گنجینة الاسرار
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع بر طبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
گنجینة الاسرار یا گنجینهالاسرار یا گنجینهٔ اسرار معروفترین اثر عمان سامانی از شاعران معروف شهر سامان استان چهارمحال و بختیاری ایران است. او آثاری دیگر از جمله مخزن الدرر دارد. او را بنا به وصیتش در شهر نجف به خاک سپردهاند.
گنجینةالاسرار اینگونه آغاز میشود :
| کیست این پنهان مرا در جان و تن | کز زبان من همیگوید سخن | |
| این که گوید از لب من راز کیست | بنگرید این صاحب آواز کیست | |
| در من اینسان خودنمایی میکند | ادعای آشنایی میکند |
از نظر عمان سامانی مسیر مدینه تا کربلا هفت شهرعشق است که امام و همراهانش باید وادیهای طریقت را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارند تا به سیمرغ عشق دست یابند. این اصل که زیربنای جهانبینی عرفانی است، خود مبتنی بر حدیث قدسی معروفی است که بر طبق آن خداوند متعال، در پاسخ به سئوال حضرت داود(ع) از علت و انگیزهٔ آفرینش، چنین میفرماید:
- کُنتُ کِنزاً مخفیاً فَاَحبَبتُ اَن اُعرَف، فَخَلَقتُ الخَلقَ لِکَی اُعرَف.
عمان بخش نخست مثنوی خود را با استناد به این حدیث آغاز میکند و تجلی حضرت حق در هستی و طلوع عشق ربانی با آشکار شدن جمال بیمثال خداوندی در آئینهٔ ماسوا را در تصویری شاعرانه در قالب بیستودوبیت میپردازد که پارهای از آن بدین قرار است:
| لاجرم آن شاهد بالا و پست | با کمال دلربایی در الست | |
| جلوهاش گرمی بازاری نداشت | یوسف حسنش خریداری نداشت | |
| غمزهاش را قابل تیری نبود | لایق پیکانش نخجیری نبود |
در نگاه عمان شاه شهیدان حسین بن علی(ع) کاملترین انسان در معرکه عشق و عاشقی است و اوست که درمیان فرزندان آدم، ساغر عشق را به طور کامل نوشیده و دعوت حضرت ساقی را بدون ذرهای کاستی لبیک گفتهاست.
عمان سامانی به وحدت امام با حق، اشارات زیادی کرده و امام را انسان به حق پیوسته و از همه چیز رسته میداند و این وحدت را حاصل اخلاص و عبادت آن حضرت میشمارد.
از دیدگاه عمان سامانی، مرتبهٔ امام حسین(ع) در عرفان، به اندازهای است که میتواند با جبرییل به گفتوگو بنشیند و در یکی از همین گفتوگوهاست که به وحدت امام(ع) با حق اشاره شدهاست:
| جبرییل آمد کهای سلطان عشق | یکهتاز عرصه میدان عشق | |
| دارم از حق بر توای فرخامام | هم سلام و هم تحیت، هم پیام |
از نظر وی، شهادت امامحسین(ع)، معلول نازی بود که معشوق کرد و عاشق را طلبید و بهترین راه برای پاسخگویی به ناز او، جز شهادت چیز دیگری نمیتوانست باشد؛ زیرا عاشقان تنها چیزی که برایشان مهم است، رضایت و خشنودی معشوق است نه خواست خودشان.
هریک از اصحاب عاشورا در کتاب عمان در مرتبهای از سلوک قرار داشتند و به اندازهٔ نیازشان از چشمهسار معرفت امام، سیراب میشدند؛ اما هر یک به فراخور، اسراری فاش میکرد. از نظر او صحنهٔ عاشورا در ظاهر، نبرد بین دو گروه به رهبری امام حسین(ع) و یزید بن معاویه بود؛ اما در باطن، واقعیت چیز دیگری را نشان میدهد و آن، نبرد بین عاقلان مصلحت نگر و عاشقان سوختهجان است.
[ویرایش] منابع
- گنجینةالاسرار، عمان سامانی، انتشارات سروش، تهران

