کاروسو (ترانه)
کاروسو ترانهای است که توسط لوچو دالا در ۱۹۸۶ تصنیف شدهاست و به انریکو کاروسو تقدیم شدهاست. خوانندگان متعددی این اثر را اجرا کردهاند که عبارتاند از:
- دونالد برازول
- مایکل کاستالدو
- ماریو فرانگولیس
- آنتونیو فورچیونه
- سابینا اسکوبیا
- لارا فابین
- آندریا بوچلی
- سارا برایتمن
- لوچیانو پاواروتی
- جاش گروبن
- راسل واتسون
- ایل دیوو
- سه تنور
متن ترانه به زبان ایتالیایی [ویرایش]
Qui dove il mare luccica e tira forte il vento
Su una vecchia terrazza davanti al golfo di Surriento
Un uomo abbraccia una ragazza dopo che aveva pianto
Poi si schiarisce la voce e comincia il canto
Te voglio bene assaie ma tanto tanto bene sai
È una catena ormai che scioglie il sangue dint'e vene sai
Vide le luci in mezzo al mare pensò alle notti là in America
Ma erano solo lampare e la bianca scia di un'elica
Sentì il dolore nella musica si alzò dal pianoforte
Ma quando vide la luna uscire da una nuvola
Gli sembrò più dolce anche la morte
Guardo negli occhi la ragazza quegli occhi verdi come il mare
Poi all'improvviso usci una lacrima e lui credette di affogare
Te voglio bene assaie ma tanto tanto bene sai
È una catena ormai che scioglie il sangue dint'e vene sai
Potenza della lirica dove ogni dramma è un falso
Che con un po'di trucco e con la mimica puoi diventare un altro
Ma due occhi che ti guardano così vicini e veri
Ti fan scordare le parole confondono i pensieri
Cosi diventa tutto piccolo anche le notti là in America
Ti volti e vedi la tua vita come là scia di un'elica
Ma si è la vita che finisce ma lui non ci pensò poi tanto
Anzi si sentiva già felice e ricominciò il suo canto
Te voglio bene assaie ma tanto tanto bene sai
È una catena ormai che scioglie il sangue dint'e vene sai
Te voglio bene assaie ma tanto tanto bene sai
È una catena ormai che scioglie il sangue dint'e vene sai
متن ترانه به زبان فارسی [ویرایش]
اینجا همانجایی است که دریا میدرخشد و باد تندی می وزد
روی تراس قدیمی روبروی خلیج سورنتو
مردی در آغوش میکشد دخترکی را پس از آن که گریسته بود
سپس صدایش را صاف می کند و آواز سر می دهد:
دوستت دارم، میدانی که خیلی خیلی دوستت دارم.
همینک زنجیری است (عشق تو) که خون را در رگ ها ذوب می کند. آیا می دانی؟
نورهایی در وسط دریا دید، و به یاد شبهای آنجا، آمریکا افتاد
ولی آن نور فقط چراغ یک قایق بود و رد سفید پروانهاش
درد را در موسیقی حس کرد، از پشت پیانو بلند شد
ولی وقتی که دید ماه از پشت ابرها بیرون میآید
به نظرش حتی مرگ هم شیرین رسید
نگاهش را به چشمان دخترک دوخت، آن چشمهای سبز بسان دریا
و بعد ناخودآگاه اشکی از گونهاش جاری شد، و احساس کرد دارد غرق می شود
دوستت دارم، میدانی که خیلی خیلی دوستت دارم.
همینک زنجیری است (عشق تو) که خون را در رگ ها ذوب می کند. آیا می دانی؟
نیروی اپرا جایی که در آن هر نمایشی دروغ است
و با کمی گریم و ادا و اطوار می توان به چیز دیگری تبدیل شد،
ولی دو چشمی که به تو نگاه میکنند، اینگونه نزدیک، اینگونه واقعی،
کلمات را از خاطر میبرند، و افکارت را در هم میریزند
به این تریتیب همه چیز حقیر می شود، حتی شبهای آمریکا
به عقب برمیگردی و زندگیات را همانند رد سفید پرذوانه ی قایقی می بینی.
آری، این زندگی است که تمام می شود و بعد دیگر به آن خیلی فکر نکرد
برعکس فکر میکرد راضی است و شاد، و آواز را از سر گرفت:
دوستت دارم، میدانی که خیلی خیلی دوستت دارم.
همینک زنجیری است (عشق تو) که خون را در رگ ها ذوب می کند. آیا می دانی؟
دوستت دارم، میدانی که خیلی خیلی دوستت دارم؟
همینک زنجیری است (عشق تو) که خون را در رگ ها ذوب می کند. آیا می دانی؟
مراجع [ویرایش]
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Caruso (song)»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۷).
- آوای آسمانی (ترانههای Andrea Bocelli). ترجمهٔ حمیدرضا مهدوی، علیرضا اباذری. چاپ اول. مؤسسهٔ فرهنگی انتشاراتی گرگان، ۱۳۸۲. ۱۴. ISBN 964-7225-34-2.