کالاش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۵°۴۴′۲۰″ شمالی ۷۱°۴۳′۴۰″ شرقی / ۳۵.۷۳۸۸۹° شمالی ۷۱.۷۲۷۷۸° شرقی / 35.73889; 71.72778 کالاش قومی هندوایرانی ساکن هندوکش است. آنها در ناحیه چیترال، استان سرحد در شمال غربی پاکستان سکونت دارند و به زبان کالاش از زبان‌های هندوایرانی شاخه داردی سخن می‌گویند. جمعیت کالاش‌ها حدود ۶ هزار نفر برآورد می‌شود.

کالاش‌ها را همچنین بازماندگان اسکندر مقدونی می‌دانند. [۱]

تاریخ[ویرایش]

پیکره چوبین یک زن نشسته بر کرسی، از ۲۸۴، یافته شده در دره کالاش

تاریخ نوشته‌ای از کالاش‌ها در دست نیست. در تاریخ شفاهی این مردم نسل به نسل روایت شده است به سال ۳۷۷ قبل از میلاد باز می‌گردد که گروهی از سپاهیان اسکندر در این منطقه سکونت گزیدند.[۱] مورخان نسبت به صحت ادعای کالاش‌ها در مورد رسیدن تبار آن‌ها به فرماندهان اسکندر تردید دارد. اما برای بسیاری دیگر شباهت‌هایی که میان فرهنگ کالاش‌ها و یونانیان وجود دارد از جمله الهه‌های مشترک، موسیقی و جزئیات معماری شاهد صحت ادعای آنان است.[۲]

قوم کالاش توانسته‌اند در مقابل فشار مداوم همسایگان مسلمان خود که در تمام طول تاریخ آنها را کافر نامیده‌اند مقاومت کنند و آیین اسلام را نپذیرند.

کالاش‌ها تا اوایل قرن بیستم جمعیت زیادی داشتند، اما پس از آن تعداد آن‌ها همانند دیگر اقوام غیرمسلمان منطقه رفته رفته کاهش یافت. سیف الله جان یکی از رهبران کالاش‌ها اعلام کرد: «اگر یک کالاش مسلمان شود نمی‌تواند در میان ما زندگی کند. ما بایستی هویت خود را حفظ کنیم.»[۳]

هم اکنون کالاش‌های مسلمان که شیخ نامیده می‌شوند، بیش از نیمی از جمعیت کالاش‌ها را شکل می‌دهند. بسیاری از آنان در روستاهای همسایه زندگی می‌کنند و زبان و بسیاری از رسوم فرهنگی منحصر به فرد خود را حفظ کرده‌اند.[۴]

سنت‌ها[ویرایش]

برخلاف آنکه درطول تاریخ کالاش‌ها را به کفر متهم کرده‌اند و آنها را کافر نامیده اند کالاش‌ها خدا پرست هستند و به یک آفریننده که خدایی می خوانند بعنوان پروردگار معتقدند و پس از او خدایان دیگری را نیز برای حفظ زندگی خانوادگی و کاری خود باور دارند.[۲]

طبیعت نقش معنوی مهمی در زندگی روزمره کالاش‌ها دارد و آنها برای شکرگزاری از منابع سرشار دره‌های سرسبز خود مراسم گوناگون جشن و قربانی برگزار می‌کنند.[۱]

از بدو تشکیل جامعه کالاش ها، در شیوه زندگی آنها تغییر زیادی بوجود نیامده است.

جامه زنان کالاش ردای بلند مشکی با لبه‌های گل‌دوزی شده رنگارنگ است، آن‌ها به همین جهت به «کافران سیاه پوش» معروفند. در میان کالاش‌ها برخلاف دیگر اقوام ساکن پاکستان جدایی جنسیتی معمول و ارتباط زن و مرد ممنوع نیست، اما زنان در دوران قاعدگی ناپاک شمرده می‌شوند و به دهکده‌ای به نام «باشالنی» می‌روند. دهکده زنانه‌ای که تولد فرزندان نیز در آن صورت می‌پذیرد. پس از زایمان مراسمی برای پاک شدن نمادین مادر نیز انجام می‌گیرد که شوهر نقش مهمی در آن دارد.

ازدواج به وسیله فرار زن و شوهر زیاد اتفاق می‌افتد و حتی زنان شوهردار را نیز در بر می‌گیرد. این امر ممکن است به دشمنی خانواده‌ها بیانجامد که معمولاً با میانجیگری دیگران خاتمه می‌پذیرد.

سن ازدواج دختران معمولاً پائین است و طلاق نیز رایج است. زن برای جدایی از همسرش و ازدواج با مردی دیگر می‌بایست در نامهای به او مبلغی را که شوهرش برای ازدواج با او پرداخته بوده بنویسد. این بدان جهت است که آن مرد باید برای ازدواج با او دو برابر آن مال را به شوهر قبلی زن بپردازد[۵].

جشن‌ها[ویرایش]

جشن جوشی

در اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد برگزار می‌شود. در اولین روز جشن جوشی مردم از شیر ده روز مانده می‌نوشند.

جشن اوچا

در پائیز برگزار می‌شود.

چویموس

کالاش‌ها در جشن چویموس مهمترین جشن سالیانه خود، پایان سال و فصل برداشت را در نیمه زمستان گرامی می‌دارند. رقص، موسیقی، بزهایی که برای «بالیمان» قربانی می‌شوند؛ خدایی که از سرزمین افسانه‌ای آنان در روزهای جشن به دره کالاش آمده، و غذاهایی که در عبادتگاه‌ها پیشکش ارواح نیاکان‌شان می‌گردند، جلوه‌های اصلی این جشنواره‌اند.

بودولاک

جشن دیگر مردم کالاش است. در این مراسم یک نوجوان نیرومند به کوهستان می‌رود تا تابستان را به همراه چند بز بگذراند، به اعتقاد این مردم شیر بز او را قدرتمند می‌کند. در روز جشن او اجازه دارد تا تنها برای ۲۴ ساعت به روستا برگردد و آن مدت را با یکی از زنان روستا بگذراند. او هر زنی را حتی اگر شوهر داشته باشد یا کودک باشد می‌تواند برگزیند. اگر فرزندی از این ارتباط جنسی زاده شود، مقدس دانسته می‌شود. اگرچه آن‌ها اعلام کرده‌اند که این مراسم را برچیده‌اند، اما بسیاری به ادامه برگزاری آن -به طور محرمانه- معتقدند.

کالاش‌ها و همسایگان[ویرایش]

علاقه کالاش‌ها به مجسمه‌های آراسته چوبین، شراب و حیوانات همواره موجب پیدایش اختلاف میان آنان و همسایگان مسلمان آن‌ها بوده است. البته یورش خونبار امیر عبدالرحمان پادشاه افغانستان در سال ۱۸۹۳ به کافرستان (نورستان کنونی) و تغییر مذهب اهالی غیر مسلمان این منطقه، کالاش‌ها را در بر نگرفت، چرا که سرزمین آنان در آن‌سوی خط دیورند قرار گرفته بود و بخشی از ولایت چیترال هندوستان به حساب می‌آمد.

امروزه دولت پاکستان سیاست خود را نسبت به غیر مسلمانان ساکن چیترال با تساهل توأم کرده است. افرادی که وارد دره کالاش می‌شوند می‌باید مبلغی را به عنوان ورودیه بپردازند. این مبالغ برای رفاه مردم و حفاظت از محیط زیست این ناحیه خرج می‌شود. با این حال هنوز هم قوم کالاش که در سه دهه اخیر جمعیت آنان سیر صعودی یافته، با خطراتی روبه‌رو ست.

اقتصاد کالاش‌ها به کشاورزی سنتی و حیوانات اهلی (بز) متکی است. اما زباله‌ها و فاضلاب کارخانه‌های پاکستانی منابع آبی آنها را آلوده، قطع درختان جنگل به کمبود مراتع انجامیده و کمبود غذا بحرانی مستمر در این منطقه بوده است. مهاجرت و گرویدن به اسلام برای یافتن کار در خارج از دره کالاش یکی از دلایل کاهش جمعیت کالاش‌ها بوده است.

البته فشارها برای ادغام جامعه کالاش با اقوام مجاور مسلمان همچنان ادامه دارد و زنان کالاش به جهت نپوشاندن موهای خود مورد آزار قرار می‌گیرند و تعدادی نیز به روسپی‌گری وادار گشته‌اند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ دیدار با قوم کالاش، بازماندگان اسکندر مقدونی در پاکستان، بی بی سی
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ عکس: آداب و رسوم کالاش ها، بی بی سی
  3. Raffaele, Paul. Smithsonian Jan. 2007: page 66-68.
  4. Ahmed, A.S., 1986. The Islamizaion of The Kalash Kafirs. Pakistan Society: Islam, Ethnicity and Leadership In South Asia. page 23-28
  5. Kalash Festival of Choimus at Pilot Destination Guide