یادزدودگی پس‌گستر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

یادزدودگی پس گستر (به انگلیسی: retrograde amnesia) از دست رفتن حافظه برای رویدادها و تجربه‌هایی که در یک دوره (معمولا نسبتا کوتاه و محدود) پیش از ضربه ایجاد کننده یادزدودگی رخ داده‌اند. از آنجا که یادزدودگی پس گستر اغلب شامل ناتوانی در یادآوری مطالبی است که زمانی در خاطر بوده‌اند غالب محققان حافظه آنرا بیشتر اختلال در توانایی بازیابی یا یادآوری اطلاعات می‌دانند تا از دست رفتن واقعی اطلاعات.[۱]

افرادی که دچار یادزدودگی پس گستر می‌شوند نمی‌توانند رویداد‌هایی را که اندکی پیش از آسیب اتفاق افتاده‌اند به خاطر آورند، یعنی از دست دادن خاطره وقایعی که بلافاصله قبل از آسیب دیدن سر روی داده، هرچند ممکن است حافظه آنها برای رویداد‌های پیشتر سالم مانده باشد. چرا آسیب مغزی چنین آثار وخیمی بر خاطرات تازه تر دارد ولی هیچگونه اثری بر خاطرات پیشتر ندارد؟ پاسخ این سوال ظاهرا این است که اسیب مغزی تنها بر حافظه کوتاه مدت اثر می‌گذارد نه بر حافظه دراز مدت. بنابراین، واقعیت‌های بالینی مربوط به یادزدودگی پس گستر موید وجود دو نوع حافظه است. یادزدودگی پس گستر در حیوانات نیز مورد مطالعه قرار گرفته است. حیوان ابتدا تکلیفی را یاد می‌گیرد-مثلا چرخیدن به سمت چپ در یک ماز. آنگاه به حیوان ضربه تشنجی برقی وارد می‌شود که مثل ضغطه به بیهوشی موقت می‌انجامد. بعد حیوان مجددا در ماز آزمایش می‌شود تا معلوم گردد پاسخی را که قبلا آموخته حفظ کرده است یا نه. اگر فاصله زمانی بین یادگیری قبلی و ضربه، کوتاه باشد پاسخ آموخته شده باید هنوز در حافظه کوتاه مدت باشد و بنابراین ضربه باید حافظه را پاک کند و حیوان در آزمون نهایی نباید چیزی به یاد آورد. اما اگر فاصله زمانی بین یادگیری و ضربه نسبتا زیاد باشد پاسخ آموخته شده باید در حافظه درازمدت اندوخته شده باشد و ضربه نباید بر آن تاثیر ی داشته باشد با این نتیجه که حیوان باید در آزمون نهایی بتواند پاسخ آموخته شده را تا حدود زیادی به یاد آورد. در چندین آزمایش نتایجی از این گونه بدست آمده است[۲]

منابع[ویرایش]

  1. آرتور اس. ربر.(1995). فرهنگ روان شناسی. ترجمه یوسف کریمی و همکاران(1390)، انتشارات رشد، تهران، صص37
  2. ریتال ل. اتکینسون؛ ریچارد س. اتکینسون؛ ارنست ر. هیلگارد(1983). زمینه روان شناسی. ترجمه محمد نقی براهنی و دیگران(1372)چاپ هفتم، انتشارات رشد، تهران، صفحه455-440