کنایهآوری
اگر بجای نام بردن مستقیم از یک چیز، از چیزی که یادآور آن باشد نام ببریم، از آرایهای ادبی استفاده کردهایم که کنایهآوری [۱] نامیده میشود.
در جملهٔ «کاخ سفید دستور حمله به کابل را صادر کرد»، یک ساختمان خاص برابر با «رئیس جمهور» یا هیئت حاکمهٔ آمریکا فرض شدهاست و بنابر این از کنایهآوری استفاده شدهاست. یا برای نمونه، «او با عرق جبین، خرج خود را در میآورد»، یعنی «او با کاری که باعث عرق کردن جبینش میشود، خرج زندگی خودش را در میآورد»، در اینجا رابطه همنشینی وجود دارد. یا مثلاً کلمه کنایهای و مجازی «هالیوود» (که بخشی است در لسآنجلس)، بیانگر صنعت پخش فیلم در امریکا هم هست.
کنایهآوری که استفاده از یک مفهوم ساده و یا ویژگیهای قابل درک از چیزی به جای یک جمله پیچیدهتر از آن است از سازوکارهای مهم زبان بهشمار میآید. اگر قرار بود که در مورد هر موضوعی همه چیز و همه جزئیات را بگوییم سخن گفتن دشوار میشد.
در کنایهآوری گاه جزء جای کل مینشیند برای نمونه: منظور از «مذاکراتِ تهران و کرملین»، مذاکره افراد یا مقامهایی از تهران و روسیه است. یا فلانی «کرسی» خوبی را به دست آوردهاست، منظور مقامِ خوبی است. (مدیریت با صندلی (کرسی) ارتباطی نزدیک دارد.)
در کنایهآوری «ارتباط» نقشی را بازی میکند که «تشابه» در استعاره.[پانویس ۱] کنایهآوری تقریباً معادل مجاز است ولی با آن تفاوتهایی دارد.
محتویات |
چند نمونه دیگر [ویرایش]
- از روستا بپرس! روستا در این جمله مجاز است و مراد از روستا مردمِ روستا است چون روستا قابل پرسش نیست.
- «جام را بنوش»، که منظور نوشیدن آب یا شرابِ محتوای آن است نه خود جام،
- «قاره سیاه مظلوم است» که منظور، مردم آفریقا است.
- وال استریت [۲] خیابانی در محلهٔ منهتن نیویورک در ایالات متحده آمریکا است اما، بیانگر ساختمان بازار بورس نیویورک، بزرگترین بورس جهان از نظر میزان دادوستد و حجم مالی است،
- یاسر عرفات گفت: برای صلح، امیدی به تل آویو نیست. منظور از تل آویو، دولت اسرائیل و مذاکرات صلح است.
- گوشات را به من قرض بده. یعنی کاملاً توجه به آنچه میگویم داشته باش.
- شیرینی شما پیش ما محفوظ است. که در آن منظور از شیرینی پول است.
یادداشتها [ویرایش]
- ↑ >فردیناند دو سوسور ـ زبان شناس سوئیسی (۱۹۱۳ـ۱۸۵۷) گفتهاست: هر پیام یک «حرکت افقی» (Horizontal movement) دارد که همان «ترکیب» واژگان در کنار هم است؛ و یک «حرکت عمودی» (Vertical movement) دارد که کارش «گزینش» واژگان است و کلمات خاصی را از «سیاههٔ موجود» (Available inventory) زبان یا از «گنجینهٔ خصوصی» (Inner storehouse) زبان برمی دارد. روند ترکیبی یا «همنشینی» خود را در متانومی نمایان میسازد (یک واژه به خاطر ملازمت یا تداعی کلمهٔ دیگر، در کنار واژهٔ دیگر میآید) اما روند «گزینش» خود را در هیئت «همانندی»نشان میدهد (یک کلمه به خاطر همانندی با واژه یا پدیدهٔ دیگر در سخن میآید) که وجهش «استعاره» (Metaphor) است.. Hawkes , Terence. Structuralism and Semiotics. Reprinted by Routledge , ۲۰۰۳ , p.۵۹
پانویس [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- دان فاس Dan Fass تفاوت متانومی (دگرنامی و همنشینی) و متافر در چیست؟
- معالم البلاغه، رجائی، محمد خلیل، ۱۳۵۹، نشر دانشگاه شیراز
- همائی، ماهدخت بانو، یاداشتهای استاد جلال همائی در باره معانی و بیان، تهران، هما
- ایبرمز، ام، اچ، ۱۳۸۴، فرهنگ توصیفی اصطلاحات ادبی، مترجم سعید سبزیان مرادآبادی، تهران، راهنما
- فالر راجن و...، زبانشناسی و نقد ادبی، ترجمه حسن پاینده، تهران، نشر نی
- حسین آقاحسینی، زهرا آقازینالی، مقایسه اجمالی صور خیال در بلاغت فارسی و انگلیسی