کلیدر (رمان)
| کلیدر | |
|---|---|
| نویسنده | محمود دولتآبادی |
| ناشر | جلدهای مختلف این کتاب توسط ناشرین مختلف منتشر شدهاست. جلد اول آن برای نخستین بار توسط نشر تیرنگ منتشر شدهاست.[۱] |
| محل انتشارات | تهران |
| تاریخ نشر | ۱۳۵۷ |
| موضوع | رمان |
| زبان | فارسی |
کلیدر (۱۳۶۳–۱۳۵۷) اثری از محمود دولتآبادی، نویسندهٔ معاصر است که در سه هزار صفحه و ده جلد به چاپ رسیده و روایت زندگی یک خانوادهٔ کرد ایرانی است که به سبزوار خراسان کوچانده شدهاند. داستان کلیدر که متأثر از فضای ملتهب سیاسی ایران پس از جنگ جهانی دوم است بین سالهای ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ روی میدهد. کلیدر نام کوه و روستایی در شمال شرقی ایران است.[۲]
کلیدر که «سرنوشت تراژدیک رعیتهای ایرانی و قبایل چادرنشین را در دورهای که سیاست زور حاکم است به تصویر میکشد» بر اساس حوادث واقعی نگاشته شده و به شرح سختیها و رنجهایی روا رفته بر خانوادهٔ کَلمیشی میپردازد.[۳]
محتویات |
[ویرایش] داستان
| خطر لوثشدن: آنچه در زیر میآید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد! |
مارال، دختر جوان کرد ایرانی، با غرور و شکوه اسبش را به سمت زندان شهر میتازاند تا پدر و نامزدش، دلاور را که هر دو در زندان شهر به سر میبرند ملاقات کند. شخصیتهای اصلی داستان همگی به هنگام دیدار مارال از زندان شهر و بازگشتش به سوی خاندان کلمیشی معرفی میشوند. عمهٔ مارال، بلقیس و شوهرش، کلمیشی سه پسر و یک دختر به نامهای خانمحمد، گلمحمد، بیگمحمد و شیرو دارند. خشکسالی شدید امرار معاش این خانواده را که غالباً متکی بر چوپانی است، دشوار کرده و آنها را به دیمیکاری که محصول و سود قابلتوجهی ندارد واداشتهاست.[۴]
گلمحمد، پسر دوم خانواده که به تازگی از خدمت اجباری سربازی بازگشته و همسر نیز دارد عاشق دختر داییاش مارال میشود و با او ازدواج میکند. این ازدواج تخم عدوت و مخاصمه را در دل دلاور، نامزد سابق مارال میکارد. با گذشت داستان، تنشها و کشمکشها میان طایفهها و خانوادههای مختلف تشدید میشود و در میان این منازعات و دشمنیها، گلمحمد مردی را به قتل میرساند. پس از وقوع این حادثه، دو ژاندارم به بهانهٔ جمعآوری مالیات از گلّههایی که وجود نداشت به چادرهای خاندان کلمیشی میآیند. گلمحمد که فهمیدهاست ژاندارمها در اصل برای تحقیق در رابطه با جنایت انجام گرفته به آنجا آمدهاند، آنها را میکشد و جسدشان را میسوزاند. گلمحمد دستگیر و زندانی میشود، اما سرانجام به کمک ستار از زندان میگریزد. ستار فعال سیاسی و عضو حزب کمونیست تودهٔ ایران است که در منطقه زیر پوشش یک پینهدوز به فعالیت سیاسی میپردازد و در رؤیاهایش گلمحمد را رهبر آینده و بالقوهٔ قیام مردمی ایران میبیند. پس از فرار گلمحمد از زندان، عدهای از طرفدارانش به او میپیوندند و نقش عیاران را بر عهده میگیرند.[۵]
گل محمد و یارانش به جنگ با ملاکین بزرگ و مقامات رسمی که دهقانان فقیر و عشایر را مطیع خود کردهاند و از آنها سوءاستفاده میکنند میپردازند. شایعات پیرامون گلمحمد و یاران مسلحش به سرعت در سرتاسر منطقه میپیچد و گلمحمد که اندک اندک به چهرهای محبوب و محترم برای مردم تبدیل میشود از مرزها و حدود خودش خارج شده و در نقش قهرمان مردم و فقرا ظاهر میشود. ملاکین ثروتمند و مقامات حکومتی در نهایت موفق میشوند تا ناآرامیها و شورشها را بخوابانند و رمان کلیدر با کشتهشدن گلمحمد و تقریباً تمامی کسانی که به نحوی با خانوادهٔ کلمیشی مرتبط بودند به پایان میرسد. ستار نیز که بر خلاف دستورالعملهای حزب توده همپای گلمحمد میجنگید، کشته شد. ماجرای داستان در سال ۱۳۲۷ به پایان میرسد که مقارن با تلاش برای ترور آخرین شاه ایران، محمدرضا پهلوی توسط یکی از اعضای حزب تودهاست. حزب توده پس از آن واقعه از حضور در صحنهٔ سیاسی کشور منع شد و امیدهای اعضا و طرفدارانش برای به تحقق رساندن آرمانهای کمونیسم در ایران بر باد رفت.[۶]
| پایان خطر لوثشدن |
[ویرایش] نقد
کلیدر به سرعت محبوبت یافت و حتی پیش از انتشار جلدهای پایانی سروصداهای زیادی در محافل آکادمیک و روشنفکری به راه انداخت. جلدهای اول تا ششم کلیدر در همان روزهای پرتلاطم انقلاب ۱۳۵۷ منتشر شد و با این وجود، خیلی خوب به فروش رفت. پیش از انتشار کامل دورهٔ ده جلدی کلیدر در سال ۱۳۶۳، بیست هزار نسخه از آن فروخته شد.[۷]
بسیاری از جنبههای رمان دولتآبادی تحسین منتقدین را برانگیخت. پیچیده به تصویر کشیدن شخصیتهای داستان که نقش حقیقی آنها از طریق ویژگیها و ظاهرشان آشکار میشود، توصیفات واضح و دقیق، توانایی فوقالعادهٔ دولتآبادی در تجسم بخشیدن به ویژگیهای فیزیکی، اجتماعی و سیاسی منطقه، خلق ریتمهای زبانی و اوجگیریهای تدریجی آن به منظور برجسته نمودن لحظههای دراماتیک داستان از نقاط قوت محمود دولتآبادی در خلق کلیدر به شمار میآیند.[۸]
مفسرین، کلیدر را نقطهٔ عطفی در تاریخ ادبیات مدرن فارسی میدانند؛ بدان حد که یکی از مفسرین، کلیدر را «حماسهٔ زوال» میخواند. نگارش کلیدر، محمود دولتآبادی را به کسب جایزهٔ نوبل ادبیات بسیار نزدیک کرد.[۹] با این حال دولتآبادی تاکنون به کسب آن نائل نشدهاست.
همهٔ منتقدین با تحسینها و تمجیدهای طرفداران کلیدر موافق نیستند. هوشنگ گلشیری، داستاننویس برجسته، یکی از اولین منتقدان جلدهای آغازین کلیدر بود. گلشیری معتقد بود تکنیکهای سنتی داستانگویی شفاهی با احتیاجات و بایستههای ژانر رمان همخوانی و سازگاری ندارد و بر این باور بود که کلیدر سیر قهقرایی را در تاریخ تکامل رماننویسی مدرن فارسی پیمودهاست. مهشید امیرشاهی، رماننویس مشهور، پیکان تیز انتقادهایش را به سوی تحسینشدهترین جنبهٔ رمان، یعنی زبان آن نشانه گرفتهاست و از نادرست بودن دستورهای زبانی، تلفظ ها و املای واژگان کلیدر انتقاد میکند. استفاده از اصطلاحات انگلیسی و فرانسوی توسط شخصیتهای رمان که دایرهٔ واژگانشان احتمالاً خالی از آن وامواژههاست و حتی نابهنگامیهای زبانی از دیگر انتقادات امیرشاهی نسبت به اثر تحسینشدهٔ کلیدر است. منتقد دیگری عقیده دارد، زبان روایی کلیدر که با وام گرفتن از واژگان کلاسیک تاریخ بیهقی آراسته شده با وجود زیباییهای زبانی «غالباً با موضوعات ساده و مفاهیم روستایی ناسازگار است».[۱۰]
با این وجود، نثر آهنگین و حماسهمانند رمان، لحن غزلوار آن در توصیف صحنههای رمانتیک، خودمانی بودن شخصیتهای داستان، تبعیت از سبک نقالیهای سنتی، طولانی و حجیم بودنش، تنوع در شخصیتهای رنگارنگ آن، به تصویر کشیدن جنبههای فراموش شده و یا در حال تغییر فرهنگ و فولکلور منطقه و نحوهٔ نگرش آن به دورهای از تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، همگی در موفقیت و محبوبیتِ همچنان پایدار کلیدر تأثیرگذار بودهاند.[۱۱]
کلیدر بر خلاف ساختار نوین و اغلب مبهمِ سبک اکثر داستانهای مدرن فارسی، از سبکی سنتی تبعیت میکند. با وجود طولانی بودن و تعدد شخصیتها و حوادث روی داده در کلیدر، خواننده به راحتی با داستان ارتباط برقرار میکند و نیازی به بازسازی ترتیب زمانی رخداد وقایع که اغلب گیجکننده و مشکلسازند، احساس نمیکند.[۱۲]
بر خلاف آثار نویسندگانی چون صادق چوبک که بازتولید فارسی محاورهای (تغییر نثر نوشته بر اساس شخصیتها) در نثرشان خواننده را با مشکل مواجه میکند؛ سبک روایی سنتی کلیدر به همراه مهارت دولتآبادی در به کارگیری گویش گفتاری به گونهای که رمان، نثری مشابه فارسی نوشتاری استاندارد داشته باشد طیف گستردهتری از خوانندگان را به سوی کلیدر جذب کردهاست.[۱۳]
ترجمهٔ آلمانی رمان کلیدر توسط سیگفرید لطفی در ۱۹۹۹ در زوریخ منتشر شد.[۱۴]
[ویرایش] پانویس
- ↑ «کلیدر در سازمان اسناد و کتابخانهٔ ملی جمهوری اسلامی ایران». سازمان اسناد و کتابخانهٔ ملی جمهوری اسلامی ایران. بازبینیشده در ۲۷ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ Ghanoonparvar, 2011
- ↑ Ghanoonparvar, 2011
- ↑ Ghanoonparvar, 2011
- ↑ Ghanoonparvar, 2011
- ↑ Ghanoonparvar, 2011
- ↑ Ghanoonparvar, 2011
- ↑ Ghanoonparvar, 2011
- ↑ Ghanoonparvar, 2011
- ↑ Ghanoonparvar, 2011
- ↑ Ghanoonparvar, 2011
- ↑ Ghanoonparvar, 2011
- ↑ Ghanoonparvar, 2011
- ↑ Ghanoonparvar, 2011
[ویرایش] منبع
- Ghanoonparvar, Mohammad Reza. “KELIDAR”. Encyclopaedia Iranica, Online Edition, February 14, 2011 (accessed August 26, 2011)
- نقد ساناز مجرد درباره کلیدر
- درباره کلیدر
- کلیدر - محمود دولت آبادی- نشر فرهنگ معاصر- چاپ هفدهم- تهران - ۱۳۸۴.