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ Atabaki, Touraj, Azerbaijan: Ethnicity and the Struggle for Power in Iran, I.B.Tauris, Aban 14, 1379 AP.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ همان
  26. طاهری، ابوالقاسم، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران از مرگ تیمور تا مرگ شاه عباس، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۰، ص. ۱۷۸.
  27. Shah Isma'il reportedly only learned Persian as a young adult. See E.Denison Ross, "The Early years of Shah Isma'il," Journal of Royal Asiatic Society (1896), p. 288.
  28. Roger Savory, Iran Under the Safavids, (London Cambridge Press,1980), p.29.
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ Shaffer, Brenda, Borders and Brethren: Iran and the Challenge of Azerbaijani Identity, MIT Press, p. 2002. 19.
  30. طاهری، ابوالقاسم، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران از مرگ تیمور تا مرگ شاه عباس، تهران:شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۰، ص. ۲۰۱–۲۰۰.
  31. طاهری، ابوالقاسم، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران از مرگ تیمور تا مرگ شاه عباس، تهران:شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۰، ص. ۲۰۱–۲۰۲.
  32. Struggle for Power in Iran, I.B.Tauris, Aban 14, 1379 AP.
  33. اتابکی، تورج. آذربایجان در ایران معاصر. ترجمهٔ محمد کریم اشراق. تهران: نشر توس، ۱۳۷۶. صفحه ۴۱ تا ۴۳
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ ۳۴٫۲ همان. صفحهٔ ۴۳
  35. اتابکی، تورج. آذربایجان در ایران معاصر. ترجمهٔ محمد کریم اشراق. تهران: نشر توس، ۱۳۷۶. صفحه ۴۳ تا ۴۵
  36. کسروی، احمد. تاریخ مشروطیت ایران چاپ چهاردهم جلد دوم ص ۷۲۶
  37. اتابکی، تورج. آذربایجان در ایران معاصر. ترجمهٔ محمد کریم اشراق. تهران: نشر توس، ۱۳۷۶. صفحهٔ ۴۵
  38. کسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. جلد اول، چاپ چهاردهم. تهران: نشر امیرکبیر. ۱۳۵۷. صفحهٔ ۳۰۸.
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ ۳۹٫۲ ۳۹٫۳ ۳۹٫۴ احمدی، حمید (۱۳۷۸قومیت و قومگرایی در ایران، افسانه و واقعیت، تهران: نشر نی
  40. Richard Cottam, Nationalism in Iran, 121
  41. Swietochowski، Tadeusz (۱۹۹۵). Russia and Azerbaijan: A Borderland in Transition. New York: Columbia University Press. صص. ۲۷–۲۸.
  42. Touraj Atabaki, “Recasting Oneself, Rejecting the Other: Pan-Turkism and Iranian Nationalism” in Van Schendel, Willem(Editor). Identity Politics in Central Asia and the Muslim World: Nationalism, Ethnicity and Labour in the Twentieth Century. London, GBR: I. B. Tauris & Company, Limited, 2001. Actual Quote:

    As far as Iran is concerned, it is widely argued that Iranian nationalism was born as a state ideology in the Reza Shah era, based on philological nationalism and as a result of his innovative success in creating a modern nation-state in Iran. However, what is often neglected is that Iranian nationalism has its roots in the political upheavals of the nineteenth century and the disintegration immediately following the Constitutional revolution of 1905– 9. It was during this period that Iranism gradually took shape as a defensive discourse for constructing a bounded territorial entity – the ‘pure Iran’ standing against all others. Consequently, over time there emerged among the country’s intelligentsia a political xenophobia which contributed to the formation of Iranian defensive nationalism. It is noteworthy that, contrary to what one might expect, many of the leading agents of the construction of an Iranian bounded territorial entity came from non Persian-speaking ethnic minorities, and the foremost were the Azerbaijanis, rather than the nation’s titular ethnic group, the Persians.

    ....

    In the middle of April 1918, the Ottoman army invaded Azerbaijan for the second time.

    ...

    Contrary to their expectations, however, the Ottomans did not achieve impressive success in Azerbaijan. Although the province remained under quasi-occupation by Ottoman troops for months, attempting to win endorsement for pan-Turkism ended in failure.

    ...

    The most important political development affecting the Middle East at the beginning of the twentieth century was the collapse of the Ottoman and the Russian empires. The idea of a greater homeland for all Turks was propagated by pan-Turkism, which was adopted almost at once as a main ideological pillar by the Committee of Union and Progress and somewhat later by other political caucuses in what remained of the Ottoman Empire. On the eve of World War I, pan-Turkist propaganda focused chiefly on the Turkic-speaking peoples of the southern Caucasus, in Iranian Azerbaijan and Turkistan in Central Asia, with the ultimate purpose of persuading them all to secede from the larger political entities to which they belonged and to join the new pan-Turkic homeland. Interestingly, it was this latter appeal to Iranian Azerbaijanis which, contrary to pan-Turkist intentions, caused a small group of Azerbaijani intellectuals to become the most vociferous advocates of Iran’s territorial integrity and sovereignty. If in Europe ‘romantic nationalism responded to the damage likely to be caused by modernism by providing a new and larger sense of belonging, an all-encompassing totality, which brought about new social ties, identity and meaning, and a new sense of history from one’s origin on to an illustrious future’,(42) in Iran after the Constitutional movement romantic nationalism was adopted by the Azerbaijani Democrats as a reaction to the irredentist policies threatening the country’s territorial integrity. In their view, assuring territorial integrity was a necessary first step on the road to establishing the rule of law in society and a competent modern state which would safeguard collective as well as individual rights. It was within this context that their political loyalty outweighed their other ethnic or regional affinities. The failure of the Democrats in the arena of Iranian politics after the Constitutional movement and the start of modern state-building paved the way for the emergence of the titular ethnic group’s cultural nationalism. Whereas the adoption of integrationist policies preserved Iran’s geographic integrity and provided the majority of Iranians with a secure and firm national identity, the blatant ignoring of other demands of the Constitutional movement, such as the call for formation of society based on law and order, left the country still searching for a political identity.

  43. Thomas De Waal, "The Caucasus: an introduction", Oxford University Press US, 2010. pp 87: "Soviet troops moved into Iranian, and a shored lived "Azerbaijan People's Government in Iran," led by the Iranian Azerbaijani Communist Ja'far Pishevari, was set up in Tabriz in 1945-46. But the Soviet-backed puppet state collapsed in 1946 after Soviet forces withdrew, again under Western pressure.
  44. Cold War International History Project-Collection- 1945-46 Iranian Crisis. http://www.wilsoncenter.org/index.cfm?topic_id=1409&fuseaction=va2.browse&sort=Collection&item=1945-46%20Iranian%20Crisis
  45. “As it turned out, the Soviets had to recognize that their ideas on Iran were premature. The issue of Iranian Azerbaijan became one of the opening skirmishes of the Cold War, and, largely under the Western powers' pressure, Soviet forces withdrew in 1946. The autonomous republic collapsed soon afterward, and the members of the Democratic Party took refuge in the Soviet Union, fleeing Iranian revenge.. In Tabriz, the crowds that had just recently applauded the autonomous republic were now greeting the returning Iranian troops, and Azerbaijani students publicly burned their native-language textbooks. The mass of the population was obviously not ready even for a regional self-government so long as it smacked of separatism”. (Swietochowski, Tadeusz 1989. "Islam and the Growth of National Identity in Soviet Azerbaijan", Kappeler, Andreas, Gerhard Simon, Georg Brunner eds. Muslim Communities Reemerge: Historical Perspective on Nationality, Politics, and Opposition in the Former Soviet Union and Yugoslavia. Durham: Duke University Press, pp. 46-60.)
  46. Сумбатзаде А. С. Рост торгового земледелия в Азербайджане во второй половине XIX века (К вопросу о развитии российского капитализма вширь) // Вопросы истории. — М. : Изд-во «Правда» , Апрель 1958. — № 4. — С. 123.
  47. Экономический быт государственных крестьян в южной части Кубинского уезда Бакинской губернии (comp. by Yagodynsky).
  48. Реза Годс М. Иран в XX веке: политическая история. — М. : Наука, 1994. — С. 33.
  49. ربیع بدیعی، جغرافیای مفصل ایران (تهران:۱۳۶۲)، ص ۴۵۸
  50. Farhad Malekafzali, and Robert G. Moster, "Primordial and Instrumental Identities of Ethnic Collective Movements: The Case of Azeri Nationalism," Canadian Review of Studies in Nationalism, 19, nos. 1-2 (1992): 34-35
  51. ۵۱٫۰ ۵۱٫۱ "Azeris". Minority Rights Group International-MRG. 2009. Retrieved 5/10/2013. Check date values in: |accessdate= (help)
  52. Britannica Encyclopedia. Mehdi Bazargan.
  53. Salman J. Borhani (August 4, 2003). "Are there any questions? The Azeris of modern Iran". The Iranian. Archived from the original on 2011-08-25.
  54. Teymoor Nabili (13.06.2009). "Mousavi sees election hopes dashed". Al Jazeera English. Archived from the original on 2012-02-04. Check date values in: |date= (help)
  55. "The challenger who is poised to seize Iran's presidency". The Telegraph. 12.06.2009. Archived from the original on 2012-02-04. Check date values in: |date= (help) Born in north-western Iran in 1941, Mr Mousavi is from the country’s Azeri ethnic minority.
  56. "Azeris unhappy at being butt of national jokes". IRIN. UN Office for the Coordination of Humanitarian Affairs. 25 May 2006. Retrieved 2009-06-19.
  57. А. М. Вартанян (2008-08-13). ""Старая гвардия" иранских консерваторов в лицах: аятолла Али Мешкини" (به روسی). Институт Ближнего Востока.
  58. Salman J. Borhani (August 4, 2003). "Are there any questions? The Azeris of modern Iran". The Iranian. Archived from the original on 2011-08-25.
  59. Том де Ваал (08 июля 2005 г.). "Глава 6. 1988-1990 гг. Азербайджанская трагедия" (به روسی). Русская служба Би-би-си. Check date values in: |date= (help)
  60. "Пространство и время в мировой политике и международных отношениях" (PDF) (به روسی). МГИМО-Университет. 08 июля 2005 г. Check date values in: |date= (help)
  61. Тенгиз Гудава (29.12.2010). "Азербайджанцы и мир" (به روسی). Радио Свободы. Check date values in: |date= (help)
  62. "سید حسین هاشمی استاندار تهران شد". خبرگزاری مهر. Retrieved 2013-10-21.
  63. R. N. Frye (March 29, 2012). "IRAN v. PEOPLES OF IRAN (1) A General Survey". [[دانشنامه ایرانیکا|Encyclopædia Iranica]]. Bibliotheca Persica Press. Retrieved October 10, 2013. URL–wikilink conflict (help)
  64. ۶۴٫۰ ۶۴٫۱ Britanica Encyclopedia-Azerbaijani (People)
  65. ۶۵٫۰ ۶۵٫۱ ۶۵٫۲ ۶۵٫۳ ۶۵٫۴ ۶۵٫۵ ۶۵٫۶ ۶۵٫۷ ۶۵٫۸ ۶۵٫۹ Ethnologe-Azerbaijani South Dialect Language
  66. http://www.terrorfreetomorrow.org/upimagestft/TFT%20Iran%20Survey%20Report%200609.pdf
  67. Azerbaijani Nationalism in Post-Revolutionary Iran." CENTRAL ASIAN SURVEY]. ۲۷. ۱ (۲۰۰۸): p46. با اشاره به: آمارگیری از وضعیت اجتماعی اقتصادی خانوار، تهران، مرکز آمار ایران، ۱۳۸۲. بنا بر این منبع: در آمارگیری سال ۱۳۸۱/۲۰۰۲ در ایران، ۲۳٫۳ درصد از ایرانیان زبان مادری خود را ترکی آذربایجانی عنوان کردند. جمعیت ایران در آن سال ۶۶٬۶۲۲٬۷۰۴ نفر برآورد شده‌است.داده‌نامه سازمان سیا. که با این حساب شمار آذربایجانی‌زبانان ایران در آن سال ۱۵٬۵۲۳٬۰۹۰ نفر بوده‌است.
  68. "Iran # People". Retrieved 10 October 2013.
  69. "Iran Peoples". Looklex Encyclopaedia. Retrieved 2013-07-27.
  70. http://lcweb2.loc.gov/frd/cs/iran/ir_appen.html#table3
  71. http://lcweb2.loc.gov/frd/cs/profiles/Iran.pdf
  72. http://countrystudies.us/iran/41.htm
  73. &hl=en&sa=X&ei=NOFNT-jKI8ibOsChwLYC&ved=۰CC8Q6AEwAA#v=onepage&q=majority%۲۰of%۲۰the%۲۰population%۲۰of%۲۰East%۲۰Azarbaijan%۲۰and%۲۰a%۲۰majority%۲۰of%۲۰West%۲۰Azarbaijan. &f=false Iran Country Study Guide Volume 78 of World Country Study Guide Series, Authors IBP USA, USA International Business Publications, Editor IBP USA, Publisher Int'l Business Publications, 2005, شابک ‎۰-۷۳۹۷-۱۴۷۶-۷, شابک ‎۹۷۸-۰-۷۳۹۷-۱۴۷۶-۸, Length 348 pages
  74. &hl=en&sa=X&ei=NOFNT-jKI8ibOsChwLYC&ved=۰CDoQ6AEwAg#v=onepage&q=majority%۲۰of%۲۰the%۲۰population%۲۰of%۲۰East%۲۰Azarbaijan%۲۰and%۲۰a%۲۰majority%۲۰of%۲۰West%۲۰Azarbaijan. &f=false Iran A Country Study, Author Federal Research Division, Edition reprint, Publisher Kessinger Publishing, 2004, شابک ‎۱-۴۱۹۱-۲۶۷۰-۹, شابک ‎۹۷۸-۱-۴۱۹۱-۲۶۷۰-۳, Length 340 pages
  75. &hl=en&sa=X&ei=NOFNT-jKI8ibOsChwLYC&ved=۰CFkQ6AEwCA#v=onepage&q=majority%۲۰of%۲۰the%۲۰population%۲۰of%۲۰East%۲۰Azarbaijan%۲۰and%۲۰a%۲۰majority%۲۰of%۲۰West%۲۰Azarbaijan. &f=false Encyclopedia of the Stateless Nations: S-Z Volume 4 of Encyclopedia of the Stateless Nations: Ethnic and National Groups Around the World, James Minahan, شابک ‎۰-۳۱۳-۳۱۶۱۷-۱, شابک ‎۹۷۸-۰-۳۱۳-۳۱۶۱۷-۳, Author James Minahan, Publisher Greenwood Publishing Group, 2002, شابک ‎۰-۳۱۳-۳۲۳۸۴-۴, شابک ‎۹۷۸-۰-۳۱۳-۳۲۳۸۴-۳, Length 2241 pages
  76. http://www.ciaonet.org/pbei/winep/policy_2006/2006_1146/index.html
  77. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۸ اوت ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۳.
  78. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۴ اکتبر ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۳.
  79. http://www.iranicaonline.org/articles/hamadan-i#
  80. http://www.hamshahrionline.ir/details/25492
  81. http://tch.ir/tch/pagecontent.php?rQV===[پیوند مرده] AfABDQ6UGc5RFduVGdu92Y8BEMApTZwlHVlJXd0NWdyR3c8BkNyEDQ6UGb0lGd
  82. http://tebeyanesfahan.tebyan.net/viewPost.aspx?PostID=226095
  83. http://hamedan-hm.ir/fa/showpages.aspx?mid=NDg=&spi=Mw[پیوند مرده] ==
  84. http://www.jjtvn.ir/display_full.aspx?data_id=25628
  85. http://hamedan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=13417
  86. «Hamadan». Looklex Encyclopedia. دریافت‌شده در ۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۳.
  87. «Hamadan». Britanica Encyclopedia. دریافت‌شده در ۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۳.
  88. تبیان به نقل از دائرةالمعارف بزرگ اسلامی - آستارا
  89. «جغرافیای فرهنگی». تارنمای مرجع تالش‌شناسی. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۳.
  90. «فرهنگ تطبیقی تالشی – تاتی – آذری». پایگاه تات پژوهی. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰ مارس ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۳.
  91. صدا و سیمای مرکز گیلان-رضوانشهر
  92. Encyclopædia Iranica:Manjil
  93. زبان مردم لوشان و منجیل بازدید: اردیبهشت۱۳۸۸
  94. ۹۴٫۰ ۹۴٫۱ ۹۴٫۲ TURKIC LANGUAGES OF PERSIA: AN OVERVIEW
  95. http://gonbadcity.ir/HomePage.aspx?TabID=4670&Site=DouranPortal&Lang=fa-IR
  96. http://markazi.farhang.gov.ir/fa/introduction/offices/officekomejan
  97. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۶ اوت ۲۰۱۳.
  98. http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=20854
  99. http://markazi.farhang.gov.ir/fa/introduction/offices/officesaveh
  100. http://markazi.farhang.gov.ir/fa/introduction/offices/officeshazand
  101. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۸ اوت ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۶ اوت ۲۰۱۳.
  102. http://markazi.farhang.gov.ir/fa/introduction/offices/officezarandiyeh
  103. http://markazi.farhang.gov.ir/fa/moarefi
  104. ۱۰۴٫۰ ۱۰۴٫۱ دانشنامه ایرانیکا AZERBAIJAN vi. Population and its Occupations and Culture
  105. «گزارش تصویری/ مراسم عزاداری ابا عبدالله الحسین (ع) آذربایجانیهای مقیم مشهد». خبرگزاری مهر. ۲ آذر ۱۳۹۱. دریافت‌شده در ۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۳.
  106. ۱۰۶٫۰ ۱۰۶٫۱ Library of Congress, "Country Studies"- Iran: Azarbaijanis [۱] accessed March 2011. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «Library of Congress Iran» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  107. THE TURKISH LANGUAGE IN IRAN بایگانی‌شده در ۵ اکتبر ۲۰۱۳ توسط Wayback Machine By Ahmed KASRAVI,latimeria: Prof. Dr. Evan Siegal, Journal of Azerbaijani Studies, 1998, Vol. 1, No 2, [6] , Khazar University Press
  108. http://en.tehran.ir/Default.aspx?tabid=98
  109. "Tehran". Looklex Encyclopaedia. Retrieved 2013-07-04.
  110. National Bibliography Number: 2887141 / plan review and assess the country's culture indicators (indicators Ghyrsbty) {report}: Tehran Province / General Council of the Order of the Executive Director is responsible for planning and policy: Mansoor Vaezi; run company experienced researchers Us - شابک ‎۹۷۸-۶۰۰-۶۶۲۷-۴۲-۷ * Publication Status: Tehran - Institute Press book, published in 1391 * appearance: 296 p: table (the color), diagrams (colored part)
  111. "Country Study Giude-Azerbaijanis". STRATEGIC INFORMATION AND DEVELOPMENTS-USA. Retrieved 13 August 2013.
  112. http://www.pen-kurd.org/englizi/varia/state-of-minorities-in-iran.html
  113. "Assessment for Azerbaijanis in Iran". UNHCR. 31 December 2003. Retrieved 2013-07-05.
  114. Ethnologue-Languages in Republic of Azerbaijan
  115. Iran: A Vast Diaspora Abroad and Millions of Refugees at Home Migration Information
  116. Iranians in America Encyclopedia of Chicago
  117. Iranian Studies Group at MIT, Iranian-American Community Survey Results, 2005 Web.mit.edu. Retrieved November 28, 2011
  118. Azerbaijani diaspora in Canada - by Reza Moridi
  119. http://www.tabnak.ir/fa/news/304222
  120. http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/0/4194/26561
  121. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۳ مه ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۳.
  122. Lazard, Gilbert ۱۹۷۵, “The Rise of the New Persian Language” in Frye, R. N. , The Cambridge History of Iran, Vol. 4, pp. 595-632, Cambridge: Cambridge University Press. pp 599 Azarbaijan was the domain of Adhari, an important Iranian dialect which Masudi mentions together with Dari and Pahlavi.
  123. G. Doerfer (August 18, 2011). "AZERBAIJAN viii. Azeri Turkish". [[دانشنامه ایرانیکا|Encyclopædia Iranica]]. Bibliotheca Persica Press. Retrieved July 28, 2013. URL–wikilink conflict (help)
  124. Web kaynağı| url = http://slovari.yandex.ru/dict/bse/article/00001/18400.htm?text=АЗЕРБАЙДЖАНЦЫ&encid=bse%7B%7Bپیوند[پیوند مرده] مرده|date=سپتامبر ۲۰۱۹ |bot=InternetArchiveBot}} | başlık = Азербайджанцы | erişimtarihi = 6 Temmuz | erişimyılı = 2009 | yayımcı = Büyük Sovyet Ansiklopedisi | dil = Rusya
  125. Robertson, Lawrence R. (2002). Russia & Eurasia Facts & Figures Annual. Academic International Press. p. 210. ISBN 0-87569-199-4.
  126. «درباه این مکان». وبگاه رسمی. ۱ فروردین ۱۳۸۸. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در دی ۱۳۸۶. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  127. http://hamshahrionline.ir/details/98097
  128. http://farsnews.com/newstext.php?nn=13910905000220
  129. http://www.ardebilnews.ir/برگزاری-تجمع-بزرگ-اربعین-حسینی-در-اردب/
  130. http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8909200255
  131. http://ilna.ir/news/news.cfm?id=20329
  132. http://urmu.freeoda.com/meqaleler/tokhaye_sonni_azerbaijan_gharbi.htm
  133. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۶ اوت ۲۰۱۳.
  134. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰ ژانویه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۶ اوت ۲۰۱۳.
  135. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۴ اکتبر ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۶ اوت ۲۰۱۳.
  136. «Miandoab». دانشنامه لوک لکس. دریافت‌شده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۲.
  137. «فرقه "اهل حق" چه کسانی هستند؟». شیعه نیوز. ۲۵ مهر ۱۳۹۰. دریافت‌شده در جمعه 22 شهریور 1392. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
  138. کتاب تاریخ ماکو بایگانی‌شده در ۷ اکتبر ۲۰۱۳ توسط Wayback Machine اثر:حسینقلی افتخاری
  139. ۱۳۹٫۰ ۱۳۹٫۱ Beale, Thomas William (1894). http://books.google.com/books?id=lxgaAAAAIAAJ&pg=PA311 |chapterurl= missing title (help). An Oriental Biographical Dictionary. W.H.Allen. pp. ۳۱۱. Unknown parameter |coauthors= ignored (|author= suggested) (help)
  140. A.Caferoglu, "Adhari(Azeri)",in Encyclopedia of Islam, (new edition), Vol. 1, (Leiden, 1986)
  141. http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=2862
  142. Tyrrell, Maliheh S. (2001). http://books.google.com/books?id=h4N_dneMybQC&pg=PA12 |chapterurl= missing title (help). Aesopian Literary Dimensions of Azerbaijani Literature of the Soviet Period, ۱۹۲۰–۱۹۹۰. Lexington Books. pp. ۱۲. ISBN 0-7391-0169-2.
  143. Minorsky, Vladimir (1942). "The Poetry of Shah Ismail". Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London. ۱۰ (۴): ۱۰۵۳.
  144. http://www.iranicaonline.org/articles/azerbaijan-x
  145. http://azerbaijans.com/content_1204_es.html
  146. http://www.salaminfo.az/medeniyyet/109.html?print بایگانی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۱۲ توسط Archive.today Qövsi Təbrizi
  147. «Tabrizi, Qovsi». eastview. بایگانی‌شده از اصلی در ۲ اکتبر ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۲ ژوئن ۲۰۱۳.
  148. Azeri Literature in Iran
  149. A.M, Nəbiyev (2006). Azərbaycan şifahi xalq ədəbiyyatı. I kitab. Bakı.
  150. DR.kafkasyali، ALİ (۲۰۱۰). iran turkleri. oquzhan cengiz. ص. ۱۶۵.
  151. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۳۱ ژوئیه ۲۰۱۳.
  152. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۳۱ ژوئیه ۲۰۱۳.
  153. "История азербайджанского национального костюма". azeri.ru. 19.02.2010. Archived from the original on ۱۸ ژوئن ۲۰۱۵. Check date values in: |date= (help)
  154. پرتال راسخون. نبود شهر در آفاق، خوش‌تر از تبریز.
  155. «ʿĀŠEQ». Iranica.
  156. «Театральная энциклопедия. Азербайджанский театр». بایگانی‌شده از اصلی در ۹ مارس ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۹ ژوئیه ۲۰۱۳.
  157. http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/159987

Iranian Azerbaijanis
ایران آذربایجانلیلاری
Total population
Iran: 15–17 million[1][2]
12–18.5 million[3][4][5]
Approximately 16%,[6][7] 17%,[citation needed] 20%,[8] 21.6%,[9] of Iran's population

Iranian Azerbaijani diaspora:
Turkey: 530,000[10]
Azerbaijan: 248,000[11]
Canada: 50,000 – 60,000[12]
United States: 40,400[13]
Regions with significant populations
Languages
Azerbaijani and Persian
Religion
predominantly Shi'a Islam

Iranian Azerbaijanis (Azerbaijani: ایران آذربایجانلیلاری, [iˈrɑn ɑzærbɑjˈd͡ʒɑnləlɑrə]), also known as Iranian Azeris, Iranian Turks, Persian Turks[14][15][16] or Persian Azerbaijanis,[17][18] are Iranians of Azeri ethnicity who may speak the Azerbaijani language as their first language.

Iranian Azeris are mainly found in and are native to the Iranian Azerbaijan region including provinces of (East Azerbaijan, Ardabil, Zanjan, West Azerbaijan)[19][20][21] and in smaller numbers, in other provinces such as Kurdistan, Qazvin, Hamadan, Gilan, Markazi and Kermanshah.[22] Iranian Azeris also constitute a significant minority in Tehran, Karaj and other regions.[23][24][25]

Demographics

Azeris comprise the largest minority ethnic group in Iran. Apart from Iranian Azerbaijan (provinces of West Azerbaijan, East Azerbaijan, Ardabil and Zanjan), Azeri populations are found in large numbers in four other provinces: Hamadan (includes other Turkic ethnic groups such as Afshar, Gharehgozloo, Shahsevan, and Baharloo[26][27]),[28] Qazvin,[29] Markazi,[30] and Kurdistan.[31][32] Azeri-populated of Markazi province includes some parts and villages of Komijan,[33] Khondab,[34] Saveh,[35][36] Zarandieh,[37] Shazand,[38] and Farahan.[35] In Kurdistan, Azeris are mainly found in villages around Qorveh.[31]

Azeris have also immigrated and resettled in large numbers in Central Iran, mainly Tehran[39]( estimated one-third of the population),[28][40] Qom[39][41][42] and Karaj[43][44] Immigrant Azeri communities have been represented by people prominent not only among urban and industrial working classes but also in commercial, administrative, political, religious, and intellectual circles.[39]

Ethnic groups

Sub-ethnic groups of the Azeris within the modern-day borders of Iran following the ceding of the Caucasus to Russia in the 19th century, include the Shahsevan,[45][46][47][48] the Qarapapaqs,[49] the Ayrums,[45] the Bayat,[50] the Qajars,[51] the Qaradaghis,[45][52] and the Gharagozloo, the latter whom are the indigenous population of Central Iran.[53][failed verification]

Background

Origins

A comparative study (2013) on the complete mitochondrial DNA diversity in Iranians has indicated that Iranian Azeris are more related to the people of Georgia, than they are to other Iranians, as well as to Armenians. However the same multidimensional scaling plot shows that Azeris from the Caucasus, despite their supposed common origin with Iranian Azeris, cluster closer with other Iranians (e.g. Persians, etc.) than they do with Iranian Azeris.[54] Other studies support that present day Iranian main genetic stock comes from the ancient autochthonous people and a genetic input from eastern people would be a minor one.[55] Thus, Iranian Azeris have the closest genetic distance to Iranian Kurds[56] and there is no significant difference between these two populations and other major ethnic groups of Iran.[57]

According to the scholar of historical geography, Xavier de Planhol: "Azeri material culture, a result of this multi-secular symbiosis, is thus a subtle combination of indigenous elements and nomadic contributions…. It is a Turkish language learned and spoken by Iranian peasants".[58] According to Richard Frye: "The Turkic speakers of Azerbaijan (q.v.) are descended from the earlier Iranian speakers, several pockets of whom still exist in the region.".[59] According to Olivier Roy: "The mass of the Oghuz Turkic tribes who crossed the Amu Darya towards the west left the Iranian plateau, which remained Persian, and established themselves more to the west, in Anatolia. Here they divided into Ottomans, who were Sunni and settled, and Turkmens, who were nomads and in part Shiite (or, rather, Alevi). The latter were to keep the name "Turkmen"for a long time: from the thirteenth century onwards they "Turkised" the Iranian populations of Azerbaijan (who spoke west Iranian languages such as Caucasian Tat, which is still found in residual forms), thus creating a new identity based on Shiism and the use of Oghuz Turkic. These are the people today known as Azeris.".[60] According to Rybakov: "Speaking of the Azerbaijan culture originating at that time, in the XIV-XV cc., one must bear in mind, first of all, literature and other parts of culture organically connected with the language. As for the material culture, it remained traditional even after the Turkicization of the local population. However, the presence of a massive layer of Iranians that took part in the formation of the Azeri ethnos, have imposed its imprint, primarily on the lexicon of the Azeri language which contains a great number of Iranian and Arabic words. The latter entered both the Azeri and Turkish language mainly through the Iranian intermediary. Having become independent, the Azeri culture retained close connections with the Iranian and Arab cultures. They were reinforced by common religion and common cultural-historical traditions.".[61]

Iranian Azeris have stronger genetic affinity with their immediate geographic neighbors than with populations from Central Asia.

The Iranian origins of the Azeris likely derive from ancient Iranian tribes, such as the Medes in Iranian Azerbaijan, and Scythian invaders who arrived during the 8th century BCE.[62] It is believed that the Medes mixed with an indigenous population, the Mannai, a group related to the Urartians.[63] Ancient written accounts, such as one written by Arab historian Abu al-Hasan Ali ibn al-Husayn al-Masudi (896–956), attest to an Iranian presence in the region:

The Persians are a people whose borders are the Mahat Mountains and Azerbaijan up to Armenia and Aran, and Bayleqan and Darband, and Ray and Tabaristan and Masqat and Shabaran and Jorjan and Abarshahr, and that is Nishabur, and Herat and Marv and other places in land of Khorasan, and Sejistan and Kerman and Fars and Ahvaz...All these lands were once one kingdom with one sovereign and one language...although the language differed slightly. The language, however, is one, in that its letters are written the same way and used the same way in composition. There are, then, different languages such as Pahlavi, Dari, Azeri, as well as other Persian languages.[64]

Scholars see cultural similarities between modern Persians and Azeris as evidence of an ancient Iranian influence.[65] Archaeological evidence indicates that the Iranian religion of Zoroastrianism was prominent throughout the Caucasus before Christianity and Islam and that the influence of various Persian Empires added to the Iranian character of the area.[66] It has also been hypothesized that the population of Iranian Azerbaijan was predominantly Persian-speaking before the Oghuz arrived. This claim is supported by the many figures of Persian literature, such as Qatran Tabrizi, Shams Tabrizi, Nezami, and Khaghani, who wrote in Persian prior to and during the Oghuz migration, as well as by Strabo, Al-Istakhri, and Al-Masudi, who all describe the language of the region as Persian. The claim is mentioned by other medieval historians, such as Al-Muqaddasi.[67] Other common Perso-Azeribaijani features include Iranian place names such as Tabriz[68] and the name Azerbaijan itself.

Various sources such as Encyclopaedia Iranica explain how, "The Turkish speakers of Azerbaijan (q.v.) are mainly descended from the earlier Iranian speakers, several pockets of whom still exist in the region."[59] The modern presence of the Iranian Talysh and Tats in Azerbaijan is further evidence of the former Iranian character of the region.[69][70] As a precursor to these modern groups, the ancient Azaris are also hypothesized as ancestors of the modern Azeris.

History

Background: Dividing of the Azerbaijanis by the Russian Empire

Following the Russo-Persian Wars of 1804–13 and 1826–28, the territories of the Iranian Qajar dynasty in the Caucasus were forcefully ceded to the Russian Empire and the Treaty of Gulistan in 1813 and the Treaty of Turkmenchay in 1828 finalized the borders between the Russian Empire and Qajar Iran.[71][72] The areas to the north of the river Aras, including the territory of the contemporary Republic of Azerbaijan, were Iranian territory until they were occupied by Russia over the course of the 19th century.[73] The Russo-Persian Wars of the 19th century settled the modern-day boundary of Iran, stripping it of all its Caucasian territories and incorporating them into the Russian Empire. The eventual formation of the Azerbaijan Democratic Republic in 1918 established the territory of modern Azerbaijan.

As a direct result of Qajar Iran's forced ceding to Russia, the Azerbaijanis are nowadays parted between two nations: Iran and Azerbaijan.[74] Despite living on two sides of an international border, the Azeris form a single ethnic group.[75]

Russo-Persian War (1826–28)

The burden of the Russo-Persian War (1826–28) was on the tribes of Qaradağ region, who being in front line, provided human resources and provision of Iranian army. In the wake of the war a significant fraction of the inhabitants of this area lived as nomadic tribes (ایلات). The major tribes included; Cilibyanlu 1,500 tents and houses, Karacurlu 2500, Haji Alilu 800, Begdillu 200, and various minor groups 500.[76] At the time Ahar, with 3,500 inhabitants, was the only city of Qaradağ.[77] The Haji-Alilu tribe played major rule in the later political developments.

Persian Constitutional Revolution of early twentieth century

During the Persian Constitutional Revolution Tabriz was the epicenter of battles which followed the ascent to throne of Mohammad Ali Shah Qajar on 8 January 1907. The revolutionary forces were headed by Sattar Khan who was originally from Qaradağ.[78][79][80] Haydar Khan Amo-oghli had significant contribution in the inception and progression of the revolution, and introducing leftist ideas into Iranian mainstream politics.[81] During the following tumultuous years, Amir Arshad, the headman of Haji-Alilu tribe, had major impact on the subsequent political developments in Iran in relation to the status of Iranian Kurds. He is credited with fending off the communism from Iran.[82][83]

Role of Iranian Azeri intellectuals in modern Iranian ultra-nationalism

Mirza Fatali Akhundzade (also known as Akhundov), celebrated ethnic Azerbaijani author, playwright, philosopher, and founder of modern literary criticism.[84] Born in Nukha to a family originally hailing from Iranian Azerbaijan.

The ill-fated Constitutional Revolution did not bring democracy to Iran. Instead, Rezā Shāh, then Brigadier-General of the Persian Cossack Brigade, deposed Ahmad Shah Qajar, the last Shah of the Qajar dynasty, and founded the Pahlavi dynasty in 1925 and established a despotic monarchy.[85][86] His insistence on ethnic nationalism and cultural unitarism along with forced detribalization and sedentarization resulted in suppression of several ethnic and social groups, including Azerbaijanis.[87] Ironically, the main architect of this totalitarian policy, which was justified by reference to racial ultra-nationalism, was Mirza Fatali Akhundov, an intellectual from Azerbaijan.[88][89] In accordance with the Orientalist views of the supremacy of the Aryan peoples, he idealized pre-Islamic Achaemenid and Sassanid empires, whilst negating the 'Islamization' of Persia by Muslim forces."[90] This idealization of a distant past was put into practice by both the Pahlavi kings, particularly Mohammad Reza Pahlavi who honored himself with the title Āryāmehr, Light of the Aryans.[91] Mohammad Reza Pahlavi in an interview concisely expressed his views by declaring, "we Iranians are Aryans, and the fact that we are not adjacent to other Aryan nations in Europe is just a geographical anomaly.".[92]

Mirza Fatali Akhundov is not the only Azeri intellectual in framing Iranian ultra-nationalism. Hassan Taqizadeh, the organizer of "Iran Society" in Berlin, has contributed to the development of Iranian nationalism. Since 1916 he published "Kaveh" periodical in Farsi language, which included articles emphasizing the racial unity of Germans and Iranians.[93][94] Ahmad Kasravi, Taqi Arani, Hossein Kazemzadeh (Iranshahr) and Mahmoud Afshar advocated the suppression of the Azeri language as they supposed that the multilingualism contradicted the racial purity of Iranians.[95][96] Therefore, It is noteworthy that, contrary to what one might expect, many of the leading agents of the construction of an Iranian bounded territorial entity came from non-Persian-speaking ethnic minorities, and the foremost were the Azeris, rather than the nation's titular ethnic group, the Persians.

Pan-Turkism

The most important political development affecting the Middle East at the beginning of the twentieth century was the collapse of the Ottoman and the Russian empires. The idea of a greater homeland for all Turks was propagated by pan-Turkism, which was adopted almost at once as a main ideological pillar by the Committee of Union and Progress and somewhat later by other political caucuses in what remained of the Ottoman Empire. On the eve of World War I, pan-Turkist propaganda focused chiefly on the Turkic-speaking peoples of the southern Caucasus, in Iranian Azerbaijan and Turkistan in Central Asia, with the ultimate purpose of persuading them all to secede from the larger political entities to which they belonged and to join the new pan-Turkic homeland.

It was this latter appeal to Iranian Azeris which, contrary to pan-Turkist intentions, caused a small group of Azeri intellectuals to become the most vociferous advocates of Iran's territorial integrity and sovereignty. If in Europe "romantic nationalism responded to the damage likely to be caused by modernism by providing a new and larger sense of belonging, an all-encompassing totality, which brought about new social ties, identity and meaning, and a new sense of history from one's origin on to an illustrious future,"(42) in Iran after the Constitutional movement romantic nationalism was adopted by the Azerbaijani Democrats as a reaction to the irredentist policies threatening the country's territorial integrity. In their view, assuring territorial integrity was a necessary first step on the road to establishing the rule of law in society and a competent modern state which would safeguard collective as well as individual rights. It was within this context that their political loyalty outweighed their other ethnic or regional affinities.

The failure of the Democrats in the arena of Iranian politics after the Constitutional movement and the start of modern state-building paved the way for the emergence of the titular ethnic group's cultural nationalism. Whereas the adoption of integrationist policies preserved Iran's geographic integrity and provided the majority of Iranians with a secure and firm national identity, the blatant ignoring of other demands of the Constitutional movement, such as the call for formation of society based on law and order, left the country still searching for a political identity. The ultimate purpose was to persuade these populations to secede from the larger political entities to which they belonged and join the new pan-Turkic homeland.[97] It was the latter appeal to Iranian Azeris, which, contrary to Pan-Turkist intentions, caused a small group of Azeri intellectuals to become the strongest advocates of the territorial integrity of Iran.[97]

After the constitutional revolution in Iran, a romantic nationalism was adopted by Azerbaijani Democrats as a reaction to the pan-Turkist irredentist policies threatening Iran's territorial integrity.[97] It was during this period that Iranism and linguistic homogenization policies were proposed as a defensive nature against all others.[97] Contrary to what one might expect, foremost among innovating this defensive nationalism were Iranian Azeris.[97] They viewed that assuring the territorial integrity of the country was the first step in building a society based on law and a modern state.[97] Through this framework, their political loyalty outweighed their ethnic and regional affiliations.[97] The adoption of these integrationist policies paved the way for the emergence of the titular ethnic group's cultural nationalism.[97]

World War II and Soviet intervention

In late 1941 Soviet forces invaded Iran in coordination with British Army under an operation known as Anglo-Soviet invasion of Iran. Their forces broke through the border and moved from the Azerbaijan SSR into Iranian Azerbaijan. Reza Shah was forced by the invading British to abdicate in favor of his son Mohammad Reza Pahlavi who replaced his father as Shah on the throne on 16 September 1941. At the aftermath of a four-year-long tumultuous period the Azerbaijan People's Government, a Soviet puppet state, was established in Tabriz, perhaps through direct involvement of the Soviet leadership.[98][citation needed] This government autonomously ruled the province from November 1945 to November 1946.[99] However, the Soviet soon realized their idea was premature, the mass of population did not support separatism;[100] under largely Western pressure, the Soviet troops withdrew in 1946, which resulted in the quick collapse of the Azerbaijan People's Government.[99]

Iranian Azeri migration to Azerbaijan

Beginning in the 1850s, many Iranian Azeris opted to become work migrants and seek job opportunities in the Russian Empire, primarily in the economically booming Azeri-populated part of the Caucasus. Due to them being Persian subjects, Russian offices often recorded them as "Persians". The migrants referred to one another as hamshahri ("compatriot") as an in-group identity. The word was adopted by the Azeri-speaking locals as həmşəri and has since been applied by them to Iranian Azeri migrants in general. Already in the nineteenth century, the word also spread to urban varieties of Russian of Baku and Tiflis in the form of gamshara (гамшара) or amshara (амшара), where it was, however, used with a negative connotation to mean "a raggamuffin".[101][102] In the Soviet times, the word was borrowed into the Russian slang of Ashkhabad and was used to refer to forestallers.[103]

Iranian Azeris often worked menial jobs, including on dyer's madder plantations in Guba where 9,000 out of 14,000 Iranian Azeri contract workers were employed as of 1867.[104] In the 1886 economic report on the life of the peasantry of the Guba district, Yagodynsky reported frequent cases of intermarriage between the Iranian work migrants and local women which prompted the former to settle in villages near Guba and quickly assimilate. Children from such families would be completely integrated in the community and not be regarded as foreigners or outsiders by its residents.[105]

Starting from the late nineteenth century, Baku was another popular destination for Iranian Azeris, thanks to its highly developing oil industry. By the beginning of the twentieth century, they already constituted 50% of all the oil workers of Baku,[106] and numbered 9,426 people in 1897, 11,132 people in 1903 and 25,096 people in 1913.[107] Amo-oghli and Sattar Khan notably worked in the Baku oil fields before returning to Iran and engaging in politics.

In 1925, there were 45,028 Iranian-born Azeris in the Azerbaijan SSR.[108] Of those, 15,000 (mostly oil workers, port and navy workers and railway workers) had retained Iranian citizenship by 1938 and were concentrated in Baku and Ganja. In accordance with the 1938 decision of the Central Committee of the Communist Party of the Soviet Union, residents of Azerbaijan with Iranian citizenship were given 10 days to apply for Soviet citizenship and were then relocated to Kazakhstan. Those who refused (numbering 2,878 people) became subject to deportation back to Iran immediately.[109] Some naturalized Iranian Azeris were later accused of various anti-Soviet activities and arrested or even executed in the so-called "Iranian operation" of 1938.[110]

After the fall of the Azerbaijan People's Government in 1946, as many as 10,000 Iranian Azeri political émigrés relocated to Soviet Azerbaijan, fleeing the inevitable repressions of the Shah's government.[111] Notable Azeris of Iranian descent living in Azerbaijan included writers Mirza Ibrahimov and Mir Jalal Pashayev, singers Rubaba Muradova and Fatma Mukhtarova, actress Munavvar Kalantarli, poets Madina Gulgun and Balash Azeroghlu and others.

Islamic republic era and today

However, with the advent of the Iranian Revolution in 1979, emphasis shifted away from nationalism as the new government highlighted religion as the main unifying factor. Within the Islamic Revolutionary government there emerged an Azeri nationalist faction led by Ayatollah Kazem Shariatmadari, who advocated greater regional autonomy and wanted the constitution to be revised to include secularists and opposition parties; this was denied.[112] Other Azeris played an important rule in the revolution including Mir-Hossein Mousavi, Mehdi Bazargan, Sadeq Khalkhali, and Ali Khamenei.

Azeris make up 25%[citation needed] of Tehran's population and 30.3%[113] – 33%[24][114] of the population of the Tehran Province. Azeris in Tehran live in all of the cities within Tehran Province.[115] They are by far the largest ethnic group after Persians in Tehran and the wider Tehran Province.[116]

Ethnic status in Iran

Sattar Khan, Iranian Azeri, was a key figure in the Iranian Constitutional Revolution and is held in great esteem by many Iranians.
The supreme leader of Iran (Seyyed Ali Khamenei) as the highest-ranking official in Iran, is an Iranian Azeri

Generally, Azeris in Iran were regarded as "a well integrated linguistic minority" by academics prior to Iran's Islamic Revolution.[117][118] Despite friction, Azeris in Iran came to be well represented at all levels of, "political, military, and intellectual hierarchies, as well as the religious hierarchy.".[119]:188 In addition, the current Supreme Leader of Iran, Ali Khamenei, is half Azeri.[120] In contrast to the claims of de facto discrimination of some Azeris in Iran, the government claims that its policy in the past 30 years has been one of pan-Islamism, which is based on a common Islamic religion of which diverse ethnic groups may be part, and which does not favor or repress any particular ethnicity, including the Persian majority.[121] Persian language is thus merely used as the lingua franca of the country, which helps maintain Iran's traditional centralized model of government. More recently, the Azerbaijani language and culture is being taught and studied at university level in Iran, and there appears to exist publications of books, newspapers and apparently, regional radio broadcasts too in the language.[122] Furthermore, Article 15 of Iran's constitution reads:

The use of regional and tribal languages in the press and mass media, as well as for teaching of their literature in schools, is allowed in addition to Persian.[123]

According to Professor. Nikki R. Keddie of UCLA: "One can purchase newspapers, books, music tapes, and videos in Azeri and Kurdish, and there are radio and television stations in ethnic areas that broadcast news and entertainment programs in even more languages".[124]

Azerbaijani nationalism has oscillated since the Islamic revolution and recently escalated into riots over the publication in May 2006 of a cartoon that many Azeris found offensive.[125][126] The cartoon was drawn by Mana Neyestani, an ethnic Azerbaijani, who was fired along with his editor as a result of the controversy.[127][128]

Another series of protests took place in November 2015, in the cities of Iranian Azerbaijan including Tabriz, Urmia, Ardabil and Zanjan, in response to an episode of a popular children's program called Fitileh which had depicted what was seen as a racist image of Azeris. Mohammad Sarafraz director-general of the IRIB[129] and Davud Nemati-Anarki, the head of the public relations department, officially apologised for the "unintentional offense" caused by the program.[130] Protests were also held in July 2016 in Tehran, Tabriz, Urmia, Maragheh, Zanjan, Ahar, Khoy, and Ardabil in response to "denigration of Azeris by the state media". Plastic bullets were shot at protesters and several people were arrested.[131][132]

Despite sporadic problems, Azeris are an intrinsic community within Iran.[133] Currently, the living conditions of Azeris in Iran closely resemble that of Persians:

The life styles of urban Azeri do not differ from those of Persians, and there is considerable intermarriage among the upper classes in cities of mixed populations. Similarly, customs among Azeri villagers do not appear to differ markedly from those of Persian villagers.[23]

Azeris in Iran are in high positions of authority with the Azeris Ayatollah Ali Khamenei currently sitting as the Supreme Leader. Azeris in Iran remain quite conservative in comparison to most Azeris in the Republic of Azerbaijan. Nonetheless, since the Republic of Azerbaijan's independence in 1991, there has been renewed interest and contact between Azeris on both sides of the border. Andrew Burke writes:

Azeri are famously active in commerce and in bazaars all over Iran their voluble voices can be heard. Older Azeri men where the traditional wool hat and their music and dances have become part of the mainstream culture. Azeris are well integrated and many Azeri Iranians are prominent in Persian literature, politics and clerical world.[134]

According to Bulent Gokay:

The Northern part of Iran, that used to be called Azerbaijan, is inhabited by 17 million Azeris. This population has been traditionally well integrated with the multi-ethnic Iranian state.[135]

Richard Thomas, Roger East, and Alan John Day state:

The 15–20 million Azeri Turks living in northern Iran, ethnically identical to Azeris, have embraced Shia Islam and are well integrated into Iranian society[136]

According to Michael P. Croissant:

Although Iran's fifteen-million Azeri population is well integrated into Iranian society and has shown little desire to secede, Tehran has nonetheless shown extreme concern with prospects of the rise of sentiments calling for union between the two Azerbaijans.[137]

Iranian Azerbaijan has seen some anti-government protests by Iranian Azerbaijanis in recent years, most notably in 2003, 2006, 2007 and 2015[citation needed]

While Iranian Azeris may seek greater linguistic rights, few of them display separatist tendencies. Extensive reporting by Afshin Molavi, an Iranian Azeri scholar, in the three major Azeri provinces of Iran, as well as among Iranian Azeris in Tehran, found that separatist sentiment was not widely held among Iranian Azeris . Few people framed their genuine political, social and economic frustration – feelings that are shared by the majority of Iranians – within an ethnic context.[133]

According to another Iranian Azeri scholar Dr. Hassan Javadi – a Tabriz-born, Cambridge-educated scholar of Azerbaijani literature and professor of Persian, Azeri and English literature at George Washington University – Iranian Azeris have more important matters on their mind than cultural rights. "Iran's Azeri community, like the rest of the country, is engaged in the movement for reform and democracy," Javadi told the Central Asia Caucasus Institute crowd, adding that separatist groups represent "fringe thinking." He also told EurasiaNet: "I get no sense that these cultural issues outweigh national ones, nor do I have any sense that there is widespread talk of secession."[133]

Culture

Iranian Azeris, a Turkic speaking people, are culturally apart of the Iranian peoples and have influenced Iranian culture.[138] At the same time, they have influenced and been influenced by their non-Iranian neighbors, especially Caucasians and Russians. Azeri music is distinct music that is tightly connected to the music of other Iranian peoples such as Persian music and Kurdish music, and also the music of the Caucasian peoples. Although the Azerbaijani language is not an official language of Iran it is widely used, mostly orally, among the Iranian Azeris.

Literature

Jahan Shah (r. 1438–67), the Qara Qoyunlu ("black sheep") ruler of Azerbaijan was a master poet. He compiled a diwan under the pen-name Haqiqi. Shah Isma'il (1487–1524), who used the pen-name Khata'i, was a prominent ruler-poet and has, apart from his diwan compiled a mathnawi called Deh-name, consisting of some eulogies of Ali, the fourth Caliph of early Islam.[139] After the Safavid era, Azeri could not sustain its early development. The main theme of the seventeenth and eighteenth centuries was the development of verse-folk stories, mainly intended for performance by Ashughs in weddings. The most famous among these literary works are Koroghlu,[140] Ashiq Qərib, and Kərəm ile Əslı.

Following the establishing of Qajar dynasty in Iran Azerbaijani literature flourished and reached its peak by the end of the nineteenth century. By then, journalism had been launched in Azerbaijani language and social activism had become the main theme of literary works. The most influential writers of this era are Fathali Akhondzadeh[141] and Mojez Shabestari.

Pahlavi era was the darkest period for Azerbaijani literature. The education and publication in Azerbaijani language was banned and writers of Azerbaijan, such as Gholam-Hossein Saedi, Samad Behrangi and Reza Barahani, published their works in Farsi language. The only exception was Mohammad-Hossein Shahriar, who is famous for his verse book, Heydar Babaya Salam;[142] simply he was too mighty to be censored. Shahriar's work was an innovative way of summarizing the Cultural identity in concise poetic form and was adapted by a generation of lesser known poets, particularly from Qareh Dagh region, to record their oral traditions. One remarkable example is Abbas Eslami, known with his pen-name Barez, (1932–2011)[143] who described the melancholic demise of his homeland in a book titled mourning Sabalan.[144] Another example is Mohamad Golmohamadi's long poem, titled I am madly in love with Qareh Dagh (قاراداغ اؤلکه‌سینین گؤر نئجه دیوانه‌سی ام), is a concise description of the region's cultural landscape.[145]

The long lasting suppression finally led to a generation of revolutionary poets, composing verses by allegoric allusion to imposing landscape of Azerbaijan:

Sahand, o mountain of pure snow,
Descended from Heaven with Zoroaster
Fire in your heart, snow on your shoulders,
with storm of centuries,
And white hair of history on your chest ...

Yadollah Maftun Amini (born in 1926)[146]

After the Islamic revolution of 1979 the ban on Azeri publications in Iran has eased. However, great literary works have not yet appeared and glory days of fifteenth century ruler-poets is not on the horizon. The contemporary literature is restricted to oral traditions, such as bayaties.[147][148]

Music

An Ashugh performance

The traditional Azeri music can be classified into two categories: the music of "ashugh" and the "mugham". Mugham, despite its similarity to Persian classic music and utmost importance in Azerbaijan, has not been popular among Iranian Azeris. The ashugh music had survived in mountainous region of Qaradağ and presently is identified as the representative of the cultural identity of Azeris. Recent innovative developments, aiming to enhance the urban-appealing aspects of this ashugh performances, has drastically enhanced the status of ashugh music. The opening of academic style music classes in Tabriz by master ashughs, such as Ashig Imran Heidari and Ashig Changiz Mehdipour, has greatly contributed to the ongoing image building.

Art

Living in cross-road of many civilizations, Azeris artisans have developed a rich tradition of decorative arts including rugs, lace, printed textiles, jewelry, vessels made of copper, engraved metals, wooden articles and ceramics. Among these, carpet weaving stands out as the acme of Azeri art.

Carpet weaving

Tabriz is one of the main centers of carpet weaving in Iran. At present 40% of Iranian carpet exports are originated from Tabriz.[149] These carpets are generally known as Tabriz rugs. Another carpet weaving center is Ardebil, which, despite being overshadowed by Tabriz in recent years, has produced the finest carpets in past. Two most famous Iranian rugs in the world had been woven in Ardebil in 1540. One is hung in the Victoria and Albert Museum in London, and the other is in the Los Angeles County Museum of Arts. These carpets have silk warps and contain over thirty million knots.[150]

The acme of carpet weaving art is manifested in Verni,[151][152] which was originated in Nagorno-Karabakh. Verni is a carpet-like kilim with a delicate and fine warp and woof, which is woven without a previous sketch, thanks to the creative talents of nomadic women and girls. Verni weavers employ the image of birds and animals (deer, rooster, cat, snake, birds, gazelle, sheep, camel, wolf and eagle) in simple geometrical shapes, imitating the earthenware patterns that were popular in prehistoric times.[153] A key décor feature, which is intrinsic to many Vernis, is the S-element. Its shape varies, it may resemble both figure 5 and letter S. This element means "dragon" among the nomads. At present, Verni is woven by the girls of Arasbaran Tribes, often in the same room where the nomadic tribes reside,[154] and is a significant income source for about 20000 families in Qaradagh region.[155][156] Verni weavers employ the image of birds and animals in simple geometrical shapes, imitating the earthenware patterns that were popular in prehistoric times.

Religion

The majority of Azeris are followers of Shia Islam. Azeris commemorate Shia holy days (ten first days of the holy month of Muharram) at least with the same intensity as other Iranians. In metropolitan cities with mixed ethnic composition, such as Tehran, Azeris are thought to be more intense in their expression of religious ritual than their Persian counterparts.[157] However, Azeris are less inclined to Islamism. This is evident by the fact that just before revolution Azeris followed either Mohammad Kazem Shariatmadari or Kho'i, both traditionalist jurists. In contrast, Persians followed more radical Ruhollah Khomeini.[citation needed]

There is also a small minority of Azeris who practice the Bahá'í Faith.[158][159] Also in recent years, some Azeris in Iran have begun converting to Christianity,[160] which is strictly prohibited and can result in imprisonment.[161]

Followers of Yarisan religion (Goran in the Azeri language) constitute a significant fraction of the population. In some regions Yarisan followers are sometimes known as Shamlus, a clear reference to the name of Shamlu tribe, which was one of the main constituents of Qizilbash confederation.[citation needed]

Notable people

See also

Notes

Notes
^a This figure is included Azerbaijanis native in Turkey from cities (Ardahan, Iğdır and Kars)

References

  1. ^ "Azerbaijani (people)". Encyclopædia Britannica. Archived from the original on 20 August 2013. Retrieved 3 September 2013.
  2. ^ "Azerbaijani (آذربايجانجا ديلي / Азәрбајҹан дили / Azərbaycan dili)". omniglot. Archived from the original on 5 September 2015. Retrieved 3 September 2015.
  3. ^ Minahan, James (2002). Encyclopedia of the Stateless Nations: S-Z. Greenwood Publishing Group. p. 1765. ISBN 978-0-313-32384-3"Approximately (2002e) 18,500,000 Southern Azeris in Iran, concentrated in the northwestern provinces of East and West Azerbaijan. It is difficult to determine the exact number of Southern Azeris in Iran, as official statistics are not published detailing Iran's ethnic structure. Estimates of the Southern Azeri population range from as low as 12 million up to 40% of the population of Iran – that is, nearly 27 million..."
  4. ^ Ali Gheissari, "Contemporary Iran: Economy, Society, Politics: Economy, Society, Politics", Oxford University Press, 2 April 2009. pg 300. Azeri ethnonationalist activist, however, claim that number to be 24 million, hence as high as 35 percent of the Iranian population"
  5. ^ Rasmus Christian Elling. Minorities in Iran: Nationalism and Ethnicity after Khomeini. Palgrave Macmillan, 2013. Quote: "The number of Azeris in Iran is heavily disputed. In 2005, Amanolahi estimated all Turkic-speaking communities in Iran to number no more than 9 million. CIA and Library of congress estimates range from 16 percent to 24 percent – that is, 12–18 million people if we employ the latest total figure for Iran's population (77.8 million). Azeri ethnicsts, on the other hand, argue that overall number is much higher, even as much as 50 percent or more of the total population. Such inflated estimates may have influenced some Western scholars who suggest that up to 30 percent (that is, some 23 million today) Iranians are Azeris."
  6. ^ "Iran". The World Factbook. Archived from the original on 3 February 2012. Retrieved 26 August 2013.
  7. ^ "Iran" (PDF). Library of Congress. May 2008. Archived (PDF) from the original on 16 March 2015. Retrieved 26 August 2013.
  8. ^ "Iran". Ethnologue. Archived from the original on March 9, 2001. Retrieved 5 July 2015.
  9. ^ "Iran" (PDF). New America Foundation. June 12, 2009. Archived from the original (PDF) on 23 July 2013. Retrieved 31 August 2013.
  10. ^ "Languages in Turkey". Ethnologue. 2013. Archived from the original on 3 September 2013. Retrieved 26 August 2013.
  11. ^ source is outdated and does not exist
  12. ^ Reza Moridi. "Azerbaijani diaspora in Canada". news.az. Archived from the original on 2013-10-02.
  13. ^ "New Page 1". web.mit.edu. Archived from the original on 2011-11-25.
  14. ^ MacCagg, William O.; Silver, Brian D. (10 May 1979). Soviet Asian ethnic frontiers. Pergamon Press. ISBN 9780080246376 – via Google Books.
  15. ^ Binder, Leonard (10 May 1962). "Iran: Political Development in a Changing Society". University of California Press – via Google Books.
  16. ^ Hobbs, Joseph J. (13 March 2008). World Regional Geography. Cengage Learning. ISBN 978-0495389507 – via Google Books.
  17. ^ "Richard Nelson Frye, "Persia", Allen & Unwin, 1968. pp 17: "in World War II, contact with brethren in Soviet Azerbaijan likewise were not overly cordial since the Persian Azeris are committed to Iranian culture and consider their destiny to be with the Persians rather than with other Turks"
  18. ^ Tadeusz Swietochowski, "Russian Azerbaijan, 1905–1920: The Shaping of a National Identity in a Muslim Community", Cambridge University Press, 2004. pg 192: [1] Excerpt "...identity with the Persian Azerbaijanis"
  19. ^ "Iran – Turkic-speaking Groups". countrystudies.us. Archived from the original on 2011-08-19.
  20. ^ Encyclopedia of the Stateless Nations: S-Z Volume 4 of Encyclopedia of the Stateless Nations: Ethnic and National Groups Around the World, James Minahan, ISBN 0-313-31617-1, ISBN 978-0-313-31617-3, Author James Minahan, Publisher Greenwood Publishing Group, 2002, ISBN 0-313-32384-4, ISBN 978-0-313-32384-3, Length 2241 pages
  21. ^ "CIAO". www.ciaonet.org. Archived from the original on 2007-12-01.
  22. ^ Michael Knüppel, E. "Turkic Languages of Persia". Encyclopædia Iranica. Archived from the original on 2013-09-21. Retrieved 2013-09-19.
  23. ^ a b Library of Congress, "Country Studies"- Iran: Azarbaijanis "Iran – Azarbaijanis". Archived from the original on 2011-07-04. Retrieved 2011-03-30. accessed March 2011.
  24. ^ a b "Chapter 2 – The Society and Its Environment: People and Languages: Turkic-speaking Groups: Azarbaijanis" in A Country Study: Iran Library of Congress Country Studies, Table of Contents Archived 2007-03-13 at the Wayback Machine, last accessed 19 November 2008
  25. ^ The Turkish Language in Iran Archived 2013-10-05 at the Wayback Machine By Ahmed Kasravi, latimeria: Prof. Dr. Evan Siegal, Journal of Azerbaijani Studies, 1998, Vol. 1, No 2, [6], Khazar University Press, ISSN 1027-3875
  26. ^ "فرمانداري همدان". hamedan-hm.ir. Archived from the original on 2013-11-01.
  27. ^ electricpulp.com. "Turkic Languages of Persia: An Overview – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Archived from the original on 2013-09-21.
  28. ^ a b "Iran-Azerbaijanis". Library of Congress Country Studies. December 1987. Archived from the original on 23 March 2015. Retrieved 13 August 2013.
  29. ^ Plan review and assess the country's culture indicators (indicators Ghyrsbty) {report}: Qazvin Province / General Council of the Order of the Executive Director is responsible for planning and policy: Mansoor Vaezi; run company experienced researchers Us – ISBN 978-600-6627-53-3 * Publication Status: Tehran – Institute Press book, published in 1391 * appearance: 268 p: table (the color), diagrams (colored part)
  30. ^ National Bibliography Number: 2887000/plan review and assess the country's culture indicators (indicators Ghyrsbty) {report}: Markazi Province / General Council of the Order of the Executive Director is responsible for planning and policy: Mansoor Vaezi; run company experienced researchers Us – ISBN 978-600-6627-63-2 * Publication Status: Tehran – Institute Press book, published in 1391 * appearance: 276 p: table (the color), diagrams (colored part)
  31. ^ a b "Kordestan." Encyclopædia Britannica. 2009. Encyclopædia Britannica Online. 5 Apr. 2009
  32. ^ Government of Kurdistan Province Archived 2013-05-10 at the Wayback Machine People and culture (English)
  33. ^ "Komijan County". IRIB Aftab Channel. 2009. Archived from the original on January 21, 2014. Retrieved August 19, 2013.
  34. ^ "Khondab County". IRIB Aftab Channel. 2008. Archived from the original on August 31, 2013. Retrieved August 19, 2013.
  35. ^ a b "Markazi Province". Office of Culture and Islamic Guidance, Markazi Province. Archived from the original on February 25, 2013. Retrieved August 18, 2012.
  36. ^ "Saveh County". IRIB Aftab Channel. August 2013. Archived from the original on September 1, 2013. Retrieved August 19, 2013.
  37. ^ "Zarandieh County". Office of Culture and Islamic Guidance, Markazi Province. Archived from the original on November 3, 2013. Retrieved August 19, 2013.
  38. ^ "Shazand County". Office of Culture and Islamic Guidance Markazi Province. Archived from the original on December 28, 2013. Retrieved August 19, 2013.
  39. ^ a b c "Azerbaijan vi. Population and its Occupations and Culture". Encyclopædia Iranica. August 18, 2011. Archived from the original on October 2, 2012. Retrieved August 18, 2012.
  40. ^ National Bibliography Number: 2887741 / plan review and assess the country's culture indicators (indicators Ghyrsbty) {report}: Tehran Province / General Council of the Order of the Executive Director is responsible for planning and policy: Mansoor Vaezi; run company experienced researchers Us – ISBN 978-600-6627-42-7 * Publication Status: Tehran – Institute Press book, published in 1391 * appearance: 296 p: table (the color), diagrams (colored part)
  41. ^ National Bibliography Number: 2890690 / plan review and assess the country's culture indicators (indicators Ghyrsbty) {report}: Tehran 199066, Mashhad 292341, Isfahan 170017, Tabriz 18481, Karaj 278252, Shiraz 251703, Ahwaz 176403, Qom 207877 / General Council of the Order of the Executive Director is responsible for planning and policy: Mansoor Vaezi; run company experienced researchers Us – ISBN 978-600-6627-68-7 * Publication Status: Tehran – Institute Press book, published in 1391 * appearance: 296 p: table (the color), diagrams (colored part)
  42. ^ National Bibliography Number: 2878470 / plan review and assess the country's culture indicators (indicators Ghyrsbty) {report}: Qom Province / General Council of the Order of the Executive Director is responsible for planning and policy: Mansoor Vaezi; run company experienced researchers Us – ISBN 978-600-6627-54-0 * Publication Status: Tehran – Institute Press book, published in 1391 * appearance: 270 p: table (the color), diagrams (colored part)
  43. ^ National Bibliography Number: 2890577 / plan review and assess the country's culture indicators (indicators Ghyrsbty) {report}: Alborz Province / General Council of the Order of the Executive Director is responsible for planning and policy: Mansoor Vaezi; run company experienced researchers Us – ISBN 978-600-6627-39-7 * Publication Status: Tehran – Institute Press book, published in 1391 * appearance: 291 p: table (the color), diagrams (colored part)
  44. ^ The Turkish Language in Iran Archived 2013-10-05 at the Wayback Machine By Ahmed KASRAVI, latimeria: Prof. Dr. Evan Siegal, Journal of Azerbaijani Studies, 1998, Vol. 1, No 2, [6], Khazar University Press, ISSN 1027-3875
  45. ^ a b c "Азербайджанцы" (in Russian). Большая советская энциклопедия. – М.: Советская энциклопедия. 1969—1978. Archived from the original on 2017-07-06.
  46. ^ Институт этнологии и антропологии им. Н.Н. Миклухо-Маклая. "Кавказский этнографический сборник". www.history.az. Archived from the original on 2011-08-25.
  47. ^ Савина В. И. (1980). "Этнонимы и топонимии Ирана". Ономастика Востока. М.: Наука. p. 151.
  48. ^ Волкова Н. Г. (1996). "Этнонимия в трудах экономического обследования Кавказа 1880-х годов". Имя и этнос: общие вопросы ономастики, этнонимия, антропонимия, теонимия, топонимия: сборник. М.: Ин-т этнологии и антропологии. pp. 24–30. ISBN 978-5-201-00825-3.
  49. ^ "Азербайджанцы, армяне, айсоры". Народы Передней Азии. М.: Изд-во Академии наук СССР. 1957. p. 286.
  50. ^ Российский этнографический музей. Глоссарий. Баяты[permanent dead link]
  51. ^ James Stuart Olson, Lee Brigance Pappas, Nicholas Charles Pappas. An Ethnohistorical dictionary of the Russian and Soviet empires

    KAJAR. The Kajars are considered a subgroup of the Azerbaijanis*. Historically, they have been a Turkic* Tribe who lived in Armenia. In the seventeenth and eighteenth centuries, when the Safavids tried to conquer the region, the Kajars settled in the Karabakh Khanate of western Azerbaijan. Agha Mohammed, a Kajar leader, overturned the Zend dynasty in Iran and established Kajar control in the area. This arrangement lasted u^il Reza Shah came to power in Iran in 1925. The Kajar population today exceeds 35,000 people, the vast majority of whom live in Iran.

  52. ^ "Азербайджанцы, армяне, айсоры". Народы Передней Азии. М.: Изд-во Академии наук СССР. 1957. p. 284.
  53. ^ "Azerbaijani, South". ethnologue.com. Archived from the original on 2013-07-03.
  54. ^ Derenko, M., Malyarchuk, B., Bahmanimehr, A., Denisova, G., Perkova, M., Farjadian, S., & Yepiskoposyan, L. (2013). Complete Mitochondrial DNA Diversity in Iranians Archived 2015-01-02 at the Wayback Machine. PLoS ONE, 8(11), e80673.
  55. ^ "Origin of Azeris (Iran) according to HLA genes". International Journal of Modern Anthropology: 131. 2017.
  56. ^ "Origin of Azeris (Iran) according to HLA genes". International Journal of Modern Anthropology: 133. 2017.
  57. ^ Farjadian, S.; Ghaderi, A. (December 2007). "HLA class II similarities in Iranian Kurds and Azeris". International Journal of Immunogenetics. 34 (6): 457–463. doi:10.1111/j.1744-313x.2007.00723.x. ISSN 1744-3121. PMID 18001303. Neighbor‐joining tree based on Nei's genetic distances and correspondence analysis according to DRB1, DQA1 and DQB1 allele frequencies showed a strong genetic tie between Kurds and Azeris of Iran. The results of AMOVA revealed no significant difference between these populations and other major ethnic groups of Iran
  58. ^ De Planhol, X. (2005), "Lands of Iran" in Encyclopædia Iranica.
  59. ^ a b R. N. Frye: Encyclopædia Iranica Archived 2009-12-15 at the Wayback Machine, May 2, 2006
  60. ^ Olivier Roy. "The new Central Asia", I.B. Tauris, 2007.Pg 7
  61. ^ ""History of the East" ("Transcaucasia in 11th–15th centuries" in Rostislav Borisovich Rybakov (editor), History of the East. 6 volumes. v. 2. "East during the Middle Ages: Chapter V., 2002. – ISBN 5-02-017711-3. "Archived copy". Archived from the original on 2011-07-13. Retrieved 2011-03-30.CS1 maint: archived copy as title (link) )".
  62. ^ Frye, R. N. (15 December 2004). "Peoples of Iran". Encyclopædia Iranica. Retrieved 29 January 2012.
  63. ^ "Ancient Persia" Archived 2005-03-13 at the Wayback Machine, Encyclopedia Americana (retrieved 8 June 2006).
  64. ^ (Al Mas'udi, Kitab al-Tanbih wa-l-Ishraf, De Goeje, M.J. (ed.), Leiden, Brill, 1894, pp. 77–8)
  65. ^ "Azerbaijan" Archived 2006-05-17 at the Wayback Machine, Columbia Encyclopedia (retrieved 8 June 2006).
  66. ^ "Various Fire-Temples" Archived 2006-04-30 at the Wayback Machine, University of Calgary (retrieved 8 June 2006).
  67. ^ Al-Muqaddasi, Ahsan al-Taqāsīm, p. 259 & 378, "... the Azerbaijani language is not pretty [...] but their Persian is intelligible, and in articulation it is very similar to the Persian of Khorasan ...", tenth century, Persia (retrieved 18 June 2006).
  68. ^ "Tabriz" Archived 2007-05-15 at the Wayback Machine (retrieved 8 June 2006).
  69. ^ "Report for Talysh" Archived 2011-06-28 at the Wayback Machine, Ethnologue (retrieved 8 June 2006).
  70. ^ "Report for Tats" Archived 2006-03-21 at the Wayback Machine, Ethnologue (retrieved 8 June 2006).
  71. ^ Harcave, Sidney (1968). Russia: A History: Sixth Edition. Lippincott. p. 267.
  72. ^ Mojtahed-Zadeh, Pirouz (2007). Boundary Politics and International Boundaries of Iran: A Study of the Origin, Evolution, and Implications of the Boundaries of Modern Iran with Its 15 Neighbors in the Middle East by a Number of Renowned Experts in the Field. Universal. p. 372. ISBN 978-1-58112-933-5.
  73. ^ Swietochowski, Tadeusz (1995). Russia and Azerbaijan: A Borderland in Transition. Columbia University Press. pp. 69, 133. ISBN 978-0-231-07068-3.
  74. ^ Swietochowski, Tadeusz. Eastern Europe, Russia and Central Asia 2003 Archived 2015-10-27 at the Wayback Machine Taylor and Francis, 2003. ISBN 1857431375 p 104
  75. ^ "Azerbaijani (people)". Encyclopædia Britannica. Archived from the original on 23 January 2012. Retrieved 24 January 2012.
  76. ^ R. Khanam, Encycl. Ethnography of Middle-East And Central Asia, 2005, p. 313
  77. ^ Bibliothèque orientale Elzévirienne, Volume 52; Volume 55, 1887 p.224.
  78. ^ Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions, Princeton University Press, 1982 p.97
  79. ^ اسماعيل اميرخيزى، قيام آذربايجان و ستار خان، ۱۹۶۰، كتابفروشى تهران
  80. ^ حسین دوستى، "حماسه ها و حماسه سازان انقلاب مشروطيت: با تاءکید بر نقش مردم ارسباران (قره داغ)"، باران، ۲۰۰۶
  81. ^ Ismāʻīl Rā'īn, "Ḥaydar Khān Āmūʹūghlī", Intishārāt-i Muʼassasah-i Taḥqiq-i Rāʼīn, Tehran
  82. ^ "Archived copy". Archived from the original on 2014-03-09. Retrieved 2014-02-08.CS1 maint: archived copy as title (link)
  83. ^ Stephanie Cronin, 'The Making of Modern Iran: State and Society Under Riza Shah, 1921–1941', 2007, p. 207
  84. ^ Parsinejad, Iraj. A History of Literary Criticism in Iran (1866–1951). He lived in the Russian Empire. Bethesda, MD: Ibex, 2003. p. 44.
  85. ^ Abrahamian, History of Modern Iran, (2008), p.91
  86. ^ Roger Homan, "The Origins of the Iranian Revolution Archived 2016-09-17 at the Wayback Machine," International Affairs 56/4 (Autumn 1980): 673–7.
  87. ^ Abrahamian, Ervand (1982). Iran Between Two Revolutions. Princeton, New Jersey: Princeton University Press. pp. 123–163. ISBN 9780691053424. OCLC 7975938.
  88. ^ Cottam, Richard W. (1979). Nationalism in Iran. Pittsburgh: University of Pittsburgh Press. p 18.
  89. ^ Bayat, Mangol (1991). Iran’s First Revolution: Shi’ism and the Constitutional Revolution of 1905–1909. Oxford & New York: Oxford University Press. p 145.
  90. ^ Adib-Moghaddam, Arshin (2006), "Reflections on Arab and Iranian Ultra-Nationalism", Monthly Review Magazine, 11/06, archived from the original on 2008-11-18.
  91. ^ Keddie, Nikki R.; Richard, Yann (2006), Modern Iran: Roots and Results of Revolution, Yale University Press, pp. 178f, ISBN 978-0-300-12105-6.
  92. ^ "نژاد آریایی". BBC Persian. Archived from the original on 2012-08-22.
  93. ^ بهنام، جمشید (1386). برلنی ها: اندیشمندان ایرانی در برلن 1915–1930. نشر فرزان، تهران.
  94. ^ فشار یزدی، محمود (1338). "زوال زبان فارسی یعنی زوال ملت ایران." در آینده، دوره چهارم، شماره 4، مسلسل 44 (اسفند 1388)، صص 268-
  95. ^ "سیری در گفتمانِ ناسیونالیسمِ "آریایی" در ایران". akhbar-rooz.com. Archived from the original on 2013-12-12.
  96. ^ افشار، ایرج (1372). زندگیِ طوفانی. تهران: انتشارات علمی. صص181–184
  97. ^ a b c d e f g h Touraj Atabaki, "Recasting Oneself, Rejecting the Other: Pan-Turkism and Iranian Nationalism" in Van Schendel, Willem(Editor). Identity Politics in Central Asia and the Muslim World: Nationalism, Ethnicity and Labour in the Twentieth Century. London, GBR: I. B. Tauris & Company, Limited, 2001. Actual Quote:

    As far as Iran is concerned, it is widely argued that Iranian nationalism was born as a state ideology in the Reza Shah era, based on philological nationalism and as a result of his innovative success in creating a modern nation-state in Iran. However, what is often neglected is that Iranian nationalism has its roots in the political upheavals of the 19th century and the disintegration immediately following the Constitutional revolution of 1905– 9. It was during this period that Iranism gradually took shape as a defensive discourse for constructing a bounded territorial entity – the "pure Iran" standing against all others. Consequently, over time there emerged among the country's intelligentsia a political xenophobia which contributed to the formation of Iranian defensive nationalism. It is noteworthy that, contrary to what one might expect, many of the leading agents of the construction of an Iranian bounded territorial entity came from non-Persian-speaking ethnic minorities, and the foremost were the Azeris, rather than the nation's titular ethnic group, the Persians.

    ....

    In the middle of April 1918, the Ottoman army invaded Azerbaijan for the second time.

    ...

    Contrary to their expectations, however, the Ottomans did not achieve impressive success in Azerbaijan. Although the province remained under quasi-occupation by Ottoman troops for months, attempting to win endorsement for pan-Turkism ended in failure.

    ...

    The most important political development affecting the Middle East at the beginning of the twentieth century was the collapse of the Ottoman and the Russian empires. The idea of a greater homeland for all Turks was propagated by pan-Turkism, which was adopted almost at once as a main ideological pillar by the Committee of Union and Progress and somewhat later by other political caucuses in what remained of the Ottoman Empire. On the eve of World War I, pan-Turkist propaganda focused chiefly on the Turkic-speaking peoples of the southern Caucasus, in Iranian Azerbaijan and Turkistan in Central Asia, with the ultimate purpose of persuading them all to secede from the larger political entities to which they belonged and to join the new pan-Turkic homeland. It was this latter appeal to Iranian Azeris which, contrary to pan-Turkist intentions, caused a small group of Azeri intellectuals to become the most vociferous advocates of Iran's territorial integrity and sovereignty. If in Europe ‘romantic nationalism responded to the damage likely to be caused by modernism by providing a new and larger sense of belonging, an all-encompassing totality, which brought about new social ties, identity and meaning, and a new sense of history from one's origin on to an illustrious future’,(42) in Iran after the Constitutional movement romantic nationalism was adopted by the Azerbaijani Democrats as a reaction to the irredentist policies threatening the country's territorial integrity. In their view, assuring territorial integrity was a necessary first step on the road to establishing the rule of law in society and a competent modern state which would safeguard collective as well as individual rights. It was within this context that their political loyalty outweighed their other ethnic or regional affinities. The failure of the Democrats in the arena of Iranian politics after the Constitutional movement and the start of modern state-building paved the way for the emergence of the titular ethnic group's cultural nationalism. Whereas the adoption of integrationist policies preserved Iran's geographic integrity and provided the majority of Iranians with a secure and firm national identity, the blatant ignoring of other demands of the Constitutional movement, such as the call for formation of society based on law and order, left the country still searching for a political identity.

  98. ^ Cold War International History Project-Collection- 1945–46 Iranian Crisis. http://www.wilsoncenter.org/index.cfm?topic_id=1409&fuseaction=va2.browse&sort=Collection&item=1945%2D46%20Iranian%20Crisis Archived July 15, 2010, at the Wayback Machine
  99. ^ a b Thomas De Waal, "The Caucasus: an introduction", Oxford University Press US, 2010. pp 87: "Soviet troops moved into Iranian, and a shored lived "Azerbaijan People's Government in Iran," led by the Iranian Azeri Communist Ja'far Pishevari, was set up in Tabriz in 1945–46. But the Soviet-backed puppet state collapsed in 1946 after Soviet forces withdrew, again under Western pressure.
  100. ^ "As it turned out, the Soviets had to recognize that their ideas on Iran were premature. The issue of Iranian Azerbaijan became one of the opening skirmishes of the Cold War, and, largely under the Western powers' pressure, Soviet forces withdrew in 1946. The autonomous republic collapsed soon afterward, and the members of the Democratic Party took refuge in the Soviet Union, fleeing Iranian revenge.. In Tabriz, the crowds that had just recently applauded the autonomous republic were now greeting the returning Iranian troops, and Azeri students publicly burned their native-language textbooks. The mass of the population was obviously not ready even for a regional self-government so long as it smacked of separatism". (Swietochowski, Tadeusz 1989. "Islam and the Growth of National Identity in Soviet Azerbaijan", Kappeler, Andreas, Gerhard Simon, Georg Brunner eds. Muslim Communities Reemerge: Historical Perspective on Nationality, Politics, and Opposition in the Former Soviet Union and Yugoslavia. Durham: Duke University Press, pp. 46–60.)
  101. ^ «Кругом как хочу» Archived 2016-01-31 at the Wayback Machine. Vecherny Tbilisi. 10 February 2010.
  102. ^ Белова Н. К. Об отходничестве из Северо-Западного Ирана в конце XIX – начале XX века // Вопросы истории. – М.: Изд-во "Правда", Октябрь 1956. – № 10. – С. 114
  103. ^ "Russian-Turkmen Historical Dictionary". central-eurasia.com. Archived from the original on 2013-07-17.
  104. ^ Сумбатзаде А. С. Рост торгового земледелия в Азербайджане во второй половине XIX века (К вопросу о развитии российского капитализма вширь) // Вопросы истории. – М.: Изд-во "Правда", Апрель 1958. – № 4. – С. 123.
  105. ^ Экономический быт государственных крестьян в южной части Кубинского уезда Бакинской губернии (comp. by Yagodynsky).
  106. ^ Реза Годс М. Иран в XX веке: политическая история. – М.: Наука, 1994. – С. 33.
  107. ^ Audrey Altstadt. The Azerbaijani Turks: Power and Identity Under Russian Rule. Hoover Press, 1992; p. 241
  108. ^ Большая советская энциклопедия. – 1-е изд.. – М.: Советская энциклопедия, 1926. – Т. 1. – С. 641.
  109. ^ Постановление ЦК ВКП(б) о принятии советского подданства подданными Ирана с приложением справки о наличии иранцев в Азербайджане Archived 2016-01-31 at the Wayback Machine. 1938. РГАСПИ. Ф. 17. Оп. 3. Д. 994.
  110. ^ «Большой террор»: 1937–1938. Краткая хроника Archived 2010-01-27 at the Wayback Machine.
  111. ^ Brenda Shaffer. Borders and Brethren: Iran and the Challenge of Azerbaijani Identity. MIT Press, 2002; p. 57
  112. ^ "Shi'ite Leadership: In the Shadow of Conflicting Ideologies", by David Menashri, Iranian Studies, 13:1–4 (1980) (retrieved 10 June 2006).
  113. ^ National Bibliography Number: 2887141 / plan review and assess the country's culture indicators (indicators Ghyrsbty) {report}: Tehran Province / General Council of the Order of the Executive Director is responsible for planning and policy: Mansoor Vaezi; run company experienced researchers Us – ISBN 978-600-6627-42-7 * Publication Status: Tehran – Institute Press book, published in 1391 * appearance: 296 p: table (the color), diagrams (colored part)
  114. ^ "Archived copy". Archived from the original on 2013-07-01. Retrieved 2013-07-15.CS1 maint: archived copy as title (link)
  115. ^ "Assessment for Azerbaijanis in Iran". UNHCR. 31 December 2003. Archived from the original on 2 February 2014. Retrieved 2013-07-05.
  116. ^ "Azeris". World Directory of Minorities and Indigenous People. Archived from the original on 2013-09-21. Retrieved 2013-07-05.
  117. ^ Higgins, Patricia J. (1984) "Minority-State Relations in Contemporary Iran" Iranian Studies 17(1): pp. 37–71, p. 59
  118. ^ Binder, Leonard (1962) Iran: Political Development in a Changing Society University of California Press, Berkeley, Calif., pp. 160–161, OCLC 408909
  119. ^ Patricia J. Higgins (1988). "Minority-state relations in contemporary Iran". In Ali Banuazizi & Myron Weiner (ed.). The State, Religion, and Ethnic Politics: Afghanistan, Iran, and Pakistan. Syracuse University Press. p. 167. ISBN 9780815624486.
  120. ^ Professor Svante Cornell – PDF Archived 2007-06-09 at the Wayback Machine
  121. ^ For more information see: Ali Morshedizad, Roshanfekrane Azari va Hoviyate Melli va Ghomi (Azeri Intellectuals and Their Attitude to National and Ethnic Identity) (Tehran: Nashr-e Markaz publishing co., 1380)
  122. ^ Annika Rabo, Bo Utas, "The role of the state in West Asia", Swedish Research institute in Istanbul, 2005. pg 156. Excerpt:"There is in fact, a considerable publication (book, newspaper, etc.) taking place in the two largest minority languages in the Azerbaijani language and Kurdish, and in the academic year 2004–05 B.A. programmes in the Azerbaijani language and literature (in Tabriz) and in the Kurdish language and literature (in Sanandaj) are offered in Iran for the very first time"
  123. ^ Iran– Constitution Archived 2006-10-04 at the Wayback Machine
  124. ^ (Nikki R. Keddie, "Modern Iran: Roots and Results of Revolution", Yale University Press; Updated edition (August 1, 2006) page 313)
  125. ^ "Ethnic Tensions Over Cartoon Set Off Riots in Northwest Iran" Archived 2007-03-12 at the Wayback MachineThe New York Times (retrieved 12 June 2006)
  126. ^ "Iran Azeris protest over cartoon" Archived 2016-12-31 at the Wayback MachineBBC (retrieved 12 June 2006)
  127. ^ "Cockroach Cartoonist Jailed In Iran" Archived 2006-06-02 at the Wayback MachineThe Comics Reporter, May 24, 2006 (retrieved 15 June 2006)
  128. ^ "Iranian paper banned over cartoon" Archived 2006-06-25 at the Wayback MachineBBC News, May 23, 2006 (retrieved 15 June 2006)
  129. ^ "عذرخواهی صدا و سیما از آذربایجانیها" Archived 2015-11-19 at the Wayback MachinePersian Deutsche Welle, Nov 9, 2015 (retrieved 10 November 2015)
  130. ^ Frud Bezhan. Azeris Hold Protests In Iran Over Racial Slur Archived 2016-01-31 at the Wayback Machine. Radio Free Europe/Radio Liberty. 9 November 2015.
  131. ^ Iran: Azeris stage demonstrations in major cities Archived 2016-08-28 at the Wayback Machine. Secretariat of the National Council of Resistance of Iran. 28 July 2016.
  132. ^ Iranian Azeris demonstrate in major cities – NCRI Archived 2016-07-31 at the Wayback Machine. Iran Focus. 30 July 2016
  133. ^ a b c "Eurasianet". www.eurasianet.org. Archived from the original on 2017-10-06. Retrieved 2008-04-03.
  134. ^ Burke, Andrew. Iran. Lonely Planet, Nov 1, 2004, pp 42–43. 1740594258
  135. ^ Bulent Gokay, The Politics of Caspian Oil, Palgrave Macmillan, 2001, pg 30
  136. ^ Richard Thomas, Roger East, Alan John Day,Political and Economic Dictionary of Eastern Europe, Routledge, 2002, pg 41
  137. ^ Michael P. Croissant, "The Armenia–Azerbaijan Conflict: Causes and Implications", Praeger/Greenwood, 1998, pg 61
  138. ^ "Azerbaijan" Archived 17 May 2006 at the Wayback MachineColumbia Encyclopedia(retrieved 8 June 2006).
  139. ^ Ekmeleddin İhsanoğlu (Editor), Culture and Learning in Islam, 2003, p. 282
  140. ^ John Renard, Islam and the Heroic Image: Themes in Literature and the Visual Arts, 1999, Mercer University Press, p. 50.
  141. ^ Feraydoon Adamyat, Andishe-ha-ye Mirza Fathali Akhondzadeh (The Thoughts of Mirza Fathali Akhondzadeh) (Tehran: Kharazmi Publications, 1970
  142. ^ "Hail to Haydar Baba". Archived from the original on 2007-12-04.
  143. ^ "Abbas Barez". Archived from the original on 2013-12-03. Retrieved 2014-03-27.
  144. ^ اسلامی, عباس (۱۳۷۹-۱۰-۰۵). یاسلی ساوالان. تبریز. Archived from the original on 2014-03-29. Check date values in: |date= (help)
  145. ^ "I am madly in love with Qareh Dagh". Archived from the original on 2014-03-29.
  146. ^ Gholam-Reza Sabri-Tabrizi, Iran: A Child's Story, a Man's Experience, 1989, Mainstream Publishing Company, p. 168
  147. ^ "Archived copy". Archived from the original on 2013-09-21. Retrieved 2013-09-20.CS1 maint: archived copy as title (link)
  148. ^ "Archived copy". Archived from the original on 2013-09-21. Retrieved 2013-09-20.CS1 maint: archived copy as title (link)
  149. ^ Tabriz rug
  150. ^ Rami Yelda, A Persian Odyssey: Iran Revisited, authourHOUSE, 2012
  151. ^ K K Goswam, Advances in Carpet Manufacture, 2008, Woodhead Publishing in Textiles, p. 148
  152. ^ Taqipour, Reza. "An introduction to verni". Archived from the original on 2015-02-06.
  153. ^ "Kilim: Embodiment of Iranian art and culture". Archived from the original on 2014-03-22. Retrieved 2014-03-25.
  154. ^ "Verni-weaving is a unique art of northwestern Iran". Archived from the original on 2014-04-02.
  155. ^ "Verni; a gold mine!". 2013-09-16. Archived from the original on 2014-03-11.
  156. ^ "Verni; An economic opportunity for Qaradagh". Archived from the original on 2014-03-12.
  157. ^ R. Khanam, Encycl. Ethnography of Middle-East And Central Asia, 2005, vol. I, p. 80
  158. ^ "Burial Denied to a Baha'i Citizen in Tabriz – Iran Press Watch". iranpresswatch.org. 26 January 2016. Archived from the original on 22 August 2016.
  159. ^ "Iran". bahai-library.com. Archived from the original on 2016-04-13.
  160. ^ "Three Iranian-Azeri Christians Arrested; Their Fate Unknown". www.christiantelegraph.com. Archived from the original on 2016-08-06.
  161. ^ Malinowska, Theresa (9 May 2009). "The cost of religious conversion in Iran – Theresa Malinowska". the Guardian. Archived from the original on 20 December 2016.