استدلال
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
استدلال، پیچیدهترین عمل ذهن است و آن عبارت است از کشف قضایای مجهول به وسیلة قضایای معلوم؛ به عبارت دیگر، تنظیم و تألیف یک سلسله قضایا برای کشف قضیهای مجهول را حجّت یا استدلال میگویند. در استدلال، ذهن بین چند قضیه یا حکم، ارتباطی دقیق و منظم برقرار میسازد تا از پیوند آنها، نتیجه زاده شود و بدین ترتیب نسبتی مشکوک و مبهم به نسبتی یقینی تبدیل شود. پس استدلال بر خلاف شهود مستقیم(مانند شهودی که دربارة محسوسات و بدیهیات وجود دارد) عملی تدریجی و پیشرونده است.
وقتی ذهن از قضایای کلّی به نتایج جزئی میرسد و به عبارت مختصرتر از کلّی به جزئی میآید؛ آن را قیاس مینامند.
وقتی در مسیری مخال مسیر قیاس حرکت میکند؛ یعنی از قضایای جزئی، به طریق تعمیم، به قضیهی کلّی دست مییابد؛ یعنی از جزئی به کلّی میرود؛ آن را استقرا مینامند.
بالاخره وقتی هم حکمی را که دربارة آن چیزی محقّق میداند، به چیز دیگری، که از جهتی با آن همانند است، سرایت میدهد؛ و در این صورت تمثیل نامیده میشود.

