صفحه نیمه‌حفاظت‌شده

آذربایجان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

آذربایجان
منطقه
افق مرئی آذربایجان
کشور(ها)ایران
جمعیت (۲۰۱۶)
 • جمعیت۹٬۵۰۲٬۷۵۲
جمعیت‌شناسی
 • قومیت‌هاآذربایجانی
کردها
تالش‌ها
تات‌ها
ارمنی‌ها
آشوری‌ها
زبان‌شناسی
 • زبان‌هاترکی آذربایحانی
کردی
فارسی
تالشی
تاتی
ارمنی
مرکزتبریز

در تقسیم بندی فعلی تقسیمات کشوری، منطقه ای به وسعت ۱۲۲٬۲۷۶ کیلومتر مربع (چهار استان شمال غربی) و ۹٬۵۰۲٬۷۵۲ جمعیت در شمال غربی ایران می باشد.[۱][۲] آذربایجان ایران (به پارسی میانه: آتورپاتَاکان) (به پارسی باستان: آذَرباذَگان/ آذَربایَگان) (به ارمنی: اَتْرَپَتَکَن) (به سریانی: اَذُربایْغان) نام سرزمینی جغرافیایی در انتهای شمال‌غربی ایران است که آن را آذرباد، آذربادگان، آذرباذگان، آذربایگان، آذربیجان و اَذْرَبیجان نیز نامیده‌اند.[۳]

این سرزمین از شمال به رود ارس، جمهوری آذربایجان و ارمنستان، از جنوب به استان کردستان از شرق به استان گیلان و دریای خزر و از غرب به ترکیه و عراق محدود شده‌است و شامل چهار استان آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان است.

در گذشته، آذربایجان به سرزمینی گفته می‌شده که از شمال به اران، از جنوب‌غرب به آشور، و از غرب به ارمنستان و ترکیه محدود می‌شده و پایتخت آن شهر «گنجک» در تخت سلیمان در نزدیکی تکاب بوده که اعراب آن را «کزنا» و یونانیان «گازا» می‌نامیده‌اند.[۴]

نام

نقشه آسیا و آذربایجان در حدود ۱۲۰۰ میلادی

نام آذربایجان تغییریافته یا معرب «آتروپاتکان» (مکان آتروپات) است. ریشهٔ این نام به سردار هخامنشیان، «آتروپات» و آتروپاتگان برمی‌گردد. به بخشی از منطقه شمال ارس که امروزه نام آذربایجان را به گرفته در قدیم «آلبان» و «آران» گفته می‌شد. «آذر» تغییریافتهٔ «آتَر» (آتش) و «بایجان» تغییریافتهٔ «پاتگان» (جایگاه نگهبان) است. (کتاب آذربایجان، چاپ اسکای لین دهلی نو، ۲۰۱۴)[۴][۵][۶] آتروپات ساتراپ (از نجیب‌زادگان) پارسی بود که بخش‌های شمال ایران را در زمان حملهٔ اسکندر از اشغال حفظ کرد.[۷][۸] در پیمان‌نامه‌های ترکمانچای و گلستان به بخش شمالیِ رود ارس نام آذربایجان داده نشده‌است.[۹][۱۰] تنها در قرن بیستم است که نام آذربایجان و آذربایجانی ماهیت قومی به خود می‌گیرد.[۱۱]

نام آذربایجان در سال ۱۹۱۸ و طی کنگرهٔ حزب مساوات جایگزین نام اصلی و تاریخی قفقاز، اران و آلبانی گردید. این نام‌گذاری با هدف جدایی آذربایجان ایران انجام شد.[۱۲][۱۳] دولت مساوات در قفقاز نام آذربایجان را از آن جهت بر این مناطق گذاشته که گمان می‌رفت با برقراری یک جمهوری به نام آذربایجان، بتوان آذربایجان ایران و این جمهوری را باهم یکی کرده و آذربایجان ایران از این کشور جدا شود.[۱۴] در همان زمان مخالفت‌هایی با این نام‌گذاری در ایران صورت گرفت. در همین راستا حتی مارکوارت آلمانی به این کار اعتراض کرد که این اعتراض در نشریهٔ «ایرانشهر» ترجمه و چاپ گردید.[۱۵] محمد خیابانی نیز به‌طور موقت نام «آزادیستان» را به آذربایجان ایران اطلاق کرد تا با آذربایجان شوروی تفاوت داشته باشد.[۱۶]

تاریخ

پیش از اسلام

کشف سند ازدواج به شکل سنگ‌نگاره متعلق به حدود ۱٬۳۵۰ سال پیش از میلاد در بغازکوی واقع در آناتولی، با ذکر نام پادشاه هیتی و حاکم میتانی که فرمانروایان سرزمین‌هایی هستند که مردم در آنجا به الهه‌های هندی-ایرانی میترا-وارونا، ایندرا و اشوین‌ها متوسل می‌شوند و به آن‌ها را می‌پرستند، ظاهراً رسیدن موجی از اقوام هندو-ایرانی را به شمال غرب ایران تصدیق می‌کند.[۱۷]

آتروپاتنه و ارمنستان در سالهای ۹۵ تا ۶۶ پیش از میلاد

پیش از آمدن مادها به آذربایجان، می‌توان به حکومت مانناییان اشاره کرد. زبان ماننایی‌ها روشن نیست؛ اما بخشی از نام‌های سرداران آن‌ها آریایی است و در کل، زبان واحدی در بین ماننا حاکم نبود. اما ماننایی‌ها بر تحت نفوذ ایرانی‌شدن قرار داشتند و نام‌های ایرانی مانند «دیاکو» و «بغدادتی» و «اودکی» و «ازآ» همگی نام‌هایی ایرانی هستند که در میان آن‌ها دیده می‌شود. همچنین در این دوره می‌توان به حکومت اورارتویی اشاره کرد که اندکی از بخش‌های آذربایجان غربی را شامل می‌شد.[۱۸]

با آمدن اقوام آریایی ماد به فلات ایران، اقوام غیرآریایی با ایشان آمیخته شدند و در یک اتحاد، پادشاهی ماد را به وجود آوردند. آنان تأثیر عمیقی بر تاریخ منطقهٔ آسیای غربی گذاشتند که مهم‌ترین آن نابودکردن حکومت آشور بود. ماد از دو بخش ماد کوچک و ماد بزرگ تشکیل می‌شد که ماد کوچک همان آذربایجان امروزی است و ماد بزرگ شامل تهران، اصفهان، کرمانشاه و همدان می‌شود.[۱۹]

در زمان هخامنشیان، ماد کوچک (آذربایجان) به عنوان یکی از ساتراپ‌ها اداره می‌شد. در اواخر دوران هخامنشی و هم‌زمان با لشکرکشی اسکندر به ایران، ساتراپ ماد کوچک فردی به نام آتورپات (آذرباد) بود. وی توانست این منطقه را از حملهٔ اسکندر حفظ کند. بعد از آن ماد کوچک به نام او «ماد آتورپات» یا «آتورپاتکان» نامیده شد.

در زمان سلوکیان و اشکانیان آذربایجان خودمختاری نسبی داشت که البته اساس کشورداری سلوکیان و پس از آن اشکانیان بر استقلال نسبی استان‌ها استوار بود. در زمان سلوکیان به نظر می‌رسد خاندان آتورپات همچنان بر آذربایجان حکم می‌راندند. در زمان اشکانیان وضعیت حکومت آذربایجان چندان روشن نیست ولی می‌توان حدس زد مانند دیگر نقاط ایران تحت سیطرهٔ خاندان‌های زمین‌دار (فئودال) با نفوذ و مطیع اشکانیان اداره می‌شده‌است. مشکل آذربایجان در زمان اشکانیان یورش‌های سهمگین آلان‌ها و گرجی از قفقاز بود که باعث ویرانی و غارت فراوان می‌شد. در زمان ساسانیان آذربایجان اهمیت ویژه‌ای یافت. یکی از سه آتشکدهٔ معتبر ساسانیان، آتشکدهٔ آذرگشنسب در شیز آذربایجان قرار داشت. پادشاهان ساسانی در ایام سختی به زیارت آن می‌شتافتند و هدایای بسیار تقدیم می‌کردند. این آتشکده نشانهٔ اتحاد دین و دولت بود و نماد دولت ساسانی به‌شمار می‌رفت. در بیشاپور کازرون کتیبه‌ای وجود دارد که نام خاندان‌های زمین‌دار اوایل حکومت ساسانیان در آن ثبت شده‌است. برای آذربایجان از خاندانی به نام «وراز (Varaz)» نام برده شده که گویا محل اقتدار ایشان آذربایجان، اران و ارمنستان بوده‌است.

در زمان حکومت ساسانیان، مردمان ترک‌تبار خزر به قفقاز وارد شدند. قباد پدر انوشیروان با تلاش فراوان ایشان را عقب راند و دژهای مستحکمی در دربند قفقار برای جلوگیری از یورش‌های آنان بنا کرد. رومیان نیز هرساله مبالغی برای نگهداری این دژها به دولت ساسانی می‌پرداختند. همچنین در زمان ساسانیان جنگ سرنوشت‌ساز بهرام چوبین با خسرو پرویز در این استان بود که به شکست بهرام انجامید. دیگر رویداد مهم این دوره، واردشدن هراکلیوس امپراتور روم به آذربایجان بود که منجر به ویرانی آتشکدهٔ آذرگشنسب شد.

یاقوت حموی می‌نویسد: «ابن مقفع گفته‌است آذر به زبان پهلوی نام آتش است و بایگان، نگهدار آن که روی هم معنای آن آتشکده یا نگاهدارندهٔ آتش می‌شود و این درست‌تر است؛ زیرا آتشکده در این ناحیه بسیار بوده‌است… مردم آن نیکوروی‌اند و گونه‌های ایشان به سرخی مایل است و پوستی لطیف دارند. ایشان را زبان مخصوصی است که آذری گویند و جز خودشان کس آن را نمی‌فهمد.»[۲۰]

پس از اسلام

در زمان حملهٔ اعراب در مدارک رومی و ارمنی نام سپهبد و شاهزادهٔ آذربایجان «رستم پسر فرخ‌هرمز» آورده شده که البته با توجه به متن شاهنامه در بخش نامهٔ رستم فرخزاد به برادرش به نظر می‌رسد درست باشد:

چو نامه بخوانی تو با مِهتَرانبرانداز و برساز لشکر بَران
همی تاز تا آذرآبادگاندیار بزرگان و آزادگان
همیدون گَله هرچه داری ز اسبببر سوی گنجورِ آذرگُشَسب

فردوسی، لشکرکشی محدود بهرام پنجم پادشاه ساسانی از پارسه پایتخت ایران‌شهر برای دفاع دربرابر لشکر قیصر روم را اینچنین روایت می‌کند.

از آن جایگه لشکر اندر کَشیدسوی آذرآبادگان برکَشید
چو از پارس لشکر فراوان نبُردچنین بود نزد بزرگان و خُرد
که از جنگ بگریخت بهرام شاهورا سوی آذرگُشَسپ است راه
چو بهرام، رخ سوی آذر نهادفرستاده آمد ز قیصر چو باد

فردوسی در شاهنامه آتش‌پرست نامیدن مَزدَیَسنان را کار نادرستی می‌پندارد.[۲۱][۲۲] سپس با به‌کار بردن واژهٔ آذرآبادگان، به آتشکده آذرگشسپ اشاره دارد.

به یک هفته بر پیشِ یزدان بُدندمپندار کآتش پرستان بُدند
که آتش بِدان گاه، محراب بودپرستنده را دیده پرآب بود
به یک ماه در آذرابادگانببودند شاهان و آزادگان

ساسانیان پی‌درپی از اعراب شکست خوردند و در سال ۶۲۲ میلادی در نهاوند (دروازهٔ ماد آتورپات) پیروزان -سردار ایرانی- بار دیگر با عرب‌ها مقابل شد. جنگی سخت رخ داد و ایرانیان شکست خوردند. آنگاه آذربایجان در برابر حملهٔ اعراب بی دفاع گشت و اثری از لشکر شاهنشاهی باقی نماند.

اعراب به آذربایجان نیز همانند دیگر نقاط ایران سرازیر شدند. به نظر می‌رسد در سده‌های یکم و دوم هجری تعدادشان در آذربایجان زیاد بوده‌است. کسروی این امر را به دو دلیل دانسته‌است؛ یکی این‌که مردمان آذربایجان بسیار پایداری کردند؛ به گونه‌ای که مسلمانان آذربایجان را به عنوان الاراضی المفتوحه عنوه (سرزمین‌های به زور گرفته شده) می‌شمردند که در فقه حکم خاص دارد و دوم سرسبزی این ایالت. از میان عشیره‌های عرب که در سده‌های یکم و دوم هجری به آذربایجان وارد شدند، «بنوتغلب»، «یمانیان» و حمدانیان ثبت شده‌است.

آذربایجان در سده‌های ابتدایی ورود اسلام به ایران از کانون‌های عمدهٔ مقاومت و شورش ایرانیان در برابر اعراب و عمال خلیفه بود و مردمانش همه‌گاه در حال زد و خورد با آنان بودند. معروف‌ترین این قیام‌ها «قیام خرمدینان» در حدود آذربایجان و جبال است. بنیان‌گذار این قیام «جاوید بن سهل» بود که سپس توسط بابک خرمدین به اوج رسید. ازدواج بابک با دختر «واساک» -یکی از شاهزادگان ارمنی- اتحاد عظیمی را در شمال ضد خلافت عباسیان ایجاد کرد. خرمدینان مدت طولانی توانستند در مقابل خلیفه و سرداران عرب مقاومت کنند و چهاربار سپاه بزرگ خلیفه را مغلوب کردند.

ورود قبایل ترک

نقشه آذربایجان و آسیا در حدود ۹۰۰ میلادی
حدود آذربایجان در دوران خلافت عباسیان، برگرفته از کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی

در سده‌های نخستین اسلامی ترکان ماورای قفقاز -که ایرانی‌ها به آن‌ها خزر می‌گفتند- مجدداً تلاش‌های خود را برای ورود به درون اران و آذربایجان از سرگرفتند و چندین تلاش آن‌ها توسط سپاهیان خلافت عربی عقب رانده شد. در سال ۱۷۸ خورشیدی یک جمع بزرگ از خزرها از گذرگاه‌های قفقاز به درون اران سرازیر شده و دست به تخریب و کشتار زدند. هارون الرشید «خازم بن خزیمه» را به منطقه فرستاد و او آن‌ها را بیرون راند و دربندهای کوهستانی قفقاز را بازسازی کرد. البته این حمله‌ها را ناشی از تحریکات امپراتوری روم شرقی در جهت ایجاد دردسر برای خلیفه در مرزهای شمالی کشورش هم می‌دانند و آن را با تلاش‌های رومی‌ها برای بازپس‌گیری ارمنستان و بخش‌هایی از آناتولی که در اشغال عرب‌های مسلمان بوده، ارتباط می‌دهند.

نوشتهٔ تارخ‌نویسان سده‌های چهارم و پنجم هجری مانند ابوالفضل بیهقی و ابن اثیر نشان می‌دهد که ترکان غز در اواخر سدهٔ چهارم هجری در آذربایجان بوده‌اند. سلطان محمود غزنوی این گروه از ترکان را -که در ابتدا هواداری او را می‌کردند- از آن‌سوی سیحون به خراسان آورده بود؛ ولی بعدها سر به شورش و نافرمانی گذاشتند. گردیزی می‌نویسد: «ارسلان به سلطان گفت: این خطا بود که کردی. اکنون که آوردی همه رابکش یا به من ده، انگشت‌های نر ایشان را ببرم تا تیر نتوانند انداخت.» به هر روی ایشان از خراسان رانده شدند و پس از چند سال آوردگی در ایران و زدوخوردهای فراوان در نواحی دیگر به آذربایجان رسیدند.

«چامچیان» -تاریخ‌نگار ارمنی- دربارهٔ جنگی که بین ایلات غز و شهریاران محلی آذربایجان (واسپوراکان) در سال‌های ۴۱۱ و ۴۱۲ هجری درگرفته، می‌نویسد: «در این سال ترکان که همچون سیل به آذربایگان رسیده بودند، روی به نواحی ارمنستان آورده به واسپوراکان درآمدند؛ دست به تاراج و تالان بگشاده، بسیار جاها پایمال ساختند.»[۲۳] همچنین محمدجواد مشکور دربارهٔ آمدن قبایل ترک به آذربایجان چنین می‌نویسد: «حوادث متناوب یکی بعد از دیگری آذربایجان را آماج تهاجمات پیاپی قرار داد. بعد از سلجوقیان، دورِ سلسله‌جنبانی ترکان آتابای یا اتابکان آغاز و با نفوذ این اقوام و گسترش زبان ترکی، سیطرهٔ زبان آذری محدود و رفته‌رفته رو به کاهش نهاد.»[۲۴]

در زمان سلجوقیان ترک‌های بیش‌تری به آذربایجان روی آورده‌اند. با ادامهٔ تسلط ترکان در دوران اتابکان، باز هم عدهٔ ترک‌ها در آن سرزمین فزونی یافت و زبان ترکی رونق بیش‌تری گرفت. همچنین حکومت ترکمانان آق‌قویونلو و قراقویونلو و اسکان آن‌ها در آذربایجان، بیش از پیش موجب رونق زبان ترکی و تضعیف زبان آذری گردید. جنگ‌ها و عصیان‌هایی که در فاصلهٔ برافتادن و برخاستن صفویان پیش‌آمد، سربازان ترک بیش‌تری را به آذربایجان سرازیر کرد. وجود قزلباش‌های ترک نیز مزید بر علت شده و زبان ترکی را در آن سرزمین رونق بخشید.[۲۵]

نفوذ بر اران

به گفتهٔ عنایت‌الله رضا، اران بعد از دورهٔ حملهٔ مغول گاه تحت فرمان شروانشاهان و گاه تحت نفوذ فرمانروایان آذربایجان بود.[۲۶] این در حالی است که ریچارد فرای می‌گوید اران بعد از هجوم مغول، همواره تحت فرمان حکمرانان آذربایجان بوده‌است.[۲۷]

محدوده

آذربایجان و آسیا در ۱۰۲۵ میلادی

استرابون جغرافی‌نگار یونانی در دفتر یازدهم جغرافی از آلبانیا (اران و شروان دوران اسلامی)، آتورپاتکان و ارمنستان نام می‌برد و می‌گوید که رود ارس از مرز آتورپاتکان در جنوب و ارمنستان در شمال می‌گذرد.[۲۸] در تاریخ پلینی نیز حدود آتورپاتکان تا رود است و رود ارس از میان ارمنستان بزرگ با آتورپاتکان عبور می‌کند.[۲۹] در زمان ساسانیان، آذربایجان به شکل باستانی آتورپاتکان خوانده شده‌است.[۳۰] در کتیبهٔ شاپور، این منطقه یکی از استان‌های ایرانشهر[۳۱] و در کنار ارمنستان، ایبریا (گرجستان امروزی)، آلبانیا (اران و شروان) و بلاشکان حساب شده‌است.[۳۲]

ابن فقیه همدانی در کتاب البلدان در سدهٔ سوم هجری، حدود آذربایجان را این‌گونه شرح می‌دهد: «آذربایجان از یک‌سو رود ارس و از سوی دیگر مرز زنجان و حدود دیلمستان و طارم و گیلان را شامل می‌شود.»[۳۳] ابن رسته نیز در کتاب اعلاق‌النفیسه و در همین سده، حدود آذربایجان را این‌چنین نوشته‌است: «اردبیل، مرند، باخروان، ورثان و مراغه.»[۳۴] اصطخری دیگر جغرافی‌دان سدهٔ سوم هجری در کتاب المسالک و الممالک ذیل فصلی تحت عنوان «ذکر ارمنیه و اران و آذربایجان» از شهرهای آذربایجان چنین یاد کرده‌است: «اردویل، مراغه، ارمیه، میانه و خونه، بروانان، دیرخقان، سلماس، نشوی، مرند، برزند، ورثان، موقان، جابروان و اَشنه.» به نوشتهٔ وی: «حدود آذربایجان از تارم تا حدود زنگان تا دینور تا حلوان تا شهرزور تا دجله و به حدود ارمینیه بازگردد.»[۳۵]

ابن حوقل در کتاب صورةالارض در سدهٔ چهارم هجری، شهرهای مراغه، تبریز، ارمیه، خوی، سلماس، برکری، اردبیل، داخرقان، اشنه، میانج، مرند و برزند را جزء شهرهای مهم آذربایجان ذکر کرده‌است.[۳۶] در کتاب حدود العالم نیز -که تألیف همین سده‌است- مناطق اران، ارمنستان و آذربایجان جدا از هم ذکر شده‌اند.[۳۷] محمد مقدسی -دیگر جغرافی‌دان سدهٔ چهارم هجری- در حالی که بین مناطق اران، ارمنستان و آذربایجان تفاوت قائل می‌شود، سلماس، ارومیه، مراغه و خوی را جزء ارمنستان شمرده[۳۸] و رسبه، تبریز، جابروان، خونج، میانج، سراة، بروی، ورثان، موقان، میمذ و برزند را جزء شهرهای آذربایجان ذکر کرده‌است.

زکریای قزوینی در سدهٔ هفتم هجری و در کتاب آثارالبلاد و اخبارالعباد، آذربایجان را سرزمینی پهناور بین اران و کوهستان می‌داند و می‌گوید شهرها، روستاها، کوه‌ها و رودخانه‌ها در آن سرزمین بسیار است.[۳۹] حمدالله مستوفی نیز در همین سده از ۹ تومان بلاد اداری آذربایجان در دوران ایلخانان این‌گونه یاد می‌کند: «بلاد آذربایجان ۹ تومان است، بیست و هفت شهر دارد در بیشتر مناطق این مملکت هوا سرد و در بعضی مناطق ملایم است، حدودش با ایالت عراق عجم، موغان، گرجستان، ارمن و کردستان پیوسته، طولش از باکو تا خلخال ۹۵ فرسخ، عرضش از بجروان تاسیپان ۵۵ فرسخ می‌باشد.[۴۰]یکم تومان تبریز (شامل تبریز، اوجان و طسوج)، دوم تومان اردبیل (شامل اردبیل و خلخال)، سوم تومان پیشگین (شامل پیشگین، خیاو اوناد، ارجاق، اهر، تکلفه و کلئبر)، چهارم تومان خوی (شامل خوی، سلماس، ارومیه و اشنویه)، پنجم تومان مراغه (شامل مراغه، دهخوارقان و نیلان)، هفتم تومان مرند (شامل مرند، دزمار، زنگیان، ریوز و گرکر)، هشتم تومان نخجوان (شامل نخجوان، اردوباد، آزاد و ماکویه).».[۴۱] در کتاب بستان‌السیاحه نوشتهٔ زین‌العابدین شیروانی حدود آذربایجان چنین آمده‌است: " … محدود است از طرف شمال به ولایت موغان و شیروان و جبال البرز و از سمت جنوب به عراق عجم و کردستان و از جانب مشرق به دیار خلخال و گیلان و طالش و دیلم و از جانب مغرب به بلاد ارمن و گرجستان. "[۴۲]

در ترجمهٔ فارسی کتاب یاقوت حموی (سدهٔ هفتم هجری) چنین آمده‌است: «حدود آذربایجان از بردعه تا مشرق تا از زنجان در مغرب و از سمت شمال به سرزمین‌های دیلم، جیل (گیلان) و طرم (طارم) است؛ و او (آذربایجان) اقلیم بزرگ و وسیعی است و از شهرهای مشهورش تبریز امروزه مرکز و بزرگترین شهر آذربایجان است و قبلاً مرکز آن مراغه بود و از شهرهایش خوی، سلماس، ارومیه، اردبیل، مرند و غیره‌است.»[۴۳] محمدجواد مشکور باور دارد یاقوت در مورد تعیین حدود آذربایجان دچار اشتباه شده و عبارت وی را چنین تصحیح کرده‌است: «حد آذربایجان از شمال بردعه از شرق بلاد، دیلم و گیلان و از مغرب از زنجان از جنوب بلاد طارم و زنجان است.»[۴۴] برپایهٔ این گفتهٔ یاقوت، بخشی از اران تا بردع نیز جزو آذربایجان بوده‌است؛ ولی در کتاب دیگر خود «گزیدهٔ مشترک» رود ارس را مرز میان آذربایجان و اران دانسته‌است.[۴۵]

گاهی زنجان را نیز به عنوان بخشی از آذربایجان به حساب می‌آورند. حسین آلیاری برپایهٔ نوشتهٔ جغرافی‌دانان و گردشگران اسلامی، حدود آذربایجان را این‌طور می‌نویسد: «تبریز، اردبیل، مراغه، خنج، ورثان، سیر، میانج، برزه، ارومیه، جابروان، خوی، مرند، گلسره، باجروان، برزند، سلماس، شیز، سلق، نریز، سندبابا، سابرخاست، سراو، ماینهرج، بذ، میمذ، نیر و زنجان.»[۴۶]

ایران

حدود و مرز آذربایجان در طول تاریخ از دید جغرافی‌دانان و جهانگردان متفاوت بوده‌است. نقشه‌های موجود از سده‌های پیش از سدهٔ بیستم، آن را جنوب ارس ترسیم کرده‌اند.[۴۷] بنابر نظر سویچسکی در منابع کتبی به ندرت اران با آذربایجان یکی شمرده شده‌است.[۴۸] منابعی نیز اران را جزء ارمنستان شمرده‌اند.[۴۹] بنابر نظر گروهی از دانشمندان، اطلاق نام آذربایجان به حاکمیت دولت مساوات برای جمهوری نوین آذربایجان، یک امر سیاسی برای جدایی آذربایجان تاریخی (آذربایجان ایران) بوده‌است[۵۰][۵۱][۵۲] و آذربایجان تاریخی را شامل نمی‌شود.[۵۳]

بنابر نظر بورنوتیان در دورهٔ صفویان به خاطر گرفتن مالیات، برخی از سرزمین‌های شمال ارس جزء آذربایجان حساب می‌شد. اما این رسم در سدهٔ هجدهم و نوزدهم میلادی به تدریج از بین رفت و برای تاریخ‌نگاران مسلمان محلی قفقازی -مانند میرزا جمال جوانشیر و میرزا آدیگوزل‌بگ- و سایر تاریخ‌نگاران این منطقه، آذربایجان واقع در جنوب ارس بوده‌است.[۵۴] همچنین بنابر نظر مایکل کروسانت، بخش‌هایی از اران جزء ارمنستان نیز به‌شمار آمده‌است.[۵۵]

احمد کسروی معتقد است: «در قرن‌های نخستین اسلام که تازیکان در همه‌جای ایران رشتهٔ فرمانروایی را در دست داشتند، اران بیش‌تر تابع آذربایجان بود و کسی که به عنوان والی برای هردو از شام یا بغداد فرستاده می‌شد، در آذربایجان می‌نشست. گاهی ارمنستان نیز تابع آن‌جا بود… از این‌جاست که از این سه سرزمین یک‌جا و باهم یاد می‌شد.»[۵۶]

به عقیدهٔ عباس زریاب خویی، دلیل این تناقض در مورد مرز شمالی آذربایجان در سده‌های چهارم و پنجم هجری تا زمان یاقوت حموی (سدهٔ هفتم قمری)، تسلط مسلمانان بر سراسر آذربایجان و اران و مسلمان‌شدن اهالی این دو سرزمین است و به همین جهت، جغرافی‌نگاران حدود اران و آذربایجان را گم کردند و از این‌رو گاهی حد شمالی آذربایجان را تا قسمت‌های خیلی شمالی‌تر رود ارس بالا برده‌اند.[۵۷]

پس از مهاجرت ترکان سلجوقی به آذربایجان و اران، از بین‌رفتن زبان‌های بومی، گسترش زبان ترکی و پس از آن رواج مذهب شیعه در دوسوی رود ارس و در هر دو سرزمین باعث پیوند هرچه بیش‌تر مردم این مناطق گردید و نام اران تحت‌تأثیر نام آذربایجان -که معروف‌تر بود- قرار گرفت. به گونه‌ای که واسیلی بارتلد معتقد است در این زمان اران بدون واسطه به آذربایجان ملحق شد.[۵۸]

بنابر نظر چند پژوهشگر در حقیقت در سده‌های گذشته و نقشه‌های پیش از سال ۱۹۱۸ میلادی، هیچ‌گاه بخشی که هم‌اکنون جمهوری آذربایجان نامیده می‌شود، نام آذربایجان برخود نداشته و همیشه قسمت جنوبی رود ارس -که هم‌اکنون در ایران قرار دارد- آذربایجان نامیده می‌شده و قسمت‌های شمال‌غربی رود ارس آلبانیا و سرزمین‌های شمال‌شرق رود ارس شروان نام داشته‌است و در دوران شوروی نام آذربایجان بر این مناطق گذاشته شد.[۱۴][۵۹][۶۰]

در جغرافیای دوران اسلامی، اکثراً اران و شروان دو ناحیهٔ جداگانه از هم حساب می‌شوند و شروان از دورهٔ خلافت عباسیان تا دورهٔ صفویان زیر سلطهٔ حاکمان محلی به نام شروانشاهان بوده‌است.[۶۱] بنابر نظر ولادیمیر مینورسکی، جمهوری آذربایجان از لحاظ تاریخی نامش آلبانیای قفقاز بوده‌است و در دوران اسلامی به آن اران می‌گفتند.[۶۲]

ابن حوقل با ارائهٔ تصویر جداگانه از سه ناحیهٔ ارمینیه، آذربایجان و اران در اثر خود، رود ارس را مرز میان آذربایجان و اران دانسته‌است. او شهرهای برذعه، جنزه، شمکور، شماخیه، شروان، شابران، قبله و شکی را از سرزمین اران و شهرهای اردبیل، داخرقان، تبریز، سلماس، خوی، برکری، ارومیه، مراغه، اشنه، میانج، مرند، برزند را جزء آذربایجان معرفی کرده‌است.[۶۳]

قفقاز

بنابر نظر واسیلی بارتلد، نام آذربایجان از آن جهت بر مناطق قفقاز گذاشته شد که گمان می‌رفت با برقراری یک جمهوری جدید به نام آذربایجان، آذربایجان ایران و این جمهوری نوبنیاد باهم یکی شده و آذربایجان ایران از این کشور جدا شود.[۶۴] وی می‌گوید: «نام آذربایجان برای جمهوری آذربایجان از آن جهت انتخاب شد که گمان می‌رفت با برقراری جمهوری آذربایجان، آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان یکی شوند… نام آذربایجان از این نظر برگزیده شد. هرگاه لازم باشد نامی انتخاب شود که بتواند سراسر جمهوری آذربایجان را شامل گردد، در آن صورت می‌توان نام اران را برگزید.»[۶۵]

در همان زمان مخالفت‌هایی با این نام‌گذاری در ایران انجام شد[۶۶] و افراد و رسانه‌ها، محمد خیابانی، روزنامهٔ جنگل و روشنفکران آذربایجانی ایرانی، واکنش منفی به این نام‌گذاری نشان دادند.[۶۷][۶۸] ولادیمیر مینورسکی می‌گوید که این نام‌گذاری دولت مساوات در زمان نوری‌پاشا انجام گرفت.[۶۲]

در همین راستا یوزف مارکوارت یک مقاله نوشت که در نشریهٔ «ایرانشهر» ترجمه و چاپ گردید:[۱۵][۶۹] «پیش از همه لازمست که حکومت ایران با استناد تمام عناصر ملت ایرانی بدون تفریق زبان و مذهب برضد اسعتمال نام آذربایجان که جمهوریت تاتار قفقازی برخلاف حقیقت علمی و بدون استحقاق به خود چسبانده‌است، یک اعتراض سختی و قطعی به عمل بیاورند. در صفحات تاریخ به قدری کافی ثابت و مبرهنست که آذربادگان یا آذربایجان -که عرب‌ها آذربیجان نوشته‌اند- در تمام ازمنهٔ تاریخی در شمال ایران تا رود ارس امتداد داشت و در ابتدا قسمتی از ایالت شمالی ایران یعنی مدی را تشکیل می‌داده‌است. این قسمت از ایالت مدی در زمان استیلای ایران از طرف اسکندر در زیر ادارهٔ ساتراپ یعنی حاکم آن زمان که آتورپات (آذرباد) نام داشت، دم از استقلال می‌زد و از نام این ساتراپ آتورپاتکان یا آذربادگان نامیده می‌شد. گرچه یکی از جانشینان آتورپات که آرتابازان نام داشت حوزهٔ حکومت خود را وسعت داده و از شمال و شمال‌غربی تا کوه‌های قفقاز و تا گرجستان رسانید؛ ولی این توسیع مملکت موقتی بود زیرا پس از تأسیس سلطنت ارمنستان شرقی از طرف آرتاکسیس باز آن قسمت پس داده شد؛ و اما مملکتی که در شمال رود ارس بود و امروز اکثر اهالی آن تاتار هستند، در زمان قدیم آلبانی نامیده می‌شد که به زبان پارسی میانه یعنی پهلوی و به سریانی اران (به تشدید را) می‌گفتند و در کتب مورخین عرب نیز الران مذکور است. این تعبیر در تاریخ زندگانی شاه اسماعیل و در تاریخ کردستان تألیف شرف‌الدین بتلیسی پیش می‌آید. دولت روس بدبختانه این تعبیر تاریخی یعنی اران را به کار نبرده‌است؛ در صورتی که بعضی نام‌های دیگر تاریخی را مانند فرغانه و غیره چنان‌که هم می‌بایست نگه‌داشت. این دو مملکت اران و آذربایجان که اولی در شمال و دویمی در جنوب رود ارس واقع است با استثنای گوشهٔ شرقی آن یعنی شیروان امروزی از حیث روابط نژادی اساساً و به کلی متفاوت هستند و تا عهد مغول‌ها هریک از این‌ها تاریخ جداگانهٔ مخصوص برای خود داشته‌است؛ و بدین‌جهت باید هریک از این‌ها علاحده به زیر تدقیق و تحقیق گذاشته شود…»[۱۵][۶۹]

احمد کسروی در شهریاران گمنام می‌نویسد: «شگفت است که آران را اکنون «آذربایجان» می‌خوانند؛ با آن‌که آذربایجان یا آذربایگان نام سرزمین دیگریست که در پهلوی آران و بزرگ‌تر وشناس‌تر از آن می‌باشد و از دیرین‌زمان که آگاهی در دست هست، همواره این دو سرزمین از هم جدا بوده و هیچ‌گاه نام آذربایجان بر آران گفته نشده‌است. ما تاکنون ندانسته‌ایم که برادران آرانی ما که حکومت آزادی برای سرزمین خود برپا کرده و می‌خواستند نامی نیز بر آن‌جا بگذارند، برای چه نام تاریخی و کهن خود را کنار نهاده، دست یغما به سوی آذربایگان دراز کردند؟ و چه سودی را از این کار شگفت خود امیدوار بودند؟ این خرده‌گیری نه از آنست که ما برخاسته آذربایگانیم و تعصب بوم و میهن خود نگه می‌داریم. چه آذربایگان را از این کار هیچ‌گونه زیان نیست؛ بلکه از اینست که برادران آرانی ما در آغاز زندگانی ملی و آزاد خود، پشت‌پا به تاریخ و گذشتهٔ سرزمینشان می‌زنند و این خود زیانی بزرگ است؛ و آن‌گاه تاریخ مانند چنین کار شگفت سراغ ندارد!»[۷۰]

محمدجواد مشکور نیز در این باره نوشته‌است: «ایالت اران که در دوران اسلامی به این نام مشهور بود، از زمان ترکان قراقویونلو و آق‌قویونلو تا جنگ جهانی اول قراباغ… خوانده می‌شد. پس از شکست روسیهٔ تزاری، مردم آن ناحیه دعوی استقلال کرده، در سپتامبر سال ۱۹۱۸ میلادی حکومتی به نام آذربایجان تحت نفوذ دولت عثمانی تشکیل دادند. غرض از این نام‌گذاری این بود که از ضعف دولت مرکزی ایران در اواخر قاجاریه استفاده کرده، آذربایجان ایران را -که مردم آن مانند اهالی قرهباغ به لهجه‌های ترکی سخن می‌گفتند- با آذربایجان ساختگی به هم پیوند داده و در دوسوی رود ارس حکومتی تحت نفوذ عثمانی تشکیل دهند؛ ولی ترکان به زودی شکستخورده و امپراتوری عثمانی تجزیه شد.»[۷۱]

جغرافیا

جنگل‌های مه‌گرفتهٔ ارسباران

آذربایجان در شمال غربی ایران و در محل تلاقی رشته کوه البرز، زاگرس و قفقاز واقع شده‌است و سرزمینی عمداتا کوهستانی است. رودهای آذربایجان بیشتر در حوزه آبریز دریاچه ارومیه و دریاچه خزر جاری‌اند. آب و هوای اکثر مناطق غرب و شمالغرب آذربایجان مرطوب مدیترانه‌ای و در نواحی جنوبی مدیترانه‌ای با تابستان گرم است.[۷۲] قرار گرفتن در مسیر اروپا موقعیت راهبردی ویژه‌ای به این منطقه داده‌است.

دریاچه‌ها

  • دریاچه ارومیه بزرگ‌ترین دریاچه در محدودهٔ آذربایجان و ایران است که در بین استان‌های آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی واقع شده‌است. این دریاچه در سال‌های اخیر با مشکل کم‌آبی و خطر خشک شدن کامل مواجه بوده‌است.
  • دریاچه شورابیل این دریاچه در جنوب شهر اردبیل واقع است.
  • دریاچه قوریگل دریاچه آب شیرین در دامنهٔ کوه سهند و در نزدیکی شهر بستان‌آباد واقع شده‌است.

ناهمواری‌های طبیعی

آذربایجان در محل تلاقی دو رشته کوه بزرگ فلات قاره ایران یعنی زاگرس و البرز قرار دارد و بلندترین قله‌های آذربایجان عبارتند از قله‌های آتشفشانی سبلان در استان اردبیل و سهند در استان آذربایجان‌شرقی.

رودها

جلگه

جلگهٔ مغان در شمال‌شرق آذربایجان و در نزدیکی دریاچهٔ خزر، بزرگترین جلگهٔ آذربایجان است.[۷۳] دیگر جلگه‌های آذربایجان در ساحل دریاچهٔ ارومیه و در محل تلاقی رودهای آجی‌چای، زرینه‌رود و شهرچای در شرق، جنوب و غرب دریاچهٔ ارومیه واقع‌اند.

مردم

اکثریت مردم آذربایجان را تُرکها و اقلیتی از کردها، ارامنه، آشوریان و یهودیان تشکیل می‌دهند.[۷۴]

زبان

زبان روزمرهٔ گفتاری در بیشتر مناطق آذربایجان ایران، ترکی آذربایجانی است. همچنین در برخی از مناطق به زبان‌های کردی، ارمنی و تاتی سخن گفته می‌شود.[۷۵][۷۶]

تاریخچهٔ گویش به زبان ترکی آذربایجانی در آذربایجان به روشنی معلوم نیست. این زبان در دربار برخی از دودمان‌های حکمران در ایران‌زمین –مانند قراقویونلو، آق‌قویونلو، صفویان، افشاریان و قاجاریان– رایج بوده‌است. ولادیمیر مینورسکی معتقد است در گذشته مردم آذربایجان به چندین گویش صحبت می‌کردند. به استناد شمس‌الدین مقدسی به ۷۰ زبان در اطراف اردبیل صبحت می‌شد. هنوز هم در نزدیکی جلفا و سهند به این زبان سخن گفته می‌شود.[۷۷] ابن ندیم و یاقوت حموی نیز آذربایجان را جزء مناطق فهله دانسته و زبانش را فهلوی خوانده‌اند.[۷۸]

دین

در آذربایجان، بیشتر آذری‌ها پیرو اسلام شیعه، هستند.[۷۶] و اقلیت اهل سنت

پس از عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای، حاکمان روس، کوچ مسلمانان شمال ارس به جنوب و مهاجرت مسیحیان جنوب ارس –که عموماً ارمنیان بودند– به شمال را تشویق می‌کردند. این سیاست چنان با جدیت از سوی روسیه اجرا می‌شد که سرانجام اعتراض دولت قاجار را به دنبال داشت و کار به جایی رسید که دولت روسیه طی یک قرارداد وعده داد که این سیاست را کنار بگذارد؛ اما در عمل چنین نشد.[۷۹]

نژاد

آذربایجانی‌ها بسیار به سایر ایرانیان قرابت دارند و گرچه زبانشان ترکی است، ولی دی‌ان‌ای ساکنان بومی منطقه تفاوت چندانی با با دیگر نقاط ایران ندارند.[۸۰] بر مبنای یک مقاله منتشر شده در سال ۲۰۱۳، که مقایسه‌ای است در مورد ساختار ژنتیکی ۳۵۲ ایرانی، با وجود اینکه تنوع ژنتیکی کل ایرانیان بسیار بالا است، اما آذری‌های ایرانی نسبتاً قرابت ژنتیکی نزدیکتری با مردم گرجستان در مقایسه با قشقایی‌های ترک‌زبان و فارسی‌زبانان دارند. این مقاله اشاره می‌کند که آذری‌های ساکن جمهوری آذربایجان، گروه کاملاً مجزایی با آذری‌های ایران تشکیل می‌دهند، و بین فارسی‌زبانان و اهالی ترکیه قرار می‌گیرند.[۸۱]

فرهنگ و هنر

موسیقی

عاشیق‌ها با لباس محلی درحال اجرای موسیقی فولکلور، نوروز ۱۳۹۰، تبریز

موسیقی آذربایجانی یک مجموعه کامل موسیقایی است که نقاط اشتراک زیادی با موسیقی فارسی، عربی و موسیقی ترکیه به ویژه موسیقی فولکلور ترکیه دارد. این موسیقی اغلب با آوازهای رزمی، بزمی و عاشقانه همراهی می‌شود. دو بخش اصلی موسیقی آذربایجانی شامل موسیقی کلاسیک یا مُقام و فولکلور یا عاشیقی است. موسیقی مقام اغلب با سازهای تار آذربایجانی، کمانچه آذربایجانی، قره نی و سایر سازهای آذربایجانی اجرا می‌شود. کتابت و فرموله نمودن موسیقی مقام در بعد از جنگ جهانی دوم در اتحاد جماهیر شوروی انجام شده‌است. از موسیقی دانان مشهور آذربایجانی می‌توان به عزیر حاجی‌بیگف و علی سلیمی اشاره نمود. موسیقی عاشقی موسیقی مردمی (فولکلور) است که اغلب توسط دوره گردان روستایی در زمستان‌ها که کار کشاورز متوقف می‌شد با ساز قوپوز به‌همراه اشعار سروده خود عاشیق اجرا می‌شد. در سال‌های اخیر موسیقی عاشقی توسط دولت ایران تشویق شده‌است و عاشیق‌هایی همچون علشیق حسن اسکندری و عاشیق چنگیز مهدی پور به عنوان چهره‌هایی جهانی در زمینه موسیقی مطرح شده‌اند.

ادبیات

زادگاه بسیاری از شاعران و ادیبان ایرانی آذربایجان است که برخی از مشهورترین آنان عبارتند از عمادالدین نسیمی، محمدحسین شهریار، غلامحسین ساعدی و صمد بهرنگی. آثار بسیاری از این ادیبان به زبان‌های ترکی آذربایجانی، فارسی، و عربی است. همچنین برخی از شاعران و ادیبان ایرانی مانند صائب تبریزی دارای اصالتی آذربایجانی‌اند یا همانند مولانا بخشی از زندگی خود را در این سرزمین گذرانده‌اند و برخی از آثار خود را در این سرزمین ایجاد نموده‌اند. همچنین از سرزمین آذربایجان در برخی متون ادبیات کهن فارسی به عنوان یکی از بخش‌های اصلی ایران، به نیکی یاد شده‌است.

گزیده هرچه در ایران بزرگانزآذربایگان و ری و گرگان
از آنجا به تدبیر آزادگانبیامد سوی آذرآبادگان
به یک ماه در آذرآبادگانببودند شاهان و آزادگان
همه ویژه گردان آزادگانبیامد سوی آذرآبادگان

رسانه

رادیو و تلویزیون

روزنامه و مطبوعات

استان اردبیل

  • اردبیل فردا
  • همشهری اردبیل

استان آذربایجان غربی

  • آراز آذربایجان

استان زنجان

  • مردم نو
  • همشهری زنجان

استان آذربایجان شرقی

  • آذربایجان
  • ارک
  • سرخاب
  • صائب تبریز
  • عصر آزادی
  • فجر آذربایجان
  • مهد آزادی

ترابری

هوایی

هواپیمایی آتا

شرکت هواپیمایی آتا معروف‌ترین شرکت هواپیمایی آذربایجان می‌باشد که دفتر مرکزی آن در تبریز است. قطب این شرکت هواپیمایی فرودگاه بین‌المللی تبریز می‌باشد. این شرکت هواپیمایی به اروپا، خاورمیانه و آسیای مرکزی خدمت‌رسانی مییکند.[۸۲]

ردیف فرودگاه شهر استان
۱ فرودگاه بین‌المللی تبریز تبریز آذربایجان شرقی
۲ فرودگاه ارومیه ارومیه آذربایجان غربی
۳ فرودگاه اردبیل اردبیل اردبیل
۴ فرودگاه زنجان زنجان زنجان
۵ فرودگاه سهند مراغه آذربایجان شرقی
۶ فرودگاه خوی خوی آذربایجان شرقی
۷ فرودگاه مغان پارس‌آباد اردبیل

زمینی

جاده‌ها

شبکه‌های وسیعی از جاده‌ها در آذربایجان مثل نقاط دیگر جهان وجود دارد که شهرها را به یکدیگر وصل می‌کنند. تنها آزادراه واقع در آذربایجان آزادراه ۲ است که تبریز را به تهران پایتخت ایران وصل می‌کند. آذربایجان ازطریق جاده ۱۶ و جاده ۳۲ با ترکیه، از طریق جاده ۳۳ با جمهوری آذربایجان، از طریق جاده ۱۲ با ارمنستان، از طریق جاده ۱۱ با جمهوری خودمختار نخجوان و از طریق جاده ۲۶ به عراق متصل می‌شود.

نشان شماره جاده مسافت
(کیلومتر)
شهر مبدأ شهر مقصد شهرهای مهم موقعیت نگاره
Road2.png آزادراه ۲ ۶۰۰ تهران تبریز کرج، قزوین، زنجان Road 2.jpg Tehran Karaj Rd.jpg
Road11.png جاده ۱۱ ۳۲۵ جلفا بانه خوی، سلماس، ارومیه، مهاباد، سردشت Road 11 (Iran).jpg
Road12.png جاده ۱۲ ۵۷۲ بازرگان بیله سوار پلدشت، جلفا، پارس‌آباد Road 12 (Iran).jpg
Road14.png جاده ۱۴ ۴۶۰ رضی سلماس مشگین‌شهر، اهر، تبریز، شبستر Road 14 (Iran).jpg
Road16.png جاده ۱۶ ۴۲۸ آستارا سرو اردبیل، سراب، تبریز، ارومیه Road 16 (Iran).jpg Lake Urmia bridge 2010.jpg
Road21.png جاده ۲۱ ۹۷۸ ایلام جلفا مرند، تبریز، بناب، میاندوآب، سقز، سنندج، کرمانشاه، سرابله Road 21 (Iran).jpg
Road22.png جاده ۲۲ ۱٬۳۲۷ سرخس خلخال مشهد، بجنورد، گرگان، ساری، چالوس، رشت Road 22 (Iran).jpg Golestan jungle.jpg
Road23.png جاده ۲۳ ۳۹۰ همدان میاندوآب تکاب، میاندوآب Road 23 (Iran).jpg
Road24.png جاده ۲۴ ۱۴۲ هشترود بناب هشترود، مراغه، بناب Road 24 (Iran).jpg
Road26.png جاده ۲۶ ۱۵۱ میاندوآب پیرانشهر مهاباد، پیرانشهر Road 26 (Iran).jpg
Road27.png جاده ۲۷ ۲۴۵ خمارلو تبریز کلیبر، اهر Road 27 (Iran).jpg
Road31.png جاده ۳۱ ۵۳۹ پارس‌آباد منجیل خلخال Road 31 (Iran).jpg
Road32.png جاده ۳۲ ۸۸۰ تهران بازرگان کرج، قزوین، تاکستان، استان زنجان، تبریز، مرند، شهرستان ماکو Road 32 (Iran).jpg
Road33.png جاده ۳۳ ۱۵۵ اردبیل بیله سوار رضی، گرمی Road 33 (Iran).jpg
Road35.png جاده ۳۵ ۴۹۴ زنجان خرم‌آباد بیجار، قروه، سنقر، نورآباد Road 35 (Iran).jpg
Road47.png جاده ۴۷ ۶۱۳ سلطانیه شاهین شهر اراک، خمین، گلپایگان Road 47 (Iran).jpg

ترمینال

آذربایجان ترمینال‌های مسافربری پرتعدادی دارد که همه روزه مسافران زیادی را در بین شهرها جابه‌جا می‌کند. ترمینال‌های بزرگ و پرتردد آذربایجان به ترتیب شامل موارد زیر می‌باشد.

راه‌آهن

آذربایجان در منطقه ای قرار دارد که ایران را به قفقاز و آناتولی و سپس به اروپا متصل می‌کند. از این رو اولین خط راه‌آهن آذربایجان در سال ۱۲۹۵ در محور تبریز-جلفا تأسیس شد که آذربایجان را به قفقاز متصل می‌کرد. بعدها در سال ۱۳۳۷ این خط راه‌آهن گسترش یافت و در محور تهران-تبریز-جلفا مشغول به کار کرد. اکنون آذربایجان شامل دو خط راه‌آهن می‌باشد:

دریایی

آذربایجان هیچ دسترسی به آب‌های آزاد ندارد به همین دلیل حمل و نقل دریایی در این منطقه امکان‌پذیر نیست اما کشتیرانی در دریاچه ارومیه که در زمان قاجاریه پرآب بود صورت می‌گرفت.

اقتصاد

صنایع سنگین

آذربایجان یکی از قطب‌ها صنعتی ایران محسوب می‌شود. عمده صنایع در آذربایجان در اطراف شهرهای بزرگ واقع شده‌اند که شامل اند بر ماشین‌سازی، خودرو، سیمان، نفت و پتروشیمی، صنایع دارویی و شیمیایی، و صنایع غذایی. چند نمونه از بزرگترین صنایع در این منطقه شامل است بر: تراکتورسازی تبریز، ماشین‌سازی تبریز، پالایشگاه تبریز، پتروشیمی تبریز، مجتمع صنعتی آرتاویل تایر ایران خودرو تبریز.

کشاورزی

نظر به پر بارش بودن بسیاری از نواحی آذربایجان در مقایسه با بسیاری از نقاط فلات ایران، کشاورزی در این منطقه رونق بیشتری دارد. محصولات کشاورزی شامل غلات گندم و نیز محصولات باغی‌اند.

صنایع دستی

بسیاری از مردمان آذربایجان از طریق صنایع دستی امرار معاش می‌کنند. مهم‌ترین صنعت دستی در آذربایجان فرشبافی می‌باشد و برخی از فرش‌های بافته شده در این منطقه دارای شهرت جهانی است. ازجملهٔ آن‌ها فرش‌های اردبیل، تبریز و هریس دارای شهرت جهانی هستند. نقره‌کاری و قلم‌زنی از دیگر صنایع دستیِ مرسوم در این منطقه است.

نمایشگاه‌های تجاری

همه ساله نمایشگاه‌های تجاری متعددی در منطقهٔ آذربایجان برگزار می‌شوند که بزرگ‌ترین آن‌ها نمایشگاه بین‌المللی ایران است که هر سال در اواخر مردادماه در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی آذربایجان در شهر تبریز برگزار می‌شود.[۸۳]

آموزش عالی

تاریخچهٔ نخستین مؤسسات آموزش عالی در آذربایجان را شاید بتوان به شروع کار ربع رشیدی تبریز در اواخر سدهٔ سیزدهم میلادی نسبت داد.[۸۴] در دوران معاصر، روند تحصیلات عالی در اواخر سدهٔ نوزدهم میلادی با مؤسسهٔ جوزف کاکرن برای آموزش پزشکی در محل فعلی دانشگاه ارومیه شروع شد که با مرگ دکتر کاکرن، این مؤسسه نیز تعطیل گردید.[۸۵] یک سال پس از جنگ جهانی دوم و در دوران حکمرانی حکومت خودمختار آذربایجان، آموزش عالی مدرن با شروع به کار دانشگاه تبریز (که در آن زمان آذربایجان اونیورسیته‌سی نامیده شد) جان تازه‌ای گرفت.[۸۶] امروزه ۱۴ دانشگاه مستقل دولتی در ۸ شهر آذربایجان فعال است:

تبریز
ارومیه
اردبیل
زنجان
مراغه
بناب
آذرشهر
اسکو

تقسیمات کشوری

غالب مساحت مجموعه استان‌های کنونی آذربایجان‌شرقی، آذربایجان‌غربی، اردبیل و زنجان در سرزمین آذربایجان قرار دارند. پرجمعیت‌ترین شهرهای سرزمین آذربایجان شامل تبریز، ارومیه، اردبیل، زنجان، مراغه و خوی می‌باشد.[۸۷][۸۸] در برخی مراجع استان زنجان جزو آذربایجان محسوب نشده‌است.[۷۶]

جمعیت ایران بالغ بر ۷۵٬۱۴۹٬۶۶۹ تن (سرشماری سال ۱۳۹۰) و ۷۹٬۹۲۶٬۲۷۰ تن (سرشماری سال ۱۳۹۵) و وسعت ایران ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع است بنابراین چهار استان آذربایجانی نشین (به همراه اقلیت‌های کرد، ارمنی، آشوری، فارس، لر و …) در سال ۱۳۹۰ در حدود ۷٬۴۱ درصد وسعت ایران و در حدود ۱۲٬۰۶ درصد از جمعیت ایران در سال ۱۳۹۰ و ۱۱٬۸۸ درصد از جمعیت ایران در سال ۱۳۹۵ را تشکیل می‌دهد که نشان دهنده کاهش درصد جمعیت این چهار استان به جمعیت کل کشور طی سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ می‌باشد که به دلیل نرخ رشد جمعیت کمتر نسبت به بقیه کشور و مهاجرت منفی به سایر استان‌ها یا خارج کشور می‌باشد. جمعیت کل این چهار استان در سال ۱۳۹۵ بر اساس سرشماری ۴۳۳٬۳۳۴ نفر نسبت به سال ۱۳۹۰ افزایش یافته‌است (به‌طور میانگین سالانه ۸۶٬۶۶۷ نفر).[۸۹]

ردیف نام استان مرکز وسعت (کیلومتر مربع) جمعیت سال ۹۰ جمعیت سال ۹۵
۱ آذربایجان شرقی تبریز ۴۵٬۴۹۱ ۳٬۷۲۴٬۶۲۰ ۳٬۹۰۹٬۶۵۲
۲ آذربایجان غربی ارومیه ۳۷٫۰۵۹ ۳٬۰۸۰٬۵۷۶ ۳٬۲۶۵٬۲۱۹
۳ اردبیل اردبیل ۱۷٬۹۵۳ ۱٬۲۴۸٬۴۸۸ ۱٬۲۷۰٬۴۲۰
۴ زنجان زنجان ۲۱٬۷۷۳ ۱٬۰۱۵٬۷۳۴ ۱٬۰۵۷٬۴۶۱
کل آذربایجان ایران تبریز (بزرگ‌ترین شهر) (۷٬۴۱٪) ۱۲۲٬۲۷۶ (۱۲٬۰۶٪) ۹٬۰۶۹٬۴۱۸ (۱۱٬۸۸٪) ۹٬۵۰۲٬۷۵۲

پرجمعیت‌ترین شهرها

رتبه نام شهر استان جمعیت ۱۳۹۵[۹۰] رتبه در استان
۱ تبریز آذربایجان شرقی ۱٬۵۵۸٬۶۹۳ ۱
۲ ارومیه آذربایجان غربی ۷۳۶٬۲۲۴ ۱
۳ اردبیل اردبیل ۵۲۹٬۳۷۴ ۱
۴ زنجان زنجان ۴۳۰٬۸۷۱ ۱
۵ خوی آذربایجان غربی ۱۹۸٬۸۴۵ ۲
۶ مراغه آذربایجان شرقی ۱۷۵٬۲۵۵ ۲
۷ میاندوآب آذربایجان غربی ۱۳۴٬۴۲۵ ۳
۸ مرند آذربایجان شرقی ۱۳۰٬۸۲۵ ۳
۹ اهر آذربایجان شرقی ۱۰۰٬۶۴۱ ۴
۱۰ ابهر زنجان ۹۹٬۲۸۵ ۲

نقشه‌های قدیمی

پانویس

  1. Tadeusz Swietochowski, Brian C. Collins, Historical Dictionary of Azerbaijan, Scarecrow Press, 1999 (P66).
  2. M. Behrooz, Rebels With A Cause: The Failure of the Left in Iran, I. B. Tauris; 2000 (see page 27).
  3. Minorsky, V. ; Minorsky, V. "Ādharbaydjān (Azarbāydjān)." Encyclopaedia of Islam. Edited by: P.Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2007. Brill Online. <http://www.encislam.brill.nl/subscriber/entry?entry=islam_COM-0016%7B%7Bپیوند[پیوند مرده] مرده|date=سپتامبر ۲۰۱۹ |bot=InternetArchiveBot}} “ called in Middle Persian Āturpātākān, older new-Persian Ād̲h̲arbād̲h̲agān, Ād̲h̲arbāyagān, at present Āzarbāyd̲j̲ān, Greek ᾿Ατροπατήνη, Byzantine Greek ᾿Αδραβιγάνων, Armenian Atrapatakan, Syriac Ad̲h̲orbāyg̲h̲ān. The province was called after the general Atropates (“protected by fire”), who at the time of Alexander's invasion proclaimed his independence (328 B.C.) and thus preserved his kingdom (Media Minor, Strabo, xi, 13, 1) in the north-western corner of later Persia (cf. Ibn al-Muḳaffaʿ, in Yāḳūt, i, 172, and al-Maḳdisī, 375: Ād̲h̲arbād̲h̲ b. Bīwarasf).
  4. لغت‌نامۀ دهخدا
  5. Minorsky, V. ; Minorsky, V. "Ādharbaydjān (Azarbāydjān)." Encyclopaedia of Islam. Edited by: P.Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2007. Brill Online “ called in Middle Persian Āturpātākān, older new-Persian Ād̲h̲arbād̲h̲agān, Ād̲h̲arbāyagān, at present Āzarbāyd̲j̲ān, Greek ᾿Ατροπατήνη, Byzantine Greek ᾿Αδραβιγάνων, Armenian Atrapatakan, Syriac Ad̲h̲orbāyg̲h̲ān. The province was called after the general Atropates (“protected by fire”), who at the time of Alexander's invasion proclaimed his independence (328 B.C.) and thus preserved his kingdom (Media Minor, Strabo, xi, 13, 1) in the north-western corner of later Persia (cf. Ibn al-Muḳaffaʿ, in Yāḳūt, i, 172, and al-Maḳdisī, 375: Ād̲h̲arbād̲h̲ b. Bīwarasf).
  6. K. Shippman, "Azerbaijan: Pre-Islamic History" in Encyclopædia Iranica In the Achaemenid period Azerbaijan was part of the satrapy of Media. When the Achaemenid empire collapsed, Atropates, the Persian satrap of Media, made himself independent in the northwest of this region in 321 B.C. Thereafter Greek and Latin writers named the territory Media Atropatene or, less frequently, Media Minor (e.g. Strabo 11.13.1; Justin 23.4.13). The Middle Persian form of the name was (early) Āturpātākān, (later) Ādurbādgān) whence the New Persian Ādarbāyjān
  7. محسنی، محمدرضا ۱۳۸۹: پان ترکیسم، ایران و آذربایجان، انتشارات سمرقند، ص۱۲۷
  8. مدخل ATROPATES در دانشنامۀ ایرانیکا[پیوند مرده]
  9. محسنی، محمدرضا ۱۳۸۹: پان ترکیسم، ایران و آذربایجان، انتشارات سمرقند، ص۳۱
  10. این دو پیمان در مجلهٔ ایران‌شناسی، ج ۱، شمارهٔ ۳، چاپ ۱۹۸۹، رویهٔ ۴۵۸ تحت عنوان «آذربایجان کجاست» توسط جلال متینی چاپ شده‌است.
  11. منبع یک: In fact, the very name “Azerbaijani” was not widely used until the 1930s; before that Azerbaijani intellectuals were unsure whether they should call themselves Caucasian Turks, Muslims, Tatars, or something else”(Kauffman 2001:56 Kaufman, S. (2001), Modern Hatreds: The Symbolic Politics of Ethnic War, Cornell University Press.) “ منبع دو: The concept of Azeri identity barely appears at all before 1920. Up until that point Azerbaijan had been a purely geographical area. Before 1924, the Russians called Azeri Tatars "Turk" or "Muslims" Roy, O. (2007), The new Central Asia, I.B. Tauris
  12. احمد کسروی، شهریاران گمنام، تهران، انتشارات امیر کبیر، چ ۵، ۱۳۵۷، صفحه‌های ۲۵۵ الی ۲۵۷
  13. http://www.iranicaonline.org/articles/azerbaijan-index دانشنامه ایرانیکا مدخل آذربایجان
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ Vasily Bartold Bartold V.V. , "Sochineniia", volume II, part 1, "Vostochnoi Literatury" Publishers, Moscow, 1963, p. 703
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ ایرانشهر، شماره ۲، مورخ ۱۸ اکتبر ۱۹۲۳، صفحات ۹۵ تا ۱۰۳
  16. Recasting Oneself, Rejecting the Other: Pan-Turkism and Iranian Nationalism By: Dr. Touraj Atabaki Van Schendel, Willem(Editor). Identity Politics in Central Asia and the Muslim World: Nationalism, Ethnicity and Labour in the Twentieth Century. London, , GBR: I. B. Tauris & Company, Limited, 2001. p 80. Khiyabani and his fellow Democrats, in order to dissociate themselves from the Transcaucasians, decided to change the name of Iranian Azerbaijan to Azadistan (Land of Freedom). (34) By way of justifying this decision, they referred to the important ‘heroic role’ Azerbaijan had played in the struggle to establish the Constitution in Iran which, in their view, warranted adopting the name Azadistan. (35)
  17. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  18. R. Zadok, "Mannea" in Encyclopædia Iranica [۱] It is unlikely that there was any ethnolinguistic unity in Mannea. Like other peoples of the Iranian plateau, the Manneans were subjected to an ever increasing Iranian (i.e. Indo-European) penetration. Boehmer's analysis of several anthroponyms and toponyms needs modification and augmentation. Melikishvili (1949, p. 60) tried to confine the Iranian presence in Mannea to its periphery, pointing out that both Daiukku (cf. Schmitt, 1973) and Bagdatti were active in the periphery of Mannea, but this is imprecise, in view of the fact that the names of two early Mannean rulers, viz. Udaki and Azā, are explicable in Old Iranian terms.
  19. A) "Mede" Encyclopædia Britannica 2008 (Encyclopædia Britannica Online) 16 January 2008 <http://www.britannica.com/eb/article-9051719>. B) Andrew Dalby, Dictionary of Languages: the definitive reference to more than 400 languages, Columbia University Press, 2004, pg 278. C) Gwendolyn Leick, Who's Who in the Ancient Near East, Routledge, Published 2001. pg 192 D) Ian Shaw, Robert Jameson, A Dictionary of Archaeology, Blackwell Publishing, 1999. E) Sabatino Moscati, Face of the Ancient Orient, Courier Dover Publications, Published 2001. pg 67 F) John Prevas, Xenophon's March: Into the Lair of the Persian Lion, Da Capo Press, 2002. pg 20. G) I.M. Diakonoff, "Media" In Cambridge History of Iran (ed. William Bayne Fisher, Ilya Gershevitch), Volume 2. Pg 140 "Archaeological evidence for the religion of the Iranian-speaking Medes of the.." H) Amélie Kuhrt, "The Persian Empire, Volume 1", Chp 2: Medes, Routledge, 2007. excerpt from pg 19: "The early history of the western Iranians (Medes and Persian) is a thorny problem..." I) John Curtis, British Museum, 2000, 2nd edition. pg 34: "They were an Indo-European people who, like the related Persians, spoke an Iranian language" J) "Encyclopedia of Indo-European Culture or EIEC, edited by J. P. Mallory and Douglas Q. Adams, published in 1997 by Fitzroy Dearborn. pg 30: "..and the Medes (Iranians of what is now north-west Iran).."
  20. مشکور، محمدجواد، نظری به تاریخ آذربایجان، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، انتشارات کهکشان، چاپ دوم ۱۳۷۵، گنجینهٔ ایران: ۲۱. ص۱۸۸.
  21. شاهنامه. جلد پنجم. جنگ بزرگ کیخسرو، ص ۳۳۰
  22. https://sanad.um.ac.ir/index.php?option=com_mag&view=htmlpage&id=1004&hp=4091&lang=fa
  23. م. چامچیان، تاریخ ارمنیان، کتاب۳، ونیز۱۷۸۶.
  24. (نظری به تاریخ آذربایجان، ج ۱، تهران ۱۳۳۹، ص ۱۵۲)
  25. شاو٬استانفوردجی. تاریخ امپراتوری عثمانی و ترکیه جدید (سه جلد)٬ترجمه محمد رمضان زاده٬مشهد ٬آستان قدس رضوی، ۱۳۷۰.
  26. رضا، عنایت الله، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۷، «اران»، چاپ اول: ۱۳۷۵، تهران، صص ۴۲۱ تا ۴۲۴
  27. R. N. FRYE, Encyclopedia of islam , volume 1 , "ARRAN" , ISBN 90-04-08114-3, page 660-661
  28. منبع: استرابو، کتاب جغرافی، دفتر یازهم: [۲] And then on the north by the Ocean as far as the mouth of the Caspian Sea; and then on the east by this same sea as far as the boundary between Albania and Armenia, where empty the rivers Cyrus and Araxes, the Araxes flowing through Armenia and the Cyrus through Iberia and Albania; and lastly, on the south by the tract of country which extends from the outlet of the Cyrus River to Colchis, which is about three thousand stadia from sea to sea, across the territory of the Albanians and the Iberians, and therefore is described as an isthmus. ... The other part is Atropatian Media, which got its name from the commander Atropates, who prevented also this country, which was a part of Greater Media, from becoming subject to the Macedonians. Furthermore, after he was proclaimed king, he organized this country into a separate state by itself, and his succession of descendants is preserved to this day, and his successors have contracted marriages with the kings of the Armenians and Syrians and, in later times, with the kings of the Parthians.... Their royal summer palace is situated in a plain at Gazaca, and their winter palace in a fortress called Vera, which was besieged by Antony on his expedition against the Parthians. This fortress is distant from the Araxes, which forms the boundary between Armenia and Atropene, two thousand four hundred stadia, according to Dellius, the friend of Antony, who wrote an account of Antony's expedition against the Parthians, on which he accompanied Antony and was himself a commander.
  29. The Natural History of Pliny by John Bostock, M.D. , F.R.S, and H.T. Riley, Esq. , B.A. , Vol. II, published in 1890, pages 27-28 “ Adjoining the other front of Greater Armenia, which runs down towards the Caspian Sea, we find Atropatene, which is separated from Otene, a region of Armenia, by the river Araxes; Gazae is its chief city, distant from Artaxata four hundred and fifty miles, and the same from Ecbatana in Media, to which country Atropatene belongs
  30. Minorsky, V. ; Minorsky, V. "Ādharbaydjān (Azarbāydjān)." Encyclopaedia of Islam. Edited by: P.Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2007. Brill Online. <http://www.encislam.brill.nl/subscriber/entry?entry=islam_COM-0016%7B%7Bپیوند[پیوند مرده] مرده|date=سپتامبر ۲۰۱۹ |bot=InternetArchiveBot}}>
  31. MacKenzie, David Niel (1998). "Ērān, Ērānšahr". Encyclopædia Iranica. 8. Costa Mesa: Mazda. http://www.iranicaonline.org/articles/eran-eransah.. Accessed online versuib on April 12, 2010.
  32. Encyclopedia Britannica, Encyclopædia Britannica. 2007. Encyclopædia Britannica Online. 4 May 2007 <http://www.britannica.com/eb/article-32148>:The list of provinces given in the inscription of Ka'be-ye Zardusht defines the extent of the empire under Shapur, in clockwise geographic enumeration: (1) Persis (Fars), (2) Parthia, (3) Susiana (Khuzestan), (4) Maishan (Mesene), (5) Asuristan (southern Mesopotamia), (6) Adiabene, (7) Arabistan (northern Mesopotamia), (8) Atropatene (Azerbaijan), (9) Armenia, (10) Iberia (Georgia), (11) Machelonia, (12) Albania (eastern Caucasus), (13) Balasagan up to the Caucasus Mountains and the Gate of Albania (also known as Gate of the Alans), (14) Patishkhwagar (all of the Elburz Mountains), (15) Media, (16) Hyrcania (Gorgan), (17) Margiana (Merv), (18) Aria, (19) Abarshahr, (20) Carmania (Kerman), (21) Sakastan (Sistan), (22) Turan, (23) Mokran (Makran), (24) Paratan (Paradene), (25) India (probably restricted to the Indus River delta area), (26) Kushanshahr, until as far as Peshawar and until Kashgar and (the borders of) Sogdiana and Tashkent, and (27), on the farther side of the sea, Mazun (Oman)
  33. البلدان نوشته ابن فقیه ابوبکر احمد بن اسحاق همدانی ترجمه مختصر حسن مسعودی از البلدان از انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، سال ۱۳۴۹هجری خورشیدی، در صفحات ۱۲۸ و ۱۳۰
  34. ابن رسته، اعلاق الانفیسه، ترجمه حسین قره چانلو، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۵، ص ۱۲۲۱۲۲
  35. ابواسحق ابراهیم، اصطخری، المسالک و الممالک، به اهتمام ایرج افشار، تهران علی و فرهنگی، ۱۳۶۸، صص ۱۵۵، و نیز و. ک به: ابوالفدا تقویم البدان، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۹،>هر یک از این سه اقلیم، اقلیم بزرگی است که به سبب تداخل در یکدیگر، ارباب فن هر سه را در ذکر و تصویر به یکجا آورده‌اند<ص ۴۴۲.
  36. محمد، ابن حوقل، سفرنامه ابن حوقل (ایران در صوره‌الارض)، ترجمه و توضیح جعفر شعار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۶، ص ۸۱
  37. Hudud al-Alam ("the regions of the world"): a Persian geography, 372 A.H. -982 A.D. , translated and explained by V. Minorsky; with the preface by V.V. Barthold. Karachi: Indus Publications, 1980. pg 77 Another river, called Aras, rises on the eastern side of the Armenian mountains, from a place adjoining the Rum. Taking the eastern direction it flows on until, having skirted Vartan and followed the frontier between Adharbadhagan, Armenia, and Arran, it joins the Khazar sea
  38. المقدسی (اصل عربی): «فأما الران فإنها تکون نحو الثلث من الإقلیم فی مثل جزیرة بین البحیرة ونهر الرس ونهر الملک یشمقها طولاً، قصبتها برذعة ومن مدنها: تفلیس، القلعة، خنان، شمکور، جنزة، یردیج، الشما خیة، شروان، باکوه، الشا بران، باب‌الأبواب، الأبخان، قبلة، شکی، ملازکرد، تبلا. وأما أرمینیة فإنها کورة جلیلة رسمها أرمینی بن کنظر بن یافث بن نوح ومنها ترتفع الستور والزلالی الرفیعة کثیرة الخصائص قصبتها دبیل ومن مدنها: بدلیس، خلاط، أرجیش، برکری، خوی، سلماس، أرمیة، داخرقان، مراغة، أهر، مرند، سنجان، قالیقلا، قندریة، قلعة یونس، نورین. وأما آذربیجان فإنها کورة اختطها اذرباذ بن بیوراسف بن الأسود بن سام بن نوح علیه السلام قصبتها وهی مصر الإقلیم أردبیل بها جبل مساحته مائة وأربعون فرسخاً کله قری ومزارع یقال أن به سبعین لساناً کثرة خیرات أردبیل منه. أکثر بیوتهم تحت‌الأرض ومن مدنها: رسبة، تبریز، جابروان، خونج، المیا نج، السراة، بروی، ورثان، موقان، میمذ، برزند. فإن زعم زاعم أن بدلیس من إقلیم أقور واستدل بأنها کانت فی ولایات بنی حمدان أجیب بأنه لما ادعاها أهل الإقلیمین جعلناها من هذا لانا وجدنا لها نظیراً فی الاسم وهی تفلیس، وأما الولایات فلیست حجة فی هذا الباب الا تری أن سیف الدولة کانت له قنسرین والرقة ولم یقل أحد أن الرقة من الشام» منبع: الکتاب: أحسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم المؤلف: المقدسی البشاری مصدر الکتاب: الوراق برگرفته از: http://islamport.com/d/3/bld/1/2/13.html بایگانی‌شده در ۸ آوریل ۲۰۱۶ توسط Wayback Machine
  39. ذکر یا قزوینی، آثار البلاد و اخبار العباد، ترجمه عبدالرحمن شرفکندی (هژار) تهران، مؤسسه علمی اندیشه جوان، ۱۳۶۶، ص ۶۵
  40. نزهت‌القلوب حمدالله مستوفی ص 75 ناشر: دنیای کتاب، تاریخ نشر سال 1362 به اهتمام گای لیسترنج/ آذربایجان در سیر تاریخ ایران ص 77- رحیم رئیس نیا
  41. حمدالله مستوفی، نزهت القلوب، به تصحیح گای لسترنج، تهران دنیای کتاب، ۱۳۶۳، صص ۷۵ الی ۸۹
  42. آذربایجان در موج خیز تاریخ، مقدمه کاوه بیات، نشر شیرازه سال 1379 ص 106و 107 (زیرنویس)، کتاب " بستان السیاحه زین العابدین شیروانی، تهران، بی تا ، انتشارات کتابخانه سنایی ص 32
  43. متن عربی گفته یاقوت چنین است: «حد اذربیجان من بردعه مشرقاً الی ارزنجان مغرباً، یتصل و حدها من جهه الشمال بیلاد الدیلم، و الطرم و هو اقلیم واسع و من مشهور مدائنها: تبریز، و هی الیوم قصبتها و اکبر مدنها و کانت قصبتها قدیماً المراغه و من مدنها خوی و سلماس، و ارمیه، و اردبیل و مرند و غیرذالک» ابوعبدالله یاقوت بن عبدالله، یاقوت حموی، معجم البدان، ج ۱، (بیروت، دارصادر، ۱۹۵۵ م). ص ۱۲۸.
  44. محمد جواد مشکور، جغرافیایی تاریخی ایران باستان، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۲، ص ۲۹۵
  45. یاقوت حموی، برگزیده مشترک، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران
  46. دکتر حسین آلیاری،>نام شهرها و وضع راه‌های آذربایجان در قرون نخستین اسلامی نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز، ص ۸۳
  47. نقشه‌های موجود پیش از قرن بیستم آن را جنوب ارس ترسیم کرده‌اند Rouben Galichian , "Historic Maps of Armenia: The Cartographic Heritage",I. B. Tauris (July 23, 2004)(pg 9-10):"In accounts and maps produced prior to 1918, the region of Iran called Azerbaijan or Aderbaijan(also known as Atropatene, which is the old version of Azerbaijan) has always been to the south of Arax(es) River, which is the border of Iran and Armenia today.... This territory, prior to being called Azerbaijan, was called Albania (Arran), which included the various khanates (khan's districts) of Derband, Shirvan, Daghestan, Talish, Shusha and Moghan بنگرید به نقشه ابن حوقل، ادریسی، استخری و حدود صد+ نقشه در این کتاب.
  48. Tadeusz Swietochowski, Russia and Azerbaijan: A Borderland in Transition (New York: Columbia University Press, 1995. pg 16 and the formation of the two gubernias of Eastern Transcaucasia resulted in territorial block that the “Shirvanis” or “Arranis” would regard as the core of their homeland. Even the term Azerbaijan, although seldom used for the territory north of Araxes, began to appear in the works of European scholars or journalists. ”
  49. ابن رسته از جغرافی نگاران سده سوم و اوایل سده چهارم هجری، در کتاب خود تحت عنوان اعلاق‌النفیسه، در مورد حدود آذربایجان چنین نوشته‌است: حوزه‌های آذربایجان عبارتند از: اردبیل و مرند، باخروان، ورثان و مراغه و حوزه‌های ارمینیه به قرار زیر است: اران و جرزان، نشوی، خلاط، دبیل و سراج و صغدبیل باخیس و ارجیش، سیجان، شهرباب ابواب، ابن رسته، اعلاق الانفیسه، ترجمه حسین قره چانلو، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۵، ص ۱۲۲ /منبع دو: ابن واضح یعقوبی می‌نویسد: «خزر بر همهٔ شهرهای ارمنستان دست یافته پادشاهی می‌داشتند که «خاقان» گفته می‌شد. او را جانشینی بود که او را «یزید بلاش» می‌گفتند و بر آران و جزران و بسفرجان و سیسجان حکومت می‌کرد و این استان را ارمنستان چهارم می‌گفتند که قباد پادشاهی ایران فتح کرد» احمد بن ابی یعقوب، البلدان. ترجمه دکتر ابراهیم آیتی، تهران، ۱۳۵۶, ص ۱۴۵
  50. Ben Fowkes, Ethnicity and ethnic conflict in the post-communist world (Basingstoke: Palgrave, 2002) pg 30 “ In fact, in medieval times the name 'Azarbaijan' was applied not to the area of present independent Azerbaijan but to the lands to the south of Araxes river, now part of Iran. The lands to the north west of the Araxes were known as Albania; the lands to the north east, the heart of present-day post-Soviet Azerbaijan, were known as Sharvan (or Shirwan) and Derbent
  51. مارکورات، ایرانشهر، شماره ۲، مورخ ۱۸ اکتبر ۱۹۲۳، صفحات ۹۵ تا ۱۰۳
  52. Vasily Bartold Bartold V.V. , "Sochineniia", volume II, part 1, "Vostochnoi Literatury" Publishers, Moscow, 1963, p. ۷۰۳ اصل روسی: В. В. Бартольд. Сочинения. Том ۲/۱, с.۷۰۳ «Ширван никогда не употреблялся в том смысле, чтобы он охватывал территорию теперешней Азербайджанской республики. Ширван — это небольшая часть с главным городом Шемахой, а такие города, как Гянджа и др. , никогда в состав Ширвана не входили, и если нужно было бы придумать термин для всех областей, которые объединяет сейчас Азербайджанская Республика, то, скорее всего, можно было бы принять название Арран, но термин Азербайджан избран потому, что когда устанавливалась Азербайджанская Республика, предполагалось, что персидский и этот Азербайджан составят одно целое, так как по составу населения они имеют очень большое сходство. На этом основании было принято название Азербайджан, но, конечно, теперь, когда слово Азербайджан употребляется в двух смыслах — в качестве персидского Азербайджана и особой республики, приходится путаться и спрашивать, какой Азербайджан имеется в виду: Азербайджан персидский или этот Азербайджан?.»
  53. (Bert G. Fragner, ‘Soviet Nationalism’: An Ideological Legacy to the Independent Republics of Central Asia ’ in” in Van Schendel, Willem(Editor). Identity Politics in Central Asia and the Muslim World: Nationalism, Ethnicity and Labour in the Twentieth Century. London , GBR: I. B. Tauris & Company, Limited, 2001.) In the case of Azerbaijan , there is another irrational assault on sober treatment of history to be witnessed: its denomination. The borders of historical Azerbaijan crossed the Araxcs to the north only in the case of the territory of Nakhichevan. Prior to 1918, even Lenkoran and Astara were perceived as belonging not to Azerbaijan proper but to Talysh, an area closely linked to the Caspian territory of Gilan. Since antiquity, Azerbaijan has been considered as the region centered around Tabriz , Ardabil, Maraghch, Orumiych and Zanjan in today's (and also in historical) Iran. The homonym republic consists of a number of political areas traditionally called Arran. Shirvan, Sheki, Ganjeh and so on. They never belonged to historical Azerbaijan , which dates back to post-Achaemcnid, Alexandrian 'Media Atropatene'. Azerbaijan gained extreme importance under (and after) the Mongol Ilkhanids of the thirteenth and fourteenth centuries, when it was regarded as the heartland of Iran.
  54. “ The use of the term "Azerbaijan" requires clarification, as well. Although Azerbaijan was a geographical entity in the eighteenth and nineteenth centuries, the term was only used to identify the province in northwestern Persia. The Safavids, at one time, for revenue purposes, included some of the lands north of the Arax River as part of the province of Azerbaijan. This practice gradually fell out of use after the fall of the Safavids. To Mirza Jamal and Mirza Adigozal Beg, as well as other eighteenth and nineteenth-century authors, Azerbaijan referred to the region located south of the Arax River. George A. Bournoutian, “Two Chronicles on The History of Karabagh: Mirza Jamal Javanshir’s Tarikh-e Karabagh and Mirza Adigozal Beg’s Karabagh-name”, Mazda Publisher, California (2004). Pg XV
  55. Michael P. Croissant The Armenian-Azerbaijan conflict: Causes and Implications Greenwood Publishing Group, 1998 "In 387 A.D. , the kingdom of Armenia was partitioned between Byzantium and Sassanid empire in Iran, with Arsakh becoming part of the IRanian province of Albania"
  56. احمد، کسروی، شهریاران گمنام، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۳، صص ۲۵۹–۲۵۸
  57. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج ۱، ص ۱۹۹
  58. و. و. بارتولد، گزیده مقالات تحقیقی، ترجمه و گردآوری کریم کشاورز، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۸، ص ۶۷.
  59. Professor Ben Fowkes: Ben Fowkes, Ethnicity and ethnic conflict in the post-communist world (Basingstoke: Palgrave, 2002) pg 30:
  60. مارکورات، ایرانشهر، شماره ۲، مورخ ۱۸ اکتبر ۱۹۲۳، صفحات ۹۵ تا ۱۰۳
  61. C.E. Bosworth, "ŠERVĀNŠAHS" in Encyclopædia Iranica. Excerpt 1: "ŠERVĀNŠAHS (Šarvānšāhs), the various lines of rulers, originally Arab in ethnos but speedily Persianized within their culturally Persian environment" Excerpt 2:"). Just as an originally Arab family like the Rawwādids in Azerbaijan became Kurdicized from their Kurdish milieu, so the Šervānšāhs clearly became gradually Persianized, probably helped by intermarriage with the local families of eastern Transcaucasia; from the time of Manučehr b. Yazid (r. 418-25/1028-34), their names became almost entirely Persian rather than Arabic, with favored names from the heroic national Iranian past and with claims made to descent from such figures as Bahrām
  62. ۶۲٫۰ ۶۲٫۱ Minorsky, V. ; Minorsky, V. "Ādharbaydjān (Azarbāydjān)." Encyclopaedia of Islam. Edited by: P.Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2007. Brill Online. <http://www.encislam.brill.nl/subscriber/entry?entry=islam_COM-0016%7B%7Bپیوند[پیوند مرده] مرده|date=سپتامبر ۲۰۱۹ |bot=InternetArchiveBot}}> Historically the territory of the republic corresponds to the Albania of the classical authors (Strabo, xi, 4; Ptolemy, v, 11), or in Armenian Alvan-k, and in Arabic Arran. The part of the republic lying north of the Kur (Kura) formed the kingdom of Sharwan (later Shirwan). After the collapse of the Imperial Russian army Baku was protectively occupied by the Allies (General Dunsterville, 17 August-14 September 1918) on behalf of Russia. The Turkish troops under Nuri Pasha occupied Baku on 15 September 1918 and reorganized the former province under the name of Azarbayd̲j̲ān—as it was explained, in view of the similarity of its Turkish-speaking population with the Turkish-speaking population of the Persian province of Ādharbaydjān.
  63. (ابن حوقل، صورةالارض، ترجمه جعفر شعار، ص۱۰۰–۸۱; نیز مراجعه کنید به: ابوالفداء، تقویمالبلدان، ترجمه عبدالحمید آیتی، ص۴۴۳.)
  64. Vasily Bartold Bartold V.V. , "Sochineniia", volume II, part 1, "Vostochnoi Literatury" Publishers, Moscow, 1963, p. ۷۰۳ ↑ Vasily Bartold Bartold V.V. , "Sochineniia", volume II, part 1, "Vostochnoi Literatury" Publishers, Moscow, 1963, p. ۷۰۳ اصل روسی: В. В. Бартольд. Сочинения. Том 2/1, с.703 «Ширван никогда не употреблялся в том смысле, чтобы он охватывал территорию теперешней Азербайджанской республики. Ширван — это небольшая часть с главным городом Шемахой, а такие города, как Гянджа и др. , никогда в состав Ширвана не входили, и если нужно было бы придумать термин для всех областей, которые объединяет сейчас Азербайджанская Республика, то, скорее всего, можно было бы принять название Арран, но термин Азербайджан избран потому, что когда устанавливалась Азербайджанская Республика, предполагалось, что персидский и этот Азербайджан составят одно целое, так как по составу населения они имеют очень большое сходство. На этом основании было принято название Азербайджан, но, конечно, теперь, когда слово Азербайджан употребляется в двух смыслах — в качестве персидского Азербайджана и особой республики, приходится
  65. (Bartold V.V,Sochineniia, Tom II, chast 1,Moscow,1963,p.703) اصل روسی: ↑ Vasily Bartold Bartold V.V. , "Sochineniia", volume II, part 1, "Vostochnoi Literatury" Publishers, Moscow, 1963, p. ۷۰۳ اصل روسی: В. В. Бартольд. Сочинения. Том ۲/۱, с.۷۰۳ «Ширван никогда не употреблялся в том смысле, чтобы он охватывал территорию теперешней Азербайджанской республики. Ширван — это небольшая часть с главным городом Шемахой, а такие города, как Гянджа и др. , никогда в состав Ширвана не входили, и если нужно было бы придумать термин для всех областей, которые объединяет сейчас Азербайджанская Республика, то, скорее всего, можно было бы принять название Арран, но термин Азербайджан избран потому, что когда устанавливалась Азербайджанская Республика, предполагалось, что персидский и этот Азербайджан составят одно целое, так как по составу населения они имеют очень большое сходство. На этом основании было принято название Азербайджан, но, конечно, теперь, когда слово Азербайджан употребляется в двух смыслах — в качестве персидского Азербайджана и особой республики, приходится
  66. “ Although the proclamation restricted its claim to the territory north of the Araxes, the use of the name Azerbaijan would soon bring objections from Iran. In Teheran, suspicions were aroused that the Republic of Azerbaijan served as an Ottoman device for detaching the Tabriz province from Iran. Likewise, the national revolutionary Jangali movement in Gilan, while welcoming the independence of every Muslim land as a "source of joy", asked in its newspaper if the choice of the name Azerbaijan implied the new republic's desire to join Iran. If so, they said, it should be stated clearly, otherwise Iranians would be opposed to calling that republic Azerbaijan. Consequently, to allay Iranian fears, the Azerbaijani government would accommodatingly use the term Caucasian Azerbaijan in its documents for circulation abroad.
  67. Touraj Atabaki, "Azerbaijan: ethnicity and the struggle for power in Iran ", I.B.Tauris, 2000. pg 50: "On 27 may 1918, when the new republic of Azerbaijan was founded in the territory lying north of the Araxes River and to the south-east of Trancaucasia, the adoption of the name Azerbaijan caused consternation in Iran and especially among Azerbaijani intellectuals. Khiyabani and his fellow Democrats, in order to dissociate themselves from the Transcaucasians, decided to change the name of the provide to Azadistan (Land of Freedom). By way of justifying the decision, they referred to the important "heroic role" Azerbaijan had played in the struggle to establish the Constitution in Iran which, in ther view, warranted adopting the new name Azadistan. "
  68. چگونگی و چرایی نامگذاری جمهوری آذربایجان - برگرفته از روزنامه جنگل این مقاله درشماره ۲۴ روزنامه جنگل (نشریه نهضت جنگل) مورخه ۲۳ ربیع‌الثانی۱۳۳۶ هجری قمری برابر با ۱۷ بهمن ۱۲۹۶ خورشیدی به قلم ناشناس چاپ شده بود. متن کامل این مقاله را در کتاب مجموعهٔ روزنامه‌های جنگل در صفحات ۱۶۳–۱۶۱ می‌توانید ببینید. مشخصات کتاب:نام کتاب:مجموعهٔ روزنامه‌های جنگل-به کوشش: امیر نعمتی لیمائی-ناشر و محل نشر: امیدمهر، مشهد-سال نشر: ۱۳۸۹-قطع کتاب: رحلی-تعداد صفحات: ۲۴۰-
  69. ۶۹٫۰ ۶۹٫۱ In reply, Iranshahr published an article by J. Marquart, the eminent German Iranist of the early twentieth century, which dealt with the historical bonds exisiting between Azerbaijan and the rest of Iran. At the end of the article, there appeared a poem by ‘Aref, the Iranian radical Constitutionalist poet, denouncing the Turkish language. “(Azerbaijan: Ethnicity and Autonomy in the Twentieth-Century Iran (London, IB Tauris, 1993). Pg 55)
  70. احمد کسروی، شهریاران گمنام، تهران، انتشارات امیرکبیر، ج ۵، ۱۳۵۷، صص ۵۷–۲۵۵
  71. مشکور، محمدجواد، جغرافیای تاریخی ایران باستان، ص ۲۷۲.
  72. Peel, M. C. , Finlayson, B. L. , and McMahon, T. A. : Updated world map of the Köppen-Geiger climate classification, Hydrol. Earth Syst. Sci. , 11, 1633-1644, doi:10.5194/hess-11-1633-2007, 2007.
  73. http://www.iranicaonline.org/articles/mogan-parent-i-ii
  74. [Britannica https://books.google.com/books?id=xw9GAQAAIAAJ&q=azerbaijan+iran+britannica+kurd+azeri+armenian&dq=azerbaijan+iran+britannica+kurd+azeri+armenian&hl=en&sa=X&ved=0ahUKEwiphferq6XeAhXs6YMKHVASCkgQ6AEIIjAA]
  75. https://www.britannica.com/place/Azerbaijan/Cultural-life#ref481438
  76. ۷۶٫۰ ۷۶٫۱ ۷۶٫۲ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Britannica وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  77. "ADHARBAYDJAN",THE ENCYCLOPAEDIA OF ISLAM,vol.1
  78. منبع یکم: شهاب الدین عبدالله یاقوب الحموی، مجمع البلدان - داراصلدر بیروت - ۱۹۸۴ فَهْلَو: بالفتح ثم السکون ولام ویقال فهلة. قال حمزة الأصبهانی فی کتاب التنبیه کان کلام الفرس قدیماً یجری علی خمسة ألسنة وهی الفهلویة والدریة والفارسیة والخوزیة والسریانیة فأما الفهلویة فکان یجری بها کلام الملوک فی مجالسهم وهی لغة منسوبة إلی فهلة. وهو اسم یقع علی خمسة بلدان أصبهان والری وهمذان وماء نهاوند وأذربیجان، منبع دوم: ابن‌ندیم، الفهرست، ترجمه محمدرضا تجدد، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۶، ص ۲۲. فأما الفهلویّة فمنسوبٌ إلی فهله اسم یَقعُ علی خمسةِ بُلدان و هی أصفهان و الرّی و همدان و ماه نهاوند و أذربیجان وأما الدریة فلغةُ مُدُنِ المدائن و بها کان یتکلّم من بباب الملک و هی منسوبة إلی حاضرة الباب و الغالب علیها من لغة أهل خراسان و المشرق و اللغة أهل بلخ وأما الفارسیّة فتکلّم بها الموابدة والعلماء و أشباههم و هی لغة أهل فارس وأما الخوزیّة فبها کان یتکلّم الملوک و الأشراف فی الخلوة و مواضع اللّعب واللّذّة و مع الحاشیة وأما السّریانیّة فکان یتکلّم بها أهل السّواد و المکاتبة فی نوعٍ من اللّغة بالسّریانی فارسی (= اما فهلوی منسوب است به فهله که نام نهاده شده‌است بر پنج شهر: اصفهان و ری و همدان و ماه نهاوند و آذربایجان؛ و دری لغت شهرهای مداین است و درباریان پادشاه بدان زبان سخن می‌گفتند و منسوب است به مردم دربار و لغت اهل خراسان و مشرق و لغت مردم بلخ بر آن زبان غالب است. اما فارسی کلامی است که موبدان و علما و مانند ایشان بدان سخن گویند و آن زبان مردم اهل فارس باشد. اما خوزی زبانی است که ملوک و اشراف در خلوت و مواضع لعب و لذت با ندیمان و حاشیت خود گفتگو کنند. اما سریانی آن است که مردم سواد بدان سخن رانند).
  79. کیوان حسینی (۹ آذر ۱۳۹۴). «آنها که ماندند آن سوی ارس، آن‌ها که ماندند این سوی ارس». رادیو فردا. دریافت‌شده در ۱۳۹۴/۰۹/۲۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
  80. http://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC1808191/
  81. Derenko, M. , Malyarchuk, B. , Bahmanimehr, A. , Denisova, G. , Perkova, M. , Farjadian, S. , & Yepiskoposyan, L. (2013). Complete Mitochondrial DNA Diversity in Iranians. PloS one, 8(11), e80673.
  82. «مشتری مداری شرکت هواپیمایی آتا». هواپیمایی آتا.
  83. http://www.tabrizfair.ir/
  84. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8708080569
  85. http://www.ams.ac.ir/AIM/0252/0252127.pdf
  86. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۱۱ ژوئن ۲۰۱۴.
  87. Tadeusz Swietochowski, Brian C. Collins, Historical Dictionary of Azerbaijan, Scarecrow Press, 1999 (P66).
  88. M. Behrooz, Rebels With A Cause: The Failure of the Left in Iran, I. B. Tauris; 2000 (see page 27).
  89. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام ToolAutoGenRef2 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  90. «نتایج سرشماری سال ۱۳۹۵». مرکز آمار ایران. ۲۳ اسفند ۱۳۹۵.
  91. [۳] بایگانی‌شده در ۱۴ آوریل ۲۰۱۴ توسط Wayback Machine 1837 Malte-Brun Map of Persia & Arabia (Iraq, Saudi Arabia, Iran, Jordan)
  92. Map showing the region north of Iran's Caucasus border as Georgia

جستارهای وابسته

منابع

مقاله‌های برخط

  • «AZERBAIJAN». Encyclopædia Iranica. April 16, 2010. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵-۰۶-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • X. de Planho. «AZERBAIJAN i. Geography». Encyclopædia Iranica. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵-۰۶-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • W. Kleiss. «AZERBAIJAN ii. Archeology». Encyclopædia Iranica. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵-۰۶-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • K. Schippmann. «AZERBAIJAN iii. Pre-Islamic History». Encyclopædia Iranica. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵-۰۶-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • C. E. Bosworth. «AZERBAIJAN iv. Islamic History to 1941». Encyclopædia Iranica. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵-۰۶-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • B. Kuniholm. «AZERBAIJAN v. History from 1941 to 1947». Encyclopædia Iranica. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵-۰۶-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • R. Tapper. «AZERBAIJAN vi. Population and its Occupations and Culture». Encyclopædia Iranica. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵-۰۶-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • E. Yarshater. «AZERBAIJAN vii. The Iranian Language of Azerbaijan». Encyclopædia Iranica. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵-۰۶-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • G. Doerfer. «AZERBAIJAN viii. Azeri Turkish». Encyclopædia Iranica. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵-۰۶-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • L. Johanson. «AZERBAIJAN ix. Iranian Elements in Azeri Turkish». Encyclopædia Iranica. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵-۰۶-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • H. Javadi and K. Burill. «AZERBAIJAN x. Azeri Literature». Encyclopædia Iranica. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵-۰۶-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • J. During. «AZERBAIJAN xi. Music of Azerbaijan». Encyclopædia Iranica. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵-۰۶-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • Wolfram Kleiss. «AZERBAIJAN xii. MONUMENTS». Encyclopædia Iranica. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵-۰۶-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)

پیوند به بیرون

Three provinces of Iranian Azerbaijan region

Coordinates: 37°36′N 47°00′E / 37.6°N 47.0°E / 37.6; 47.0 Azerbaijan or Azarbaijan (Persian: آذربایجان‎, Āzarbāijān [ɒːzærbɒjdʒɒːn];[lacks stress] Azerbaijani: آذربایجان‎, Āzerbāyjān [ɑzærbɑjdʒɑn]),[lacks stress] also known as Iranian Azerbaijan,[1] is a historical region in northwestern Iran that borders Iraq, Turkey, the Nakhchivan Autonomous Republic, Armenia, and the Republic of Azerbaijan.

Generally accepted that Iranian Azerbaijan includes three northwestern Iranian provinces: West Azerbaijan, East Azerbaijan and Ardabil[2][3]. Several authors also include Zanjan in this list, some in a geographical sense[4], others only culturally (due to the predominance of the Azeri Turkic population there)[5]. The region is mostly populated by Azeri Turks (widely referred to as simply "Azerbaijanis" since the 20th century[6]), with minority populations of Kurds, Armenians, Tats, Talysh, Assyrians and Persians.

Iranian Azerbaijan is the land originally and historically called Azerbaijan; the Azerbaijani-populated Republic of Azerbaijan appropriated the name of the neighbouring Azerbaijani-populated region in Iran during the 20th century.[7][8][9] Historic Azerbaijan was called Atropatene in antiquity and Aturpatakan in the pre-Islamic Middle Ages. Some people refer to Iranian Azerbaijan as South (or Southern) Azerbaijan and the Republic of Azerbaijan as Northern Azerbaijan,[10] although others believe that these terms are irredentist and politically motivated.[11][12][13] This term is mainly used by the people of the Republic of Azerbaijan and its usage in Iran is extremely rare.

Following military defeats at the hands of the Russian Empire, Qajar Persia ceded all of its territories in the North Caucasus and Transcaucasia to Russia via the Treaty of Gulistan of 1813 and the Treaty of Turkmenchay of 1828.[14] The territories south of the Aras River, which comprised the region historically known as Azerbaijan, became the new north-west frontier of the Persian Empire and later Iran.[15] The territories north of the Aras River, which were not known by the name Azerbaijan at the time of their capture by Russia, were absorbed into the Russian Empire, renamed the Azerbaijan Democratic Republic during the country's short-lived independence from 1918 to 1920,[16] incorporated into the Soviet Union as the Azerbaijan Soviet Socialist Republic, and finally became the independent Republic of Azerbaijan when the Soviet Union dissolved.

Etymology and usage

The name Azerbaijan itself is derived from Atropates,[17] the Persian[18][19][20] Satrap (governor) of Medea in the Achaemenid empire, who ruled a region found in modern Iranian Azerbaijan called Atropatene. Atropates name is believed to be derived from the Old Persian roots meaning "protected by fire."[21] The name is also mentioned in the Avestan Frawardin Yasht: âterepâtahe ashaonô fravashîm ýazamaide which translates literally to: "We worship the Fravashi of the holy Atare-pata."[22] According to the Encyclopaedia of Islam: "In Middle Persian the name of the province was called Āturpātākān, older new-Persian Ādharbādhagān (آذربادگان/آذرآبادگان), Ādharbāyagān, at present Āzerbāydjān/Āzarbāydjān, Greek Atropatíni (᾿Ατροπατήνη), Byzantine Greek Adravigánon (᾿Αδραβιγάνων), Armenian Atrpatakan, Syriac Adhorbāyghān." [23] The name Atropat in Middle Persian was transformed to Adharbad and is connected with Zoroastrianism. A famous Zoroastrian priest by the name Adarbad Mahraspandan is well known for his counsels.[24] Azerbaijan, due to its numerous fire-temples has also been quoted in a variety of historic sources as being the birthplace of the prophet Zoroaster although modern scholars have not yet reached an agreement on the location of his birth.[25]

With Qajar Iran being forced to cede to Imperial Russia its Caucasian territories north of the Aras River (that is, modern-day Georgia, Dagestan, Armenia, and the Republic of Azerbaijan) during the course of the 19th century, through the treaties of Gulistan (1813) and Turkmenchay (1828), vast amounts of soil were irrevocably lost. Following the disintegration of the Russian Empire in 1917, as well as the short-lived Transcaucasian Democratic Federative Republic, in 1918, the leading Musavat government adopted the name "Azerbaijan" for the newly established Azerbaijan Democratic Republic, which was proclaimed on May 27, 1918,[26] for political reasons,[27][28] even though the name of "Azerbaijan" had always been used to refer to the adjacent region of contemporary northwestern Iran.[7][8][9] Thus, until 1918, when the Musavat regime decided to name the newly independent state Azerbaijan, this designation had been used exclusively to identify the Iranian province of Azerbaijan.[8][9][16][29]

History

Caspian sea and Azerbaijan position on the left side of the map in the 10th century. Original map is in Ṣūrat al-’Arḍ (صورة الارض; "The face of the Earth") Ibn Hawqal (977) Beyrut) page 419
An old map of Azerbaijan and its neighboring regions depicted by the Ibn Hawqal 1145 AD.
The Tabula Rogeriana, drawn by Muhammad al-Idrisi for Roger II of Sicily in 1154. Azerbaijan in south west of Caspian sea. South is towards the top.

Pre-Islamic period

The oldest kingdom known in Iranian Azerbaijan is that of the Mannea who ruled a region south-east of Lake Urmia centred around modern Saqqez. The Manneans were a confederation of Iranian and non-Iranian groups. According to Professor Zadok:

it is unlikely that there was any ethnolinguistic unity in Mannea. Like other peoples of the Iranian plateau, the Manneans were subjected to an ever increasing Iranian (i.e., Indo-European) penetration.[30]

The Mannaeans were conquered and absorbed by an Iranian people called Matieni, and the country was called Matiene, with Lake Urmia called Lake Matianus. Matiene was later conquered by the Medes and became a satrapy of the Median empire and then a sub-satrapy of the Median satrapy of the Persian Empire.

According to Encyclopædia Britannica, the Medes were an:

Indo-European people, related to the Persians, who entered northeastern Iran probably as early as the 17th century BC and settled in the plateau land that came to be known as Media.[31]

After Alexander the Great conquered Persia, he appointed (328 BC) as governor the Persian general Atropates, who eventually established an independent dynasty. The region, which came to be known as Atropatene or Media Atropatene (after Atropates), was much disputed. In the 2nd century BC, it was liberated from Seleucid domination by Mithradates I of Arsacid dynasty, and was later made a province of the Sassanid Empire of Ardashir I. Under the Sassanids, Azerbaijan was ruled by a marzubān, and, towards the end of the period, belonged to the family of Farrokh Hormizd.

Large parts of the region were conquered by the Kingdom of Armenia. Large parts of the region made up part of historical Armenia. The parts of historical Armenia within what is modern-day Azerbaijan comprise; Nor Shirakan, Vaspurakan, and Paytakaran. Vaspurakan, of which large parts were located in what is modern-day Iranian Azerbaijan is described as the cradle of Armenian civilization.[32]

On 26 May 451 AD, a very important battle was fought that would prove immensely pivotal in Armenian history. On the Avarayr Plain, at what is modern-day Churs (modern-day West Azerbaijan Province), the Armenian Army under Vardan Mamikonian clashed with Sassanid Persia. Although the Persians were victorious on the battlefield itself, the battle proved to be a major strategic victory for Armenians, as Avarayr paved the way to the Nvarsak Treaty (484 AD), which affirmed Armenia's right to practice Christianity freely.[33][34]

Heraclius, the Byzantine emperor, briefly held the region in the 7th century until peace was made with the Sassanids. After the Islamic Conquest of Iran, Arab invaders converted most of its people to Islam and made it part of the caliphate.

Islamic period

Sasanian and early Islamic period

During the Arab invasion of Iran, the Spahbed of Iran was Rostam Farrokhzad, the son of Farrukh Hormizd, who was the son of Vinduyih, the uncle of Khosrau I and brother of the Sasanian usurper Vistahm. Rustam himself was born in Azerbaijan and led the Sasanian army into battle. He is also mentioned in the Shahnameh.

The Sasanian army was defeated at the battle of al-Qādisiyyah and Rostam Farrokhzad, along with many other Sasanian veterans, was killed. In 642, Piruz Khosrow, one of the Sasanian survivors during the battle of al-Qādisiyyah, fought against the Muslims at Nahavand, which was a gateway to the provinces of Azerbaijan, Armenia and Caucasian Albania. The battle was fierce, but the Sasanian troops lost during the battle. This opened the gateway for the Muslims to enter Azerbaijan. The Muslims then invaded Azerbaijan and captured Isfandiyar, the son of Farrukhzad. Isfandiyar then promised, in return for his life, that he would agree to surrender his estates in Azerbaijan and aid the Muslims in defeating his brother, Bahram. Bahram was then defeated, and sued for peace. A pact was drawn up according to which Azerbaijan was surrendered to Caliph Umar on usual terms of paying the annual Jizya.

Muslims settled in Azerbaijan as they did in many parts of Iran. According to the Iranian Azerbaijani historian Ahmad Kasravi, more Muslims settled in Azerbaijan compared to other provinces due to the province's plentiful and fertile pastures. Local revolts against the Caliphate were common and the most famous of these revolts was the Persian Khurramite movement.

Abbasids and Seljuks

After the revolt of Babak Khorramdin, who was a Zoroastrian of neo-Mazdakite background, the Abbasid caliphate's grip on Azerbaijan weakened, allowing native dynasties to rise in Azerbaijan. Azerbaijan was taken over by the Kurdish Daisam and the Sallarid Marzuban, the latter united it with Arran, Shirvan, and most of Eastern Armenia. After confrontations with the local Dailamite and Kurdish populations who had already established their own dynasties and emirates in different parts of Azerbaijan, the Seljuks dominated the region in the 11th and early 12th centuries, at which point the linguistic Turkification of the native Iranian populations began. In 1136, Azerbaijan fell to the Atabakan-e-Azerbaijan and Atabakan-e-Maragheh. It was later invaded by the Khwarizm Shah Jalal ad-din who held Azerbaijan until the advent of the Mongol invasions.

In the early years of the 13th century, large parts of Azerbaijan were conquered by the Kingdom of Georgia, at the time led by Tamar the Great. Under the command of the brothers Zakaria and Ivane Mkhargrdzeli, the Georgians conquered Ardabil and Tabriz in 1208, and Qazvin and Khoy in 1210.[35][36][37][38]

Mongols and Turkmens

The Mongols under Hulagu Khan established their capital at Maragheh. The book Safina-yi Tabriz describes the general state of Tabriz during the Ilkhanid period. After being conquered by Timur in the 14th century, Tabriz became an important provincial capital of the Timurid empire. Later, Tabriz became the capital of the Kara Koyunlu empire.

Safavid, Afshars and Qajars and loss of the adjacent Caucasian territories

It was out of Ardabil (ancient Artavilla) that the Safavid dynasty arose to renew the state of Persia and establish Shi'ism as the official religion of Iran. Around the same time, the population of what is now Azerbaijan and Iran were converted to Shiism,[39] and both nations remain the only nations in the world with a significantly Shia majority, with Iran having the largest Shia population by percentage, with the Republic of Azerbaijan having the second largest Shia population by percentage.[40][41]

After 1502, Azerbaijan became the chief bulwark and military base of the Safavids. It was the chief province from which the various Iranian empires would control their Caucasian provinces, all the way up to Dagestan in the early 19th century. In the meantime, between 1514 and 1603, the Ottomans sometimes occupied Tabriz and other parts of the province during their numerous wars with their Safavid ideological and political archrivals. The Safavid control was restored by Shah Abbas but during the Afghan invasion (1722–8) the Ottomans recaptured Azerbaijan and other western provinces of Iran, until Nader Shah expelled them. At the beginning of the reign of Karim Khan Zand, the Azad Khan Afghan unsuccessfully revolted in Azerbaijan and later the Dumbuli Kurds of Khoy and other tribal chiefs ruled various parts of the territory. Azad Khan was defeated however by Erekle II. With the advent of the Qajars, Azerbaijan became the traditional residence of the heirs-apparent. Even until then Azerbaijan remained the main area from where the high ranked governors would control the various territories and Khanates of the Caucasus while the main power stayed in Tehran.

Though the first Qajar Iranian ruler, Agha Mohammad Khan, had reconquered the Caucasus and all of Iran in several swift campaigns, such as the harsh re-subjugation of Georgia in 1795, Iran would eventually irrevocably lose all of the Caucasus region to neighbouring Imperial Russia during the course of the 19th century, which had a crucial impact on the region of modern-day Iranian Azerbaijan. Shortly after the reconquest of Georgia, Agha Mohammad Shah was assassinated while preparing a second expedition in 1797 in Shusha (modern-day Nagorno Karabakh Republic claimed by Republic of Azerbaijan).[42] The reassertion of Iranian hegemony over Georgia did not last long; in 1799 the Russians marched into Tbilisi,[43] which would mark the beginning of the end of the Iranian-ruled domains in the Caucasus, comprising modern-day Georgia, Armenia, the Republic of Azerbaijan, and Dagestan thanks to the 19th century Russo-Persian Wars.[15]

Since the late 17th/early 18th century, the Russians were actively pursuing an expansionist policy towards its neighbouring empires to its south, namely the Ottoman Empire and the successive Iranian kingdoms. Agha Mohammad Khan's death and the Russian troops entering the Iranian possession of Tbilisi in 1799, led directly to the Russo-Persian War (1804-1813), the first of a number of Russo-Persian wars during the 19th century,[42] and the most devastating and humiliating one. By the end of the war in 1813 and the resulting Treaty of Gulistan, Qajar Iran was forced to cede Georgia, most of the modern-day Republic of Azerbaijan, and Dagestan to Russia. The only Caucasian territories remaining in Iranian hands were what is now Armenia, the Nakhichevan Khanate and the Talysh Khanate. The next war, the Russo-Persian War (1826-1828), resulted in an even more humiliating defeat, with Iran being forced to cede remaining Caucasian regions,[15] as well as having Russian troops temporarily occupying Tabriz and Iranian Azerbaijan. As Iran was unwilling to allow the Russians to gain possession over its Caucasian territories in the North Caucasus and South Caucasus, the millennia old ancient ties between Iran and the Caucasus region were only severed by the superior Russian force of Russia through these 19th century wars.[42]

The area to the North of the river Aras, which included the territory of the contemporary republic of Azerbaijan, eastern Georgia, Dagestan, and Armenia, were Iranian territory until they were occupied by Russia during the 19th century.[14][15][44][45][46][47][48]

Through the course of the 19th century Iran lost to Russia regions[15] which had been part Iran for centuries.[42] By the end of the 19th century, the border between Iran and Russia was set more southwards, at the Aras River, which is currently the border between Iran and Armenia – Azerbaijan.

Subsequently, the Russians were very influential in Northern Iran including Azerbaijan (as Northern Iran fell into Russia's sphere of influence for decades). After 1905, the representatives of Azerbaijan were very active in the Iranian Constitutional Revolution as a result to this Russian influence.

Contemporary age

The Russian (Tsarist) army occupied Iranian Azerbaijan in 1909 and again in 1912–1914 and 1915–1918, followed by Ottoman forces in 1914–1915 and 1918–1919; Bolshevik forces occupied Iranian Azerbaijan and other parts of Iran in 1920–1921,[49][permanent dead link] and Soviet forces occupied Iranian Azerbaijan in 1941, creating a very short-lived autonomous, Soviet-supported state from November 1945 to November 1946,[50] which was dissolved after the reunification of Iranian Azerbaijan with Iran in November of the same year. The period roughly from the last major Russo-Persian War up to this date is so called the period of high Russian influences in Iran. All of Northern Iran, including Iranian Azerbaijan, Gilan, Mazandaran, Qazvin, and many other places all the way up to Isfahan fell into the Russian sphere of influence. Russian armies were stationed in many regions of Iranian Azerbaijan, Russian schools were founded, and many Russians settled in the region, but less than in Gilan and Mazandaran. Also Azerbaijan saw the large influx of the so-called White émigrées who fled to Iran following the Bolshevik revolution in Russia. The history of Iran, especially its contemporary history has proven that the Azerbaijani people are one of the most patriotic people in Iran. Iranian nationalism is partly the product of Azerbaijani intellectuals.[51][52] Azerbaijani provinces have played a major in the cultural and economic life of Iran in both the Pahlavi era as well as the Iranian Constitutional and Islamic revolution.

Monuments

The Iranian provinces of Azerbaijan, both West and East, possess a large number of monuments from all periods of history.[53]

Geography

Iranian Azerbaijan is generally considered the north-west portion of Iran comprising the provinces of East Azerbaijan, West Azerbaijan, and Ardabil,[54]. It shares borders with the Republic of Azerbaijan,[55] Armenia, Turkey, and Iraq. There are 17 rivers and two lakes in the region. Cotton, nuts, textiles, tea, machinery, and electrical equipment are main industries. The northern, alpine region, which includes Lake Urmia, is mountainous, with deep valleys and fertile lowlands.

The region is bounded in the north by Armenia and the Republic of Azerbaijan and in the West by Lake Urmia and Kurdish-inhabited areas of Iran, and in the East by the Talyshstan and Gilan.

Mountains

  • Sabalan is an inactive stratovolcano in Ardabil province of northwestern Iran. It is the third highest mountain in Iran and has a permanent crater lake formed at its summit. Sabalan has a ski resort (Alvares) and different tourist areas such as the Sarein spa. The mountain is known for its beautiful vistas, including the Shirvan gorge, where few climbers ever venture. Elevation of Sabalan is 4,811 m (15,784 ft).[56]
  • Sahand is a massive, heavily eroded stratovolcano in northwestern Iran. At 3,707 m (12,162 ft), it is the highest mountain in the Iranian province of East Azarbaijan.
  • Eynali is a small mountain range in north of Tabriz, Iran. The range has a couple of peaks including Eynali (1,800 m or 5,910 ft), Halileh (1,850 m or 6,070 ft), Pakeh-chin (1,945 m or 6,381 ft), Bahlul (1,985 m or 6,512 ft) and the highest one Dand (2,378 m or 7,802 ft).[57]
  • Mount Bozgush and Ağ Dağ is a 3,306-metre (10,846 ft)[58] volcanic mountain 20 km (10 mi) south of Sarab and north of Mianeh, East Azarbaijan Province, Iran. Tulips are cultivated on the rich volcanic soil of Mount Bozgush, and medicinal herbs such as pennyroyal, thyme, borage, nettle and liquorice grow wild on the mountain's slopes. Mount Bozgush is a stratovolcano composed mostly of andesite.

Rivers

Most of the biggest rivers in Azerbaijan flow into either Urmia Lake or the Caspian Sea (both of which are endorheic). Some of the major rivers are:

Biosphere Reserve

Mountains of Arasbaran

Arasbārān in the former Qaradagh, is a UNESCO registered biosphere reserve (since 1976) and an Iranian Dept. of Environment designated "Protected Area" in East Azarbaijan Province, Iran, with a varying altitude from 256 m (840 ft) in the vicinity of the Aras River to 2,896 m (9,501 ft) and covers an area of 78,560 hectares (194,100 acres; 303.3 sq mi). The biosphere is also home to some 23,500 nomads.[59] Arasbaran is confined to Aras River in the north, Meshgin Shahr County and Moghan in the east, Sarab County in the south, and Tabriz and Marand counties in the west.

Lakes

Plain

The Mugan plain is a plain located between Iran and the southern part of the Republic of Azerbaijan. The highest density of irrigation canals is in the section of the Mugan plain which lies in the Republic of Azerbaijan. It is located on the bank of the Aras river extending to Iran.[63]

The Urmia Plain is in the West Azerbaijan Province, situated on western side of Lake Urmia and the eastern side of Turkish border.[64]

Politics

In Azerbaijan

Province Governor-general Representative of the Supreme Leader
East Azerbaijan Easmaeil Jabbarzadeh Mohsen Mojtahed Shabestari
West Azerbaijan Ghorbanali Saadat Mehdi Ghoreyshi
Ardabil Province Majid Khodabakhsh Hassan Ameli
Zanjan Province Asadollad Darvish Amiri Ali Khatami

Assembly of Experts

Of the 86 members of Assembly of Experts, 11 are representative of the Azerbaijan region. Ali Meshkini from Meshgin Shahr[65] in the Ardabil Province was Chairmen of the Assembly of Experts since 1983 to 2007.

  • 5 representative of East Azerbaijan.
  • 3 representative of West Azerbaijan.
  • 2 representative of Ardabil Province.
  • 1 representative of Zanjan Province.
Name Province
Hashem Hashemzadeh Herisi East Azerbaijan
Mohsen Mojtahed Shabestari East Azerbaijan
Mohammad Feyzi East Azerbaijan
Mohammad Taghi Pourmohammadi East Azerbaijan
Ali Malakouti East Azerbaijan
Asghar Dirbaz West Azerbaijan
Ali Akbar Ghoreyshi West Azerbaijan
Javad Mojtahed Shabestari West Azerbaijan
Hassan Ameli Ardabil Province
Fakhraddin Mousavi Ardabil Province
Mohammad Reza Doulabi Zanjan Province

Islamic Consultative Assembly

Of the 290 members of Islamic Consultative Assembly, 44 are representative of Azerbaijan region. in the Azerbaijan region 40/44 Azerbaijani are in parliament the members of Fraction of Turkic regions.[66]

Electorate According to County
[67]



Cabinet of Iran

Consulate

Country Name City Province
 Turkey Turkish Consulate in Tabriz[72] Tabriz East Azerbaijan
Turkish Consulate in Urmia[73] Urmia West Azerbaijan
 Azerbaijan Republic of Azerbaijan Consulate in Tabriz[74] Tabriz East Azerbaijan

Military

Several Iranian Army and Sepah divisions and brigades are based in Azerbaijan, including:

Type Name City Province
Operational Headquarter of Army in North-West Northwestern Operational Headquarter of Ground Forces of Islamic Republic of Iran Army Urmia West Azerbaijan
Division (military) of Army 64th Infantry Division of Urmia Urmia West Azerbaijan
Division (military) of Army 21st Infantry Division of Azerbaijan Tabriz East Azerbaijan
Logistic Headquarter of Army Maraqeh District 4 Headquarter Maragheh East Azerbaijan
Brigade of Army 40th Infantry Separate Brigade of Sarab Sarab & Ardabil East Azerbaijan & Ardabil Province
Brigade of Army 41st Infantry Separate Brigade of Qushchi Urmia West Azerbaijan
Separate Brigade of Army 36th Armored Separate Brigade of Mianeh Mianeh East Azerbaijan
Army Training Centre of Army 03 Ajabshir Recruit Training Centre Ajab Shir East Azerbaijan
Military airbase of Islamic Republic of Iran Army Aviation Havanirooz Tabriz Base Tabriz East Azerbaijan
Military airbase of Air force Tactical Air Base 2, or Paygah Dovvom-e Shekari Tabriz East Azerbaijan
Agency of Navy Navy Office of Tabriz Tabriz East Azerbaijan
Provincial Corps Ardabil Hazrat Abbas Provincial Corps Ardabil Ardabil province
Provincial Corps West Azerbaijan Shohada Provincial Corps Urmia West Azerbaijan
Provincial Corps East Azerbaijan Ashura Provincial Corps Tabriz East Azerbaijan
Provincial Corps Zanjan Ansar al-Mahdi Provincial Corps Zanjan Zanjan province

Economy

Industry and mining of Iranian Azerbaijan in North-west

The economy in Iranian Azerbaijan is based on Heavy industries, food industries, agriculture, and handicraft. The biggest economic hub is Tabriz which contains majority of heavy industries and food industries. Iranian Azerbaijan has two free trade zones designated to promote international trade: Aras Free Zone and Maku Free Zone. The agriculture industries in Iranian Azerbaijan is relatively better than many other parts of the country because of comparatively higher precipitation. The handicrafts is mostly a seasonal industry mostly in rural areas during winter time when the agriculture season is finished. There are 500 important production and industrial unit in this area.[75] in October 2016, 500 Regional economic giant was introduced in 5 areas and 19 groups.[76][77]

Free trade zones and exhibition centers

Heavy industries

Industries include machine tools, vehicle factories, oil refinery, petrochemical complex, food processing, cement, textiles, electric equipment, and sugar milling. Oil and gas pipelines run through the region. Wool, carpets, and metal ware are also produced. In some factories and major companies in Azerbaijan include:

  • Iran Tractor Manufacturing Company (ITMCO): is a producer of tractor, diesel engines, and other auto arts and provider of industrial services with its headquarter and main site in Tabriz.[79] ITMCO has manufacturing sites in several countries and it exports different products to ten countries.[79] The company is an ISO 9001 audited, and has also received several rewards of quality and exporting.[79] ITMCO is listed as one of Iran's 100 fortune brands.
  • Goldstone Tires: operating under the brand Goldstone Tires is an Iranian tire manufacturer for automobiles, commercial trucks, light trucks, SUVs, race cars, airplanes, and heavy earth-mover machinery in Ardabil. Artawheel Tire is currently the largest non-government owned tire manufacturer in Iran by marketshare.[80] The company currently has agreements with Iran Khodro Tabriz to develop tires for the Peugeot 206 Models[81]
  • Mashin Sazi Tabriz (MST): is manufacturer of industrial machinery and tools Tabriz. The major products of the factory are turning machines, milling machines, drilling machines, grinding machines, and tools.
  • Rakhsh Khodro Diesel: is an Iranian truck manufacturer established in 2005 and located in Tabriz. This company is strategic partner of Kamaz of Russia, JAC and Jinbei of China and Maz-Man of Belarus and produces Kamaz trucks, JAC light trucks and its own designed minibus. Its headquarters is in Tabriz.
  • Amico: is an Iranian truck manufacturer established in 1989 and located in Jolfa near Tabriz. This company produces light and heavy diesel vehicles.[82]
  • Iran Khodro Tabriz: is the leading Iranian vehicle manufacturer, with headquarters in Tehran.[83] The company's original name was Iran National. In addition to Tehran, largest car factory in Iran have 5 automobile factories throughout the Iran. and "Iran Khodro – Tabriz" until the 2014 have produces capacity 520,000[84] Build 150 Samand Arisan instead of Bardo Pick-up Paykan[85] also this Irankhodro site produces 100 Samand in day.[86]
  • and other major petrochemical companies, oil refineries and industries are including Machine works Company of Tabriz, Iranian Diesel Engine Manufacturing (IDEM), Tabriz Oil Refinery, Tabriz Petrochemical, Copper Mine Songon, etc.

Rugs and carpets

The Ardabil Carpet and Tabriz rug the best kind of Iranian carpet. Now 40 percent of Iranian carpet exports are carried through East Azarbaijan.[87] Azerbaijani carpets and rugs are important:

  • Tabriz rug is a type in the general category of Iranian carpets[88][89][90] from the city of Tabriz.
  • Heriz rug are Persian rugs from the area of Heris, East Azerbaijan, northeast of Tabriz. Such rugs are produced in the village of the same name in the slopes of Mount Sabalan.
  • Ardabil rug and Ardabil carpet originate from Ardabil. Ardabil has a long and illustrious history of Azerbaijani carpet weaving. The reign of the Safavid Dynasty in the 16th and 17th centuries represented the peak of Azerbaijani carpet making in the region.
  • Karadagh rug or Karaja rug is handmade in or near the village of Qarājeh (Karaja), in the Qareh Dāgh (Karadagh) region just south of the Azerbaijan border, northeast of Tabrīz. The best-known pattern shows three geometric medallions that are somewhat similar to those in Caucasian carpets. The central one has a latch-hooked contour and differs in colour from the others, which are eight-pointed stars.[91]

Food industries

More than fifty percent of entire Iranian food exports are carried from Iranian Azerbaijan.[92] The major hub for the food industry in the region is Tabriz which includes the Shirin Asal, Aydin, Shoniz, Anata, Baraka and Chichak manufacturers.[93] Outside of Tabriz Minoo Industrial Group in Khorramdarreh is another nationally recognized food manufacturer.[94]

Agriculture

Grains, fruits, cotton, rice, nuts, and tobacco are the staple crops of the region.

Demographics

People

Ethnic groups of Iran; including Iranian Azerbaijanis

Iranian Azerbaijanis, are a Turkic-speaking people, of which are largely of Iranian origin[95][96][97][98][99][100] and minority Caucasian.[23] They number between 16 and 24 percent[101][102][103][104] and between 15 and 16 million[105][106][107] of Iran's population, and comprise by far the second-largest ethnic group in the nation.[108] In the Azerbaijan region, the population consists mainly of Azeris.[54] Azeris are the largest group in Iranian Azerbaijan, while Kurds are the second largest group and a majority in many cities of West Azerbaijan Province.[109] Iranian Azerbaijan is one of the richest and most densely populated regions of Iran. Many of these various linguistic, religious, and tribal minority groups, and Azeris themselves have settled widely outside the region.[110] The majority Azeris are followers of Shi'a Islam. The Iranian Azeris mainly reside in the northwest provinces, including the Iranian Azerbaijan provinces (East Azerbaijan, West Azerbaijan and Ardabil), Zanjan, as well as regions of the North[111] to Hamadan County[112] and Shara District[112] in the East Hamadan Province, some regions Qazvin Province[113][114] and also Azerbaijani minorities living in Markazi,[115] Kordestan,[116] Gilan[117][118] and Kermanshah.h[119]

Smaller groups, such as Armenians, Assyrians, Kurds, Tats, Talyshs, Jews, Circassians, (and other Peoples of the Caucasus), and Persians also inhabit the region.

Iranian Azerbaijanis have stronger genetic affinity with their immediate geographic neighbors than with populations from Central Asia.

Religion

The majority of Azerbaijanis in Azerbaijan are followers of Twelver Shia Islam.[120] Azerbaijanis commemorate Shia holy days (ten first days of the holy month of Muharram) minority Sunni Azerbaijani Turks (Shafi and Hanafi) who live in the Ardabil Province (Hashatjin[121] and villages of Bileh Savar County)[122] and West Azarbaijan province (near the cities of Urmia, Khoy and Salmas) and have population about 200,000 people in this area.[123]

Immigration

Azerbaijani people mostly live in northwest parts of Iran. But large Azerbaijani populations can be found in Khorasan[124] mostly in Mashhad city.[125] and central Iran due to internal migration to Tehran,[124] Karaj,[114] Qum[124] wherever they have settled they have become prominent not only among urban and industrial working classes but also in commercial, administrative, political, religious, and intellectual circles.[124] Azerbaijanis make up 25%– 33%[113][114] of Tehran and Tehran Province's population. They are the largest ethnic groups after Persians in Tehran and the Tehran Province.[126] also Governor of Tehran, is Hossein Hashemi[127] from Sarab in East Azerbaijan.[128] and Ali Khamenei Supreme Leader of Iran was born Mashhad, origin Azeri[129][130][131] from Khameneh. Varliq and Azari journals is printed by the Azerbaijani people in Tehran.

Population

Four provinces in Iranian Azerbaijan the current division of Iran

According to the population census of 2012, the four provinces of East Azerbaijan (2012 pop. 3,724,620), West Azarbaijan (2012 pop. 3,080,576), Zanjan (2012 pop. 1,015,734), and Ardabil (2012 pop. 1,248,488) have a combined population of 9 million people.[132]

Administrative divisions

Azerbaijan's major cities are Tabriz[113][114] (the capital of East Azerbaijan), Urmia[113][114] (the capital of West Azerbaijan), Zanjan[113][114] (the capital of Zanjan Province), Ardabil[113][114] (the capital of Ardabil Province) and Major cities non-capital of Province's Azerbaijan are Khoy and Maragheh.[113][114]

Rank Name Image County Province Population (County)
1 Tabriz
Municipality of Tabriz.jpg
Tabriz County East Azerbaijan 1,695,094[132]
2 Urmia
Seh gonbad.jpg
Urmia County West Azerbaijan 963,738[132]
3 Ardabil
Sheikh-safi tomb.JPG
Ardabil County Ardabil Province 564,365[132]
4 Zanjan
Jemeh mosque Zanjan.jpg
Zanjan County Zanjan Province 486,495[132]
5 Khoy
Stone gate of Khoy.JPG
Khoy County West Azerbaijan 354,309[132]
6 Miandoab
City Square of Miandoab.jpg
Miandoab County West Azerbaijan 260,628[132]
7 Maragheh
Maragheh-observatory.jpg
Maragheh County East Azerbaijan 247,681[132]
8 Marand
Shah Abbasi caravanserai of Marand.JPG
Marand County East Azerbaijan 239,209[132]

New administrative divisions

New 5 Regions of Iran, North-West called Regions 3 and capital regions 3 is Tabriz[133]

Ministry of Interior of Hassan Rouhani's government stated:[134] 31 Province in Iran conversion to Region, and 3rd Region in North-West Iran named Region 3 that are included East Azerbaijan Province, West Azerbaijan Province, Ardabil Province, Zanjan Province, Gilan Province and Kurdistan Province.[135][136][137][138][139]

Culture

Sassanid king, Bahram Gur is a great favourite in Persian tradition and poetry. Depiction of Nezami's "Bahram and the Indian Princess in the Black Pavilion" Khamse ("Quintet"), mid-16th century Safavid era.

Azerbaijanis, a Turkic speaking people, are culturally apart of the Iranian peoples and have influenced Iranian culture.[140] At the same time, they have influenced and been influenced by their non-Iranian neighbors, especially Caucasians and Russians. Azerbaijanis in both Iran and the Republic of Azerbaijan are mostly Shiite Muslims. Azerbaijanis in Iran and in the Republic of Azerbaijan celebrate Nowruz, the Iranian new year, at the arrival of spring. Azerbaijan has a distinct music that is tightly connected to the music of other Iranian peoples such as Persian music and Kurdish music, and also the music of the Caucasian peoples. Although the Azerbaijani language is not an official language of Iran it is widely used, mostly orally, among the Iranian Azerbaijanis.

Literature

Many poets that came from Azerbaijan wrote poetry in both Persian and Azerbaijani. Renowned poets in Azerbaijani language are Nasimi, Shah Ismail I (who was known with the pen-name Khatai), Fuzuli, Nasimi and Jahan Shah were probably born outside what is now Iranian Azerbaijan. Azerbaijani was the dominant language of the ruling dynasties of the Turkic rulers of the area such as the Ak Koyunlu,[141] Kara Koyunlu[142] and later it was used in the Safavid for court, until Isfahan became capital[143] and religious dignitaries, military.[144][145] In the 16th century, Azerbaijani literature further flourished with the development of Ashik (Azerbaijani: Aşıq) poetic genre of bards. During the same period, under the pen-name of Khatāī (Arabic: خطائی‎ for sinner)[146] Shah Ismail I wrote about 1400 verses in Azerbaijani,[147] which were later published as his Divan. A unique literary style known as qoshma (Azerbaijani: qoşma for improvisation) was introduced in this period, and developed by Shah Ismail and later by his son and successor, Shah Tahmasp and Tahmasp I.[141] In the span of the 17th century, 18th and 19th century, Fizuli's unique genres as well Ashik poetry were taken up by prominent poets and writers such as Qovsi Tabrizi, Shah Abbas Sani, Khasta Qasim, Mirza Fatali Akhundov, Seyid Abulgasim Nabati, Ali Mojuz and others.

An influential piece of post-World War II Azerbaijani poetry, Heydar Babaya Salam (Greetings to Heydar Baba) was written by Azeri poet Mohammad Hossein Shahriar. This poem, published in Tabriz in 1954 and written in colloquial Azerbaijani, became popular among Iranians and the people of Azerbaijan Soviet Socialist Republic. In Heydar Babaya Salam, Shahriar expressed his identity as an Iranian attached to his homeland, language, and culture. Heydar Baba is a hill near Khoshknab, the native village of the poet.

Azerbaijan is mentioned favorably on many occasions in Persian literature by Iran's greatest authors and poets. Examples:

گزیده هر چه در ایران بزرگان
زآذربایگان و ری و گرگان
All the nobles and greats of Iran,
Choose from Azerbaijan, Ray, and Gorgan.
Vis o Ramin

از آنجا بتدبیر آزادگان
بیامد سوی آذرآبادگان
From there the wise and the free,
set off to Azerbaijan
Nizami

به یک ماه در آذرآبادگان
ببودند شاهان و آزادگان
For a month's time, The Kings and The Free,
Would choose in Azerbaijan to be
Ferdowsi

UNESCO World Heritage Sites

Nine historical sites in Azerbaijan have been designated as World Heritage Sites by UNESCO:

Colleges and universities

There are many universities in Azerbaijan, included units and centers: public university and private university Islamic Azad University, Payame Noor University, Nonprofit educational institutions, University of Applied Science and Technology.

Some of the most prestigious public universities in the area are:

Row Colleges and universities City Province
1 Tabriz University Tabriz East Azerbaijan
2 Urmia University Urmia West Azerbaijan
3 Mohaghegh Ardabili University Ardabil Ardabil Province
4 Zanjan University Zanjan Zanjan Province
5 Sahand University of Technology Tabriz East Azerbaijan
6 Urmia University of Technology Urmia West Azerbaijan
7 Institute for Advanced Studies in Basic Sciences (IASBS) Zanjan Zanjan Province
8 Tabriz University of Medical Sciences Tabriz East Azerbaijan
9 Urmia University of Medical Sciences Urmia West Azerbaijan
10 Ardabil University of Medical Sciences Ardabil Ardabil Province
11 Zanjan University of Medical Sciences Zanjan Zanjan Province
12 Tabriz Islamic Arts University Tabriz East Azerbaijan
13 Azarbaijan Shahid Madani University Tabriz East Azerbaijan
14 University of Maragheh Maragheh East Azerbaijan
15 Maragheh observatory Maragheh East Azerbaijan
16 University of Bonab Bonab East Azerbaijan

Architecture

Azeri style is a style (sabk) of architecture when categorizing Iranian architecture development in Azerbaijan history. Landmarks of this style of architecture span from the late 13th century (Ilkhanate) to the appearance of the Safavid Dynasty in the 16th century CE.[153]

Ashik

Ashik is a mystic bard, balladeer, or troubadour who accompanied his song be it a hikaye or a shorter original composition with a long necked lute. The modern Azerbaijani ashiq is a professional musician who usually serves an apprenticeship, masters playing saz, and builds up a varied but individual repertoire of Turkic folk songs.[154] and The Coffeehouse of Ashiks is a coffeehouse in cities of Azerbaijan where ashiks perform Turkish hikaye.[155] In cities, towns, and villages of Iranian Azerbaijan ashiks entertain audiences in coffeehouses.[156]

Azerbaijan Cultural and Literature Foundation

Azerbaijan Cultural and Literature Foundation, was founded for the purpose of research, study and promote the study of the culture, art, language, literature and history of Azerbaijan in four province (East Azerbaijan, West Azerbaijan, Ardabil and Zanjan) of Azerbaijan region.[157]

Transportation

Air

Iranian Azerbaijan is connected to other parts of Iran and world vi several air routs. There are seven civil airports in the region and the biggest Airport in the region is Tabriz International Airport located in north west of Tabriz. The other Airports are:

Row Airport City Province
1 Tabriz International Airport Tabriz East Azerbaijan
2 Urmia Airport Urmia West Azerbaijan
3 Ardabil Airport Ardabil Ardabil Province
4 Zanjan Airport Zanjan Zanjan Province
5 Sahand Airport Bonab East Azerbaijan
6 Khoy Airport Khoy West Azerbaijan
7 Parsabad-Moghan Airport Parsabad Ardabil Province

Air lines

An ATA Airlines A320-200 landing at Tabriz International Airport

Ata Airlines is an airline based in Tabriz, Iran. Operates scheduled domestic services and international services in the Middle East, as well as charter services including Europe. Its main base is Tabriz International Airport. in this airplane company is in Azerbaijan with Eram Air.

Bridge

Meshginshahr suspension bridge, Middle East's largest suspension bridge in height of 80 meters.

Railway

Azerbaijan is connected to the rest of Iranian railways through a line that connects Tabriz to Tehran. This line continues from Tabriz to Jolfa city in north of East Azerbaijan province and is connected to the railways of Nakhichevan. Tabriz-Jolfa railway is one of the oldest railways in Iran that was built between 1912–1916. This railway line is the only part of Iranian railways that has electric line. Tabriz also connected to Turkey through Tabriz-Razi railways which was built 1960–1961. The most important railways station in Azerbaijan is Tabriz Railway Station which was founded in West of Tabriz in 1917; current railway building of Tabriz railway station was built during second Pahlavi era by Iranian architect Heydar Ghiaï-Chamlou. The first railroad arriving to Tabriz had been built by Russian. The railway started from Jolfa, a city on the border of Iran and the modern Republic of Azerbaijan.

Active lines this railway included: Tabriz–Tehran, Tabriz–Nakhchivan Autonomous Republic and Tabriz–Turkey.

Metro

Tabriz Metro being built in the Tabriz City since 2001. 5 line (4 lines are under ground subway and 1 lines is planned to connect Tabriz to Sahand) and the total planned length is 75 kilometres (47 mi). Line 1 is the first line under construction connects Shah-Golu in southeast to Laleh district in the southwest after passing through city center of Tabriz.[158]

Roads

A network of Iranian national roads connects cities and populated areas of Azerbaijan to each other and to other parts of Iran. The only freeway in Azerbaijan is Freeway 2 (Iran) which connects Tabriz to Tehran and it is planned to construct rest of the freeway up to Iran-Turkey border at Bazargan. Other roads and highways include Road 32 (Iran) which connects Tehran to Tabriz and continues to Iran-Turkey border at Bazargan. Here is a list and map of roads that pass through Azerbaijan.

type Number Road Distance (km) Distance (mi) City of Origin City of Destination Location Image
Freeways Freeway 2 (Iran) 600 370 Tehran Tabriz (Az) Road 2 (Iran).jpg Tehran-Karaj Freeway, Apadana, آزادراه تهران-کرج، دی86 - panoramio.jpg
Highways and Roads Road 11 (Iran) 325 202 Jolfa (Az) Baneh Road 11 (Iran).jpg
Highways and Roads Road 12 (Iran) 572 355 Bazargan (Az) Bileh Savar (Az) Road 12 (Iran).jpg
Highways and Roads Road 14 (Iran) 460 290 Razi, Ardabil (Az) Salmas (Az) Road 14 (Iran).jpg
Highways and Roads Road 16 (Iran) 428 266 Astara Serow (Az) Road 16 (Iran).jpg Lake Urmia bridge 2010.jpg
Highways and Roads Road 21 (Iran) 978 608 Ilam Jolfa (Az) Road 21 (Iran).jpg
Highways and Roads Road 22 (Iran) 428 266 Sarakhs Khalkhal (Az) Road 22 (Iran).jpg Golestan jungle.jpg
Highways and Roads Road 23 (Iran) 390 240 Miandoab (Az) Hamadan Road 23 (Iran).jpg
Highways and Roads Road 24 (Iran) 142 88 Hashtrud (Az) Bonab (Az) Road 24 (Iran).jpg
Highways and Roads Road 26 (Iran) 151 94 Miandoab (Az) Piranshahr (Az) Road 26 (Iran).jpg
Highways and Roads Road 27 (Iran) 245 152 Khomarlu (Az) Tabriz (Az) Road 27 (Iran).jpg
Highways and Roads Road 31 (Iran) 539 335 Parsabad (Az) Manjil Road 31 (Iran).jpg
Highways and Roads Road 32 (Iran) 880 550 Tehran Bazargan (Az) Road 32 (Iran).jpg
Highways and Roads Road 33 (Iran) 155 96 Ardabil (Az) Bileh Savar (Az) Road 33 (Iran).jpg
Highways and Roads Road 35 (Iran) 155 96 Zanjan (Az) Khorramabad Road 35 (Iran).jpg

Media

Sahand TV main building

TV and radio

Native language instruction

Azerbaijani language is not taught in Iranian schools; but for the first time at the level of academic education since 2016, Azerbaijani language and literature launched in Azerbaijan for Tabriz University.[159]

Newspapers

Sport

Sport Olympiad

For the first time, Sports Olympiad of northwest in 23 sports to host Ardabil city will be held the presence of West Azerbaijan, East Azerbaijan, Ardabil and Zanjan provinces.[164]

Sahand Stadium: Has a capacity of about 70,000 and is located in Tabriz

Major sport clubs

Representatives of Azerbaijani in the top two leagues:

Football
Futsal
Volleyball
Basketball
Cycling Team

Major sport events

Sports facilities

Large and important stadiums:

See also

Notes

^a Reporting and estimation World Factbook and Library of Congress
^c Reporting and estimation New America Foundation
^d Reporting and estimation Minority Rights Group International
^e Reporting and estimation Britannica Encyclopaedia
^f Reporting and estimation Ethnologue
^g Reporting and estimation Encyclopædia Iranica, The number of Turkic speakers in Iran today is estimated about 16 million, The majority are ethnic Azeris
^h Just in Sonqor County
^i  Ahmad Alirezabeighi, Zahra Saei, Masoud Pezeshkian, Mohammad Hosein Farhanghi, Shahabaddin Bimegdar, Mohammad Esmaeil Saeidi
^j Hadi Bahadori, Rohollah Hazratpour and Nader Ghazipour
^k Reza Karimi, Sodeif Badri and Mohammad Feyzi
^m  Ali Waqfchi and Fereydun Ahmadi
^n  Fardin Farmand and Yaqub Shivyari
^o  Homayun Hashemi and Jahanbakhsh Mohebbinia

References

  1. ^ James Minahan. "Miniature Empires", Published by Greenwood Publishing Group, 1998.
  2. ^ "Azerbaijan: Region, Iran". Encyclopedia Britannica.
  3. ^ The Encyclopaedia of Islam, Volume XI (Brill Publishers, Leiden, 2002). Article: "Zandjan", page 446:

    The mediaeval geographers mostly placed Zandjan in Djibal province, usually linking it with Abhar [q.v] or Awhar some 80 km/50 miles to its south-east, but they usually stated that it was on the frontier with Adharbaydjan, and some authorities attributed it to Daylam or to Rayy.

  4. ^ Tadeusz Swietochowski; Brian C. Collins (1999). Historical Dictionary of Azerbaijan. Scarecrow Press. p. 65. ISBN 978-0-8108-3550-4.
  5. ^ Touraj Atabaki (4 November 2000). Azerbaijan: Ethnicity and the Struggle for Power in Iran. I.B.Tauris. p. 8, 90 and 112. ISBN 978-1-86064-554-9.
  6. ^ "Azerbaijan". Encyclopedia Britannica.

    No specifically Azerbaijani state existed before 1918, ... They were referred to as “Tatars” by the Russians; the ethnonym Azerbaijani (azarbayjanli) came into use in the prerevolutionary decades at first among urban nationalist intellectuals. Only in the Soviet period did it become the official and widely accepted name for this people.

  7. ^ a b Atabaki, Touraj (2000). Azerbaijan: Ethnicity and the Struggle for Power in Iran. I.B.Tauris. p. 25. ISBN 9781860645549.
  8. ^ a b c Dekmejian, R. Hrair; Simonian, Hovann H. (2003). Troubled Waters: The Geopolitics of the Caspian Region. I.B. Tauris. p. 60. ISBN 978-1860649226. Until 1918, when the Musavat regime decided to name the newly independent state Azerbaijan, this designation had been used exclusively to identify the Iranian province of Azerbaijan.
  9. ^ a b c Rezvani, Babak (2014). Ethno-territorial conflict and coexistence in the caucasus, Central Asia and Fereydan: academisch proefschrift. Amsterdam: Amsterdam University Press. p. 356. ISBN 978-9048519286. The region to the north of the river Araxes was not called Azerbaijan prior to 1918, unlike the region in northwestern Iran that has been called since so long ago.
  10. ^ Brown, Cameron S. 2002 (Dec.). "Observations from Azerbaijan." Middle East Review of International Affairs: v. 6, no. 4, (LINK)
  11. ^ Michael P. Croissant, "The Armenia-Azerbaijan Conflict: Causes and Implications", Praeger/Greenwood, 1998. excerpt from pg 61: "During the Soviet-era historical revisionism and myth-building intended to denounce imperialism, the notion of a "northern" and "southern" Azerbaijan was created and propagated throughout USSR. It was charged that the "two Azerbaijanis" once united were separated artificially by conspiracy between imperial Russia and Iran".
  12. ^ Ethnic Conflict and International Security, Edited by Michael E. Brown, Princeton University Press, 1993
  13. ^ Bert G. Fragner, ‘Soviet Nationalism’: An Ideological Legacy to the Independent Republics of Central Asia’ in Van Schendel, Willem (Editor). Identity Politics in Central Asia and the Muslim World: Nationalism, Ethnicity and Labour in the Twentieth Century. London , GBR: I. B. Tauris & Company, Limited, 2001. Excerpt from pg 24: "Under Soviet auspices and in accordance with Soviet nationalism, historical Azerbaijan proper was reinterpreted as 'Southern Azerbaijan', with demands for liberation and, eventually, for 're'-unification with Northern (Soviet) Azerbaijan – a breathtaking manipulation. No need to point to concrete Soviet political activities in this direction, as in 1945–46 etc. The really interesting point is that in the independent former Soviet republics this typically Soviet ideological pattern has long outlasted the Soviet Union."
  14. ^ a b Swietochowski, Tadeusz (1995). Russia and Azerbaijan: A Borderland in Transition. Columbia University Press. pp. 69, 133. ISBN 978-0-231-07068-3.
  15. ^ a b c d e Timothy C. Dowling Russia at War: From the Mongol Conquest to Afghanistan, Chechnya, and Beyond pp 728–729 ABC-CLIO, 2 dec. 2014 ISBN 1598849484
  16. ^ a b Siavash Lornejad, Ali Doostzadeh. ON THE MODERN POLITICIZATION OF THE PERSIAN POET NEZAMI GANJAVI CCIS, 2012 ISBN 978-9993069744 p 10
  17. ^ electricpulp.com. "ATROPATES – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org.
  18. ^ Minahan, James (1998). Miniature Empires: A Historical Dictionary of the Newly Independent States. Greenwood Publishing Group. p. 20. ISBN 978-0-313-30610-5.
  19. ^ Chamoux, François (2003). Hellenistic Civilization. John Wiley and Sons. p. 26. ISBN 978-0-631-22241-5.
  20. ^ Bosworth A.B., Baynham E.J. (2002). Alexander the Great in Fact and fiction. Oxford University Press. p. 92. ISBN 978-0-19-925275-6.
  21. ^ Encyclopædia Iranica, "ATROPATES" Archived October 15, 2007, at the Wayback Machine M. L. Chaumont.
  22. ^ Peterson, Joseph H. "AVESTA: KHORDA AVESTA (English): Frawardin Yasht (Hymn to the Guardian Angels)". www.avesta.org.
  23. ^ a b "Aḏh̲arbayḏj̲ān (Azarbāyḏj̲ān)". doi:10.1163/1573-3912_islam_COM_0016. Cite journal requires |journal= (help)
  24. ^ Peterson, Joseph H. "Counsels of Adarbad Mahraspandan". www.avesta.org.
  25. ^ G. Gnoli, Zoroaster's time and homeland, Naples, 1980
  26. ^ Touraj Atabaki. Iran and the First World War: Battleground of the Great Powers I.B.Tauris, 4 sep. 2006 ISBN 978-1860649646 p 132
  27. ^ Yilmaz, Harun (2015). National Identities in Soviet Historiography: The Rise of Nations Under Stalin. Routledge. p. 21. ISBN 978-1317596646. On May 27, the Democratic Republic of Azerbaijan (DRA) was declared with Ottoman military support. The rulers of the DRA refused to identify themselves as [Transcaucasian] Tatar, which they rightfully considered to be a Russian colonial definition. (...) Neighboring Iran did not welcome did not welcome the DRA's adoptation of the name of "Azerbaijan" for the country because it could also refer to Iranian Azerbaijan and implied a territorial claim.
  28. ^ Barthold, Vasily (1963). Sochineniya, vol II/1. Moscow. p. 706. (...) whenever it is necessary to choose a name that will encompass all regions of the republic of Azerbaijan, name Arran can be chosen. But the term Azerbaijan was chosen because when the Azerbaijan republic was created, it was assumed that this and the Persian Azerbaijan will be one entity, because the population of both has a big similarity. On this basis, the word Azerbaijan was chosen. Of course right now when the word Azerbaijan is used, it has two meanings as Persian Azerbaijan and as a republic, its confusing and a question rises as to which Azerbaijan is talked about.
  29. ^ Fragner, B.G. (2001). Soviet Nationalism: An Ideological Legacy to the Independent Republics of Central Asia. I.B. Tauris and Company. pp. 13–32. In the post Islamic sense, Arran and Shirvan are often distinguished, while in the pre-Islamic era, Arran or the western Caucasian Albania roughly corresponds to the modern territory of the republic of Azerbaijan. In the Soviet era, in a breathtaking manipulation, historical Azerbaijan (northwestern Iran) was reinterpreted as "South Azerbaijan" in order for the Soviets to lay territorial claim on historical Azerbaijan proper which is located in modern-day northwestern Iran.
  30. ^ MANNEA by R. Zadok in Encyclopaedia Iranica Archived January 8, 2008, at the Wayback Machine
  31. ^ "Mede". Encyclopædia Britannica. 2007. Encyclopædia Britannica Online. 12 February 2007 <http://www.britannica.com/eb/article-9051719>
  32. ^ Hovannisian, Richard G. (1999). Armenian Van/Vaspurakan. Costa Mesa, California: Mazda Publishers. ISBN 1-56859-130-6.
  33. ^ Hewsen, Robert H. (August 17, 2011). "AVARAYR". Encyclopædia Iranica. So spirited was the Armenian defense, however, that the Persians suffered enormous losses as well. Their victory was pyrrhic and the king, faced with troubles elsewhere, was forced, at least for the time being, to allow the Armenians to worship as they chose.
  34. ^ Susan Paul Pattie (1997). Faith in History: Armenians Rebuilding Community. Smithsonian Institution Press. p. 40. ISBN 1560986298. The Armenian defeat in the Battle of Avarayr in 451 proved a pyrrhic victory for the Persians. Though the Armenians lost their commander, Vartan Mamikonian, and most of their soldiers, Persian losses were proportionately heavy, and Armenia was allowed to remain Christian.
  35. ^ L. Baker, Patricia; Smith, Hilary; Oleynik, Maria (2014). Iran. London, United Kingdom: Bradt Travel Guides. p. 158. ISBN 978-1841624020.
  36. ^ Salia, Kalistrat (1983). History of the Georgian nation. Madison, WI: University of Wisconsin. p. 181.
  37. ^ Mikaberidze, Alexander (2011). Conflict and Conquest in the Islamic World: A Historical Encyclopedia, Volume 1. Santa Barbara, California, USA: ABC-CLIO. p. 196. ISBN 978-1598843361.
  38. ^ Mikaberidze, Alexander (2015). Historical Dictionary of Georgia (2 ed.). Rowman & Littlefield. pp. 184, 623. ISBN 978-1442241466.
  39. ^ Akiner, Shirin (5 July 2004). The Caspian: Politics, Energy and Security. Taylor & Francis. ISBN 9780203641675 – via Google Books.
  40. ^ "Administrative Department of the President of the Republic of Azerbaijan – Presidential Library – Religion" (PDF).
  41. ^ Juan Eduardo Campo,Encyclopedia of Islam, p.625
  42. ^ a b c d Fisher et al. 1991, p. 329.
  43. ^ Alekseĭ I. Miller. Imperial Rule Central European University Press, 2004 ISBN 9639241989 p 204
  44. ^ L. Batalden, Sandra (1997). The Newly Independent States of Eurasia: Handbook of Former Soviet Republics. Greenwood Publishing Group. p. 98. ISBN 978-0-89774-940-4.
  45. ^ E. Ebel, Robert, Menon, Rajan (2000). Energy and conflict in Central Asia and the Caucasus. Rowman & Littlefield. p. 181. ISBN 978-0-7425-0063-1.
  46. ^ Andreeva, Elena (2010). Russia and Iran in the Great Game: Travelogues and Orientalism (reprint ed.). Taylor & Francis. p. 6. ISBN 978-0-415-78153-4.
  47. ^ Çiçek, Kemal, Kuran, Ercüment (2000). The Great Ottoman-Turkish Civilisation. University of Michigan. ISBN 978-975-6782-18-7.
  48. ^ Ernest Meyer, Karl, Blair Brysac, Shareen (2006). Tournament of Shadows: The Great Game and the Race for Empire in Central Asia. Basic Books. p. 66. ISBN 978-0-465-04576-1.
  49. ^ "The Gilan Republic". www.iran-bulletin.org.
  50. ^ Jessup, John E. (1989). A Chronology of Conflict and Resolution, 1945–1985. New York: Greenwood Press. ISBN 0-313-24308-5.[page needed]
  51. ^ For more information see: Ali Morshedizad, Roshanfekrane Azari va Hoviyate Melli va Ghomi (Azari Intellectuals and Their Attitude to National and Ethnic Identity (Tehran: Nashr-e Markaz publishing co., 1380)
  52. ^ Cold War International History Project Virtual Archive 2.0 Collection: 1945–46 Iranian Crisis Archived July 15, 2010, at the Wayback Machine
  53. ^ Kleiss, Wolfram. "AZERBAIJAN xii. MONUMENTS". Encyclopædia Iranica. Retrieved 2013-12-27.
  54. ^ a b "Azerbaijan". Encyclopædia Britannica. 2019-10-06. (excerpt:"geographic region that comprises the extreme northwestern portion of Iran. It is bounded on the north by the Aras River, which separates it from independent Azerbaijan and Armenia; on the east by the Iranian region of Gīlān and the Caspian Sea; on the south by the Iranian regions of Zanjān and Kordestān; and on the west by Iraq and Turkey. Azerbaijan is about 40,000 square miles (100,000 square km) in area.")
  55. ^ M. N. POGREBOVA, Encyclopædia Iranica, ARCHEOLOGY. viii. NORTHERN AZERBAIJAN (REPUBLIC OF AZERBAIJAN), 16 June 2004 Archived March 24, 2006, at the Wayback Machine
  56. ^ "Iran: 54 Mountain Summits with Prominence of 1,500 meters or greater" Peaklist.org. Retrieved 2011-11-21.
  57. ^ East Azerbaijan Mountaineering Confedration Archived September 25, 2009, at the Wayback Machine
  58. ^ National Geographic Society (2005) National Geographic Atlas of the World (8th ed.) Washington, DC, ISBN 0-7922-7542-X
  59. ^ Profile at UNESCO biosphere reserve directory Archived June 5, 2009, at the Wayback Machine
  60. ^ "Britanica". Britannica.com. Retrieved 4 September 2011.
  61. ^ "Shorabil Lake". tripadvisor.in. Retrieved 18 September 2013.
  62. ^ "Saline Systems; Urmia Salt Lake, Iran". Salinesystems.org. Retrieved 4 September 2011.
  63. ^ Tapper, Richard. "MOḠĀN". Encyclopædia Iranica. Retrieved 2013-12-27.
  64. ^ "خطا". www.a-gharbi.rmto.ir.
  65. ^ "The chairman of the Assembly of Experts died" (in Persian). Radio Zamaneh. 2007-08-30. Retrieved 2007-08-08.
  66. ^ "Iranian Turks' new parliamentary faction breaking more taboos". en.trend.az. 31 October 2016. Retrieved 31 October 2016.
  67. ^ "جدول مدارک تحصیلی و سوابق اجرایی اعضای 14 کمیسیون‌ مجلس نهم". Fars News Agency. Retrieved 22 October 2013.
  68. ^ News Hamshahri Online
  69. ^ "15 of 18 Proposed Iranian Cabinet Ministers Devoted by Parliament". Mojnews. 16 August 2013. Archived from the original on 20 October 2013. Retrieved 29 August 2013.
  70. ^ "شهیندخت مولاوردی، معاون حسن روحانی در امور زنان شد". Persian Deutsche Welle. 13 August 2013. Retrieved 8 October 2013.
  71. ^ "Ms Molaverdi appointed as vice president for women, family Affairs". President of Iran Website. 13 August 2013. Retrieved 8 October 2013.
  72. ^ "تبریز، میهمان رئیس جمهور ترکیه". ISNA. Retrieved 2013-10-20.
  73. ^ "مهمت بولوت سرکنسول جدید ترکیه در ارومیه ، با استاندار دیدار کرد". Asar-e Omid News Agency. Archived from the original on 2015-09-23. Retrieved 2013-10-20.
  74. ^ "Ə.F.Əlizadənin İran İslam Respublikasının Təbriz şəhərində Azərbaycan Respublikasının baş konsulu təyin edilməsi haqqında Azərbaycan Respublikası Prezidentinin Sərəncamı". Presidential Azerbaijan Website. Retrieved 2013-10-20.
  75. ^ "دبیر اجرایی خانه کارگر تبریز: برندهای معتبر بزرگترین سرمایه کشورها هستند". Nasr News. 15 September 2016. Retrieved 15 September 2016.
  76. ^ "برندهای برتر تولید و خدمات شمال غرب کشور انتخاب و معرفی می‌شوند". Tasnim News. September 2016. Retrieved 26 October 2016.
  77. ^ "500 غول اقتصاد منطقه آذربایجان معرفی شدند+اسامی". Nasr News. September 2016. Retrieved 26 October 2016.
  78. ^ a b c http://www.iran-daily.com/1389/4/13/MainPaper/3720/Page/4/Index.htm#
  79. ^ a b c Official website Archived 2011-07-22 at the Wayback Machine
  80. ^ "Archived copy". Archived from the original on 2011-04-20. Retrieved 2010-07-28.CS1 maint: archived copy as title (link)
  81. ^ "Archived copy". Archived from the original on 2011-07-13. Retrieved 2010-07-28.CS1 maint: archived copy as title (link)
  82. ^ "ارس خودرو دیزل، واحد نمونه ملی در صنعت خودرو". Fars News. 2012. Retrieved 30 August 2016.
  83. ^ "Internet Archive Wayback Machine". 2008-06-17. Archived from the original on 2008-06-17. Retrieved 2011-05-29.
  84. ^ "خودروی جایگزین وانت پیکان+تصاویر". Mashregh News. Retrieved 26 July 2016.
  85. ^ "Bardo". Iran Khodro Website. Archived from the original on 2013-10-19. Retrieved 2013-10-19.
  86. ^ "آغاز تولید سمند در ایران خودرو تبریز/ تولید روزانه حدود 150 دستگاه آریسان و 100 دستگاه سمند". Fars News Agency. Retrieved 22 July 2015.
  87. ^ "احداث موزه فرش و ايجاد پايانه صادراتي فرش در تبريز". Fars News Agency. Retrieved 2013-10-19.
  88. ^ Along with Kashan, Kerman, Herat, and every major city of Iran...
  89. ^ Jacoby, Heinrich (1952). How to know Oriental carpets and rugs. Allen & Unwin. p. 15. Persian carpets: Tabriz, Ramadan, ...
  90. ^ Jacobsen, Charles W. (2007). Facts about Oriental Rugs. READ BOOKS. p. 2. ISBN 978-1-4067-0467-9. "Different weaves...Persian rugs..Bakhtiari..Kashan..Lorestan..Shiraz..Tabriz..
  91. ^ "Karaja rug". Britannica Encyclopaedia. Retrieved 2013-10-17.
  92. ^ "استان‌های آذری نشین قطب تولید شیرینی و شکلات کشور". Donya-e-Eqtesad. 2010. Archived from the original on 25 June 2016. Retrieved 26 May 2016.
  93. ^ "Iran brings sweet treat to 100 countries". PressTV. 27 May 2015. Retrieved 26 May 2016.
  94. ^ "غول صنعتي "مينو" بورسي مي شود". Donya-e-Eqtesad. 2014. Retrieved 26 May 2016.
  95. ^ Professor Ighrar Aliyev. The History of Aturpatakan. Persian Translation by Dr. Shaadman Yusuf. Balkh Publishers. Tehran. 1999.
  96. ^ "Azari: The Iranian Language of Azerbaijan" in Encyclopedia Iranica by E. YarshaterArchived 21 June 2009 at the Wayback Machine
  97. ^ (in Russian) Brockhaus and Efron Encyclopedic Dictionary. "Turko-Tatars".[permanent dead link] St. Petersburg, Russia, 1890-1907
  98. ^ Frye R.N.,Encyclopædia Iranica,"IRAN v. PEOPLES OF IRAN (1) A General Survey"
  99. ^ Derenko, M.; Malyarchuk, B.; Bahmanimehr, A.; Denisova, G.; Perkova, M.; Farjadian, S.; Yepiskoposyan, L. (2013). "Complete Mitochondrial DNA Diversity in Iranians". PLOS ONE. 8 (11): e80673. doi:10.1371/journal.pone.0080673. PMC 3828245. PMID 24244704.
  100. ^ V. Minorsky, Studies in Caucasian History, Cambridge University Press, 1957, p. 112
  101. ^ "Azeris". Minority Rights Group International. 2009. Retrieved 16 October 2013.
  102. ^ "Results a new nationwide public opinion survey of Iran" (PDF). New America Foundation. June 12, 2009. Archived from the original (PDF) on 23 July 2013. Retrieved 13 August 2013.
  103. ^ Library of Congress, Library of Congress – Federal Research Division. "Ethnic Groups and Languages of Iran" (PDF). Retrieved 2009-12-02. 16% estimated in 2012
  104. ^ CIA. "CIA World Factbook". Retrieved 2012-05-27.
  105. ^ "IRAN v. PEOPLES OF IRAN (1) A General Survey". Encyclopædia Iranica. March 29, 2012. Retrieved 17 October 2013.
  106. ^ "Azerbaijani, South # A language of Iran". Ethnologue. 2013. Retrieved 17 October 2013.
  107. ^ "Azerbaijani". Encyclopædia Britannica. Retrieved 17 October 2013.
  108. ^ Brenda Shaffer. The Limits of Culture: Islam and Foreign Policy MIT Press, 2006 ISBN 0262195291 p 229
  109. ^ Keith Stanley McLachlan, The Boundaries of Modern Iran, Published by UCL Press, 1994. pg 55
  110. ^ Encyclopaedia Iranica, page 243, accessed January 9, 2007
  111. ^ Parviz Aḏkāʾi and EIr. "HAMADĀN i. GEOGRAPHY". Encyclopædia Iranica. Retrieved 2013-10-21.
  112. ^ a b "زبانهاي رايج و نوع گويش در شهرستان". Governor of Hamadan. Retrieved 21 October 2013.
  113. ^ a b c d e f g "Country Study Guide-Azerbaijanis". STRATEGIC INFORMATION AND DEVELOPMENTS-USA. Retrieved 13 August 2013.
  114. ^ a b c d e f g h "Iran-Azerbaijanis". Library of Congress Country Studies. December 1987. Retrieved 13 August 2013.
  115. ^ "معرفی استان مرکزی". Office of Culture and Islamic Guidance. Retrieved 21 October 2013.
  116. ^ "Kordestān". Encyclopædia Britannica. Retrieved 21 October 2013.
  117. ^ Bazin, Marcel. "GĪLĀN i. GEOGRAPHY AND ETHNOGRAPHY". Encyclopædia Iranica. Retrieved 16 October 2013.
  118. ^ Parviz Aḏkāʾi and EIr. "GILĀN xiv. Ethnic Groups". Encyclopædia Iranica. Retrieved 16 October 2013.
  119. ^ Michael Knüppel, E. "Turkic languages of persia". Encyclopædia Iranica. Retrieved 2013-09-19.
  120. ^ Robertson, Lawrence R. (2002). Russia & Eurasia Facts & Figures Annual. Academic International Press. p. 210. ISBN 0-87569-199-4.
  121. ^ "Bileh Savar". Encyclopædia Islamica. Archived from the original on 2013-10-14. Retrieved 2014-08-21.
  122. ^ "برگزاری جشن "وحدت" در شهر اهل تسنن هشتجین". International Quran News Agency. Archived from the original on 2015-01-20. Retrieved 2014-08-21.
  123. ^ Hun, Abubakr. "ترکهای سنّی آذربایجان غربی قربانیان تبعیض مضاعف". urmu.freeoda. Retrieved 2014-08-21.
  124. ^ a b c d Tapper, R. "AZERBAIJAN vi. Population and its Occupations and Culture". Encyclopædia Iranica. Retrieved 16 October 2013.
  125. ^ "Mourning Azerbaijanis residing in Mashhad". Mehr News Agency. August 18, 2011. Retrieved 23 August 2013.
  126. ^ "Tehran, Political situation". Municipality of Tehran. Retrieved 2013-08-16.
  127. ^ "سیدحسین هاشمی استانداری تهران را تحویل گرفت". Hamshahri Online. Retrieved 2013-10-21.
  128. ^ "سید حسین هاشمی استاندار تهران شد". Mehr News Agency. Retrieved 2013-10-21.
  129. ^ "Azeris unhappy at being butt of national jokes". IRIN. 25 May 2006. Archived from the original on August 14, 2007. Retrieved 2009-06-19.
  130. ^ Jun 8, 2006 (2006-06-08). "Foreign plots and cockroaches in Iran". Asia Times Online. Archived from the original on 2011-08-28. Retrieved 2009-06-19.
  131. ^ Sep 28, 2004. Asia Times http://www.atimes.com/atimes/Middle_East/FI28Ak01.html. Archived from the original on 2011-06-28. Retrieved 2009-06-19. Missing or empty |title= (help)
  132. ^ a b c d e f g h i "The population of Iranian cities". Statistical Center of Iran. 14 February 2012. Archived from the original on 4 March 2016. Retrieved 13 August 2013.
  133. ^ "تبریز مرکز استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان، گیلان و کردستان می گردد". TRT persian. July 2014. Archived from the original on 26 June 2014. Retrieved 1 August 2014.
  134. ^ "منطقه‌بندی کشور، بیم‌ها و امیدها". Jamejam Online. June 2014. Retrieved 1 August 2014.
  135. ^ "استان‌های کشور به ۵ منطقه تقسیم شدند". Hamshahri Online. July 2014. Retrieved 1 August 2014.
  136. ^ "استان‌های کشور به ۵ منطقه تقسیم شدند". Entekhab Online. July 2014. Retrieved 1 August 2014.
  137. ^ "ایران، فدرال می شود؟ تقسیم کشور به 5 منطقه مستقل". Khabar-Online. July 2014. Retrieved 1 August 2014.
  138. ^ "استانهای کشور به ۵ منطقه تقسیم شدند". Jamejam Online. July 2014. Retrieved 1 August 2014.
  139. ^ "استانهای کشور به 5 منطقه تقسیم شدند". yjc. July 2014. Retrieved 1 August 2014.
  140. ^ "Azerbaijan" Archived 17 May 2006 at the Wayback Machine - Columbia Encyclopedia (retrieved 8 June 2006).
  141. ^ a b "AZERBAIJAN x. Azeri Turkish Literature". Encyclopaedia Iranica. May 24, 2012. Retrieved 20 October 2013.
  142. ^ Minorsky, V. "Jihān-Shāh Qara-Qoyunlu and His Poetry (Turkmenica, 9)", Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London, Vol. 16, No. 2 (1954), p. 277
  143. ^ Cyril Glassé (ed.), The New Encyclopedia of Islam, Lanham, Maryland: Rowman & Littlefield Publishers, revised ed., 2003, ISBN 0-7591-0190-6, p. 392: "Shah Abbas moved his capital from Qazvin to Isfahan. His reigned marked the peak of Safavid dynasty's achievement in art, diplomacy, and commerce. It was probably around this time that the court, which originally spoke a Turkic language, began to use Persian"
  144. ^ Zabiollah Safa (1986), "Persian Literature in the Safavid Period", The Cambridge History of Iran, vol. 6: The Timurid and Safavid Periods. Cambridge: Cambridge University Press, ISBN 0-521-20094-6, pp. 948–65. P. 950: "In day-to-day affairs, the language chiefly used at the Safavid court and by the great military and political officers, as well as the religious dignitaries, was Turkish, not Persian; and the last class of persons wrote their religious works mainly in Arabic. Those who wrote in Persian were either lacking in proper tuition in this tongue, or wrote outside Iran and hence at a distance from centers where Persian was the accepted vernacular, endued with that vitality and susceptibility to skill in its use which a language can have only in places where it truly belongs."
  145. ^ Price, Massoume (2005). Iran's Diverse Peoples: A Reference Sourcebook. ABC-CLIO. p. 66. ISBN 978-1-57607-993-5. The Shah was a native Turkic speaker and wrote poetry in the Azerbaijani language.
  146. ^ Encyclopædia Iranica. ٍIsmail Safavi Archived October 21, 2007, at the Wayback Machine
  147. ^ Minorsky, Vladimir (1942). "The Poetry of Shah Ismail". Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London. 10 (4): 1053. doi:10.1017/S0041977X00090182.
  148. ^ "World Heritage Committee inscribes seven cultural sites on World Heritage List". UNESCO World Heritage Centre. 31 July 2010.
  149. ^ "Tabriz Historic Bazaar Complex". UNESCO World Heritage Centre. Retrieved 1 July 2013.
  150. ^ "Sheikh Safi al-din Khānegāh and Shrine Ensemble in Ardabil – UNESCO World Heritage Centre". Whc.unesco.org. 2010-07-29. Retrieved 2010-08-02.
  151. ^ Source: Unescopress. "World Heritage Committee inscribes seven cultural sites on World Heritage List | United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization". Unesco.org. Retrieved 2010-08-02.
  152. ^ Huff, Dietrich (2002-07-20). "Taḵt-e Solaymān". Encyclopædia Iranica. Retrieved 2013-06-11.
  153. ^ Fallāḥʹfar, Saʻīd (سعید فلاح‌فر). The Dictionary of Iranian Traditional Architectural Terms (Farhang-i vāzhahʹhā-yi miʻmārī-i sunnatī-i Īrān فرهنگ واژه‌های معماری سنتی ایران). Kamyab Publications (انتشارات کامیاب). Kāvushʹpardāz. 2000, 2010. Tehran. ISBN 978-964-2665-60-0 US Library of Congress LCCN Permalink: http://lccn.loc.gov/2010342544 pp.16
  154. ^ Colin P. Mitchell (Editor), New Perspectives on Safavid Iran: Empire and Society, 2011, Routledge, 90–92
  155. ^ Basgoz, I. (1970). "Turkish Hikaye-Telling Tradition in Azerbaijan, Iran." Journal of American Folklore, 83(330), 394.
  156. ^ Albright, C. F. (1976). "The Azerbaijani cashiq and his performance of a dästän. Iranian Studies". Iranian Studies. 9 (4): 220–247. doi:10.1080/00210867608701517.
  157. ^ "به دنبال مکان مناسب برای راه‌اندازی بنیاد فرهنگی آذربایجان هستیم". Isna. 26 October 2016. Retrieved 26 October 2016.
  158. ^ "متروی تبریز اوایل خردادماه به راه می‌افتد". INN. Retrieved 2013-10-19.
  159. ^ "ایجاد رشته زبان و ادبیات آذری در منطقه 3 آموزشی کشور". IRIB. 16 August 2016. Retrieved 17 August 2016.
  160. ^ a b "لیست نشریات استان اردبيل". List of periodicals in the Iranian Provinces. Retrieved 17 October 2013.
  161. ^ "ارومیه فعال در حوزه مطبوعات/ انتشار اولین نشریه شهرستانی در ارومیه". Mehr News Agency. 6 October 2013. Retrieved 17 October 2013.
  162. ^ a b "لیست نشریات استان زنجان". List of periodicals in the Iranian Provinces. Retrieved 17 October 2013.
  163. ^ a b c d e f g h "لیست نشریات آذربایجان شرقی". Mayor of Tabriz Website. Retrieved 17 October 2013.
  164. ^ "برگزاری المپیاد ورزشی شمال‌غرب در اردبیل‌". Tasnim News. 10 October 2016. Retrieved 20 October 2016.

Sources

External links