کالای جانشین
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
|
|
لحن این مقاله برای دانشنامهٔ ویکیپدیا نامناسب است. لطفا کلمات ستایشگونه و غیر ادبی و عبارات غیردانشنامهای موجود در این مقاله را بزدایید. برای راهنمایی بیشتر صفحهٔ راهنمایی برای نوشتن مقالههای بهتر را ببینید. |
|
|
ممکن است این مقاله نیازمند ویکیسازی باشد تا با استانداردهای کیفی ویکیپدیا همخوانی یابد. خواهشمندیم با افزودن پیوندهای داخلی مرتبط، یا با بهبود چیدمان به بهبود آن کمک کنید.
برای جزئیات بیشتر روی [نمایش] کلیک کنید.
هیچ دلیلی برای این برچسب ویکیسازی ذکر نشدهاست. میتوانید دلیلتان را با استفاده از پارامتر
|
در تصویر روبرو قیمت کوکاکولا از P1 به P2 افزایش می یابد به دلیل این که قیمت یکی از دادهها افزایش یافته است، این باعث میشود مردم کمتر کوکاکولا مصرف کنند و مقدارش از Q1 به Q2 کاهش مییابد و برای کالای جانشینش، پپسی منجنی تقاضایش برای همه قیمتها به بیرون انتقال پیدا میکند (از D به`D) و منجر به مصرف بیشتر کالای جانشین میشود. در اقتصاد یک راه طبقه بندی دو یا چند کالا به وسیله رابطهی برنامههای تقاضا است زمانی که قیمت یک کالا تغییر میکند. این رابطه بین برنامههای تقاضا منجر به طبقه بندی کالا به عنوان کالای جانشین و یا کالای مکمل میگردد. کالای جانشین کالاهایی هستند که به دلیل تغییر شرایط، ممکن است در استفاده (یا مصرف) جایگزین یکدیگر شوند. یک کالای جایگزین در مقابل یک کالای مکمل، یک کالا با کشش تقاضای متقاطع مثبت است. این به این معنا است، تقاضای یک کالا افزایش مییابد زمانی که قیمت کالای دیگر افزایش یابد و برعکس، تقاضا برای یک کالا کاهش مییابد زمانی که قیمت کالای دیگر کاهش یابد. اگر کالای A و B جانشین باشند یک افزایش در قیمت A باعث حرکت به طرف چپ در امتداد منحنی تقاضای A خواهد شد و منجر به انتقال منحنی تقاصای B به بیرون میگردد و یک کاهش قیمت در A باعث حرکت به سمت راست در امتداد منحنی تقاضا A خواهد شد و منجر میشود منحنی تقاضا برای B به داخل انتقال یابد.
محتویات |
مثال ها [ویرایش]
نمونههای کلاسیک از محصولات جایگزین عبارتند از: مارگارین و کره، چای و قهوه جانشینی کالاها نه تنها از طرف مصرف کننده بازار بلکه همچنین از طرف تولیدکننده نیز رخ میدهد. کالاهای قابل جانشین تولید کننده عبارتند از: نفت و گاز طبیعی (برای گرم کردن یا تولید برق استفاده میشود) درجهی کالای جانشین ایدهآل بستگی دارد به اینکه چگونه به طور خاص تعریف شده باشد برای مثال تقاضا برای برنج krispies که در آن کالا بسیار محدود تعریف شده است در مقایسه با تقاضا برای غلات به طور کلی. در حقیقت کالاهای قابل جایگزین برای یکدیگر از عواقب اقتصاد فوری است. تا آنجا که یک کالا میتواند برای دیگری جایگزین شود و تقاضا برای دو نوع از کالا باهم بالا رود به وسیله این حقیقت مشتری میتواند با سنگین و سبک کردن یک کالا برای دیگری، در صورت مناسب بودن مزیت آن را انتخاب کند.
افزایش در قیمت [ویرایش]
افزایش قیمت (به شرط ثابت بودن شرایط) باعث افزایش تقاضا برای کالای جانشین آن خواهد شد. اگر دو کالا قابلیت جایگزینی بالا داشته باشند تغییر در تقاضا بسیار بیشتر خواهد بود بنابراین اقتصاددانان به عنوان مثال میتوانند پیش بینی کنند که افزایش هزینه یک نام تجاری خاص از مواد شوینده به احتمال زیاد به دلیل یک تغییر بزرگ در تقاضا برای مارکهای دیگر است و مواد شوینده بسیار مشابه هستند در نتیجه قابلیت جایگزینی بالاتری دارند در جالی که مداد و قلم جایگذین جزئی هستند حال آنکه بسیاری از آنها گاهی قابل تعویض و جایگزنی هستند اما بسیاری از مصرف کنندگان یکی را بر دیگری بیشتر ترجیح میدهند و گاهی اوقات تنها یکی را قبول میکنند مانند قلم برای اسناد قانونی یا مداد برای تکالیف ریاضی دبیرستان
انواع مختلف [ویرایش]
توجه داشته باشیدهنگام بحث کردن در مورد کالای جانشین ما در حال صحبت کردن در مورد انواع مختلفی از کالا هستیم، بنابراین قابلیت جایگزینی یک کالا برای دیگری همیشه یک سطح از ماده است یک کالای جایگزین مناسب برای دیگری است تنها در صورتی که بتوان آن را دقیقا به همان شیوه استفاده کرد، در این صورت مطلوبیت یک ترکیب، تابع رو به افزایش از مجموع دو مقدار است و از لحاظ نظری در مورد تفاوت قیمتها تقاضا برای کالای گران تر وجود نخواهد داشت. در اقتصاد خرد دو نوع جانشینی وجود دارد، جانشین ناخالص و جانشین خالص. کالای Xi را یک جانشین ناخالص برای کالای Y گفته میشود اگر: 
وبه کالای Y وX جانشین خالص گفته می شود اگر: 
در آن
یک تایع مطلوبیت برای دو کالا باشد
جایگزینی از کالا [ویرایش]
کالاهایی که به طور کامل قابل تعویض با یک دیگر هستند را جانشین کامل میگویند آنها ممکن است یه عنوان کالاهایی که نرخ جانشینیشان ثابت است مشخص شود، به عنوان مثال دیسکهای فشرده و قابل نوشتن(CD) از تولید کنندگان مختلف جایگزین کامل در نظر گرفته میشود، هنگامی که قیمت یک مارک سی دی افزایش یابد انتظار میرود مصرف کننده مارکهای دیگر از سی دی را جایگزین کند این به این معنا است که مقدار کل سی دیهای خریداری شده تغییر نخواهد کرد. جایگزین ناقص سطح پایین تری از جایگزینی است و به این منظور نرخهای مرزی متغیر در امتداد منحنیهای بیتفاوتی مصرف کننده نمایش داده میشود، نقاط مصرف بر روی منحنی در سطح مشابه از مطلوبیت به همان اندازه پیشنهاد میشود اما جبران خسارت در حال حاضر بستگی به نقطه شروع جایگزینی دارد. نوشابهها نمونهای از چنین محصولی است. مانند افزایش قیمت کوکاکولا که انتظار میرود مصرف کننده پپسی را جایگزین کند با این حال بسیاری از مصرف کنندگان یک مارک نوشابه را بر دیگری ترجیح میدهند برای مثال مصرف کنندگانی که کوکاکولا را به پپسی ترجیح میدهند نمیخواهند بین آنها براساس مد مبادله کنند در عوض مصرف کنندهها مایل خواهند بود مقدار نسبتا زیاد پپسی را به جای مقدار نسبتا کمی کوکا کولا از دست بدهند.
رقابت کامل [ویرایش]
یکی از شرایط لازم برای رقابت کامل این است که محصولات بنگاههای رقیب باید جایگزین کامل باشند، زمانی که این وضعیت تامین نشده باشد بازار به وسیله محصولات متفاوت مشخص میگردد.
جانشین کالا [ویرایش]
کالاهای جایگزین یک مفهوم اقتصادی است که در آن دو کالا ارزش قابل مقایسه دارند به عنوان مثال سیب زمینی در مزارع مختلف. اگر قیمت سیب زمینی یک مزرعه بالا رود مردم خرید آن را متوقف خواهند کرد و در عوض از مزرعه دیگر خریداری میکنند در صورت ثابت بودن شرایط (فرض کنید سیب زمینیها از مزارع مختلف همگن هستند)
منابع [ویرایش]
Nicholson، Walter (1998). Microeconomic Theory. The Dryden Press
Browning، Edgar K (1999). Microeconomic Theory & Applications 6th Edition. New York: Addison Wesley Educational Publishers.