کوروش بزرگ در عهد عتیق

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نقش کورش، اثر ژان فوکه به تصویر کشیده شده، در سال ۱۴۷۰ میلادی

در کتاب مقدس عهد عتیق، در ۱۹ آیه، نام کوروش ذکر شده‌است. [۱]

زمینه تاریخی[ویرایش]

در سال ۵۳۸ پیش از میلاد قشون ایران وارد بابل گردید و این شهر بدون مقاومت چندانی به تصرف پارسیان درآمد اما در شهر برخلاف روال همیشگی آن دوران، قتل و غارتی صورت نگرفت و انضباط سپاه فاتح، که در واقع تا حدی کاهنان مردوک هم در داخل مثل بخشی از این سپاه عمل کرده بودند شهر را از هر گونه آسیب مصون داشت. بعد از تسخیر بابل تمام ممالکی که مطیع آن بودند، از جمله اسرائیل و شهرهای فنیقیه نیز به اطاعت کورش درآمدند. کورش در بابل احترام زیادی به مذهب و معتقدات اهالی ابراز نمود بخصوص نسبت به اسیران یهودی در بابل که از زمان بخت النصر از اورشلیم آورده شده بودند، با رأفت و مهربانی بخصوصی رفتار کرد و آنچه ظروف طلا و نقره متعلق به زمان غنیمت‌گیری بخت النصر از این قوم در بابل باقی‌مانده بود، به آنان بازپس داد و به آنها اجازه داد که به اسرائیل مراجعت کنند (عزرا، باب اول).[۲] به همین سبب احترام ملت بنی‌اسرائیل نسبت به کورش فوق‌العاده بود و او را آلت دست خدا برای برانداختن ملل و سلاطین مشرک می‌دانستند. درجهٔ احترام آنها نسبت به کورش از خطابی که حزقیل پیغمبر بنی اسرائیل به این شاه کرده مشخص است و این است عین کلمات او «خدا به تو می‌گوید من تو را طلبیدم و حال آنکه تو مرا هنوز نشناخته‌ای.»[۳]

سیاست نرم کورش در مورد رعایای بابل که تازه فرمان او را به گردن گرفته بودند احتمالاً در استوار ساختن قدرت پارسیان در سوریه و اسرائیل چنانکه از کتاب مقدس عهد عتیق برمی‌آید کمک بزرگی کرده باشد. کتاب عزرا سند رسایی است بر رفتار نیک کورش در جلب پشتیبانی مردم به حکومت ایران.[۴]

فتح بابل به روایت عهد عتیق[ویرایش]

پیامبران یهودی هم میهنان اسیر خود را دلداری می‌داده‌اند: بنا بر پیشگویی ما بابل به زودی سقوط خواهد کرد و آنها به زادگاه خود بازخواهند گشت. در آغاز قرن شش پیش از میلاد ارمیای نبی پیشگویی کرد که تعدادی فراوانی از مادها و مردمان اورارو (آرارات)، مانوی‌ها و بالاخره ستیانی‌ها(آشکنازها) انتقام یهوه را خواهند گرفت و بابل را ویران خواهند کرد. ارمیا با خوشحالی چنین اظهار داشت(11: LI)«سلاح خود را تیز کنید، سپرها را برگیرید. خداوند روح پادشاهان ماد را به تلاطم درآورده‌است. زیرا اراده وی بر این قرار گرفته‌است که بابل را ویران کند... یک دونده می‌دود تا به دیگری برسد یک قاصد می‌رود تا به قاصد دیگر برسد برای گفتن این نکته به شاه بابل که شهر تو از هر گوشه‌ای به تصرف درآمده‌است.» اندکی پس از آن اشعیای نبی چنین پیشگویی کرد(17-22 XIII): «مادها که هیچ چشم‌داشتی به طلا و نقره ندارند» علیه بابل به حرکت در خواهند آمد. این پیامبر اظهار امیدواری کرد که بابل مطلقاً ویران شود. به صورتی که حتی شبانان نیز نتوانند گوسفندان خود را در ویرانه‌های آن بچرانند. هنگامی که پارسیان خود را آماده برای نبرد کردند، اشعیا چنین اظهار داشت(6 XXII): «ایلامی‌ها ترکش برگفتند... و کوروش غلاف از سپر خود برداشت»[۵]

ولی دشمنان شاهان بابل بیش از ۶۰ سال صبر کردند. فقط هنگامی که مادها و بعد هم لیدی بوسیله پارسیان شکست خوردند آن موقعی بود که انبیای یهود بار دیگر خوش‌بینی خود را بدست آوردند. این نکته در کتاب اشعیای نبی منعکس شده‌است، در فصل ۴۰ تا ۴۸ (و ظاهراً در فصول ۴۹ و ۵۵ هم) که نوشتن آن مربوط می‌شود به دوران سقوط لیدی و سقوط بابل به دست پارسیان. پاره‌ای از بخش‌های این فصل با اسناد خطوط میخی در دسترس، هم از نظر روح و هم از نظر محتوا چنان با یکدیگر شباهت دارند(مخصوصاً با استوانه کوروش) که امکان دارد نویسنده کتاب اشعیا قبلاً از کتیبه بابلی با خبر بوده‌است. به ویژه اشعیای نبی (XLV 1)که مکرراً نام کوروش را می‌برند و او را مسیح و برگزیده یهوه می‌دانند. وی درباره کوروش می‌گوید: وی شبان من است و تمام هدف‌های مرا به انجام خواهد رساند و درباره اورشلیم چنین می‌گوید: اورشلیم دوباره مسکون خواهد شد و درباره معبد چنین می‌گوید: بنیان تو استوار خواهد شد(X-LIV 28) خداوند به برگزیده‌اش کوروش چنین می‌گوید: دست راست تو را گرفتم تا ملل مختلف در برابر تو سر تعظیم فرود آورند و جامه‌ها را از تن شاهان برکنند دروازه‌ها را در برابر تو خواهم گشود، من پیشاپیش تو خواهم رفت و کوه‌ها را هموار خواهم کرد. درهای برنزی را شکسته قطعه قطعه خواهم کرد و میله‌های آهن را خواهم برید(XLV 1-2).[۶]

یهودیان در نزد کورش بزرگ، اثر ژان فوکه (Jean Fouquet) در سال ۱۴۷۰ میلادی

کوروش در تاریخ ۵۳۸ پیش از میلاد به یهودیان اجازه داد که از اسارت بابلیها بیرون آیند و به زادگاه خود بازگردند و معبد اورشلیم را بازسازی کنند. بعلاوه کوروش «شش بازار» را که رهبر یهودیان در اسارت بود و از تبار داوود، به عنوان فرماندار منطقه یهودیه منصوب نمود.[۷]

این فرمان کوروش در کتاب عزرا به دو زبان آمده‌است، یکی از آنها زبان عبری و دیگری زبان آرامی است. محتوای این دو یکی نیست. کارشناسان و دانشمندان مدتها در این زمینه پژوهش کردند که ببینند کدام یک از این دو متن موثق است. بسیاری از این کارشناسان بر این باور شدند که متن آرامی را ترجیح دهند در حالی که پاره‌ای از دانشمندان بر این باورند که هر دو متن تحریف شده‌اند.بیکرمن نظر دیگری داده‌است که کم و بیش متقاعد کننده‌است. وی می‌گوید ما با دو سند روبرو هستیم که هر یک از دیگری مستقل است و هر دو سند اصیل هستند. بدین معنی که متن آرامی فرمان رسمی دربار شاهی بوده‌است، در حالی که متن عبری طوری تنظیم شده‌است که مسئله رسمیت اورشلیم را نشان می‌دهد تا با سنت محلی توافق داشته باشد.[۸]

متن عبری (عزرا I:1-8) درباره فرمان به شرح زیر است: «کوروش بیانیه‌ای در سراسر قلمرو خود صادر کرد و در عین حال آن را به نوشتار در آورد. بدین ترتیب شاه ایران چنین می‌گوید: یهوه خدای آسمان تمام پادشاهی زمین را به من داده‌است، و به من ماموریت داده که برای وی خانه‌ای در اورشلیم بسازم... هرکس بین شما که میل دارد می‌تواند به اورشلیم برود... و کوروش ظرفها را نزد میترِدات خزانه‌دار بود آورد و آنها را به «شش بازار» داد»[۹]

متن آرامی (عزرا VI:1-5) چنین می‌خواند: «داریوش شاه فرمانی صادر کرد و در بابل در میان بایگانی‌های خزانه داری به جستجو پرداختند و در اکباتان پایتخت که در استان ماد است طوماری به یافته شد که بر رویش چنین نوشته شده بود: در نخستین سال سلطنت کوروش شاه، کوروش فرمانی صادر کرد به شرح زیر: در مورد خانه خدا در اورشلیم، این خانه باید بازسازی شود، جایی که قربانیان تقدیم می‌شوند... هزینه این کار از خزانه شاهانه داده می‌شود و نیز باید ظرفهای طلا و نقره خانه خدا که نبوکدنذر آنها را از معبد اورشلیم برگرفت و به بابل آورد دوباره به معبد که در اورشلیم است بازگردانده شوند»[۱۰]

عهد عتیق[ویرایش]

نام کورش در کتاب مقدس عهد عتیق در نوزده آیه ذکر شده و در چند آیه مورد ستایش قرار گرفته‌است. در کتاب اشعیای نبی در باب ۴۵ آیهٔ اول کوروش را «مسیح» یعنی نجات‌دهنده خوانده و چنین می‌نویسد:

خداوند به مسیح خود یعنی کوروش که دست او را گرفتم تا به حضور وی امت‌ها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم و دروازه‌ها دیگر بسته نشود، چنین می‌گوید که من پیش روی تو خواهم خرامید و مکان‌های ناهموار را هموار خواهم ساخت و درهای برنجین را شکسته، پشت بندهای آهنین را خواهم برید و گنج‌های ظلمت و خزائن مخفی را به تو خواهم بخشید تا بدانی که من، یهوه، که تو را به اسمت خوانده‌ام خدای اسرائیل می‌باشم. به خاطر بندهٔ خود یعقوب و برگزیدهٔ خویش اسرائیل، هنگامی که مرا نشناختی تو را به اسمت خوانده‌ام و ملقب ساختم. من یهوه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدایی نیست. من کمر تو را بستم، هنگامی که مرا نشناختی. تا از مشرق آفتاب و مغرب بدانند که سوای من احدی نیست. پدید آوردندهٔ نور و آفرینندهٔ ظلمت.(آیهٔ ۸) [۱۱]

در مورد رهایی قوم یهود از اسارت بابل، در کتاب دوم تواریخ ایام، باب ۳۶ آیات ۲۲ و ۲۳ چنین نوشته شده‌است:

خداوند روح کوروش پادشاه پارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد و آن را مرقوم داشت، کوروش پادشاه پارس چنین می‌فرماید. یهوه خدای آسمان‌ها تمامی ممالک زمین را به من داده‌است و او مرا امر فرمود که خانه‌ای برای وی در اورشلیم که در یهود است، بنا نمایم.[۱۲]

مانند همین مضمون نیز در کتاب عزرا باب یکم آیات یکم تا چهارم آمده‌است. اشعیای نبی نیز در باب ۴۴ آیه ۲۸ چنین می‌نویسد:

(خدا) دربارهٔ کوروش می‌گوید: که او شبان من است و تمامی مسرت مرا به انجام خواهد رسانید و (خدا) دربارهٔ اورشلیم می‌گوید بنا خواهد شد و دربارهٔ هیکل که بنیاد نو، نهاده خواهد گشت. [۱۳]

محل ذکر نام کوروش در کتاب مقدس عهد عتیق این موارد است:

  1. تواریخ باب سی و شش آیه بیست و دو
  2. تواریخ باب سی و شش آیه بیست و سه
  3. عزرا باب یک آیه یک
  4. عزرا باب یک آیه دو
  5. عزرا باب یک آیه هفت
  6. عزرا باب یک آیه هشت
  7. عزرا باب سه آیه هفت
  8. عزرا باب چهار آیه سه
  9. عزرا باب چهار آیه پنج
  10. عزرا باب پنج آیه سیزده
  11. عزرا باب پنج آیه چهارده
  12. عزرا باب پنج آیه هفده
  13. عزرا باب شش آیه سه
  14. عزرا باب شش آیه چهارده
  15. اشعیا باب چهل و چهار آیه بیست و هشت
  16. اشعیا باب چهل و پنج آیه یک
  17. دانیال باب یک آیه بیست و یک
  18. دانیال باب شش آیه بیست و هشت
  19. دانیال باب ده آیه یک[۱۴]

کتاب عزرا[ویرایش]

در کتاب عزرا آمده است :

در سال اول سلطنت کورش ، پادشاه پارس ، خداوند آنچه را که توسط ارميای نبی فرموده بود، به انجام رساند[۱۵].

خداوند کورش را بر آن داشت تا فرمانی صادر کند و آن را نوشته به سراسر سرزمين پهناورش بفرستد. اين است متن آن فرمان : من ، کورش پادشاه پارس ، اعلام می دارم که خداوند، خدای آسمانها، تمام ممالک جهان را به من بخشيده است و به من امر فرموده است آه برای او در شهر اورشلیم که در يهودا است خانه ای بسازم[۱۶].

کتاب دانیل[ویرایش]

کتاب اشعیا[ویرایش]

تواریخ باب 36[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]