کستیل (سوپرنچرال)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
کستیل
شخصیت سوپرنچرال
Castiel (supernatural).jpg
ساخته شده توسط اریک کریپک
اطلاعات
نام مستعار کًس
گونه جاودانگی
تله‌پورت
پرواز
سفر در زمان
درمانگری
جن‌گیری

کستیل(به انگلیسی: Castiel) یک شخصیت تخیلی در سریال سوپرنچرال است که توسط میشا کالینز بازی شده‌است. اولین حضور وی در سریال، مربوط به اولین قسمت از فصل چهارم است که در آن می‌گوید که دین وینچستر را از جهنم نجات داده‌است زیرا که خداوند فرمان داده‌است؛ که شروعی بر تم مسیحی غالب بر کل فصل دارد.[۱] در این سری وی به سم و دین کمک می‌کند و به خاطر فرشته بودنش قدرت دارد تا شیاطین را با تماس به قتل برساند.[۲] اما وی در مواجه به دوستانش بسیار احساساتی است.

برخلاف اکثر متون مذهبی کستیل افراد بی‌گناه را در صورت لزوم می‌کشد.

داستان[ویرایش]

رسیدن به زمین[ویرایش]

در پایان فصل سوم سوپرنچرال، دین وینچستر توسط سگ‌های جهنمی لیلیث کشته می‌شود و به جهنم می‌رود. در فصل چهار، کستیل بعنوان فرشته‌ای که دین را از جهنم برگردانده و زنده کرده، معرفی می‌شود. از آنجایی که دیدن شکل واقعی کستیل باعث کوری انسان‌ها می‌شود، او بدن یک میزبان را می‌گیرد (جیمز جیمی نواک که مردی مذهبی است) تا بتواند با دین ارتباط برقرار کند و بگوید که او اینکار را کرده چون خداوند با دین کار دارد. لیلیث در حال شکستن ۶۶ قفل است تا لوسیفر را آزاد کند و دین باید جلوی او را بگیرد. کستیل در طول فصل بارها ظاهر می‌شود. یک بار دین را در زمان به عقب می‌برد و باری دیگر به او و سم مسئولیت می‌دهد تا نگذارند جادوگران قفل دیگری را بشکنند. کستیل با فرشته دیگری بنام یوریل برمیگردد و بدنبال آنا میلتون –فرشته‌ای سقوط کرده که می‌تواند حرف‌های فرشتگان را بشنود- هستند تا او را بکشند. در قسمت‌های بعد، آنا از یک طلسم باستانی استفاده می‌کند تا فرشتگان را دور کند، اگر چه دوباره به دنبالش می‌آیند. یک بار هم کستیل از اینکه مجبور به کشتن آنا هست، اظهار تاسف می‌کند. قبل از ادامه این مسئولیت، با شیطانی بنام السترو دو نوکرش روبرو می‌شوند. مبارزه آغاز می‌شود و تقریباً کستیل از الستر شکست می‌خورد. اما دین او را نجات می‌دهد و وقتی آنا دوباره قدرتهایش را بدست می‌آورد، هر دو نجات می‌یابند. اگرچه یوریل بشدت از دین نامید می‌شود، کستیل او را آرام کرده و با هم می‌روند. کستیل بعدها به یوریل مشکوک می‌شود و با او روبرو می‌شود. یوریل می‌گوید او و تعدادی از فرشتگان در حال آزاد کردن لوسیفر هستند. زیرا هیچ وقت چیزی از خدا نشنیده‌اند و نسبت به طرفداری خدا از انسان‌ها حسادت می‌کند. از کستیل می‌خواهد به آنها بپیوندد ولی قبول نمی‌کند و به یوریل حمله می‌کند. اما سرانجام یوریل به کستیل غالب می‌شود ولی قبل از ضربه نهایی توسط آنا کشته می‌شود. در این حین، تاثیر آنا و اخلاقیات مشکوک بهشت باعث می‌شود به برنامه‌های بهشت مشکوک شود. بعدها دوباره برمی گردد تا درباره نقش چاک بعنوان پیامبر توضیحاتی دهد. او به دین اطلاع می‌دهد که چون پیامبران بسیار مهمند نمی‌تواند دخالتی کند؛ ولی اگر پیامبری در مشکل بیفتد، فرشته مقرب وارد عمل می‌شود تا از پیامبر محافظت کند.

جیمی نواک[ویرایش]

کستیل وارد خواب دین می‌شود و قرار ملاقاتی می‌گذارد تا چیز مهمی به او بگوید. وقتی سم و دین به ملاقات می‌روند، بجایش جیمی، پوسته کستیل، را پیدا می‌کنند که می‌گوید چیز کمی درباره دوران پوشته بودنش بیاد می‌آورد. آنا حدس می‌زند که کستیل مافوق‌هایش را عصبانی کرده و آنها او را به بهشت برگردانده‌اند. در پایان قسمت، جیمی درحالیکه در حال محافظت از خانواده اش در برابر شیاطین است، تیر می‌خورد. کستیل برمیگردد و دختر جیمی را به عنوان پوسته جدیدیش می‌گیرد. بعد از اینکه شیاطین کشته می‌شوند، جیمی در حال مرگ به کستیل التماس می‌کند تا دوباره او را به عنوان پوسته بگیرد. تا دخترش مجبور به انجام کارهای او نشود. فرشته هم موافقت می‌کند. بعداً دین درباره آنچه می‌خواست بگوید می‌پرسد، ولی کستیل به سردی جواب می‌دهد که او به بهشت وفادار است نه به انسان‌ها و نه به دین.

خدمت به بهشت[ویرایش]

کستیل، دین را مجبور می‌کند سوگند وفاداری به خدا و فرشتگان بخورد. دین هم می‌پذیرد تا در اثر این سوگند سم در امان بماند. بعداً کستیل سم را که در حال ترک اعتیادش به خون شیاطین است، از اتاق اضطراری خانه بابی آزاد می‌کند. وقتی آنا با او روبرو می‌شود، بقیه فرشته‌ها ظاهر شده و آنا را دستگیر می‌کنند. وقتی سم روی لیلیث تمرکز دارد، کستیل و زکریا، دین را زندانی می‌کنند تا وقتی که نوبت اجرای نقشش در توقف آخرالزمان شود. اما دین قبول نمی‌کند و مدام خواهان دیدن سم است. وقتی دین متوجه می‌شود که فرشتگان خواهان شروع آخرالزمان هستند، از کستیل خواهش می‌کند کمکش کند ت نگذارد آخرین قفل شکسته شود. کستیل اول امتناع می‌کند ولی به زودی برای کمک برمی گردد. دین را پیش چاک (پیامبر) می‌برد تا درباره سم اطلاعات بگیرد. سپس دین را پیش سم می‌فرستد و خودش می‌ماند تا جلوی فرشتگان مقرب و هر کس دیگری را بگیرد. نهایتاً کشته می‌شود و بدن میزبانش تکه‌تکه می‌شود.

سقوط به زمین[ویرایش]

در هر حال، کستیل دوباره برمی گردد (هنوز در بدن جیمی نواک) و دو فرشته را برای نجات سم و دین می‌کشد. درباره چگونه زنده شدنش مطمئن نیست ولی با اشاره زکریا شاید کار خدا بوده. بعد از اینکه زکریا را دور می‌کند، روی دنده‌های سم و دین طلسمی حک می‌کند تا آنها را از همه فرشتگان از جمله لوسیفر مخفی کند. بعدها دوباره ظاهر می‌شود و می‌گوید قصد یافتن خدا را دارد. گردنبند دین را قرض می‌گیرد (زیرا در محضر خدا ساخته شده) و می‌رود. هم چنین بخاطر شورش و تمرد کاملاً از بهشت رانده می‌شود و بعضی قدرتهایش را از دست می‌دهد؛ مثل شفای مجروحان. در زمین می‌ماند و برای خدا شکار می‌کند. بعدها به برادرها کمک می‌کند تا دوباره کلت را بدست آوردند و در شکار لوسیفر به آنها می‌پیوندد. به زودی توسط لوسیفر زندانی می‌شود. لوسیفر او را وسوسه می‌کند تا با هم باشند زیرا هر دو علیه بهشت هستند ولی کستیل نمی‌پذیرد.

از دست دادن قدرت[ویرایش]

کستیل به سم کمک می‌کند تا دین را از اینکه پوستهٔ میکاییل شود منصرف کنند. بعد از شنیدن نجوای فرشته‌ها کستیل آدام برادر ناتنی سم و دین را می‌یابد که قبلا توسط غول‌ها کشته شده بود. وقتی دین فرار می‌کند تا با فرشته‌ها تماس بگیرد کستیل با عصبانیت به او حمله کرده و تا حد بی هوشی او را کتک می‌زند زیرا او باعث شده بود کستیل به بهشت پشت کند. بعد او طلسم ضدفرشته روی سینه اش ایجاد کرده و فرشته‌ها را از راه سم و دین کنار می‌زند. این عمل باعث شده او به یک قایق ماهیگیری منتقل شده و کاملا انسان شود. با این وجود او یک سوار آخرزمان را با باقی مانده قدرت خود شکست می‌دهد و به بابی و سم برای جلوگیری از شیوع ویروس کروتون کمک می‌کند. در آخر فصل بعد از شکست سم در مهار لوسیفر کستیل ایمانش را از دست می‌دهد و به دین پیشنهاد می‌کند مست کنند و منتظر آخر ماجرا بنشینند. وقتی دین قبول نمی‌کند کستیل و بابی هم به دنبال او می‌روند. کستیل کوکتل مولوتوفی حاوی روغن مقدس به سمت میکاییل پرتاب می‌کند تا برای دین وقت بخرد تا با سم (که لوسیفر درون بدنش است) صحبت کند. لوسیفر عصبانی می‌شود و با حرکت انگشت کستیل را منفجر می‌کند. بعد از این که ماجرای آخرالزمان تمام می‌شود کستیل با قدرت بیشتر توسط خدا احیا می‌شود. دین را شفا می‌دهد و بابی را نجات می‌دهد. سپس به بهشت برمی گردد تا رهبر جدید آن شود تا آشوبی را که به دلیل زندانی کردن میکاییل در قفس لوسیفر توسط سم ایجاد شده را خاموش سازد

بعد از آخرالزمان[ویرایش]

یک سال بعد از آخرالزمان کستیل از سم و دین برای یافتن عصای موسی کمک می‌خواهد که به همراه بسیاری از اسلحه‌های دیگر از بهشت دزدیده شده است. در نهایت مشخص می‌شود فرشته‌ای به نام بالتزار آن را دزدیده و تکه‌ای از آن را به ازای روح مردم به آن‌ها فروخته است. سپس رافائل برای انتقام از کستیل می‌آید ولی بالتزار پوسته او را نابود می‌کند و او را به بهشت برمیگرداند. کستیل بعد از لغو معامله‌های بالتزار او را آزاد می‌کند. در ادامه مشخص می‌شود سم بعد از برگشتن از قفس لوسیفر حالت عادی ندارد و نمی‌تواند بخوابد و به شکارچی بهتری تبدیل شده است. پس تصمیم می‌گیرد روح سم را ببیند ولی متوجه می‌شود سم روحی ندارد و روحش در قفس پیش لوسیفر جا مانده است. سم و دین با کمک شیطانی به نام مگ جای کراولی را می‌یابند. کستیل بقایای کراولی را می‌سوزاند و او را نابود می‌کند. برای کشتن ایو مادر هیولاها به خاکستر ققنوس نیاز بود پس کستیل دین و سم را به گذشته برمی گرداند. یکی از فرشته‌ها که از دوستان کستیل بود متوجه می‌شود که او برای شکست رافائل قصد دزدیدن روح‌های برزخ را دارد پس تلاش می‌کند کستیل را بکشد و او را زخمی می‌کند ولی کستیل او را می‌کشد و با کمک انرژی که از روح بابی گرفته سم و دین را از گذشته برمیگرداند. بعد از کشتن ایو مشخص می‌شود کراولی زنده است و با کستیل همدست بوده. کراولی لیزا و بن (دوست دختر دین و پسرش) را می‌دزدد و با رافائل همدست می‌شود.

خدایی[ویرایش]

کستیل به کراولی و رافائل حقه می‌زند و شخصا دروازه‌های برزخ را باز می‌کند و روح‌ها را می‌بلعد. کراولی فرار می‌کند و رافائل توسط کستیل منفجر می‌شود. دین و بابی تلاش می‌کنند کستیل را خونسرد کنند تا روح‌های شیطانی را از وجودش بیرون بکشند ولی کستیل که از قدرتش دچار وسوسه شده اعلام می‌کند او هیچ دوستی ندارد. سم با چاقوی فرشته مقرب به کستیل حمله می‌کند ولی کستیل می‌گوید این چاقو اثری روی او ندارد زیرا او دیگر فرشته نیست. پس کستیل خود را خدای جدید جهان می‌خواند و به آنها می‌گوید که به او تعظیم کنند و گرنه نابود می‌شوند. کستیل از کشتن دین و سم و بابی صرف نظر می‌کند و به میان مردم می‌رود و کشتار راه می‌اندازد و در بهشت حمام خون به پا می‌کند. از طرفی به دلیل وجود روح‌های شیطانی پوسته اش در حال نابود شدن است. در آخر کستیل متوجه اشتباهش می‌شود و با کمک وینچسترها روح‌های شیطانی را از بدنش بیرون می‌راند ولی روح لوایتان‌ها او را رها نمی‌کنند و کنترلش را به دست می‌گیرند. سپس او را به سمت رودخانه برده و ریز ریز می‌کنند. تنها کت بارانی کستیل به جا می‌ماند. دین که شدیدا ناراحت شده کت را بعنوان یادگاری بر می‌دارد.

دیوانگی[ویرایش]

بعدا مشخص می‌شود کستیل زنده است. بعد از اینکه لوایتان‌ها از بدنش خارج شدند برهنه از رودخانه خارج شده و همسری به نام دافنه دارد؛ و حافظه اش را از دست داده ولی قدرت‌های فرشته‌ای در او باقی مانده و او با آنها مردم را درمان می‌کند. دین از ترس عکس العمل او به او چیزی دربارهٔ گذشته اش نمی‌گوید و از او تقاضای شفای سم را می‌کند. کستیل بعدا توسط مگ شیطان از گذشته اش آگاه شده و تلاش می‌کند سم را درمان کند. سم به دلیل خاطراتی که از جهنم برایش مانده لوسیفر تخیلی را می‌بیند. وقتی کستیل از درمان او عاجز می‌شود خاطرات و توهماتش را به خودش منتقل می‌کند تا جبران اشتباهش را کرده باشد. لوسیفر در خیال کستیل ظاهر شده و برادرها او را در بیمارستان رها می‌کنند تا از دشمنانش در امان باشد و مگ را برای محافظت از او می‌گمارند. با مبعوث شدن پیامبر جدید کستیل بوسیله لوح فرشتگان بیدار می‌شود ولی در دیوانگی به سر می‌برد و تقریبا ناکارآمد است. با این وجود به دین در کشتن دیک رومن لوایتان کمک می‌کند ولی بهمراه روح دیک رومن به برزخ (محل هیولاها) منتقل می‌شوند. آنجا کستیل دین را تنها می‌گذارد.

منابع[ویرایش]

  1. O'Hare, Kate (November 18, 2008). "Misha Collins Is 'Supernatural's' Dark Angel". Zap2it. Retrieved 2009-04-08. 
  2. Writer: Ben Edlund, Director: Phil Sgriccia (November ۱۹, ۲۰۰۹). "Abandon All Hope...". Supernatural. Season 5. Episode 10. CW.