کارآفرینی سازمانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

کارآفرینی سازمانی و یا کارآفرینی شرکتی (به انگلیسی: Corporate Entrepreneurship) فرايندی است كه فعاليت های سازمانی را به سمت خلاقيت، نوآوری، مخاطره پذيری و پيشتازی سوق می دهد.

تحولات و پيشرفت هاي نظری كارآفريني سازماني را مي توان به دهه ۱۹۹۰ ميلادی نسبت داد.


تعریف[ویرایش]

کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که سازمان طی می کند تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرینان انجام وظیفه کنند و تمام فعالیت های فردی یا گروهی را به طور مستمر، سریع و راحت در سازمان مرکزی به ثمر برسانند. هنگامی که فعالیت کارآفرینی توسط فرد یا گروه کارآفرین در داخل یک سازمان انجام بگیرد، به آن کارآفرینی سازمانی گویند.[۱] نتیجه این نوع کارآفرینی معمولا ایجاد یک واحد سازمانی جدید در داخل سازمان، طراحی و عرضه محصولات یا خدمات جدید و ایجاد ارزش های نوین مانند شبکه های توزیع مدرن، شیوه های بازاریابی مبتنی بر شبکه های اجتماعی و اینترنت و غیره، برای سازمان می باشد.


همچنين مي توان ادعا كرد كارآفرينی سازمانی فرايندی است كه از راه القای فرهنگ كارآفرينانه در يك سازمان به ارائه نوآوری در محصول و فرايندها می انجامد.


البته واژه كارآفرينی سازمانی را نخستين بار "پينكات" (۱٩٧٨ ميلادی) به كار برد و در آن زمان به كارآفرينان سازمان های بزرگ، كارآفرينی سازمانی اطلاق می شده است؛ اما با گسترش روزافزون كارآفرينی در سازمان و پيشرفت های شگرف سازمان ها به دليل اجرايی كردن كارآفرينی، مفاهيم و تعاريف آ ن نيز دستخوش تغييرات شده و به مرحله ای از بلوغ و تكامل دست يافت.[۲]

فرآیند کارآفرینی سازمانی[ویرایش]

مراحل کارآفرینی سازمانی از سازمانی به سازمان دیگر و از ایده ای تا ایده دیگر تفاوت دارد و نمی توان فرمول ثابت و استانداردی برای آن ترسیم نمود، اما مراحل و اصول مشترکی در فرآیند کارآفرینی سازمانی و رفتارهای کارآفرینان دیده شده است از جمله مراحل چهار گانه ذیل که کانتر ارائه داده است.

معین کردن مسئله و شکل گیری ایده جدید[ویرایش]

اولین مرحله کارآفرینی درون سازمانی، تشخیص و تعیین موضوع، مسئله یا ایده ایست که برای آشکار شدن و جمع آوری اطلاعات آن ممکن است ماه ها و یا حتی سال ها وقت لازم باشد. کارآفرینان سازمانی باید در این مرحله نه فقط به صدای درون خود گوش دهند بلکه با دیگران نیز مشورت کنند و از آنها نیز چیزهای یاد بگیرند مثلا از مشتریان و رقبا و غیره.

تشکیل ائتلاف و اتحاد[ویرایش]

در سازمان های بزرگ، کارآفرینان برای ادامه و اجرای کار احتیاج به حمایت های مالی و قانونی مدیران دارند و باید سعی کنند از طریق ارتباط با دیگران،مهارت ها و سوابق خود با افراد، ریسک کار خود را برای سازمان توجیه کنند و در واقع ایده اشان را به سازمان بقبولانند و یا به اصطلاح بفروشند.

تکمیل امکانات و تکمیل ایده جهت اجرا[ویرایش]

کارآفرینان جهت تجهیز و تکمیل ایده به منظور اجرای ایده، تیم کاری تشکیل داده و فعالیت می کنند. این مرحله نیز در سازمان های سنتی با موانعی از قبیل فرهنگ و ساختار سازمانی نامناسب، توانمند نبودن کارکنان، تضاد و دخالت زیاد، فقدان اطلاع صحیح، و نبودن شور و هیجان و تعهد قوی در کارکنان روبه روست.

برداشت و جانشینی[ویرایش]

در این مرحله اگر پروژه مراحل قبلی را با موفقیت پشت سر گذاشته باشد، باید محصول یا فرآیند جدید در سازمان به صورت عادی و طبیعی درآید و از این پس نیاز است تا بهره وری و ثبات را با مهارت های مدیریتی افزایش داد. معمولا کارآفرینان علاقه ای به ماندن در این وضعیت ندارند و ادامه کار را به دیگری واگذار می کنند.

تفاوت کارآفرینی فردی و کارآفرینی سازمانی[ویرایش]

برخی از صاحب نظران معتقدند که کارآفرینی سارمانی فرآیندی است که از طریق محصولات، فرآیندها و ایده های جدید در سازمان به اجرا گذاشته می شود و توسعه می یابد. از این رو فرآیند کارآفرینی سازمانی به کلی با فرآیند کارآفرینی فردی و مستقل تفاوت دارد و تفاوت در وضعیت محیطی آن ها برای هر یک مزیت ها و معایبی را بوجود می آورد. یکی از تفاوت های مهم در این است که اقدامات کارآفرینی فردی "ایجادی" است، در حالی که کارآفرینی سازمانی اغلب متوجه "بازیابی" است. همچنین تفاوت دیگر میان کارآفرینی فردی و سازمانی در رقیبان شرکت است. در کارآفرینی فردی، رقیب، بازار می باشد. کاری که کارآفرین مستقل انجام می دهد، برطرف کردن موانع موجود در بازار برای بقا و رقابت است. اما در مورد کارآفرینی سازمانی، فرهنگ شرکت، رقیب اولیه می باشد. تفاوت دیگر در این است که سازمان می تواند در زمان بحران مالی از منابع مالی شرکت های مادر استفاده نماید ولی فرد کارآفرین یا باید از ثروت شخصی خود استفاده نماید یا از سایر منابع خارجی استفاده نماید که این امر خود با مشکلات فراوانی همراه است. فرآیند کارآفرینی سازمانی در مقایسه با فرآیند کارآفرینی فردی دارای نقاط اشتراک و افتراق زیادی است. مثلا هر دو بر نوآوری تاکید می کنند، هدف هر دو ایجاد محصولات یا خدمات با ارزش افزوده است و خطر پذیری هر دو زیاد است. ولی در کارآفرینی فردی بر روی سرمایه و وقت کارآفرین ریسک می شود در حالی که در کارآفرینی سازمانی با اقدام به تولید محصولات جدید، بر روی سرمایه شرکت ریسک می شود.

کار آفرینی درون سازمانی[ویرایش]

هنگامی که فعالیت کارآفرینی توسط فرد یا گروه داخل یک سازمان انجام گیرد، به آن کارآفرینی درون سازمانی ( به انگلیسی: Intrapreneurship ) گفته می شود. فرآیندی که کارآفرین با زحمت بسیار و معمولا بدون حمایت و رضایت سازمان طی می کند تا فعالیت کارآفرینانه ای را در سازمانی که معمولا سنتی و بروکراتیک است، به ثمر برساند. کارآفرینی درون سازمانی به شدت در فعالیت های کارآفرینانه و نیز جهت گیری های مدیریت ارشد سازمان بازتاب می یابد. این تلاش های کارآفرینانه، چهار عنصر کلیدی را شامل می شوند، که عبارتند از اقدام به فعالیت های کارآفرینانه اقتصاد نوپا، ابداع و نوآوری، نوسازی خویشتن و در نهایت تاثیر گذاری. کارآفرینی درون سازمانی با کارآفرینی سازمانی، که در آن محصولات یا فرآیندهای نوآوری شده از طریق القا و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده به ظهور می رسد، تفاوت دارد. به عبارت دیگر، کارآفرینی سازمانی شامل پرورش رفتار کارآفرینانه در سازمانی است که قبلا تاسیس شده، و فرآیندی است که محصولات (خدمات) یا فرآیندهای نوآورانه و خلق فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان ایجاد می کند، در حالی که در کارآفرینی درون سازمانی اینگونه نیست و کارآفرین به تنهایی ایده خود را پیش می برد.

دانشگاه های محقق و محققان برجسته در کارآفرینی سازمانی[ویرایش]


پژوهشگران کارآفرینی سازمانی در ایران[ویرایش]


منابع[ویرایش]

سایر منابع[ویرایش]

  • گلستان هاشمی، سید مهدی، مبانی علم کارآفرینی، جهاد دانشگاهی، اصفهان: ١٣٨٢.
  • فرهنگی، علی اکبر، حسین صفرزاده، كارآفريني، ( مفاهیم، نظرها، مدل ها و کاربردها)، موسسه کار و تامین اجتماعی، تهران: ١٣٨٦.
  • پيكارجو، کامبیز، فرزانه، علي اصغري، كارآفريني سازماني و سازمان هاي كارآفرين، تهران، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک، شماره ۲۰، ۱۳۸۷.