گیسوکمند

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
گیسوکمند
Tangled poster.png
پوستر فیلم تنگلد
کارگردان ناتان گرنو
بایرون هاوارد
تهیه‌کننده روی کانلی
جان لستر
گلن کین
نویسنده فیلم‌نامه:
دان فولگمن
بر پایه:
داستان راپونزل از برادران گریم
بازیگران مندی مور
زکری لوی
دونا مورفی
راوی زکری لوی
موسیقی آلن منکن
گلن اسلتر (شاعر)
تدوین تیم مرتنز
شرکت
تولید
توزیع‌کننده والت دیزنی پیکچرز
مدت زمان ۱۰۰ دقیقه
کشور  ایالات متحده آمریکا
زبان انگلیسی
بودجه ۲۶۰ میلیون دلار
فروش ۵۶۷٬۹۲۶٬۵۶۹ دلار

گیسو کمند یا ژولیده (به انگلیسی: Tangled) فیلم انیمیشن موزیکالی است که در سال ۲۰۱۰ توسط استودیوی والت دیزنی ساخته شد. داستان فیلم بر گرفته از راپانزل نوشتهٔ برادران گریم است. این انیمیشن، پنجاهمین انیمیشن کلاسیک والت دیزنی است. نام این فیلم قرار بود راپونزل باشد تا این‌که نهایتاً به تنگلد تغییر یافت. این فیلم در ۲۴ نوامبر ۲۰۱۰ به صورت سه‌بعدی به نمایش در آمد.
گیسوکمند با بودجه‌ای ۲۶۰ میلیون دلاری به پرخرج‌ترین انیمیشن تاریخ و دومین فیلم پرخرج دنیا پس از دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان تبدیل شد. هم‌چنین انیمیشن تنگلد، پرفروش‌ترین انیمیشن تاریخ پس از شیرشاه می‌باشد.

خلاصه داستان[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

روزی روزگاری در شهری پادشاه و ملکه‌ای عادل در کنار مردم به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند. در همان زمان قطره‌ای از خورشید روی زمین می‌چکد و از آن گلی طلایی‌رنگ می‌روید. پیرزنی جای آن گل را پیدا می‌کند و خود را به وسیلهٔ آن جوان می‌کند. او نمی‌خواهد که بقیه جای آن گل را پیدا کنند و به خاطر همین این موضوع را به هیچ کسی نمی‌گوید و خودش هرچند وقت یک‌بار به کنار آن گل می‌رود و با خواندن آواز نیرو و زیبایی جوانی خود را پس می‌گیرد. تا این‌که ملکه باردار می‌شود و در بستر بیماری می‌افتد. مردمان شهر همه به دنبال دارویی برای بیماری وی هستند. آن‌ها این گل طلایی را پیدا می‌کنند و جوشاندهٔ آن را به ملکه می‌دهند. ملکه حالش خوب می‌شود و دختری (راپانزل) با موهای طلایی به دنیا می‌آورد. آن‌ها در روز تولد او بالنی نورانی به آسمان می‌فرستند. آن پیرزن که زندگی خود را در خطر می‌بیند تصمیم می‌گیرد تا تکه‌ای از موهای او را بدزدد، وقتی شبانه به کاخ می‌رود متوجه می‌شود که با بریدن موها، آن‌ها به رنگ قهوه‌ای درمی‌آیند و قدرت خود را از دست می‌دهند. برای همین راپانزل را می‌دزدد. او را به برجی در دوردست‌ها می‌برد و او را بزرگ می‌کند و هر بار که راپانزل آواز می‌خواند او جوان می‌شود. پیرزن به راپانزل اجازه نمی‌دهد که از برج بیرون برود. از آن طرف هم ملکه و پادشاه هرسال به مناسبت تولد راپانزل هزاران بالن نورانی به آسمان می‌فرستند و راپانزل آرزو دارد تا این صحنه را از نزدیک ببیند. ولی نامادرش به او اجازه نمی‌دهد و می‌گوید که بیرون دنیای تاریک و خطرناکی است.
از طرف دیگر داستان زندگی پسری به نام یوجین (با نام مستعار فلین) نشان داده می‌شود که به همراه دو فرد شرور دیگر به دزدی می‌روند و تاج شاهنشاهی را می‌دزدند. یوجین دزد معروفی است و تمام شهر به دنبال او هستند. او سر دو شریک دیگرش را کلاه می‌گذارد و با تاج فرار می‌کند و وقتی که اسب فرمانده سپاش (مکسیموس) به دنبال اوست، او به طور اتفاقی برج راپانزل را پیدا می‌کند و از آن بالا می‌رود. نامادری راپانزل برای خرید به بیرون رفته و راپانزل تنهاست. او ابتدا فکر می‌کند یوجین آدم بدی‌ست ولی به زودی با او خوب می‌شود و می‌گوید اگر او را به شهر ببرد تا پرواز بالن‌های نورانی را ببیند او هم تاج را به او برخواهدگرداند. یوجین قبول می‌کند و او را می‌برد. ولی در این سفر آن‌ها با خطرهای مختلفی از جمله گاردهای شاهنشاهی و دوستانی که یوجین سرشان را کلاه گذاشته بود روبه‌رو می‌شوند، ولی به کمک هم از پس این‌ها برمی‌آیند و در این بین به هم علاقه‌مند می‌شوند. هم‌چنین مکسیموس با این دو دوست صمیمی می‌شود و این که با اشرار داخل رستوران معروفی در شهر نیز رفیق صمیمی می‌شوند. آن‌ها به شهر می‌رسند و شب هنگام پرواز بالن‌ها آن‌ها را مشاهده می‌کنند. هم‌چنین راپانزل در شهر با دیدن عکس شاهدخت گم‌شده متوجه شباهت خود به او می‌شود. اما در ادامه به توطئه نامادری راپانزل یوجین دستگیر می‌شود. راپونزل و نامادری‌اش به برج برمی‌گردند. مأموران حکومتی قصد دارند تا یوجین را اعدام کنند، ولی دوستانش در رستوران به کمکش می‌آیند و او همراه با مکسیموس فرار می‌کند و به برج می‌رود. در آن‌جا به ضربهٔ چاقوی نامادری یوجین زخمی می‌شود. راپانزل (که از همهٔ ماجرا و شاهدخت بودنش مطلع شده) به نامادری‌اش می‌گوید که اگر اجازه بدهد تا یوجین را درمان کند، او به همراهش می‌رود و تا آخر عمر با او خواهد ماند. او زمانی که می‌خواهد با موهایش وی را درمان کند، یوجین موهایش را با تکه‌ای شیشه می‌بُرَد تا جان راپانزل در امان باشد و همهٔ موهای او قهوه‌ای‌رنگ می‌شود. هم‌چنین نامادری‌اش دوباره پیر می‌شود و از پنجره پایین می‌افتد و می‌میرد. یوجین نیز از حال می‌رود و به نظر می‌رسد که مرده‌است و کاری از دست راپانزل برنمی‌آید. زمانی او دارد گریه می‌کند، قطرهٔ اشک راپانزل روی یوجین می‌افتد و یوجین درمان می‌شود.
در آخر آن‌دو به پیش شاه و ملکه می‌روند و شاه و ملکه اعلام می‌کنند که شاهدختشان پیدا شده‌است و یوجین و راپانزل نیز با هم ازدواج می‌کنند.

پایان خطر لوث‌شدن

صدابازیگران[ویرایش]

نقش صداپیشه دوبله فارسی
راپونزل مندی مور مرجانه قشنگچی
فلین رایدر زکری لوی مهرداد رئیسی
مادر گاتل دونا مورفی آرزو آفری

دوبله فارسی[ویرایش]

بازی ویدیویی (دوبله فارسی)[ویرایش]

بازی ویدیویی این عنوان توسط گروه دوبلاژ رسانه دوبله و به توزیع پردیس رایانه مهر وارد بازار شد. [۲]

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Tangled»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۳۰ مارس ۲۰۱۱).

پیوند به بیرون[ویرایش]