یوگنیآنهگین
یوگنیآنهگین [۱] رمان شعرگونه الکساندر پوشکین[۲]بنیانگذار ادبیات نوین روسی است.
این داستان منظوم شاهکار پوشکین است و او به مدّت هشت سال روی آن کار کرد. در موسیقی و ادبیات و فیلم تاثیر زیادی گذاشته و مردم عادی نیز به موضوع آن توجه داشتهاند.
رُمان هفت هزار خطی یوگنیآنهگین که شخصیت خود پوشکین را هم در ورای چهره قهرمانش نمایان میسازد، مانند جنایت و مکافات [۳]داستایفسکی «دائرةالمعارف زندگی روسی» است و تاثیرات زیادی در موسیقی و ادبّیات و فیلم گذاشتهاست.چایکوفسکی [۴] از روی آن، اپرای «اوژن اونگین» [۵] را ساختهاست. [۶]
محتویات |
ترجمه کتاب یوگنیآنهگین [ویرایش]
کتاب یوگنیآنهگین بارها و بارها ترجمه شده ولادیمیر ناباکوف[۷]که در برگردان آثار ادبی جهانِ انگلیسی زبان به روسی نقش مهمی را ایفا کردهاست، آن را به انگلیسی ترجمه نمود. جدا از ناباکوف، چارلز جانسون [۸] ، جیمز ای فالن [۹]، والتر آنت، [۱۰]، داگلاس هاواستاتر [۱۱]، هنری هویت [۱۲]،استانلی میچل [۱۳] و... یوگنی آنه گین را ترجمه کردهاند.
به زبان فرانسوی هشت ترجمه و به زبان آلمانی شانزده ترجمه گوناگون از آن موجود است. به زبانهای دیگر از جمله عبری و قزاقی و...هم ترجمه شدهاست.
آبای (ابراهیم) قونابایف، (۱۸۴۵- ۱۹۰۴)، به زبان قزاقی و منوچهر وثوقینیا (سال ۱۳۴۲) یوگنیآنهگین را به فارسی ترجمه کردهاند.
کتاب یوگنیآنهگین از زمان نگارشش (۱۸۳۳) تا کنون مباحث زیادی برانگیخته و در مورد آن نقد و سریال و فیلم و باله و نمایشنامه... کم نیست.
نسخه کامل کتاب سال ۱۸۳۳ منتشر شد البته پوشکین چهار سال بعد در آن تغئیرات جزیی داد.
زمینه داستان [ویرایش]
پوشکین در شماری از آثارش از جمله «دختر کاپیتان»، شیفتگی دو دلداده را با فرجامی خوش طرح میریزد امّا در یوگنیآنهگین، از غم معشوق (تاتیانا) و خودبینی شبه عاشقان پرده برمی دارد.
یوگنیآنهگین که بعد از درگذشت عمویش به مال و منال فراوان رسیده و با سنّتهای اشرافی روس بزرگ شده، برای فرار از روزمرّگیهای زندگی به روستای دور افتادهای میرود و آنجا به دختر زیبایی به نام «تاتیانا» [۱۴]برخورد میکند. تاتیانا خواهر زن دوست شاعرش «ولادیمیر لنسکی» [۱۵]بود...
تاتیانا به یوگنیآنهگین دل میسپارد و برایش نامه مینویسد، امّا وی به آن دختر زیبای روستایی محل نمیگذارد و او را از خود میراند. در عوض به خواهر وی (اولگا)[۱۶] که هنگام رقص، به وی توجه کرده بود، ابراز علاقه میکند.
اولگا زن دوستش (ولادیمیر لنسکی) بود و یوگنیآنهگین سر همین مسئله در دوئلی دوستش را میکشد و از آن شهر میرود.
یوگنیآنهگین مدام دم از عشق میزد اما با آن بیگانه بود. [۱۷] اولگا هم خیلی زود از چشمش افتاد.
از آن کشش زیبا که تاتیانا نسبت به یوگنیآنهگین داشت، جز خاطره و سایهای باقی نماند و او پس از ازدواجی سنتّی و مرسوم راهی شهر سن پترزبورگ [۱۸] شد و آنجا بُرو و بیا پیدا کرد.
پس از سالیان دراز گذار یوگنیآنهگین به سن پترزبورگ میافتد و او را (با همسرش) میبیند و این بار نه یک دل، صد دل عاشق و خاطرخواه میشود.
خاطرخواه همان دختر روستایی (تاتیانا) که پیش تر او را از خود رانده نامهاش را در آتش انداخته بود.
یوگنیآنهگین پیش تاتیانا دَم از عشق و عاشقی میزند. امّا گذشته برنمیگردد و تاتیانا که بواسطه عزّت نفس و خویشتنداری اش، محبوبترین زن آثار روسی است، سفره دلش را باز میکند و میگوید سایه آن کشش در یاد من باقی است، امّا به شرافت خودم پایبندم و میخواهم به عهد ازدواجی که بستهام وفادار بمانم. هیچکس مرا به وفادار ماندن به زندگی کنونی ام مجیور نکرده و خودم با اختیار آنرا برگزیدهام. عشق فرزند آزادی است و با اجبار بیگانهاست.
یوگنیآنهگین زانوی غم به بغل میگیرد و صحبت از تراژدی میکند و اصرار پشت اصرار که همه چیز را رها کن. بیا و با من همدمی کن. بگو که عاشق منی. من میمیرم... تکلیف عشق چه میشود...[۱۹]
یوگنیآنهگین که با خوشگذرانی و دسترنج کشاورزان فقیر خو کرده و از درک پاسخ آن دختر روستایی عاجز است، با سوءاستفاده از خاطره گرایی و روح لطیف تاتیانا، تلاش میکند وفای او را به زندگی جدیدش، کمرنگ و بی مقدار کند امّا موفق نمیشود.
یوگنیآنهگین از قهرمانان مکتب رئالیست ادبیات روسیهاست و به نظر میرسد بازتاب زندگی خصوصی پوشکین و کسانی است که وی بدان تعلق داشت. (خود پوشکین هم در دوئلی کشته شدهاست.)
پوشکین در یوگنیآنهگین تحت تاثیر لرد بایرون و همچنین الکساندر گریبایدوف[۲۰] بود. [۲۱]
مناسبات اشرافی عصر پوشکین [ویرایش]
پوشکین که به رعیتداری و سرفداری انتقاد داشت[۲۲]و معتقد بود سرفها (دهقانانی که همراه زمین خرید و فروش میشدند)، خودشان باید صاحب زمین شوند، «پوشکین»ی که در دوره جوانی، نفرت از رژیمِ تزاری و جهل و جمود کلیسا را در اشعار خود بازتاب میداد، درنهایت نتوانست از محافلِ درباری و ارتجاعی دل بکند.
هیچ چیز نتوانست شوق فروخفته زندگی را در او (و قهرمان قصهاش) بیدار کند و قادر نبود به زندگی خود در خدمت جامعه معنایی ببخشد و شخصیتش در انزوای بیحاصلی خشکید. حتی آشنایی با تاتیانا، دختر پاک و زیبای روستایی، نتوانست کرختی قلب او را چاره کند. دوئلی هم، که پیش آورد و به خاطر تصاحب زن رفیقش (لیننسکی)، او را کشت، بیدارش نکرد. درد پوشکین در مناسبات ارتجاعی و اشرافی عصر او ریشه داشت.
پوشکین از زبان قهرمان داستانش مُدام دم از عشق میزند اما آنچه یوگنیآنهگین عشق مینامید، عشقهای بیش نبود. [۲۳]
در مورد یوگنیآنهگین، صادق هدایت در «اشک تمساح»[۲۴]، با طنز و طعنه که «تعزیهٔ عروسی قاسم به پای اپرای آنه گین نمیرسد»، از آن یاد کردهاست.
برخی هم با با تکیه به تئوریهای ژاک لاکان [۲۵] و زیگموند فروید [۲۶] و... ، رفتار یوگنیآنهگین را توجیه روانشناسانه کردهاند.
سعدی در یوگنیآنهگین [ویرایش]
پوشکین در فصل هشتم کتاب یوگنیآنهگین به سعدی [۲۷] هم اشاره نموده و مینویسد:
«بعضیها از این دنیا رفتهاند و بعضیها در مسافرت دور و دراز هستند، چنان که سعدی در زمان خود گفته بود.»
منظور پوشکین اشعار زیر است:
شنیدم که جمشید فرخ سرشت
به سرچشمهای بر، به سنگی نوشت:
بر این چشمه چون ما بسی دم زدند
برفتند، چون چشم بر هم زدند[۲۸] پوشکین در داستان «فوّاره باغچه سرای» [۲۹] شعر سعدی را آوردهاست. [۳۰]
پانویس [ویرایش]
- ↑ Evgeny Onegin / Евгений Онегин
- ↑ الکساندر سرگییویچ پوشکین
- ↑ Преступление и наказание
- ↑ Peter Ilich Tchaikovsky
- ↑ Eugene Oneguine
- ↑ برخی باله دریاچه قو Swan Lake چایکوفسکی را نیز، به داستان یوگنیآنهگین وصل میکنند.
- ↑ Влади́мир Влади́мирович Набо́ков
- ↑ Charles Johnston
- ↑ James E. Falen
- ↑ Walter Arndt
- ↑ Douglas Hofstadter
- ↑ Henry M. Hoyt
- ↑ Stanley Mitchell
- ↑ Tatyana Larina
- ↑ Vladimir Lensky
- ↑ Olga Larina
- ↑ یوگنی با عشق بیگانه بود. عشق یعنی فداکاری یک جانبه، داوطلبانه، تمام عیار و بی چشمداشت
- ↑ Санкт-Петербург
- ↑ مایاکوفسکی» گفته بود: «انسان امروز که در تب و تاب انقلاب در حال سوختن است به سختی به راه و روش عهد عتیق صنعت شعری دل میبندد و حوصله ذوب شدن در عشق اونگین پوشکین را ندارد.»
- ↑ الکساندر سرگییویچ گریبایدوف،(Александр Сергеевич Грибоедов) (۱۷۹۵–۱۸۲۹) دیپلمات و نمایشنامهنویس روس بود. شهرتش در ایران به خاطر ماجراهای پیشآمده پس از قرارداد ترکمانچای است که سرانجام به قتل وی انجامید.
- ↑ گریبایدف کتابی دارد با عنوان مصیبت عقل. او در این کتاب توطئه و ریا و سالوس طبقه اشراف روسی را به هجو کشیدهاست. پوشکین در یوگنیآنهگین از کتاب مصیبت عقل اثر گریبایدوف استفاده کردهاست.
- ↑ رعیتداری، سرفداری یا سرواژ(به فرانسوی: Servage) به موقعیت اجتماعی-اقتصادی روستاییان ناآزاد در نظام فئودالیته اشارهدارد. رعیتداری چهرهٔ نرمشدهٔ بردهداری بود،
- ↑ عشقه، پیچک است. شبه گیاهی است که در باغ پدید آید در بُن درخت... اوّل میخ اش را در زمین سخت میکوبد. پس سَر برآرد. خود را در درخت میییچد و همچنان میرود تا همه درخت را فرا گیرد، و چنانش شکنجه کند که َنم در درخت نماند و هر غذا که به واسطه آب و هوا به درخت میرسد به تاراج میبَرد تا آنگاه که درخت خشک شود...
- ↑ ناصر پاکدامن: دربارهٔ «اشک تمساح» http://xalvat.org/Nashr-eDigaran/vizhehnameh/Pakdaman/Rahbar/rahbar.heydat.htm
- ↑ Jacques Lacan
- ↑ Sigismund Freud
- ↑ سعدی Сади
- ↑
Но те, которым в дружной встрече
Я строфы первые читал...
Иных уж нет, а те далече,
Как Сади некогда сказал.
- ↑ Бахчисарайский фонтан
- ↑ محقّق روسی ک. ای. چایکین (K. I. Chaikin) نشان داده پوشکین شعر سعدی را از ترجمه فرانسه رمان «لاله رخ» اثر توماس مور (T. Murr) اقتباس کردهاست.
منابع [ویرایش]
- همنشین بهار: وَلنتاین Valentine پوشکین، یوگنیآنهگین Evgeny Onegin.. در یوتیوب
- فیلم سینمایی یوگنیآنهگین.. در یوتیوب
- متن روسی کتاب یوگنیآنهگین.. А. С. Пушкин/Евгений Онегин