۲۱ گرم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
۲۱ گرم
کارگردان آلخاندرو گونزالز اینیاریتو
نویسنده خولیمو آریگا
بازیگران شان پن
نائومی واتس
بنیسیو دل تورو
ملیسا لئو
درجه فیلم ۱۵
مدت زمان ۱۲۴ دقیقه
کشور آمریکا
زبان انگلیسی
بودجه ۲۰ میلیون دلار
فروش ۶۰ میلیون دلار

۲۱ گرم فیلمی درام ساخته آلخاندرو گونزالز اینیاریتو کارگردان مکزیکی و محصول سال ۲۰۰۳ سینمای آمریکا است.

داستان[ویرایش]

تصادفی در خیابان رخ می‌دهد و حول آن اشخاص داستان دچار تغییرات گوناگون می‌شوند. گرچه موضوع داستان جنایی به نظر می‌رسد ولی در عمل فیلم به مفهوم پیوند اعضا و تأثیراتی که می‌تواند بر گیرنده عضو بگذارد و در نهایت به موضوع مهم‌تری یعنی مرگ می‌پردازد.

پل ( شون پن ) که از بیماری قلبی رنج می برد ، با امید اندکی در انتظار پیوند قلب می باشد . در سویی دیگر مایکل و دو دخترش در یک تصادف جان خود را از دست می دهند و کریستینا همسر مایکل در شرایط روحی ناگواری قرار دارد . و از طرف دیگر راننده ای که مایکل و دو فرزندش را زیر گرفته دچار عذاب وجدان و شده و خودش را به نیروی پلیس معرفی می کند ... این سه خط داستان فیلم 21 گرم می باشد که این سه خانواده مجزا تا قبل از این تصادف هیچ ارتباطی با هم نداشته اند و حتی همدیگر را تا به حال ندیده اند ، منتهی یک تصادف مسیر زندگی همه ی آن ها را تغییر داده و سرنوشت شان را در هم گره می زند . قلب مایکل ( همسر کریستین ) با اجازه ی کریستین به پل داده می شود تا وی امیدی دوباره برای زندگی یافته باشد . پل بعد از پیوند قلب بر آن می شود تا شخص اهدا کننده را بیابد و پس از جستجو بالاخره به کریستین می رسد و پس از چند ملاقات با وی ، علاقه ی شدید عاطفی بین آن دو به وجود می آید . از طرفی کریستین بر آن شده تا قاتل و همسر و دو دخترش را بکشد ... از این نظر ، یعنی پیوند خوردن زندگی چند خانواده بر اثر یک تصادف می توان این فیلم را با فیلم هایی مانند تصادف ( Crash ) مقایسه کرد . فیلم 21 گرم توسط کارگردان و نویسنده آن مانند قطعات پازل در هم شکسته می شود . و با شروع فیلم این پازل ها به تدریج و با نظمی خاص ( که ممکن است دقیقا خلاف این به نظر رسد ، یعنی بیننده احساس آشفتگی و بی نظمی در داستان داشته باشد ) کنار هم چیده می شوند تا در چند فصل پایانی فیلم این پازل تکمیل شده و معنا و مفهوم خود را بدست آورد . خیلی از منتقدان بر این باورند که اگر داستان این فیلم به صورت خطی بیان می شد ، هیچ شاخصه ای در فیلم وجود نداشت و یک داستان ساده مطرح می شد . در صورتی که این منتقدین اصلا به این موضوع دقت نکرده اند که برخی از حوادث این فیلم به طور همزمان رخ داده است و بیان خطی این حوادث همزمان نه تنها به داستان لطمه می زند بلکه تقریبا نمایش آن ها غیر ممکن است . از طرف دیگر این گونه بیان پازل گونه فیلم یکی از نقاط قوت آن است که این کارگردان یعنی آلخاندرو گونزالز به خوبی این کار را انجام داده که البته اینگونه فیلم ساختن اولین تجربه ی او نبوده است . یکی دیگر از نقاط قوت فیلم علاوه بر مورد بالا که بیان شد ، فیلمبرداری آن است . این نوع فیلمبراردی که دوربین بر روی شانه های فیلمبردار حمل می شود کاملا با موضوع و درون مایه فیلم هماهنگی دارد . آن زمان که کریستینا دچار سرگیجه ای شدید و افکاری آشفته می شود و پس از قدم زدن در خیابان به چهار راه محل تصادف همسر و فرزندانش می رسد ، دوربین نیز با وی حرکت می کند و پس از چرخیدن بیش از 360 درجه حول او می ایستد که این کار دوربین حس درونی کریستینا را به بیننده منتقل می کند و آن سرگیجه و توهم و مشوش بودن ذهن به بیننده نیز منتقل می شود . و اما درون مایه فیلم : خط سیر فیلم بر تقدیر و سرنوشت استوار است و تاثیر این تقدیر را در زندگی انسان ها نشان می دهد ، تاثیری گریز ناپذیر و مطلق به طوری که در میان فیلم این سرنوشت محتوم احساس خفگی را به بیننده القا می کند . اما در بعضی از صحنه همین تقدیر مورد تشکیک قرار گرفته و از سوی اختیار انسان تهدید می گردد . مانند سکانسی که پل تفنگش را به سمت قاتل نشانه می رود و حتی شلیک هم می کند ، اما با اراده ی خود گلوله ها را به قاتل نمی زند بلکه به کنار او برخورد می کند . این نوع جدل میان جبر و اختیار همواره با انسان بوده و موضوع به روز و همیشگی مورد توجه فلاسفه بوده است . مبارزه ای که هیچ گاه پایان بر آن نبوده و همواره فلاسفه را به سه گروه تقسیم کرده است : گروه اول جبر مطلق را می پذیرند ، گروه دوم اختیار مطلق و گروه سوم میانه رو بوده اند و جبر و اختیار را تواما و محدود شده قبول دارند . و اما با وجود این مبارزه و جدل میان جبر و اختیار و همچنین سرنوشت و اراده انسان ، فیلم به موضوع دیگری نیز اشاره دارد که آن جریان داشتن زندگی است. با وجود مرگ پل ( شون پن ) در انتهای فیلم خود وی در آخرین لحظات زندگی به ادامه داشتن زندگی اشاره می کند . که از این نظر می توان این فیلم را با فیلم « بهار ، تابستان ، پاییز ، زمستان و دوباره بهار » مقایسه کرد . در انتها فیلم 21 گرم با جملات پل ( شون پن ) پایان می یابد که می گوید :

« می گن وقتی انسان می میره ، دقیقا 21 گرم از وزنش کم میشه ،
21 گرم وزن چیه ؟ 21 گرم اصلا چقدر وزن داره ؟
21 گرم وزن چند سکه 5 سنتی می شه ؟
21 گرم وزن یک مرغ مگس خوار ... 21 گرم ، وزن یک شکلات.

با این جملات احساس غم عظیمی در درون خود می کنیم و با اندوه فراوان فیلم رو به پایان می بریم ، اما با این وجود تقریبا پس از پایان فیلم بیننده متقاعد شده است که زندگی جریان دارد .

معنای واژه[ویرایش]

واژه ۲۱ گرم دقیقاً به مفهوم مرگ اشاره دارد زیرا طبق تحقیقات یک دانشمند اروپایی در قرن ۱۸ انسان وقتی می‌میرد ۲۱ گرم از وزنش کاسته می‌شود. فیلم به معنی و مفهوم این وزن اندک می‌پردازد. (نام فیلم ۲۱ گرم و همچنین جملات پایانی پل ناشی از تحقیقات یک پزشک آمریکایی (تقریباً در سال ۱۹۱۰) می‌باشد. این پزشک وزن بیماری که در آستانهٔ مرگ قرار داشت را بوسیلهٔ ترازویی دقیقی اندازه گیری کرد و بلافاصله بعد از مرگ وی نیز وزن او را اندازه گرفت و متوجه شد بعد از مرگ دقیقاً ۲۱ گرم از وزن بیمار کم شده‌است. که از آن این موضوع به یک باور جمعی تبدیل شده بود که این ۲۱ گرم وزن روح انسان می‌باشد که پس از مرگ از جسم رها می‌شود.

http://en.wikipedia.org/wiki/Duncan_MacDougall_%28doctor%29

بازیگران[ویرایش]

جوایز[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • وب‌گاه IMDB
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «21 Grams»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۹ آذر ۱۳۹۰ خورشیدی).