گراتزیا دلدا
گراتزیا کوزیما دِلِدّا (به ایتالیایی: Grazia Cosima Deledda) (۱۸۷۱ - ۱۹۳۴) نویسندهٔ ایتالیایی اهل جزیرهٔ ساردنی. برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۲۶.
| گراتزیا کوزیما دلدا |
|
|---|---|
گراتزیا کوزیما دلدا |
|
| زادروز | ۲۷ سپتامبر ۱۸۷۱ جزیرهٔ ساردنی، ایتالیا |
| درگذشت | ۱۵ اوت، ۱۹۳۴ رم |
| ملیت | ایتالیایی |
| پیشه | نویسنده. رماننویس. |
| همسر | پالمیرو مادزانی |
| فرزندان | ساردوس و فرانتز |
| گفتاورد | «...ما هرگز نخواهیم مرد. تا وقتی جرقهای از عشق وجود دارد، نخواهیم مرد.» |
محتویات |
زندگی [ویرایش]
گراتزیا در ۲۷ سپتامبر ۱۸۷۱ در شهر نوئورو در جزیرهٔ ساردنی در خانوادهای از طبقهٔ متوسط به دنیا آمد. زنان در جامعه عقبافتادهای مانند ساردنی قرن نوزدهم وضعیت مناسبی برای تحصیل و فعالیت اجتماعی نداشتند برای همین گراتزیا تا سوم ابتدایی بیشتر درس نخواند. اما از آنجا که در خانهٔ عمهاش کتابخانهٔ بزرگی وجود داشت او توانست در آنجا و تحت تعلیمات خصوصی معلمی در خانهٔ عمهاش معلومات خود را افزایش دهد و ضمن مطالعه آثار ایتالیایی به مطالعه آثار نویسندگان فرانسوی و روس بپردازد. او به آثار گابریله دانونتزیو شاعر و نویسندهٔ معاصر هموطناش علاقه ویژهای داشت.
زندگی خانوادگی او در دوران نوجوانی و جوانی روز به روز سختتر میشد. پدر در حال ورشکستگی بود و یکی از بردارنش، سانتوس، به مشروبخواری افراطی رو آورده بود و دیگری، آندرئا به جرم ضرب سکه تقلبی و جرائم دیگر مدتی در زندان بهسر برد. با این وجود دلدا شروع به نوشتن کرد و در هفده سالگی اولین داستان کوتاهاش به نام خون کسی از اهالی ساردنی برای یکی از مجلات رم فرستاد که در آن مجله منتشر شد.
دلدا در آخرین سالهای قرن نوزدهم، ۱۸۹۶ با انتشار نخستین رومانش، راه خطا فورا به شهرت رسید و در نخستین سال قرن بیستم در بیست و نه سالگی با پالمیرو مادزانی ازدواج کرد و همراه او به رم رفت و تا پایان عمر در آن رم زندگی کرد و صاحب دو پسر شد؛ ساردوس و فرانتز.
او خیلی زود به نویسندهای پر کار تبدیل شد و در فاصله سالهای ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۹ تقریباً هر سال یک کتاب منتشر کرد. تا این که در ۱۹۲۶ برنده جایزه نوبل ادبیات شد و تا کنون هیچ زن ایتالیایی دیگری نتوانستهاست این جایزه را کسب کند.
آخرین کتابی که در زمان حیاتاش منتشر شد، کلیسای مریم منزوی، داستان زن جوانی است که سرطان دارد. گراتزیا دلدا خود نیز در ۱۵ اوت ۱۹۳۴ بر اثر ابتلا به بیماری سرطان درگذشت. چند ماه پس از مرگ او پسرش ساردوس نیز مرد و کمی بعد پسر دیگرش فرانتز نیز از دنیا رفت. اما به هر حال فرزندان فرانتز نامهها و دستنوشتههای او را حفظ کردند و هماکنون نسخههای دستنویس آثار او در موزه شهر نوئورو نگهداری میشود و آثار او در کتابخانهٔ ملی رم موجود است.
مهمترین آثار [ویرایش]
- گنج
- عدالت
- پس از طلاق
- الیاس پورتولو
- خاکستر
- پیچک
- در صحرا
- نیزار در باد
- چشمهای سیمونه
- راه خطا
- حریق در باغ زیتون
- مادر در ایران وسوسه[نیازمند منبع]
- راز مرد گوشهگیر
- رقص گردنبند
- سرزمین باد
- مریم منزوی
- پس از مرگ
- ۱۹۳۷ - کوزیما.
دلدا در زبان فارسی [ویرایش]
- ۱۳۸۰ - چشمهای سیمونه. بهمن فرزانه. انتشارات ققنوس
- ۱۳۸۰ - راز مرد گوشهگیر. بهمن فرزانه. انتشارات ققنوس
- ۱۳۸۰ - وسوسه. بهمن فرزانه. کتاب خورشید.
- ۱۳۸۱ - حریق در باغ زیتون. بهمن فرزانه. انتشارات ققنوس
- ۱۳۸۱ - خاکستر. بهمن فرزانه. انتشارات ققنوس
- ۱۳۸۴ - رقص گردنبند. بهمن فرزانه. کتاب مهناز.
- ۱۳۸۴ - راه خطا. بهمن فرزانه. انتشارات ققنوس.
- ۱۳۸۸ - « برلب پرتگاه ». بهمن فرزانه. نشر ثالث.
گنج .بهمن فرزانه
نقد و نظر [ویرایش]
- فتحاله بینیاز. وجدان فردی و زنجیر همیشگی. نگاهی به رمان «چشمهای سیمونه». وبگاه جنوپری.
منابع [ویرایش]
- فرزانه، بهمن. «دربارهٔ نویسنده». گراتزیا دلدا. در رقص گردنبند. ترجمهٔ بهمن فرزانه. تهران: کتاب مهناز، ۱۳۸۴. ۵. ISBN 964-5538-22-1.
- «گراتزیا دلدا». وبگاه انتشارات ققنوس. بازبینیشده در ۱ دسامبر ۲۰۰۷.
|
|||||||||||||||||
پیوند به بیرون [ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ گراتزیا دلدا موجود است. |
|