کلمن بارکس
کلمن بارکس (به انگلیسی: Coleman Barks) شاعر امریکائی و استاد بازنشسته زبان انگلیسی دانشگاه جورجیا (۱۹۶۷ - ۱۹۷۷)(به انگلیسی: University of Georgia) متولد ۱۹۳۷ در شهر چاتانوگا(به انگلیسی: Chattanooga)در ایالت تنسی (به انگلیسی: Tennessee)امریکا است.[۱] در سال ۱۹۷۶ رابرت بلای اشعاری از مولوی را به بارکس نشان میدهد و میگوید که این کلمات باید از قفس خود رها شوند. بارکس که زبان فارسی نمیداند بعد از ملاقات با «رابرت بلای» با استفاده از ترجمههای قبلی شروع به ترجمه اشعار شاعر عرفانی مولانا نمودهاست.[۲] این اثر در بیست مجلد منتشر شدهاست. هم اکنون بیش از ۵۰۰٫۰۰۰ نسخه از مجموعه کتابها و آثار مولانا به زبان کلمن بارکس در امریکا به فروش رسیدهاست که حکایت از محبوبیت و موفقیتی بزرگ برای شاعر ایرانی و مترجمش دارد. [۳]
نشریه امریکائی «بوک لیست» در معرفی ترجمه بارکس مینویسد: «ما بی هیچ تردیدی امتیازی ویژه به کلمن بارکس میدهیم چرا که کاری کرده تا برگردانی مدرن، زنده و دریافتنی از آثار شعری رومی بهترین و شناخته شده ترین شاعر عرفانی جهان، را در دسترس خوانندگان آمریکایی قرار دهد.»[۴] ترجمههای کلام او مدتها در فهرست پرفروش ترینها ی کتاب در آمریکا قرار گیرد؟[۵] در ۲۷ اردیبهشت سال ۱۳۸۵ بارکس به همراه بلای از ایران دیدن کرد. در این سفر و به هنگام بازدید آنها از دانشگاه تهران دکتری افتخاری دانشگاه تهران رشته زبان و ادبیات فارسی[۶]برای کلمن بارکس اهداء شد.[۷] رابرت بلای که برنده جایزه چندین جایزه معتبر شعر آمریکاست، در باره این کتاب نوشتهاست: «کلمن بارکس رومی را شناور بر دریاچه جورجیا یافت و او را به زندگی بازگرداند. چه نعمت بزرگی! کلمن بارکس براساس شعر مولانا همه شب را بیدار ماند تا خوانندگان مشعوف شوند.» [۸]
آثار[ویرایش]
از جمله کتابهای ترجمه شده بارکس میتوان «رومی اصل»، «کتاب عشق»، «روح رومی» و «غرق شده» را نام برد.[۹]
نقل قول ها[ویرایش]
- از این فرهنگ باشکوه که تاج جواهر شعر خود را یعنی مولانا رومی، حافظ، سعدی، عطار، سنایی و سایرین به ادبیات جهان هدیه کردهاست، سپاسگزارم.[۱۰]
- اشعار مولانا نه به وسیله شخصیت که توسط بخش دیگری از روان انسانی سروده شدهاند. بخشی که گاه از شخصیت و معرفت بشر فراتر میروند.[۱۱]
- اشعار مولانا به نثر آزاد و با انگلیسی امروزی و با آن که به شیوهای خلاف عرف در ترجمه تلقی میشود، قویترین شکل نگارش در انگلیسی است. در این روش تلاش فراوانی کردهام تا به تصاویر مولانا وفادار باشم و امیدوارم این امر در القای معانی مورد نظر مولانا نیز صادق باشد.[۱۲]
- شعر مولانا جوهر موسیقایی عمیقی است که من نمیتوانم کاری برای انتقال آن انجام دهم. من به آهنگ و ریتم سرودههای او گوش میدهم و میکوشم آن را دنبال کنم بی آن که سر راه آن قرار بگیرم و میگذارم که این اشعار نغمههای خود را سر دهند..[۱۳]
- ایران خانهٔ اول من است.[۱۴]